امر به معروف و نهی از منکر کشور را از فساد دور می کند

علی اکبر عالمیان

 مبارزه با انحراف، مصداق بارز نهی از منکر

انحراف عقیدتی را باید بزرگترین مصداق منکر دانست و مبارزه با این پدیده را نیز بزرگترین مصداق نهی از منکر. برای مبارزه با انحراف باید سرچشمه ها و ریشه های آن را خشکاند. ریشه های این انحرافات، یا جریانات بدلی و التقاطی اند و یا افراد منحرف و بدعت گذار. نقش عالمان دینی و مجاهد در برخورد با این ریشه ها و مصادر بسیار راهبردی است.

انحراف عقیدتی را باید بزرگترین مصداق منکر دانست و مبارزه با این پدیده را نیز بزرگترین مصداق نهی از منکر. برای مبارزه با انحراف باید سرچشمه ها و ریشه های آن را خشکاند. ریشه های این انحرافات، یا جریانات بدلی و التقاطی اند و یا افراد منحرف و بدعت گذار.

نقش عالمان دینی و مجاهد در برخورد با این ریشه ها و مصادر بسیار راهبردی است. یکی از جریانات انحرافی، بهائیت است که در طول تاریخ معاصر، بزرگ ترین صدمات و لطمات را بر پیکره دین زده است. این جریان به ویژه در دوران زعامت آیت الله العظمی بروجردی- از سال ۱۳۲۶ تا ۱۳۴۰ – نقش محوری در تخریب باورها و حاکمیت ضد ارزش ها داشته است، اما  این عالم پارسا و مجاهد، کسی نبود که در برابر  این هجمه ها سکوت کند؛ او با تمام قوا به میدان آمد و در برابر این منکر بزرگ که سرچشمه بسیاری از پلیدی ها در آن زمان بود، ایستاد. او از شاه خواست تا فرقه ضاله بهائیت را که در اغلب ادارات ریشه دوانیده و با لطایف الحیل مشغول فعالیت بودند،‌ غیر قانونی اعلام کند.

همچنین آن بزرگوار از مرحوم فلسفی که آن دوران سخنان وی از مسجد شاه (امام خمینی) ساعت ۱ تا ۲ بعد از ظهر مستقیماً از رادیو پخش می‌شد، خواست تا به تفصیل درباره مسلک خرافی و ساختگی فرقه بهائیت سخن بگوید. حجت الاسلام فلسفی نیز سخنرانی تندی بر ضد بهائیت انجام داد و تأکید کرد که مردم با کمال بی‌صبری منتظر اقدام آیت الله بروجردی هستند، و از دولت وقت و شخص شاه خواست که آن‌ها را غیر قانونی اعلام کند. وی با اشاره غیر مستقیم به عبدالکریم ایادی، پزشک مخصوص شاه که یک بهایی متعصب بود، محمدرضا شاه را مورد خطاب قرار داد و گفت: «پادشاه مملکت بداند که اختیار جان وی در دست یک نفر بهایی است.»

با سخنرانی حماسی مرحوم فلسفی، خشم مسلمانان متوجه بهایی‌ها شد و افراد این فرقه ضاله در معرض خطر جدی قرار گرفتند.

آیت الله بروجردی نیزدر نامه‌ای خطاب به حجت الاسلام فلسفی به سبب مقابله با این فرقه، تشکر کرد. همچنین در مصاحبه‌ای با روزنامه ‌کیهان درباره مسأله بهائیان چنین بیان داشت: ۱. باید نظم و آرامش در کشور برقرار شود؛ ۲. باید حضیره القدس را ویران نمود و ساختمان جدید در تصرف انجمن خیریه باشد؛ ۳. کلیه بهائیان باید از ادارات دولتی و بنگاه‌های ملی هر چه زودتر طرد شوند. اقدامات این مرجع بیدار، تا حدود زیادی از فعالیت گسترده بهائیان جلوگیری کرد، اما بر اثر فشار سران بهائیت که در لایه‌های حکومت پهلوی ریشه دوانده بودند و همچنین حمایت امریکا و انگلیس از این فرقه ضالّه، دوباره – هر چند به صورت محدود – فعالیت اعضای این گروه شروع شد.

آیت الله بروجردی، خود نیز جریان مقابله با فعالیت‌های بهائیان را تعریف و از عدم توفیق کامل در این مسأله، اظهار تأسف می‌کند: «هرگاه با شاه ملاقات کرده‌ام، تأکید داشتم که جلوی این فرقه ضالّه مضلّه را بگیرند و او هم وعده می‌داد، ولی عمل نمی‌کرد. تا در یکی از ملاقات‌ها به او فشار آوردم، گفت: این کار از من ساخته نیست، باید شما کمک کنید. گفتم: من چه قدرتی دارم؛ قدرت در دست شماست. گفت: شما مردم را وادارید که شکایت کنند و به من منعکس شود، تا من مستندی برای جلوگیری داشته باشم. من دیدم، نظر بدی نیست؛ از این رو، از آن به بعد مردم شهرستان‌ها را وادار به نوشتن نامه‌هایی علیه این جریان کردیم. ماه رمضان که فرا رسید، به آقای فلسفی گفتیم علیه بهائیان سخنرانی کنند.

نتیجه‌ این کوشش‌ها این شد که شاه،‌ باتمانقلیچ را وادار کرد که ساختمان حضیره القدس (مرکز بهائیان) را خراب کند، پس از دو سه روزی خبر دادند که این مرکز را خراب نمی‌کنیم، بلکه تبدیل به کتابخانه می‌کنیم. آخر یکی از شب‌ها آمدند، گفتند: از دربار کسی ملاقات می‌خواهد. اجازه دادم. آن شخص آمد و گفت: از سفارت امریکا، از شاه خواسته‌اند «با اقلیت‌های مذهبی کاری نداشته باشید؛ زیرا ما خود را موظف می‌دانیم که امنیت اقلیت‌ها را حفظ کنیم. اگر شما نمی‌توانید امنیت آن‌ها را حفظ کنید، ما درصدد حفظ آن‌ها باشیم»؛ از این روی، ادامه این موضوع با حیثیت ما منافات دارد. من هم با کمال تأسف گفتم: قضیه را خاتمه بدهید که باعث ذلت مسلمانان نگردد؛ لذا قرار شد مرکز بهائیان را تبدیل به کتابخانه بکنند. به حسب ظاهر قضیه خاتمه یافت.»

بدین‌گونه، تلاش مجدّانه آیت الله بروجردی تأثیرات چشمگیری در جلوگیری از روند فعالیت بهائیت در ایران داشت و این حاصل نگردید مگر با روحیه تکلیف مدارانه این مرجع تقلید در اجرای نهی از منکر.[۱]

گاهی اوقات نیز باید با افراد منحرف برخورد عملی کرد و از ریشه دواندن افکار انحرافی جلوگیری نمود. نمونه بارز این نوع برخورد در عصر حاضر، شهید سید مجتبی نواب صفوی است. قاطعیت نواب در برابر انحرافات واقعا ستودنی بود. پس از انتشار کتاب های کسروی ـ که در برگیرنده افکار انحرافی و ضد دینی بود ـ سید مجتبی نواب صفوی نزد مراجع و اساتید عالی مقامی هم چون آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی و علامه امینی رفته، کتاب های ضد دینی کسروی را با اظهار ناراحتی و تأسف، به آنان نشان داد و منتظر تصمیم و اقدام آنان گردید. حاج آقا حسین قمی پس از مطالعه کتاب ها، احمد کسروی را مرتد دانسته، حکم ارتداد وی را صادر نمود.

نواب صفوی به حکم وظیفه دینی خویش، با تصمیمی قاطع درس و مدرسه را رها ساخته، به سرعت به وطن بازگشت تا آن نابخرد را به سزایش برساند. او در روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۴ به قصد کشتن کسروی به همراه اسلحه کمری عازم خانه کسروی گردید. پس از برخورد با وی او را نشانه گرفت، اما این حرکت شجاعانه، ناکام ماند و کسروی جان سالم بدر برد. پس از وقوع این حادثه نواب دستگیر شد امّا با فشار طبقات مردم ـ به خصوص روحانیون، آن مجاهد خستگی ناپذیر آزاد گردیده و قتل کسروی را طرح ریزی کرد. در نهایت، سید حسین امامی به همراه برادر خود سید علی محمد، بنا به توصیه نواب، پیشتاز شده و در روز ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ کسروی را به سزای اعمال ننگینش رساند.[۲]

این دو نمونه ای که ذکرشد، دو مثال جالب از دو طلبه حوزوی است. یکی مرجع تقلید علی الاطلاق حوزه های علمیه و دیگری طلبه جوان و پرشور و انقلابی. فرقی نمی کند که مرجع تقلید باشی یا یک طلبه جوان، باید در برابر منکر بزرگی به نام انحراف بایستی و سرچشمه های آن را بخشکانی. البته باید توجه داشت که ریشه های انحراف در زمان کنونی بسیار پیچیده تر از زمان گذشته و شیوه های نفوذ آن نیز ماهرانه تر است. در برخورد با ریشه منکرات نباید تعلل کرد و این وظیفه در درجه اول متوجه عالمان دین و شاگردان مکتب امام صادق(ع) است؛ لذا باید گفت امروز نیز طلاب و روحانیان ما همان وظیفه ای را دارند که  آیت الله بروجردی و شهید نواب صفوی داشتند.

 

[۱] – در این مورد بنگرید: عالمیان علی اکبر، رایت دین(بررسی اندیشه و رفتار سیاسی آیت الله بروجردی) ، ص۳۲۵-۳۱۴

[۲] – پاک نیا، عبدالکریم، خاطرات ماندگار، ص ۶۱


همچنین ببینید

تشویق مردم به شرکت در انتخابات امربه معروف به معنای واقعی است

تأیید بهائیت دهن کجی به تشیع و انقلاب است

نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان با اشاره به هنجار شکنی بعضی که منسوب به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.