مسئولیت اجتماعی و معنویت (بخش پایانی)

خانم دکتر میان محله: بنابراین تأثیر گذاری یک فرد معنوی در مقایسه با فرد صرفاً وظیفه محور یعنی  کسی که ایمانش و اقداماتی که انجام می دهد بیشتر از روی وظیفه است و نه ناشی از آن حس معنوی، تأثیر گذاری آن ها در سطح جامعه خیلی تفاوت دارد .

حجت الاسلام و المسلمین مظاهری سیف: تفاوت زیادی دارد . هم در نوع رفتارشان تفاوت است ، هم در نوع وجودشان. یعنی آن آدم با معنویت ، به خاطر آن عواطف معنوی که در او شکل گرفته است ، گاهی حضور و نگاه او می تواند خیلی تأثیر گذارتر از یک ساعت حرف زدن بقیه باشد ، چون دیگران در او حضور و نگاه، ایمان و عشق را احساس می کنند ، صداقت را احساس می کنند و می فهمند که او الان از کار ما ناراضی است ، واقعاً با تمام وجودش ناراضی است . این جور نیست که اگر یک زمان شرایطی پیش بیاید خودش هم دچار همان لغزش بشود، نه او واقعاً با تمام وجودش دارد یک حقیقتی را درک می کند ، آن حقیقت را به ما منعکس می کند ، مثلا حقیقت نارضایتی خداوند.

 —از مقوله بحث مسئولیت اجتماعی که بگذریم، یکی دیگر از مقولات مهم در جامعه، کنترل غیر رسمی اجتماعی است یا همان کنترل درونی . به نظر شما بین معنویت و کنترل غیر رسمی اجتماعی چه ارتباطی وجود دارد ؟

حجت الاسلام و المسلمین مظاهری سیف: دراین مورد در سؤال های قبلی صحبت کردیم که عوامل امر به معروف و نهی از منکر اگر روح معنوی در آن ها تقویت شده باشد اقدامشان مؤثر تر است . در رابطه با کسانی که هدف امر به معروف و نهی از منکر دارند هم باید عرض کنم که اگر ما در آنها هم بتوانیم آن روح معنوی را تقویت کنیم امر به معروف و نهی از منکر مؤثر تر واقع می شود و چه بسا ما به یک معنا  از امر به معروف و نهی از منکر بی نیاز میشویم. اگر که کسی رفتار نادرستی انجام می دهد به نظر می آید که او این حقیقت معنوی را در خود نیافته است . اگر این استعداد را پیدا کند، آن رابطه عمیق را که هر کس با خدا دارد ، این را به یاد بیاورد و در وجود خود زنده کند ، به این راحتی حاضر نمی شود ناهنجاری کند . به این راحتی حاضر نمی شود نه تنها خلاف شرع بلکه خلاف ارزش های یک جامعه ، ارزش هایی که قابل احترام هستند ، رفتار کند . یعنی اگر شما برای یک موضوعی ارزش قائل هستید، حاضر نیست شما را به خاطر میل خودش ناراحت کند ، البته در صورتی که آن خواسته و آن ارزش در جامعه به لحاظ اخلاقی و شرعی نا مناسب نباشد ؛ مثلا شما فرض کنید که همه وقتی در یک جمعی قرار می گیرند برای احترام به همدیگر کلاه خود را بردارند ، او می تواند  وقتی که به داخل آمد کلاه خود را برندارد و بگوید من بر نمی دارم ، نمی خواهم بردارم ، خدا به من نگفته بردارم . نه اینجوری رفتار نمی کند . می گوید چرا من با این ها درگیر شوم آن ها یک کاری را انجام می دهند و دوست دارند، من هم انجام می دهم . خلاف است نه ، من هم با این ها همراه می شوم. به این معنا که از تنش و تعارض فاصله می گیرد البته همه این ها باز با رعایت اولویت ها است . اگر پای خدا میان نباشد، اگر پای شریعت و اراده الهی در میان نباشد خودش را سازگار می کند ، یک سطحی از هوش را معنویت در وجود انسان در واقع  بارور می کند و آن هم این است که قابلیت انطباق فرد را در شرایط مختلف افزایش می هد . ولی با رعایت آن ارزش ها و اولویت هایی که در زندگی او وجود دارد . قطعاً این آدم وقتی که همه دارند ظلم می کنند ، ظلم نمی کند ، وقتی ببیند که همه دارند یک نفر را مسخره می کند ، نمی رود همراه آن ها مسخره کند؛ ولی در جایی که می شود با جامعه همراه شد ، همراهی می کند . عرض من این است که ما اگر بتوانیم آن روحیه معنوی را در انسان ها تقویت کنیم، حتی کسانی که مسلمان نیستند، در جامعه اسلامی ارزش های اسلامی را پاس خواهند داشت ، به آن احترام می گذارند . به خاطر بعد معنوی آن ها ، این ها شهروند هستند ، این جا جامعه است و بالاخره کار بدی هم که نمی کنند ارزشی دارند ، خلاف دین است؟ خلاف خدا است؟ خلاف وجدان است؟ خلاف عقل است؟ خلاف انسانیت است؟ نیست . بگذارید من به آن ها احترام بگذارم ، چرا نگذارم . لذا ما اگر بتوانیم در سازمان هایی که مأمور به امر به معروف و نهی از منکر هستند ، چاره ای بیندیشیم برای تقویت معنویت در جامعه ، به جای این که بیاییم روی هنجار های متکثر و مختلف و گوناگون متمرکز شویم و شروع کنیم برای هر گروهی یک پیام امر به معروف و نهی از منکر تهیه کنیم، اگر بتوانیم برای کل جامعه فکری کنیم که معنویت آن ها بیشتر بشود  ، به نظر می آید که در خیلی موارد از امر به معروف و نهی از منکر بی نیاز می شویم ، در سایر موارد هم کار ما تسهیل می شود . یعنی ما زیر ساخت را رفته ایم و درست کرده ایم به جای این که زیر ساخت خراب باشد و ما بخواهیم بر روی ان یک بنای آراسته ای درست کنیم که فعلاً رضایت ما جلب شود . گاهی روح عبودیت در شخص تضعیف شده است،  حالا اگر بی حجاب است ، اگر ماه رمضان روزه خواری می کند ، حتی اگر که دستش رسیده است و خلاف قانون عمل کند ، اختلاسی انجام می دهد، نه در سطح کلان، سوء استفاده های مالی که یک کارمند جزء انجام میدهد؛ مثلا رشوه ای می گیرد، ما الان بیاییم نظارت بگذاریم و تذکر بدهیم!  درون او نادرست شده است ، آن استعداد روحی او از مسیر خود منحرف شده و حق دیگران را حق خود می داند ، در کوچه و خیابان هم می خواهد مثل حریم شخصی خود رفتار کند. اگر این استعداد روحی در مسیر درست قرار بگیرد و عبودیت برای او کمی مفهوم شود ، مخلوق بودن خود را درک کند ، حضور خالق خود را ، همین آیات و نشانه های الهی را در زندگی خودش در خلقت، او رام تر می شود ، تسلیم تر می شود . اگر هم  به او تذکری بدهیم ، حداقل راحت تر می پذیرد ، اگر هم نخواهد بپذیرد از خشونت او کاسته می شود . ما یک موج به سوی بهتر شدن می توانیم درست کنیم . آن هایی که مقیّد نیستند  مقیّد می شوند ، آن هایی که مقیّد نیستند و مخالفت می کنند،  مخالفت آن ها از بین می رود؛ مقیّد نیست ولی مخالفتی هم نمی کند ، کسی که مقیّد نیست و مخالفت می کند و خشونت می ورزد ، اگر هم مقید نباشد باز هم مخالفت  بکند ، دیگر خشونت نمی ورزد و نسبت به آمر به معروف و ناهی از منکر دست درازی نمی کند. حداقل ، یک درجه روح معنوی در او تقویت می شود ، یک درجه از آن مسیر انحرافی نزدیک تر می آید . فکر می کنم ما این کار را باید بکنیم و به نظر من می آید ، اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در بین آموزه های دین و فروع دین به این جهت است که ما را متوجه می کند ما داریم آن زیر بنا ها را از دست می دهیم تا وقتی که ما برای خودمان می رویم و نماز می خوانیم ، برای خودمان روزه می گیریم ، برای خودمان به حج می رویم ، برای خودمان خمس می دهیم ، زکات می دهیم و تولی و تبری داریم در قلبمان نسبت به اولیای خدا و دشمنان خدا، ما در حریم شخصی خودمان کامل هستیم. ولی وقتی که می رویم  امر به معروف و نهی از منکر می کنیم با دیگران درگیر می شویم ، این درگیری اگر از آن طرف مقاومت و واکنش های خشونت آمیز باشد ما خیلی راحت می توانیم نبض جامعه را بسنجیم . پس آن روحیه کو ؟ تسلیم در برابر خدا کو ؟ مگر این فطرت نداشت چرا الان اینجوری دارد سرشاخ می شود با حکم خدا و با اراده خدا ، وقتی که با زبان خوش به او می گوییم واکنش نشان می دهد . امر به معروف و نهی از منکر ما را متوجه این می کند که آن روح معنوی در جامعه الان حالش چقدر خراب است ، چقدر بهتر شد ، چقدر بدتر شد ، ما را با آن مواجه می کند . خیلی وقت ها ممکن است امر به معروف و نهی از منکر اثر نداشته باشد ولی ما موظف هستیم آن را تست کنیم تا مطمئن شویم که اثر ندارد با احتمال این که اثر ندارد دست نمی کشیم . احتمال بدهیم که اثر می گذارد باید وارد شویم و بالاخره مراتبی را که دارد طی کنیم . این نشان می دهد که آن روح معنویت دارد می رود ، می آید، یک ذره از آن رفته است ، کمی از آن مانده است. به نظر من می آید این خیلی مهم است و امر به معروف و نهی از منکر به این معنا نیست که تو برای خودت بگویی که برو اگر هم که خشونت کردند باز هم بگویی برو و همین جور امر به معروف و نهی از منکر کن و برو ، نه . امر به معروف و نهی از منکر می گوید که متوجه دیگران باش ، ببین آن ها چه مشکلی دارند . موضوع شفقت و دلسوزی و توجه به دیگران و مسئله داشتن نسبت به گمراهی و هدایت آن ها ما را به یک لایه های عمیق تری می رساند که به همان معنویت می رسد و اساسی ترین امر به معروف و نهی از منکر ، در حوزه معنویت است؛ این که ما یک کاری را انجام بدهیم و بستر معنویت در جامعه تقویت شود .

—- به نظر شما معنویت های سکولار هم می توانند در جوامع دینی یا غیر دینی در ارتقاء شاخص های مسئولیت اجتماعی تاثیر گذار باشند؟

حجت الاسلام و المسلمین مظاهری سیف: چرا وقتی که معنویت دینی هست ، معنویت سکولار ؟

— بعضی افراد معنویت را از دین تفکیک می کنند.

حجت الاسلام و المسلمین مظاهری سیف: ما معنویت دینی را می توانیم در طیف آن ببینیم . شما مقاطع بالای معنویت دینی را وسط نیاورید .

— پس منظور شما این است که معنویت های سکولار مراتب ضعیف تری از معنویت دینی هستند؟

حجت الاسلام و المسلمین مظاهری سیف: مراحلی هستند که در آن ها باور های دینی خیلی برجسته نیست . مثل اولیات فطری است.  نمی دانم چه تعبیری به کار ببرم، مثلاً اهمیت به محیط زیست ، مسائل بشر دوستانه ، این ها معنویت است ، این ها در دین نیست ؟ هست . اگر شما فکر می کنید که جایی لازم نیست بیایید و مردم را به نماز جماعت و نماز شب دعوت کنید ، حداقل به همین دعوت کنید که یک مراتب خوبی در دین هم وجود دارد ، خیلی راحت هم می شود آن را مطرح کرد . برای مثال شما هر چیزی را که روی آن بحث کنید و برای فرض مسئله حجاب که شاید الان مهم ترین موضوع در فضای امر به معروف و نهی از منکر است چون برجسته ترین و شاید آسیب زا ترین انحرافی است که هر کس به راحتی ممکن است به آن دست بزند و متوجه نباشد که چه کاری انجام می دهد . شما همین را از باب حقوق بشر وارد شو ، این وضعیت ممکن است آسیب هایی را به دیگران بزند و واقعاً بشود شواهدی را برای آن آورد ،  برشمرد و توضیح داد . من دیدم بعضی ها در بحث حجاب موضوع تضعیف خانواده را در جامعه مطرح می کنند که یک نفر با تبرج در جامعه بیاید ، زن ها می خواهند با آن رقابت کنند ، مرد ها می خواهند آن را تصاحب کنند . رابطه زن و مرد در خانواده تحت تأثیر قرار می گیرد ، این بحث حقوق بشری است واقعاً زندگی انسان با جامعه تهدید می شود . بچه هایی که در آن خانواده ها هستند ، دلت برای بچه های آن خانواده بسوزد . «آن زن و مردی که اینقدر سطحی نگر هستند اصلاً بگذارید تا خانواده آن ها از هم بپاشد» تو راست می گویی! بچه آن خانواده چه گناهی کرده است؟ لذا می شود کاملاً از زاویه دید حقوق بشری به تمام موارد امر به معروف و نهی از منکر بپردازیم چون همه مسائل شرعی که به آنها  معتقد هستیم بر اساس مصالح و مفاسدی تنظیم شده است . آن ها را تا یک حدی می شود تشخیص داد، حداقل برخی آثار و لوازم آنها را.  به نظر می آِید که ما می توانیم تبیین ها و زاویه ورود مورد نظر خودمان را به موضوعاتی که  می خواهیم  نسبت به آن ها امر به معروف و نهی از منکر داشته باشیم درجه بندی کنیم . یک درجاتی را بیاییم طوری بگوییم که یک آدم سکولار هم با او ارتباط برقرار کند و بفهمد و آن را قبول کند . بیاییم بر روی محور حقوق بشر بحث کنیم .

— با توجه به نکاتی که فرمودید به نظر می رسد نمی توان گفت معنویتهای سکولار، متناسب با فرد گرایی رو به رشد جوامع غربی به وجود آمده اند . درست است ؟

حجت الاسلام و المسلمین مظاهری سیف: این یک برداشتی است که صورت می گیرد و من زیاد با آن موافق نیستم ، در واقع این که یک فرد معنوی چقدر فردی عمل کند ،چقدر اجتماعی، بیشتر به تیپ شخصیتی خود آن آدم بر می گردد تا به نوع معنویت او . نوع معنویت آدم را فراتر از خودش می برد . ما در بین جریان های معنوی سکولار جریانات خیلی اجتماعی هم داریم ، مثلا معنویت های محیط زیست گرا هستند و کم هم نیستند یا این که ممکن است جریان های معنوی باشند و روی حقوق بشر و مسائل مختلف کار می کنند . ما رسماً جریان های معنوی داریم که درباره حکومت و آینده جهان صحبت می کنند . یک عده جریان های معنویت گرای هزاره گرایی معتقد بودند از آغاز قرن بیست و یک تغییرات جهانی ایجاد می شود و جوامع تغییر و تحول پیدا می کند . ما خیلی در این ایدئولوژی های معنوی سکولار جنبه های اجتماعی قوی می بینیم . لذا نمی شود گفت معنویت دینی ، اجتماعی است و معنویت سکولار فردی است ، اصلاً این طور نیست و حتی اینجور به شما بگویم بعضی از منتقدین لیبرال معنویت گرایی جدید می آیند و می گویند معنویت گرایی جدید جانشین کمونیسم شده است ، اینقدر جامعه گرایی در این ها قوی است که لیبرال ها می گویند  کمونیسم به نتیجه نرسید و در قالب معنویت الان به جلو آمده است . الان ما این حرف ها را  از بعضی ها می شنویم . لذا از آن طرف شما در بین کسانی هم که در چهارچوب دینی انسان های معنوی هستند ممکن است خیلی درون گرایی و جامعه گریزی ببینید این به معنویت آن ها مربوط نمی شود ، معنویت ذاتاً انسان را به سمت جامعه سوق می دهد ولی یکی تیپ شخصیتی آن خیلی درون گراست ، ممکن است در مقابل این کشش ها مقاومت بیشتری نشان بدهد یا مقاومت کمتری نشان بدهد . به هر حال از همه مهم تر این است که هر شخصیت برجسته معنوی به دور خود شاگردانی دارد که همین باعث می شود نتوانیم به آن بگوییم جامعه گریز است. دارد یک نسلی را تربیت می کند ، دارد افرادی را بعد از خودش به جای می گذارد که این ها در جامعه افکار و خط مشی را ادامه می دهند .

—خیلی ممنون، از شما سپاسگزارم. اگر  نکته ای پایانی مد نظر تان هست بفرمایید.

حجت الاسلام و المسلمین مظاهری سیف: نه ، سؤالات شما جامع بود و به نظر می آید همه چیز را گفتیم .

— ممنون از وقتی که گذاشتید . ان شالله  موفق باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.