امربه ­معروف ونهی ­ازمنکر و تسهیل ­گری اجتماعی

به گزارش فرهنگسرای معروف: دکتر امید ایمانی مدیر عامل جمعیت همیاران سلامت روان مصاحبه ای را در خصوص تسهیل گری و امر به معروف با پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر انجام دادند که در ذیل نظرتان را به آن جلب می نماییم.

آمار بی تفاوتی اجتماعی در کشور بالاست بعد در برخی از استانها این آمار رو به تزاید است. یکی از دلایل مهم آن هم این است که افسردگی مخصوصاً در خانم ها بالاست کم کم علاقه اجتماعی هم در بچه ها کاهش پیدا کرده، مثلاً در نسل جدید آمدیم یکسری پرسش­نامه‌ها رو توزیع کردیم و دیدیم میزان افسردگی بالاست و جالبه بین افسردگی و علاقه اجتماعی ارتباط وجود دارد. علاقه اجتماعی یعنی اینکه طرف راحت از چراغ قرمز رد میشه همش به فکر خودشه نه محبت می کنند نمیزاره کسی بهش محبت بکنه، به عنوان نمونه در استان (چهارمحال) که ما رفتیم درگروه های محله محور شاهد بودیم که یک اتفاق داره تکرار می شود آنهم بر اساس افسردگی، یعنی ما اگر کارایی نکنیم که میزان افسردگی راکنترلش کنیم یا درمانش کنیم چهار روز دیگه بچه‌هایی داریم که اینها علاقه اجتماعی ندارند چون مادری که افسرده میشه نه محبت میکنه نه میزاره کسی بهش محبت بکنه، بعد بچه در نتیجه در آینده علاقه اجتماعی اش را از دست می دهد؛ حالا باید چه کار می کردیم؟ اولاً در استان شروع کردیم برای مردم علامتهای افسردگی را گفتن، بعد درمانهای کاربردی غیر دارو را آموزش دادند تکنیک‌هایی که حالا خیلی ساده بود اما کمک می کرد افسردگی در افراد درمان بشه، دقیقاً حاصل کار این شد که مثلاً اگر بچه‌های شما افت تحصیلی داشتند افت تحصیلی شون چی شد؟ وقتی مادر افسردگیش درمان می شد افت تحصیلی هم کمتر می شد، این موارد را به صورت عینی داشتیم.    

  • دکتر دین محمدی ورود به جامعه آماری به این معنا بوده که مبنا و  محدوده تحقیقاتان رو براساس فرزندان مشکل دار، دانش آموزان مشکل دار تحصیلی  قرار دادید؟

–   بله در واقع دانش آموزانی رو که آموزش و پرورش به ما معرفی میکردند بررسی می کردیم…

–   بعد بر اساس والدینشون این کار رو انجام دادید.

–  در واقع کاری که ما کردیم این بود که آمدیم والدینشان را تست گرفتیم، تست سلامت عمومی و اینکه حالا هفت عدد از این والدین اضطراب و هفت عدد نمی دونم افسردگی و هفت تا سؤالش فلان چیزو می سنجه بعد اومدیم دیدیم خب میزان افسردگی بالاست. بعد تست جدید گرفتیم باز دوباره افسردگی گرفتیم دیدیم نه، واقعاً افسردگی شدیده طوری که از مادر عین سرماخوردگی به بچه انتقال پیدا کرده، و نشانه های پرخاشگری در کودکان بجای اینکه افسردگی برچسب بخوره، علامت بیش فعالی تو بچه هاست، خب؟ پرخاشگریشون نمی دونم اذیت کردنشون قوانین رو رعایت نکردنشون، اینها نشونه بعضی موقع ها افسردگیه نه بیش فعالی، بعد بعد اومدم تو میدان عمل دیدیم که مدرّس­های مهارت های زندگیمون که توی «NGO» تحت نظارت سازمان بهزیستی آموزششون دادیم، آموزشاشون اثر گذار نیست، پس باید دست به کار می شدیم؛ دیدیم هرچی اینها میرن آموزش میدن؛ بعد سه روز جمعشون کردیم گفتیم چه مشکلی وجود داره که آموزش شما اون اثری که باید داشته باشه نیست و الّا آسیب ها روز به روز تو محله و منطقه نباید زیاد بشه و شما دارید میرید اینها رو آموزش می­دید. یکی گفت محتوا مشکل داره، یکی گفت مردم همکاری نمی کنند، یکی گفت فقط زنها میان پای آموزش ها، هر کی یه دلیلی آورد بعد از سه روز به نتیجه رسیدن که این چیزهایی که مربی ما میره آموزش میده خودش بهش عمل نمی­کنه یعنی اصلاً به مهارت خودآگاهی نرسیده به مهارت کنترل هیجانات یا حالا مدیریت خشم نرسیده و میره اینها را درس میده؛ گوش می­دید؟ بُعد تأثیر گذاری، بنابراین مهارتی به ده تا مهارت اضافه کردیم برای تسهیلگرهامون، چون ما تسهیلگر آموزش می­دیم، تسهیلگر اجتماعی، برای اینکه علاقه اجتماعی تو جامعه زیاد بکنه، بعد دیدیم که خب یه آموزشی اضافه کردیم بهش بنام «پارادایم شیفت تغیییر الگوها و باور های ذهنی غلط خود فرد»، اول باید برود اینا رو یاد بگیرید و بعد تو زندگیت پیاده کنی، بعد بخوای بری آموزشش بدید. این یه قضیه، بعد اومدیم دیدیم که واقعاً ما تسهیلگر اجتماعی کم داریم تو جامعه، لذا اومدیم رشته‌های مشاوره روانشناسی، علوم تربیتی شناسایی کردیم به ویژه دانشجویان را اومدیم هر شهرستانی مثلاً یا در هر استانی، تسهیلگری اجتماعی بهشون آموزش دادیم تحت نظارت شورا هماهنگی بهزیستی و آموزش و پرورش و حالا جاهای دیگه، دانشگاه ها اینها رو می بردیم آموزش تسهیلگری اجتماعی می دادیم که چطوری با مردم ارتباط برقرار کنند، گروه های محله محور را چطوری فعال بکنند. یک کاری کردیم که از خود مردم بیان آموزش ببینن برن از خودشون گروه تو محلشون تشکیل بدن.

اصل طرح پایلوتش رو وزارت کشور آمد مثلاً بازم تو استان چهارمحال و بختیاری بررسی کرد بعد اتفاقی که  افتاد دقیقاً اینا چون از خودشون بودن تونستن فامیلشون، اعضای خانواده شونو تو یه محله ای جایی جمع بکنن، حالا یا خودشون یه سری آموزش‌ برای اینها داشته باشند یا مدرّس دعوت کنن برود و آموزش ها را به آنها بدهد. یه نکته مهمی هم بگم یه کار که فرهنگ سازی هم شد و نیاز بود که این فرهنگ سازی صورت بگیره، در بعضی از مناطق مردم به این نتیجه رسیدند که در وسط آسیب‌های اجتماعی همان قدر که سفره حضرت ابوالفضل ثواب داره پهن کردنش، اینکه مردم را جمع بکنی با یه روحانی که به مسائل تربیتی آشنا باشه یا یک مشاوری که متعهد و متخصص با همدیگه باشه نه فقط متخصص باشه دعوت بکنن برای مردم صحبت کنه ثوابش کمتر از سفره حضرت ابوالفضل نیست، این فرهنگ سازی خوبی بود که انجام شد. همین کارهای عملی ما باعث شد یک مقدار علاقه اجتماعی رفت بالا، نتیجه اش رو هم دیدیم. قبلاً همه می گفتند به من چه که تو محلمون معتاد هست، به من چه که نمی دونم پسر فلانی فلانه، الان نه این واجب فراموش شده، امر به معروف و نهی از منکر داره دقیقا اجرا می­شه و علاقه اجتماعی رو داره می­بره بالا. مردم یاد گرفتن که آقا دست سه نفر رو بگیرند توی جلسه بیارن، دیگران رو جمع بکنن خودشون مشکلات محلشون رو رفع بکنن، حالا این تسهیلگر را ما آموزش دادیم و گفتیم رفتی تو محله برای اینکه بهت اعتماد کنن اولا باید روی خودت کار بکنی از خودت شروع کنی مهارت ها رو بالا ببری، نقاط قوت و ضعفت را بشناسی. ارتباط موثر با محله بگیری، اگر شده بری شناسایی کنی ببینی اینا چه مشکلاتی دارن، مثلا ممکنه سطل آشغال تو محل نداشته باشند، ممکنه چند سال هیچ کسی نیومده محلشون را آسفالت بکنه، اینارو اول یه استشهاد جمع کنی بری دنبالش حل کنی بعد بیای به مردم بگی من به عنوان یک تسهیلگر اجتماعی به عنوان یه همیار به عنوان یک داوطلب رفتم این کارهارو کردم خب؟ مردم اعتماد می‌کنن تو کارگاه هات شرکت می کنن، پای این برنامه­هات میان شرکت می‌کنن، یعنی ما عملاً به جای اینکه شعار بدیم کار رو از خود مردم شروع کردیم و خود من یک نیروی داوطلبم اصلاً مردمی کار می‌کنم و هیچ ارگانی هم استخدام نیستم.

  • دکتر دین محمدی: این افراد را از کجا پیدا می کنید یعنی خودشون میان درخواست میدن؟

–  جناب ایمانی: میریم دانشگاه­ها یکسری دوره می­ریم با بهزیستی هماهنگ می‌کنیم با شورای همیاران سلامت هماهنگ می‌کنیم و میریم یک سری دوره برای رشته های مرتبط دوره های مثلا ازدواج  دوره های نمی دونم پیشگیری از اعتیاد دوره های جذاب برگزار می کنیم، نه دوره های شعاری کارگاه تفاوت‌های زوجین یا زن و مرد، اینها را برگزار می‌کنیم بعد اینها را علاقمند می کنیم بعد می­گیم اگه می­خواهید فعالیت کنید و مدرکتون کاربردی بشه یعنی لیسانس روانشناسی داری فوق لیسانس هم که داشته باشی بیکاری ولی اگه می­خوای همون لیسانست کاربردی بشه بیاد تو کارگاه تسهیلگری ما، اونجا یادت می­دیم چطوری از مدرکت استفاده کنی و حتی درآمد داشته باشی.

بعد اینها میان کارگاه تسهیلگری رو شرکت می‌کنند ما از استانداری، از فرمانداری، از محلات، از ارگان های دیگه براشون بودجه می گیریم. می­گوییم آقا اینقدر مثلاً هزینه خودت این قدر هم هزینه اداره تیم و گروهت؛ و تسهیلگران اجتماعی ما شروع می کنند گروه های محله محور در سطح استان و کشور تشکیل می دهند، حالا سایت را براتون انشالله اگر واتساپ داشته باشید می­فرستم، کارهایی که می‌کنیم را می فرستم و نهایتاً شما متوجه می­شید که این تسهیلگران اجتماعی چون از خود مردم انتخاب شدند کم کم ترویج علاقه اجتماعی می کنند؛ ولی با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه که مثلاً من بگم خب فلان جا مشکل داره ما تعریف علاقه اجتماعی را با بروشور به مردم نمی توانیم بگوییم. از این رو ما تصمیم گرفتیم یک کارگاه هایی داشته باشیم و در آن کارگاهها نشان دهیم که چه جوری مردم ذهنشون از عنکبوتی به ذهن مورچه ای از مورچه ای به زنبور عسلی تبدیل بشه، بعد ویژگی هر ذهنی رو براشون می­گوییم. بعد یه کار قشنگ تری که بچه‌های ما تسهیلگرامون انجام می‌دهند این است که کمتر سخنرانی می‌کنند و سعی می‌کنند تسهیلگری کنند یه بحثی رو تو گرو باز می‌کنند گروه شروع می­کنه درباره آن بحث کردن، نتیجه گرفتن. و به تسهیلگرمون آموزش می­دیم که از جایی شروع کنید که اونها می­خوان مخاطب می خواهد به جایی ختمش کن که خودت می خواهی، این نکته مهمی است. علاوه بر این استراتژی آموزش به نحوی طرح ریزی شده است که همه یا بیشتر مطالب با بازیه انجام می شود؛ باورتون نمی شه یه تسهیلگر اجتماعی ما با یک نخ کاموا یک ساعت کلی از مهارت های زندگی را به مخاطبش آموزش می­دهد، با یک نخ کاموا. مثلا تو کارگاه‌های خودآگاهی عملی، کسی که تو کارگاه تسهیلگری اجتماعی ما میاد چون اولین بحث که علاقه اجتماعی بره بالا اینکه طرف توانمندی‌ها و استعدادهاش نبوغش رو بشناسد ایده‌آل هاش رو بشناسد و بعد از آن خود آگاهی داشته باشه. در واقع اول خودش به خودآگاهی می­رسه بعد هم میدونه چطوری افراد را به خودآگاهی برسونه یعنی اومد تو کارگاهش نشست رفت بیرون به خودآگاهی رسیده، اینطور نیست که بگه خدآگاهی این است، تعریفش این است، بعد اینها بنویسند بعد هیچکی نگه که چجوری بهش برسی همه کارها بر اساس کار های عملیه و بازیه.

–   محتوا تون رو از کجا به دست آوردید آقای ایمانی؟

–  محتوا رو حالا ظرف ۱۵ سالی که بنده تجربه کاری داشتم و یک کلاس های تحت نظارت یونسکو اجرا کردیم، کلاس هایی تحت نظارت یونیسف اجرا کردیم، کارگاه های بهزیستی، کارگاه های سپاه، یه مدت هم برای سپاه کار می‌کردیم، و هر ارگانی ما رفتیم توی این ۱۵ سال سعی کردیم تجاربی به دست بیاریم را به اشتراک گذاشتیم با چند تا مربی دیگر و روی آنها کار کردیم، محتواها بیشتر خود ساخته است حالا یک سری تز پایان نامه ای هم هست که از اونا هم استفاده کردیم مثلا تو دانشگاه های مختلف در خصوص تسهیلگری اومده نظریه داده تز داده و از آن‌ها هم استفاده کردیم.

–  خوب این محتوا هاتون به عبارتی تو معرض دید هم هست یعنی  تو سایت تون هست…

–  نه. اگر بخواهید من در اختیارتون می­گذارم بخواهید درخواست آموزش بدید میایم براتون آموزش میدیم حالا خانم دکتر نوری میداند ما در سطح کشور هم داریم کارگاه اجرا می کنیم، من حرفم چیه با شما، حرفم اینه چون می دونم از کجا جامعه ما ضربه می خورد، وقتی کسی مواد مخدر رو راحت توزیع می‌کنه یعنی علاقه اجتماعی ندارد کسی که چراغ قرمز رو رد میکنه علاقه اجتماعی ندارد و متاسفانه روز به روز مردم ذهنشون داره عنکبوتی میشه به فکر خودش و شکمش و اینهاست اصلاً نه اهل کار گروهی اند، الان چرا واقعاً داره اختلاف زیاد میشه روز به روز؟ چون ذهن ها داره عنکبوتی میشه، ما از اون ذهن زنبور عسلی زمان دفاع مقدس داریم دور می­شیم؟ ما باید یه کاری بکنیم از دانش‌آموزمون گرفته تا دانشجوهامون، اول بیایم از رده پیش‌دبستانی‌ها شروع کردیم با نوجوان ها که تا اصلاً ۲۰ ساله دیگه کار جواب بده منتظر نباشیم امروز تو مسئولیتمون کار جواب بده؟ بعد یه قضیه دیگه هم که هست اگه واقعا من میدونم چوبی که ما از کم رنگ شدن علاقه اجتماعی روز به روز داریم می‌خوریم، مجبوریم بریم دنبال طرح تسهیلگری، یعنی بیایم مردم رو آموزش بدیم خودشون برن گروه تشکیل بدن خودشون به این باور برسند که مشکلشون رو خودشون حل بکنن منتظر دولت و بهزیستی و فلان اداره نشن و الّا به خدا قسم من بعضی شهرستان‌ها رفتم، بعدازظهر شما یه مسئول تو این شهرستان پیدا نمی کنی، همه پروازی اند همه از ظهر که میشه میرن مرکز استان صبح که میشه میان تو شهرستان خوب این مسئول نمی­تونه برای مردم منطقه کار بکنه؛ اینطوریه، حالا دیگه هر جور بخوای ما پای کاریم دنبال درآمد هم از این قضیه نیستیم. الان نگاه کنید نسل جدید ما روزبه ­روز مثلاً دهه هفتاد؛ دهه شست میاد در کلاس ما رو میزنه بهش می­گیم که کار دارم بعد می­ره دیگه روش نمی شه بیاد دهه هفتادی، در کلاس رو میزنه می­گی کار دارم، دارم درس می­دم میگوید منم کار دارم یعنی همه سندروم سود رسیدن پیدا کردن، همه علاقه اجتماعی رو از دست دادن، فقط میگه من، من در اولویتم حتی اگر شده از چراغ قرمز من رد بشوم و همینطور چراغ قرمز های زندگی.

–  دکتر دین محمدی: اگر اجازه بفرمایید این گفتمان خودمون را ادامه بدهیم تا به عبارتی چهارچوبی شکل بگیره که اون جلسه­ مون هم جلسه مفیدتری بشه و اینکه اگر امکانش وجود دارد من توی واتساپ بهتون یه پیام می­دم عرض کنم که این سیری که گفتید اگر جایی ثبت دارید که خوب می­شه من رو ارجاع بدید به اون سیر، اگر ندارید، اگر اجازه بدید من این گفتگو رو پیاده کنم و براتون بفرستم خودتون کاملش کنید کم و زیادش کنید حالا هر جور صلاح میدونید کم و زیادش کنید و مارو به عبارتی بریم به سمت محتوا ها و اینکه این محتوا ها چطور هستند این …

– این محتواها کاربردی تر بشن، شعاری نباشن، محتوا باعث بشه که کسی که میاد تو کارگاه وقتی که بیرون میره از اون جلسه عملاً به یک چیزی رسیده باشه نه اینکه بره بیرون تازه خودش بخواد عمل بهش بکنه آیا برسد یا نرسد یا فراموش بشه یا چیز دیگه ای. الان خدا شاهده من تمام جلسات می­گم، الان دارم می­رم یه جایی به نام (هفت شیرجان) تمام مرداشون اینا کجان؟ عسلویه کار می‌کنند بیشترین آمار اعتیاد و فساد را متأسفانه داره تو حالا چهارمحال و بختیاری، الان دارم میرم به اون سمت اتفاقاً من یه چیزی که بهشون میگم، همیشه بهشون گفتم، گفتم ما یک چیزی  داریم فراموش شده، امر به معروف و نهی از منکر؛ دست سه نفر از همسایه ها تو بگیر بیار تو جلسه، یعنی داره فرهنگی رو ایجاد میکنه و اتفاقاً داره چوبی که از این قضیه می خوریم یعنی امر به معروف و نهی از منکر نمی شه، دقیقاً به خاطر اینکه علاقه اجتماعی از بین رفته همه فقط چارچوب زندگی خودشان را می بینند. ما یک شعاری داریم تو جمع کارگاه ها می­گیم که همه در یک کشتی نشسته ایم، یعنی چی؟ بالاخره هر کی یک جایش رو سوراخ کنه همه ضربه می بینم ولی متاسفانه چون علاقه اجتماعی وجودنداره، این اتفاق داره می افتد.

– خواهش می کنم پس من منتظر دریافت اطلاعاتتون وهم اینکه فایل یعنی این مصاحبه و این گفتگو هر موقع پیاده شد من متنش رو خدمتتون می فرستم که کم و زیادش کنید و در نحوه به عبارتی ترویجش هم صحبت می تونیم بکنیم اگر تمایل داشته باشید ما به صورت مقاله در بیاریم، گزارش می شه، حالا کجا ها مثلاً گفتگو پخش بشه، با هم دیگر می توانیم گفتگو داشته باشیم در هر صورت بنده خودم به شخصه استقبال می‌کنم از ملاقاتتون و استفاده کرد از تجربیاتتون، خیلی متشکرم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.