فرهنگ مصادیق:استهزاء قیامت

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از استهزاء قیامت)
پرش به: ناوبری، جستجو
استهزاء قیامت

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ استهزاء احکام الهی
۲ استهزاء احکام تکلیفی
۳ استهزاء امامان
۴ استهزاء پیامبران
۵ استهزاء تصویری
۶ استهزاء حکم وضعی
۷ استهزاء خدا
۸ استهزاء دیگران
۹ استهزاء کتبی و شفاهی
۱۰ استهزاء مؤمنین
۱۱ استهزاء مردم
۱۲ حضور در مجالس استهزاء دین
۱۳ ایمان به قیامت
۱۴ غفلت از قیامت
۱۵ انکار معاد و قیامت

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

قرآن و مسخره کنندگان قیامت

انواع تمسخر

مسخره کردن دو قسم است

الف) مسخره از نظر گفتار،

مثل این که کفار به مسلمان‌ها می‌گفتند این قیامتی که می‌گویید چه موقع است؟ اگر راست می‌گویند چرا نمی‌آید؟

ب) مسخره کردن عملی،

یعنی با عمل خود همه چیز را به مسخره بگیرد و این به مراتب بدتر از مسخره زبانی است.

«یا حَسْرَه عَلَی العِبادِ ما یَأتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ الّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزؤنَ»[۱]. پیامبر می‌آید با کتابی آسمانی چون قرآن و بیست و سه سال زحمت می‌کشد، ائمه طاهرین(ع) می‌آیند و این همه خون جگر می‌خورند. آن وقت این آقا می‌گوید من شیعه‌ام اما وقتی که حساب کارش را می‌کنید، می‌بینید همه را به مسخره گرفته. فقط از نظر لفظ و ادعا شیعه است. اما در عمل ربا می‌خورد. گران فروشی می‌کند. احتکار می‌کند و مردم را در تنگنا می‌گذارد که بدبینی به اسلام و انقلاب درست کند. نماز نمی‌خواند، یا بد می‌خواند. روزه نمی‌گیرد، یا اگر بگیرد روزه ای دست و پا شکسته! وقتی به گناه می‌رسد یک آدم لاابالی است و ... بعد هم می‌گوید من شیعه‌ام.

مشهور است به یک نفر گفتند: نماز می‌خوانی؟!

گفت: طاقت نماز خواندن ندارم، اما مسلمانم!
روزه می‌گیری؟!

گفت: طاقت روزه گرفتن ندارم، اما مسلمانم!

- دزدی می‌کنی؟!

گفت: این که فراوان، اما مسلمانم!

- یاغی گری چطور؟!

فراوان، اما مسلمان هم هستم!

خیر، این نه تنها مسلمانی نیست بلکه مسخره کردن اسلام است، این همان مسخره کردن عملی است. آن یکی با زبانش می‌گفت که قیامتی در کار نیست و این یکی با عملش دین را مسخره می‌کند.

فریاد اسرافیل

در پاسخ آنها که می‌پرسند قیامت کی می‌آید؟ می‌فرماید:

«مَا یَنظُروُنَ إِلَّا صَیْحَه وَاحِدَه تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخصِّمُونَ»[۲].

«این منکران قیامت انتظار نکشند، جز یک صیحه اسرافیل حق که(به مرگ) همه آنها را فرا گیرد در حالیکه(در کار دنیا) با هم به بحث و جدل مشغولند»

«ما ینظرون» انتظارش را نمی‌کشید، قیامت یک ندایی است، یک صیحه است، نفخ در صور است، یک فریاد است. ناگهان شما را می‌گیرد. به محض این که اسرافیل می‌گوید بمیر! عالم هستی یک دفعه می‌میرد. در حالی که در بازاری، یا نشسته‌ای و داری مباحثه و مجادله می‌کنی، یا در مغازه مشغول چانه زدن بر سر قیمت یک جنس هستی و ... ناگهان قیامت می‌رسد، «تأخذهم و هم یخصّمون» این صیحه واحده یعنی نفخ صور، می‌گیرد اینها را در حالی که دارند با هم مجادله می‌کنند.

«فَلَا یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَه وَ لَآ إِلَی أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ»[۳].

«(در آن لحظه مرگ) نه توانایی سفارشی دارند و نه اهل بیت خود، رجوع توانند کرد.»

وقتی که نفخ صور آمد دیگر اینها مهلت ندارند وصیت هم بکنند، که حالا این مغازه به دست چه کسی می‌افتد؟ چطور می‌شود؟ این همه کارها را که مانده است چه کسی انجام می‌دهد؟ خیر اصلًا فرصت این چیزها نیست. قدرت برگشتن به خانه را هم ندارند. اگر در کوچه است همان جا می‌میرد. اگر در مغازه یا مدرسه یا خانه و یا هر کجای دیگر که باشد به محض رسیدن مرگ ناگهان می‌میرد.

این نفخ صور اول است که در چند جای قرآن از آن یاد شده است.

نفخ صور دوم و ورود به عرصه محشر

«وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الأَجْداثِ إِلَی رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ»[۴].

«و(چون) در صور دمیده شود بناگاه همه از قبرها به سوی خدای خود به سرعت می‌شتابند»

در صور دمیده می‌شود یعنی خداوند اسرافیل را زنده می‌کند و به او می‌گوید: مردم را زنده کن. او نفخ در صور می‌کند. می‌گوید: عالم هستی! زنده شو. عالم هستی زنده می‌شود. وقتی زنده شد، اینها از اجداثشان بر می‌خیزند.

«اجداث» جمع «جدث» است. مفسرین می‌گویند یعنی از قبرهایشان بر می‌خیزند. البته قبر خصوصیتی ندارد. می‌توان گفت از جایگاه یا خوابگاهشان بر می‌خیزند. همانطور که بعد هم اجداث برداشته شده و به جای آن مرقد آمده است.

یعنی هر کس هر کجا بوده. یکی کسی اصلًا قبر نداشته، در دریا و یا فضا متلاشی شده و یا در قبر بوده و پوسیده و متفرق شده است. خلاصه هر کسی از جایش، از خوابگاهش بلند می‌شود «فاذا هم من الاجداث الی ربهم ینسلون» ناگهان از جایگاهشان به سوی پروردگارشان می‌روند.

«قَالُوا یَاوَیْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَ صَدَقَ المُرْسَلُونَ»[۵].

«و(از حسرت و پشیمانی) گویند ای وای بر ما که ما را از خوابگاه مرگ برانگیخت. این همان وعده خدای مهربان است و رسولان(که از این روز سخت خبر دادند) همه راست گفتند»

اینجاست که همه خلایق، وارد عرصه محشر می‌شوند و حرکت با بی صبری به سوی پروردگار عالم آغاز می‌شود، ولی آنهایی که در دنیا عملًا یا قولًا معاد را مسخره می‌کردند و می‌گفتند: پس این روز قیامت کی می‌آید؟! حالا بیدار می‌شوند و می‌گویند: «یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا» ای وای بر ما، چه کسی ما را از جایگاهمان برانگیخت و در اینجا جمعمان کرد؟! چون می‌بینند که ناگهان همه در یک جایی به نام محشر جمع شده‌اند بعد خودشان جواب خودشان را می‌دهند: «هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون» لذا از نظر قرائت هم اینجا یک «سکته»[۶]. دارد به علاوه بعد از «قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا» علامت وقف لازم هم هست[۷]، یعنی یک فاصله کوتاهی باید باشد می‌گویند: «هذا»، یعنی این صف محشر، این عالم قیامت «ما وعد الرحمن» همان وعده‌ای بودکه رحمن به ما می‌داد.

«رحمن» در اینجا یک تأسف است. یعنی در این موقع می‌گویند، چه خدای رحمانی داشتیم، هی به ما می‌گفت: روز قیامتی می‌آید، معادی هست، حساب و کتابی هست، در آنجا این اعمالتان دست و پا گیرتان می‌شود، اما ما نشنیدیم. این صف محشر همان است که رحمن وعده داده بود. «وصدق المرسلون» پیامبران درست می‌گفتند. ما آنها را مسخره می‌کردیم و از روی استهزاء از آنها می‌پرسیدیم: این معادی را که می گوئید کی می‌آید؟!

«إِن کَانَتْ إِلَّا صَیْحَه وَحِدَه فَإِذا هُم جَمِیعٌ لَّدَیْنا مُحْضَروُنَ»[۸].

«و جز یک صیحه(و یک لحظه بیش) نباشد که ناگاه تمام خلایق محشر، به پیشگاه ما حاضر خواهند شد.»

این «ان» در اینجا نافیه است یعنی نبود این محشر «الا صَیْحه واحده» «صَیحه واحده» خبر است برای «کانت» یعنی این محشر و این قیامت نبود، مگر به یک صیحه و یک فریاد اسرافیل گفت بمیر! مردیم، فریاد زد: زنده شو! زنده شدیم. «فاذا هم جمیع لدینا محضرون» پس ناگهان اینها نزد ما حاضرند، یعنی ناگهان در صف محشر حاضر می‌شوند.

روزی که بر کسی ستم نشود

«فَالْیَومَ لَاتُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»[۹].

«پس در آن روز کمترین ظلمی به هیچ کس نشود و جز آنکه عمل کرده‌اند ابداً جزایی نخواهند یافت»

دیگر آن روز، روزی نیست که به کسی ظلم شود. پارتی بازی و بیجا گرفتن و زندان کردن و بیچاره کردن و حق کسی را خوردن یا ندادن، اینها در دنیاست. در روز قیامت اصلًا ظلم به نفس، نمی‌شود.

قرآن کریم در دو جا می‌فرماید:

«ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ ایْدیکُمْ وَ انَّ اللهَ لَیْسَ بِظَلّامٍ لِلْعَبیدِ»[۱۰].

«ذلک بِما قَدَّمَتْ یَداکَ وَ انَّ اللهَ لَیْسَ بِظَلّامٍ لِلْعَبیدِ»[۱۱].

همه آیات دلالت بر این دارند که خداوند متعال هیچ گونه ستمی بر بندگان خوش روا نخواهد داشت بلکه «لاتجزون الا ما کنتم تعملون» اعمال خودشان است که دست و پاگیرشان می‌شود. می‌آیند برای اینکه اعمال خودشان را ببینند.

«یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النّاسُ اشْتاتاً لِیُرَوا اعْمالَهُمْ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَره خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه شَرّاً یَرَهُ»[۱۲]. می‌آیند برای این که عمل خودشان را ببینند، هر کسی هر چه به جا آورده ولو به اندازه ذره‌ای باشد، به مقداری که دیده نشود، روز قیامت عملش را می‌بیند، چه خوب باشد و چه بد.

پا نویس

  1. سوره یس، آیه 30 «ای تأسف بر این بندگان که هیچ رسولی(برای هدایت آنها) نیامد، جز آنکه او را به تمسخر و استهزاء گرفتند»
  2. . سوره یس، آیه 49
  3. سوره یس، آیه 50
  4. سوره یس، آیه 51
  5. سوره یس، آیه 52
  6. در تجوید سکته این است که صدا قطع می‌شود ولی نفس قطع نمی‌شود
  7. . وقف لازم را که در قرآن‌ها با علامت «م» نشان می‌دهند به این معنی است که حتماً وقف کنید و الا اگر وصل به بعد شد معنای آیه به هم می‌خورد و باعث تغییر معنی آیه است
  8. . سوره یس، آیه 53
  9. سوره یس، آیه 54
  10. . سوره آل عمران، آیه 182، انفال، آیه 51. ترجمه: این(عذاب) را به دست خود پیش فرستادید و خداوند هرگز در حق بندگان خود ستم نخواهد کرد
  11. سوره حج، آیه 10. ترجمه: این(آتش) همان(اعمال زشتی) است که خود پیش فرستادهای و خداوند هرگز(کمترین) ستم به بندگان خود نخواهد کرد
  12. سوره زلزال، آیات 6 و 7 و 8. ترجمه: در آن روز(قیامت) مردم(از قبرها) پراکنده بیرون می‌آیند تا اعمال خود را ببینند. پس کسی که به اندازه ذره‌ای عمل خوب انجام داده باشد آن را می‌بیند و کسی که به اندازه ذره‌ای بدی کرده نیز آن را خواهد دید(و به کیفرش خواهد رسید)
منبع: سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت:94/11/17