مطالبه گری و تشکل های نخبگانی ــ بخش پایانی

دکتر امیری: مسئله بعدی که به نظر می آید الآن لازم است راجع به آن صحبت کنیم، بحث کنش گری سیاسی فرد در بستر اجتماع است. آنجایی که در حیطه تخصصی شما است. در واقع کنش گری احزاب و نسبتش با امر به معروف هم از جمله موضوعات مهمی است که لازم است به آن توجه ویژه شود. در واقع جمهوری اسلامی داعیه اش مردم سالاری دینی است و مردم قرار است به صورت کنشگری سیاسی در صحنه حضور داشته باشند اما آیا ساز و کاری برای این تعبیه شده است؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که در حوزه امر به معروف این قابلیت وجود دارد که بتوان کنشگری فرد را باز تعریف کنیم. در ساحت اجتماع کنشگری فرد نسبتش با امر به معروف چیست؟ هم در ناحیه ساز و کار و هم در ناحیه به اصطلاح نسبتهایی که برقرار می کنند. غربیها یک تعریفی از کنشگری سیاسی دارند و این تعریف با امر به معروف و با ساز وکاری که ما داریم مطاقت دارد یا خیر؟

دکتر امیدی: یکی از بحثهایی که در صدر اسلام توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دنبال شد این بود که مسلمانان کنشگران سیاسی خیلی خوبی باشند و در عرصه های مختلف حضور داشته باشند. این بود که پیامبر اصل اجتماع را برای آن ها خیلی پر رنگ کرد. اینکه «یدالله مع الجماعه» خدا با جماعت است و اینکه افراد مدام در نماز جماعت شرکت کنند در اجتماعات مسلمین شرکت کنند با مردم باشند این خیلی جالب است. و یا «الزموا سواد الناس» اینکه توصیه شده با توده مردم باشید نشانگر اهمیت اجتماع است که بایستی برجسته بشود. بدیهی است که بدون ایجاد زیرساخت فرهنگی جهت حضور و مشارکت اجتماعی، کنشگری سیاسی در حیطه جمعی اتفاق نخواهد افتاد. از اینرو لازم است افراد نسبت به اجتماع و ظرفیت های مادی و معنوی آن آگاهی بیشتری یابند به گونه ای که با حضور روزانه خود در اجتماعات دینی، علمی، صنفی و… پیوند مودت آمیز خود را با یکدیگر استحکام بخشند.

دکتر امیری: امروزه بحث هایی با عنوان جامعه مطرح می شود. جامعه یک مفهوم مدرن است و آن چیزی که در اسلام هست اجتماع است و مناسبات جامعه مناسباتی بر اساس نهادها و سیستم ها است. از این رو، لازم است توجه شود که بحث بر روی کنشگری فرد در جامعه است نه اجتماع.

دکتر امیدی: نکته اول اینکه بحث ما جامعه مدنی یا جامعه سیاسی است. اگر بخواهد کنشگری مدنی در جامعه سیاسی اتفاق بیفتد باید اهمیت اجتماع در ذهن هر فرد پررنگ بشود، باید بداند که زندگی فردی و در انزوا نمی تواند او را به سعادت برساند و حتی به اهدافش برساند و او را موفق بکند و نمی تواند رضایت نسبی و آرامش درون را برای او ایجاد بکند اینجا ارتباط با اجتماع بسیار اهمیت پیدا می کند.

نکته دوم بحث وحدت و انسجام اجتماعی است که در سایه وحدت برای افراد چه چیزهایی حاصل می شود که در سایه تفرقه اجتماعی آن چیزها برای او حاصل نمی شود. اینکه حضرت امام (ره) به خانم­ ها اجازه دادند که بیایند و وارد صحنه اجتماع بشوند و در تظاهرات شرکت کنند، هم زنان را به اهمیت حضور اجتماعی زنان واقف کردند که باید شما بانوان در متن اجتماع باشید و خودتان سرنوشت خودتان را تنظیم و ترسیم کنید و نگذارید دیگران برای شما تصمیم بگیرند، هم اصل اهمیت فعالیت اجتماعی و حضور در صحنه اجتماع را به مردم یاد دادند و هم مشخص کردند که در انقلاب اسلامی سطح مشارکت سیاسی مردم بسیار بالا خواهد بود. شما می دیدید حتی زمانی که شهرها در معرض بمباران رژیم صدام بودند مردم در صحنه حضور داشتند و برای تعیین سرنوشت خودشان اقدام می کردند.

در غرب مطلب از این زاویه دیده نمی شود در غرب کنشگر اجتماعی و کنشگر سیاسی؛ کسی است که خودش را به یک حزب سیاسی متصل می کند چون منافع حزبی برای او اهمیت دارد بر اساس منافع حزبی تعریف می شود. اگر شما به این حزب ملحق بشوید، اگر آن حزب پیروز بشود یک منفعتی از طرف حزب به شما می رسد، یک سودی به شما می رسد. اگر این حزب پیروز بشود و شما ویژگی هایی که حزب می خواهد داشته باشید، درون حزب مسئولیت پیدا خواهید کرد و اگر این حزب شکست بخورد در واقع بخشی از بودجه شما کاهش پیدا کرده و کم می شود. چون شما باید مبلغی را پرداخت کنید و برای عضویت در حزب باید هزینه کنید. اگر شکست بخورید مجبورید چهار سال حزبی را که اصلاً به نظر شما مطلوبت ندارد، مجبورید تحمل کنید و در واقع بر اساس فایده و ضرر شخصی این کنشگری تعریف شده است.

دکتر امیری: یعنی افرادی در احزاب هستند که مشترک المنافع هستند نه اینکه خود اجتماع و خود حزب به معنای بالاتری برایشان معنا داشته باشد.

دکتر امیدی: احزاب می شوند شرکتهای سهامی که افراد در آن مشارکت دارند و سهمی هم به آنها می رسد.

دکتر امیری: سؤالی پیش می آید که چرا در احزاب جهان غرب چند پارگی در اجتماعشان به وجود نمی آید، در حالی که در تجربه حزبی ما وقتی حضور حزب پر رنگ می شود، خطهای حزبی، حتی خطهای اعتقادیمان هم پر رنگ می شود؟

دکتر امیدی: همچنان که در اقتصاد بازار و نظام سرمایه داری، سرمایه داران کلان سرمایه های خُرد را در خودشان می بلعند و سعی می کنند در واقع یک جریان سرمایه قوی در صحنه به وجود آورند و در واقع انحصار اقتصادی زمینه ساز حضور مستمر یک جریان اقتصادی است، در جریان سیاسی هم اینگونه است که بر اساس سرمایه و سود و زیان، ائتلافی شکل می گیرد و این ائتلاف تبدیل می شود به یک ائتلاف قوی که احزاب سیاسی خُرد، در آن مضمحل می شوند و حالا یک حزب بسیار قوی تلاش می کند منافع را دنبال کند و بتواند انحصار را در صحنه رقابت از آن خودش بکند و این مهم است. ولی در فضای سیاسی ما این طور نیست ائتلافهایی که شکل می گیرند شکننده اند. دلیلش این است که ما یک حزب قوی که مسلط بر همه اطراف باشد که همه احزاب آن را بپذیرند، نداریم به همین دلیل است که ائتلاف شکل می گیرد، ائتلاف تجمیع موفت قلوب متفرق است چرا که هر کدام از احزاب دنبال این است که منافع و سود خودش را به دست بیاورد و به این معنا به ائتلاف کلان باور ندارد.

دکتر امیری: به نظر می رسد در ایران حظ کشی و فاصله گزاری میان احزاب زیاد منفعت مادی آنطور که در غرب است نیست، بلکه در ایران در میان احزاب مرزهای دیگری هم وجود دارد، مانند مرزهای اعتقادی و ارزشی اینجا فقط منافع مادی مطرح نیست، بلکه مثلاً حزب الف مرز اعتقادی برای او خیلی مهم است و جریان غرب گرا را قبول ندارند.

دکتر امیدی: بله درست است. با این حال به دلیل اینکه افکار و اندیشه ها در ایران باز تولید می شوند احزاب از یکدیگر بر این اساس نیز تمایز یافته و مرزبندی می شوند ؛ برای مثال در غرب یک زمانی نظریه مارکسیسم را داشتیم. بعدها حلقه انتقادی مکتب فرانکفورت مکتب مارکس را نقادی می کند و برای خود جریانی را درست می کند و بعدها افرادی دیگری آنها را مورد نقد قرار می دهند این افکار باز تولید می شود.

مثال دیگر آنکه یک جریان لیبرالیسم در کشورهای غربی داریم. جبهه ملی در کشور ما (نهضت آزادی) توانست آن نوع تفکر را باز تولید کند با توجه به فضای اسلامی، جبهه مشارکت این را با قرائت جدیدی ارائه داد چون نهضت آزادی با محدودیت مواجه شد، از لحاظ سیاسی پوسته عوض کرد و یک باز تولید اندیشه کرد و جبهه مشارکت ایجاد شد. این جریان مشارکت باز در جایی دیگر باز تولید شد و آن حزب کارگزاران با قرائت جدیدی از بحث لیبرالیسیتی است که رئیس آن می گوید من یک مسلمان لیبرال هستم!. همین تکثر و باز تولید افکار سیاسی زمینه ای را فراهم می کند که خط قرمزهایی ایجاد بشود و مرزبندی هایی صورت بگیرد آن وقت است که با مجموعه متکثری از افکار و عقاید سیاسی در درون یک ائتلاف بزرگ مواجه می شویم.

لازم است به این مطلب توجه شود، آنها که باز تولید فکری کرده اند قرابت هایی با قبلی ها دارند ولی باز تفاوتهایی دارند و این تفاوتها باعث می شود که حتی برای آنها هم زمینه فراهم نشود و حاضر نباشند با آنها ائتلاف واقعی برقرار کنند. بنابراین بحث افکار و اندیشه ها در ایران اهمیت دارد. اما در غرب بحث منافع تعریف شده است یعنی اعضاء حزب افکار خودشان را نگه می دارند و حزب نیز با ائتلافی که با احزاب دیگر ایجاد می کند سعی می کند به این بیاندیشد که چند کرسی را می تواند در مجلس از آن خودش بکند، چند عضو کابینه را از آن خودش بکند، این برایش مهم است که در صحنه سیاسی حضور داشته باشد.

دکتر امیری: تا اینجا قدری درباره کنش سیاسی فرد در بستر اجتماع و بحث امر به معروف و اینکه نسبت آنها با یکدیگر چیست و یا بحث کلان تر احزاب که به نظر می رسد بحث درازدامنی است سخن گفتید. به نظرم لازم است قدری هم درباره سازمان های مردم نهاد که رکن بسیار مهم هم در مطالبه گری است هم در فعالیت های اجتماعی است سخن بگویید. مشخصا پرسش این است که چرا اغلب «سازمان های مردم نهاد» در ایران مبتلا به برخورد امنیتی می شوند و یا اگر گرفتار نفوذ نشوند توسط رقیب سرسختی مانند دولت نمی توانند ادامه مسیر دهند و مضمحل می شوند؟

دکتر امیدی: به نظر می رسد در شکل گیری و اضمحلال تشکل های مردم نهاد،  دو قضیه بسیار اهمیت داشته باشد. مسأله نخست اغراض سیاسیون است. اغراض سیاسی یا در داخل یا خارج از ایران برای این «سمن» ها تعریف می شود. کنشگران داخلی یا خارجی در صدد هستند تا اغراض سیاسی خود را از زوایای مختلفی دنبال کنند. یکی از طریق نفوذ سیستمی و دیگری با ادعای مطالبه گری مردمی. طبیعتاً چون هدف سیاسی و اغراض سیاسی است نهایتاً به مسائل سیاسی و امنیتی کشیده می شود در واقع یا به موج های اجتماعی منجر می شود و یا به اخلال در نظام سیاسی امنیتی. این نکته نیز بسیار حائز اهمیت است که بدانیم اندیشکده های متعددی در غرب شکل گرفته است تا نفوذ در تصمیمات کلان کشور ما را از زوایای مختلف مورد تحقیق قرار دهند. این نفوذی ها کار خود را معمولا در قالب فعالیت های به ظاهر غیر سیاسی دنبال می کنند اما در واقع اهدافشان سیاسی است.

مسئله دوم این است که در درون کشور ما افرادی هستند که صرفا بخاطر پول و کمی تمجید کار سیاسی می کنند یعنی اگر شما پولی در اختیارش قرار بدهید و وعده ای به او بدهید او شروع به فعالیت می کند و برای او اصلاً مهم نیست که در چه راستایی و نهایتاً به کجا این قضیه کشیده می شود یک پول و امکاناتی دارد و حالا می خواهد کار کند.

دکتر امیری: یعنی فعالیت بر اساس اندیشه شکل نمی گیرد؟

دکتر امیدی: نه نمی گیرد. بر اساس یک سری اقتضائات درونی همچون قدرت طلبی که در فرد وجود دارد، از او استفاده می شود و مبلغی پول به او داده شود و یک فضایی برای کار به او داده می شود، یکسری امکانات داده شود و یک تعداد زیر مجموعه نیز در اختیارش قرار می گیرد. در نتیجه او می تواند با همین مقدار شخصیت دادن کار را تعقیب کند و این مهمترین بستر شکل گیری حوادث امنیتی هست. «سمن» ها با سرعت، با تزریق پول و ایجاد موقعیت و تشکیلات، سریع دست به کار می شوند به محضی هم که آن مجموعه که این امکانات و این شخصیت یا این نیروها را در اختیارش قرار داده است فرو ریزد، ممکن است همین امکانات و اشخاص در جایی دیگر مورد استفاده قرار گیرد. ممکن است در یک «سمن» دیگر در یک قالب دیگر و با نیروهای جدیدتر به کار گرفته شوند. پس نخست اغراض سیاسی که پشت صحنه فعالیت های اجتماعی است، و دوم تمایلاتی که در برخی افراد وجود دارد برای آنکه موقعیتی کسب نموده، درآمد مناسب داشته و افرادی را تحت مجموعه داشته باشد تا اهداف خاص تعیین شده را پیش ببرد.  اینگونه است که اغلب فعالیت های اجتماعی ضد امنیتی بدون یک اندیشه روشن و انگیزه درست شک گرفته و تداوم می یابد.

حالا کاری که به نظر باید انجام داد این است که نباید نهادها و «سمن» ها را شیفته پول و شخصیت کرد و وصل به اغراض سیاسی صرف کرد، باید دغدغه دینی را در این افراد تقویت کرد. در واقع باید به پاداش الهی و عذاب الهی از یک طرف و همچنین جایگاهی که در بین مؤمنین پیدا می کنند را تقویت کرد. همان چیزی که دین بیان می کند تشویقهایش، یا تشویقهای اخروی است یا انذارهایش انذارهای اخروی است یا اینکه بیان می کند در بین مؤمنین عزت و عظمت پیدا می کنید: «و إِنَّ اَلْعِزَّهَ لِلّهِ جَمِیعاً وَ لِلّهِ اَلْعزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ » آن عزت و کرامت و شخصیت و احترام روی اینها بیشتر باید تبیین شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.