فرهنگ مصادیق:استراق سمع

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از استراق سمع)
پرش به: ناوبری، جستجو
استراق سمع

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ استراق سمع – ویکی فقه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: محمود برازنده

بخش فلسفه و کلام

مقدمه

استراق مصدر ثلاثی مزید (باب افتعال) از ریشه (س ـ ر ـ ق) به معنای گرفتن چیزی از صاحبش بدون داشتن حق و به صورت مخفیانه و با قصد و اختیار است[۱] و «سَمع» مصدر ثلاثی مجرد به معنای ادراک کردن صداها[۲] یا مسموع[۳] است. ترکیب استراق سمع به معنای گوش دادن به سخن کسی به صورت مخفیانه است.[۴]این ترکیب، از آیه‌ای در قرآن گرفته شده که در آن از استراق سمع شیاطین سخن به میان آمده است:«إلاّ من استرق السّمع...» [۵]
دزدیده گوش دادن در فرهنگ اسلامی، در دو مورد به کار می‌رود: ۱. دربارهٔ انسانها که عملی ناپسند و ممنوع است و ممنوعیت آن از برخی آیات[۶] استفاده می‌شود. ۲. دربارهٔ شیاطین و جنیان که در قرآن، بیشتر به این نوع استراق سمع پرداخته شده و مسئله حفظ آسمانها* از آنها و راندنشان با شهاب* در ۵ سوره و ۹ آیه قرآن آمده است. این بحث از مباحث مشکلی است که جوانب آن در سخن مفسران به روشنی مطرح نشده و بر این اساس، نتیجه گیری از آرا و اظهار نظر قطعی و نهایی دربارهٔ آن آسان به نظر نمی‌رسد. برخی گفته‌اند: شناختن حقیقت شیطان* و چگونگی استراق سمع و آنچه او استراق سمع می‌کند، همگی از علوم غیبی است که انسانهای معمولی جز از طریق آیات و روایات راهی به فهم آنها ندارند.[۷] استراق سمع در اصطلاح سیاسی به معنای جاسوسی*، از طریق نصب برخی گیرنده‌ها برای شنود یا ثبت و ضبط مذاکرات خصوصی یا محرمانه است.[۸]

استراق سمع انسانها

قرآن، تجسّس را عملی زشت و ناروا دانسته و از آن نهی کرده است:«... ولاتجسّسوا...» [۹] یکی از مصادیق تجسّس*، دزدیده گوش دادن به سخن دیگران دانسته شده است.[۱۰] از برخی آیات دیگر استفاده می‌شود که گوش فرادادن به هر چیزی جایز نیست، بلکه گاهی ممنوع است و استراق سمع از موارد ممنوع شمرده می‌شود: «... اِنَّ السَّمعَ والبَصَرَ والفُؤادَ کُلُّ اُولـئِکَ کانَ عَنهُ مَسـولا» [۱۱] در حدیثی از امام صادق(علیه السلام)آمده است: اگر کسی به سخن گروهی بدون رضایت آنها گوش دهد در روز قیامت در دو گوش وی سرب داغ ریخته می‌شود.[۱۲] البته تجسس و استراق سمع، در مواردی جایز، و گاهی نیز واجب است.[۱۳]

استراق سمع شیاطین و جنیان

در آیاتی چند از استراق سمع شیاطین و جنیان به گفتوگوی فرشتگان و رانده شدن آنها به وسیله شهابها سخن رفته است: «اِلاّ مَن خَطِفَ الخَطفَةَ فَاَتبَعَهُ شِهابٌ ثاقِب» [۱۴] در مورد چگونگی استراق سمع شیاطین و رانده شدن آنها با شهابها، برخی مفسران وجوهی را ذکر کرده‌اند. آن وجوه، بر این نظریه مبتنی است که افلاکی زمین را احاطه کرده و فرشتگانی در آنها ساکن اند و آن فلکها دارای درهایی است که تنها از آن طریق می‌توان به افلاک نفوذ کرد و در آسمان اوّلگروهی از فرشتگان وجود دارند که در دستهایشان شهابهایی است که با آن، شیاطینِ استراق سمع کننده را هدف قرار می‌دهند.
امروزه بطلان نظریّه افلاک آشکار شده است، بنابراین، احتمال دارد این گونه بیانات قرآنی از باب مَثَل باشد که در آن، حقایق خارج از حسّ، به صورت محسوس بیان شده تا برای انسانها قابل فهم باشد و مقصود از آسمانی که مسکن فرشتگان است جهانی ملکوتی است و مقصودِ آیات این است که هرگاه شیاطین برای شنیدن سخنان فرشتگان به آن عالم ملکوتی نزدیک شوند تا اسرار هستی و حوادث آینده را کشف کنند با نور ملکوت که شیاطین تحمّل آن را ندارند رانده می‌شوند یا منظور این است که هرگاه شیاطین قصد مشتبه ساختن حق را داشته باشند، فرشتگان آنها را به وسیله حق می‌رانند. مؤیّد این کلام آن است که خداوند قبل از این آیات، ابتدا به ملائکه* وحی سوگند یاد کرده [۱۵]و به حفظ وحی* به وسیله فرشتگان اشاره نموده است[۱۶]: «و حِفظـًا مِن کُلِّ شَیطـن مارِد» [۱۷] و بیان داشته که شیاطین از شنیدن سخنان ملأ * اعلی که همان فرشتگان گرامی هستند منع شده‌اند و از هر سو هدف قرار گرفته و به عقب رانده می‌شوند: «لا یَسَّمّعونَ إِلَی المَلإ الأعلی و یُقذَفونَ مِن کُلِّ جَانِب» [۱۸]
طنطاوی در ذیل آیه ۱۸ حجر/۱۵ می‌گوید: انس و جن همواره خواستار کشف مجهولات عالم، اعمّ از زمینی و آسمانی بوده و هستند؛ ولی همان گونه که اسرار عالم ظاهر را بدون تهیه مقدمات نمی‌توان کشف کرد، کشف اسرار عالم بالا نیز به مقدماتی خاص نیاز دارد و آن ارتقای روح انسانی و روح جنّی است، پس اگر جن و انس، بدون تهیه اسباب مناسب، برای کشف اسرار عالم فرشتگان دست به کار شوند، هیچ گاه به نتیجه نخواهند رسید و آیات ۱۷ ـ ۱۸ حجر/ ۱۵، شکست شیاطین را در این زمینه بیان می‌کند تا عبرتی برای انسانها باشد.[۱۹]آیه ۳۴ الرحمن/۵۵ نیز که بر اساس آن، جنّ* و انس قدرت عبور از مرزهای آسمانها و زمین را جز با نیرویی (فوق العاده) ندارند اشاره به همین معناست.
دربارهٔ هدف شیاطین از استراق سمع، از ظاهر روایات دو هدف استفاده می‌شود:
۱. برای ایجاد اشتباه و تردید بین اهل زمین، دربارهٔ وحی آسمانی و کلام پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله). مؤیّد این مطلب، سخن امام صادق(علیه السلام)است که فرمود: ... شیاطین از استراق سمع منع شدند تا در روی زمین، چیزی از خبرهای آسمانی که شبیه وحی است نباشد و در آنچه از جانب خداوند برای مردم آمده اشتباه واقع نشود.[۲۰]
۲. برای خبر رسانی به کاهنان. مؤیّد این مطلب نقل ابن عباس است که گفت: شیاطین داخل آسمان می‌شدند و اخبار آن را به کاهنان می‌رساندند. سپس کاهنان دروغهایی را به آن افزوده و برای مردم زمین بیان می‌کردند.[۲۱]

بعثت و استراق سمع

غالب مفسران بر این عقیده‌اند که پس از بعثت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)هیچ یک از شیاطین و جنّیان راهی به سوی آسمان و شنیدن اخبار فرشتگان ندارند و بر اساس آیات قرآن، شیاطین از شنیدن اخبار آسمانها منع شده‌اند: «إِنَّهُم عَن السَّمعِ لَمعزُولُون» [۲۲] و اگر یکی از شیاطین یا جنیان بخواهد سخنان فرشتگان را استراق سمع کند، با شهاب رانده می‌شود: «و أَنّا لَمَسنَا السَّماءَ فَوَجدنـها مُلِئَت حَرَسًا شَدیدًا و شُهُبًا» [۲۳]، «و لَقَد جَعَلنا فِی السّماءِ بُروجًا و زَیّنّـها لِلنّـظِرین * و حَفِظنـهامِن کُلِّ شَیطـن رَّجیم * إِلاّ مَن استَرقَ السَّمعَ فَأتبَعَه شِهابٌ مُبینٌ» [۲۴]گفته شده: دراین آیه نمی‌توان «إلاّ» را بر ظاهر معنای آن یعنی استثنا حمل کرد و نتیجه گرفت که اگر شیطانی استراق سمع کند می‌تواند وارد آسمان شود، بلکه «إلاّ» به معنای «لکن» است، زیرا به هیچ یک از شیاطین اجازه ورود به آسمان داده نمی‌شود و مفاد آیه این است که اگر شیطانی بکوشد خود را به آسمان نزدیک کند به وسیله شهاب رانده می‌شود.[۲۵]
در تأویلی عرفانی برای آیات ۱۵ ـ ۱۸ حجر/۱۵ گفته شده: مقصود از «سماء»، عقل یا قلب و منظور از «بروج»، مراتب عقل (هیولانی، بالملکه، بالفعل، مستفاد) یا مقامات اخلاقی، مانند صبر، شکر، توکل و ... است و مقصود از تزیین سماء، آراستن آن به علوم و معارف و حکمتها برای متفکّران است و مراد از شیطان، اوهام و تخیلات، و از شهاب مبین، برهان واضح یا اشراق نور هدایت اراده شده که اوهام و تخیلات را می‌راند.[۲۶]در آیه ۵ ملک/۶۷ راندن شیاطین به «مصابیح» که همان کواکب آسمانی است نسبت داده شده است. با توجّه به اینکه شیاطین بر اساس آیاتی دیگر، به وسیله شهابها رانده می‌شوند، در توجیه این آیه دو قول وجود دارد: یکی اینکه مقصود از مصابیحی که آسمان به آنها زینت داده شده، اعم از کواکب اصلی و شهابهای آسمانی است و دیگر اینکه شهابها از کواکب آسمانی جدا شده، شیاطین به وسیله آنها رانده می‌شوند.[۲۷]
دربارهٔ این موضوع که آیا شیاطین پس از سوخته شدن به وسیله شهابها کشته می‌شوند یا فقط برخی از اعضایشان می‌سوزد، میان مفسران اختلاف است[۲۸] و در مورد اینکه آیا پیش از بعثت راه آسمانها برای شیاطین و جنیان باز بود یا نه، دو نظریه وجود دارد:
۱. بسیاری از مفسران بر این باورند که پیش از بعثت یا پیش از میلاد پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) شیاطین و جنیان می‌توانستند به آسمان رفته، گفتوگوی فرشتگان را بشنوند: «و أَنّا کُنّا نَقعُدُ مِنها مَقـعِدَ لِلسَّمعِ فَمَن یَستَمِعِ الأنَ یَجِد لَه شِهابًا رَصَدًا» [۲۹]، چنان که برخی مفسران از امام صادق(علیه السلام)[۳۰] و برخی دیگر از ابن عباس[۳۱] نقل کرده‌اند که در زمان جاهلیت، هریک از کاهنان شیطانی را در استخدام خویش داشت که در مکانی از آسمان می‌نشست و خبرهای مربوط به حوادث آینده را استراق سمع می‌کرد و کاهن را از آن آگاه می‌ساخت و کاهن آنها را برای مردم افشا می‌کرد. زمانی که عیسی(علیه السلام)به نبوت مبعوث شد شیاطین از سه آسمان و زمانی که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)مبعوث شد از همه آسمانها ممنوع شدند و در صورت استراق سمع با شهابها رانده می‌شدند. گفته شده که اصل شهابها پس از بعثت حادث نشده است، بلکه راندن شیاطین به وسیله آنها پس از بعثت صورت گرفته است.[۳۲] در برخی روایات نیز آغاز ممنوعیت نفوذ به آسمانها و رانده شدن شیاطین به وسیله شهابها، در شب میلاد پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)دانسته شده است.[۳۳] در تفسیر قمی آمده است: پس از میلاد پیامبر(صلی الله علیه وآله)جنیان نزد کاهنان آمده، اخباری را که پیش از میلاد شنیده بودند برای آنها باز می‌گفتند و کاهنان با استفاده از آن اخبار به پیشگویی می‌پرداختند.[۳۴]
۲. نظریه دیگر آن است که شیاطین هیچ گاه، حتی پیش از بعثت به آسمان راه نداشتند؛ برخی با استناد به آیات ۱۷ ـ ۱۸ حجر/۱۵ این مطلب را که پیش از بعثت هر کاهنی شیطانی داشت که اخبار آسمان را برایش می‌آورد افسانه‌ای دروغین خوانده و گفته‌اند: شیاطین به هیچ وجه نمی‌توانند به آسمان برسند و «شهاب مبین» در آیه، کنایه از این است که شیاطین، کوچک تر از آن اند که گفته‌های فرشتگان را استراق سمع کنند.[۳۵]
برخی دیگر گفته‌اند: آیاتی مانند ۸ صافّات/۳۷ دلالت دارد که شیاطین، پیش از بعثت نیز راهی به آسمان نداشتند؛ ولی آیه ۹ جنّ/۷۲ دلالت دارد که برخی از جنیان قبل از بعثت به آسمان راه داشته، سخنان فرشتگان را می‌شنیدند. جمع بین این دو دسته آیات آن است که بگوییم: پیش از بعثت، رفتن شیاطین به آسمانها و شنیدن خبرهای آسمان به وسیله آنها ممنوع بود؛ ولی جنیان مؤمن به ویژه رسولانشان می‌توانستند به آسمان بروند. آنها در آسمان مکانهای ویژه‌ای داشتند که در آنجا نشسته و به سخنان ملائکه گوش می‌دادند. سپس با آن سخنان، قوم خود را انذار می‌کردند؛ ولی پس از بعثت برای محافظت وحی قرآنی از اشتباه و ختم رسالت و کفایت قرآن برای جنیان و بی نیاز شدن آنان از سخنان فرشتگان، آسمانها پر از فرشتگان نگهبان شد و راه آن به کلی، چه برای شیاطین و چه برای جنیان، اعم از مؤمن و کافر بسته شد. مؤیّد این گفتار، کلام جنیان مؤمن پس از بعثت است که گفته‌اند: و اینکه [با این اوضاع] ما نمی‌دانیم آیا اراده شرّی دربارهٔ اهل زمین شده یا پروردگارشان خواسته است آنان را هدایت کند. [۳۶][۳۷]
برخی مفسران بر این عقیده‌اند که پیش از بعثت نیز در آسمانها نگهبانانی از فرشتگان بودند که شیاطین را با شهابها می‌راندند؛ ولی پس از بعثت، شمار نگهبانان آسمان بیشتر و محافظت از اخبار آسمانی شدیدتر شد.[۳۸]

فهرست منابع

انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیضاوی؛ الاحتجاج؛ الامالی، صدوق؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تفسیر روح البیان؛ تفسیر القرآن الکریم، ابن عربی؛ تفسیر القمی؛ التفسیر الکاشف؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر کنزالدقائق و بحر الغرائب؛ التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج؛ تفسیر نور الثقلین؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ الجواهر فی تفسیر القرآن؛ الفرقان فی تفسیر القرآن؛ فرهنگ علوم سیاسی، آقابخشی؛ فی ظلال القرآن؛ لزوم وزارت اطلاعات در حکومت اسلامی؛ لغت نامه؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ المصباح المنیر؛ المیزان فی تفسیر القرآن.

پا نویس

  1. التحقیق، ج 5، ص 112، «سرق».
  2. همان، ص 208، «سمع».
  3. مجمع البیان، ج 6، ص 510؛ روح البیان، ج 4، ص 449.
  4. لغت نامه، ج2،ص811،«استراق»؛ المصباح، ص274، «سرق».
  5. حجر/15،18.
  6. حجرات/ 49، 12؛ اسراء/ 17، 36.
  7. فی ظلال القرآن، ج 4، ص 2133.
  8. فرهنگ علوم سیاسی، ص 46.
  9. حجرات/ 49،12.
  10. تفسیرقرطبی، ج16، ص217؛ المنیر، ج26، ص263.
  11. اسراء/17،36.
  12. نورالثقلین، ج 5، ص 93.
  13. لزوم وزارت اطلاعات، ص146 ـ 153.
  14. صافّات/37،10.
  15. صافّات /37، 1 ـ 3.
  16. المیزان، ج 17، ص 124 ـ 125.
  17. صافّات/37،7.
  18. صافّات/37،8.
  19. الجواهر، مج 4، ج 8، ص 12.
  20. الاحتجاج، ج 2، ص 219؛ کنزالدقائق، ج 13، ص 477.
  21. تفسیر قرطبی، ج 10، ص 9.
  22. شعراء/26،212.
  23. جنّ/72،8.
  24. حجر/15،16 ـ 18.
  25. التفسیر الکبیر، ج 19، ص 169.
  26. تفسیر ابن عربی، ج 1، ص 662 ـ 663.
  27. المیزان، ج 19، ص 351.
  28. مجمع البیان، ج 6، ص 510؛ تفسیر قرطبی، ج 10، ص 9.
  29. جنّ/72،9.
  30. الاحتجاج، ج 2، ص 219؛ کنزالدقائق، ج 13، ص 478؛ البرهان، ج 3، ص 334.
  31. مجمع البیان، ج 6، ص 510؛ تفسیر قرطبی، ج 10، ص 9؛ تفسیر بیضاوی، ج 3، ص 364
  32. مجمع البیان، ج 10، ص 556؛ المیزان، ج 20، ص 43.
  33. الامالی، ص360؛ کنزالدقائق، ج13، ص477ـ478؛ البرهان، ج 3، ص 334؛ روح البیان، ج 4، ص 450.
  34. تفسیر قمی، ج 2، ص 410.
  35. الکاشف، ج 4، ص 470.
  36. جنّ/72،10.
  37. الفرقان، ج 29، ص 178 ـ 179.
  38. مجمع البیان، ج 10، ص 556.
منبع: معارف قرآن - تاریخ برداشت: 94/06/08