شهید رمضانعلی نوری،

از امر به معروف و نهی از منکر لبخندی تا خدایی شدن در گردرش عراق

شهید رمضانعلی نوری، شهیدی از تبار نیروی انتظامی است که در محل کار خود یک خدمتگذار بود و لبخندش امر به معروف و نهی از منکر بود تا اینکه در گردرش نورانی شد و به لبخند خدا پیوست.

به گزارش خبرگزاری فرهنگسرای معروف به نقل از خبرگزاری بسیج از شاهرود، در یادواره شهدای نیروی انتظامی شاهرود جانباز و رزمنده دفاع مقدس نیروی انتظامی رامین نظری به بیان خاطراتی از شهید رمضانعلی نوری پرداخت و گفت: شهید رمضانعلی نوری از لحاظ اخلاقی خیلی خاص بود و با اینکه چهار سال از ما بزرگتر بود اما انگار چهل سال از ما بزرگتر بود و امر به معروف و نهی از منکرش با لبخند بود.

وی با اشاره به مقر گردویی در غرب کشور افزود: شهید رمضان پیک گردان بود و به همه گردان سر می زد و صفایی داشتیم و قبل از عملیات حنا می کردیم و بچه ها مرگ را به سخره گرفته بودند و ترس بی معنا بود و مرگ از دست بچه ها فرار می کرد.
نظری ادامه داد: از مقر گردویی ما را به خط بردند و از پل چوبی که غواص ها نگه داشته بودند عبور کردیم و رمضان که پیک گردان در این چند ساعت از جلو به عقب گردان در رفت و آمد بود و در این بازه رمضان شوخی می کرد.
این فرمانده سابق نیروی انتظامی با بیان اینکه شیب گردرش تند بود افزود: ما بعد از طی مسافتی به ورودی کانال در ارتفاع رسیدیم، میدان مین بود و پشت آن ما متوقف شدیم و تخریب چی ها در حال باز کردن معبر بودند و چپ و راست ما سنگر کمین بود و وسط، کانال عبوری بود که دشمن به ما تیراندازی می کرد.
وی اضافه کرد: در این بین فرمانده گردان محمد موحدی آمد که چرا ایستادید و خودش رفت به سمت کانال و پشت سرش رمضان رفت و من پشت سرشان رفتم و موحدی بالای کانال رفت و گفت سنگر کمین را بزنید و من با شهید رفتیم تا سنگر کمین را بزنیم.
نظری گفت: شهید رمضان اولین آر پی جی را گرفت که بزند اما آرپی جی عمل نکرد و انداخت و اسلحه من را گرفت و اولین آرپی جی را خودش زد و به من گفت فقط بزن و من هم که فقط آتش دهنه تیربار دشمن را می دیدیم شلیک می کردم.
وی با بیان اینکه این کانال، کانال نور بود برای رمضانعلی نوری چون با شتاب می رفت افزود: من هم آرپی جی می زدم و یک دانه آخرش مانده بود که روی سینه ام گذاشتم و وقتی منور زدند دیدیم سنگر منهدم شده است و اینجا سر یک پیچ بود و یک لحظه به دلم افتاد می خواهد خبری بشود.
نظری اظهار کرد: از پیچ که عبور کردم دیدم رمضان پایش گیر کرد به چیزی و با آن هیبتش نگاهی به پایین کرد، خورده بود به یک عراقی که وسط کانال کمین کرده بود و گفت ای نامرد که صدای رگبار آمد؛ یقین داشتم رمضان او را زده است و من فاصله ام را با او کم کردم و دیدم دستش اسلحه نبود و گفت آخ و تکیه داد به سمت چپ کانال و آرام نشست و بعد تیراندازی به سمت من شد و من هم افتادم و فکر کردم شهید شدم اما زنده بودیم.
خاطر نشان می شود، شهید رمضانعلی نوری متولد سال ۱۳۴۳ روستای دیزج، با بیش از ۲۸ ماه جبهه در عملیات نصر ۸ در منطقه ماووت عراق در حالی که پیک گردان و فرمانده دسته بود و شاغل در نیروی انتظامی ( کمیته سابق) در سال ۱۳۶۶ به فیض شهادت نائل آمد و در جوار دوستان و همرزمانش در گلزار شهدای روستای دیزج آرام گرفت.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

همچنین ببینید

امربه معروف و نهی از منکر نوعی انضباط اجتماعی است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از یزد،  نشست امر به معروف و نهی از منکر دبیر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.