مسئولیت اجتماعی در سازمان

نویسنده: دکتر فرزانه چاووش باشی

در عصر حاضر، سازمان ها برای دستیابی به موفقیت در همه زمینه ها، باید به انتظارات اجتماعی و احکام اخلاقی واکنش مناسب نشان دهند و با رعایت اخلاق کار و مسئولیت اجتماعی، به بهترین نحو این گونه انتظارات را با هدف اقتصادی سازمان تلفیق کنند تا دستیابی به اهداف بالاتر و والاتری را امکان پذیر سازند.
در این مقاله، در راستای تبیین مسئولیت اجتماعی سازمان و ارتباط آن با اخلاق مدیران، نخست به تعریف مسئولیت اجتماعی و اخلاقی پرداخته و ضمن توصیف سطوح رفتارهای اخلاقی، ارتباط مسئولیت اجتماعی و اخلاق تشریح شده است. در ادامه نیز عوامل مؤثر بر ارتباط میان رفتارهای اخلاقی و مسئولیت اجتماعی تبیین شده است. در خاتمه راهکارهایی که مدیران می توانند جهت ارتقاء رفتارهای اخلاقی در راستای توسعه مسئولیت اجتماعی در سازمان اتخاذ نمایند معرفی شده است.

مقدمهدر جوامع گوناگون، اخلاق در مدیریت و به خصوص در سازمان ها اهمیت ویژه ای داشته است، زیرا بر رفتار و عملکرد کارکنان تأثیر می گذارد. هنگامی که از مسئولیت اجتماعی یک سازمان سخن به میان می آید، عملاً ویژگی های اخلاقی حاکم بر آن مدنظر است. اندیشه پاسخگویی اجتماعی، بر اصل درستی و رعایت اصول اخلاقی و ضوابط حاکم در سازمان استوار است. رابینز اخلاق را از دیدگاه مدیریتی، چنین تعریف می کند: « مقررات و اصولی که اشاره بر درست یا نادرست بودن رفتار و عملکرد کارکنان یا مردم دارد ». استونر نیز در این مورد می گوید: « اخلاق، مطالعه یا بررسی حقوق و وظایف مردم است و مردم هنگام تصمیم گیری قوانین معنوی را رعایت می کنند و نیز ماهیت روابطی بین مردم حاکم است. نکته قابل توجه در مورد اخلاق کارکنان در سازمان ها این است که رعایت اصول اخلاقی، موجب می شود تا فرد در سازمان در مسیر صحت و درستی، صداقت، توجه به منافع جامعه و سلامت آن و مراعات در حفظ و نگهداری از وسایل و تجهیزات یا اسناد و مدارک سازمان قدم بردارد و وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهد. از سوی دیگر، وظیفه رهبری سازمان است که نسبت به آموزش و پرورش کارکنان خود، در جهت افزایش ظرفیت اخلاقی آنها اقدام کند (نجف بیگی، ۱۳۸۳: ۲۷۴-۲۷۳).
هنگامی که درباره چگونگی رفتار نیروی انسانی در داخل سازمان بحث می کنیم، مباحث و موضوعات اخلاقی مطرح می شوند. افراد در داخل سازمان براساس ارزش های فردی دست به انجام کار زده و با توجه به اخلاقیات، ارتباط خود با دیگران را در درون سازمان تنظیم می کنند. از طرفی ما وقتی که به چگونگی برخورد و ارتباط سازمان با ذی نفعان می پردازیم، موضوع و مقوله مسئولیت اجتماعی مطرح شده و سازمان درصدد پاسخگویی به اولویت های محیطی برمی آید. همچنین چگونگی برخورد سازمان با مشتریان، سرمایه گذاران، سهام داران و حتی شرکت های رقیب، با توجه به میزان مسئولیت اجتماعی یک سازمان تعیین می شود. در این مقاله این سؤال مطرح می شود که سازمان ها دارای چه برداشت و رویکردی نسبت به مقوله مسئولیت اجتماعی بوده و از طرفی اخلاق مدیران در این رابطه چه نقشی می تواند ایفا کند؟ بنابراین با طرح مباحثی از قبیل مسئولیت های اخلاقی مدیران و ارتباط آن با مسئولیت های اجتماعی سازمان و تبیین این ارتباط می توان به سؤالات فوق پاسخ مناسب داد.

۱- مسئولیت اجتماعی سازمان (۲)به طور کلی، مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیم گیران برای اقداماتی است که علاوه بر تأمین منافع خود، موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم می آورد. در این تعریف، چندین عنصر وجود دارد: اولاً، مسئولیت اجتماعی، یک تعهد است که مؤسسات باید در قبال آن پاسخگو باشند. ثانیاً، مؤسسات مسئولند از آلوده کردن محیط زیست، اعمال تبعیض در امور استخدامی، بی توجهی به تأمین نیازهای خود و تولید کردن محصولات زیان آور که به سلامت جامعه لطمه می زنند، بپرهیزند و سرانجام، سازمان ها باید با اختصاص منابع مالی و با اقداماتی از قبیل: کمک به فرهنگ کشور و مؤسسات فرهنگی و بهبود کیفیت زندگی، در بهبود رفاه اجتماعی بکوشند. در نهایت، مقصود از مسئولیت اجتماعی این است که چون سازمان ها تأثیر عمده ای بر اجتماع دارند، لاجرم چگونگی فعالیت آنها باید به گونه ای باشد که در اثر آن زیانی به جامعه نرسد و در صورت رسیدن زیان، سازمان های مربوطه ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ساده تر، سازمان ها باید به عنوان جزئی مرتبط با نظام بزرگ تر که در آن قرار دارند، عمل کنند (خلیلی عراقی، ۱۳۸۴). آندرو، استارک استاد سرشناس مدیریت و امور اخلاقی تجارت، برداشت خود را چنین بیان می کند: « بسیاری از اخلاق گرایان تجاری، یک حوزه محدود اخلاقی را اشغال کرده و از مشکلات واقعی جهان که اکثر مدیران با آن در گیرند، خود را جدا ساخته اند. آنها مایلند مطلق گرا باشند. سود را غیر اخلاقی دانسته و از شرکت های تجاری می خواهند برای اثبات حقانیت خود به خودشان صدمه بزنند. اما یک روش عملی تر، فروش شرافتمندانه یک محصول خوب با سود معتدل است. لازم است یک مدیر بداند چه کاری از نظر اخلاقی و اجتماعی درست است و بدون اینکه کار و شرکتش را خراب کند آن را انجام دهد » (Ciulla, 1991: 38).
گروه یا انجمن « تجارت برای مسئولیت اجتماعی » (BSR) (3) در تعریف مسئولیت های اجتماعی چنین می گوید: « هر چند که تعریف جامعی از مسئولیت اجتماعی شرکت ها در دست نیست، ولی این مفهوم عموماً به تصمیم گیری تجارت بر مبنای اصول اخلاقی، اطاعت از ابزارهای قانونی و احترام به مردم، اجتماع و محیط زیست اطلاق می شود ». به طور مشخص تر این گروه مسئولیت اجتماعی شرکت ها را چنین تعریف کرده است: « عملکرد شرکت ها به شیوه ای که توقعات عمومی و همگانی، اخلاقی و قانونی را که جامعه از تجارت دارد، برآورده سازد ». مسئولیت اجتماعی شرکت ها که توسط مدیران آنها تبیین می شود باید فراتر از یک مجموعه قواعد دست و پاگیر، یک ژست اتفاقی و یا اقداماتی برای تحریک بازار و بازاریابی، بهبود روابط عمومی یا سایر منافع تجاری باشد. از این مهم تر، این مقوله باید به عنوان مجموعه جامعی از تدابیر، عملکردها و برنامه هایی که انسجام بخش فعالیت های تجاری و فرایند تصمیم گیری مدیران ارشد است، در نظر گرفته شود.
مسئولت پذیری اجتماعی عبارت است از: « ارتباط یک سازمان با ارزش های اخلاقی، شفافیت اقدامات، روابط کارمندان، پیروی از ملزومات قانونی و محترم شمردن جامعه ای که در آن فعالیت دارند ». مسئولیت پذیری اجتماعی، چیزی فراتر از اقدامات خدمات رسانی گاه به گاه به جامعه است. در واقع، مسئولیت پذیری اجتماعی نوعی فلسفه سازمانی است که موجب تصمیمات استراتژیک، انتخاب شریک تجاری، اتخاذ شیوه های خاص و در نهایت، توسعه نام تجاری سازمان می شود.

۲- مسئولیت های اخلاقی (۴)اخلاق یعنی رعایت اصول معنوی و ارزش هایی که بر رفتار شخص حاکم است، مبتنی بر اینکه درست چیست و نادرست کدام است. ارزش های اخلاقی تعیین کننده استانداردهایی هستند، مبنی بر اینکه از نظر رفتار و تصمیم گیری چه چیزی خوب یا بد است (دفت، ۱۳۸۰: ۶۴۸). از نظر مکاتب فکری، موضوع اصول اخلاقی با استانداردهای درست یا غلط سروکار دارد؛ اگرچه امکان دارد رعایت اصول اخلاقی در کوتاه مدت بر عملکرد شرکت اثرات نامطلوب بگذارد، ولی در بلندمدت سودآور خواهد بود (رابینز، ۱۳۸۱). اصول اخلاقی در سازمان، اصول راهنما برای تصمیم گیری و رفتارها خواهد بود. اصول اخلاقی خوب، یعنی شرکت خوب. در برخی شرکت ها ضمن تهیه فهرست های بلندی از کدهای اخلاقی، پست مدیریتی خاصی را برای نظارت بر اصول اخلاقی و رعایت آنها به وجود آورده اند (دیوید، ۱۳۸۴: ۵۳-۵۴).
واژه اخلاق دو کاربرد متمایز دارد: گاهی به معنای خلق و خوی و رفتار عادت شده به کار می رود و گاهی در معنای دانشی که از حسن و قبح و خوبی و بدی رفتار بحث می کند. از مهم ترین تفاوت های میان انسان و سایر موجودات، مسئولیت پذیری و رفتار اخلاقی انسان است. انسان موجودی خودآگاه، مختار و مسئول است. فضیلت و رذیلت، سعادت و شقاوت همه به مسئولیت پذیری آدمی بازمی گردد. مسئولیت های اخلاقی حداقل به سه قسم هستند:
– مسئولیت های اخلاقی بنگاه؛
– مسئولیت های اخلاقی فردی – شخصی؛
– مسئولیت های اخلاقی فردی – شغلی.
یک بنگاه و یا سازمان، به عنوان شخصیت حقوقی و برخوردار از حیات مؤثر اجتماعی، در قبال افراد زیادی مسئولیت دارد: کارکنان و مدیران در محیط داخلی، سهام داران، مشتریان، ذی نفعان و ذی ربط ها، جامعه و محیط زیست در محیط بیرونی. مسئولیت های اخلاقی بنگاه بسیار پیچیده تر از مسئولیت های اخلاقی فردی – شخصی و فردی – شغلی است. در مسئولیت های اخلاقی فردی – شخصی، انسان ها در رفتارهای درونی و ارتباطات بیرونی می توانند اخلاقی و یا غیر اخلاقی عمل کنند. هر فرد صرف نظر از اینکه شاغل است یا نه، نسبت به رفتارهای خود در قبال خود، خانواده، شهروندان و جامعه مسئولیت اخلاقی دارد. از این نظر، این نوع اخلاق بر هر نوع اخلاق دیگر تقدم دارد؛ زیرا اخلاق ورزی فراتر از شغل و عنوان اجتماعی فرد است و به خود شخص برمی گردد. حتی اخلاقی بودن بنگاه ها هم نتیجه دغدغه های اخلاقی مدیران و دیگر افراد مرتبط با آن بنگاه ها محسوب می شود.
از سوی دیگر، در مسئولیت های اخلاقی فردی – شغلی علامه بر مسئولیت افراد به عنوان شخص حقیقی، به مسئولیت افراد از حیث شغلی نیز توجه می شود. در این رویکردها، نگرش اصالت فرد یا فردگرایی وجود دارد، حال آنکه بنگاه، هویت جمعی و شخصیت حقوقی متمایزی از شخصیت حقیقی افراد شاغل در آن نیز دارد. مسئولیت های اخلاقی بنگاه شامل همه اضلاع و ابعاد سازمان می شود. مسئولیت های اخلاقی سازمان اولاً بر نگرش کل گرایانه و سیستمی استوار است و ثانیاً، تعریف جامع و فراگیری از اخلاق حرفه ای می دهد. آنچه اخلاقی خوانده می شود، بستگی به سطوح رفتارهای اخلاقی دارد (قراملکی، ۱۳۸۳: ۱۱۲-۹۸).

۳- سطوح رفتارهای اخلاقیبرای تشخیص و ملاحظه مباحث اخلاقی در قالب (درون سیستم) تصمیمات و رفتارهای اخلاقی، می توان چهار سطح در نظر گرفت:

۳-۱- سطح اجتماعی:بزرگ ترین بخش آنچه رفتار اخلاقی محسوب می شود، برگرفته از اجتماع است. امروزه مدیران و دیگر کارکنان در محیطی شفاف تر کار می کنند و اعمال و رفتارهای شان به صورت روشن و واضح در انظار عمومی جلوه گر می شود. تصمیمات و رفتارهای سازمانی به وسیله رسانه های جمعی و بسیاری از گروه های ذی نفوذ، آشکار و افشا می شوند. جوامع به علت داشتن ارزش ها، سنت ها، ایدئولوژی ها و گرایش های مختلف در اخلاقی دانستن و یا ندانستن رفتارها متفاوت هستند. در واقع، فرهنگ که از روابط اجتماعی در محیط های خاصی ایجاد می شود، می تواند نقش مهمی در تصمیمات و رفتارهای مورد پذیرش و اخلاقی به وجود آورد.

۳-۲- سطح قانونی:بخش اعظمی از آنچه جامعه به عنوان رفتار اخلاقی و قانونی تفسیر می کند، برگرفته از قوانینی است که توسط مراجع ذی صلاح به تصویب رسیده است. قوانین، بسیار مشابه استانداردها و ارزش های جامعه هستند، زیرا آنچه قانون می شود، منطقاً باید برگرفته از ارزش ها و فرهنگ جامعه باشد. در هر حال اعتقاد به اینکه رفتار بر پایه قانون، همیشه رفتاری اخلاقی است صحیح نیست؛ چرا که بسیاری از رفتارها به وسیله مراجع قانونی، قانونی تفسیر می شوند، اما آحاد جامعه و مردم به آنها به چشم مواردی غیر اخلاقی می نگرند.

۳-۳- سطح سازمانی:سازمان می تواند با اتکا به کارکنان و دستورالعمل های خود رفتار اخلاقی را از رفتار غیر اخلاقی متمایز و جدا نماید. سازمان ها برای استقرار اصول اخلاقیات از رویکردهای متفاوتی نظیر آموزش اخلاقیات، ایجاد کمیته های اخلاقی و تدوین ضوابط اخلاقی در سازمان ها استفاده می کنند. برجسته ترین عامل توسعه رفتار اخلاقی، تعهد و مشارکت واقعی مدیران است.

۳-۴- سطح فردی:با وجود تفسیرهای اجتماعی، قانونی و سازمانی در مورد آنچه اخلاقی است، اما بسیاری از افراد براساس ارزش های شخصی خود اقدام به تصمیم گیری و رفتار می کنند. عامل مؤثری که می تواند افراد را به سوی رفتار اخلاقی هدایت کند، وجود استانداردهای عالی اخلاق در افراد است که اشخاص را ملزم به رعایت ارزش هایی چون احترام به حقوق انسانی و شأن و منزلت او می کند. اگر افراد از نظر استانداردهای اخلاقی در سطحی پایین باشند، محدودیت های قانونی نیز کمتر می تواند در آنها رفتار اخلاقی را توسعه دهد (گیوریان، ۱۳۷۹: ۲۰۱).

مسئولیت اجتماعی در سازمان

نکته حائز اهمیت برای سطوح سازمانی آن است که تصمیمات اتخاذ شده در این سطوح باید با ارزش های مثبت سطح اجتماعی مغایرت و تضاد نداشته باشد و حتی بخشی از معیارها و اخلاقیات آن، در ارتباط با ارزش هایی باشد که توسعه یافته تر است. در غیر این صورت، تناقض در این دو سطح موجب می شود سازمان با نگاهی درون گرا و به دور از مؤلفه ها و هنجارهای اجتماعی، کارکنان سازمانی را با دوگانگی اخلاقی و رفتاری در فضای سازمانی و فضای اجتماعی و حتی فردی مواجه کند و آثار سوء آن در درازمدت در جامعه و سازمان پدیدار شود.

۴- مسئولیت اجتماعی و اخلاق مدیرانآندرسن در کتاب مهارت های مدیریت و عملکرد سازمانی درباره تفاوت های اخلاقی مدیریت و مسئولیت اجتماعی می نویسد: « هر دو اصطلاح اخلاق مدیریت و مسئولیت اجتماعی در رابطه با رعایت ارزش ها، هنجارها و اصول اخلاقی جامعه، تأمین کننده هدف های سازمان توسط مدیران هستند، با این تفاوت که مسئولیت اجتماعی در ارتباط با مسائل کلان سازمان و اخلاق در ارتباط با رفتار فردی کارکنان و مدیران است » (Anderson, 1988: 294).
همچنین رونالدج رابرت می گوید: « اخلاق بر روی نحوه رفتار فرد در داخل سازمان بحث می کند، در حالی که مسئولیت اجتماعی روی نحوه برخورد سازمان با ارباب رجوع، کارکنان، سرمایه گذاران، سهام داران و سایر مؤسسات و شرکت های رقیب و به طور کلی جامعه نظر دارد و تلاشی است در جهت ایجاد تعادل و توازن بین تعهدات و وظایف مختلف سازمان و مدیریت » (الوانی، ۱۳۷۷: ۱۸-۱۷).
سازمان ها و مدیران در مقابل مسئولیت ها و تعهدات اخلاقی چهار دسته اند:
۱- دسته اول، استراتژی تدافعی دارند. این دسته از مدیران، تعهد اخلاقی ندارند و به محیط و کارکنان لطمه وارد می کنند و سعی در غارت آنان دارند.
۲- دسته دوم، استراتژی واکنشی دارند. این دسته از مدیران، تعهد اخلاقی ندارند؛ اما بر اثر فشار عوامل خارجی، نسبت به تعهدات خود عمل می نمایند.
۳- دسته سوم، استراتژی انطباقی دارند. این دسته از مدیران، تعهد اخلاقی را پذیرفته اند و بدون تهدید و فشار، به انجام آن اقدام می کنند.
۴- دسته چهارم، استراتژی اثرگذار دارند. این دسته از مدیران، تعهد اخلاقی را پذیرفته اند و با میل و رغبت و در جهت خدمت، به انجام آن اقدام می کنند (رحمانی، ۱۳۸۳).
در تبیین دیگری از رابطه بین اخلاق و مسئولیت های اجتماعی در خصوص سؤالاتی چون سازمان در قبال چه کسانی مسئولیت دارد؟ و آنها چه اولویت هایی دارند؟ و در قبال هر یک از آنها چه مسئولیتی دارد؟ چگونه می توان به هر یک از آن مسئولیت ها به خوبی عمل کرد؟ پاسخ مدون و منسجم به این پرسش ها، منشور اخلاق سازمانی را به وجود می آورد. منشور اخلاقی سازمان، تدوین می شود تا سازمان به نحو استثناناپذیری به آن پایبند باشد و مسئولیت های خود را عملی نماید » (قراملکی، ۱۳۸۳: ۲۳).
از منظری جامع، اخلاقیات شامل: ۱- تمایز بین درست و نادرست؛ ۲- تعریف مباحث و مسائل در قالب واژه های معنوی و ۳- به کارگیری اصول معنوی برای یک وضعیت عملی است.
اصول معنوی و ارزش ها، تشکیل دهندگان اصلی اخلاقیات هستند. اصول معنوی، قوانین کلی هستند که رفتار مورد پذیرش و مقبول را تجویز می کنند، آنها برای جامعه اهمیت زیادی دارند و به وسیله تصمیمات افراد قدرتمند نمی توان آنها را ایجاد کرد و یا تغییر داد. اصول معنوی بر پایه ی درخواست جمعی یا سنت ها استقرار می یابند (گیوریان، ۱۳۷۹: ۶۱).
ارزش ها؛ اصول اعتقادی اساسی هستند که درستی و یا نادرستی موضوعات عمده را مشخص می کنند (Robbins&Cluter, 2007: 27).
در تعریف دیگری، اخلاقیات، در مسیر هدایت و تصمیم گیری، استانداردهایی را برای تشخیص خوب و بد فراهم می کنند. ارزش های درونی که قسمتی از فرهنگ سازمانی هستند و تصمیمات فرد را در ارتباط با مسئولیت اجتماعی با توجه به محیط بیرونی شکل می دهند، مورد خطاب اخلاقیات هستند. به طور کلی، یک مسئله اخلاقی در شرایطی مطرح می شود که تصمیم گیری فرد یا سازمان در آن شرایط باعث ضرر و زیان یا سود و منفعت افراد جامعه شود (Jones, 1991: 360).

۵- عوامل مؤثر بر رفتار اخلاقی و غیر اخلاقی مدیرانرابینز و کولتر عوامل تأثیرگذار بر رفتارهای اخلاقی و غیر اخلاقی مدیران را در پنج عامل به شرح زیر بررسی می کنند:
– سطوح توسعه اخلاقی؛
– ویژگی های فردی؛
– متغیرهای ساختاری؛
– فرهنگ سازمانی؛
– گستره موضوعی اخلاق.

مسئولیت اجتماعی در سازمان

شکل شماره (۲): عوامل اثرگذار بر رفتار اخلاقی و غیراخلاقی

مسئولیت اجتماعی در سازمان

شکل شماره (۳): سطوح توسعه اخلاقی

۵-۱-۱- سطح پیش قراردادی- رعایت قواعد و دستورات جهت دوری جستن از تنبیهات فیزیکی.
– پیروی کردن از قواعد تنها در زمانی که منافع فردی در میان باشد.

۵-۱-۲- سطح قراردادی- کارکردن بر اساس آنچه که مورد توافق و انتظار نزدیکان فرد است.
– رعایت و حفظ قراردادها از طریق برآورده ساختن الزاماتی که مورد توافق فرد است.

۵-۱-۳- سطح فرااخلاقی- ارزش نهادن به حقوق دیگران و حمایت کردن از ارزش ها و حقوق مطلق بدون توجه به عقاید و آرای اکثریت.
– دنبال کردن اصول اخلاقی خودانتخابی (۵) حتی اگر نقض کننده قانون باشد (Robbins&Coulter, opcit: 25).

۵-۲- ویژگی های فردی

۵-۲-۱- متغیرهای شخصیتی- قدرت نفس: معیاری شخصیتی است که قدرت و توان اعتقادات فردی را شامل می شود.

۵-۲-۲- کانون کنترل- ویژگی شخصیتی که درجه اعتقاد و باور افراد را در کنترل زندگی شان، اندازه گیری می نماید.
– تمرکز و کنترل درونی: اعتقاد به اینکه فرد سرنوشت خویش را تعیین می نماید.
– تمرکز و کنترل بیرونی: اعتقاد به اینکه آنچه برای فرد پیش آید، به دلیل بخت و اقبال است.

۵-۳- متغیرهای ساختاریاین متغیرها شامل ویژگی ها و مکانیزم هایی سازمانی هستند که اخلاقیات فردی را هدایت نموده و تحت تأثیر قرار می دهند و عبارتند از:
– سیستم های ارزیابی عملکرد؛
– سیستم های تخصیص پاداش؛
– رفتارهای (اخلاقی) مدیران.

۵-۴- فرهنگ سازمانیمسئولیت اجتماعی شرکت ها، مفهومی است که به شدت با ارزش های زیربنایی سازمان ها در ارتباط است و نقش و رابطه دوسویه آن با فرهنگ سازمانی و بینش مدیران ارشد و رهبران سازمانی تعریف شده است. رهبران و مدیران ارشد سازمانی باید نخست، دانش و فراتر از آن بینش خود را پیرامون جایگاه، نقش، شیوه ها و آثار و دستاوردهای مسئولیت اجتماعی توسعه بدهند و دوم، این بینش متعالی را با سیاست گذاری و عمل صحیح خود در سازمان نهادینه کنند و آن را به یک فرهنگ قوی در تمام حوزه های منابع انسانی و تعامل با ذی نفعان در بیاورند (مطهری نژاد، ۱۳۸۷: ۱۰۴).

۵-۵- گستره موضوعی (اخلاق)**نمودار شماره (۴): گستره موضوعی اخلاق
پس از آنکه سطوح توسعه اخلاقی، ویژگی های فردی، متغیرهای ساختاری و فرهنگ سازمانی و نقش آن در رابطه با مسئولیت اجتماعی و اخلاق مدیران مورد بررسی قرار گرفت، در ادامه گستره موضوع اخلاق مورد کنکاش قرار می گیرد. همان گونه که در نمودار شماره ۴ ملاحظه می شود، در نخستین مرحله، این سؤال مطرح می شود که در رابطه با اینکه عملی اشتباه و خطا است، چقدر توافق وجود دارد. در مرحله بعدی این سؤال مطرح می شود که به موجب این اشتباه چه تعدادی از مردم متضرر شده و تمرکز و تأثیر این اشتباه و خطا بر روی آسیب دیدگان چگونه و تا چه اندازه است؟ در نهایت اینکه آن خطا و اشتباه چگونه موجب ضرر و زیان خواهد شد؟ حال با توجه به اینکه اخلاق از گستره موضوعی برخوردار بوده و مدیران باید در کلیه مراحل جهت بهبود در اداره امور، اخلاقیات را در سرلوحه برنامه های خویش قرار دهند، در ادامه راهکارهایی که مدیران می توانند از طریق به کارگیری آن موجبات توسعه اخلاقیات در سازمان را فراهم آورند، معرفی می شوند:

۶- مدیران چگونه می توانند رفتار اخلاقی را در سازمان توسعه دهند؟۱- استخدام و به کارگیری نیروی انسانی با استانداردهای اخلاقی بالا؛
۲- تعیین کدهای اخلاقی و قواعد تصمیم گیری؛
۳- هدایت و رهبری غیرمستقیم به وسیله نمونه های خوب و شاخص؛
۴- تعیین اهداف شغلی واقعی و لحاظ نمودن اخلاقیات در ارزیابی های عملکرد؛
۵- مهیا نمودن آموزش اخلاقیات؛
۶- اجرای ممیزی و حسابرسی های اجتماعی مستقل؛
۷- حمایت از افرادی که با دو راهی های اخلاقی مواجه می شوند.

۷- نتیجه گیریلازمه موفقیت سازمان ها، رهبری و مدیریت مبتنی بر ارزش های اخلاقی است. بدین لحاظ سازمان ها برای انجام وظایف با بیشترین کارایی و اثربخشی و در نتیجه تحقق مأموریت ها و اهداف، علاوه بر رعایت استانداردها و قواعد سازمانی و قانونی، به مجموعه ای از رهنمودهای اخلاقی نیاز دارند که آنها را در این امر یاری نموده و با ایجاد هماهنگی و ثبات رویه، حرکت آنها را به سمت وضعیت مطلوب تسهیل کنند.
گسترش شبکه های ارتباطی و نیز سیستم های انتقال اطلاعات، باعث افزایش آگاهی مردم نسبت به حقوق خود و نیز قدرت گروه های اجتماعی شده و در نتیجه انتظارات اجتماعی از سازمان ها را بالا برده است. هر چند هدف اصلی سازمان ها افزایش سود است، اما آنها در عصر اطلاعات و جهانی شدن برای دستیابی به موفقیت باید به انتظارات اجتماعی و احکام اخلاقی واکنش مناسب نشان دهند و به بهترین نحو این گونه انتظارات را با هدف اقتصادی سازمان تلفیق کنند تا دستیابی به اهداف بالاتر و والاتری را امکان پذیر سازند. مدیریت اخلاق مدار با رعایت اخلاق کار و مسئولیت اجتماعی از طریق افزایش مشروعیت اقدامات سازمان، استفاده از مزایای ناشی از افزایش چندگانگی و افزایش درآمد، سودآوری و بهبود مزیت رقابتی، موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین سازمان ها با ایجاد یک برنامه مدیریت اخلاق می توانند اخلاقیات را در محیط کار مدیریت کرده و حتی در شرایط آشفته نیز عملکرد اخلاقی خود را حفظ کنند و از این طریق بر نحوه برخورد با ارباب رجوع، کارکنان، سرمایه گذاران، سهام داران و سایر مؤسسات و شرکت های رقیب و به طور کلی جامعه، در راستای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی، تأثیر مناسب بگذارند.
منابع تحقیق:
الف) منابع فارسی
۱. الوانی، سید مهدی و قاسمی، سید احمدرضا، مدیریت و مسئولیت های اجتماعی سازمان، تهران: مرکز آموزش و مدیریت دولتی، ۱۳۷۷.
۲. خلیلی عراقی، مریم و یقین لو، مهرانگیز، سایه روشن هایی از مسئولیت پذیری مسئولیت اجتماعی شرکت ها، سال پانزدهم، شماره ۱۴۴، ۱۳۸۴.
۳. دفت، ریچارد ال.، مبانی تئوری و طراحی سازمان، ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، ۱۳۸۰.
۴. دیوید، فردآر، مدیریت استراتژیک، ترجمه پارساییان، اعرابی، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، ۱۳۸۴.
۵. رابینز، استیفن، رفتار سازمانی، ترجمه اعرابی، پارساییان، تهران: مرکز پژوهش های فرهنگی، ۱۳۸۱.
۶. رحمانی، جعفر، مدیریت و اخلاق حرفه ای، آیینه رشد، شماره ۸، ۱۳۸۳.
۷. قراملکی، احد، اخلاق حرفه ای، قم: نشر مجنون، ۱۳۸۳.
۸. گیوریان، حسن، مسئولیت اجتماعی سازمان های دولتی، پایان نامه، دکتری، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، رشته مدیریت دولتی، ۱۳۷۹.
۹. مطهری نژاد، سید مجید، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران: واحد علوم و تحقیقات، ۱۳۸۷.
۱۰. نجف بیگی، رضا، سازمان و مدیریت، تهران: مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۳.
منابع لاتین
۱. Anderson J., Jr, Corporate social Responsibility, All Business, Mid- Atlantic Journal of Business, 1988.
۲. Ciulla, Joanne, Why Is Business Talking About Ethics, CaliforniaManagement Review, February, 1991.
۳. Jones, T. M. Ethical Decision making by Individuals in Organizations: An issue-contingent model. Academy of Management Review, 16(2), 366-395, 1991.
۴. Robbins, S. Coulter, M. Social Responsibility and Managerial Ethics, University of West Alabama, 2007.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.