کرونا، آسیب پذیری انسان، قدرشناسی و آموزه امر به معروف و نهی از منکر

دکتر حجت الله آزاد*

روزهای اولی که کرونا مهمان شهرمان شده بود، برای گرفتن نان سنگک به طرف نانوایی رفتم. قبل از رفتن دستانم را به دقت با آب و صابون شستم. نزدیک نانوایی که رسیدم، متوجه شدم پول ندارم. بناچار به سمت عابربانک رفتم و از انگشتانم استفاده کردم، مواظب بودم دیگه با این انگشتان، به جایی دست نزنم. به نانوایی رسیدم. با دست غیرآلوده نان را  به سختی تکه تکه کردم. وقتی می خواستم تکه های نان را روی هم بگذارم، به ناچار یا ناخودآگاه از دست دیگرم نیز استفاده کردم و احتمالا انگشتان آلوده ام نیز با نان تماس گرفت. هر روز که نان را به کتابخانه می بردم به بیشتر دوستان تعارف می کردم تا اندکی نان تازه میل کنند، اما امروز هم خود واهمه داشتم و هم آنان سراغی از من نگرفتند.

چه نعمت هایی داشتیم و چقدر از آن ها غافل بودیم و اکنون نیز چه نعمت هایی داریم، اما باز در غفلت سیر می کنیم. چقدر ضعیف بودیم و خود نمی دانستیم و چقدر ضعیف هستیم و خواهیم بود، و باز هم به غفلت از همه این ضعف ها گذر می کنیم. همه دنیا از رئیس و مرئوس، از قدرتمند و غیرقدرتمند، از مدعی و غیرمدعی، درگیر این ویروس شدند و اکنون دانستیم که بسیار ناتوانیم و اگر این احتمال که عامل انسانی، در ساخت این ویروس دخیل بوده است، درست باشد، ضعف و ناتوانی خود را بیشتر در می یابیم. انسان قرن بیست ویکم که به اوج توانمندی علمی رسیده است، با تغییری در ژنوم برخی عناصر، جهان را به دردسری عظیم انداخته است و اکنون برای مدت زمان کوتاهی هم که شده، ناتوان از درمان دردی است که خود به دست خود ساخته است؛ هرچند ممکن است با کشف واکسن این بیماری باز نیز به خود ببالد و جایزه نوبل بگیرید؛ اما دوباره ضعف خود را فراموش می کند؛ همان گونه که پیش از این نیز موفقیت های خیره کننده بشری او را از ضعف و ناتوانی خود غافل کرد.

مطالب فوق چه ارتباطی با آموزه امر به معروف و نهی از منکردارد؟ اندک تأملی می تواند کرونا را در ابعاد مختلف با امر به معروف و نهی از منکر مرتبط کند. اعتنا و عدم اعتنا به مسایل بهداشتی[۱]، کمک به اطلاع رسانی صحیح درباره بیماری و تلفات آن و در مقابل آن سهیم بودن در خبررسانی غیرصحیح یا ایجاد شایعات مختلف که امنیت روانی جامعه را بر هم می زند، مجاهدت در رفع مشکلات بیماران و مردمی که از این بیماری ضررهای بسیاری می بینند و در مقابل آن سوء استفاده از این موقعیت، احتکار وگران فروشی مایحتاج مردم و دوگانه های معروف ومنکر دیگری که ممکن است در چنین موقعیت هایی رخ دهند. همه این دوگانه ها ما را به عمل به معروف ها و ترک منکرها در گام نخست و مطالبه گری معروف ها و واکنش در مقابل منکرات فرا می خواند.

در میان همه معروف و منکرهایی که ممکن است در موقعیت کرونایی رخ دهد، معروف و منکری بسیار حیاتی وجود دارد که کمتر به چشم می آید؛ معروف و منکری که مرتبط با آسیب پذیری انسان و نعمت های بی شماری است که او را فراگرفته است.

برای درک بهتر این مسأله، اجازه دهید درباره آسیب پذیری و نیز برخورداری انسان از نعمات، اندکی درنگ کنیم. از منظر الهیاتی، ضعف و آسیب پذیری، ذاتی انسان است[۲]هرچند انسان غافل از این ویژگی ذاتی و با توهم بی نیازی، طاغی می شود[۳]. این منظر الهیاتی، اکنون اقبال برخی فلاسفه اخلاق را نیز در پی داشته است. مک اینتایر، فیلسوف مطرح در اخلاق فضیلت، در آثار اخیر خود به ویژه در کتاب «حیوان های عقلانی وابسته[۴]»، وابستگی و آسیب پذیری انسان را، ویژگی ذاتی و اساسی او پنداشته و فیلسوفان اخلاق را به تأمل درباره آن فرا می خواند. او بر این باور است که فلسفه اخلاق از این ویژگی بسیار اساسی انسان غفلت کرده است. فیلسوف دیگر، جان کاتینگهام در کتاب «در باب معنای زندگی[۵]»، آسیب پذیری و تناهی انسان را ویژگی ذاتی انسان دانسته و نگاه خوش بینانه فیلسوفان درباره توانایی های عقل بشری را نقد می کند، نگاه خوش بینانه ای که حتی فیلسوفان اخلاق را نیز در برگرفته است. او بر این باور است که «انسان از نگاه اغلب فیلسوفان اخلاق، موجودی است عقلانی، خودمختار که بدون اتکا به دیگران برای تحقق برنامه ها و طرح های خود تصمیم می گیرد با موفقیت زندگی خویش را  سامان بخشد. اما این تصویر از انسان، خیالی بیش نیست، نه از آن جهت که  ما موجوداتی  عقلانی نیستیم، بلکه از آن رو که خاستگاه و سرنوشت انسان را که دو محور اساسی حیات انسانی اند، نادیده می انگارد. در وهله نخست، محیطی که ما از آن برآمده ایم و اهداف و سمت و سوی زندگی ما  در آن شکل گرفته، محیطی است آکنده از درماندگی و آسیب پذیری. به تعبیر سراینده زبور، «ما خود را نساخته ایم»  و به تعبیر هایدگر، «ما را در این جهان افکنده اند». پیام  این دو سخن یک چیز است؛ تعقل و وابستگی و نه استقلال و خودمختاری. در ثانی، طرحها و نقشه های ما درنهایت، همه نقش برآبند؛ چرا که مرگ ونیستی سرنوشت محتوم ماست».[۶] از آسیب پذیری که بگذریم، در دیدگاه الهیاتی اسلام، انسان و هرچه دارد، همه موهبتی از خداست، با واسطه یا بی واسطه. بر همین اساس، احساس قدرشناسی و به تعبیر دینی، حس شکر، از عواطف اساسی و اصیل دینداری است، تا جایی که ایمان با شکر برابر می نشیند.[۷]

اکنون این پرسش خود را طرح می کند: آیا شناخت ویژگیهای ذاتی انسان و بنانهادن ارزش های اخلاقی خود بر اساس این ویژگی ها، معروف تلقی نمی شود؟ و آیا چنین شناختی و نیز بنانهادن نظام اخلاقی خود بر پایه این شناخت، از برترین معروف ها و بی توجهی به آن از برترین منکرها نیست؟ و آیا نباید هم خود به این معروف ها بیندیشیم و به مقتضای آن عمل کنیم و هم از دیگران نیز چنین مطالبه ای داشته باشیم؟ بی توجهی به این دو معروف(شناخت ضعف انسانی و برخورداری از نعمت های بی شمار) و عدم مطالبه گری دیگران در تأمل در آن دو، به فردگرایی منجر خواهد شد که دردمندی و شفقت و احساس قدرشناسی را کم فروغ کرده است.

  حال که با ورود این ویروس اندکی به ضعف خود پی برده ایم[۸] و متوجه نعمت های بیشماری شده ایم که تا قبل از آمدن این ویروس، هیچ توجهی به آن ها نداشتیم، بیاییم برای تمرین ایمان ورزی، ابتدا خود را و سپس برادران ایمانی را به تأمل در ضعف و درماندگی خویش و نیز حس قدرشناسی نسبت به خدا و خلق خدا فرا بخوانیم و در این ایام به جای تعقیب صرف اخبار و اظهار نظرهایی که گاها غیراخلاقی و غیرتخصصی است یا به جای ساخت لطیفه های بسیار، اندکی نیز به این مسایل بیندیشیم و با فروکاهیدن امر به معروف و نهی از منکر، از بسیاری از آموزه های ارزشمند دینی مانند این معروف ها که بنیادهای انسان شناختی اخلاق دینی است، غافل نشویم. ما از این بحران خواهیم گذشت، چنان که اگر اندکی به تاریخ نگاه کنیم، متوجه می شویم که در سال هایی نه چندان دور نیز برخی از بیماری ها تلفات بسیار بیشتری درپی داشتند و حتی به فراموشی سپرده شدند. از مهم ترین درسهای این حادثه که نه اولین و نه آخرین تجربه بشری خواهد بود، آگاهی از ضعف، آسیب پذیری و نیز برخورداری ما از نعمت هایی است که همیشه از آن غافلیم. باید ضعف انسانی خود و نیز همه نعمت هایی را که در دست داریم، بشناسیم و بشناسانیم. وظیفه داریم، دیگران را  نیز به تأمل در اینباره فراخوانیم، چه با عمل، چه با گفتار.

 نتیجه عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر در این خصوص، شکل گیری جامعه ای باشفقت، جامعه ای قدرشناس و جامعه ای متواضع نه مغرور خواهد بود. جامعه ای که فرد فرد انسان ها همدیگر را هم چون خود می شمارند و بر این باوراند که اگر امروز یکی از آنان به دردی مبتلا شد، فردا نوبت آنهاست. با شناخت ضعف و وابستگی ذاتی خود، هنگامی که دیگری به دردی دچار می شود، ما نیز احساس درد خواهیم کرد و برای نجات او دست به کار می شویم، چرا که با شناخت این معروف و نیز درخواست از دیگران برای شناخت و عمل به آن، جدایی بین من و دیگری از میان می رود، این ماییم که ضعیفیم و ماییم که به همدیگر وابسته ایم. دیگری معنایی ندارد. دیگری نیز خود ماییم.

و نکته آخر: اکنون که فرهنگ فردگرایی آرام آرام، در پستوی خانه های دل ما نیز رخنه می کند، زمان توجه به چنین معروف هایی است. در زمانی که برخی فیلسوفان و روان شناسان به اثرات بد فردگرایی(individualism)هشدار می دهند[۹] روا نیست این معروف ها که ما را از فردگرایی دور می کند، فراموش کنیم.  هنگامی که فردگرایی بر تنور استقلال(autonomy)، خودابرازگری(self-expression) و دست آوردهای شخصی(self-achievement) می دمد و نوعی تفرعن نفس ایجاد  کند، بی توجهی ما به این معروف ها و در غلطیدن به سمت فردگرایی و بی تفاوت بودن نسبت به از دست دادن چنین معروف هایی، خطایی جبران ناپذیر است؛ خطایی که جامعه و فرهنگ ما را به سمتی سوق خواهد داد که دردمندی و احساس وابستگی به همدیگر را از میان ما دور خواهد کرد. کرونا دیر یا زود با تلفات کم یا زیاد از میان ما خواهد رفت. در عین ابتهال به خدا  برای رفع این بلا، نباید این فرصت را از دست دهیم و با غفلت از دو معروف بسیار مهم یعنی شناخت ضعف انسانی  و شناخت نعمت های بی شمار در زندگی، ناخودآگاه در ساخت جامعه ای که شفقت و احساس قدرشناسی در آن جایی ندارد، سهیم باشیم و به فردگرایی افراطی که فقط دغدغه  استقلال و موفقیت های شخصی حتی به بهای نادیده گرفتن دیگران را در سر می پروراند سوق داده شویم. پس بیایید در این روزها، خلوتی برگزینیم و در این خلوت به ضعف های بسیار خود و نیز نعمت هایی که خدا و نیز واسطه های خدا از پدر و مادر گرفته تا معلم و مهندس و استاد و دوست و…  به ما ارزانی داشته اند، بیندیشیم. احساس شکر و مدیون بودن به همه آنان را در خود پرورش دهیم و اندکی از خودشیفتگی و حق به جانبی و طلبکار بودن از خدا و خلق خدا بکاهیم. سجده شکر بر زمین گذاریم و شاکر خدا شویم و با آگاهی از ضعف و آسیب پذیری ذاتی خود، غرور و خودشیفتگی را از خود دور کنیم؛ غروری که هرجا سربرآورد، به طغیان منتهی خواهد شد.


*اخلاق پژوه و نویسنده کتاب «تاثیر ایمان بر اخلاق فضیلت از دیدگاه اسلامی»

[۱] که اولی به نجات جان دیگران و دومی به بهای بیماری یا حتی مرگ دیگران و تحمیل ضررهای بسیار اقتصادی، روانی و اجتماعی نه در سطحی کوچک که درشعاعی به  اندازه همه جهان(به دلیل سرایت این ویروس از طریق ناقل ها به سراسر جهان) می انجامد.

[۲] در نگاه قرآنی و روایی، آسیب پذیری و شکنندگی انسان  و به تعبیری ضعف انسانی وعاریتی بودن قدرت او از عناصر ذاتی اوست. از میان آیات قرآنی و نیز روایات بسیار درباره این ماهیت انسانی، صرفا به آیه ای از قرآن اشاره می کنم که به زیبایی، این ماهیت انسانی به تصویر کشیده شده است: اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّهً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ ضَعْفًا وَشَیْبَهً ۚ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ ۖ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ؛خداست که شما را از ناتوانی آفرید، سپس بعد از ناتوانی قدرت و نیرو داد، آن گاه بعد از نیرومندی و توانایی، ناتوانی و پیری قرار داد؛ هرچه بخواهد می آفریند و او دانا و تواناس(روم: ۵۴). آغاز و پایان زندگی انسان با ضعف است  و قدرتی که  در میان این دو ضعف قرار دارد  نیز موهبت خداست.

[۳]کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَىٰ؛ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ(علق: ۶-۷)

[۴] Dependent Rational Animals.

[۵] On the Meaning of Life

[۶]  به نقل از گزارش کتاب کاتینگهام در مجله نقد و نظر، سال هشتم، شماره اول و دوم، بهار ۱۳۸۲، صص۲۵۵-۲۵۶.

[۷] تحقیق درباره عواطف به ویژه عواطف مثبت و به صورت خاص عاطفه قدرشناسی اکنون، موضوع پژوهش رشته های مختلف علمی هم چون روان شناسی، فلسفه و جامعه شناسی قرار گرفته است. اهمیت این عاطفه به قدری است که در سال های اخیر در انگلستان روزی به نام روز قدرشناسی نامیده شده است و طرحی ملی برای شناسایی سطح قدرشناسی مردم، اجرا شده است.

[۸]  این ضعف را درتمامی سطوح فردی و فرافردی می یابیم. آیا مشاهده نمی کنیم که یک ویروس، چگونه تمامی دولت ها را زمین گیر کرده  است؟  و آیا اساسا به این زمین گیری می اندیشیم؟!

[۹]  برای نمونه، رابرت  سی. رابرتس در  کتاب « هیجانات معنوی: روان شناسی فضیلت مسیحی» و نیز مقاله ای درباره احساس قدرشناسی به تبعات بد فردگرایی و حس خودبسندگی ناشی از آن اشاره کرده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.