فرهنگ مصادیق:استهزاء حکم وضعی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از استهزاء حکم وضعی)
پرش به: ناوبری، جستجو
استهزاء حکم وضعی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ حکم تکلیفی
۲ حکم شرعی
۳ حکم وضعی
۴ فرق بین حکم «تکلیفی» و «وضعی» چیست؟

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ استهزاء احکام الهی
۲ استهزاء احکام تکلیفی
۳ استهزاء امامان
۴ استهزاء پیامبران
۵ استهزاء تصویری
۶ استهزاء خدا
۷ استهزاء دیگران
۸ استهزاء قیامت
۹ استهزاء کتبی و شفاهی
۱۰ استهزاء مؤمنین
۱۱ استهزاء مردم
۱۲ حضور در مجالس استهزاء دین
13 قبول احکام وضعی
14 انکار احکام وضعی

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط های بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

حکم تکلیفی و وضعی چیست؟ اقسام آنرا توضیح دهید؟

جواب: احکام شرعی از جهتی به حکم تکلیفی و وضعی تقسیم می‌گردند، حکم تکلیفی آن است که به انگیزه وادار ساختن، یا نهی کردن، یا مجاز شمردن برای مکلّف از سوی خداوند قرارداده می‌شود. حکم تکلیفی مباشرهً و بدون واسطه به افعال بندگان تعلّق می‌گیرد[۱] و مربوط به جنبه‌های مختلف زندگی بشر اعمّ از اجتماعی، عبادی، خانوادگی یا ... می‌شود.[۲]

همچنین هر حکمی که جدا از احکام پنج گانه تکلیفی باشد، حکم وضعی نامیده می‌شود،[۳]در عین حالی که وضع آن (همانند حکم تکلیفی) به خداوند مربوط می‌شود[۴] مانند «زوجیّت»، «ملکیّت»، «ولایت» و در عرف عقلا نیز این احکام وجود دارد.

اقسام حکم تکلیفی

تقسیم اجمالی

حکم تکلیفی در دید کلّی و اجمالی به الزامی و غیر الزامی تقسیم می‌شود.[۵]

تقسیم تفصیلی

علمای امامیّه[۶]وهمچنین شافعیه، مالکیه و اکثر حنابله[۷]، حکم تکلیفی را پنج گونه دانسته‌اند: وجوب، استحباب، حرمت، کراهت و اباحه که خلاصه و جوهرۀ این اقسام همان دو قسم بالا- الزامی و غیر الزامی- است، ولی حنفیّه تکالیف را به هفت[۸] یا هشت[۹] نوع تقسیم نموده‌اند. آنان در کنار وجوب، قسم دیگری بنام «فرض» ذکر کرده‌اند و در کنار حرمت، «کراهت تحریمی» را بر شمرده‌اند و بین آن و کراهت اصطلاحی (کراهت تنزیهی) فرق گذاشته‌اند و نیز «سنّت مؤکّده» و «سنّت غیر مؤکده» را در بحث استحباب مطرح کرده‌اند. در مورد هر یک از احکام تکلیفی سه بخش مجزّا از هم وجود دارد:
۱. «حکم یا تکلیف» که از جانب خداوند تشریع می‌شود.
۲. «متعلق تکلیف» که فعل و کار مکلّف است، زیرا چنانکه گذشت تکلیف به افعال مکلّفین تعلّق می‌گیرد، به عبارت دیگر عمل مکلّف است که متّصف به وجوب، حرمت و ... می‌شود.
۳. «موضوع» و آن، چیزی است که فعل مکلّف به آن تعلّق می‌گیرد در مثال: «حرمت نوشیدن خمر» به ترتیب «حرمت»، حکم است، «نوشیدن»، متعلق است و «خمر»، موضوع است.
البتّه در بعضی از موارد فقط حکم و متعلق وجود دارد و فاقد موضوع است، مثلًا واجب بودن نماز و روزه و امثال آن که وجوب حکم است و نماز و روزه متعلق است.
حال به سراغ اصطلاحات مهمّ مربوط به احکام تکلیفی می‌رویم.

تقسیمات وجوب

فرض و واجب: گروهی از اهل سنّت (ابن حزم[۱۰] و آمدی[۱۱] ) و از امامیّه (علّامه حلّی) [۱۲] تصریح کرده‌اند که این دو اصطلاح مترادف یکدیگر هستند و هیچ تفاوتی میان آن دو قائل نشده‌اند. [۱۳] ولی حنفیّه گفته‌اند: فعلی که طلب الزامی درباره آن به دلیل قطعی ثابت شود «فرض» است و فعلی که طلب الزامی آن به دلیل ظنّی معتبر ثابت گردد «واجب» محسوب می‌شود.[۱۴]
بعضی گفته‌اند مطابق این تعریف «فرض» مترادف با ضروری دین و «واجب» مترادف با غیر ضروری دین است.[۱۵] هر چند این سخن درست نیست.
قول سوّم آن است که آن چه با قرآن ثابت شده باشد فرض است و آن چه با حدیث و اجماع و عقل ثابت شده «واجب» نام دارد.[۱۶]
بعضی نیز گفته‌اند: طلب الزامی اگر مؤکد باشد و اهمیّت فراوانی داشته باشد نام آن فرض است و گرنه به آن واجب می‌گویند. [۱۷]
قول پنجمی نیز مربوط به مجمع البیان طبرسی[۱۸] و احکام القرآن جصّاص[۱۹] می‌باشد که می‌گوید: فرض در واجباتی است که وجوب آن با حکم شارع است ولی «واجب» اعمّ از آن است و به واجباتی نظیر شکر منعم که وجوبش از طریق عقل به اثبات رسیده نیز اطلاق می‌شود.
البتّه می‌دانیم که اصطلاح و نام گذاری یک نوع قرارداد است و هرکس می‌تواند اصطلاحی برای خود داشته باشد. (و لا مشاحّه فی الاصطلاح)

اقسام وجوب

وجوب به عنوان مهم‌ترین تکلیف، دارای دسته بندی‌های مختلفی است:

اقسام وجوب بر حسب ذات

۱- وجوب عینی و کفایی: واجباتی که از هر مکلّفی شخصاً خواسته شده و انجام آن توسّط دیگران، آن را از ذمّه او ساقط نمی‌کند، واجب عینی است (مانند نماز و روزه). ولی واجبی که خواسته شارع تحقّق آن در خارج است و به مکلّف خاصّی نظر ندارد، واجب کفایی است، مانند تجهیز میّت. لذا اگر شخص یا اشخاصی (مَن به الکفایه) به آن عمل اقدام کنند، از بقیه ساقط می‌شود ولی اگر کسی اقدام به آن ننماید، همه مسئولند و باید جوابگو باشند. واجبات کفایی بر دو قسم است: واجب کفایی عام که همه مکلّفین می‌توانند به آن اقدام کنند و واجب کفایی خاص که مربوط به گروهی خاص است مانند وجوب درمان بیماران که فقط بر پزشکان به نحو کفایی واجب است و نظیر وجوب افتا یا وجوب قضا که تنها بر فقیهان و قضات به نحو کفایی واجب می‌باشد.
۲- وجوب نفسی و غیری: واجب نفسی آن است که خود عمل دارای ملاک و مصلحت است و مستقلًا واجب می‌شود، مانند نماز و روزه. ولی واجب غیری آن است که خود مصلحتی ندارد بلکه آوردن واجب نفسی بر آن توقّف دارد، مانند وضو و غسل نسبت به نماز یا تهیه زاد و توشه و مَرکب برای حج.
۳. وجوب تعیینی و تخییری: اوّلی عبارت است از حکمی که نسبت به امری معین تعلّق بگیرد و بدل نداشته باشد مثل وجوب نماز، که هیچ چیز دیگری جای آن را پر نمی‌کند.
و دومی عبارت است از حکمی که به چند امر به نحو تخییری تعلّق بگیرد مانند وجوب کفاره افطار روزه رمضان که به سه عمل- روزه گرفتن شصت روز، اطعام شصت فقیر، آزاد کردن یک برده- تعلّق دارد و مکلّف می‌تواند یکی از این سه عمل را انتخاب کند.
۴. ذاتی و عرضی[۲۰] : اوّلی عبارت است از وجوبی که بدون واسطه به چیزی تعلّق بگیرد- بدون واسطه در عروض- مثل وجوب روزه رمضان.
دومی عبارت است از وجوبی که بواسطه شرط، نذر و ... به چیزی تعلّق بگیرد، مانند روزه ای که مثلًا برای برآورده شدن حاجت نذر شود.
۵. اصلی و تبعی[۲۱] : اوّلی عبارت است ازحکمی که پس از اتمام مقدّمات، وابسته به حکم دیگری نیست، مانند وجوب طواف.
دومی عبارت است از حکمی که در رتبه متأخر حکم دیگری قرار دارد و تبعیت زمانی دارد مانند نماز طواف که تابع طواف است.
۶. استقلالی و ضمنی [۲۲]: اوّلی عبارت است از وجوبی که به نحو مستقل به امری تعلّق می‌گیرد مانند وجوب سجده واجب قرآن.
دومی عبارت است از وجوبی که در ضمن وجوب کل (مرکّب)، به جزء تعلّق می‌گیرد، مانند وجوب سجده نماز.

اقسام وجوب باعتبار شرایط و قیود

۱. مطلق و مشروط[۲۳]: اوّلی عبارت است از وجوبی که پس از فراهم شدن شرایط عامه (بلوغ، علم، قدرت و عقل) متوقّف بر حصول امر دیگری نیست، مانند وجوب نماز.
دومی عبارت است از وجوبی که فعلیّت آن وابسته به تحقق امری در خارج می‌باشد، مانند وجوب حج که مشروط به استطاعت است.
۲. منجّز و معلّق [۲۴]: اوّلی عبارت است از وجوبی که در «فعلیّت» و «امتثال» همزمان باشد مثل روزه رمضان در این ماه.
دومی عبارت است از وجوبی که فعلیّت آن تقدّم بر زمان امتثالش دارد مثل حج که وجوب آن پس از حصول استطاعت فعلیّت پیدا می‌کند، ولی زمان امتثال و انجام آن موسم حج می‌باشد.
۳. تعبّدی و توصّلی: واجب تعبّدی آن است که در صحت عمل، قصد تقرب و نیّت انجام عمل برای خدا معتبر است و در حقیقت مقید به قصد قربت است.
ولی واجب توصّلی آن است که در عمل کردن بدان نیاز به قصد قربت نیست، هر چند انجام آن، به قصد امتثال فرمان الهی موجب تقرّب و پاداش می‌گردد، اوّلی مانند عبادات واجب و دومی مانند ادای دین و انجام کسب‌هایی که نظم جامعه آن را می‌طلبد. واجب تعبدی یک معنای دیگری نیز دارد و آن عبارت است از حکمی که با عقل عادی بشر مناسبت‌های آن درک نمی‌شود مثل اینکه نماز را خداوند واجب کرده و رکعات را در آن مشخص نموده و در هر یک از رکعات اجزا و قیودی قرار داده و در برخی از نمازها بلندخواندن و در برخی آهسته خواندن را از مردم خواسته ولی حکمت و مصلحت تشریع بسیاری از این قیود برای مردم روشن نیست لذا این گونه احکام را تعبدیّات می‌گویند.[۲۵]

اقسام وجوب به اعتبار وقت

۱. موقّت و غیر موقّت[۲۶] : واجب موقت آن است که برای امتثال آن زمان خاصّی از سوی شرع تعیین شده است مانند نمازهای واجب روزانه.
واجب غیر موقت آن است که شرعاً زمان خاصّی برای انجام آن تعیین نشده است مانند وجوب نماز قضا یا ادای دین مطلق.
۲. موسّع و مضیّق [۲۷]: (این تقسیم از تقسیمات واجب موقّت است) اوّلی واجبی است که وقت وسیعی برای امتثال آن وجود دارد مانند وجوب نماز ظهر، که می‌توان آن را در اوّل و یا وسط و یا آخر وقت تعیین شده- وقت ظهر- امتثال کرد.
دومی عبارت است از واجبی که زمان انجام عمل مساوی با زمان تعیین شده برای آن باشد، مانند وجوب روزه ماه رمضان.
۳. وجوب فوری وغیر فوری[۲۸] : (این تقسیم از تقسیمات واجب غیر موقّت است) اوّلی عبارت است از واجبی که تأخیر امتثال آن از اوّلین زمان امکان وقوع جایز نیست، مثل برطرف کردن نجاست از مسجد یا جواب سلام.
دومی عبارت است از واجبی که تأخیر درامتثال آن مانعی ندارد مثل قضای نمازهای یومیّه و ادای دَیْنی که طلبکار آن را مطالبه نکرده باشد.

اقسام وجوب به اعتبار دلیل

۱. شرعی و عقلی[۲۹] : اوّلی عبارت است از وجوبی که منحصراً از طریق دلیل شرعی ثابت شده باشد مثل وجوب نماز و مانند آن.
دومی عبارت است از وجوبی که به حکم عقل ثابت شده باشد مانند وجوب مقدّمه واجب.
۲. مولوی و ارشادی[۳۰] : اوّلی عبارت است از وجوبی که توسّط امر شارع بدون دخالت حکم عقل، ثابت شده باشد. مثل وجوب نماز.
دومی عبارت است از وجوبی که توسّط دستور شرعی، با پیش زمینه حکم عقل ثابت شده باشد، مانند وجوب اطاعت خدا.
۳. واقعی و طریقی[۳۱] : اوّلی عبارت است از وجوبی که با دلیل شرعی ثابت شده باشد ومتعلّق آن دارای مصلحت باشد.
دومی عبارت است از وجوبی که متعلّق است به عملی که عنوان طریقیت دارد مثل وجوب احتیاط در اطراف علم اجمالی که طریق درک واقع است.[۳۲]

پانویس

  1. منیه الطالب، ج 1، ص 106.
  2. دروس فی علم الاصول( الحلقه الاولی)، ص 66- 65.
  3. اجود التقریرات، ج 2، ص 383.
  4. المعالم الجدیده، ص 100.
  5. منیه الطالب، ج 1، ص 106.
  6. الاصول العامه للفقه المقارن، ص 54.
  7. روضه الناظره، ج 1، ص 103
  8. همان مدرک.
  9. . الاصول العامه للفقه المقارن، ص 63.
  10. المحلّی، ج 2، ص 227.
  11. الإحکام فی اصول الأحکام، ج 1، ص 99
  12. منتهی المطلب، ج 1، ص 339
  13. موسوعه مصطلحات اصول الفقه عند المسلمین، ج 2، ص 1074.
  14. المحصول( فخر رازی)، ج 1، ص 97.
  15. دلیل السالک للمصطلحات و الاسماء فی فقه الامام مالک، ص 12.
  16. موسوعه مصطلحات اصول الفقه، ج 2، ص 1074
  17. اصطلاحات الاصول( آیه اللَّه مشکینی)، ص 121.
  18. مجمع البیان، ج 7، ص 218
  19. احکام القرآن، ج 2، ص 90
  20. أجود التقریرات، ج 1، ص 213.
  21. اصول الفقه، ج 1، ص 90 و 264.
  22. موسوعه الامام الخوئی( محاضرات فی علم الاصول)، ج 43، ص 522.
  23. اصول الفقه، ج 1، ص 87.
  24. همان مدرک.
  25. موسوعه فقهیه کویتیه، ج 12، ص 201.
  26. اصول الفقه، ج 1، ص 94
  27. همان مدرک
  28. همان مدرک
  29. موسوعه الامام الخوئی،( محاضرات فی علم الاصول)، ج 44، ص 111
  30. همان مدرک، ص 189
  31. کفایه الاصول، ج 2، ص 50.
  32. دائره المعارف فقه مقارن، آیت الله مکارم شیرازی، ص430.
منبع: موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی - تاریخ برداشت:۹۵/۱/۳۰