فرهنگ مصادیق:اشتغال در مراکز تولید کالای حرام

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اشتغال در مراکز تولید کالای حرام

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ ترویج مشاغل حرام در ملل مسلمان راهبرد سلطه گری صهیونیسم
۲ ذکر برخی مشاغل حرام
۳ راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای
۴ مشاغل مخرب از دیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی
۵ مشاغل(حلال و حرام)
۶ مشاغلی که بر زنان حرام می‌شود!
۷ آیا اقتصاد جاری در شرکت مخابرات ایران، اقتصاد اسلامی است؟

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ آرزوهای حرام
۲ اجاره به قصد کارحرام
۳ ارتباط حرام با نامحرم
۴ تولید کالای مورد نیاز
۵ اشتغال و کسب درآمد از کار حرام
۶ پخش موسیقی حرام در مراکز عمومی
۷ حرام خواری از اموال مردم
۸ خرید و فروش آبزیان حرام گوشت
۹ خرید و فروش حرام
۱۰ روابط جنسی حرام
۱۱ پرداخت خمس مال مخلوط به حرام
۱۲ پوشاندن عورت از نگاه حرام
۱۳ تبلیغ کارهای حرام
۱۴ تبلیغ کالای حرام
۱۵ ازدواج‌های حرام
۱۶ جنگ در ماه حرام
۱۷ حرام خواری از بیت المال
۱۸ حلال کردن حرام
۱۹ حمل و نقل کالای حرام
۲۰ خورانیدن اشیاء حرام به دیگران
۲۱ خوردن خون حیوان حرام گوشت
۲۲ تخوردن فراورده‌های حرام از حلال گوشت
۲۳ خوردن فراورده‌های حیوان حرام گوشت
۲۴ درمان به وسیله امور حرام
۲۵ دلالی برای فعالیت‌های حرام
۲۶ دلالی کالاهای حرام
۲۷ ورزش‌های حرام و استعماری
۲۸ راهنمایی فرزند به حلال و حرام
۲۹ تولید علم مورد نیاز
۳۰ غنا (تولید، ضبط، پخش غنا)
۳۱ اشتغال در مراکز مجسمه سازی
۳۲ انحصار حق تولید
۳۳ تولید بازی‌ رایانه ای گمراهگر
۳۴ تولید محصولات فرهنگی مورد نیاز
۳۵ تولید ابزار مورد نیاز
۳۶ تولید فیلمهای فساد انگیز
۳۷ تولید مواد مخدر
۳۸ تولید و تکثیر ویروس نرم‌ افزاری
۳۹ تولید و توزیع بت
۴۰ غیبت تصویری (تولید، پخش، مشاهده)
۴۱ تولید و توزیع اسباب بازی گمراهگر
۴۲ تولید ابزار لهو و لعب
۴۳ اشتغال در مراکز لهو و لعب
۴۴ همکاری در ایجاد مراکز گناه
۴۵ تأسیس مراکز آموزش غنا
۴۶ ایجاد مراکز فساد جنسی
۴۷ تبلیغ مراکز گناه
۴۸ صدور مجوز مراکز فساد جنسی

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مصطفی همدانی

حرام خواری

کلمات کلیدی: حرام خواری، مال حرام، کسب حرام، مال مشتبه، رد مظالم
حرام خواری در لغت یعنی کسب درآمد از راه‌های غیرشرعی مانند رشوه، نزول، کم فروشی و..[۱]. و خوردن در این واژه ترکیبی، یعنی هرگونه گرفتن و تصرف در مال چه برای پوشاک و تغذیه و چه ازدواج و مسکن و... و نه فقط صرف غذا و خوراکی.این استعمال مخصوص زبان عربی هم نیست بلکه در سایر زبان‌ها نیز چنین است[۲].بنابراین، در این نوشتار، کسب و مصرف حرام هر دو مورد نظر است. همچنین گرچه حرام می‌تواند هم خوراکی‌های ذاتاً حرام چون سگ و خوک و شراب و یا خوراکی‌هایی که به سببی عارضی حرام شده‌اند مانند غذای زهرآلود و نیز حرام‌هایی که از راه کسب و کار و مبادله حرام می‌شود را شامل شود[۳]. اما در این جا تنها قسم سوم مقصود است مانند دزدی و کم فروشی و... .

نکوهش حرام خواری

ناپرهیزی از مال حرام از رذائل قوه شهوت است[۴].و حرام خواری از بدترین عوامل نابود کنندهٔ انسان و از بزرگترین موانع توفیق و حجاب‌های بین انسان و خدای متعال است که دل را تیره و تار می‌کند و از عالم انوار و انس با خدای متعال محروم می‌نماید و بیشتر افرادی که از فیوضات الهی محروم شده‌اند به علت حرام خواری بوده است چرا که با حرام خواری هرگز نمی­توان به صفای درون و تهذیب نفس دست یافت و به همین جهت است که تعالیم الهی به شدت از حرام خواری نهی فرمودند[۵]. حلال خواری اساس و بنیان هرگونه رشد و تربیت معنوی است[۶]. به همین علت است که خدای متعال به رسولان مکرمش دستور داده است غذای طیب بخورند[۷]. و طلب رزق برای به دست آوردن معاش خود و خانواده یک فعالیت الهی و مقدس و در راه خدا (نه مادی و دنیاطلبانه).است[۸].و مومن نیز همواره به حلال‌ترین شکل کسب روزی می‌کند[۹].و رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز از مخوف‌ترین چیزهایی که بر امت خود از آن می‌ترسیدند کسب حرام بوده است[۱۰].

آثار دنیوی و اخروی حرام خواری

گرچه هر یک از مصادیق حرامْ خواری دارای آثاری خاص هستند (آثار خاص:همین نوشتار:«مصادیق حرامْ خواری»).اما این بخش از نوشتار به آثار عام حرامْ خواری می‌پردازد که عبارتند از: ۱.استحقاق لعنت، غب الهی و جهنم؛ زیرا لقمهٔ حرام که در معده رود، هر فرشته‌ای که در آسمان و زمین باشد بر آن فرد لعنت[۱۱]. و تا زمانی که آن لقمه در شکم او باشد خداوند به او نگاه نمی‌کند و مورد غضب الهی است مگر این که توبه کند[۱۲].
۲. عدم قبولی اعمال: زیرا زیرا خداوند بدون پرهیزکاری هیچ عملی را قبول نمی‌کند[۱۳]. و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:عبادت با حرام خواری چون ساختن خانه بر روی شن زار است[۱۴]. و یک لقمه حرام باعث می‌شود تا چهل روز نه نمازی از فرد قبول شود و نه دعایی از او مستجاب گردد[۱۵]. هر که لقمه حرام خورد چهل روز دعایش مستجاب نگردد[۱۶]. و اما باقر علیه السلام فرمودند:هر کس مال حرامی را کسب کند خداوند هیچ صدقه و حج و عمره‌ای و صلهٔ ارحامی را (از هر مالی خرج کند و یا اگر از آن اموال در این راه خرج کند). قبول نمی‌کند[۱۷].
۳.نابودی اعمال صالح:همانطور که امام صادق علیه السلام فرمود هرگونه کار حرام انبوهی از اعمال صالح را در قیامت بی ارزش می‌کند[۱۸].
۴.قساوت قلب و عدم پذیرش حق؛ همانطور که دشمنان امام حسین علیه السلام در مقابل سخن حق آن بزگوار حتی سکوت هم نمی‌کردند که آن سخنان را بشنوند و آن بزرگوار علت عدم درک حق توسط آنان را آکنده بودن شکم‌های آنان از حرام معرفی فرمودند[۱۹].
۵. دشواری انجام اعمال نیک و نافرمانی جوارح و غرایز و طغیان ان ها[۲۰].
۶.عدم صرفهٔ اقتصادی در حرام خواری؛ زیرا امام صادق علیه السلام فرمود رزقی که سهم فرد باشد به او می‌رسد و اگر از راه حلال آن را بطلبد به آن می‌رسد و از راه حرام هم برود باز به همان می‌رسد[۲۱]. و فرمود مال حرام در نا به حق صرف می‌شود[۲۲].
۷. بی برکتی مال حرام؛ همانطور که رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم مال حرام را بدون برکت معرفی فرمودند[۲۳].و این دو سخن آن بزرگوار که فرمودند مالی که از حرام به دست آید خدای تعالی آن مال را در راه‌های بی فایده از بین می‌برد[۲۴].و صاحب آن را را فقیر می‌گرداند[۲۵].می‌تواند بیان مصادیقی از بی برکتی مال حرام باشد.همانطور که امام صادق فرمودند:مال حرام در ساخت و ساز و کشت و زرع (غیر ضروری و زائد بر نیاز). صرف می‌شود و این چنین بناهایی را «منتقمه» نام نهادند که به امر الهی مال حرام در آن‌ها تلف می‌شود و هرگز صرف چیز مفیدی حتی برای خوشی دنیوی فرد هم نمی‌شود[۲۶]. زیرا از نظر آن حضرت هر ساخت و سازی که زیاده بر نیاز باشد، وبال بر صاحبش در قیامت است[۲۷].

مصادیق حرامْ خواری ( مال و کسب حرام)

حرام، یا ذات و عین آن حرام است، مانند سگ و خوک و خاک و غیر این‌ها، یا به سبب صفتی که در آن پدید آمده حرام شده است، مانند شراب به واسطه آنکه مست کننده است و غذای مسموم و زهر آلود، یا به علّت خللی که در اثبات مالکیّت و تصرف آن رخ نموده است که این قسم آخر خود دارای اقسام بسیار است که در کتب فقه مذکور است[۲۸]. و به طور کلی هر مالی که از یکی از راه‌های کسب حلال نباشد ( «حلالْ خواری»: «مصادیق حلالْ خواری»).، یا جامع آداب و شروط نباشد را شامل است[۲۹]. اما می‌توان مهم‌ترین حرام‌هایی است که از طریق کسب قابل تحصیل است را به این شرح ارائه نمود:
۱.تصرف نامشروع در مال خدا و پیامبر و ائمه علیهم السلام مانند خمس و صدقاتی است که به امر آن بزرگواران جمع می‌شود و زیر نظر آنان مصرف می‌شود است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:این کار سرنوشتی جز جهنم هنگام ملاقات الهی برای فرد در پی نخواهد داشت[۳۰].
۲.تصرف نابه حق کارمندان حکومت در اموال دولت اسلامی؛ که مورد نهی پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلم است[۳۱].
۳.خوردن مال یتیم؛ که یکی از هفت گناه بزرگ است[۳۲].
۴.تصرف در مال دیگران با سوء استفاده از گریزگاه‌های قانونی و ظواهر حقوقی؛ که گرچه به ظاهر مالک آن مال است اما در واقع پاره‌ای از آتش جهنم است و قضاوت حاکم اسلامی نیز مجوزی برای این جرم نیست[۳۳].
۵.غصب زمین و ملک دیگران به زور:که حرام است[۳۴]. و رسول اکرم فرمودند:هر کس یک وجب زمین ناحق غصب کند خداوند آن را تا هفت زمین در قیامت بر گردنش می‌آویزد[۳۵].
۶.رباخواری؛ که قرآن کریم ربا را در حکم جنگ با خداوند متعال انگاشته[۳۶].و امام باقرعلیه السلام آن را را مصادیق مال حرام معرفی فرمودند[۳۷].
۷.رشوه؛ [۳۸].
۸.قمار:که قرآن کریم آن را پلید و از عمل شیطان و سبب دشمنی بین انسان‌ها دانسته[۳۹].و امام صادق علیه السلام فرمودند خوردن مال قمار نوعی حرام خوردن است[۴۰].
۹.اجرت نوشتن دعاها و تعویذات غیر توحیدی یا احیاناً مضر چون ایجاد تفرقه بین همسران و دعای محبت و ... که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آن را حرام دانستند[۴۱].
۱۰.حبس دستمزد کارگران و کارمندان: که خدای متعال فرموده است خود شخصاً در قیامت با چنین ظالمانی برخورد می‌فرماید[۴۲].
۱۱.گدایی؛ که مجاز نیست مگر برای کسی که در اثر تنگی معاش یا بدهی سنگین واقعاً نیازمند باشد (و توان کسب هم نداشته باشد).[۴۳].
۱۲. دزدی که رسول اکرم او را لعنت فرموده[۴۴]. و فرمودند ایمان در حال دزدی از او سلب می‌شود[۴۵].
۱۳. میراث خواری ناحق: به این معنی که ورثه برخی به سهم خود راضی نشده و سهم دیگران را هم می‌خواهند (به بهانه‌هایی که همواره هم وجود داشته است). تصاحب کنند[۴۶]. [۴۷].
۱۴. گم شده: که تصرف در آن حلال نیست و باید (طبق ضوابط آن). اعلام شود و اگر صاحب آن پیدا نشد صدقه داده شود[۴۸].
۱۵. هرگونه معامله از روی عدم رضایت؛ زیرا قرآن کریم فرمودند: مال مسلمان جز با رضایت او قابل تصرف نیست[۴۹].
۱۶. درآمد حاصل از هر معاملهٔ حرام؛ مانند فروش بت ها[۵۰].، مهر زن نابکار[۵۱]. و فروش اشیای عین نجس مانند سگ و خوک و شراب و وسایلی که مخصوص گناه باشند مانند آلات خاص قمار و لهو و هر چیزی که بدانیم در راه حرام صرف می‌شود مانند انگوری که می‌دانیم صرف شراب خواهد شد و نیز فروش مجسمه و اجرت گرفتن بر غنا و غش در معامله مانند مخلوط کردن آب و شیر[۵۲].
۱۷. مبادله و معامله بر روی مالی که خریدار بداند دزدی و نامشروع است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در این صورت این شخص هم که با مال خود آن مبادله را انجام می‌دهد حکم همان غاصب را خواهد داشت[۵۳].
۱۸.درآمدهای حاصل از رفتارهای حرامی که معامله را حرام و باطل می‌کند مانند تناجش؛ به معنی قیمت گذاری روی کالای کسی بر اساس تبانی قبلی بدون قصد خرید آن تا قیمت کالا را بالا ببرد و دیگران در آن قیمت گزاف رغبت کنند[۵۴]. غش و تلبیس در معامله [۵۵]. که فرد را از زمرهٔ مسلمانان بیرون می‌برد[۵۶]. و کم­فروشی که کم فروشان مورد تهدید خدای متعال و در معرض عذاب الهی هستند[۵۷].و گرانفروشی؛ زیرا هر کس در قیمت‌ها تصرفی کند که گرانی ایجاد کند، حق است بر خدا که او را در بدترین جای جهنم افکند[۵۸].
۱۹.مشاغل و حرفه­های حرام؛ یعنی تنجیم به معنی پیشگویی جزمی از حوادث جهان هستی مانند ارزانی و گرانی و کم حاصلی و پرحاصلی و زیادی باران و کمی آن، و غیر اینها از خیر و شر و نفع و در اثر تحلیل علمی حرکات فلکی و نظرات ستاره شناسی و اتصالات کوکبی با به این که که این قوای آسمانی و جوی در این عالم بطور مستقل یا با شرکت با خدای متعال می‌باشند، نه آنکه تأثیری به عنوان یک سبب که عطای الهی و همواره در اختیار اوست برای آنها معتقد باشد[۵۹]. و مجسمه سازی و هر نوع یاری ظالمان در کارهای ظالمانه شان (از جمله کارمندی در دستگاه حکومتی آنان). و خرید و فروش کتب ضلال که ضد عقاید مسلمانان است و سحر و شعبده و کهانت و اجرت گرفتن بر چیزی که واجب عینی یا کفایی است مانند غسل و کفن اموات و نیز بر تعلیم علومی که یاد گرفتن آنان بر هر مسلمان واجب است[۶۰].

راه‌های پرهیز از حرام خواری

۱.اصلاح نگرش خود نسبت به جریان روزی و معاش:زیرا خدای متعال به عظمت و جلال و نور و ارتفاع و کبریای خود سوگند خورده است که هیچ بنده‌ای خواست خود را بر خواست او مقدم نمی‌کند مگر این که امور او را از هم گسیخته نموده و دنیایش را واژگونه ساخته و قلبش را به آن مشغول می‌کند و بالاخره نیز تنها به آن چه برایش مقدر نموده است دست خواهد یافت اما هیچ بنده‌ای خواست خدای متعال را بر خواست خود مقدم نمی‌کند مگر این که فرشتگان را به حفاظت از او گمارده و آسمان‌ها و زمین را متکفل روزی او نموده و خود نیز در ماورای تجارت هر تاجری برای او خواهد بود (او را در نیازهای مالی و شغلی یاری خواهم داد؛ یا به شرف مشاهدات غیبی جمال الهی دست خواهد یافت).و دنیا نیز به راحتی در اختیار او قرار خواهد گرفت[۶۱].و رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبهٔ معروف خود در آخرین حجی که به جای آوردند، بنیان‌های دین خود را مجددا برای مردم بازگو نمودند و از آن جمله در نگرشی راهبردی در زمینهٔ معاش یک مسلمان فرمودند: روزی شما مقدر است و قطعاً به شما خواهد رسید هیچ کس نخواهد مرد تا روزی خود را به طور کامل مصرف کند؛ پس مبادا تاخیر آن شما را وادارد که از راه حران آن را دنبال کنید که تنها به آن قدری که برایتان مقدر شده خواهید رسید و تنها گناه آن بر دوشتان خواهد ماند و اگر صبر می‌کردید از راه حلال نیز به همان می‌رسیدید[۶۲].
۲.کسب و اشتغال:کسی که طالب سعادت باشد باید برای خود حرفه و کسبی قرار دهد که معاش او از آن طریق به دست آید. تا رد حرام نیفتد[۶۳].و تاکید فراوان اسلام بر کار و حرفه نیز به همین جهت است چنان که پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اگر کسی را می‌دیدند که شغل و حرفه‌ای ندارد، آن فرد از چشم ایشان می‌افتاد[۶۴].
۳. یادگیری احکام حلال و حرام: از لوازم حلال خوری این است که فرد علوم و احکام مربوط به شغل خود را بیاموزد[۶۵]. بر هر کس واجب است مسائل حلال و حرام مربوط به شغل خود را بیاموزد[۶۶]. چنان چه امام علیعلیه السلام در مواجهه با گروهی از تاجران تاکید داشتند ابتدا احکام را بیاموزید و سپس تجارت کنید[۶۷].
۴. صبر؛ زیرا به طور کلی صبر برای ایمان به منزلهٔ سر از بدن است [۶۸]. و د راین مورد خاص نیز امام رضا علیه السلام در توصیه‌هایی که به یکی از اصحاب خود فرمودند، صبر را قبل از توصیه به حلال خواری بیان نمودند[۶۹]. رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز حلال خواری را از مراتب صبر بر بندگی خدای متعال معرفی فرمودند[۷۰]. که البته این تلاش، فرد مسلمان را از بسیاری رذائل نفسانی که محصول مجاهده با تمایلات حرام خواری که همواره فرد را وسوسه می‌کند می‌رهاند.

مال شبهه ناک

حرام اگر چه همه اقسامش خبیث و پلید است لکن بعضی از آنها خبیث‌تر و پلیدتر است، چنانکه حرمت مالی که به وسیله معامله فاسد گرفته می‌شود با تراضی دو طرف مثل حرمت مال یتیمی که به قهر و سرکوبی گرفته شود نیست. همچنین مال حلال هر چند همه اقسامش خوب و پاک است، لکن برخی از آنها پاکیزه‌تر است. مال مشتبه همه‌اش مکروه است امّا کراهت بعضی شدیدتر است. همچنان که پزشک می‌گوید که هر شیرینی و حلوایی گرم است لکن بعضی در درجه اول گرم است و بعضی در درجه دوم و بعضی سوم و بعضی چهارم، همچنین است حرام، که بعضی در درجه اول خبیث و پلید است و بعضی در درجه دوم... و همین طور حلال در صفا و پاکی، و درجات شبهه در کراهت[۷۱].

درمان و جبران حرام خواری (ردّ مظالم مال حرام)

این گناه علاوه بر استغفار با شرایط آن یعنی «پشیمانی» از گناه و «تصمیم» بر عدم بازگشت که در هر گناهی باید انجام شود ( «توبه»).، نیازمند جبران مال حرام و بازپرداخت آن طبق ضوابط اسلامی است؛ زیرا رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:بازپرداخت یک دانگ حرام نزد خدا ارزش هفتاد هزار حج مقبول دارد[۷۲]. و هر کس از مال برادر ایمانی اش چیزی به ظلم گرفته است قبل از قیامت که هیچ درهم و دیناری مدارد و باید از حسنات خود به او بدهد و اگر حسنه‌ای نداشت از گناهان آن شخص بر دوش بگیرد از او حلالیت بطلبد[۷۳]. بنابراین، اگر صاحب مال حرام قابل شناسایی است باید به صاحبش بازگردد[۷۴]. و اگر دسترسی به صاحب آن ممکن نیست، باید از طرف صاحب آن به فقرا صدقه داده شود[۷۵]. و برخی معتقدند باید با اذن حاکم شرع به فقیر داده شود[۷۶]. و برخی اذن او را لازم نمی‌دانند[۷۷]. اما اگر نه صاحب آن مشخص است و نه میزان آن مال (مثلا تجارت حلال داشته و گاهی هم ربا با مالش مخلوط بوده و صاحب آن هم معلوم نیست). باید خمس آن مال مخلوط به حرام را بدهد[۷۸].

آسیب شناسی

البته پرهیز از مال مشتبه و تاکید بر حلال خوری نباید به «وسواس»و «رنج خود و دیگران»یا «بدبینی به مسلمانان و اهانت به آنان» بیانجامد.
وسواس در پرهیز از مال حرام و نیز مشتبه خواری از آسیب‌هایی است که ممکن است افراد متقی در رسیدن به این فضیلت اخلاقی یعنی ترک حرام خواری به آن مبتلا شوند. امام صادقعلیه السلام فرمودند: مومن در کنار شبهات توقف می‌کند[۷۹]. و رسول اکرم فرمودند: مومن در کسبش به کمترین شبهه‌ای راضی نمی‌شود[۸۰]. و آن چه مشکوک است را رها می‌کند تا در محرمات نیفتد زیرا حلال آشکار مشخص است و حرام آشکار نیز و کسی که مشتبهات را ترک کند، از محرمات نجات می‌یابد و کسی که در مشتبهات افتد، بسا در محرمات فرو افتد[۸۱]. و بر اساس این روایات نبوی، برخی از علمای اخلاق، تقوای صالحین را در این دانسته‌اند که نه فقط از محرمات آشکار بلکه از آن چه احتمال حرمت در آن وجود دارد پرهیز می‌کنند[۸۲]. اما همین بزرگان اخلاق تاکید نموده‌اند که پرهیز از مال مشتبه و تاکید بر حلال خوری نباید به وسواس و رنج خود و دیگران بیانجامد؛ مثلاً احتمال حرمت برای حلال مانند این که صیدی را احتمال دهد از تور صیاد گریخته آن محتمل را از حلال بیرون نمی‌آورد و مصداق پرهیز از مشتبه هم نیست زیرا این‌ها نوعی وسواس است[۸۳].همینطور احتمال حلیت برای چیزی که حرام است آن را در مشتبه وارد نمی‌کند بلکه در حرام باقی می‌گذارد مانند این که مالی که از پدری در اختیار تک فرزندش قرار گرفته و آن پدر به سفر رفته و فرزند احتمال دهد شاید پدر از دنیا رفته و این مال به من رسیده پس در آن می‌توانم تصرف کنم[۸۴]. و رسول گرامی خدا نیز دستور دادند وقتی برادر دینی شما (که ظاهرالصلاح است و ما نمی‌دانیم حرام خواری می‌کند اما ظواهر حاکی از حلال بودن درآمد او است). برای میهمانی ای دعوتتان کرد بروید و از مالش سوال نکنید که حلال است یا حرام[۸۵]. اما به عنوان یک نمونه از احتیاط پسندیده می‌توان دستور آن بزرگوار به فروشنده‌ای -که فرمودند توزین کن اما سنگین وزن کن- را نام برد[۸۶].

پا نویس

  1. انوری، حسن؛ فرهنگ سخن، تهران، انتشارات سخن، چ اول، 1383ش، ج 3، ص 2488
  2. طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر انتشارات اسلامی، قم، پنجم، 1417ق، ج 2، ص 51
  3. . نراقی، ملا احمد؛ معراج السعاده، انتشارات هجرت، چ پنجم، 1377، ص 442 و 443
  4. نراقی، ملامحمدمهدی؛ علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات).، ترجمه­ی سیدجلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت،چ چهارم، 1377، ج 2، ص 230
  5. نراقی، ملا احمد؛ پیشین، ص 440 - 441
  6. . ابو طالب مکی؛ قوت القلوب، دار الکتب العلمیه، بیروت، اول، 1417ق، ج 2، ص 479
  7. مومنون:51
  8. . فتال نیشابوری، محمد بن احمد؛ روضه الواعظین و بصیره المتعظین، انتشارات رضی، قم، چ اول، 1375ش، ج 2، ص 457.
  9. ابن همام اسکافی، محمد؛ التمحیص، مدرسه الإمام المهدی (ع). ، قم، اول، 1404ق، ص 75
  10. کلینی، ابو جعفر محمد بن یعقوب؛ الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چ‌چهارم، 1407 ق، ج 5، ص 124
  11. . فتال نیشابوری، پیشین، ج 2، ص 457.
  12. . همان.
  13. . مائده: 27
  14. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، دار الکتب الإسلامی، چ اول، 1407ق، ص153
  15. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، مؤسسه الطبع و النشر، بیروت، اول، 1410ق، ج 63 ص 314
  16. قضاعی، محمد بن سلامه، شرح فارسی شهاب الأخبار (کلمات قصار پیامبر خاتم ص).، مزکز انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چ اول، 1361ش،ص 50
  17. . طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، الأمالی، دار الثقافه، قم، چ اول، 1414ق، ص 680
  18. . کلینی، پیشین، ج 2، ص81
  19. مجلسی، پیشین، ج 45، ص8
  20. فیض کاشانی، ملامحسن؛ راه روشن(ترجمه المحجه البیضاء).، ترجمه­ی سید محمد صادق عارف، مؤسسه چ و انتشارات آستان قدس رضوی، چ اول، 1372 هجری شمسی، ج‏3، ص 237
  21. مجلسی، پیشین، ج100، ص103
  22. حرانی، ابن شعبه حسن بن علی؛ تحف العقول عن آل الرسول(ص).، انتشارات اسلامی، قم، دوم، 1363ش، ص321
  23. متقی هندی علاء الدین علی بن حسام؛ کنز العمال، داراحیاء التراث العربی، بیروت، اول، 1413ق، ج4، ص13
  24. قضاعی، پیشین، ص180.
  25. . طوسی ، امالی، پیشین، ص182
  26. صدوق، محمّد بن علی بن بابویه؛ معانی الأخبار، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چ اول، 1403 ق، ص 235
  27. برقی، احمدبن محمدبن خالد؛ المحاسن، دارالکتب الإسلامیه، قم، دوم، 1371ق، ج2، ص608
  28. نراقی، علم‌اخلاق‌اسلامی، پیشین، ج، 3، ص 225 و 226
  29. نراقی ملا احمد؛ پیشین، ص 447
  30. . قضاعی، پیشین، ص373
  31. ابو داوود سجستانی، سلیمان بن اشعث؛ سنن ابی داوود، بیروت، اول، 1421ق، ج 3، ص 186
  32. . نساء/2
  33. . بخاری، ابی عبدالله محمد بن اسماعیل؛ صحیح بخاری، دار الکتاب العربی، بیروت، 1431ق، ص 539
  34. علم‌اخلاق‌اسلامی، پیشین، ج 3، ص 225 و 226
  35. . صدوق، محمّد بن علی بن بابویه؛ من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم ، چ‌دوم، 1413ق، ج4، ص12
  36. بقره: 279
  37. کلینی، پیشین، ج 5، ص 126
  38. علامه حلّی، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی؛ تحریر الأحکام الشرعیه علی مذهب الإمامیه، مؤسسه امام صادق(ع).، قم، اول، 1420ق، ج 2، ص 262
  39. مائده: 90 و 91
  40. طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن؛ تهذیب الأحکام، دارالکتب الإسلامیه، تهران، ایران، ‏چهارم، 1407ق، ج 6، ص370.
  41. ابوداوود، پیشین، ج4، ص18
  42. بخاری، پیشین، ص 438
  43. . مغربی نعمان بن محمد تمیمی؛ دعائم الإسلام، دارالمعارف مصر، 1385ق، ج 2، ص63
  44. بخاری، پیشین، ص 1371
  45. کلینی، پیشین، ج 2، ص32
  46. . فجر: 19
  47. . طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر انتشارات اسلامی، قم، پنجم، 1417ق، ج20، ص283
  48. خمینی، سید روح اللّه موسوی؛ تحریر الوسیله، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم، اول، بی تا، ج2، ص 221 و 222
  49. . نساء /29
  50. . مغربی، پیشین، ج2، ص 18
  51. . صدوق، من لایحضره الفقیه، پیشین، ج 4، ص363
  52. خمینی، سید روح اللّه موسوی؛ تحریر الوسیله، پیشین، ج 1، ص 493 - 500
  53. صدوق، من لایحضره الفقیه، پیشین، ج 4، ص 15
  54. شعیری، محمد بن محمد؛ جامع الأخبار، انتشارات حیدریه، نجف اشرف، چ اول، بی تا، ص 284
  55. نراقی، علم‌اخلاق‌اسلامی، پیشین، ج 3 ص 225 - 226
  56. طوسی، تهذیب­الأحکام پیشین، ج 7، ص 12
  57. مطففین:1 - 3
  58. حاکم نیشابوری، حافظ ابی عبدالله محمد بن عبدالله؛ المستدرک علی الصححیین، دارالکتاب العربی، بیروت، 1429ق، ج 2، ص 13.
  59. . خمینی، سید روح اللّه موسوی؛ استفتاءات، دفتر انتشارات اسلامی، قم، پنجم، 1422ق، ج 2، ص353
  60. تحریر الوسیله، پیشین، ج 1، ص 493 - 500
  61. کلینی پیشین، ج 2، ص 335
  62. طوسی، تهذیب الاحکام پیشین، ج 6، ص 321
  63. . نراقی ملا احمد؛ پیشین، ص 447
  64. شعیری پیشین، ص 139
  65. . غزالی، محمد بن محمد؛ إحیاء علوم الدین، دار الکتاب العربی، بی تا، بیروت، چ اول، ج 4 ، ص 175
  66. تحریر الوسیله، پیشین، ج 1، ص 501
  67. . تهذیب پیشین، ج 7، ص 6
  68. . ابن اشعث، محمد بن محمد؛ الجعفریات (الأشعثیات).، مکتبه النینوی الحدیثه، تهران، چ اول، بی تا، ص 236
  69. کلینی پیشین، ج 2، ص 488
  70. طبرسی حسن بن فضل؛ مکارم الأخلاق، انتشارات شریف رضی، چ چهارم، قم، 1412ق، ص 446
  71. . نراقی، علم‌اخلاق‌اسلامی، پیشین، ج 3 ص 225
  72. . شعیری، پیشین، ص 157
  73. بخاری؛ پیشین، ص 489
  74. . علامه حلی؛ تحریر الاحکام پیشین، ج 5، ص 525
  75. بهجت گیلانی فومنی، محمد تقی؛ استفتاءات، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم، اول، 1428ق، ج 4، ص 316، مکارم شیرازی، ناصر؛ استفتاءات جدید، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع).، قم، دوم، 1427ق، ج 3، ص 561
  76. . نراقی، رسائل و مسائل 1/193؛ خامنه‌ای /219؛ تبریزی، جواد بن علی؛ استفتاءات جدید، قم، اول، بی تا، ج 2، ص 495، مکارم پیشین، ج 3، ص 561
  77. خمینی، استفتاءات، پیشین، ج 3، ص 576. بهجت استفتاءات، پیشین، ج 4، ص 316
  78. بحرانی، آل عصفور، یوسف بن احمد بن ابراهیم؛ الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، اول، 1405ق، ج 12، ص 364
  79. کلینی؛ پیشین، ج 1، ص 68.
  80. ابن همام اسکافی؛ پیشین، ص 75.
  81. طوسی، تهذیب الاحکام پیشین، ج 6، ص 303
  82. . فیض کاشانی، ملامحسن؛ المحجهالبیضاء، دفتر انتشارات اسلامی، چ چهارم، 1417 هجری، ج3، ص 211
  83. . فیض کاشانی، المحجه البیضاء پیشین، ج 3، ص 219
  84. . فیض کاشانی، المحجه البیضاء پیشین، ج 3، ص 220.
  85. حاکم نیشابوری؛ پیشین، ج 4، ص 99
  86. . ابو داوود؛ پیشین، ج 3، ص 332
منبع: سایت پژوهه - تاریخ برداشت: ۹۴/۱۱/۱۱


منکر اقتصادی