تکمله بر طلبه فقیه و خدمت به نظام اسلامی

نوشته آقای حجت الاسلام و المسلمین دکتر محبی با عنوان «طلبه فقیه و خدمت به نظام اسلامی» را از نظر گذراندم، نوشته به دو مسئله مهم و حیاتی اشاره دارد که هر دوی آنها مانع اصلاح ساختارهای معیوب و ناکارآمد حکم رانی است.

مسئله نخست که جامعه علمی ما از آنها رنج می برد، این است که عمده نظریاتی که نخبگانی در ساحت های مختلف علوم ارائه می دهند، علاوه بر آنکه با واقعیت جامعه فاصله معنا داری دارند و برای پر کردن خلاء های موجود کم توان هستند؛ نمی توانند راه ورود به میدان اصلاح ساختار حکمرانی را بپیمایند، چرا که گرفتار لکنت در ارائه راهکارهای اجرایی هستند. از این روی توجه به قوانینی که ساختارها و نهادها را بوجود آورده و وضع قوانین و مقررات جدید برای اصلاح و تغییر؛ نیاز مبرم عینی سازی نظریات علمی است که متاسفانه هیچگاه به آن، آنطور که باید توجه نشان داده نشده است.  به عبارت دیگر نخبگان علمی همواره منتظر مدیران اجرایی و سیاست گذار هستند تا بر حسب نیازهایی که تشخیص می دهند دستشان را به سمت آنها دراز کنند و ایده هایشان را عملی کنند در حالی که مدیران در جمهوری اسلامی مدیران بحران اند و توانایی ورود به بستری سازی برای اجرایی شدن ایده ها را ندارند. اگر توانایی هم داشته باشند به جهت جدایی و هم افق نبودن نظریه پردازان از قانون نویسان، قانون گذاران و مجریان انحراف معیار زیادی در نوشتن قانونی که نیازها را بر آورده سازد وجود دارد.

 مسئله دیگر حقوق دان هایی هستند که در ساختارهای اجرایی قانون می نویسند ایشان اغلب به جهت نداشتن دانش کافی از حوزه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره، ملزومات محتوای نظریات را کمتر در نظر می گیرند و گاهی دیده شده اصل طرح را دستخوش تغییرات جدی می سازند که به طوری که نهاد تاسیس شده یا مقررات اصلاحی از ابتدا ناقص متولد می شود.  بنابراین، ضرورتِ سیاست ورزان، اقتصاد دان ها و جامعه شناسان حقوق دان بیش از هر امر دیگری برای تمدن سازی جامعه کنونی احساس می شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.