امر به معروف و نهی ازمنکر از دیدگاه امام صادق علیه السلام

در سالروز شهادت رئیس مکتب شیعه، امام جعفر صادق(ع)، دیدگاه حضرت پیرامون امر به معروف و نهی از منکر مورد بررسی قرار می گیرد.

مقدمه:

مسئله امر به معروف و نهی از منکر در آیاتی چند از قرآن کریم و نیز به صورت‌ها و مضامین مختلف، در جوامع و منابع حدیثی فریقین[۲] منعکس شده است.

«معروف» هر عملی است که خوب و نیک بودنش توسط عقل و شرع شناخته شده باشد و «منکر» آن است که عقل و شرع آن را زشت بدانند.[۳]همچنین از دیدگاهی دیگر می‌توان معروف را “باید”‌های اجتماع انسانها و منکر را “نباید”های آن قلمداد کرد[۴].

طبرسی در مجمع البیان می نویسد: “إن المعروف، الطاعه و المنکر، المعصیه. وکل ما أمر الله ورسوله به فهو معروف، وما نهی الله ورسوله عنه فهو منکر”.[۵]

امر به معروف ونهی ازمنکر در میدان فقه دو واجب شرعی[۶] بوده و ضامن تداوم زحمات انبیاء و رنج و مشقات ائمه طاهرین (علیهم السلام) است.[۷]

بر طبق آیاتی از قرآن کریم مؤمنان یارو یاور یکدیگر معرفی شده‌اند که یکی از مصادیق این یاوری متقابل، امر به معروف و نهی از منکر است تا در پرتو آن، جامعه از هر گونه بدی و زشتی، پاک شده و رحمت خداوندی محقق شود؛[۸] و اینگونه این اصل اساسی را در کنار دیگر دستورات اسلامی مایه اتحاد مؤمنان معرفی می‌کند چرا که ضمن بیان اوصاف منافقان که یکدیگر را از معروف باز می‌دارند و به منکر آمرند[۹] می‌فرماید:

(تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّی)[۱۰]

فکر می‌کنی منافقان با هم متحدند در حالی که دلهایشان پراکنده است.

آری پیوستگی اجتماعِ اعتقادی چنان است که همه مسئول یکدیگرند،[۱۱] و همه برخوردار از پیامدهای کردار نیک، و زیانمند از پیامدهای کردار زشت دیگران‌اند. این است که باید یکدیگر را به کارهای نیک، “آمرانه” بخوانند و از کارهای زشت، “ناهیانه” باز دارند.[۱۲]

این مسئله، درهمه ادیان مطرح بوده و وجوب آن اختصاص به مسلمانان ندارند.[۱۳] این حکم در میان بنی اسرائیل به چشم می‌خورد. خداوند در قرآن می‌فرماید:

(… مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّهٌ قَآئِمَهٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ *یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ …)[۱۴]

از میان اهل کتاب گروهی درست کردارند که آیات الهی را در دل شب می‌خوانند و سر به سجده می‌‏نهند. به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان می‌‏دهند و از کار ناپسند باز می‌‏دارند.

لقمان حکیم اجرای این فریضه را به فرزندش سفارش می کند[۱۵]. نیز برطبق آیاتی این فریضه سیره‌ی انبیاء الهی معرفی شده است.[۱۶]

اهمیت وجایگاه امر به معروف ونهی از منکر

خداوند متعال در قرآن کریم بهترین امّت را به این وصف معرفی می‌نماید:

(کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ)[۱۷]

شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‏اید به کار پسندیده فرمان می‌‏دهید و از کار ناپسند باز می‌‏دارید و به خدا ایمان دارید.

امام صادق (علیه السلام) این امت را چنین معرفی نمودند:

“مقصود امّتی است که دعای ابراهیم (علیه السلام) دربارۀ آنها تحقق یافت، امتی که خداوند در میان آنها و از خود آنها و به سوی آنها پیامبر برانگیخت و اینان امت میانه‌اند و بهترین امتی هستند که در میان مردم، پدید آمده‌اند.”[۱۸]

همچنین حضرت در مورد این آیه (وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[۱۹] می فرمایند:

“کسی که در جامعه مسلمین، دیگران را به خوبی‌ها دعوت نکند و همچنین امر به معروف و نهی از منکر ننماید، در شمار امتی که خداوند آن امت را بدین صفات وصف نموده است نیست … پس کسی که این صفات در او نیست چگونه جزو امت پیامبر (صلی الله علیه وآله) محسوب می‌شود؟ و این بر خلاف شرطی است که خداوند برای این امت دانسته و وصف نموده است.” [۲۰]

باتوجه به این دو آیه و روایت در می‌یابیم که امر به معروف ونهی از منکر از “ویژگی‌های اخلاقی ورفتاری امت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)” است.[۲۱]

از آیه اخیر نیز این نکته برداشت می‌شود که فلاح ورستگاری تنها در نجات و رهایی خود خلاصه نمی‌شود بلکه نجات و رشد دیگران از شرایط فلاح است.[۲۲]

این مطلب را امام صادق (علیه السلام) در حکایتی اینگونه بیان فرموده‌اند:

“در بنی اسرائیل پیرمرد عابدی بود که عبادت خدای را می‌کرد، هنگامی که مشغول عبادت بود و نماز می‌خواند چشمش به دو پسر بچه‌ای افتاد که خروسی را گرفته و پرهایش را می‌کندند، اما آن دو را از این کار نهی نکرد و به عبادت خود مشغول شد. خداوند نیز به زمین وحی نمود که بنده مرا فرو بر زمین هم آن را در درون خود فرو برد”.[۲۳]

همچنین امام صادق (علیه السلام) دربارۀ این سخنِ خداوند متعال (فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ أَنجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ)[۲۴] می‌فرمایند:

آنان سه گروه بودند: گروهی کار نیک می‌کردند و دیگران را نیز به آن فرا می‌خواندند این گروه نجات یافتند. گروهی خود کار نیک می‌کردند، اما دیگران را بدان فرا نمی‌خواندند اینان به صورت مورچه مسخ شدند. و گروهی نیز نه کار نیک میکردند و نه دیگران را بدان فرا می‌خواندند اینان، نابود شدند.[۲۵]

امر به معروف نهی از منکر که نخستین وظیفه انبیاء (علیهم السلام) است،[۲۶] در واقع کاری است که خداوند متعال آن را انجام می‌دهد.[۲۷] چنان که امام صادق (علیه السلام) بدان اشاره نموده اند:

“إن الامر بالمعروف والنهی عن المنکر خُلقان من خُلق الله …”.[۲۸]

همانا امر به معروف ونهی از منکر دو صفت از صفات خداوند است.

با توجه به آن چه بیان شد و در پی می‌آید اهمیت این مسئله، به جهت خصیصه اجتماعی آن است  [۲۹]چرا که این اصل برای اصلاح جامعه[۳۰] و هدایت امت به سوی رستگاری و نجات می‌باشد و عامل بازدارنده‌ای از عقب ماندگی اجتماعی به حساب می‌رود.

در مکتب اسلام مؤمنان برادر یکدیگر معرفی شده‌اند [۳۱] و به حکم “المؤمن مرآه المؤمن”[۳۲]باید بسان آینه باشند تا با بیان عیوب یکدیگر بی کم و کاست، خود را از پلیدی‌ها دور کنند.[۳۳]

لذا امام صادق (علیه السلام) فرمودند: “أحبّ إخوانی إلیّ من أهدی إلیّ عیوبی.”[۳۴]وهمچنین فرمودند “مِن حُبّ الرّجل دینه حبّه اخاه”.[۳۵]

درروایتی دیگر از آن حضرت نقل شده است که فرمودند:

“المؤمن أخو المؤمن یحق علیه نصیحته …”.[۳۶]

سماعه بن مهران از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه ۳۲ سورۀ مائده که کشتن یک انسان را برابر با کشتن همه و زنده کردن یک فرد را مرادف احیای جامعه انسانی دانسته‌اند[۳۷] سؤال می‌کند. امام منظور از حیات در این آیه را هدایت دانسته و می‌فرمایند:

“من أخرجها من ضلال الی هُدی فقد أحیاها، و من أخرجها من هُدی الی ضلال فقد قتلها.”[۳۸]

این همان وظیفه‌ای است که هر فرد مسلمان دلسوزانه باید نسبت به دیگران داشته باشد؛ و از این طریق دید نادرستی که نسبت به این مسئله است و دخالت در امور دیگران تلقی می‌شود برداشته می‌شود و دیگر کسی نمی‌گوید:

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را کوش                                                                                                 هر کسی آن دِرود عاقبت کار که کِشت

ازطرفی هم وظیفه عبادی ما است[۳۹] که باید با رعایت شرایطش آن را بجا آوریم.

از اصول ارزشمند حاکم بر روابط اجتماعی مسلمانان و روابط افراد با یکدیگر، “تعاون” است که از جمله مصادیق بارز آن، امر به معروف نهی از منکر است.[۴۰]

لزوم این تعاون را از پیوستگی اجتماع و تأثیرات آن بر جامعه[۴۱] و احساس مسئولیت به یکدیگر،[۴۲] می‌توان بدست آورد.

بر این اساس دایرۀ امر به معروف و نهی از منکر از خانواده ـ بعنوان نقطه آغاز ـ شروع و کم کم افراد دیگر جامعه[۴۳] را در این نوع تعاون در بر می‌گیرد.

قرآن ما را دعوت می‌کند علاوه بر خود به فکر رهانیدن خانواده خود از آتش دوزخ باشیم. و این مهم جز از طریق امر به معروف و نهی از منکر حاصل نمی‌شود.

 (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا)[۴۴] خود و بستگانتان را از آتش دوزخ حفظ کنید.

 روایات ذیل این آیه می‌فرماید این حفظ باید از طریق امر به معروف و نهی از منکر صورت گیرد.[۴۵]

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: هنگامی که آیه (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا) نازل شد؛ مردی از مؤمنین نزد پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نشست و شروع به گریه کردن نمود و به پیامبر (صلّی الله علیه و آله) عرض کرد: من از نگه‌داری نفس خود عاجز بودم اکنون مأمور به نگه داری از اهل خود نیز شده‌ام.

پیامبر (ص) به او فرمودند: “حسبک أن تأمرهم بما تأمر به نفسک، و تناهم عما تنهی عنه نفسک”. در نگه‌داری اهلت همین بس است که آنچه را که به خودت امر و نهی می‌کنی به آنها نیز امر نهی کنی.[۴۶]

در روایتی دیگر است که ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه می‌پرسد که چگونه خانواده‌ام را از آتش دوزخ بِرَهانم؟

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: “تأمرهم بما أمر الله، و تنهاهم عما نهاهم الله، فإن أطاعوک کنت قد وَقَیتَهُم، و إن عَصَوک کنتَ قد قََََضَیتَ ما علیک”.[۴۷]

اگر فرمانت را پذیرا شدند، جان آنان را از آتش رهانیده‌ای و اگر نافرمانی کردند، وظیفه‌ات را ادا کرده‌ای.

روشن است که اصلاح خانواده، زیر بنای اصلاح جامعه است؛ زیرا جامعه چیزی جز خانواده‌های در کنار هم نیست.

از دیگر کارکردهای این نوع تعاون، رشد اجتماعی است که درصورت نبود آن عقب ماندگی اجتماعی حاصل می‌شود. این بیان در آیات و روایاتی مورد اشاره قرار گرفته است از جمله اینکه:

عده‌ای از بنی اسرائیل که به هیچ وجه مسئولیت اجتماعی برای خود قائل نبودند، و یکدیگر را از کار خلاف نهی نمی‌کردند و حتی جمعی از نیکان آنها با سکوت و سازشکاری، افراد گناهکار را عملا تشویق می‌کردند اعمال آنها بسیار زشت و ناپسند معرفی شده است:

(کَانُواْ لاَ یَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ)[۴۸]

[و] از کار زشتی که آن را مرتکب می‌شدند یکدیگر را بازنمی‌داشتند راستی چه بد بود آنچه می‌کردند.

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) درتفسیر این آیه چنین نقل شده است:

امام صادق(علیه السلام) درتفسیر این آیه فرمودند: این دسته که خداوند از آنها مذمت کرده‌ هرگز در کارها و مجالس گناهکاران شرکت نداشتند، بلکه فقط هنگامی که آنها را ملاقات می‌کردند، در صورت آنان می خندیدند و با آنها مانوس بودند. [۴۹]

نکته دیگری که در اهمیت این دو فریضه باید بیان کرد این است که اکثر علمای شیعه درکتب فقهی و حدیثی خود این مسئله را ذیل بحث “جهاد” ذکر نموده‌اند[۵۰] و این خود رهنمونی است به این نکته که اقامه این فریضه اقامه یک سنت جهاد است[۵۱] چرا که ماهیت جهاد دفاع است و دفاع از انسانیت هم دفاع به شمار می‌رود و از این رو کسانی که بعنوان امر به معروف و نهی از منکر قیام می‌کنند اینان قیامشان مقدس است.[۵۲]

در این قسمت به ابعاد گوناگون امر به معروف و نهی از منکر در کلام امام صادق (علیه السلام) می‌پردازیم:

وجوب عقلی امر به معروف و نهی از منکر

ازآنجا که سعادت انسانها کاملا به یکدیگر بستگی دارد و اگر در جامعه کار خوبی صورت گیرد، همگان از آن بهره‌مند می‌شوند و اگر کار بدی تحقق پذیرد، دامن همه را می‌گیرد، وجوب عقلی مسئله امر به معروف و نهی از منکر ثابت می‌شود. به خاطر چنین وابستگی است که آزادیهای فردی[۵۳] تا آنجا محترم است که به صلاح و سعادت جامعه لطمه وارد نسازد، درغیر این صورت کاملا محدود شده و ممنوع اعلام می‌گردد. و از آنجا که جهل و نادانی انسان نسبت به احکام و یا آلودگی او در گناه، اثر مستقیمی در سرنوشت دیگران دارد، از این جهت ولو به خاطر سعادت خویش باشد، باید به وظیفه امر به معروف قیام کنیم.

پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله) در تبیین کیفیت وحدت سرنوشت یک جامعه، مَثَل بسیار ارزنده‌ای دارند. رسول اکرم جامعه انسانی را به یک  کشتی تشبیه کرده‌اند. طبیعی است که به هیچ کس نمی‌توان اجازه داد با توسل به اینکه جایگاه نشستن خود را سوراخ می‌کند کشتی‌نشینان را به کام مرگ بکشاند.[۵۴]

امام صادق (علیه السلام) از پیامبر گرامی (صلّی الله علیه وآله) حدیثی را نقل می‌کند که بیانگر همین حقیقت است.

رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله) فرمودند:

“هرگاه انسان در خفا مرتکب گناهی گردد، فقط به خود ضرر می‌رساند و اگر آشکارا انجام دهد و کسی از او انتقاد نکند، سعادت عموم را در خطر می‌افکند”.

امام (علیه السلام) پس از نقل حدیث پیامبر(صلّی الله علیه وآله) می‌فرماید:

“وذلک إنّه یذلّ بعمله دین الله و یقتدی به أهل عداوه الله”.[۵۵]

او با عمل ناهنجار خود، دین خدا را موهون ساخته و دشمنان خدا را به پیروی از خود دعوت می‌نماید”.[۵۶]

از این بیان روشن می‌گردد که عقل و خرد برای حفظ سعادت اجتماع که ضامن سعادت فرد نیز هست بر لزوم امر به معروف و بازداری از منکر به طور اجمال حکم می‌کند از این رو برخی وجوب امر به معروف ونهی از منکر را عقلی بشمار آورده‌اند.[۵۷]

لزوم مبارزه با منکرات

لزوم مبارزه با منکرات را باید در اهداف این دو فریضه یعنی ایجاد خوبی‌ها و ترک منکرات،[۵۸] که اثرات سازنده‌ای برای جامعه به ارمغان دارد جستجو کرد. در جامعه ای که هیچ مخالفتی با زشتی‌ها صورت نگیرد گسترۀ پلیدی‌ها هر روز بیشتر می‌شود و عرصه را برای نیکی‌ها تنگتر می‌کند. این روند ممکن است تا جایی پیش برود که نیکی ها ارزش خود را از دست بدهند و بدی‌ها جای آنها را بگیرند در اینصورت طرفداران باطل بیشتر از نیکان شده و به جای فرا خواندن به معروف از آن باز داشته می‌شود. حتی ممکن است آنقدر این روند ادامه پیدا کند که معروف و منکر کاملا جای خود را عوض کنند.

امام صادق (علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می‌فرماید:

” کیف بکم إذا فسدت نساؤکم، وفسق شبابکم، ولم تأمروا بالمعروف ولم تنهوا عن المنکر؟ فقیل له: ویکون ذلک یا رسول الله؟ فقال صلی الله علیه وآله: نعم و شرّ من ذلک. کیف بکم إذا أمرتم بالمنکر، ونهیتم عن المعروف؟ فقیل له: یا رسول الله ویکون ذلک؟ فقال: نعم، وشرّ من ذلک، کیف بکم إذا رأیتم المعروف منکرا والمنکر معروفا؟”.[۵۹]

این حدیث بیانگر تأثیر بی‌تفاوتی نسبت به این دو فریضه و در پی آن انجام ندادن این دو است که همه ‌گیری فساد را در پی‌دارد و زمینه‌ای برای پیدایش منکرات دیگر است، تا حدی که معروف، منکر شناخته می‌شود و منکر، معروف.

عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر

بیان عواقب امری در برانگیختن انسانها به انجام و یا ترک آن امر نقش مهمی را ایفا می‌کند، از این رو آیات و روایات فراوانی در این خصوص وارد شده است تا انسانها ضمن بهره‌مندی از اثرات آنها که در جهت کمال انسان ترسیم شده است، بدان امورات اهتمام ورزند. بر اساس روایات امام صادق (علیه السلام) عواقب ترک این دو فریضه بدین گونه می‌باشند:

۱ـ گسترش فساد در جامعه

۲ـ معروف شدن منکر

به این دو مورد در حدیث پیشین اشاره شد.

۳ـ تسلّط اشرار

امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارشان نقل می‌کنند که امام علی (علیه السلام) فرمودند:

“لا تترکوا الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، فیولی الله أمورکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم”.[۶۰]

امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید، که در نتیجه ترک آن بدان بر شما مسلط می شوند،  سپس برای رها شدن از شر آنان دعا می کنید اما دعایتان به استجابت نمی رسد.

۴ـ شراکت خوبان در جرم و فراگیری عذاب حتی بر آنها

علت این امر را می‌توان در بی تفاوت بودن[۶۱] فرد نسبت به اطرافیانش دانست.

هر فرد مسلمان نه تنها در سرنوشت خود بلکه در برابر افراد دیگر وظیفه‌ای بر عهده دارد و در صورت کوتاهی از این وظیفه عواقب ناگواری که برای دیگران ترسیم شده است او نیز بی نصیب نخواهد بود؛ و این به جهت بی تفاوت بودن به اعمال اطرافیانش و نهی نکردن آنان از منکر است.

امام صادق (علیه السلام) به گروهی از اصحابشان فرمودند:

“إنه قد حق لی أن آخذ البَریء منکم بالسقیم، وکیف لایحقُّ لی ذلک؟! و أنتم یبلغکم عن الَّرجل منکم القبیح ولاتنکرون علیه، ولاتهجرونه، ولاتؤذونه حتی یترکه”.[۶۲]

 من حق دارم که بی ‌گناه شما را به خاطر گناهکارتان مؤاخذه کنم. چگونه چنین حقی نداشته باشم حال آن که درباه کار زشت یکی از افراد خود خبردار می‌شوید، اما به او اعتراض نمی‌کنید و از او دوری نمی‌نمایید و اذیتش نمی‌کنید تا از کار زشتش دست بردارد.

فیض کاشانی ذیل این حدیث بیان زیبایی دارد او می‌نویسد:

“اُرید بالبریء البریء من غیر هذا الجرم و إلا فهو ذنب عظیم”.[۶۳]

منظور از بی‌گناه، بی‌گناه از غیر این جرم (بی‌تفاوتی) است و گر نه بی‌تفاوتی خود، گناه بزرگی محسوب می‌شود.

بی‌تفاوتی در نهی از منکر در واقع به این مثال می‌ماند که اگر آتش، خانه‌ای را در بر گیرد ولی نتوان آن را مهار کرد کم کم خانه‌های دیگری را هم در بر می‌گیرد؛ همچنین اگر جلوی ظلم ظالم اول گرفته نشود مجالی برای ظلم ظالم بعدی پیدا می‌شود.[۶۴] و تاریخ اسلام مملو از چنین مواردی است که در اثر همین بی‌تفاوتی‌ها بوجود آمده است۰

امام صادق (علیه السلام) در چندین روایت که در این زمینه وجود دارد هشدار می‌دهند که هلاکت و عواقب سوء بی‌تفاوتی در نهی از منکر تنها عاملین به منکر را در برنمی‌گیرد بلکه تمام کسانی که سکوت نموده‌اند جزو هلاک شدگانند، چرا که در گناه آنان شریکند.

از جمله این روایات این است که حضرت فرمودند:

“ما أقرَّ قومٌ بالمنکر بین أظهرهم لا یغیّرونه ألا أوشک أن یعمّهم الله عزّ وجلّ بِِعِقابٍ من عنده”.[۶۵]

هر گاه مردمی در برابر زشتکاری‌هایی که در میانشان صورت می‌گیرد دم فرو بندند و آن را تغییر ندهند، زود باشد که خدای عز و جل کیفر خود را شامل همگان سازد.

“من کان له جار ویعمل بالمعاصی فلم ینهه فهو شریکه”.[۶۶]

هر کس همسایه‌ای دارد که اهل معصیت است و او را نهی نمی‌کند، در گناه او شریک است.

نیز حضرت در ذیل آیه ۲۵۹ سوره بقره که می‌فرماید:

(أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَهٍ وَهِیَ خَاوِیَهٌ عَلَی عُرُوشِهَا …)

یا چون آن کس {ارمیای نبی} که به شهری که بامهایش یکسر فرو ریخته بود، عبور کرد

بیان داشتند که در زمان ارمیای نبی ـ فرستاده خدا بر بنی اسرائیل ـ پس از آن که خداوند وعده عذاب و تسلط انسان خونریز (بُخت نصر) بر بنی اسرائیل را به او وحی نمود؛ علمای آنان به او گفتند: یا رسول الله، ما ذنبنا نحن، ولم نکن نعمل بعملهم؟

خداوند به ارمیا نبی وحی نمود که به آنها بگو: إنَّکم رأیتم المنکرَ فلم تُنکروه.[۶۷]

۵ـ در ردیف خیانت کنندگان

امام صادق (علیه السلام) سر باز زدن از این مسئولیت اجتماعی را در قبال دیگران امری خائنانه معرفی فرمودند:

“من رأی أخاه علی أمر یکرهه فلم یَرُدّه عنه، وهو یقدر علیه، فقد خانَه … “.[۶۸]

هر کس برادر دینی خود را بر انجام امر ناپسندی مشاهده کند و او را از آن کار باز ندارد، در حالی که توانایی جلوگیری را داشته باشد، همانا به او خیانت ورزیده است.

۶ـ در پی داشتن خواری

سنتهای الهی بر زندگی بشر همواره حاکم است و از این رو گریزی از آن نیست. امام صادق (علیه السلام) به این سنت الهی در خصوص این وظیفه اجتماعی اشاره فرموده اند:”ما من مؤمن یخذل أخاه وهو یقدر علی نصرته، إلا خذله الله فی الدنیا والآخره “.[۶۹]

هیچ انسانی مؤمنی نیست که برادر دینی خود را به خواری کشاند، در حالی که توانایی کمک و یاری به او را داشته باشد، مگر اینکه خداوند در دنیا و آخرت خوارش گرداند.

بدیهی است که در پی داشتن خواری در اثر وازدن از این وظیفه سنت الهی است.

۷ـ دینداری ناقص

امام صادق (علیه السلام) به نقل از پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: ” إن الله عز وجل لیبغض المؤمن الضعیف الذی لادین له، فقیل له: وما المؤمن الذی لا دین له؟ قال: الذی لا ینهی عن المنکر”.[۷۰]

مؤمن ضعیفی که دین ندارد خداوند از او خشمناک است،و منظور مؤمنی است که نهی از منکر نمی کند.

۸ـ فراهم آوری خشم و غضب خداوند

به این مورد در حدیث پیشین اشاره شد.

۹ـ به دشمنی برخواستن با خدا

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: “إذا رأی المنکر فلم ینکره وهو یقدر (یقوی) علیه فقد أحب أن یُعصی الله، ومن أحب أن یُعصی الله فقد بارز الله بالعداوه”.[۷۱]

هنگامی که امر منکری را دیدی و در حالی که توانایی مقابله با آن را داشته باشی و از آن سرباز زنی، گو اینکه دوست داشتی خداوند معصیت شود، و هر آنکه چنین باشد به دشمنی خدا برخواسته است.

خصایص و نیازمندی‌های آمران به معروف و ناهیان از منکر

بی تردید انجام این وظیفه مهم نیازمند یکسری توانایی‌ها است که آمر و ناهی باید آنها را دارا باشد تا تأثیر بهتری بر مخاطبین بگذارد. این قسمت عهده دار بیان این مسئله است:

۱ـ علم و آگاهی

بدیهی است که انجام این دو فریضه همانند تمامی کارها نیازمند آگاهی و شناخت کافی است. امام صادق (علیه السلام) اثر اقدام ناآگاهانه را اینگونه بیان می‌فرمایند:

“العامل علی غیر بصیره کالسّائر علی غیر الطریق لا یزیده سُرعه السیر إلا بُعدا”.[۷۲]

آن کس که بدون شناخت و بصیرت اقدام به انجام دادن عملی می‌کند چونان رونده‌ای است که مسیر اشتباهی را می‌پیماید. شتاب بیشتر تنها او را از مقصد دورتر می‌کند.

در پاه‌ای از روایات آمده است که اقدام به این مسئله بدون پشتوانه علمی پذیرفته نیست و اجری در پی ندارد.[۷۳]

مسعده بن صدقه می‌گوید در مورد معنای حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) که فرمودند: “إن أفضل الجهاد کلمه عدل عند إمام جائر” از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد. حضرت فرمودند: “هذا أن یأمره بعد معرفته، وهو مع ذلک یقبل منه، وإلا فلا”.[۷۴]

نیز روایاتی که در خصوص “احتمال تأثیر” در امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است بر همین اساس است که باید از روی علم و آگاهی اقدام نمود و در غیر این صورت تکلیف ساقط می‌شود. لذا امام صادق (علیه السلام) فرمودند: “إنما یؤمر بالمعروف وینهی عن المنکر مؤمن فیتّعظ أو جاهل فیتعلّم[۷۵] فأمّا صاحب سَوط وسَیف فلا”.[۷۶]

امام (علیه السلام) این گروه اخیر(صاحبان قدرت و زور) را به جهت اینکه امر به معروف و نهی از منکر در آنها کار ساز نیست استثناء نمودند.

۲ـ توانایی

در بخشی از روایتی که مسعده بن صدقه از امام صادق (علیه السلام) در مورد این تکلیف پرسید آمده است:

“…إنما هو علی القویِّ المُطاعِ العالمِ بالمعروفِ من المنکر، لا علی الضّعفه الّذین لا یهتدون سبیلاً إلی أیّ من إیّ … “.[۷۷]

این تکلیف تنها بر عهده کسی است که توانمند، مورد اطاعت و عالم به معروف و منکر باشد، نه افراد ضعیفی که راه به جایی نمی‌برند.

نیز در این خصوص به روایاتی بر می‌خوریم که صحبت از ذلت و خواری مؤمن شده است به این معنا که مؤمن نباید دست به کاری بزند که در اثر ناتوانایی از آن کار، ذلت و خواری خود را فراهم آورد.[۷۸]

داود رقّی می‌گوید از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: لا ینبغی للمؤمن أن یذلّ نفسه، قیل له: و کیف یذلّ نفسه؟ قال: تعرَّض لما لا یطیق.”[۷۹]

شایسته نیست مؤمن خود را خوار بگرداند. به حضرتش خطاب شد: چگونه؟ حضرت فرمودند: به کاری پرداختن و توانایی آن را نداشتن.

۳ـ جرأت

گاهی رها کردن این دو فریضه به جهت خجالت و یا ترس است که در متون اسلامی مورد انتقاد قرار گرفته‌اند[۸۰] و این به جهت جرأت نداشتن است. از این رو در روایات آمده است که امر به معروف و نهی از منکر، اجلی را نزدیک نمی‌سازند و روزیی را دور نمی‌گردانند.

امام صادق (علیه السلام):”إنّ الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر لم یُقَرِّبا أجلاً، ولم یُباعدا رزقاً”.[۸۱]

از طرفی هم، چنین شخصی به دلیل اینکه این جرأت را در خود نمی‌بیند، ایمان ضعیفی را دارد چرا که فریضه‌ای است که باید با رعایت ضوابط آن ادا شود. در روایت ذیل، یکی از شرایط دینداری واقعی به نوعی بیان شده است.

مسعده بن صدقه از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که پیامبر (صلّی الله علیه وآله) فرمودند:  “إن الله عز وجل لیبغض المؤمن الضعیف الذی لا دین له، فقیل له: وما المؤمن الذی لا دین له؟ قال: الذی لا ینهی عن المنکر”.[۸۲]

۴ـ حبّ و بغض در راه خدا

در برخی روایات سخن از تحریم به خشم آوردن خداوند متعال در اثر جلب رضایت خلق شده است به این معنا که در صورت مشاهده منکری از شخصی، حال به دلیل اینکه ناراحت نشود و یا رابطه دو طرف به هم نخورد از نهی او از آن کار سرباز می‌زنیم.

امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کنند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: “لا تسخطوا الله برضی أحد من خلقه، ولا تتقربوا إلی أحد من الخلق بتباعد من الله عز وجل …”.[۸۳]

خداوند را با رضایت خلق او  خشمناک نکنید، و تقرب به کسی را در مقابل دوری از خداوند نخواهید.

همچنین حضرت (علیه السلام) فرمودند:

“إن من اوثق عری الایمان، أن تحب فی الله، وتبغض فی الله …”.[۸۴]

از استوارترین دستاویزهای ایمان، حب و بغض در راه خداست.

۵ـ تلفیق قول و عمل (تخلق به آداب)

بی ‌تردید از منفور‌ترین اعمالی که سبب خشم خدا می‌شود عمل نکردن به آنچه که فرد دم از آن می‌زند است،[۸۵] که در روایات از او به “خائن” تعبیر شده.[۸۶]

یعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه پرسیدم: “أتأمرون الناس بالبر وتنسون أنفسکم” که امام دستشان را بر گلویشان نهادند همچون کسی که خودش را می‌کشد.[۸۷]

در حدیثی دیگر در این خصوص امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

“من لم ینسلخ عن هواجسه، ولم یتخلص من آفات نفسه وشهواتها، … لا یصلح له الامر بالمعروف والنهی عن المنکر، لأنه إذا لم یکن بهذه الصفه …لا ینتفع الناس به”.[۸۸]

کسی که از خیالات نفسانی بیرون نیامده، و از آفتها و خطرها و شهوات نفس خود خلاصی نیافته است صلاحیت امر به معروف و نهی از منکر را ندارد. چرا که اگر چنین نباشد دیگران هم از او سودی نمی‌برند.

۶ـ رفق و مدارا

رفق و مدارا در سیره اجتماعی معصومین (علیهم السلام) نقشی مبنایی داشته و مایه قوام و دوام روابط و مناسبات صحیح اجتماعی بوده است.[۸۹]

در مصباح الشریعه در باب حسن معاشرت امام صادق (علیه السلام) در این خصوص می فرماید:

“…وکن رفیقاً فی أمرک بالمعروف و شفیقاً فی نهیک عن المنکر …”.[۹۰]

امر به معروف را با رفق و نرمی انجام بده، و با مهربانی و محبت نهی از منکر کن.

راهکارها

در راستای تحقق اصل امر به معروف و نهی از منکر ائمه (علیهم السلام) راهکارهایی را ارائه فرمودند تا با بهره‌گیری از آنها بتوانیم به مقصد خود در این رابطه دست یابیم.

هر چند به پاره‌ای از این راهکارها در ضمن مطالب پیشین اشاره شد اما به طور کلی آنها را بر می شمریم:

۱ـ دوری و هجر از اهل معاصی

این شیوه به جهت اینکه تنبه[۹۱] فرد گناهکار را در پی دارد به عنوان راهکاری مؤثر در این امر به شمار رفته است.

امام صادق (علیه السلام) به اصحاب خود چنین می‌فرمایند:

” هر گاه خبردار شدید که شخصی کار خلافی می‌کند،‌نزد او بروید و بگویید: فلانی! یا از ما کناره‌گیری و دوری کن یا از این کار خلاف دست بردار. اگر دست برنداشت از او دوری کنید”.[۹۲]

۲ـ بیان مکافات انجام و ترک آن

بی‌تردید انجام هر عملی چه خوب و چه بد نتایجی به تناسب آن عمل را در بر دارد که در این راستا ائمه (علیه السلام) با بیان این نتایج سعی در تقویت و حفظ افراد جامعه داشتند.[۹۳]

۳ـ بیان فضایل برای آمرین و ناهین

این راهکار علاوه بر هدفمندی مسئولیت آمران و ناهیان، تشویق آنان را بر این عمل برمی انگیزد.

۴ـ بیان مراتب امر و نهی

برای عملی شدن این امر عظیم لازم است که با توجه به موقعیتهای مختلف و همچنین توانایی افراد هر یک از مراتب امر و نهی،[۹۴] از ناراحتی درونی تا متوسل شدن به زور را به کار بست و این انعطاف پذیری سبب می شود که هر کس به نوعی بتواند این فریضه را عمل کند، هر چند در روایات از ادنی‌ترین و برترین مراتب امر به معروف و نهی از منکر سخن به میان آمده است.[۹۵]

۵ـ بیان گفتارها و سیره رسول الله (ص) در این باره

ائمه اطهار(علیهم السلام) از آن جهت که قرآن کریم پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) را (أسوه حسنه) [۹۶] معرفی می کند ضمن شناساندن رسول الله از این بُعد سعی در معرفی الگوی تامه برای همه مسلمانان بودند.

۶ـ زدودن زمینه‌های فساد

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: مردی را نزد امیر مؤمنان (علیه السلام) آوردند که استمنا کرده بود. امیر مؤمنان به دستهای او آنقدر شلاق زد که سرخ شد. سپس از بیت المال هزینه ازدواج وی را فراهم کرد و او را همسر داد.[۹۷]

جدای از این مطالبی که آورده شد، سیره عملی امام صادق (علیه السلام) در این موضوع قابل طرح است که در مجالی دیگر باید از آن بهره‌‌مند شد و در اینجا فقط به یکی از برخوردهای امام صادق (علیه السلام) اشاره می‌کنیم.

بدستور منصور صندوق بیت المال را باز کردند و به هر کس از آن چیزی می‌دادند، شقرانی هم یکی از آن کسانی بود که برای دریافت سهمی از بیت المال آمده بود او چون کسی را نمی شناخت وسیله‌ای پیدا نمی‌کرد تا سهمی برای خود بگیرد. شقرانی به اعتبار اینکه یکی از اجدادش برده بود و رسول خدا ( صلی الله علیه وآله ) وسیله آزادی او را فراهم ساخته بود و شقرانی هم آزادی را از او به ارث برده بود  مولی رسول الله (صلی الله علیه وآله) می‌گفتند یعنی آزاده شده رسول خدا، و این امر به نوبه خود افتخار و انتسابی برای شقرانی به شمار می‌آمد و از این نظر خود را وابسته به خاندان رسالت می‌دانست . در این میان که چشمان شقرانی منتظر و جویای آشنا و وسیله‌ای بود تا سهمی برای خود از بیت المال دریافت کند امام صادق (علیه السلام) را دید، جلو رفت و حاجت خویش را ابراز داشت. امام رفت و طولی نکشید که سهمی برای شقرانی گرفته و با خود آورد ، همین که آن را به دست شقرانی داد با لحن ملاطفت آمیز این جمله را به وی گفت: ” یا شقرانی إن الحسن من کل أحد حسن وإنه منک أحسن لمکانک منا، وإن القبیح من کل أحد قبیح وإنه منک أقبح”، کار خوب از هر کسی خوب است ولی از تو به واسطه انتسابی که با ما داری و تو را وابسته به خاندان رسالت می‌دانند خوبتر و زیباتر است، و کار بد از هر کسی بد است ولی از تو به خاطر همین انتساب، زشت تر و قبیح‌تر است. امام این جمله را گفت و گذشت. شقرانی با شنیدن این جمله دانست که امام از راز و سر او ، یعنی میگساری و شرابخواری آگاه است و از اینکه امام با علم و آگاهی به او محبت کرده است بسیار شرمنده و شرمسار گردید و پیش وجدان خود نادم و پشیمان گردید.[۹۸]

 

منابع:

  1. آیات الهی (نظام مشارکت زیر بنای مدیریت اسلامی)، جلد اول، فریور باتمانقلیچ، جمهوری، تهران، ۱۳۸۱، چ ۲.
  2.  الامر بالمعروف و النهی عن المنکر عند الفریقین، مهدی رستم نجاد، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیه، طهران، ۱۴۲۷ ق، ط ۱.
  3.  امر به معروف در ترازوی تاریخ (گامی نوین در فقه سیاسی اسلام)، عبدالحسین رضایی راد۰ دفتر تبلیغات اسلامی، بوستان کتاب،  قم، ۱۳۸۶، چ ۲.
  4.  امر به معروف و نهی از منکر، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، ۱۳۷۵، چ ۱.
  5.  پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، محمد اسحاق مسعودی، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۷۸، چ ۱.
  6.  ترجمه الحیاه، محمد رضا حکیمی و دیگران، مترجم: احمد آرام، انتشارات دلیل ما، قم، ۱۳۸۶، چ ۸.
  7.  التفسیر العیاشی، محمد بن مسعود العیاشی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه، مؤسسه البعثه، قم، ۱۴۲۱ ق، ط ۱.
  8.  تفسیر المیزان، سید محمد حسین طباطبایی، ترجمه: سید محمد باقر موسوی همدانی، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ۱۳۶۳، بی‌چا.
  9.  تفسیر نمونه،ناصر مکارم شیرازی و همکاران، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۱، چ ۷.
  10.  تهذیب الأحکام (فی شرح المقنعه)، محمد بن الحسن بن علی؛ الشیخ الطوسی، المحقق: علی اکبر الغفاری، نشر صدوق، تهران، ۱۳۷۶، ط ۱.
  11.  جامع أحادیث الشیعه، حسین الطباطبایی البروجردی، ناشر : المؤلف، فم، ۱۳۶۸، بی‌چا.
  12.  جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، محمد حسن النجفی، حققه وعلق علیه: عباس القوچانی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۸۱ م، ط ۷.
  13.  جهاد، مرتضی مطهری ، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۶۱، بی چا.
  14.  چهارده نور پاک، عقیقی بخشایشی، ج ۸، انتشارات نوید اسلام، ۱۳۸۱، چ ۱.
  15.  دانش نامه میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری با همکاری جمعی از پژوهشگران، ترجمه: حمید رضا شیخی، دار الحدیث، قم، ۱۳۸۶، چ ۱.
  16.  دو فریضه برتر در سیره معصومین (علیهم السلام)، سید محمود مدنی بجستانی، نشر معروف، قم، ۱۳۷۶، چ ۲.
  17.  الزبده الفقهیه فی شرح الروضه البهیه، السید محمد حسن حسینی العاملی، منشورات ذوی القربی، قم، ۱۴۲۲ ق، ط ۱.
  18.  سیره نبوی (منطق عملی)، دفتر دوم: سیره اجتماعی، مصطفی دلشاد تهرانی، دریا، تهران، ۱۳۸۵، چ ۲.
  19.  شیوه های صحیح امر به معروف و نهی از منکر، سازمان تبلیغات اسلامی،  داد سرای انقلاب اسلامی مبارزه با مواد مخدر و منکرات ، تهران، ۱۳۷۶، چ  ۳.
  20.  عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، حسین انصاریان، پیام آزادی، بی‌جا، ۱۳۶۷، چ ۱.
  21.  الفروع من الکافی، محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، صححه و قابله و علّق علیه: علی اکبر الغفاری، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۲، چ ۲.
  22.  فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، جعفر سبحانی ، توحید، قم، ۱۳۷۸، چ ۲.
  23.  فریضه عظیمه یا امر به معروف و نهی از منکر، معاونت فرهنگی ستاد مرکزی احیاء امر به معروف و نهی از منکر، تهران، ۱۳۷۳، چ ۱.
  24.  کتاب الوافی، مولی محمد محسن المشتهر بالفیض الکاشانی، التحقیق: فی مرکز التحقیقات  فی مکتبه الامام أمیر المؤمنین علی علیه السلام، باهتمام و اشراف: السید کمال الدین فقیه ایمانی، مکتبه الامام أمیر المؤمنین علی علیه السلام، اصفهان، ۱۴۱۵ ق، ط ۱.
  25.  گنجینه آداب اسلامی، ج ۲، محمد رضا آشتیانی و محسن آشتیانی، زهیر، قم، ۱۳۸۱، چ ۱.
  26.  مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، میرزا حسین النوری الطبرسی، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، مؤسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث، بیروت، ۱۴۰۸ ق، ط ۲.
  27.  مصباح الشریعه: از کلمات امام ششم حضرت صادق (علیه السلام)، ترجمه و شرح:علامه حسن مصطفوی، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، تهران، ۱۳۸۲، چ ۱.
  28.  ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، محمد باقر المجلسی، تحقیق: السید مهدی الرجائی، مکتبه آیه الله المرعشی، قم، ۱۴۰۷ ق، بی‌چا.
  29.  میزان الحکمه همراه با ترجمه فارسی، محمد محمدی ری شهری، تحقیق: مرکز تحقیقات دار الحدیث، مترجم: حمید رضا شیخی، دار الحدیث، قم، ۱۳۸۳، چ ۴.

پاورقی:


[۲]. ر.ک: الامر بالمعروف والنهی عن المنکر عند الفریقین، مهدی رستم نجاد، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیه، طهران، ۱۴۲۷ ق، ط ۱.

.[۳] المعجم الوسیط، ص ۵۹۵ و ۹۵۲؛ نیز ر.ک: جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۵۶؛ لسان العرب، ج ۵، ص ۲۳۳ و ج ۹، ص ۲۳۹؛ مفردات الفاظ القرآن، ص ۳۳۱ و ۵۰۵.

.[۴] گنجینه آداب اسلامی، ج ۲، ص ۲۰۸.

[۵]مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۴۸۳؛ به نقل از: الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر، ص ۱۱ و ۱۲.

.[۶] ر.ک: جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۵۹؛ اللمعه الدمشقیه، ص ۷۵؛ فرهنگ عقاید ومذاهب اسلامی، ج ۴، ص ۲۱۷.

[۷]عرفان اسلامی، ج ۱۱، ص ۳۹.

.[۸] ر.ک: سوره توبه/ آیه ۷۱.

.[۹] همان / آیه ۶۷.

.[۱۰] سوره حشر / آیه ۱۴.

[۱۱]. عن النبی (صلی الله علیه و آله): «کلّکم راع و کلّکم مسؤول عن رعیته». بحار الأنوار‍، ج ۷۲، ص ۳۷.

.[۱۲] ترجمه الحیاه، ج ۱، ص ۴۱۴.

.[۱۳] رساله دانشجویی، ص ۲۴۶؛ نمونه‌هایی از معروف‌ها و منکر‌ها که به آنها امر یا از آنها نهی شده است را می‌‌توان در تورات و انجیل یافت ر.ک: پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، ص ۱۰۳ ـ ۹۹.

[۱۴]. سورۀ آل عمران/ آیه ۱۱۳ و ۱۱۴.

[۱۵]. سورۀ لقمان/ آیه ۱۷

[۱۶]. بعنوان نمونه ر.ک: سورۀ حج/ آیه ۴۱. طه/ آیات ۴۳ و ۴۴. مریم/ آیات ۴۴ ـ ۴۲ و ۵۵. هود/ آیات ۵۰ و ۵۲ و ۸۴. ص/ آیه ۸۵.

[۱۷]. سورۀ آل عمران/ آیه ۱۱۰.

[۱۸]تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۱۹۵، ح ۱۳۰؛ به نقل از دانش نامه میزان الحکمه، ج ۷، ص ۱۹۲، ح ۳۹۳۵.

[۱۹]. سورۀ آل عمران/ آیه ۱۰۴.

[۲۰]مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۷، ح ۱۳۸۱۱.

[۲۱]. ر.ک: دانش نامه میزان الحکمه، ج ۷، ص ۱۹۲.

[۲۲]تفسیر نور، ج ۲، ص ۱۴۵.

[۲۳]مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۸۰، ح ۱۳۸۲۰.

[۲۴]. سوره اعراف/ آیه ۱۶۵.

[۲۵].  دانش نامه میزان الحکمه، ج ۳، ص ۱۶۶، ح ۱۴۷۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۴۹، ح ۲۱۲۰۸.

[۲۶]. سورۀ نحل/ آیه ۳۶؛ سورۀ اعراف/ آیه ۱۵۷.

[۲۷]. (إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ) سورۀ نحل/ آیه ۹۰.

[۲۸]وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۴۶، ح ۲۱۲۰۲.

[۲۹]آیات الهی (نظام مشارکت زیر بنای مدیریت اسلامی)، ج ۱، ص ۲۸۶.

[۳۰]. ر.ک: صحیفه نور، ج ۱۰، ص ۱۱۲.

[۳۱]. (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه) سورۀ حجرات/ آیه ۱۰.

[۳۲]بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۲۶۸.

[۳۳]پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، ص ۹۱.

[۳۴]بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۲۴۹، ح ۸۹.

[۳۵]مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۳۵، ح ۱۳۹۷۹.

.[۳۶] جامع أحادیث الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۵۷.

[۳۷] (مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا).

[۳۸] تفسیر العیاشی، ج ۲، ص ۳۷، ح ۱۲۴۵.

[۳۹]. امام صادق (علیه السلام) می‌‌فرمایند: “ویل لقوم لایدینون الله بالامر بالمعروف والنهی عن المنکر”. تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۱۹۶، ح ۲. علامه مجلسی در ملاذ الاخیار، ج ۹، ص ۴۶۷. در مفهوم عبارت “لایدینون الله” می‌‌نویسد: لایعبدون الله بهذه العباده.

[۴۰]. البته این تعاون باید در جهت معروف باشد نه منکر. به این روایت از امام صادق (علیه السلام) توجه کنیم: “روز قیامت که برپا شود، منادی حق ندا دهد که ستمگران کجایند؟ یاران و اعوان آنها کجایند؟ آنانکه برای ظالمین (حتی) دواتی را لِیقه گذاشتند کجایند؟ آنان که برای ظالمان (حتی) سر یک کیسه‌ای را دوختند یا اینکه قلمی را برایشان اصلاح و آماده نموده‌اند کجایند؟ همه آنان را با هم محشور کنید {زیرا همه این افراد در گناهان ظالم و ستگمر شریک حساب می‌شوند}. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۵۹۳؛ به نقل از: پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، ص ۳۰.

[۴۱]. ر.ک: مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۸۴ و ۱۸۵، ح ۱۳۸۳۴.

[۴۲]. ر.ک: همان، ص ۱۸۳، ح ۱۳۸۳۱.

[۴۳]. از جمله همسایه.

[۴۴]. سورۀ تحریم/ آیه ۶.

[۴۵]امر به معروف و نهی از منکر، ص ۳.

[۴۶]وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۴۸، ح ۲۱۲۰۵.

[۴۷]. همان، ص ۱۴۸، ح ۲۱۲۰۶؛ ر.ک: ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۹، ص ۶۸۸؛

[۴۸]. سورۀ مائده/ آیه ۷۹؛ ر.ک: سورۀ هود/ آیات ۱۱۶ و ۱۱۷.

[۴۹].  تفسیر العیاشی، ج ۲، ص ۶۷، ح ۱۳۲۲.

[۵۰]. و این جدای از کتابهای تفسیری، اخلاقی، و کلامی است که به این مسئله پرداخته‌اند. ر.ک: پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، ص ۷۴ ـ ۶۷.

[۵۱].  ر.ک: مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۳۱، ح ۱۳۹۶۵.

[۵۲]جهاد، ص ۴۴.

.[۵۳] آزادی فرد مسلمان و حق انتخاب او در جایی است که از سوی خداوند حکم و دستوری در آن زمینه نباشد٭ و این است که با توجه به مفهوم آزادی، نزد غربی‌‌ها، امر به معروف تفتیش عقاید و دخالت در محدودۀ آزادی افراد و مخالف آزادی تلقی می‌شود. امر به معروف در ترازوی تاریخ (گامی نوین در فقه سیاسی اسلام)، ص ۳۹.

٭این جمله مضمون این آیه شریف است: (وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَه إِذَا قَضَی اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَه مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِینًا) سورۀ احزاب/ آیه ۳۶.

[۵۴].ر.ک: صحیح البخاری، ج ۳، باب «هل یقرع فی القسمه»، ص ۱۱۱، دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۰۱ ق؛ به نقل از: فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج ۴، ص ۲۱۴.

[۵۵]وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۳۶، ح ۲۱۱۷۶.

[۵۶]فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج ۴، ص ۲۱۴.

.[۵۷] ر.ک: جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۵۸؛ الزبده الفقهیه فی شرح الرّوضه البهیّه، ج ۳، ص ۶۷۲ ـ ۶۷۱.

[۵۸]. ر.ک: تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۲۰۳، ح ۲۴.

[۵۹]الفروع من الکافی، ج ۵، ص ۵۹، ح ۱۴.

.[۶۰] مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۹، ح ۱۳۸۱۹.

[۶۱]. ناگفته خود پیداست که منظور از بی‌تفاوت نبودن، جستجو در احوال مردم و به عبارت عامیانه فضولی نمی‌باشد؛ بلکه این حساسیت در جایی است  که گناه آشکارا (جهر به معصیت) صورت پذیرد.

[۶۲]تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۲۰۳، ح ۲۴؛ میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۷۲۹، ح ۱۲۸۱۰. در برخی روایات این مطلب به گونه‌ای دیگر آمده است: عن الحارث بن المغیره قال: لقینی أبو عبد الله علیه السلام … فقال لی: یا حارث، فقلت: نعم فقال: “أما لتُحمَلَنَّ ذنوبُ سفهائکم علی علمائکم، … ما یمنعُکم إذا بلغکم عن الرجل منکم ما تَکرهونه مما یدخل به علینا الأذی والعیب عند الناس أن تأتوه فَتُؤَنِّبُوه وتُعظُوهُ وتقولوا له قولا بلیغاً”، فقلتُ له: إذا لا یَقبلُ منّا ولا یُطیعُنا، قال فقال: “فإذا فاهجروه عند ذلک وَاجتَنِبُوا مُجالِسَتَهُ”. میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۷۲۸، ح ۱۲۸۱۲؛ ر.ک: مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۹۸ ـ  ۱۹۷، ح ۱۳۸۶۶.

[۶۳]کتاب الوافی، ج ۱۵، ص ۱۷۷.

[۶۴]. ر.ک: تحف العقول، ص ۵۰۴.

[۶۵]میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۷۲۹، ح ۱۲۸۱۰

[۶۶]فریضه عظیمه، ص ۵۱.

[۶۷]مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۹۱، ح ۱۳۸۵۱؛ نیز ر.ک: الکافی، ج ۲، ص ۳۱۸، ح ۱۱.

[۶۸]بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۱۹۰؛ به نقل از: پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، ص ۹۰.

[۶۹]مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۰۱؛ به نقل از: همان، ص ۹۱.

[۷۰]الفروع من الکافی، ج ۵، ص ۵۹، ح ۱۵.

[۷۱]میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۷۰۲، ح ۱۲۷۰۱.

[۷۲]. الکافی، ج ۱، ص ۴۳، ح ۱؛ به نقل از: دو فریضه برتر در سیرۀ معصومین (علیهم السلام)، ص ۱۰.

[۷۳]. عن مفضل بن یزید عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال: قال لی: یا مفضل من تعرض لسلطان جائر فأصابته بلیه لم یؤجر علیها ولم یرزق الصبر علیها. تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۱۹۹، ح ۱۲.

[۷۴]مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۸۸، ح ۱۳۸۴۳.

[۷۵]. أی لا یأبی عن التّعلّم وأنّما یفعل ذلک لجهله وهو غیر مصر علیه.ملاذ الأخیار، ج ۹، ص ۴۷۲.

[۷۶]تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۱۹۹، ح ۱۱.

[۷۷]تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۱۹۸، ح ۹.

[۷۸]. ر.ک: الفروع من الکافی، ج ۵، کتاب الجهاد، باب کراهه التعرض لما لا یطیق، ص ۶۴ ـ ۶۳.

[۷۹]. همان، ص ۶۴ ـ ۶۳، ح ۴.

[۸۰].  ر.ک: امر به معروف و نهی از منکر، ص ۷۷ ـ ۷۶.

[۸۱]میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۷۰۸، ح ۱۲۷۲۴.

[۸۲]. همان، ص ۵۹، ح ۱۵.

[۸۳]مستدرک الوسائل، ج  ۱۲، ص ۲۰۹، ح ۱۳۸۹۷.

[۸۴]. همان، ص ۲۲۳، ح ۱۳۹۴۰.

[۸۵]. سوره صف، آیه ۲ و ۳. ر.ک: میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۷۱۸ ـ ۳۷۱۶، باب ذمّ من یأمر بما لا یأتی،.

[۸۶]. ر.ک: مصباح الشریعه، ص ۳۳۸.

[۸۷] . وقال الحجال، عن أبی إسحاق عمن ذکره “وتنسون أنفسکم” ای تترکون. همان، ص ۲۰۲، ح ۱۳۸۳۳.

[۸۸]مصباح الشریعه، ص ۳۳۸.

[۸۹]سیره نبوی (منطق عملی)، دفتر دوم (سیره اجتماعی)، ص ۱۵.

[۹۰]. پیشین، ص ۲۳۸؛ ر.ک: مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۱۴، ح ۱۳۹۱۶.

[۹۱]. امام صادق (علیه السلام) در روایتی متّعظ شدن فرد را  یکی از کارکردهای این امر بر شمردند: “إنما یؤمر بالمعروف وینهی عن المنکر مؤمن فیتّعظ …”. تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۱۹۹، ح ۱۱.

[۹۲]میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۷۲۸، ح ۱۲۸۱۱.

[۹۳]. ر.ک: میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۷۰۸، ح ۱۲۸۱۱؛ امر به معروف و نهی از منکر، ۵۸ ـ ۵۷.

[۹۴]. در تفسیر امام عسکری (ع) به نقل از پدران بزرگوارشان (علیهم السلام) از  پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) نقل شده است که: “من رأی منکم منکراً فلینکر بیده إن استطاع، فإن لم یستطع فبلسانه، فإن لم یستطع فبقلبه، فحسبه أن یعلم الله من قلبه أنه لذلک کاره”. الزّبده الفقهیّه، ج ۳، ص ۶۷۶.

[۹۵]. ر.ک: میزان الحکمه، ج ۸، ۳۷۲۴ ـ ۳۷۲۰.

[۹۶]. سوره احزاب، آیه ۲۱.

[۹۷]دو فریضه برتر در سیره معصومین (علیهم السلام)، ص ۱۲۴.

[۹۸]بحار الأنوار، ج ۴۷، ص ۳۵۰ – ۳۴۹؛ به نقل از: چهارده نور پاک، ج ۸، ص ۱۱۰۵ – ۱۱۰۴.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.