فرهنگ مصادیق:استغفار برای کفّار

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از استغفار برای کفّار)
پرش به: ناوبری، جستجو
استغفار برای کفّار

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ ابراهیم و استغفار برای کافر
۲ دیدگاه فخر رازی
۳ شرط دعا برای پدر و مادر آیا می‌توان برای انسان کافر دعا کرد
۴ طلب توبه فرشتگان برای بشر، به کفار نمی‌رسد‎

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ اطاعت از کفار
۲ استغفار
۳ اعتماد به کفار
۴ تکریم کفّار
۵ دوستی با کفّار
۶ خیانت در امانت کفّار
۷ تحریم روابط اقتصادی علیه کفار
۸ استغفار برای منافقان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

استغفار – ویکی شیعه

مقدمه

استغفار، به معنای درخواست آمرزش از خداوند است. استغفار، گفتن و تکرار جملهٔ (اللهمَ إغفِرلی) یا (خدایا مرا ببخش) نیست، بلکه روح استغفار، حالت بازگشت به سوی حق و پشیمانی و آمادگی جبران گذشته است. آمرزش طلبی اختصاص به برخی انسان‌ها ندارد بلکه پیامبران نیز آن را از خدا می‌خواستند. حتی پیامبر(ص) مأمور می‌شود تا برای خویش و برای مؤمنان استغفار کرده و به عنوان واسطه و شفیع عمل کند تا خداوند رحمت خویش را بر آنان سرازیر نماید.
مفهوم آمرزش خواهی در قرآن چندین بار در هیئت‌ها و قالب‌های گوناگونی به کار رفته است. استغفار دارای زمان و مکان خاصی نیست و بیشتر مقرون به پذیرش آن از سوی خداوند می‌باشد؛ ولی در قرآن و احادیث زمان، مکان و حالاتی را ذکر کرده‌اند که بستر مناسبی را برای پذیرش آن مهیا می‌سازند.
وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَکرُ وا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُ وا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یصِرُّ وا عَلَی مَا فَعَلُوا وَهُمْ یعْلَمُونَ (ترجمه: و آنان که چون کار زشتی کنند، یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد می‌آورند و برای گناهانشان آمرزش می‌خواهند -و چه کسی جز خدا گناهان را می‌آمرزد؟ و بر آنچه مرتکب شده‌اند، با آنکه می‌دانند (که گناه است )، پافشاری نمی‌کنند.[۱]

در لغت و اصطلاح

واژه استغفار به معنای درخواست مغفرت،[۲] از ریشه «غ ف ر» به معنای پوشش است.[۳] استغفار در اصطلاح، به معنای درخواست زبانی یا عملیِ[۴] آمرزش[۵] و پوشش گناه[۶] از پیشگاه خداوند، و هدف از آن درخواست مصونیت از آثار بد گناه و عذاب الهی است.[۷] برخی، واژه استغفار در آیاتی از قرآن را به ایمان،[۸] اسلام،[۹] یا گزاردن نماز،[۱۰] تفسیر کرده‌اند که به مصادیق استغفار در مقام عمل اشاره دارند.
استغفار یا قولی است مانند گفتن «استغفر اللّه» و یا فعلی، مانند انجام دادن عملی که موجب آمرزش انسان می‌گردد. از استغفار زبانی در باب‌هایی مانند طهارت، صلاه، صوم، حج، تجارت، ظهار و کفّارات بحث شده است.

کاربرد استغفار در قرآن

مفهوم آمرزش خواهی ۶۸ بار در قرآن آمده است: ۴۳ مورد از آن در صورتهای گوناگون باب استفعال، ۱۷ مورد در قالب «إغفر»، سه مورد به صیغه «یغفر»، دو مورد «تغفر» و یک بار به صورت «مغفره» به کار رفته است.[۱۱] در دو آیه نیز فرمان استغفار با واژه «حِطَّه» آمده و نقل شده است که خداوند به بنی اسرائیل فرمان استغفار داد تا مشمول مغفرت الهی قرار گیرند.[۱۲]
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یمَتِّعْکمْ مَتاعاً حَسَناً إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی وَ یؤْتِ کلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخافُ عَلَیکمْ عَذابَ یوْمٍ کبِیرٍ (ترجمه: و اینکه از پروردگار خویش آمرزش بطلبید، سپس به سوی او باز گردید تا به طرز نیکویی شما را تا مدت معین (از مواهب زندگی این جهان) بهره مند سازد، و به هر صاحب فضیلتی به مقدار فضیلتش ببخشد، و اگر (از این فرمان) روی گردان شوید من بر شما از عذاب روز بزرگی بیمناکم)[۱۳]
وَمَن یعْمَلْ سُوءًا أَوْ یظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یسْتَغْفِرِ اللَّهَ یجِدِ اللَّهَ غَفُورً ا رَّ حِیمًا﴿۱۱۰﴾ (ترجمه: هر که بدی کند یا به خود ستم کند آن گاه از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده و بخشاینده می‌یابد.)[۱۴]
و آیات متعدد دیگر.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]

استغفار در روایات

قال الصادق(ع): إذَا أکثَرَ العَبدُ مِنَ الاستِغفار رُفِعَت صَحیفَتُهُ وَ هی تَتَلَالَأُ (ترجمه: هر گاه بنده فراوان استغفار کند، نامهٔ عملش در حالی بالا می‌رود که می‌درخشد.[۲۱])
عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ زُرَارَهَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام یقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أُجِّلَ مِنْ غُدْوَهٍ إِلَی اللَّیلِ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ یکتَبْ عَلَیهِ (ترجمه: زراره گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که می‌فرمود بنده چون گناهی انجام می‌دهد از صبح تا شب مهلت دارد پس اگر آمرزش خواست آن گناه بر او نوشته نمی‌شود.[۲۲])

ضرورت و اهمیت

فرمان و تشویق به استغفار در بسیاری از آیات،[۲۳] و توبیخ ترک آن در برخی دیگر، چون اَفَلا یتوبونَ اِلَی اللّهِ ویستَغفِرونَهُ( سوره مائده-آیه۷۴) ضرورت استغفار همگان را روشن می‌سازد، زیرا از یک سو انسان‌های عادی بر اثر غفلت، نادانی و سرکشی غرایز حیوانی و هوای نفس، همواره در معرض گناه هستند، ازاین رو نیاز به استغفار و ضرورت آن، جهت پالایش و تصفیه روحشان امری بدیهی می‌نماید.
و از سوی دیگر، هیچ کس نمی‌تواند حقوق الهی را آن گونه که شایسته مقام ربوبی است، به جای آورد، بلکه به اندازه معرفت و شناخت خویش به این مهم می‌پردازد، بر این اساس، حتّی پارسایان حقیقی نیز از کارها و عبادتهای خود شرم داشته، خویش را در پیشگاه خداوند متّهم، بلکه مقصر می‌دانند و ضرورت استغفار را درک می‌کنند.[۲۴]
اهمّیت استغفار نیز از جهات گوناگونی قابل تبیین است:
پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران به استغفار سفارش کرده و عموم مردم بدان فرمان داده شده‌اند، چنان که ۸ آیه، به آمرزش خواهی ترغیب عمومی کرده و نزدیک به ۳۰ آیه، از استغفار پیامبران سخن به میان آورده و ۵ آیه نیز شخص رسول اکرم(ص) را به آن مأمور کرده است.[۲۵]
فرشتگان برای مؤمنان،[۲۶] و اهل زمین استغفار می‌کنند.[۲۷]
درخواست آمرزش گناه، صفت پرهیزکاران معرّفی شده است.[۲۸][۲۹]

استغفار: مستحب، واجب و حرام

استغفار گرچه فی نفسه مستحب است، لیکن گاهی به جهت عوارضی واجب یا حرام می‌گردد. از این رو، استغفار به لحاظ حکم سه گونه است:

استغفار مستحب

استغفار از آن جهت که بهترین دعا و عبادت به شمار می‌رود، در همهٔ حالات به ویژه موارد ذیل مستحب است:[۳۰] بین دو سجدهٔ نماز؛[۳۱] بعد از تسبیحات اربعه؛[۳۲]در قنوت به خصوص قنوت نماز وتر؛[۳۳] هنگام سحر؛[۳۴] برای میت هنگام تشییع جنازه، دفن و زیارت قبر او؛[۳۵] در نماز باران؛[۳۶] در ماه رمضان؛[۳۷] برای ترک برخی آداب و سنن مانند استغفار برای لطمه زدن بر سر و صورت خود به عنوان کفّارهٔ آن.[۳۸]

استغفار واجب

استغفار به عنوان کفّارهٔ واجب بر محرم در صورت جدال کمتر از سه بار و فسوق،[۳۹] یا بدل کفّارهٔ واجب بر کسی که توان انجام هیچ یک از خصال کفّاره (آزاد کردن برده، گرفتن دو ماه روزه یا اطعام یا پوشاندن شصت فقیر) را ندارد واجب است.[۴۰] البته بدلیت استغفار در کفّارهٔ ظهار در صورت ناتوانی از پرداخت کفّاره، مورد اختلاف است.[۴۱] در وجوب استغفار در نماز میت،[۴۲] و نیز از سوی غیبت کننده برای کسی که او را غیبت کرده، اختلاف است.[۴۳]

استغفار حرام

استغفار برای مشرکان و کفّار- به نصّ قرآن کریم-[۴۴] و نیز مخالفان و منافقان، حرام است.[۴۵]

آداب استغفار

حضرت علی(ع) به مردی که در حضور ایشان جمله استغفر الله را تکرار می‌کرد فرمود:[۴۶] آیا می دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه بلند مرتبگان است و آن را شش شرط است:
پشیمانی برگذشته.
عزم بر ترک بازگشت به سمت گناه برای همیشه.
اینکه حقوق مردم را ادا کنی تا با خدا عاری از هر گناهی دیدار نمایی.
هر واجبی را که بر عهده تو بوده و انجامش نداده‌ای، به جا آوری.
آنکه گوشتی را که در گناه بر پیکرت روییده، در غم و اندوه آب کنی تا پوستت به استخوانت بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید.
جسم خود را رنج طاعت بچشانی، همچنان، که بر او حلاوت معصیت چشانده بودی.
اگر توانستی چنین کنی در این هنگام بگو استغفر الله.[۴۷]
برخی دیگر از آداب استغفار عبارتند از:
زمینه ها
برخی عوامل زمینه ساز استغفار عبارتند از:
اجابت استغفار
پذیرش استغفار از سوی خداوند حتمی است، زیرا:
برخی آیات به پذیرش استغفار از سوی خداوند تصریح دارد: فَاستَغفِروهُ ثُمَّ توبوا اِلَیهِ اِنَّ رَبّی قَریبٌ مُجیب[۴۸] و نیز می‌فرماید: اُدعونی اَستَجِب لَکم[۴۹] خداوند وعده استجابت دعا داده و استغفار، به صورت یکی از بهترین دعاها،[۵۰] مشمول این وعده الهی است و وعده پذیرش استغفار می‌تواند سبب تشویق به آن باشد.
با توجّه به اینکه آیات فراوانی از قرآن کریم به استغفار امر می‌کند،[۵۱] عدم پذیرش آن از سوی خداوند، بعید به نظر می‌آید.
بسیاری از اوصاف الهی چون غفور، غفّار، عفوّ و... خود بشارت به بخشش الهی است که در استغفار، مطلوب است.

بهترین زمان‌های استغفار

استغفار به زمان و مکان خاص و وضعیت ویژه‌ای محدود نیست؛ ولی در حالات و موقعیت‌های مختلف زمانی و مکانی، نقش ویژه خود را دارد. قرآن کریم در آیاتی،[۵۲][۵۳] با صراحت، سَحَر را برای استغفار برمی گزیند و در آیه:قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکمْ رَ بی ۖ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّ حِیمُ[۵۴] طبق نظر قریب به اتّفاق مفسّران، برتری استغفار در سحر در مقایسه با زمان‌های دیگر را گوشزد می‌کند.

آثار و برکات

در آیات و روایات، آثار سازنده و ارزشمندی از قبیل صلاح جامعه، نزول برکات الهی، و مصونیت از عذاب دنیوی و اخروی برای آن بیان شده است.[۵۵]

پیشگیری از عذاب الهی

براساس آیه ۳۳ سوره انفال،[۵۶] تا زمانی که مردم اهل استغفار باشند، خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد.ابتدای آیه یاد شده، به عامل دیگر پیشگیری از عذاب، یعنی وجود رسول خدا(ص) در میان مردم اشاره دارد.مفسّران دربارهٔ این آیه، شأن نزولهای خاص و احتمالات گوناگونی ذکر کرده‌اند؛ ولی آیه، این قانون کلّی را دربردارد که وجود رسول خدا(ص)در میان مردم و استغفار مردم، هر دو عامل امنیت آنان در برابر بلاهای سخت و سنگین و مجازات‌های دردناک طبیعی و غیر طبیعی، همانند سیل، زلزله و جنگهای ویرانگر است.[۵۷] حضرت علی(ع) می‌فرماید: در روی زمین، دو ابزار امنیت از عذاب الهی وجود داشت: یکی از آن دو وجود پیامبر اسلام(ص) بود که با رحلت آن حضرت برداشته شد؛ ولی دیگری که استغفار است، همواره برای همگان وجود دارد، پس بدان تمسّک جویید. آنگاه آیه پیشین را تلاوت کردند.[۵۸]

آمرزش گناهان

در آیه ۱۰ سوره نوح،[۵۹] در پی فرمان حضرت نوح(ع) به استغفار، صفت بسیار بخشنده بودن خداوند مطرح شده است. وصف غفّار، همانند اوصاف غفور، رحیم،[۶۰] وَدود،[۶۱] و... به وعده مهم و بشارت بزرگ الهی به آمرزش گناهان و نزول رحمت بر بندگان اشاره دارد.[۶۲]در روایتی استغفار از گناه، عامل زدوده شدن زنگارهای گناه از روح انسان و بخشیدن جلای معنوی به روح، دانسته شده است.[۶۳]

افزایش روزی، ازدیاد فرزندان

آیات ۱۱ ۱۲ سوره نوح،[۶۴] به نجات از خشک سالی با آمدن باران‌های فراوان، رفع فقر و تنگ دستی و زیاد شدن درآمد و روزی اشاره دارد.همچنین بر اساس این آیات، رفع مشکل بی فرزندی، یا ازدیاد فرزندان از آثار استغفار شمرده شده است.

رفاه و عمر طولانی

استغفار واقعی عامل دستیابی انسان به زندگی خوب و زیبای توأم با ثروت، رفاه، امنیت و عزّت است،[۶۵] چنان که در آیه ۳ سوره هود،[۶۶] از این دنیای خوب مادّی به متاع نیکو یاد شده است.برخی نیز متاع حسن را عمر دراز، قناعت، رها کردن مردم و روی آوری به خداوند و در نتیجهٔ آمرزش خواهی دانسته‌اند.[۶۷] در نقلی، حسن بصری اشخاصی را که از خشکسالی، فقر و تنگدستی و نداشتن فرزند رنج می‌بردند و برای رفع آن در پی راه حلّی بودند، با استناد به آیات ۱۰ ۱۲ سوره نوح، به استغفار سفارش کرده است.[۶۸]

توسل در استغفار

نوشتار اصلی: توسل
واسطه جویی و واسطه پذیری برای استغفار، در قرآن کریم تأیید و تثبیت شده است، چنان که به وسیله جویی برای تقرّب به خدا به صورت مطلق امر شده است.[۶۹]
برخی آیات، واسطه جویی دیگران از رسول خدا(ص) و وساطت حضرت را برای آنها در استغفار، مطرح کرده‌اند.[۷۰] و در برخی دیگر، خداوند به رسول خویش فرمان می‌دهد تا برای خود و مردم مؤمن استغفار کند.[۷۱] در آیاتی نیز استغفار برای پدر و مادر[۷۲][۷۳] و دیگر خویشاوندان[۷۴] و مؤمنان،[۷۵] عملی پسندیده دانسته شده است. مفهوم برخی از آیات،[۷۶] که در آن رسول خدا(ص) و مؤمنان از استغفار برای مشرکان منع شده‌اند بر جواز استغفار برای مؤمنان دلالت دارد.[۷۷]
آیات ۹۷ و ۹۸ سوره یوسف،[۷۸] نیز به خوبی بر جواز وسیله جویی در استغفار دلالت دارد، زیرا هنگامی که فرزندان یعقوب پیامبر، از وی وساطت آمرزش از خدا را برای خود خواستند، حضرت به آنان وعده داد که در آینده برایشان از خداوند آمرزش بطلبد.

استغفار انبیا و دیگر معصومان

بیشتر آیات قرآنی به استغفار انسان‌های عادی مربوط است،[۷۹] و در یک جا به استغفار «ربّیون» اشاره کرده است.[۸۰] مقصود از «ربّیون» کسانی هستند که به پروردگار عالم اختصاص پیداکرده و به جز خداوند به چیز دیگری اشتغال ندارند.[۸۱] در پاره‌ای آیات نیز از استغفار پیامبران و فرشتگان سخن به میان آمده است.
استغفار انبیا(ع) برای خویش که حدود ۳۰ آیه از قرآن به آن اشاره دارد، به دلیل عصمت آنان از هر معصیت، به معنای آمرزش خواهی از گناه نیست.[۸۲] به نظر شیعه و بسیاری از فقیهان از اصحاب مالک، ابوحنیفه و شافعی، پیامبران الهی از همه گناهان حتّی صغایر معصوم اند، زیرا همه مردم مأمورند از گفتار و رفتار آنان پیروی کنند و این فرمان با ارتکاب گناه هرچند صغیره از سوی آنان سازگاری ندارد.[۸۳] قرآن همچنین، پیامبران را با وصف «مُخلَصین» ستوده است.[۸۴] و طبق آیات ۸۲ و ۸۳ سوره ص،[۸۵] شیطان برای اغوای بندگان مخلَص خدا راهی ندارد، بر این اساس، آمرزش خواهی انبیا(ع) از جنبه‌های گوناگون قابل تبیین است.

علل استغفار انبیاء

استغفار انبیا(ع) نوعی تعلیم به امّت هاست تا بتوانند به وسیله آمرزش خواهی، ضمن جبران گناهان خویش، رحمت الهی را شامل حال خود کنند.[۸۶]
منظور، آمرزش خواهی از ترک اَوْلی،[۸۷] یعنی انجام دادن کار خوب با ترک کار بهتر است.
مقصود از استغفار انبیا(ع)، استغفار آنان از گناهان امّت خویش است.[۸۸] این مطلب در خصوص رسول خاتم(ص) نیز نقل شده است.[۸۹]
استغفار پیامبران(ع) برای دفع و پیشگیری است و استغفار دیگران از گناهانی است که انجام داده‌اند.[۹۰]
چون دعوت انبیا(ع) و از جمله پیامبر خاتم(ص) آثار گوناگونی داشت که برای مردم در ظاهر، دردناک و شوم بود و آن را گناه می‌پنداشتند، پیامبران از خدا می‌خواستند که این آثار از دید مردم پوشیده بماند تا آنان را مجرم ندانند، آن گونه که مردم مکّه، رسول خدا را جنگ طلب و بی اعتنا به سنّتهای خویش می‌پنداشتند.
امّا پس از صلح حدیبیه و فتح مکّه واقعیت بر آنها آشکار شد، چنان که دربارهٔ موسی بن عمران در سوره شعراء، آیه۱۴ آمده است:«لَهُم عَلَی ذَنبٌ» آنان را بر من(دعوی) گناهی است، در صورتی که کشتن مرد قبطی گناه نبود، بلکه یاری شخص ستم دیده بود؛ ولی در نظر مردم گناه به شمار می‌رفت و درخواست آمرزش حضرت موسی به این معنا بود که این امر بر مردم پوشیده بماند تا وی را مجرم ندانند.[۹۱] در آیه ۱۲۹ سوره اعراف،قالوا اُوذینا مِن قَبلِ اَن تَأتِینا ومِن بَعدِ ما جِئتَنا[۹۲] نیز آمده است که قوم موسی وی را سبب اذیت خویش می‌دانستند.

استغفار انبیاء و مقام نبوت

گذشته از وجوه یاد شده، برخی استغفار پیامبران را با توجّه به مقام رفیع آنان، این گونه تبیین کرده‌اند:
پیامبران همچون دیگر انسان‌ها، برای زندگی طبیعی خویش ناچار بودند بخشی از اوقات خود را برای رفع نیازهای مادّی مانند خوردن و آشامیدن و... به کار گیرند و چون به همین مقدار، از سیر در ملکوت اعلای ربوبی باز می‌ماندند، از خدای خویش طلب آمرزش می‌کردند.[۹۳]
انبیا در استغفار خود از خدا می‌خواهند که به غیر او، مانند فرشته، وحی یا مقامات معنوی خویش توجّه نکنند، زیرا توجّه به این امور در محضر خداوند، نوعی حجاب از مشاهده او شمرده می‌شود.[۹۴]
چون انبیا هر لحظه در حال عروج به مقامات بالاتر هستند، در هر مرتبه، از مرتبه پیش استغفار می‌کنند.[۹۵]
وجوه یاد شده، دربارهٔ آمرزش طلبی دیگر پیشوایان معصوم نیز جاری است، زیرا آنان نیز بسیار استغفار می‌کردند؛ مانند استغفارهای حضرت علی(ع) در دعای کمیل و امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی.[۹۶]

نظر اهل سنت

آمرزش طلبی پیامبران در نظر برخی از اهل سنّت که حتّی ارتکاب گناهان کبیره را از ایشان محتمل می‌دانند، به معنای درخواست تبدیل گناهان بزرگ به گناهان کوچک یا درخواست مصونیت از اصرار بر صغایر است.[۹۷] گروهی دیگر از آنان با نفی احتمال ارتکاب گناه بزرگ، استغفار آنان را آمرزش خواهی از گناهان کوچکی که پیش یا پس از بعثت از آنان سرزده است می‌دانند،[۹۸] تا بدین وسیله، ضمن جبران خطاها از ثواب کارهایشان کاسته نشود.[۹۹] برخی نیز استغفار آنان را، آمرزش خواهی از سهوی می‌دانند که ممکن است از آنان سر بزند.[۱۰۰]

استغفار فرشتگان

طبق آیه ۵ سوره شوری،[۱۰۱] و ۷ سوره غافر[۱۰۲] فرشتگان برای اهل زمین استغفار می‌کنند. در هر دو آیه از استغفار فرشتگان برای دیگران سخن به میان آمده و هرگز در جایی از قرآن سخنی از استغفار آنان برای خویش گفته نشده است.
برخی دلیل آن را پاک بودن فرشتگان از هرگونه گناه می‌دانند،[۱۰۳] و برخی دیگر آن را برای رعایت ادب دانسته که دعا کننده خود را فراموش و از دیگری یاد می‌کند.[۱۰۴] امّا این وجه با فرمان خداوند به رسول خویش سازگار نیست که در آن استغفار برای خویش را بر استغفار برای دیگران مقدمّ کرده است.[۱۰۵] مگر آنکه گفته شود منظور، استغفار فرشتگان برای دیگران پس از استغفار برای خویش است،[۱۰۶] که این توجیه نیز مستلزم تقدیر و حذف و خلاف اصل و ظاهر است.

ممنوعیت استغفار برای مشرکان

مَا کانَ لِلنَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا أَن یسْتَغْفِرُ وا لِلْمُشْرِ کینَ وَلَوْ کانُوا أُولِی قُرْ بی مِن بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ
بر پیامبر و کسانی که ایمان آورده‌اند سزاوار نیست که برای مشرکان -پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوندِ (آنان ) باشند.[۱۰۷]
آیه ۱۱۳ سوره توبه،[۱۰۸] پیامبر(ص) و مؤمنان را از استغفار برای مشرکان باز می‌دارد. این منع، به سبب عدم تأثیر استغفار برای مشرکان،[۱۰۹] و بیهوده بودن آمرزش خواهی در حق آنان است.[۱۱۰] برخی منع استغفار برای مشرکان را به این سبب دانسته‌اند که در بین متمایل شدگان به ایمان و اسلام، نوعی مفسده پدید می‌آید، زیرا در صورت پذیرش استغفار برای مشرکان، این گمان پدید می‌آید که مؤمنان در این جهت هیچ گونه برتری بر مشرکان ندارند.[۱۱۱] از سویی استغفار، نوعی اظهار محبّت به مشرکان و پیوند با ایشان است که در بسیاری از موارد از آن نهی شده است.[۱۱۲]

شأن نزول ممنوعیت

در شأن نزول آیه ۱۱۳ سوره توبه، آمده است که گروهی از مسلمانان، از رسول خدا(ص)پرسیدند: آیا برای نیاکان ما که در زمان جاهلیت مرده‌اند، از خدا بخشش نمی‌طلبی؟ خداوند با نزول آیه یاد شده به آنها پاسخ داد که پیامبر و مؤمنان، حقّ استغفار برای مشرکان را ندارند.[۱۱۳] در شأن نزول دیگری در منابع شیعه و اهل سنّت آمده است که علی(ع) آمرزش طلبی مسلمانی را برای پدر و مادر مشرک خویش شنید و به او اعتراض کرد. وی گفت: پس چگونه ابراهیم(ع) برای والدین مشرک خویش از خدا آمرزش خواست؟ علی(ع)پرسش او را به رسول خدا(ص) رسانید، آنگاه آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ سوره توبه نازل شد.[۱۱۴]

ضعف شأن نزول

در شأن نزول دیگری مقصود، استغفار رسول خدا(ص)برای ابوطالب،[۱۱۵] یا آمنه،[۱۱۶] دانسته شده، درحالی که این شأن نزول به ادلّه متعدّد از سوی محقّقان ردّ شده است.
ضعف خبر یاد شده به دلیل نقل آن از سوی سعید بن مسیب که برخی از منابع رجالی از او مذمّت، و برخی نیز از اظهار نظر دربارهٔ وی خودداری کرده‌اند،[۱۱۷] و برخی روایت سعید بن مسیب را به سبب دشمنی او با اهل بیت(ع) فاقد اعتبار می‌دانند.[۱۱۸]
مشهور، بلکه مسلّم است که سوره توبه در سال نهم هجری نازل شده، درحالی که وفات ابوطالب(ع)در سال دهم بعثت بوده است،[۱۱۹] بنابراین، شأن نزول یاد شده در متن خود از جهت تاریخی دارای تضاد است، تا جایی که برخی از تفاسیر در حلّ آن، توجیهات نامقبولی چون دو بار نازل شدن این آیه،[۱۲۰] یا امکان استغفار پیامبر(ص) برای ابوطالب از زمان وفات او تاهنگام نزول آیه را مطرح کرده‌اند.[۱۲۱]
ولی به این نکته که چگونه پیامبر(ص)سالها به عموی مشرک خود اظهار دوستی و ابراز محبّت داشته، اشاره نکرده‌اند، درحالی که خداوند، آشکارا و مکرّر او را از محبت به مشرکان بازداشته بود.[۱۲۲]
در بخشی از همین شأن نزول، ابوطالب اظهار داشت که من بر دین عبدالمطّلب هستم و موحّد بودن عبدالمطّلب از نظر شیعه و بسیاری از اهل سنّت، مسلّم است.[۱۲۳]
از عبّاس بن عبدالمطّلب نیز نقل می‌شود که ابوطالب پیش از وفات، به توحید و رسالت اقرار کرد،[۱۲۴] و اشعار به جای مانده از وی، مؤید این مطلب است.[۱۲۵] برخی نیز معتقدند ابوطالب ایمان خود را کتمان می‌کرد تا بدینوسیله بتواند از رسول اکرم(ص) بهتر حمایت کند.[۱۲۶] در روایات اهل بیت(ع) نیز ابوطالب به اصحاب کهف،[۱۲۷] و مؤمن آل فرعون،[۱۲۸] تشبیه شده است. امام رضا(ع) به ابان فرمود: اگر به ایمان ابوطالب اقرار نداری، سرانجام تو آتش است.[۱۲۹]

استغفار حضرت ابراهیم برای آزر

قرآن کریم پس از طرح ممنوعیت استغفار برای مشرکان در آیه ۱۱۳ سوره توبه، به سرّ استغفار ابراهیم(ع) برای آزر اشاره می‌کند که این آمرزش خواهی، زمانی بوده که ابراهیم(ع)همچنان به ایمان آوردن وی امیدوار بوده است، به همین سبب برای هدایت آزر به راه راست، به وی وعده آمرزش خواهی داد و به این وعده وفا کرد.امّا زمانی که دشمنی او با خدا آشکار شد، از وی تبرّی جست.[۱۳۰] مضمون روایات در این زمینه این است که ابراهیم(ع) ایمان آوردن آزر را شرط استغفار برای او قرار داد و پس از آنکه دشمنی آزر با خدا برای حضرت روشن شد، از وی بیزاری جست.[۱۳۱]

بی تأثیر بودن استغفار برای منافقان

بی تأثیر بودن آمرزش خواهی برای منافقان در دو آیه از قرآن کریم آمده است.[۱۳۲][۱۳۳]
در آیات علّت بی تأثیر بودن استغفار برای آنان را کفر ایشان به خدا و رسول(ص)، و نبودن زمینه هدایت در گروه فاسقان می‌شمرد.[۱۳۴] با توجّه به اینکه منافقان بر اعتقاد باطل و رفتار زشت خویش اصرار داشتند و اصرار بر رفتار زشت نیز مانع پذیرش استغفار است،[۱۳۵] چگونه ممکن است استغفار برای آنان مؤثّرباشد؟
بسیاری از تفاسیر اهل سنّت، ضمن نقل روایاتی، استغفار رسول خدا(ص) برای منافقان را سبب نزول آیه ۸۰ سوره توبه دانسته‌اند.[۱۳۶] این نظر به دو جهت مخدوش است:
آیات سوره توبه در اواخر عمر نبی اکرم(ص) نازل شده، درحالی که همه سوره‌های مکّی و بیشتر سوره‌ها و آیات مدنی، پیش از آن فرود آمده است و تدبّر در آن نشان می‌دهد که هرگز امیدی در نجات کافران و منافقان نبوده و نمی‌توان تصوّر کرد که وضع آنان بر رسول خدا پنهان بوده یا از بی تأثیر بودن استغفار برای آنان خبر نداشته است تا بخواهد با اصرار در استغفار برای آنان زمینه آمرزششان را فراهم سازد.
با توجّه به اصرار منافقان بر اعتقاد باطل خویش، آمرزش خواهی برای ایشان باعث ترغیب آنان به ادامه روش و اعتقاد باطل آنان می‌شد و این کار چگونه از رسول اکرم(ص) ممکن است؟[۱۳۷]

فهرست منابع

قرآن
نهج البلاغه
محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی، اصول کافی.
مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار (۱۱۱ جلد)، دار احیاء التراث العربی، بی جا.
حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، جلد: ۲ ، محقق:اریانی، مطهر بن علی، محقق:عبدالله، یوسف محمد، محقق:عمری، حسین، دار الفکر، دمشق
هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما(روشی نو در ارائه مفاهیم موضوعات قرآن)، جلد: ۲۰ ، حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی. مرکز فرهنگ و معارف قرآن. جمعی از محققان، بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم، ۱۳۸۶ ش.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب (۱۵ جلد)، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع-دار صادر، بیروت.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، دار القلم، بیروت-دمشق.
ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر (۵ جلد)، موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم۱۳۶۷.
اسکندرانی، محمد بن احمد، کشف الأسرار النورانیه القرآنیه (۲ جلد)، دار الکتب العلمیه، بیروت.
صقر، احمد، منهج الامام الطاهر بن عاشور فی تفسیر «التحریرو التنویر»، الدار المصریه، قاهره.
زیر نظر مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه(تفسیر و بررسی تازه‌ای دربارهٔ قرآن مجید) (۲۷ جلد)، دار الکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۸۰.
زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقایق غوامص التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل(۴ جلد)، دار الکتاب العربی، بیروت.
فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر(۳۲ جلد)، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر تفسیر القرآن العظیم للامام الطبرانی(۴ جلد)، دار الکتب االثقافی، اربد.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن(۱۰ جلد)، ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲.
حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین(۵ جلد)، اسماعیلیان، قم.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه (۳۰ جلد)، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، قم.
طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان(۱۸ جلد)، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، تهران - ایران.
صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام(۴۳ جلد)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۶۲.
فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی(۵ جلد)، مکتبه الصدر، تهران.
طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر طبری) (۳۰ جلد)، دار المعرفه، بیروت.
آلوسی، محمود بن عبد الله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم(۱۶ جلد)، دار الکتب العلمیه، بیروت.
سیوطی، عبد الرحمن بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور(۶ جلد)، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، قم.
بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن(۵ جلد)، موسسه بعثه، قم.
ابن فهد حلی، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، دار الکتاب الاسلامی، بیروت.
سبحانی تبریزی، جعفر، آیین وهابیت(ویرایش اول)، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۶۴.
حسینی نسب، رضا، شیعه پاسخ می‌دهد، نشر مشعر، تهران۱۳۸۳.
قرائتی، محسن، تفسیر نور(طبع جدید) (۱۰ جلد)، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، ۱۳۸۸.
جعفری تبریزی، محمد تقی، تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال الدین محمد بلخی(جعفری) (۱۵ جلد)، اسلامی، تهران۱۳۷۳.
صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه (۳۰ جلد)، فرهنگ اسلامی، قم - ایران.
موحدی، عبد الله، تفسیر موضوعی قرآن، دفتر نشر معارف، قم - ایران.
ابو حیان توحیدی، علی بن محمد، البصایر و الذخایر (۱۰ جلد)، دار صادر، بیروت.
عبده، شیخ محمّد ؛ رشید رضا، محمّد، تفسیر المنار، قرن چهار.
قرطبی، محمد بن احمد، تفسیر قرطبی(الجامع لاحکام القرآن)، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، قم، ۱۳۸۷.
خویی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهه(موسوعه الإمام الخوئی)، موسسه احیاء آثار الامام الخوئی قدس سره (موسسه الخوئی الاسلامیه)، قم.
عبدالباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم،
طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد(۲ جلد)، المکتبه الاسلامیه، تهران.
شوشتری، نور الله بن شریف الدین، مجالس المومنین (۲ جلد)، اسلامیه، تهران؛۱۳۷۷.
جزری، محمد بن محمد، محقق:امینی، محمد هادی، أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن ابی طالب کرم الله وجهه، جلد: ۱ ، مکتبه الإمام أمیر المؤمنین علی(ع) العامه، اصفهان.
ابن براج، عبدالعزیز بن نحریر، جواهر الفقه، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم، قم.
دانشنامه موضوعی قرآن

پا نویس

  1. آل عمران، آیه۱۳۵.
  2. شمس العلوم، ج ۸، ص۴۹۸۲.
  3. لسان العرب، ج ۵، ص۲۶. النهایه، ج ۳، ص۳۷۳، «غفر».
  4. مفردات، ص۶۰۹.
  5. کشف الاسرار، ج ۲، ص۴۶.
  6. التحریرو التنویر، ج ۴، ص۹۲.
  7. التحریرو التنویر، ج ۴، ص۹۲. مفردات، ص۶۰۹.
  8. الکشاف، ج ۲، ص۴۰۲.
  9. التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۸.
  10. مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۴.
  11. المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
  12. سوره بقره، آیه ۵۸. سوره اعراف، آیه ۱۶۱.
  13. سوره هود-۳.
  14. سوره نساء-آیه ۱۱۰.
  15. وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یسْتَغْفِرُ ونَ (ترجمه: و در سحرگاهان (از خدا) طلب آمرزش می‌کردند.)( سوره ذاریات-آیه ۱۸).
  16. سَوَاءٌ عَلَیهِمْ أَسْتَغْفَرْ تَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (ترجمه: برای آنان یکسان است: چه برایشان آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی، خدا هرگز بر ایشان نخواهد بخشود. خدا فاسقان را راهنمایی نمی‌کند.)( سوره منافقون-آیه ۶).
  17. وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یسْتَغْفِرْ لَکمْ رَ سُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُ ءُوسَهُمْ وَرَ أَیتَهُمْ یصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکبِرُ ونَ (ترجمه: و چون به آنان گفته شود: «بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد»، سرهای خود را برمی گردانند، و آنان را می‌بینی که تکبرکنان روی برمی تابند.)( سوره منافقون-آیه۵).
  18. فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُ وا رَ بَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّارً ا ﴿۱۰﴾یرْ سِلِ السَّمَاءَ عَلَیکم مِّدْرَ ارً ا ﴿۱۱﴾ وَیمْدِدْکم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیجْعَل لَّکمْ جَنَّاتٍ وَیجْعَل لَّکمْ أَنْهَارً ا ﴿۱۲﴾ (ترجمه: به آن‌ها گفتم از گناهان خود در پیشگاه پروردگارتان استغفار کنید که او آمرزنده است، تا باران آسمان را پشت سر هم بر شما فرو ریزد و شما را با اموال و فرزندان کمک بخشد و باغ‌ها و نهرها برای شما قرار دهد.)( سوره نوح-آیه ۱۰-۱۱-۱۲).
  19. وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکمْ مِدْراراً وَ یزِدْکمْ قُوَّهً إِلی قُوَّتِکمْ وَ لاتَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ (ترجمه: و ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به سوی او باز گردید تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید، و روی (از حق) بر نتابید و گناه نکنید)( سوره هود-آیه ۵۱-۵۲).
  20. واسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ (ترجمه: از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او باز گردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است.)( سوره هود-آیه ۹۰).
  21. کافی-ط-الاسلامیه، ج ۲، ص۵۰۴، ح ۲.
  22. الکافی، ج ۲، ص۴۳۷.
  23. المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
  24. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.
  25. المعجم الاحصائی، ج ۳، ص۱۰۵۸، «غفر».
  26. سوره غافر آیه۷.
  27. سوره شوری، آیه۵.
  28. «... لِلَّذینَ اتَّقَوا... اَلَّذینَ یقولونَ رَبَّنا اِنَّنا ءامَنّا فَاغفِر لَنا».( سوره آل عمران-آیه۱۶-۱۵).
  29. تفسیر نمونه، ج ۲، ص۴۶۳.
  30. وسائل الشیعه ج۷، ص۱۸۰.
  31. العروه الوثقی ج۱، ص۶۸۳.
  32. العروه الوثقی ج۱، ص۶۵۸.
  33. العروه الوثقی ج۱، ص۶۹۹.
  34. جواهر الکلام ج۷، ص۳۳.
  35. جواهر الکلام ج۴، ص۲۸۹ و ص۳۰۷ و ص۳۲۳.
  36. جواهر الکلام ج۱۲، ص۱۳۱.
  37. وسائل الشیعه ج۱۰، ص۳۰۴.
  38. جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۹۳.
  39. مناسک مراجع، م۳۷۲ و م۳۷۷.
  40. جواهر الکلام ج۳۳، ص۲۹۵.
  41. جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۶۰-۱۶۳.
  42. جواهر الکلام ج۱۲، ص۳۴-۴۷ و ج۱۲، ص۸۸.
  43. جواهر الکلام ج۲۲، ص۷۲. و مصباح الفقاهه ج۱، ص۵۱۹-۵۲۲.
  44. سوره توبه،آیه۱۱۳.
  45. جواهر الکلام ج۱۲، ص۴۷-۵۱.
  46. ثَکلَتْک أُمُّک! أَتَدْرِی مَا الاِسْتِغْفَارُ؟ اِنَّ الاِسْتِغْفَارُ دَرَجَهُ الْعِلِّیینَ، وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَی سِتَّهِ مَعَانٍ؛ أَوَّلُهَا: النَّدَمُ عَلَی مَا مَضَی؛ وَ الثَّانِی: الْعَزْمُ عَلَی تَرْک الْعَوْدِ إِلَیهِ أَبَدا؛ وَ الثَّالِثُ: أَنْ تُؤَدِّی إِلَی الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّی تَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْلَسَ لَیسَ عَلَیک تَبِعَهٌ؛ وَ الرَّابِعُ: أَنْ تَعْمِدَ إِلَی کلِّ فَرِیضَهٍ عَلَیک ضَیعْتَهَا فَتُؤَدِّی حَقَّهَا وَالْخَامِسُ: أَنْ تَعْمِدَ إِلَی اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَی السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ، حَتَّی تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ ینْشَاءَ بَینَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ؛ السَّادِسُ: أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَهِ کمَا أَذَقْتَهُ حَلاَوَهَ الْمَعْصِیهِ فَعِنْدَ ذَلِک تَقُولُ: أَسْتَغْفِرُ الله.
  47. نهج البلاغه، حکمت۴۰۹.
  48. سوره هود-آیه۱۱-۶۱.
  49. سوره غافر-آیه۶۰.
  50. نورالثقلین، ج ۵، ص۳۸; البرهان، ج ۵، ص۶۵.
  51. المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
  52. وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یسْتَغْفِرُ ونَ( سوره ذاریات-۱۸).
  53. الصَّابِرِ ینَ وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِ ینَ بِالْأَسْحَارِ( سوره آل عمران-۱۷).
  54. سوره یوسف-۹۸.
  55. جواهر الکلام ج۱۲، ص۱۳۲. سوره نوح، آیه۱۰-۱۲.سوره هودآیه۵۲. سوره اعراف آیه۹۶. سوره انفال آیه۳۳.
  56. وَمَا کانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ ۚ وَمَا کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یسْتَغْفِرُ ونَ( سوره انفال-آیه ۳۳).
  57. نمونه، ج ۷، ص۱۵۴ ۱۵۵.
  58. نهج البلاغه، حکمت ۸۸.
  59. فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُ وا رَ بَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّارً ا (ترجمه: و گفتم:از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است.)( سوره نوح-آیه ۱۰).
  60. وَمَن یعْمَلْ سُوءًا أَوْ یظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یسْتَغْفِرِ اللَّهَ یجِدِ اللَّهَ غَفُورً ا رَّ حِیمًا (ترجمه: و هر کس کار بدی کند، یا بر خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.)( سوره نساء-آیه ۱۱۰).
  61. وَاسْتَغْفِرُ وا رَ بَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ ۚ إِنَّ رَ بی رَ حِیمٌ وَدُودٌ (ترجمه: و از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید که پروردگار من مهربان و دوستدار (بندگان ) است.)( سوره هود-آیه ۹۰).
  62. جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۷۱.
  63. عده الداعی، ص۲۶۵.
  64. فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُ وا رَ بَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّارً ا﴿۱۰﴾یرْ سِلِ السَّمَاءَ عَلَیکم مِّدْرَ ارً ا﴿۱۱﴾ وَیمْدِدْکم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیجْعَل لَّکمْ جَنَّاتٍ وَیجْعَل لَّکمْ أَنْهَارً ا﴿۱۲﴾ (ترجمه: به آن‌ها گفتم از گناهان خود در پیشگاه پروردگارتان استغفار کنید که او آمرزنده است، تا باران آسمان را پشت سر هم بر شما فرو ریزد و شما را با اموال و فرزندان کمک بخشد و باغ‌ها و نهرها برای شما قرار دهد.)( سوره نوح-آیه ۱۰-۱۱-۱۲).
  65. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳. التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۱۳۷. المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۰.
  66. وَأَنِ اسْتَغْفِرُ وا رَ بَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یمَتِّعْکم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَیٰ أَجَلٍ مُّسَمًّی وَیؤْتِ کلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ ۖ وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخَافُ عَلَیکمْ عَذَابَ یوْمٍ کبِیرٍ (ترجمه: و هر کس کار بدی کند، یا بر خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.)( سوره هود-آیه ۳).
  67. تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۴.
  68. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳.
  69. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ (ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید؛ و به او (توسل و) تقرب جویید؛ و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.)( سوره مائده-آیه ۳۵).
  70. وَمَا أَرْ سَلْنَا مِن رَّ سُولٍ إِلَّا لِیطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوک فَاسْتَغْفَرُ وا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّ سُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّ حِیمًا (ترجمه: و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهی از او اطاعت کنند. و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر (نیز) برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان می‌یافتند.)( سوره نساء-آیه ۶۴).
  71. فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِک وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ۗ وَاللَّهُ یعْلَمُ مُتَقَلَّبَکمْ وَمَثْوَاکمْ (ترجمه: پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست؛ و برای گناه خویش آمرزش جوی؛ و برای مردان و زنان با ایمان (طلب مغفرت کن )؛ و خداست که فرجام و م آل (هر یک از) شما را می‌داند.)( سوره محمد-آیه ۱۹).
  72. رَّ بِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَی وَلِمَن دَخَلَ بَیتِی مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارً ا (ترجمه: پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در سرایم درآید، و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای، و جز بر هلاکت ستمگران میفزای.)( سوره نوح-آیه ۲۸).
  73. رَ بَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَی وَلِلْمُؤْمِنِینَ یوْمَ یقُومُ الْحِسَابُ (ترجمه: پروردگارا، روزی که حساب برپا می‌شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشای.)( سوره ابراهیم-آیه ۴۱).
  74. قَالَ رَ بِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَ حْمَتِک ۖ وَأَنتَ أَرْ حَمُ الرَّ احِمِینَ (ترجمه: (موسی ) گفت:پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در (پناه ) رحمت خود درآور، و تو مهربانترین مهربانانی.)( سوره اعراف-آیه ۱۵۱).
  75. سوره ابراهیم آیه۱۴. سوره حشرآیه۱۰.
  76. مَا کانَ لِلنَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا أَن یسْتَغْفِرُ وا لِلْمُشْرِ کینَ وَلَوْ کانُوا أُولِی قُرْ بَیٰ مِن بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ (ترجمه: بر پیامبر و کسانی که ایمان آورده‌اند سزاوار نیست که برای مشرکان -پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوندِ (آنان ) باشند.)( سوره اعراف-آیه ۱۱۳).
  77. نمونه، ج ۳، ص۴۵۲.
  78. ↑ قَالُوا یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کنَّا خَاطِئِینَ﴿۹۷﴾قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکمْ رَ بی ۖ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّ حِیمُ﴿۹۸﴾ (ترجمه: گفتند:«ای پدر، برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم.»﴿۹۷﴾گفت: «به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‌خواهم، که او همانا آمرزنده مهربان است.»﴿۹۸﴾)( سوره یوسف-آیه ۹۷ و ۹۸).
  79. رَبَّنا فَاغفِر لَنا ذُنوبَنا،سوره آل عمران، آیه۱۹۳.
  80. وَکأَین مِّن نَّبِی قَاتَلَ مَعَهُ رِ بِّیونَ کثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکانُوا ۗ وَاللَّهُ یحِبُّ الصَّابِرِ ینَ﴿۱۴۶﴾وَمَا کانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا رَ بَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَ افَنَا فِی أَمْرِ نَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْ نَا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِ ینَ﴿۱۴۷﴾ (ترجمه: و چه بسیار پیامبرانی که همراه او توده‌های انبوه، کارزار کردند؛ و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید، سستی نورزیدند و ناتوان نشدند؛ و تسلیم (دشمن ) نگردیدند، و خداوند، شکیبایان را دوست دارد.﴿۱۴۶﴾و سخن آنان جز این نبود که گفتند: «پروردگارا، گناهان ما و زیاده روی ما، در کارمان را بر ما ببخش، و گامهای ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران یاری ده.»﴿۱۴۷﴾)( سوره آل عمران-۱۴۷-۱۴۶).
  81. المیزان، ج ۴، ص۴۱.
  82. المیزان، ج ۶، ص۳۶۸. المیزان، ج ۱۸، ص۲۵۴.
  83. تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۱۱ ۲۱۲.المیزان، ج ۶، ص۳۶۷.
  84. سوره ص، آیه۴۶. سوره یوسف، آیه۲۴. سوره مریم، آیه۵۱.
  85. «فَبِعِزَّتِکَ لاُغوینَّهُم اَجمَعین اِلاّ عِبادَکَ مِنهُمُ المُخلَصین»(سوره ص، آیات ۸۲ ۸۳).
  86. التوبه فی ضوء القرآن، ص۱۹۴ و ص۲۸۴ و ص۳۰۳.
  87. التفسیرالکبیر، ج ۲۸، ص۶۱. روح المعانی، مج ۱۴، ج ۲۶، ص۸۴. نمونه، ج ۲۱، ص۴۵۲.
  88. التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲. روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳. تنزیه انبیاء، ص۱۷۸.
  89. التفسیرالکبیر، ج۳۲، ص۱۶۲. روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰ ص۴۶۳.
  90. الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶. البصائر، ج ۳۰، ص۲۲۷ ۲۳۶.
  91. نمونه، ج۲۲، ص۱۹ ۲۱. المیزان، ج۱۸، ص۲۵۴.
  92. سوره اعراف-آیه۱۲۹.
  93. تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، ج ۱۰، ص۶۱۹. کشف الغمه، ص۲۵۵. المیزان، ج ۶، ص۳۶۶.
  94. تفسیر موضوعی، ج ۱۱، ص۱۶۰.
  95. ↑ روح المعانی، مج ۱۴، ج ۲۶، ص۸۴. روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳. التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
  96. مصباح المتهجد، ص۴۰۵، ۵۸۴.
  97. التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
  98. کشف الاسرار، ج ۹، ص۱۹۱.
  99. التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
  100. روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳.
  101. ویستَغفِرونَ لِمَن فِی الاَرضِ(آیه۵، سوره شوری).
  102. یستَغفِرونَ لِلَّذینَ ءامَنوا(آیه ۷، سوره غافر).
  103. التفسیرالکبیر، ج ۲۷، ص۱۴۶. الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
  104. الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
  105. واستَغفِر لِذَنبِکَ ولِلمُؤمِنینَ.(سوره محمّد، آیه۱۹).
  106. الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
  107. سوره توبه-آیه ۱۱۳.
  108. ما کانَ لِلنَّبِی والَّذینَ ءامَنوا اَن یستَغفِروا لِلمُشرِکینَ ولَو کانوا اولی قُربی.(سوره توبه، آیه۱۱۳).
  109. سوره نساء، آیه۴۸_ ۱۱۶.
  110. المیزان، ج ۹، ص۳۵۱.
  111. التحریر والتنویر، ج ۱۱، ص۴۴.
  112. نمونه، ج ۸، ص۱۵۵.
  113. مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۵. نمونه، ج ۸، ص۱۵۵.
  114. جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۶۰. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۹. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۱۱۴.
  115. جامع البیان، مج۷، ج۱۱، ص۵۶ ۵۷. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸. تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۱۷۳.
  116. الکشاف، ج ۲، ص۳۱۵. التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸. الدرالمنثور، ج ۴، ص۳۰۲.
  117. معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص۱۳۸ ۱۴۵.
  118. نمونه، ج ۸، ص۱۵۹. الغدیر، ج ۸، ص۵۶.
  119. الکشاف، ج۲، ص۳۱۵. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸. تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۱۷۳.
  120. تفسیر المنار، ج ۱۱، ص۵۷ ۵۸. نمونه، ج ۸، ص۱۵۸.
  121. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸.
  122. نمونه، ج۸، ص۱۵۷۱۵۸. الغدیر، ج۸، ص۱۰۱۱.
  123. مجالس المؤمنین، ج ۱، ص۱۶۳. اوائل المقالات، ص۴۵ ۴۶.
  124. شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص۲۶۶.
  125. اسنی المطالب، ص۳۷. الغدیر، ج۷، ص۳۵۰ ۳۸۴.
  126. اسنی المطالب، ص۳۳. شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص۲۷۴.
  127. الکافی، ج ۱، ص۴۴۸.
  128. جواهر الفقه، ص۲۴۹.
  129. بحار الانوار، ج ۳۵، ص۱۱۰. بحار الانوار، ج ۳۵، ص۱۵۶.
  130. وما کانَ استِغفارُ اِبرهیمَ لاِبیهِ اِلاّ عَن مَوعِدَه وعَدَها اِیاهُ فَلَمّا تَبَینَ لَهُ اَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّاَ مِنهُ اِنَّ اِبرهیمَ لاَوّ هٌ حَلیمٌ( سوره توبه-آیه۱۱۴).
  131. ↑ نورالثقلین، ج ۲، ص۲۷۴. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۱۱۴. بحار الانوار، ج ۱۱، ص۷۷. بحار الانوار، ج ۱۱، ص۸۸. بحار الانوار، ج ۱۲، ص۱۵.
  132. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۸. المیزان، ج ۹، ص۳۵۱ ۳۵۲.
  133. سوره منافقون، آیه۶، سوره توبه، آیه۸۰.
  134. سوره توبه، آیه۸۰.
  135. سوره آل عمران، آیه۱۳۵.
  136. الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۴. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۷.
  137. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۷. المیزان، ج ۹، ص۳۵۴.
منبع: ویکی شیعه - تاریخ برداشت: 94/12/12