امر به معروف و نهی از منکر به مثابه قدرت نرم

چکیده

فرهنگ به عنوان اصلی ترین مولفه قدرت نرم در هر جامعه ای با ملاحظات خاص خود نقش آفرینی می‌کند. در فرهنگ اسلامی نهادینه شدن احساس مسئولیت همگانی و به دنبال آن تحقق نظارت مردمی (نظارت غیر رسمی)جایگاهی ممتاز و بی بدیل دارد؛ احساس مسئولیت و نظارت هرچند کم و بیش در همه جوامع وجود دارد اما در جوامع اسلامی، به دلایل فراوان می توان آن را با شدت، گستره و عمق بسیار بیشتری سراغ گرفت.

این مقاله از همین منظر، تاسیس اسلامی امر به معروف و نهی از منکر را بازخوانی می‌کند و در مقام اثبات این نکته است که نهادینه شدن فرهنگ شهادت، فرهنگ مقاومت، فرهنگ معنویت، فرهنگ عزت مندی و فرهنگ توانمندی علمی که همگی در بازتولید قدرت نرم سهم بسزایی دارند، در سایه امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر است و اگر این امر با بهره‌گیری از شیوه های درست صورت پذیرد، ناب ترین نوع قدرت را شاهد بوده و از مزایای بی‌شمار آن بهره مند خواهیم شد؛ برای فرهنگ سازی در ابعاد مختلف بهره گیری از این دو فریضه باید در اولویت مردم و مقامات قرار گیرد و تنها از این رهگذر است که این تاسیس اسلامی قابلیت تبدیل شدن به قدرت نرم را خواهد داشت وبه خوبی می تواند برای الگوگیری به دیگران عرضه شود. روش این پژوهش، عقلی – نقلی و روش داده پردازی، تحلیلی و گاه انتقادی می باشد.

کلیدواژه ها

مسئولیت عمومی. افکار عمومی.قدرت اجتماعی.امر به معروف. نهی از منکر.اسلام.قدرت نرم

باب مقدمه ذکر سه نکته ضروری است:

یک.اهمیت مسئولیت های فردی و اجتماعی.فرهنگ و مکتب و ارزشهای آنها، درونمایه ای از قدرت دارند که بر احساس کرامت، حرمت و رضایت مندی مخاطب دامن می‌زنند، در فرهنگ اسلامی،از آن جهت که در رابطه متقابل «فرد» و «جامعه» صلاح و فساد هریک،دیگرى راتحت تأثیر قرار می‌دهد، این رابطه باحساسیت فوق العاده‌ای مورد توجه قرارگرفته و به دلیل پیوندناگسستنی میان فرد و جامعه»، اصلاح خود و دیگران به صورت توامان از مومنان مطالبه شده است. دراندیشه اسلامی،انسان مطلوب،انسانی است که هم صالح است و هم مصلح و برهمین اساس، عافیت طلبی وبی مسئولیتی از سوی مومنان واقعی به کناری گذاشته شده است و نمیتوان گفت که:

عیب رندان نکن ای زاهد پاکیزه سرشت              که گناه دگران برتونخواهند   نوشت

من اگر نیکم وگر بد تو برو خود را  باش              هرکسی آن درود عاقبت کارکه کشت (حافظ،۱۳۵۷: ۷۱)

دو.جاذبه و دافعه با دو رویکرد متفاوت از اصول مسلم اسلامی است.جذب، در حد اعلا و دفع، در حد ضرورت، مورد تاکید و توجه فراون قراگرفته اند؛ بر همین اساس، اقدامات قهر آمیز باید به عنوان آخرین راه حل به مرحله اجرا درآی دو به عنوان پشتیبانی از قدرت نرم در صورت ضرورت مورد استفاده قراگیرد.شیوه های جذب و دفع به طور معمول متفاوت اند. جذب نوعا با ملایمت و ملاطفت صورت می پذیرد در حالی که دفع، با شدت و خشونت (قدرت سخت).به فرموده قرآن کریم دعوت مومنان به سوی خدا، باید از سنخ دعوت حکیمانه و یا موعظه حسنه باشد(النحل: ۱۲۵).می توان پیام این آیه را «سخن درست گفتن» و «درست سخن گفتن» دانست و چه بسا هر دو مورد مشمول دستور «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»(بقره: ۸۳) باشد.

به نظر می‌رسد که سخن نیکو خصوصیتی ندارد و دستور خداوند در مورد رفتار با مردم نیز همین است زیرا تاثیر شگرف گفتار و رفتار سنجیده و حکیمانه و بهره گیری از تذکر و موعظه حسنه بر هیچ کس پوشیده نیست. به دیگر سخن، فرهنگ دینی در پی تصحیح گفتار و رفتار انسان به صورت توامان است. فخررازی در بیان زیبایی می گوید: «سخن مردم با یکدیگر یا در امور دینی است یا دنیوی. در امور دینی یا دعوت به ایمان مطرح است نسبت به کافران و یا دعوت به طاعت و بندگی است نسبت به فاسقان.

دعوت کافران به ایمان لازم است با گفتار نیکو صورت پذیرد همان گونه که خداوند به موسی و هارون دستور به ملایمت در گفتار داد با وجود کفر بی نهایت و سرکشی فرعون در برابر خداوند. در مورد دعوت فاسقان به طاعت، گفتار نیکو لازم است همان گونه که خداوند فرموده است: ادْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَه وَالْمَوْعِظَهالْحَسَنَه(النحل: ۱۲۵)ونیز فرموده است: ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَداوَه ٌکَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ(فصلت: ۳۴).اما در امور دنیوی، اگر غرض با گفتار لطیف حاصل شود، جز آن، نیکو نمی باشد. بدین ترتیب ثابت می شود که تمامی آداب دین و دنیا ذیل این فرمایش خداوند قرارگرفته است: وَقُولُوالِلنَّاسِحُسْناً». (ر.ک. فخر رازی،۱۴۲۰ ، ج ۳: ۵۹۰)

سه.ناب‌ترین شکل قدرت. اگر قدرت را به معنای «توانایی تاثیرگذاری بر دیگران» بدانیم، این تاثیرگذاری به صورت سنتی با به کارگیری ابزارهای فیزیکی و تسلیحات نظامی، صورت می پذیرفته و به عنوان قدرتی سخت افزاری مورد بهره برداری قرارمی‌گرفته است. قدرت سخت با اقتدار ناشی از ایجاد فضای رعب و وحشت و به کارگیری توپ، تانک، هواپیما و موشک، دشمن را از میدان به در و حریف را وادار به تسلیم و تمکین در برابر خود می کند. امروزه بر نوع دیگری از قدرت که فراتر از زور است، تاکید می شود؛ این چهره از قدرت به جای رعب و وحشت با ایجاد جذابیت به میدان می آید و مطلوب خویش را نه از طریق زور که از طریق جذب مخاطب به دست می آورد و از این رو تاثیر آن بر دیگران نه اجباری بلکه اقناعی است.

قدرت فیلم، کتاب، روزنامه، ماهواره و انواع رسانه، از آن جهت که همگی نرم افزاری اند، «قدرت نرم»نامیده می شوند. به دیگر سخن «قدرت نرم، به معنای قدرت مبتنی بر ارزش ها و ساختار اعتقادی ارزیابی می شود» (ابیا، ۱۳۹۱: ۱۱). یکی از مولفه های مهم قدرت نرم فرهنگ است که توانایی ما را در رسیدن به اهداف با جذب مخاطب نشان می دهد و تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در این عرصه در بسیاری از موارد موثرتر و ماندگارتر خواهدبود.

از آنجا که «قدرت نرم» از یک منظر، زاییده «افکار عمومی» است،مساله مورد بحث ما این است که مناسب ترین بستر شکل گیری افکار عمومی چیست. مدعای این مقاله آن است که مناسب ترین و مطمئن ترین خاستگاهی را که برای افکارعمومی می توان سراغ گرفت، معروف و منکر های شرعی و قانونی اند و هرگاه فرهنگ مسئولیت پذیری در جامعه ای نهادینه و از بهترین شیوه های دعوت بهره گرفته شود، قوی ترین و ناب ترین قدرت نرم در عرصه اجتماع پدید می آید و همگان از مزایای بی‌شمار آن بهره مند خواهند گردید. بر همین اساس، مقاله بازخوانی این تاسیس اسلامی را مورد توجه قرارداده است.

چارچوب مفهومی و نظری

۱-۱. امر به معروف و نهی از منکر

الف.جایگاه

قرآن خطاب به مسلمانان می گوید: کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّه أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ (آل عمران:۱۱۰). «دراین آیه مسلمانان به عنوان بهترین” امتى” معرفى شده که براى خدمت به جامعه انسانى بسیج گردیده است،ودلیل بهترین امت بودن آنها این ذکرشده که” امربه معروف ونهى ازمنکر مى کنندوایمان به خدا دارند” واین خود مى رساند که اصلاح جامعه بشرى بدون ایمان و دعوت به حق و مبارزه با فساد ممکن نیست و ضمنا از آن استفاده مى شود که این دو وظیفه بزرگ با وسعتى که در اسلام دارد درآئین هاى پیشین نبوده است.

ازاین بیان نیز روشن مى شود مسلمان تازمانى یک” امت ممتاز” محسوب مى گردند که دعوت به سوى نیکی ها و مبارزه با فساد را فراموش نکنند ،و آن روز که این دو وظیفه فراموش شد نه بهترین امتند و نه به سود جامعه بشریت خواهندبود» (مکارم شیرازى،۱۳۷۴، ج۳: ۴۹-۵۰).

 ب.فلسفه

امر به معروف و نهی از منکر بر پایه دو رکن اساسی قراردارد:

اول.مسئولیت: انسانها در زندگی اجتماعی ، مانند مسافرانی اند که در کشتى اند. پیامبر اکرم در تبیین فلسفه امر به معروف و نهى از منکر فرموده است: گروهى در یک کشتى سوار می شوند؛هرکس درجای خویش می نشیند؛ یکى از مسافران جای خود را سوراخ می‌کند و در پاسخ به اعتراض دیگران می گوید: جای من است و هرچه بخواهم انجام می‌دهم! اگر مسافران همانجا دست او را گرفته و مانع شوند، همگی نجات می‌یابند و اگر چنین نکنند همگی به هلاکت می رسند.

دوم.نظارت: نظارت به معنای مراقبت و زیر نظر داشتن است؛ عملی است که به منظور آگاهی از عملکرد نظارت شونده و جلوگیری از انحراف و اشتباه یا تضییع حقوق، آشکارا یا مخفیانه به شیوه های مختلف صورت می پذیرد. نظارت عامدانه می باشد و به همین جهت اقدامات تصادفی را نمی توان نظارت نام نهاد (جوان آراسته، ۱۳۸۸: ۱۸۱). در مجموع دو نظارت وجود دارد: رسمی و غیررسمی. نظارت های رسمی در بخشهای اداری، قضایی و سیاسی، عالما عامدا صورت می گیرد. اگر از امر به معروف و نهی از منکر تعبیر به«نظارت»کنیم، این نظارت تنها در جایی است که وقتی افراد با ترک معروف یا انجام منکر به صورت اتفاقی روبرو می شوند، وظیفه نظارتی آنان ایجاب می کند که امر به معروف و نهی از منکر کنند.

بدین ترتیب برخلاف نظارتهای رسمی، در این دسته از نظارتها مردم حق تحقیق، تفحص و کند‌ و کاو نسبت به اعمال دیگران را ندارند و بر همین اساس، شبکه های بازرسی و کنترل ماموران دولت یا ضرورت نظارت پنهانی که درنامه های امیرمومنان است، همچون دستور «و ابَعثِ العُیونَ من اهلِ الصدقِ و الوفاءِ علَیهِم: جاسوسانی را که صداقت و وفاداری آنها محرز است بر کارگزارانت بگمار» (نهج البلاغه، نامه ۵۳) را نمی توان مصداقی از امر به معروف و نهی از منکر دانست. وجوب شرعی امر و نهی، تنها در جایی است که انسان به صورت طبیعی با ترک معروف یا ارتکاب منکری مواجه شود نه آن که به دنبال کشف منکر باشد.

کار «عیون» (جاسوسان حکومت برای نظارت بر اعمال کارگزاران) از باب امر به معروف و نهی از منکر نبوده است گرچه می توان امر به معروف و نهی از منکر را مبنای آن به شمار آورد. به طور خلاصه می توان گفت که نظارت ها دو گونه اند: نظارتهای رسمی و سازمان یافته و نظارتهای غیر رسمی و مردمی. نظارت اصطلاحی یا رسمی و سازمان یافته، نظارتی است از سوی مقامی صلاحیت دار، علنی یا پنهانی، همراه با تحقیقات و در صورت لزوم با تجسس صورت می پذیرد، بر خلاف نظارتهای مردمی و عمومی که ضوابط امر به معروف و نهی از منکر در مورد آن باید رعایت شود.

این نظارت بر مبنای ولایت مومنان نسبت به یکدیگر شکل می گیردو همه مومنان را بدون در نظرگرفتن مقام و موقعیت شان در برمی‌گیرد. قرآن در بیانی عام فرموده است: الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ و َیَنْهَوْنَ عَن ِالْمُنْکَر ِ(توبه: ۷۱) ولایت در این آیه را چه به معنای ولایت محبت و نصرت بگیریم (صادقی تهرانی، ۱۳۶۵،ج ۹: ۴۵ و طباطبایى، ۱۴۱۷، ج۶ : ۵) و چه به معنای ولایت تدبیر ( طباطبایی، ۱۴۱۷، ج ۱۴: ۱۳).

 اقتضای چنین ولایتی، اقدام به امر به معروف و نهی از منکر و نظارت مردمی بر تمامی روابط آشکار اجتماعی شهروندان و دولتمردان می باشد. گویا از نظر قرآن، مومنان، زمانی دوستان واقعی یک‌دیگرند که به این فریضه اقدام کنند. به دیگر سخن، یکی از مصادیق ولایت و محبت هر مومن نسبت به مومن دیگر، امر و نهی نسبت به شایست و ناشایست می باشد.

 ۱-۲. نظریه قدرت نرم

الف.جایگاه

گذری کوتاه بر آیات قرآن کریم نشان دهنده آن است که اسلام در مسیر دعوت مردم به خداوند که حقیقت مطلق است از چه شیوه و ابزاری کمک گرفته است. به عنوان نمونه می فرماید: ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَه وَالْمَوْعِظَه الْحَسَنَه) (النحل : ۱۲۵). پیام آوران بزرگ آزادی و آزادگی همین شیوه را در برنامه خود قرارداده بودند؛ از ویژگیهای ممتاز و برجسته رسول خدا که رسول هدایت و تربیت است، داشتن برترین اخلاق و بی نظیرترین رفتار است. خلق عظیم نبوی اهدایی از سوی خدوند است که سبب می شود تا رسول خدا به فرموده «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ» (آل عمران: ۱۵۹) با مردم در شیوه، در گفتار و در رفتار نرمش داشته باشد و «این همان سر عظمت اخلاق پیامبری و روحیه انسانی و سلوک اسلامی است که احساس پیامبر را نسبت به دیگران عمق می بخشد» (فضل الله ، ۱۴۱۹، ج۶: ۳۴۲).

پیامبر در دعوت خویش لازم است واقعیت فضایی را که مسلمانان در آن قراردارند در نظر گیرد، آنها دچار لغزش می شوند، در برابر انحرافات تاثیرپذیرند و یا تسلیم فشارها می شوند و این ناشی از درگیری نفس است که گاه به حق منتهی می شود و گاه زیر سلطه باطل قرار می گیرد. در نظر گرفتن این واقعیات به این است که به آنان مجال دهد تا از خطا بازگردند، نسبت به موقعیتهای انحرافی استقامت ورزند و در منزل‌گاههای باطل به حق بازگردند…لازم است در همه این مورد فرصتی برای عفو و گذشت‌داد و مرتکبان را بخشید تا بدانند که خطا بر انسان تحمیل نشده و ارزش انسان در مسیر زندگیش به انحراف نیست بلکه آدمی می تواند در بازیابی شخصیت خود از این لغزش ها  و انحرافات، آزاد شود. (فضل الله ، ۱۴۱۹، ج۶: ۳۴۳).

چنین سلوک تربیتی در دستور کار تمامی پیامبران قرارداشته و حتی در برخورد با بزرگترین طاغوتهای زمانشان، فرمان اولیه خداوند بهره گیری از این قدرت نرم بوده است. در ماموریت حضرت موسی و هارون دستور الاهی برای برخورد با فرعون چنین است: فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً «خداوند سبحان به موسی و هارون تاکید می کند که روش ملایم در سخن را برگزینند و از اقدام تحریک آمیز در دعوت خود بپرهیزند و می فرماید «با او به نرمی سخن گویید» سخنی که خشن و همراه بازور و تحریک کننده نباشد، چه بسا بر اثر این روش حکیمانه توجه به تفکر برای او پدید آید یا  از عذاب و عقاب الهی بترسد» (فضل الله، ۱۴۱۹ ، ج ۱۵: ۱۱۵).

ب.فلسفه

به این نکته مهم باید توجه کرد که هرگونه قدرت نرمی مطلوب جامعه دینی نیست. افکار عمومی می توانند در بستر نامناسبی شکل گرفته و بارورشوند در این صورت قدرت نرم حاصل از آن، قدرتی منفی و مخرب خواهد بود. قضاوت ما در مورد خوبی یا بدی افکار عمومی بستگی به این دارد که این افکار چه سمت و سویی دارند و این سمت و سوها نیز متاثر از خاستگاه افکار عمومی اند. ارسال رسولان الاهی و فرستادن کتابهای آسمانی با این هدف صورت گرفته است که سمت و سوی حرکت انسانها تصحیح شود.

 تاریخ دربسیاری ازموارد صف آرایی میان آموزه های پیامبران الاهی و افکار عمومی را گزارش کرده است؛ مبارزه حضرت ابراهیم با بت پرستان و شکستن بتها در بتکده با واکنش منفی افکار عمومی مواجه شد؛این واقعیات نشان میدهد که تصحیح افکار عمومی از چه ضرورت بالایی برخوردار است؛ مناسب ترین و مطمئن ترین خاستگاهی را که برای افکارعمومی می توان سراغ گرفت، معروف و منکر های شرعی و قانونی اند. تولید قدرت نرم مثبت از همین جا باید صورت گیرد بدین ترتیب که معروف ها و منکرها به خوبی آموزش داده شوند تا زیبایی معروف ها و زشتی منکرها برای مردم معلوم شود و از این رهگذر به تدریج میان معروف و منکرهای دینی و افکار عمومی همسویی بوجود آید.

اسلام با منطق و آموزه های متعالی منطبق با فطرت انسانی از یکسو و ارائه الگوهای بی بدیل تربیت یافته در دامن خود ازسوی دیگر، مکتبی است که با نفوذ در عمق جان انسانها توانسته است منابع سرمایه ای و نیروی انسانی بی نظیری را به خدمت گیرد. قدرت نرم اگرچه در زمان ما مورد توجه قرار گرفته ولی محتوای آن را در تمامی ادیان و بویژه دین مبین اسلام با دغدغه بسیار می توان سراغ گرفت.

 قداست آموزه های کتاب و سنت برای هر مسلمان به اندازه ای است که خود را در خدمت تحقق آن قراردهد و با انگیزه ای بالا نسبت به آنها حساسیت نشان دهد. زمانی که قرآن دستور می دهد «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى  وَ لاتَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ و َالْعُدْوانِ» (مائده: ۲) با این فرمان، «اصل تعاون» را در جامعه دینی پی ریزی می کند و یا هنگامی که با تاکید فراوان یکی از آثار برپایی نماز را سالم سازی محیط اجتماعی بر می‌شمارد و اعلام می‌دارد «وَأَقِمِ الصَّلاه إِنَّ الصَّلاه تَنْهى  عَن ِالْفَحْشاءِ و َالْمُنْکَر»  (عنکبوت: ۴۵) التزام عملی و توجه و تعهد هر مسلمان به این فرامین، توانمندی های بیمانندی را نصیب جامعه خواهدکرد.

۲. مولفه های تاثیرگذار بر قدرت نرم

در جامعه اسلامی میان تعداد معتقدان به معروف و منکر، میزان احساس مسئولیت افراد در خصوص امر به معروف و نهی از منکر و میزان قدرت نرم اجتماعی رابطه وجود دارد. هرچند اعتقاد به معروف و منکر اولین گام در این زمینه است ولی اعتقاد شرط لازم است و نه شرط کافی؛ به طور طبیعی در جامعه دینی، بسیاری از معروف ها و منکرها نزد اکثریت مومنان، شناخته شده اند با این وجود مشاهده می کنیم که امر و نهی کنندگان در اقلیتند؛ چرا؟

چون به نسبت شناخت معروف و منکر، احساس مسئولیت نسبت به آنها وجود ندارد و تا زمانی که چنین باشد، افکار عمومی واکنش چندانی نسبت به معروف ها یا منکرها از خود نشان نمی دهد، در چنین جامعه ای نتیجه طبیعی، ضعیف بودن قدرت نرم اجتماعی مورد بحث خواهد بود و در این جهت فرق چندانی نمی کند که معتقدان به معروف و منکر، کم یا متوسط یا زیاد باشند.به دیگر سخن اگر فرض کنیم  درصد بیشتری از افرادجامعه به معروف ها و منکرها عامل نباشند ولی تنها  درصد اندکی در این رابطه انگیزه داشته و احساس مسئولیت کنند، همین گروه اندک به اندازه توانشان می توانند به افکار عمومی سمت و سو دهند و بقیه تقریبا خنثی عمل می کنند.

بدین ترتیب نقش محوری و کلیدی را احساس مسئولیت بازی می کند و میزان قدرت نرم اجتماعی که در سایه افکار عمومی شکل می گیرد را باید در ارتباط با تعداد مردان و زنان با ایمانی که دارای انگیزه و احساس مسئولیت اند در نظرگرفت. جدول زیر با در نظرگرفتن فروض مختلف نشان می دهد که تا چه اندازه می توان در هر جامعه ای بر روی قدرت نرم آن حساب بازکرد و از آن انتظار تاثیرگذاری داشت.

جدول شماره (۱): ارزیابی میزان اعتبار و کارآمدی قدرت نرم در جامعه

ردیف تعداد معتقدان به معروف و منکر میزان احساس مسئولیت واکنش افکار عمومی (درصد امر و نهی کنندگان) قدرت نرم اجتماعی
۱ کم کم کم ضعیف
۲ کم متوسط نسبتا کم نسبتا ضعیف
۳ کم زیاد نسبتا متوسط نسبتا متوسط
۴ متوسط کم کم ضعیف
۵ متوسط متوسط متوسط متوسط
۶ متوسط زیاد زیاد زیاد
۷ زیاد کم کم نسبتا ضعیف
۸ زیاد متوسط نسبتازیاد نسبتا زیاد
۹ زیاد زیاد خیلی زیاد خیلی زیاد

 تامل در ردیف های ۴ و ۷ نشان می دهد که با آنکه تعداد معتقدان به معروف و منکر، متوسط و حتی زیاد می شود ولی چون در بخش احساس مسئولیت، ضعف وجود دارد، نتیجه مورد انتظار از قدرت نرم حاصل نمی شود.با عنایت به آنچه گفته شد، برای ایجاد قدرت نرم اجتماعی لازم است همزمان با تبیین معروف ها و منکرها، سرمایه گذاری اصلی بر روی افزایش احساس مسئولیت صورت گیرد؛ باید به سمت جامعه ای حرکت کنیم که هم تعداد معتقدان به معروف و منکر متوسط به بالا و هم فرهنگاحساس مسئولیت نسبت به معروف و منکرها متوسط به بالا باشد، بدون تردید چنین جامعه ای از قدرت نرم بالایی برخوردارخواهدبود و به هر میزان این احساس مسئولیت بیشتر باشد، این نوع از قدرت، بیشتر و ناب تر بوده و کارایی آن در عرصه های مختلف زندگی نیز بیشتر خواهد بود.

مراجع

قرآن کریم

– نهج البلاغه

– ابیا، حمید؛ خانی، مهدی، (۱۳۹۱)، «اثر بخشی قدرت نرم برنامه های راهیان نور»، مطالعات قدرت نرم. سال دوم، شماره ۷: ۹-۲۶.

– جعفری پناه، مهدی ؛ پوراحمدی، حسین (۱۳۹۱)، «قدرت نرم از دیدگاه اسلام و کاربرد مولفه های آن در جمهوری اسلامی ایران»، مطالعات قدرت نرم. سال دوم، شماره۶: ۹-۵۲.

– جوان آراسته، حسین (۱۳۸۸) گزینش رهبر و نظارت بر او در نظام جمهوری اسلامی ایران. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

– حافظ، شمس الدین محمد (۱۳۷۹) دیوان حافظ. تصحیح صادق سجادی و علی بهرامیان، تهران: فکر روز.

– خامنه اى،سیدعلى  (۱۴۲۰ قمری)أجوبه الاستفتاءات . بیروت:الدارالإسلامیه.

– صادقى تهرانى، محمد (۱۳۶۵) الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن. قم: انتشارات فرهنگ اسلامى.

– طباطبایى، سید محمد حسین  (۱۴۱۷) المیزان فى تفسیر القرآن. قم ، دفتر انتشارات فرهنگ اسلامى.

– طباطبائى یزدى،سیدمحمدکاظم بن عبدالعظیم (۱۴۱۹) العروه الوثقى المحشَّى. قم:دفترانتشارات فرهنگ اسلامى.

– فخرالدین رازى،ابوعبدالله محمد بن عمر (۱۴۲۰) مفاتیح الغیب. بیروت: داراحیاءالتراث العربى .

– فضل الله، سیدمحمدحسین (۱۴۱۹) من وحى القرآن. بیروت :دار الملاک للطباعه والنشر.

– قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۶۹) تهران: اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی.

– قرائتی، محسن  (۱۳۸۳) تفسیرنور.تهران: مرکز فرهنگى درسهایى ازقرآن، چاپ یازدهم.

– کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۵) الکافی. تهران: دار الکتب الإسلامیه.

– کوک، مایکل (۱۳۸۴) امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی. احمد نمایی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی.

– مطهری،مرتضی (۱۳۶۸)مجموعه آثار استاد شهید مطهری. ج۱۷،تهران:صدرا.

– مکارم شیرازى،ناصر (۱۳۷۴) تفسیرنمونه . تهران: دارالکتب الإسلامیه.

– موسوی خمینی، سید روح اللَّه (بی تا) تحریر الوسیله.قم:دارالعلم .

دو فصلنامه مطالعات قدرت نرم شماره ۱۲

لینک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.