فرهنگ مصادیق:استهزاء خدا

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از استهزاء خدا)
پرش به: ناوبری، جستجو
استهزاء خدا

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ ادعای خدائی
۲ استهزاء خدا
۳ اعراض از یاد خدا
۴ انکار وجود خدا
۵ ایمن دانستن خود از مکر خدا
۶ بازداشتن از راه خدا
۷ بی اعتمادی به خدا
۸ تشبیه خدا به خلق
۹ تهمت به خدا، پیامبران و امامان
۱۰ تولی دشمنان خدا
۱۱ دروغ بستن بر خدا
۱۲ سوء ظن به اولیاء خدا
۱۳ سوء ظن به خدا
۱۴ شرک در ذات خدا
۱۵ شرک در صفات خدا
۱۶ شرک در عبادت خدا
۱۷ شرک در مالکیت خدا
۱۸ شکایت از خدا
۱۹ عهد شکنی با خدا
۲۰ غفلت از آیات خدا
۲۱ غفلت از خدا
۲۲ کفر به خدا
۲۳ محاربه با خدا ، رسول خدا و امام
۲۴ منت گذاری بر خدا و رسول(ص)
۲۵ نا امیدی از یاری خدا
۲۶ یأس از رحمت خدا
۲۷ خیرخواهی نسبت به خدا
۲۸ ذکر خدا
۲۹ شکر خدا
۳۰ عبادت خدا
۳۱ معرفت آیات خدا
۳۲ معرفت خدا
۳۳ معرفت صفات خدا
۳۴ معرفت نعمت های خدا
۳۵ وفا به عهد با خدا
۳۶ یاری رسول خدا (ص)
۳۷ اطاعت از خدا
۳۸ اقرار به گناه نزد خدا
۳۹ امید به فضل خدا
۴۰ ایمان به خدا
۴۱ ایمان به یگانگی خدا
۴۲ توکل بر خدا
۴۳ حسن ظن به خدا
۴۴ تسبیح خداوند
۴۵ حمد خداوند
۴۶ استهزاء احکام الهی
۴۷ استهزاء احکام تکلیفی
۴۸ استهزاء امامان
۴۹ استهزاء پیامبران
۵۰ استهزاء تصویری
۵۱ استهزاء حکم وضعی
۵۲ استهزاء دیگران
۵۳ استهزاء قیامت
۵۴ استهزاء کتبی و شفاهی
۵۵ استهزاء مؤمنین
۵۶ استهزاء مردم
۵۷ حضور در مجالس استهزاء دین

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

تمسخر از نگاه قرآن فراموش کردن خدا؛ از پیامدهای مسخره کردن دیگران

مقدمه

تمسخر از نگاه قرآن/ فراموش کردن خدا؛ از پیامدهای مسخره کردن دیگران
گروه اندیشه: یکی از محرمات که از عوامل غیبت هم به شمار می‌رود، مسخره کردن است و شک نیست که سخریه و استهزاء یکی از عواملی است که بسیاری از اوقات انسان‌های ضعیف الایمان را وادار به غیبت می‌کند. فراموش کردن خداوند یکی از پیامدهای مسخره کردن است.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، مسخره کردن و دست انداختن دیگران به نام‌های مختلف از قبیل طنز، جوک و غیره پدیده‌ای نابهنجاری است که از نظر قرآن و شرع، رفتاری مذموم و نکوهیده شمرده شده است.

یکی از محرمات که ازعوامل غیبت هم به شمار می‌رود، مسخره کردن و استهزاء است و شک نیست که سخریه و استهزاء یکی از عواملی است که بسیاری از اوقات انسان‌های ضعیف الایمان را وادار به غیبت می‌کند.

آری، هستند کسانی که به منظور بی اعتبار کردن دیگران از عامل تمسخر بهره می‌گیرند و برای مجلس آرایی و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه می‌گذارند و با کارهایی از قبیل تقلید در راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن و خلاصه به هر طریقی از اشاره و کنایه و... دیگران را به مسخره می‌گیرند و از این راه حس خودپسندی و انتقام جویی خویش را اشباع می‌کنند و حداقل با خرج کردن آبروی دیگران مستمعان و دوستان خود را راضی می‌سازند و بدین جهت است که قرآن کریم از این عمل شدیداً نهی کرده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرار داده است و امر به توبه می‌کند.

خداوند متعال درآیه ۱۱ سوره حجرات در رابطه با ضرورت پرهیز از مسخره کردن دیگران فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَی أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَی أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ».

در این آیه خداوند فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را استهزاء کنند، شاید آن‌ها که مورد استهزاء واقع می‌شوند بهتر از مسخره کنندگان باشند و همچنین زنان یکدیگر را مسخره نکنند، زیرا ممکن است زنان مسخره شده از آن‌ها که مسخره می‌کنند بهتر باشند و مبادا از یکدیگر عیب جویی کنید و زنهار از این که یکدیگر را با القاب زشت و ناپسند یاد کنید که پس از ایمان آوردن، نامی که نشان از فسق و فجور دارد بسیار زشت است و هر کس که از این رفتار توبه نکند ستمگر و ظالم است».

همچنین در آیه ۶۷ سوره بقره آمده است: «وَإِذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَهً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ؛ و هنگامی که موسی به قوم خود گفت‌خدا به شما فرمان می‌دهد که ماده گاوی را سر ببرید گفتند آیا ما را به ریشخند می‌گیری گفت پناه می‌برم به خدا که [مبادا] از جاهلان باشم».

ابعاد تمسخر

در آیات قرآنی از دو منظر به مسئله استهزا توجه شده است: نخست از منظر امور اعتقادی و مسائل مرتبط با آن است. این آیات که مربوط به حوزه عقیده و دین است به مسأله تمسخر مخالفان دین اشاره می‌کند و آنان را از این کار بازمی دارد و تهدید می‌کند.

دوم از منظر امور اخلاقی به این مسئله توجه داده شده که این گونه رفتار نه تنها در شأن مؤمنان نیست بلکه ناهنجاری است که می‌بایست از آن پرهیز کرد. از این رو قرآن با اشاره به منشأ این ناهنجاری و آثار و پیامدهای اجتماعی و روحی و روانی آن و بیان عاقبت این کار به کسانی که در این وادی به استهزای مؤمنان می‌پردازند و آن را امری عادی برمی شمارند هشدار داده و تهدید به مجازات و کیفری سخت در آخرت می‌کند.

ریشه‌های روانی و اجتماعی تمسخر

از نظر قرآن ریشه‌های متعددی را می‌توان برای این ناهنجاری اخلاقی برشمرد. از جمله علل این رفتار جهل و نادانی است. به این معنا که انسان جاهل بدون توجه به مسائل و فهم و درک درست آن تنها بر پایه ظاهر حکم کرده و رفتاری را به تمسخر می‌گیرد که اگر خوب دقت کند و در آن تأمل نماید درمی یابد که این دسته از رفتارها در آن اندازه نیست که بتوان آن را زشت شمرد و به تمسخر گرفت. بسیار دیده شده است که برخی از استهزاکنندگان بدون فهم مسئله به تمسخر کردن می‌پردازند.

دومین عاملی که موجب می‌شود تا شخص یا گروهی به تمسخر دیگران بپردازند خود برتربینی و غرور و خودخواهی قومی و نژادی است. این که انسان خود را برتر از دیگران بداند باعث می‌شود که دیگران را خوار و کوچک شمارد و به استهزا رفتار و کردار دیگران اقدام کند و برای آنان جوک و لطیفه بسازد. این دسته از اشخاص و یا گروه‌های اجتماعی و یا قومی بر این باورند که خودشان از دیگران بهتر هستند و به تعبیر قرآنی خود را خیر و خوب می‌یابند و هر آن چه خود می‌کنند و یا می‌گویند به عنوان گفتار و رفتار پسندیده دانسته و آن را برتر می‌یابند.

انگیزه تمسخر دیگران

به نظر می‌رسد دو دسته هستند که علاقه شدیدی به تمسخر دیگران دارند. یکی گروه‌های قومی و یا اجتماعی که به جهت اختلاف طبقاتی اجتماعی و یا قومی یا دسته بندی‌های حزبی و گروهی به تمسخر دیگران به عنوان یک گروه و یا قوم و یا طبقه اقدام می‌کنند و برای آنان جوک و لطیفه می‌سازند و دیگر گروه زنان می‌باشند.

سخن از این نیست که زن و یا مردی این کار را می‌کند بلکه سخن از زنان(به عنوان یک جنس) و یا گروه‌ها (قوم) است که به این کار اقدام می‌کنند و برای گروه‌های دیگر و دسته‌ای از زنان این جوک‌ها را می‌سازند. تأکید بر زنان از آن روست که گروهی از زنان هرگاه در یک جا گرد هم آیند به تمسخر جماعت دیگری از زنان می‌پردازند و آنان را دست می‌اندازند با این باور که خودشان از نظر گفتار و رفتار، پسندیده تر از آن گروه هستند. از این رو خداوند برای این که این ناهنجاری را از ایشان دور سازد به آنان هشدار می‌دهد که اگر از جهل خود دست بردارند و در رفتار دیگران دقت کنند، متوجه می‌شوند که آنان شاید از خودشان بهتر بوده و رفتار و گفتارشان پسندیده تر باشد.

انسان هرگاه خودش را بیش از اندازه باور داشته و به خود مغرور باشد دیگری را پست و خرد می‌انگارد و خوار و خفیف می‌دارد و به تمسخر رفتار و گفتار آنان می‌پردازد. از این روست که یکی از علل سرپیچی از دعوت پیامبران و عدم گرایش به حق و حقیقت این است که خود را برتر یافته و مغرور به خود شده و از خود متشکر باشد. چنان که آیات ۸ و ۹ و ۳۱ تا ۳۵ سوره جاثیه به این مورد اشاره دارد.

قرآن در این آیات توضیح می‌دهد کسانی خود را برتر می‌دانند و در دام غرور می‌افتند که خود را در جایگاه اجتماعی و یا علمی برتر بیابند. بنابراین ریشه غروری که موجب می‌شود دیگران را پست و حقیر بشمارند و به تمسخر آنان بپردازند، جایگاه اجتماعی و علمی آنان است.

در آیه ۸۳ سوره غافر نیز در این رابطه آمده است: «فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون؛ و چون پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند به آن چیز [مختصری] از دانش که نزدشان بود خرسند شدند و [سرانجام] آن چه به ریشخند می‌گرفتند آنان را فروگرفت».
به هر حال رفاه و سرخوشی از عوامل مهم مسخرگی دیگران است. کسانی که از امکانات و رفاه دنیوی بالایی برخوردارند خود را از طبقات عادی مردم برتر دانسته و برای آنان جوک و لطیفه می‌سازند و یا رفتار ایشان را مسخره می‌کنند.

در آیه ۱۲ بقره در این رابطه آمده است: «زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَاللّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ؛زندگی دنیا در چشم کافران آراسته شده است و مؤمنان را ریشخند می‌کنند و [حال آن که] کسانی که تقواپیشه بوده‌اند در روز رستاخیز از آنان برترند و خدا به هر که بخواهد بی شمار روزی می‌دهد».

ریشه دیگری که قرآن برای تمسخر بیان می‌کند دشمنی و انتقام از دیگران است. هرکسی که از شخصی و یا گروهی ضربه خورده باشد و در برابرش کم بیاورد با روش ناهنجار تمسخر می‌کوشد تا خود را بازسازی کند و روحیه از دست رفته اش را بازگرداند و به خود وجاهت و منزلت دروغین بخشد. از این رو می‌کوشد تا با حربه تمسخر، جبران شکست کرده و از طرف مقابل انتقام بگیرد. بسیاری از جوک‌ها و لطیفه‌های سیاسی که برای اقوام و گروه‌های نژادی ساخته شده است از این رو بوده است.

در آیات ۵۸ و ۵۹ سوره مائده در رابطه با تمسخر آمده است: «وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَی الصَّلاَهِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْقِلُونَ﴿۵۸﴾قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَکْثَرَکُمْ فَاسِقُونَ؛ و هنگامی که [به وسیله اذان مردم را] به نماز می‌خوانید آن را به مسخره و بازی می‌گیرند زیرا آنان مردمی اند که نمی‌اندیشند، بگو ای اهل کتاب آیا جز این بر ما عیب می‌گیرید که ما به خدا و به آن چه به سوی ما نازل شده و به آن چه پیش از این فرود آمده است ایمان آورده‌ایم و این که بیشتر شما فاسقید».
از نکته‌هایی که در این آیه آمده است آن که از «لعب» یعنی بازی سخن می‌گوید. لعب در فرهنگ قرآنی نوعی بازی کودکانه و بیهوده و بی هدف است. در این جا بیان می‌دارد که دشمنان برای انتقام گیری به بازی روی می‌آورند و مسخرگی پیشه می‌کنند تا شما را بیازارند.

اگر بخواهیم ریشه دیگری برای تمسخر بیابیم باید به مسئله نادیده گرفتن رفتار ناپسند خود از سوی مسخر ه کنندگان اشاره کرد. قرآن در این رابطه در ایه ۱۰ سوره روم و ۷ و ۸ جاثیه بیان می‌دارد که مسخره کنندگان اعمال بسیار زشت و نابهنجار خود را نمی‌بینند و بر خود کور و بر دیگری بینایند. پس به این دلیل دیگران را مسخره می‌کنند و رفتار زشت خود را نمی‌بینند.

آثار و پیامدهای تمسخر

در این جا می‌توان از دو منظر به پیامدها نگریست؛ یکی آن که درباره آثار اجتماعی و روحی و روانی و یا به زبان دقیق تر از مسئله مجازات مسخره کنندگان به عنوان آثار سخن بگوییم و بیان داریم که قرآن چه مجازاتی برای این عمل زشت و نابهنجار مشخص کرده است. چنان که در برخی از کتب بر پایه آموزه‌های قرآنی و بیانات الهی به مجازات تمسخرکنندگان به عنوان آثار و پیامدهای استهزا اشاره شده و بیان گردیده است که از آثار این عمل در دنیا و آخرت می‌توان به حبط اعمال، ارتداد، حسرت در قیامت و خواری و ذلت و عذاب اخروی اشاره کرد.

دوم آن که از منظر آثار اجتماعی و تأثیرات زیان بار تمسخر بپردازیم. در این جا به این بخش بیشتر توجه می‌دهیم تا دریابیم که قرآن چه آثار و پیامدهایی برای این رفتار نابهنجار بیان می‌کند.

از آثار نخست این عمل نابهنجار می‌توان به مسئله دامن زدن به اختلافات میان قوم‌ها و گروه‌ها اشاره کرد. به این معنا که مؤمنان را از یک دیگر دور ساخته و الفت و عشق را از ایشان می‌راند و موجبات عداوت در میان ایشان را فراهم می‌آورد. از این روست که قرآن در سوره حجرات از اموری چون غیبت و تمسخر بازداشته و از مؤمنان خواسته که این شیوه رفتاری را کنار گذاشته و به تمسخر و غیبت دیگران نپردازند. (حجرات آیه ۱۱)

دومین پیامدی که می‌توان بدان اشاره کرد مسئله ارتداد است. کسانی که به تمسخر دیگران و به ویژه مومنان می‌پردازند با این روش دل هایشان می‌میرد و اندک اندک از دایره ایمان خارج می‌شوند. (توبه آیه ۶۴ تا ۶۶)

سومین اثر و پیامد تمسخر دیگران فراموشی خداوند است. به این معنا که موجب می‌شود تا دل‌ها سخت شده و یاد خدا و قیامت از دل‌ها بیرون رود. (جاثیه آیه ۳۴ و مومنون آیه ۱۱۰)

راهکارهای رهایی از تمسخر

برای رهیدن از این نابهنجار اجتماعی و اخلاقی، قرآن دستور می‌دهد که مؤمنان افراد تمسخر کننده را پند دهند(هود آیه ۸۷) و از هم نشینی با آنان پرهیز نمایند(انعام آیه ۶۸ و حجر آیه ۹۴) و از دوستی با آنان خودداری کنند.(مائده آیه ۵۷) و در صورتی که این کار از سوی دشمنان خدا و دین صورت گیرد به مقابله به مثل هم اقدام کنند.(هود آیه ۳۸)

حجت الاسلام والمسلمین سیداحمد میرعمادی، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه خرم آباد در گفت وگو با خبرنگار ایکنا گفت: «استهزا» در لغت به معنای طلب تحقیر است با هر وسیله‌ای که صورت گیرد. در اصطلاح عبارت است از مسخره کردن افراد، یا برخی امر و با گفتار یا کردار، مانند اشاره با چشم یا دیگر اعضای بدن که این عمل بیشتر به قصد تحقیر و توهین دیگران صورت می‌گیرد.

جبران کمبود شخصیت و تقویت روحیه از دلایل تمسخر

وی با بیان این که گاهی نیز مسخره کردن با هدف دیگری مانند جبران کمبود شخصیت، تقویت روحیه خود با تضعیف روحیه دیگری انجام می‌شود، اضافه کرد: البته استهزا و مسخره کردن تنها محدود به این موارد نیست در برخی مواقع نیز انسان‌هایی هستند که با اعمال و گفتار و رفتار خود آیات الهی، انبیا و مؤمنان را به تمسخر می‌گیرند.

حجت الاسلام میرعمادی اضافه کرد: در قرآن و روایات از عوامل متعدد برای دوزخی شدن انسان نام برده شده که مهم‌ترین آن‌ها عبارت از گناه و معصیت، کفر و نفاق، منحرف کردن مردم از راه خدا، قتل عمد، پیروی از شیطان، شرک و بت پرستی، ظلم و ستم هستند.
نماینده ولیýفقیه در لرستان با اذعان به این که در این میان، استهزای آیات الهی یکی از همین عوامل است که رسول خدا(ص) در وصیت خود به آن اشاره فرموده است، گفت: در قرآن، کیفر استهزاگران انبیا و آیات الهی و مؤمنان جهنم است و برای آنان عذابی دردناک و خوار کننده است.

وی اضافه کرد: عذابی که هیچ گاه از آن خارج نشده و عذر آنان نیز پذیرفته نخواهد شد و در برابر فریاد آنان برای خروج، با لحنی تحقیر کننده به خاموشی فراخوانده شد نه اعمالی که در دنیا انجام داده‌اند برایشان سودی خواهد داشت و نه یاورانی که غیر از خدا برای خود برگزیده‌اند از این رو آنان در آخرت هیچ کمک و یاوری نخواهند داشت.
حجت الاسلام میرعمادی یادآور شد: روشن است کسی که آیات خدا را به بازیچه بگیرد به هیچ یک از اصول و فروع دین، پایبند نیست و جزای چنین کسی دوزخ است.


منبع:سایت خبرگزای بین المللی قرآن - تاریخ برداشت:94/11/14