فرهنگ مصادیق:اسراف

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اسراف)
پرش به: ناوبری، جستجو
اسراف

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:میثم گل افشان
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/7/14

محتویات

مقدمه

مصرف گرایی و زیاده روی در مصرف، مشکلات اقتصادی بسیاری برای جامعه ایجاد کرده است.
مشکل اسراف آن چنان در تار و پود جامعه ریشه دوانده است که صرفه جویی و جلوگیری از اسراف و تبذیر به عنوان یکی از راه حل‌های اساسی تنظیم اقتصاد جامعه اسلامی مطرح می‌شود.
اسراف در منطق قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان یکی از گناهانی شمرده شده است که دارای آثار زیانبار و پیامدهای خطرناکی می‌باشد. یکی از بهترین شیوه‌های پیشگیری از این گناه بزرگ، آگاه نمودن افراد نسبت به آن آثار زیانبار و پیامدهای خطرناک است با توجه به هشدار مقام معظم رهبری در سخنانشان به وجود آسیب‌ها و مشکلات گوناگون اسراف در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
نگارنده، تلاش نموده تا با بهره گیری از آیات نورانی قرآن و سخنان گرانمایه اهل بیت(علیهم السلام) مطالبی را در مورد آثار زیانبار و آسیب‌های اسراف تهیه و به جامعه اسلامی تقدیم بنماید.
به امید آن که همه ما با پرهیز از هر نوع اسراف زمینه حفاظت خویش و جامعه اسلامی را از پیامدهای زیانبار اسراف فراهم نماییم.
قبل از بیان آثار زیانبار اسراف، ذکر این نکته ضرورت دارد که مراد از اسراف، در آیات قرآن و سخنان اهل بیت (علیه السلام) فقط بُعد اقتصادی آن نمی‌باشد بلکه به معنای وسیع آن که هر نوع تجاوز از حد اعتدال در همه امور چه مسایل اقتصادی و چه اخلاقی و غیر آن را شامل می‌شود.
از دیدگاه قرآن، اسراف یکی از نکوهیده‌ترین کارها است که حتی آن را یک عمل فرعونی دانسته و می‌فرماید: «وَاِنّ فِرعَونَ لَعالٍ فِی الاَرْضِ وَاِنَّهُ لَمِنَ المُسْرِفین»[۱]
علاوه بر آن قرآن اسراف کنندگان را اصحاب دوزخ می‌شمارد: «اِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ اَصْحابُ النّار»[۲]
امروزه اسراف و تبذیر به صورت عرف و عادت و گاه یک ارزش درآمده است.
از این رو تغییر زیرساختهای عرفی، اخلاقی و فرهنگی جامعه یکی از مهم‌ترین عوامل برای پیشگیری ومبارزه با اسراف به شمار می‌آید که آن هم در گرو درک صحیح این مشکل است.
با نظر به اینکه قرآن دارو برای درمان بسیاری از دردها و مسائل علمی، فرهنگی و اجتماعی است، قصد داریم تا در این نوشتار از منظر قرآن و روایات اشاره‌ای به آثار ویرانگر اسراف و تبذیر داشته باشیم.

تعریف اسراف و تبذیر

واژه «اسراف» در لغت به معنی «گزاف کاری کردن، در گذشتن از حد میانه، تلف کردن مال، ولخرجی کردن آمده است.[۳]
راغب در مفردات می‌گوید: «اَلسّرَف، تَجاوُزُ الْحَدِّ فی کُلِّ فِعْل یَفْعَلُه الانْسانُ وإِنْ کانَ ذلک فی الإِنْفاق أشْهر؛ سرف به معنای تجاوز کردن از حد در هر کاری است که از انسان سر بزند».[۴]
گرچه کاربرد آن در هزینه کردن مال بیشتر است.» و گاهی به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانی هم به چگونگی بذل مال و مورد آن گفته می‌شود.
واژه «تبذیر» در لغت به معنای پراکندن و پریشان ساختن است.[۵]
راغب می‌گوید: «التبذیرُ التفریقُ واصله القاء البذر وطرحُهُ فاستعیر لکل مضیع لماله؛ تبذیر به معنای پراکنده کردن است و اصل آن پاشیدن بذر است و به هر کس که مالش را ضایع می‌کند گفته می‌شود».[۶]
واژه اسراف تنها یک واژه اقتصادی نبوده و کاربرد آن منحصر به امور مالی نیست.
بلکه این واژه قبل از آنکه نشانه جرم در امور اقتصادی باشد، بیانگر وضعیت نامناسب و غیرمعقول اخلاقی و فرهنگی شخص یا جامعه مسرف است که حالت تجاوزگرانه و بی اعتنایی به قوانین و حدود شرعی و انسانی می‌باشد.
بر این اساس، به کارگیری این واژه در قرآن کریم و ادعیه ماثوره در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلتهای انسانی و گام نهادن به وادی گناه و معصیت بسیار است.
«وَما کانَ قَوْلُهُمْ اِلاّ أنْ قالُوا رَبَّنا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَاِسْرافَنا فی أَمْرِنا وَثَبّت اَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی الْقَومِ الْکافِرین؛ و سخن آنان جز این نبود که گفتند: پروردگارا، گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان را برما ببخش و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یاری ده».[۷]
« قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسْرَفُوا عَلی اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللّهِ انّ اللّه یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم؛ بگو ای بندگان من ـ که برخویشتن زیاده روی روا داشته‌اید ـ از رحمت خدا نومید مشوید، همانا خدا همه گناهان را می‌آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است».[۸]

انواع اسراف در کلام مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

اسراف در مصرف، به یکی از گونه‌های ذیل اتفاق می‌افتد:
۱. تضییع و اتلاف هرگونه شیء قابل استفاده.
۲. بدون استفاده گذاردن هرنوع سرمایه.
۳. مصرف اشیا؛ به نحوی که فایده مادّی یا معنوی به بار نیاورد.
۴. مصرف بیش از میزان درآمد؛ به نحوی که در شأن او نباشد؛ مانند خرید وسایل تزیینی برای کسی که توان تأمین معاش خود را ندارد و به همین دلیل، امام صادق علیه السلام کسی را که برای مصرف بیشتر از درآمد خود، دست نیاز به سوی دیگران دراز کند، مسرف خوانده است.
۵. مصرف بیش از حد و افزون بر نیاز؛ مانند خرید چند خانه یا پرخوری.[۹]
افزون بر این موارد، هرگونه مصرف سرمایه در راه گناه یا برای ارضای شهوات در رفع نیازهای جسمانی نیز از دیدگاه دینی، مصداق اسراف شمرده می‌شود.
روایاتی که مصرف زیادی در اموری چون استعمال عطر، خوراک، وضو، حج و عمره را اسراف نشمرده، ناظر به عدم تحقق اسراف در این امور نیست؛ بلکه به اهمیّت و مطلوبیّت بیش از حدّ آنها اشاره دارد.
چند نمونه ازاین روایات عبارتند از:
کلام امام صادق علیه السلام در استعمال عطر که می‌فرمایند: کسی که در اول روز خود را معطر کند عقل او تا شب او را همراهی می‌کند و راوی می‌گوید حضرت فرمود: نمازی که شخص معطر می‌خواند بهتر است از هفتاد نماز بدون استعمال عطر.[۱۰]
و کلام نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد عطر که می‌فرماید: «إنّ خیار عباد اللَّه الموفون المطیبون.» بهترین بندگان خدا آن‌ها هستند که بوعده وفا کنند و بوی خوش بکار برند. وخیلی روایات دیگر که مجال ذکر آنها وجود ندارد.[۱۱]
و امیر المؤمنین علی علیه السلام که در مورد حج می‌فرماید: «نَفَقَهُ دِرْهَمٍ فِی الْحَجِّ تَعْدِلُ أَلْفَ دِرْهَم ». انفاق کردن یک درهم در حج برابری می‌کند با هزار درهم در غیر حج.[۱۲]
و کلام نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد وضو می‌فرماید: «ای انس زیاد وضو بگیر و با طهارت باش که در این صورت خداوند بر عمرت میفزاید واگر توانستی که شب و روز با طهارت باشی پس این کار را انجام بده که همانا زمانی که بمیری و با طهارت باشی شهید خواهی بود.»[۱۳]
در کتاب مکارم الاخلاق آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر کسی هزار درهم برای غذایی بپردازد و یک مؤمن از آن بخورد، اسراف به شمار نمی‌آید.»[۱۴] و روایت شده: «اگر غذایی یکصد هزار درهم تمام شود و سپس یک نفر مؤمن از آن بخورد، اسراف به شمار نمی‌آید.»[۱۵]
اسراف، هرچند بسیار اندک باشد، اگر برای انسان ضرر داشته باشد، حرام است و حکم «ان الله لایحبّ المسرفین» افرادی را نیز که زمینه اسراف را برای دیگران مهیا می‌کنند، دربر می‌گیرد.

اسراف در فقه اسلامی

در غالب کتاب‌های فقهی دربارهٔ اسراف، بحث مستقلی مطرح نشده است، بلکه مباحث مربوط به آن، در ضمن دیگر مباحث فقهی در باب‌های گوناگون عبادات، عقود، ایقاعات و احکام به مناسبت مطرح شده است، که از جمله ابواب هستند بابهای: طهارت- صلاه- متاجر- وصیت- ارث- زکات- خمس- حج- قرض- حق الحصاد و الجداد- تصرف در مال یتیم- صدقه- اکل و شرب و...
برای واژه اسراف حدود ۱۵۰۰مطلب و واژه تبذیرحدود ۳۲۰مطلب و برای مشتقات آنها حدود۴۴۰ مطلب در کتب فقهی وجود دارد.
البته برخی در این خصوص، رسالهٔ مستقلّی نگاشته و از جهات گوناگون آن را مورد بحث قرار داده‌اند، مانند: کتاب« اسراف» نوشته آقای عزیزالله حیدری(نشر جمکران) و کتاب«اسراف وتبذیر در قرآن» نوشته علی محمد درویش پور و حسین رحمان پور و کتاب «پژوهشی در اسراف» سید مهدی موسوی کاشمری(نشر بوستان کتاب).
از کلمات فقها برمی‌آید هر کاری که غرض عقلایی به آن تعلّق گرفته باشد اسراف نیست؛ به این معنا که خروج از حدّ اعتدال در آن جا مصداق پیدا نمی‌کند؛ آن چنان که از نظر عقلا، با صرف مال در موارد ناشایست، اسراف مصداق پیدا می‌کند.

حکم شرعی اسراف

حکم تکلیفی اسراف

اسراف، حرام است، بلکه برخی حرمت آن را از ضروریات دین دانسته و برخی دیگر در ردیف گناهان کبیره شمرده‌اند.
"حکم اسراف" از نظر شرع مقدس اسلام حرام (عقلاً، نصاً و قطعاً) ، ناپسند، زشت، گناه و ظلم است و به شدت از آن "نهی" شده است و باید به هر صورت و شکلی، شدیداً ترک و اجتناب گردد و این حکم آنچنان قوی، مستدل و مستند ومبتنی بر قوانین و احکام صریح اسلام و قرآن کریم و عقل است که جای هیچ گونه تردید و شبه نیست.

حکم وضعی اسراف

مهم‌ترین حکم وضعی مترتّب بر اسراف، ضمان است که به تناسب موارد و مصادیق اسراف، در باب‌های گوناگون فقهی بدان اشاره شده است[۱۶] که برخی از آنها عبارتند از: باب تصرف در مال یتیم- باب خمس- باب حدود و دیات- باب عبد و مولی- باب نکاح- باب تأدیب کودک- باب اجاره- باب وکالت- باب عاریه وامانت(ودیعه).

مثالهایی برای حکم وضعی

مانند ضمان ولیّ یتیم در صورت اسراف در هزینه کردن مال وی، ضمان حاکم یا اجرا کنندهٔ حدّ در صورت تجاوز از اندازهٔ تعیین شده، ضمان قصاص کننده در صورت اسراف در قصاص، ضمان اسراف کننده در تأدیب کودک، همسر یا بردهٔ خویش، ضمان پرداخت کنندهٔ خمس نسبت به خمس مقداری از مؤنه که اسراف کرده و ضمان امین مانند مستأجر، وکیل، مستعیر و ودعی در صورت اسراف در مورد امانت.[۱۷]

نکته قابل تامل

در قرآن کریم واژه «اسراف » و مشتقات آن مکرر به کار رفته است ولی در ۲۳ مورد لفظ «اسراف» استعمال شده که در هر مورد، مفهومی ویژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبه‌های اخلاقی، عقیدتی و تجاوز از حدود الهی است، و تنها در چهار مورد جنبه مالی را شامل می‌شود که با دو آیه «تبذیر» شش آیه می‌شود.

اسراف در روایات اهل بیت علیهم السلام

برای واژه اسراف حدود ۱۳۹۵مطلب و واژه تبذیر حدود ۵۶۵ مطلب و برای مشتقات آنها حدود۵۰۰ مطلب در کتب روایی ومنابع حدیثی وجود دارد.

اسراف چیست؟

قال الصادق علیه السلام: انما الاسراف فیما اتلف المال و اضر بالبدن. قیل: فما الاقتار؟ قال: اکل الخبز و الملح و انت تقدر علی غیره.
امام صادق علیه السلام فرمود: اسراف آنست که انسان مالش را از بین ببرد و به بدنش صدمه بزند عرض شد پس اقتار چیست؟ فرمود: اینست که غذایت نان و نمک باشد در صورتیکه قدرت داری غذای مناسبتری بخوری.[۱۸]

پائین‌ترین مرتبه اسراف

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ادنی الاسراف هراقه فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون و القاء النوی.
امام صادق علیه السلام فرمود:پائین‌ترین مرتبه اسراف عبارتست از:
۱- دور ریختن آبی که از آشامیدن اضافه آمده است.
۲- اینکه لباس کار و لباس بیرونی، یکی باشد.
۳- بدور انداختن هسته خرما پس از خوردن خرما «چون از هسته خرما ماده غذائی برای انواع دام تهیه می‌شد»[۱۹]

میوه نیم خورده

روی انه نظر الصادق علیه السلام الی فاکهه قد رمیت من داره لم یستقص اکلها فغضب و قال: ما هذا ان کنتم شبعتم فان کثیرا من الناس لم یشبعوا فاطعموه من یحتاج الیه.
نقل شده است که امام صادق علیه السلام مشاهده کرد میوه‌ای را نیم خورده از خانه بیرون انداخته‌اند، خشمگین شد و فرمود: اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه‌اند خوب بود آنرا به نیازمندیش می‌دادید.[۲۰]

هر چه از سفره افتاد بردارید

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: انی اجد الشیئ الیسیر یقع من الخوان فاعیده فیضحک الخادم.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: من هر گاه چیز کمی هم از سفره می‌افتد آنرا برمی دارم و این کار باعث تعجب خادم می‌شود و خادم می‌خندد.[۲۱]

سلامتی کجاست؟

قال امیرالمؤمنین علیه السلام: کلوا ما سقط من الخوان فانه شفآء من کل داء باذن الله عز و جل لمن اراد ان یستشفی به.
امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:آنچه را که از سفره افتاده بردارید و بخورید، زیرا آن دوای هر دردی است که خدا بخواهد آن را التیام بخشد برای کسی که به نیت شفاء بخورد.[۲۲]

آثار ناگوار و زیانبار اسراف و تبذیر در آیات و روایات

آثار دنیوی

کم شدن برکت

اسراف، عملی مخالف تقوا و دستورات و سفارش‌های خدا و اولیای الهی است و باعث می‌شود برکت از زندگی انسان رخت بربندد. امام صادق علیه السلام فرمود: «إِنَّ مَعَ الْإِسْرَافِ قِلَّهَ الْبَرَکَهِ. ». همانا اسراف، همراه با کاهش برکت است.[۲۳]

زوال نعمت

یکی از آثار شوم اسراف و تبذیر، تباهی و زوال نعمت است. امام علی علیه السلام فرمود: «اعتدال و میانه روی، موجب فراوانی مال و ثروت و اسراف، باعث تباهی و نابودی آن است».[۲۴] از امام کاظم علیه السلام نقل شده که فرمود: «کسی که میانه روی و قناعت ورزد، نعمتش باقی می‌ماند و آن که تبذیر و اسراف کند، نعمتش زوال می‌پذیرد».[۲۵]

ورشکستگی(افلاس)

از آثار زیان بار افراط و ولخرجی، ورشکست شدن است. خیلی از افراد به خاطر داشتن ثروت زیاد، دست به انواع ریخت و پاش‌ها و ولخرجی‌ها می‌زنند و چون دارای ثروت هستند، ترسی از آینده ندارند؛ غافل از این که ولخرجی، موجب مفلسی و بینوایی است.
اگر این اسراف و ولخرجی از حد اعتدال و میانه روی تجاوز کند و فرد مسرف، به ریخت و پاش خود مغرورانه افتخار کند، طولی نمی‌کشد که استخوان‌های او زیر ضربات سهمگین ورشکستگی مالی، خورد شده، به خاک مذلت کشیده می‌شود. حضرت علی علیه السلام فرمود: «مَنِ افْتَخَرَ بِالتَّبْذِیرِ احْتَقَرَ بِالْإِفْلَاس »هر کس به ریخت و پاش افتخار کند، با تهیدستی (ورشکستگی) کوچک می‌شود.[۲۶]

فقر

بی شک یکی از عوامل مهم فقر و تنگ دستی در جهان، اسراف و تبذیر است. آنهایی که دست به ولخرجی و ریخت و پاش‌های بی حد و حساب می‌زنند و با اسراف، امکانات مادی بیشتری را صرف هوس‌های خود می‌کنند، سرانجامی جز تهیدستی و شکست اقتصادی، در انتظارشان نیست. حضرت علی علیه السلام فرمود: «سَبَبُ الاسرافِ اَلفَقرُ». اسراف، سبب فقر است.[۲۷] امام صادق علیه السلام به عبید فرمود: « ای عبید! اسراف، باعث فقر می‌شود و میانه روی، موجب بی نیازی می‌گردد».[۲۸]

نابودی امکانات

یکی از آثار ولخرجی، نابودی امکانات است. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: « الْإِسْرَافُ یُفْنِی الْجَزِیل ». اسراف، [امکانات] زیاد را نابود می‌سازد.[۲۹] همچنین فرمود: « الْإِسْرَافُ یُفْنِی الْکَثِیر ». اسراف، [مال] زیاد را نابود می‌کند.[۳۰]

بخل

یکی از صفات اخلاقی که مورد توجه دین و اولیای الهی است و ائمه معصوم علیهم السلام آن را بخشی از سیره و روش خود قرار داده بودند، جود و بخشش است. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ولخرجی و افراط در مصرف، یکی از آفت‌های این فضیلت اخلاقی بیان شده است؛ «آفَهُ الْجُودِ التَّبْذِیرُ». اسراف وتبذیر، آفت سخاوت است.[۳۱] ؛ یعنی اسراف و تبذیر فرد، باعث می‌شود که نتواند جود و بخشش داشته باشد و به این صفت اخلاقی عمل کند به این شکل که انسان در سه راهی انفاق و اسراف و اعتدال اقتصادی قرار دارد و اسراف زمینه انفاق را از بین می‌برد.

بیماری جسمی

امروزه پژوهش‌های دانشمندان به این نتیجه رسیده که سرچشمه بسیاری از بیماری‌ها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده، در بدن باقی می‌مانند. این مواد اضافی، هم بار سنگینی برای قلب و سایر دستگاه‌های بدن است و هم منبع آماده‌ای برای انواع عفونت‌ها و بیماری هاست. از این رو، برای درمان بسیاری از بیماری‌ها، نخستین گام آن است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله‌های بدن هستند، سوخته و پاک سازی شوند.
عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح، «پرخوری» است و برای جلوگیری از آن، راهی جز رعایت اعتدال در غذا نیست.[۳۲] بی جهت نیست که علی بن حسین واقد در جواب طبیب مسیحی که پرسید: در کتاب شما چیزی از علم طب نیست؛ در حالی که علم دو تاست؛ علم پزشکی و علم ادیان، گفت: خداوند، تمام پزشکی را در نصف این آیه جمع کرده است: «کلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفوا؛[۳۳] بخورید و بیاشامید؛ ولی اسراف نکنید» و پیامبر ما، تمام پزشکی را در یک جمله خلاصه کرد و فرمود: «معده، خانه هر بیماری و پرهیز، برترین داروست».[۳۴] طبیب مسیحی گفت: «قرآن و پیامبر شما، چیزی از پزشکی برای جالینوس باقی نگذاشته‌اند».

محرومیت از هدایت

خدای متعال همواره درهای رحمتش را به روی بندگان گشوده، با ارسال پیامبران، همگان را برای رسیدن به کمال و قرب الهی، فراخوانده است؛ اما گاهی عواملی باعث می‌شود که انسان در این مسیر قرار نگرفته، از هدایت الهی، محروم بماند. یکی از این عوامل که باعث محرومیت انسان از هدایت می‌شود، اسراف و تبذیر است. قرآن کریم دربارهٔ اسراف کاران و کسانی که در معصیت و گناه پا را از حد فراتر نهاده‌اند، می‌فرماید: «اِنَّ اللّه لایهْدی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کذّاب؛[۳۵] خدا کسی را که افراط کارِ دروغگو باشد، هدایت نمی‌کند» و به عبارت دیگر، اسراف از آنها سلب توفیق کرده، بهره‌ای از بینات نمی‌برند و در نتیجه، در وادی ضلالت و گمراهی، باقی می‌مانند.

از بین رفتن شرافت

خصلت شرافت که فرد را در اجتماع مورد تکریم و احترام قرار می‌دهد، با افراط و ولخرجی، از بین می‌رود. امیرمؤمنان، علی علیه السلام فرمود: «از شریف‌ترین شرافت‌ها، خودداری از تبذیر و اسراف است».[۳۶] اگر فرد، دست به اسراف و تبذیر بزند، به دست خود، اسباب شرافت خویش را از بین می‌برد.

سلب توفیق

یکی دیگر از آثار دنیوی اسراف و تبذیر، بی رغبتی به انجام کارهای خیر است؛ به طور معمول، انسان‌ها در انجام کارهایی که فایده عمومی دارد، خود راشریک می‌کنند؛ تا از اجر و ثواب اخروی آن، بهره مند شوند؛ ولی آنهایی که اهل ولخرجی و اسراف هستند، دستشان از این کارها کوتاه می‌شود.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی، ضمن بیان نشانه‌های افراد اسراف کار به این مطلب این گونه اشاره فرمود: «نشانه اسراف کار، چهارچیز است؛ به کارهای باطل، می‌نازد؛ آن چه را فراخور حالش نیست، می‌خورد؛ در انجام کارهای خیر، بی رغبت است و هر کس را که به او سودی نرساند، انکار می‌کند».[۳۷]

عدم استجابت دعا

خداوند متعال، دستور به خواندن دعا می‌دهد تا خود دعاها را اجابت کند؛ اما گاهی به خاطر اسبابی، اجابت دعاها به تأخیر افتاده، یا مستجاب نمی‌شوند. یکی از عوامل عدم استجابت دعا، اسراف و تبذیر است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «چهاردسته هستند که دعایشان مستجاب نمی‌شود... و مردی که مالی داشته که آن را ضایع کرده، می‌گوید: خدایا! به من روزی بده. به او گفته می‌شود: آیا تو را به میانه روی امر نکردم؟ آیا به تو، دستور اصلاح [در مال] ندادم»؟[۳۸]

هلاکت

اسراف از هر نوعی که باشد، انسان را به نابودی می‌کشاند؛ به ویژه افرادی که با انکار آیات الهی و تکذیب پیامبران، دربارهٔ خویش و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، اسراف کنند. خدای منان می‌فرماید: «ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَیناهُمْ وَمَنْ نَشاءُ وَاَهْلَکنا الْمُسْرِفینَ؛[۳۹] سپس وعده[خود] به آنان را راست گردانیدیم و آنها و هر که را خواستیم؛ نجات دادیم و افراط کاران و مسرفین را به هلاکت رساندیم».

عذاب دنیوی

یکی دیگر از فرجام‌های اسراف که در قرآن به آن اشاره شده، عذاب‌های دنیوی است.
خداوند متعال دربارهٔ قوم لوط می‌فرماید: «اِنَّکُم لَتَأتونَ الرِّجالَ شَهوَهً مِن دونِ النِّساءِ بَل اَنتُم قَومٌ مُسرِفون* واَمطَرنا عَلَیهِم مَطَرًا فانظُر کَیفَ کانَ عاقِبَهُ المُجرِمین »[۴۰] آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید، نه زنان؟ شما جمعیت اسراف کاری هستید بارانی بر آنها فرستادیم (بارانی از سنگ که آنها را نابود ساخت) اکنون بنگر سرانجام کار مجرمان به کجا کشید. «لِنُرسِلَ عَلَیهِم حِجارَهً مِن طین* مُسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ لِلمُسرِفین»[۴۱] خداوند فرشتگان عذاب را با سنگ‌هایی ویژه بر سر آنان (قوم لوط) فرو فرستاد و همه مسرفان را نابود کرد.


آثار اخروی

در قرآن و روایات برای اسراف و تبذیر، آثار اخروی نیز بیان شده که برخی از آنها عبارتند از:

خشم الهی

اسراف کار از رحمت خداوند دور بوده، گرفتار خشم الهی می‌شود. در قرآن کریم، چنین آمده است: «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یحِبُّ الُمسْرِفینَ؛[۴۲] زیاده روی نکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد».
امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این زمینه فرمود: «اسراف از اموری است که مورد غضب خداست».[۴۳]

کیفر اخروی

کسانی که از ذکر خدا روی گردانده، آیات او را فراموش کنند، همچنین آنهایی که نعمت‌های خدادادی، چون چشم و گوش و عقل را در مسیر نادرست به کار گرفته، آنها را بیهوده برباد دهند، نه تنها گرفتار فقر و تنگ دستی در دنیا می‌شوند، بلکه عذاب اخروی نیز در انتظار آنها خواهد بود؛ «وَکذلک نَجْزی مَنْ أسْرَفَ وَلَمْ یؤْمِنْ بِآیاتِ رَبِّه وَلَعذابُ الاخِرَهِ اَشَدُّ وَاَبْقی؛[۴۴] و این گونه هر که را به افراط گراییده و به نشانه‌های پروردگار، ایمان نیاورده است، سزا می‌دهیم و قطعا عذاب آخرت، سخت تر و پایدارتر است». همچنین فرمود: «وَاَنَّ المُسْرفینَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ؛[۴۵] افراط گران همدمان آتشند».

خواری قیامت

وقتی امیرمؤمنان علی علیه السلام در عطایای بیت المال، رعایت مساوات کرد، عده‌ای از خودخواهان بر حضرت ایراد گرفته، آن را برخلاف سیاست دانستند. آن حضرت در پاسخ آنان، ضمن ایراد خطبه‌ای فرمود:
«آگاه باشید که بخشیدن مال در غیر حقش، تبذیر و اسراف است. این کار در دنیا، انجام دهنده آن را بالا می‌برد؛ ولی در آخرت، موجب سرافکندگی وی می‌گردد و در میان مردم، گرامی اش می‌نماید؛ ولی در نزد خداوند، خوارش می‌سازد. هیچ کس مال خودش را در غیر مورد حقش، مصرف نکرد و به غیراهلش نسپرد؛ جز این که خداوند او را از سپاس گزاری آنان، محروم ساخت و محبتشان با دیگری بود».[۴۶]

برادر شیاطین

وءاتِ ذَا القُربی حَقَّهُ والمِسکینَ وابنَ السَّبیلِ ولا تُبَذِّر تَبذیرا* اِنَّ المُبَذِّرینَ کانوا اِخوانَ الشّیاطینِ وکانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفور؛[۴۷]حقوق خویشاوندان و ارحام خود را ادا کن و نیز فقیران و رهگذران را به حق خودشان برسان و هرگز اسراف مکن که مبذّران (اسراف کنندگان) برادر شیطانند و شیطان است که سخت کفران نعمت پروردگار خود کرد.

کوری در قیامت

ومَن اَعرَضَ عَن ذِکری... ونَحشُرُهُ یَومَ القِیامَهِ اَعمی... وکَذلِکَ نَجزی مَن اَسرَفَ ولَم یُؤمِن بآیاتِ رَبِّهِ ولَعَذابُ الآخِرَهِ اَشَدُّ واَبقی؛[۴۸] هر کسی از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را کور محشور خواهیم کرد،... این گونه جزا می‌دهیم کسی را که اسراف کند و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد و عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است.

فساد در زمین

«ولا تُطیعوا اَمرَ المُسرِفین* اَلَّذینَ یُفسِدونَ فِی الاَرضِ ولا یُصلِحون»[۴۹] فرمان مسرفان را اطاعت نکنید، همانها که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند.


تکذیب انبیا و رهبران الهی

تکذیب پیامبران الهی در قرآن از آثار و پیامدهای روحیه اسرافگری مطرح شده است.
«واضرِب لَهُم مَثَلاً اَصحابَ القَریَهِ اِذ جاءَهَا المُرسَلون* اِذ اَرسَلنا اِلَیهِمُ اثنَینِ فَکَذَّ بوهُما...* قالوا طائرکُم مَعَکُم أاِن ذُکِّرتُم بَل اَنتُم قَومٌ مُسرِفون»[۵۰]

تجمل گرایی و هوس رانی، عامل اصلی اسراف

«در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگی، اسرافِ فردی صورت می‌گیرد. تجمل گرایی‌ها، چشم و هم چشمی‌ها، هوسرانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیرلازم خریدن، اینها از موارد اسراف است. وسایل تجملات، وسایل آرایش، مبلمان خانه، تزیینات داخل خانه، اینها چیزهایی است که ما برای آنها پول صرف می‌کنیم؛ پولی که می‌تواند در تولید، مصرف شود؛ سرمایه گذاری شود؛ کشور را پیش ببرد؛ به فقرا کمک کند؛ ثروت عمومی کشور را زیاد کند. این را ما صرف می‌کنیم به این چیزهای ناشی شده از هوس، چشم و هم چشمی، آبروداری‌های خیالی. مسافرت می‌روند؛ می‌آیند؛ میهمانی درست می‌کنند - گاهی خرج آن میهمانی، از مسافرت مکه‌ای که رفته‌اند، بیشتر است! - عروسی می‌گیرند؛ عزا می‌گیرند؛ هزینه‌ای که برای این میهمانی‌ها مصرف می‌کنند، هزینه‌های گزافی است؛ انواع غذاها! چرا؟ چه خبر است؟ در کشور ما هنوز هستند کسانی که از اوّلیات هم محرومند. باید کمک کنیم کشور پیش برود. نمی‌گوییم پول را بردارید بروید حتماً انفاق کنید - البته اگر انسان انفاق بکند، بهترین کار است - اما حتّی اگر انفاق هم نکنند، همین پولی که صرف این تجملات می‌شود، در تولید، برای خودشان به کار بیندازند؛ در کارخانجات، سهیم شوند و تولید کنند؛ باز برای کشور مفید است. ما به جای این کارها؛ میهمانی درست می‌کنیم؛ عزا درست می‌کنیم؛ هی رخت و برِ روزبه روز دگرگون، برای خودمان درست می‌کنیم. چرا؟ چه لزومی دارد؟ عقلای عالم، این کار را نمی‌کنند. این، فقط سخن دین نیست. قرآن می‌فرماید: «و لاتسرفوا انّه لا یحبّ المسرفین»؛ «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا»؛ بخورید؛ بیاشامید؛ اما زیاده روی نکنید». در آیه شریفه دیگر [آمده است]: «کلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقّه یوم حصاده و لاتسرفوا انّه لایحبّ المسرفین». خداوند، اسراف کنندگان را دوست نمی‌دارد. ما، بندگان خدا هستیم. اینها حرف دین است و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد. در روایت دارد که کسی میوه‌ای را خورد و نیمی از میوه ماند؛ آن را دور انداخت. امام [علیه السّلام] به او نهیب زد که اسراف کردی؛ چرا انداختی؟ در روایات ما هست که از دانه خرما استفاده کنید؛ تا این حد! خرده‌های نان را استفاده کنید. آن وقت در هتل‌ها میهمانی درست کنند و به یک عده‌ای میهمانی بدهند؛ بعد هرچه که غذا ماند، به بهانه این که بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! این، مناسب یک جامعه اسلامی است؟ این جوری می‌شود به عدالت رسید؟
باید خودمان را اصلاح کنیم. باید الگوی مصرف جامعه و کشور، اصلاح شود. ما الگوی مصرفمان غلط است. چه جوری بخوریم؟ چه بخوریم؟ چه بپوشیم؟ تلفن همراه، توی جیبمان گذاشته‌ایم؛ به مجرد این که یک مدل بالاتر وارد بازار می‌شود، این را کأنّه دور می‌اندازیم و آن مدل جدید را باید بخریم. چرا؟ این چه هوس بازی ای است که ما به آن دچار هستیم؟»[۵۱]

علل و عوامل اسراف گری

عجب وتکبر وغفلت از یاد خدا

دلیل اسراف گری و طغیان انسانها را باید افزون بر روحیه خودبزرگ بینی و تکبر و غفلت از یاد خداوند متعال، در حوزه رفتاری و نگرشی او واکاوی و بررسی کرد. تکبر و خودبزرگ بینی موجب می‌شود تا رفتارهای استکباری در پیش گیرد و بی توجه به خدا و ماموریت خود در زمین در دامن رفاه و اتراف بلغزد و همین، عاملی برای اسراف و تجاوزهای دیگر او شود.

رفاه واتراف

پروردگار متعال در آیه ۱۲ سوره یونس باتوجه به این علل و عوامل است که اتراف را عاملی در اسراف مردم ذکر می‌کند و می‌فرماید که یکی از علل و عوامل اسراف گری و تجاوز از حدود در آدمی، رفاه و اتراف ایشان است. کشورهای غربی به سبب رفاه بیرون از حد و اندازه و اتراف است که دچار رفتارهای استکباری و تجاوز از حدود و مرزهای عقلی و اخلاقی شده و در نهایت خود و دیگری را به فساد و تباهی سوق می‌دهند.

دنیا خواهی وشهوت پرستی

از نظر قرآن استبداد و خودکامگی (یونس آیه ۸۳) شک و تردید در آموزه‌های وحیانی (زخرف آیه ۵) و دوری از مسیر کمال و معنویت (غافر آیه ۲۸) و تکذیب مصلحان و روشنگران (یس آیات ۱۴ و ۱۹) گرایش به زیاده روی در امور زندگی چون خوردن و آشامیدن و زینت‌های دنیوی (اعراف آیه ۳۱) عامل هرگونه اسراف و زیاده روی در بشر است.
به نظر می‌رسد بشر برای رهایی از بحران‌های پیش آمده کنونی در جهان می‌بایست با پرهیز از علل و عوامل ایجادی و بازگشت به فطرت و طبیعت سالم و پیروی از آموزه‌های وحیانی، خود را در مسیر انسانی قرار داده و به جای افساد در زمین و محیط زیست آن را اصلاح کرده و به آبادانی زمین اقدام کند تا همگان از مواهب و نعمت‌های الهی برخوردار شوند و در امنیت و آسایش و آرامش به سوی کمال لایق خویش حرکت کنند.

سایت‌هایی برای مطالعه بیشتر

پایگاه اطلاع رسانی حوزه
پایگاه دانشنامه موضوعی قرآن
پایگاه سازمان تبلیغات اسلامی
پایگاه تحقیقات ونشرمعارف اهل بیت علیهم السلام

پانویس

  1. . یونس/83: «در حقیقت فرعون در آن سرزمین برتری جوی و از اسراف کاران بود».
  2. . غافر/43: «اسراف کنندگان همدمان آتشند».
  3. . محمد معین، فرهنگ معین، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم، 1362، ج1، ص266.
  4. . الراغب الاصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق بیروت، الطبعه الاولی، 1416 ه، ص407 (ماده سرف).
  5. . فرهنگ معین، ص1021
  6. . مفردات الفاظ القرآن، ص113.
  7. . آل عمران/ 147.
  8. . زمر/53.
  9. . گزیده‌ای از بیانات رهبری در دیدار مردم آذربایجان سال93(البته بغیر از مثالها)
  10. . کافی، ج6، ص511، ح7.
  11. . نهج الفصاحه، ح850.
  12. . بحارالانوار، ج96، ح16.
  13. . امالی شیخ مفید، ص60، ح5.
  14. . منابع فقه شیعه؛ ج، ص: 263.
  15. . منابع فقه شیعه؛ ج، ص: 263.
  16. . ویکی فقه- اسراف.
  17. . ویکی فقه- اسراف.
  18. . کافی(ط-الاسلامیه)، ج4، ص54،ح10.
  19. . وسائل الشیعه، ح 3، باب 28، ص 374.
  20. . بحار الانوار، ج63، ص 432، ح6.
  21. . وسائل الشیعه، ج24، ص380، ح30834-8.
  22. . عیون الحکم والمواعظ(للیثی)، ص398، ح6745.
  23. . کلینی، الکافی، ج4، ص55، حدیث3.
  24. . همان، ص52، حدیث4.
  25. . طرفی، تحف العقول، ص403.
  26. . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ح 8141.
  27. . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ح8126.
  28. . الکافی، ج4، ص53، ح8.
  29. . تصنیف غررالحکم، ح8118.
  30. . همان، ح8119.
  31. . همان، ح 8226.
  32. . تفسیر نمونه، ج6، ص152.
  33. . اعراف، آیه 31.
  34. . مجمع البیان، ج2، ص412؛ نهج الفصاحه، ج2، ص320، ح1911.
  35. . غافر، آیه 28.
  36. . تصنیف غررالحکم، ح8143.
  37. . تحف العقول، ص22.
  38. . الکافی، ج2، ص511، ح2.
  39. . انبیا، آیه 9.
  40. . سوره اعراف، آیه 81 و 84.
  41. . سوره ذاریات، آیات، 33 و 34.
  42. . انعام، آیه 141.
  43. . الکافی، ج4، ص52، ح2.
  44. . طه، آیه 127.
  45. . غافر، آیه 43.
  46. . نهج البلاغه، خطبه 126.
  47. . سوره اسراء، آیه 26 و 27.
  48. . سوره طه، آیه 124 و 127.
  49. . سوره شعراء، آیه 151 و 152.
  50. . سوره یس، آیه 13 و 14 و 19.
  51. . از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضاعلیه السلام، 1 فروردین 1388.