فرهنگ مصادیق:اسراف در بیت المال

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اسراف در بیت المال)
پرش به: ناوبری، جستجو
اسراف در بیت المال

اسراف و تبذیر در بیت المال

مقدمه

اگر اسراف در اموال شخصی گناه و زشت است با این‌که مال خود آدم است در مورد صرف بیت‌المال، زشت‌تر و بدتر و گناهش بیشتر است. امیرالمؤمنین علیه‌السلامفرمودند: صرف بیت‌المال در غیر راهش و در غیر مواردی که باید صرف بشود، اسراف و تبذیر و گناه است.[۱]
اسراف و تبذیر در برابر رعایت اقتصاد و اعتدال است. دولت دارای اموال محدودی است. بی‌حدّ و حساب نیست. مخارج فراوان هم دارد. اگر دولت، اموال دولتی را به اندازه توان مالی‌اش هزینه کند و ضرورت‌ها و اولویت‌ها را در نظر بگیرد، هرگز دچار مشکل و بدهی نمی‌شود بلکه می‌تواند کارهای خوبی هم انجام دهد. در غیر این صورت، چنانچه بی‌جهت یا در مواردی که اولویت ندارد، خرج کند اسراف و تبذیر است. مقام معظّم رهبری در پیام نوروزی سال ۱۳۷۴ فرمودند:
من از مسئولان امور می‌خواهم در زمینه مصرف اموال عمومی در مواردی که اولویت ندارد، هر چند شاید نیاز هم باشد اما نیاز درجه یک نیست، خودداری کنند و در جایی که امر دایر است بین نیاز دارای اولویت و بی‌اولویت، آن‌جا که نیاز نیست، حتما مصرف نشود. حتی آن جا که حاجت هست اما حاجت بالاتری هم هست، مصرف نشود و این امکان مالی در حاجت بالاتر مصرف شود. ایشان به مسئولان نظام توصیه کردند در مصرف بیت‌المال جدا دقت کنید.

اسراف در گردهم‌آیی‌ها

یکی از مصادیقی که اسراف و تبذیر در آن‌ها زیاد است، گردهمایی‌ها و مجمع‌هاست. بر پایه آمار غیر رسمی در سال ۱۳۷۴ بیش از هشتصد سمینار در کشور برگزار شده که شاید مبالغه باشد. طبق آمار ناقصی که برای من از دو روزنامه تهیه شده بود، حداقل در همان سال ۲۳۰ سمینار برگزار شده است.[۲]
سمینارها یا پر سود و با محتوا و علمی است، یا بی‌محتوا و تبلیغاتی و تکراری. سمینارهای نوع دوم باید حذف شوند. نوع اوّل نیز به دو قسم تقسیم می‌شود: ضرور و غیرضرور. برگزاری سمینارهایی که مشکلی را حل می‌کنند و در امور اقتصادی و پزشکی و صنعتی مفیدند و ضرورت دارند، مانعی نیست. اما سمینارهایی که گرچه مفیدند، در کشور نیازهای ضرورتر داریم، برگزار کردن آن‌ها در شرایط فعلی اسراف محسوب می‌شود. هزینه این سمینارها میلیاردها تومان است که تأمین آن برای دولت آسان نیست، یا مشکلات فراوانی را به همراه دارد. وانگهی با چنین پولی می‌توان مشکلات فراوان و لازم دیگر را حل کرد؛ مثلاً هزاران خانه ارزان قیمت برای بی‌خانمان‌ها تهیه کرد یا صدها کار لازم دیگر؛ مثل تأسیس مدارس، کارهای فرهنگی ضرور، تأسیس و تجهیز آزمایشگاه‌ها و ... را به ثمر رساند.
آمار دیگری که از همه روزنامه‌های پنج ماه نخستِ سال ۱۳۷۵ استخراج شده، نشان می‌دهد در همان مدّت ۳۰۵ سمینار و گردهم‌آیی برگزار شده که با مقایسه نیمه دوم سال، بیش از ششصد سمینار می‌شود! هزینه این سمینارها میلیاردها تومان می‌شود که رقم بسیار سنگینی است. با توجه به ضرورت‌ها در حدود یک چهارم آن سمینارها را می‌توان کافی دانست و هزینه بقیه را در شرایط کنونی کشور صرفه‌جویی و در مصارف لازم‌تر هزینه کرد.
مطلب دیگر ولخرجی‌ها و ریخت و پاش‌های اکثر سمینارها؛ مانند گرفتن مهمان‌خانه‌های پنج ستاره با کرایه‌های سنگین و غذاها و انواع تنقلات سنگین قیمت،برای خود افراد و همراهان و... در صورت حضور مهمان‌های خارجی، بلیت‌های چند صد هزارتومانی و در نهایت تقدیم پول نقد و سوغات و هدایا، نصب پارچه‌نوشته‌ها و آگهی‌های دیواری در خیابان‌ها، دعوت‌نامه‌ها با کاغذِ برّاقِ گران‌قیمت و... همه و همه از پول ملت مظلومی که صدها نیاز دارد و قشر عظیمی از آن‌ها شاید در طول سال نتوانند چند کیلو از میوه‌های مصرفی در سمینارهای مزبور را برای فرزندانشان تهیه کنند! در سمینارها باید به ضرورت‌ها اکتفا کنند، حتی در آن موارد نیز از ولخرجی‌ها اجتناب کرده، و برای پاسخ‌گویی در قیامت آماده باشند.
خداوند در قرآن فرموده است: همانا اسراف‌کنندگان، برادران شیطان‌اند، که شیطان سخت کفران نعمت پروردگار خود کرده است.[۳]
البته پاره‌ای از سمینارها خوب است، چون محتوا، مقاله‌ها و سخنرانی‌های خوب دارد و مشکلی از مشکلات کشور را حل می‌کنند. اما بعضی سمینارها نه محتوای قابل توجهی دارد و نه مشکلی را حل می‌کند؛ پس ضرورت ندارد.
البته سمینارهایی که تأثیر تبلیغاتی دارد، تبلیغات نهاد برگزار کننده، یا معرفی و گرامی‌داشت عالمان، شاعران و دانشمندان، خوب است، اما سمینار غیر تبلیغات چیزی ندارد و غالبا کارهایی صورت می‌پذیرد که بدون سمینار نیز می‌شود انجام گیرد؛ مثلاً چاپ یا تبلیغِ کتاب، یا نام‌گذاری روزی به نام یک شخصیت و... آن هم چندین بار!
بخشی دیگر از سمینارها محتوای علمی دارند و مورد نیازند، اما در شرایط کنونی اولویت ندارند. زمانی که کشور شرایط طبیعی داشته و مشکلی به لحاظ اقتصادی نداشته باشد، می‌شود برگزار کرد. اما در شرایطی که صدها معضل اقتصادی داریم، ضرورت ندارد و به نفع نظام نیست، بلکه مشکل ایجاد می‌کند. مسئولان مقید نباشند که بودجه سالانه را هر طور شده جذب کنند و در پایان سال از بیت‌المال سمینار یا همایش برگزار کنند تا بودجه اضافی مصرف شود! کسانی که سمینار برپا می‌کنند بعد از خاتمه نیز هزینه‌ها و فواید و نتایج کار را به مردم گزارش دهند، زیرا آنان از رفع مشکلات خود در چنین سمینارهایی، خرسند می‌شوند.
مشکل دیگرِ سمینارها آن است که نهادهای متعدد، سمینارهای مشابه و موازی برگزار می‌کنند. گاهی در شهرهای مختلف، سمینارهای شبیه هم برگزار می‌شود و هر کسی هم سمینار خودش را می‌بیند. کاش نهاد قدرتمندی، سمینارهای مختلف و پراکنده را در یک جا متمرکز می‌کرد و هر کس می‌خواست سمیناری برگزار کند، از آن اجازه می‌گرفت و آن‌جا بررسی می‌شد که: آیا اصل سمینار پیشنهادی ضرورت دارد یا ندارد؟ محتوا و کیفیت آن چگونه باید باشد؟ چقدر هزینه شود؟ کجا و توسط چه کسانی برگزار گردد؟ و... کاش می‌شد.

حیف و میل بیت‌المال

یکی از منکرات اجتماعی، حیف و میل بیت المال و از بین بردن آن است. استفاده از بیت‌المال و چگونگی مصرف آن مسئله‌ای مهم و از حساسیت بالایی برخوردار است. مراد از بیت‌المال اموال عمومی است؛ یعنی اموالی که به عُموم مردم تعلق دارد. یک بخش از بیت‌المال اموال دولتی است. دولت از هر راهی که جذب سرمایه کند؛ مانند فروش معادن، اخذ مالیات و گمرکات یا به وسیله تجارت و واردات و صادرات کالا یا تولیدات کارخانه‌ها و درآمد نهادهای وابسته به دولت، همه این موارد اصطلاحا بیت‌المال نامیده می‌شود. اگر چه افراد خاص و طبقات کارمندی و کارگری، متصدی کسب این درآمدهایند، مالک آن نیستند و این اموال، مال همه مردم است، چنان‌که پول فروش نفت یا معادن غیرفُسیلی (سنگواره‌ای) دیگر و سایر منابع مشابه چنین است و مسئولان کشور باید این‌ها را در راه فقرزدایی، آبادانی کشور، تأمین معیشت مردم و خدمت‌رسانی صرف کنند. مالک این سرمایه‌های ملّی، شخص وزیر یا مسئولان دست اندرکار نیستند، بلکه آنان فقط عاملند.
بخش دیگری از بیت المال عبارت است از آن اموال شرعی که به دستور شارع مقدس بر مردم واجب شده است تا آن را بپردازند؛ مثل زکات و خمس (سهم امام و سهم سادات[۴]) که مردم باید طبق مقررات شرعی بپردازند. برای زکات به عنوان یک فریضه الهی در شرع مقدس مصارف خاصی ذکر شده است بنابراین عاملان زکات، مالک این اموال نیستند. سهم امام، هم مصارف عمومی دارد و هم مصارف خاصی که در شرع برای آن ذکر شده است. گرچه وجوه شرعی را باید به مراجع تقلید پرداخت، ولی چنان نیست که آنان مالک اموال باشد، بلکه امانتی در دست مراجع بزرگوار است. مسئله مهم این است که آیا اموال بیت‌المال در اختیار هر کس قرار گرفت، می‌تواند در هر راهی، به دل‌خواه ـ صرف کند و به هر کسی بدهد یا نه، بلکه مصرف بیت‌المال ضوابط خاصی دارد؟ لازم است در این مسئله مهم به گفتار و سیره و روش امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام رجوع کنیم، چرا که آن حضرت به عنوان حاکم مسلمانان در مصرف بیت‌المال بسیار دقیق و با ظرافت و بر اساس عدالت رفتار می‌کرد. بر همین مبنا در این موضوع به نکاتی در نهج‌البلاغه اشاره می‌کنیم.
چون امیرالمؤمنین علیه‌السلام بیت‌المال را به صورت مساوی تقسیم کرده بود، مورد اعتراض دیگران قرار گرفت و بعضی افراد کج فهم گفتند: چرا ایشان بیت‌المال را یک‌سان بین مردم تقسیم می‌کند و شأن افراد را رعایت نمی‌کند؟[۵] امام علیه‌السلام می‌فرماید: اگر مالی که در اختیار من است، مال شخصی خودم هم بود به طور مساوی تقسیم می‌کردم، در حالی که مالِ خداست. بدانید که اعطای این اموال در غیر حقّ خودش اسراف و تبذیر است.[۶] صرف اموال بیت‌المال در جای غیر خودش ممکن است موقعیت متصدی آن را در دنیا بالا ببرد ولی در آخرت پَست می‌کند.
در دنیا به وسیله اسراف در بیت‌المال می‌توان به ریاست و حکومت و آقایی دست یافت، ولی در آخرت ذلت و خواری نصیب چنین انسانی خواهد شد. شاید مسئولی که متصدی بیت‌المال است، آن را در راهی مصرف کند که مورد احترام مردم قرار گیرد، اما این سوء تدبیر او را بی‌تردید نزد خدا کوچک می‌کند. حضرت به کارگزارانش می‌فرماید:
فلانی! در این اموالی که به عنوان صدقه در اختیارت است، تو حق و حقوق معیّنی داری که ما باید به تو بپردازیم اما غیر از آن، ضعیفان و مسکین‌ها و فقیران شریک تو در این مال هستند. ما حق و حقوقت را می‌دهیم، تو نیز حقوق فقیران را بده. و اگر این کار را نکنی و حقوق دیگران را ضایع کنی، در قیامت دشمنان تو از همه بیشترند. وای به حال آنان که دشمنانشان در قیامت، فقیران و مسکینان و کسانی که از حقوقشان بازمانده و در راه مانده‌ها باشند. آنان در قیامت، اطراف شخص متجاوز به حقشان را می‌گیرند که: چرا حقّ ما را خوردی؟ چرا در مورد ما عدالت را رعایت نکردی؟ سپس حضرت فرمودند: کسانی که اموال مردم در دست آن‌ها امانت است و در صرف آن‌ها کوتاهی و بی‌توجهی و سستی می‌کنند ـ مانند اموالی که در اختیار دولت‌مردان امانت است ـ بیت المال را می‌ریزند در چراگاهِ خیانت، و نفْس و دین خودشان را از این خیانت منزه نمی‌کنند. افراد خائن به بیت‌المال، خود را در محلّ ذلت و پستی قرار داده‌اند، اما خواری آنان در آخرت بسیار بالاتر از دنیاست. بزرگ‌ترین خیانت، خیانت به امت است؛ آن هم امت مستضعف. و زشت‌ترین تقلّب‌ها، تقلبی است که شخصی نسبت با پیشوایان انجام بدهد و بیت‌المال را در راهی که ائمه اطهار علیهم‌السلامفرمودند، صرف نکند و به آن‌ها خیانت کند.[۷]
چنین کلمات گهرباری در نهج‌البلاغه فراوان است. از فرموده‌های حضرت استفاده می‌شود که مصرف بیت‌المال آزاد و مال شخصی خود آدم نیست. انسان حتی در مال خودش هم نمی‌تواند به دل‌خواه دخل و تصرف کند، پس در چنین اموالی که از آنِ مردم و بیت‌المال است باید کمال دقت را به خرج داد. دولت‌مردان بیش از سایر افراد باید در هزینه‌ها و امور جاری و اجرایی محیط کارشان، دقت کنند.

پا نویس

  1. مستدرک الوسائل، ج15، ص271، ح 18217: ألا و اِنّ إعطاءَ المال فی غیر حَقّه تبذیرٌ و إسراف.
  2. گفتنی است که آمار فوق مربوط به سال 1374 است و چنان که آمار اخیر نشان می‌دهد تعداد این کنگره‌ها و سمینارها سال به سال افزایش می‌یابد و هزینه‌های بسیار بیشتری را در بر داشته که از اموال دولتی،یعنی مردم، تأمین شده است.
  3. اسراء، آیه 27.
  4. توضیح المسائل، م 1834: خُمس مال را باید دو قسمت کرد: نصف آن را، که سهم امام زمان علیه السلام است، به مجتهد جامع الشرایطی که از او تقلید می‌کند، یا نماینده او می‌پردازد و نصف دیگر را باید به مجتهد جامع الشرایط بدهد، یا با اجازه او به سادات دارای شرایط [ فقیر یا در سفر مانده باشد، شیعه دوازده امامی باشد و...] بپردازد.
  5. نهج البلاغه، خطبه 126: لَوْ کَانَ الْمَالُ لِی لَسَوَّیْتُ بَیْنَهُمْ فَکَیْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ. أَلا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ فِی الآْخِرَهِ وَ یُکَرِّمُهُ فِی النَّاسِ وَ یُهِینُهُ عِنْدَ اللَّهِ.
  6. مستدرک الوسائل، ج 15، ص 271، ح 18217، متن حدیث، در بخش سوم «اسراف و تبذیر در بیت‌المال» از نظرها گذشت.
  7. همان، نامه 126: وَ إِنَّ لَکَ فِی هَذِهِ الصَّدَقَهِ نَصِیباً مَفْرُوضاً وَ حَقّاً مَعْلُوماً وَ شُرَکَاءَ أَهْلَ مَسْکَنَهٍ وَ ضُعَفَاءَ ذَوِی فَاقَهٍ وَ إِنَّا مُوَفُّوکَ حَقَّکَ فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُمْ وَ إِلاَّ تَفْعَلْ فَإِنَّکَ مِنْ أَکْثَرِ النَّاسِ خُصُوماً یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ بُؤساً لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ اللَّهِ الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاکِینُ وَ السَّائِلُونَ وَ الْمَدْفُوعُونَ وَ الْغَارِمُونَ وَ ابْنُ السَّبِیلِ وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالأَمَانَهِ وَ رَتَعَ فِی الْخِیَانَهِ وَ لَمْ یُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِینَهُ عَنْهَا فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ فِی الدُّنْیَا الْخِزْیَ وَ هُوَ فِی الآْخِرَهِ أَذَلُّ وَ أَخْزَی وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِیَانَهِ خِیَانَهُ الأُمَّهِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الأَئِمَّهِ.