فرهنگ مصادیق:اطاعت از کفار

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اطاعت از کفار)
پرش به: ناوبری، جستجو
اطاعت از کفار

نویسنده: محمد نصّاری
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-25-10-95
کلیدواژه: اطاعت، کفار، عصیان، تبعیت، پیروی، غرب زدگی


چکیده

اطاعت و فرمانبرداری فقط حق خداوند است و به تبع آن، از کسانی که خداوند اطاعت از آنان را بر ما واجب کرده است. اما در طول تاریخ اسلام، اطاعت از کفار، توسط برخی مسلمانان صورت گرفته است و همیشه مورد نهی و نکوهش خداوند متعال بوده است. در این مقاله، به بررسی نهی از اطاعت کفار در آیات قرآن کریم و روایات، و همچنین علل اطاعت از کفار و بیان پیامدهای اطاعت از کفار، راهکار مقابله با این منکر پرداخته‌ایم.

مقدمه

اطاعت و فرمانبرداری از خداوند متعالی که خالق انسان و عالم به سعادت و شقاوت او می‌باشد، می‌تواند انسان را تا اعلی علیین بالا ببرد و در مقابل اطاعت و فرمانبرداری از غیر خداوند متعال و پیمودن هر راهی غیر از راه خداوند، می‌تواند انسان را تا اسفل سافلین بکشاند. خواه آن راه، راه کفار باشد، خواه راه شیطان و خواه راه هواهای نفسانی.
خداوند متعال در آیات قرآن کریم، ما را به اطاعت‌های مشروع دعوت کرده است اطاعت از الله و اطاعت از پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت ایشان (علیهم السلام). و ما را از پیمودن راه‌های باطل و اطاعت‌های نامشروع بازداشته است.

معنای لغوی و اصطلاحی واژه‌های «اطاعت» و «کفار»

اطاعت در لغت از ماده «طوع» است و همانگونه که در کتب لغوی متقدم آمده است به معنای انقیاد و فرمانبرداری می‌باشد:
صاحب کتاب گرانسنگ العین آورده است:
طاعت اسمی است برای آنچه که مصدرش اطاعت می‌باشد، و آن همان انقیاد و فرمانبرداری است. [۱]
همچنین ابن فارس در خصوص این ماده می‌نویسد:
طاء و واو و عین، اصل صحیح واحدی است که دلالت بر همراهی و انقیاد و فرمانبرداری دارد. گفته می‌شود: از او اطاعت کرد و از او اطاعت دارد، وقتی که به انقیاد او درآمد و به جهت انجام فرمانش، اقدام کرد. [۲]

اما در اصطلاح دین

اطاعت در اصطلاح دین به معنای فرمانبرداری بنده از مولا در تمامی اوامر و نواهی است به گونه‌ای که رفتار انسان، موافق با اراده مولا باشد.
مرحوم آیه الله علی فیض مشکینی در کتاب تحریر المعالم فی اصول الفقه می‌نویسد:
«بدان که اگر انسان به وجوب و یا حرمت کاری قطع پیدا کند و قطع وی نیز موافق با واقع باشد، در این صورت اگر بر وفق قطع خود عمل نمود، عمل او را طاعت حقیقی می‌نامند همانند کسی که به وجوب نماز جمعه قطع پیدا کند و آن را اقامه نماید و در واقع نیز واجب بوده باشد.» [۳]
مرحوم محمد حسین نجفی کلباسی نیز همین معنا را اخذ کرده است:
«طاعت عبارت است از انجام دادن آنچه که مورد رضایت مولا است.» [۴]
شیخ طوسی (رحمه الله) در تفسیر التبیان، در تعریف طاعت می‌فرماید:
طاعت عبارت است از عمل بر طبق اراده‌ای که انسان را به انجام فعل تشویق می‌کند. و تفاوت آن با اجابت، این است که در اجابت اراده مشوّق وجود ندارد هرچند که عمل بر طبق اراده صورت گرفته باشد. [۵]
همچنین حضرت آیت الله جعفر سبحانی در تعریف طاعت می‌فرماید:
«همانا حق طاعت عبارت است از تحمل مسئولیت بنده در مقابل مولا می‌باشد و لزوم کرنش او در برابر مولا به هر آنچه که بدان دستور داده و یا از آن باز داشته است.بنابراین طاعت، اختصاص به موارد تکلیف دارد.» [۶]
در خصوص مفهوم «کفار» نیز باید گفته شود که این واژه، جمع مکسر «کافر»، از ماده «ک ف ر» است. به جهت اینکه این واژه، واژه‌ای مأنوس و معروف است، توضیح چندانی نیاز ندارد. و صرفا به نقل معنای آن از یکی از کتب لغت اکتفا می‌کنیم.
ابن فارس در کتاب مقاییس اللغه در توضیح این واژه می‌نویسد:
کفر، ضد ایمان است و به جهت اینکه سرپوشی بر روی ایمان است به آن کفر گفته می‌شود. و همینطور کفران نعمت که به معنای انکار و پوشاندن آن است. [۷]

کافر در اصطلاح فقها

شهید ثانی نیز فرموده است: کافر کسی است که الوهیت یا رسالت پیامبر یا بعضی از آنچه که به نحو ضروری جزو دین دانسته شده را انکار نماید. [۸]
مرحوم امام خمینی (ره) نیز می‌فرماید: کافر کسی است که دینی جز اسلام را اختیار نماید یا آنکه اسلام را اختیار کند ولی آنچه که به نحو ضروری جزو دین دانسته می‌شود را انکار نماید به گونه‌ای که انکارش به انکار رسالت یا تکذیب نبی یا تنقیص شریعت مطهر او بازگشت نماید یا از او سخن یا کرداری صادر شود که کفر او را اقتضا نماید. [۹]
کفر، دارای اقسام و عللی است که توضیح آن خارج از توان این مقاله می‌باشد و برای مطالعه بیشتر در مورد آن، باید به کتب مفصل و یا مقالاتی که در این خصوص نوشته شده‌اند، مراجعه شود.

اقسام اطاعت

اطاعت، فرمان پذیری زیردست و دانی از بالادست و عالی است و اطاعت کردن، فقط از کسی پسندیده است، که بر انسان ولایت مشروع داشته باشد. و تفاوت آن با اجابت در این است که اجابت، قبول دعا و انجام کاری توسط بالادست در اثر درخواست فرودست است. اما تفاوت آن با تبعیت در این است که تبعیت، دنباله روی و پا جاپای کسی گذاشتن را می‌گویند.
اطاعت تنها از کسی نیکو است که بر مطیع، ولایت مشروع داشته باشد. ولایت؛ به مشروع، همچون ولایت خداوند بر انسان «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ» [۱۰] ، و ولایت غیر مشروع، همچون ولایت شیطان بر انسان «وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ» [۱۱] ، تقسیم می‌شود.
اطاعت بالاصاله از آنِ خداوند تبارک و تعالی است اما خداوند به جهت هدایت بشر و برقراری نظم در اجتماع، اطاعت از افرادی را مجاز شمرده است. بنابراین اطاعت از آنان در طول اطاعت از خداوند خواهد بود.
حضرت آیه الله محمد تقی مصباح یزدی در کتاب خداشناسی در این خصوص می‌نویسند:
«خداوند ولیّ حقیقی تمام موجودات هستی است؛ اما گاهی خداوند برای برخی از انسان‌ها که کمالات و شایستگی‌های ویژه‌ای دارند نیز جعل ولایت می‌کند و به آنها قدرت تصرف در جهان هستی، با اذن خود را می‌دهد. چنین انسان‌هایی به‌اذن خداوند می‌توانند تصرفاتی در عالم موجود بکنند.
وقتی می‌گوییم جز الله کسی حق قانون‎گذاری، فرمان دادن و اطاعت شدن بی‌چون و چرا ندارد، به معنای این است که هیچ‌کس مستقلاً از ناحیه خودش حق فرمان دادن ندارد؛ اما اگر خدا برای کسی این حق را قرار بدهد، اطاعت چنین کسی درواقع به اطاعت خدا بازمی‌گردد. در قرآن آمده است: وَمَا أرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّه [۱۲] ؛ «هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای اینکه مردم به‌اذن خدا از او اطاعت کنند».
همچنین اطاعـت از کسـانی که ازسوی پیامـبر(صلی الله علیه وآله) یـا امـام معصوم(علیهم السلام) به‌طور خاص یا با بیانی عـام در زمـان حضـور یا غـیبت نصب می‌شـوند، در امتداد اطاعت از پیامبر و «اولی‌الامر» است و همان‌گونه‌که وقتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) یا امام معصوم(علیهم السلام) در حیات خویش برای منطقه‌ای کسی را والی قرار می‌داد، اطاعت او بر مردم لازم می‌بود، در زمان غیبت هم «ولی فقیه» که ازسوی امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) برای رسیدگی به امور مردم در این زمان تعیین شده است، باید اطاعت شود و اطاعت از او درحقیقت اطاعت از خـدا، پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) است؛ چنان‌که در توقیع شریف امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) این مطلب ذکـر شده است: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیْهِم‏» [۱۳]
اما درحکم پیشآمدهای تازه به راویان حدیث ما رجوع کنید زیرا آن‌ها حجت بر شمایند ومن حجت برآنهایم‏.» [۱۴]

اطاعت مشروع و اطاعت غیرمشروع

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ... . [۱۵]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر را... .
در این آیه شریفه خداوند سه اطاعت مشروع را نام می‌برد و مسلمانان را به اطاعت از خود و اطاعت از پیامبر و اطاعت از اولوا الأمر فرمان می‌دهد. با توجه به اینکه اطاعت از اولوالأمر هم ردیف اطاعت از خداوند و اطاعت از پیامبر آمده است، مقصود از اولوالأمر مشخص می‌گردد. در این آیه شریفه اطاعت از خداوند و پیامبر به صورت مطلق و نامحدود آمده است از این نکته استفاده می‌شود که اولوالأمر را که هم ردیف خدا و پیامبر از آنان نام برده شده است، باید معصوم باشند و مصون از خطا و اشتباه.
بنابراین اطاعت از خداوند متعال، اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اطاعت از معصومین (علیهم السلام) نه تنها جزو اطاعت‌های مشروع، بلکه واجب می‌باشد.
خداوند در آیه دیگری از قرآن مجید می‌فرماید:
«وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» [۱۶]
ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن! بازگشت شما به سوی من است، و شما را از آنچه انجام می‌دادید با خبر خواهم ساخت‏.
خداوند در این آیه شریفه به صورت غیر مستقیم، اطاعت از پدر و مادر، البته به صورت مشروط فرمان داده است و می‌فرماید: «وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما» و اگر آن دو تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن. بنابراین طبق این آیه شریفه، اطاعت از پدر و مادر توصیه شده است و جزو اطاعت‌های مشروع می‌باشد البته در صورتی که اطاعت آنها منجر به نافرمانی و عدم اطاعت خداوند متعال نگردد.
اما در خصوص اطاعت‌های نامشروع، چند آیه از قرآن کریم را نقل می‌کنیم:
۱. «یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» [۱۷]
ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست‏.
۲. «وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» [۱۸]
این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید! و از راه‌های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‌سازد! این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید!
۳. «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ» [۱۹]
ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند
در آیه نخست، از پیروی شیطان نهی نموده، و او را دشمنی آشکار برای انسانها معرفی کرده است. اما در آیه دوم، از پیروی راه‌های پراکنده و انحرافی نهی شده و دلیل آن را دور ساختن انسان از طریق حق، می‌داند. منظور از راه‌های پراکنده و انحرافی، راه‌هایی است که با صراط مستقیمی که خداوند برای کمال و تعالی انسان قرار داده است، مختلف می‌باشند. و از آنجا که قرآن کریم، کفار را دشمنان خداوند متعال معرفی کرده است، پیروی از آنان نیز، پیمودن راه انحرافی به حساب می‌آید. در آیه سوم، خداوند حضرت داود را از پیروی هوای نفسانی، برحذر می‌دارد و می‌فرماید: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ». و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد.
بنابر این سه آیه کریمه، پیروی از شیطان، پیروی از دعوت کنندگان به راه‌هایی غیر از صراط مستقیمی که خداوند برای بشر قرار داده و پیروی از هوای نفس، از پیروی‌های نامشروع و گمراه کننده به حساب آمده است.
با توجه به اینکه آیه دوم، عام است و همه راه‌های غیر منتهی به کمال و سعادت ابدی بشر را شامل می‌شود، اطاعت از گنهکاران، اطاعت از منافقان، اطاعت از بیماردلان و ... را نیز شامل می‌شود.

نهی از اطاعت کفار در قرآن

خداوند متعال در چندین آیه قرآن کریم، مسلمانان و شخص پیامبر را به جهت عبرت آموزی مسلمانان، مورد خطاب قرار داده و آنان را از اطاعت کفار و منافقان برحذر داشته است. در برخی از این آیات، نتیجه پیروی از کفار را خسران و شکست و عقب ماندگی می‌داند و تنها خداوند تبارک و تعالی را ولی و سرپرست مسلمانان دانسته و به اطاعت از خود دعوت کرده است. در این مقاله به چند آیه به اختصار اشاره می‌شود:
۱. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا الَّذینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرینَ بَلِ اللَّهُ مَوْلَئکُمْ وَ هُوَ خَیرُ النَّاصرِین» [۲۰]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از کسانی که کافر شده‌اند اطاعت کنید، شما را به گذشته هایتان بازمی‌گردانند؛ و سرانجام، زیانکار خواهید شد. (آنها تکیه‌گاه شما نیستند،) بلکه ولی و سرپرست شما، خداست؛ و او بهترین یاوران است‏
تفسیر آیه:
آیه، نخست به مسلمانان اخطار می‌کند و از پیروی آنها بر حذر می‌دارد و می‌گوید: اگر از کفار پیروی کنید شما را به عقب برمی‌گردانند و پس از پیمودن راه پر افتخار تکامل معنوی و مادی در پرتو تعلیمات اسلام، به نقطه اول که نقطه کفر و فساد بود سقوط می‌دهند و در این موقع، بزرگترین زیانکاری دامنگیر شما خواهد شد چه زیانی از این بالاتر که انسان، اسلام را با کفر و سعادت را با شقاوت وحقیقت را با باطل معاوضه کند.
سپس تاکید می‌کند که شما بالاترین پشتیبان و بهترین یاور را دارید و می‌گوید:
" بَلِ اللَّهُ مَوْلاکُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرِینَ‏": خدا پشتیبان و سرپرست شما است و او بهترین یاوران است، یاوری است که هرگز مغلوب نمی‌شود و هیچ قدرتی با قدرت او برابری ندارد در حالی که یاوران دیگر ممکن است گرفتار شکست و نابودی شوند. [۲۱]
در آیه بعد، خداوند به سرانجام مؤمنان در اطاعت آنان از خداوند متعال و کافران در اطاعت آنان از غیر خدا اشاره می‌کند و به گونه‌ای دیگر مسلمانان را از اطاعت نامشروع برحذر می‌دارد:
۲. «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ» [۲۲]
خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.
تفسیر آیه:
در اینجا وضع مؤمنان و کافران را از نظر راهنما و رهبر مشخص می‌کند، می‌فرماید:" خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند" (اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا). و در پرتو این ولایت و رهبری" آنها را از ظلمتها به سوی نور خارج می‌سازد" (یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ).
ممکن است گفته شود که هدایت مؤمنان از ظلمتها به نور تحصیل حاصل است ولی با توجه به سلسله مراتب هدایت و ایمان، روشن می‌شود که چنین نیست زیرا مؤمنان در مسیر هدایت و قرب الی اللَّه، شدیدا محتاج راهنماییهای الهی در هر مرحله هستند، و نیازمند هدایتهای او در هر قدم، و در هر کار و برنامه‌اند، درست شبیه آنچه شبانه روز در نمازها می‌گوییم: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏،" خدایا پیوسته ما را به راه راست هدایت فرما".
سپس می‌افزاید:" اما کسانی که کافر شدند، اولیاء آنها طاغوت (بت و شیطان و افراد جبار و منحرف) هستند که آنها را از نور به سوی ظلمتها بیرون می‌برند" (وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ‏).
" به همین دلیل آنها اهل آتش‌اند و برای همیشه در آن خواهند بود" (أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ‏).
در این آیه شریفه، تشبیه" ایمان" و" کفر" به" نور" و" ظلمت" رساترین تشبیهی است که در این مورد به نظر می‌رسد نور، منبع حیات و همه برکات و آثار حیاتی و سرچشمه رشد و نمو و تکامل و جنبش و تحرک است نور، آرام بخش و مطمئن کننده و آگاه کننده و نشان دهنده است در حالی که ظلمت، رمز سکوت و مرگ، خواب و نادانی، ظلالت و وحشت می‌باشد ایمان و کفر نیز چنین هستند.
همچنین در این آیه و آیات مشابه آن در قرآن مجید، ظلمت به صیغه" جمع" آورده شده (ظلمات) و نور به صیغه" مفرد" و این اشاره به آن است که در راه حق، هیچگونه پراکندگی و دوگانگی وجود ندارد بلکه سراسر وحدت و یگانگی است. ولی باطل و کفر، مرکز انواع اختلافها و پراکندگیها است حتی اهل باطل در باطل خود هماهنگ نیستند و وحدت هدف ندارند درست مانند خطوط انحرافی است که در میان دو نقطه کشیده می‌شود که تعداد آن در دو طرف" خط مستقیم" بی‌شمار و نامحدود است. [۲۳]
۳. «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً» [۲۴]
بنا بر این از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن [قرآن‏] با آنان جهاد بزرگی بنما.
تفسیرآیه: در این آیه شریفه که مخاطب آن پیامبر اسلام می‌باشد، از اطاعت کفار نهی شده است و سپس فرمان جهاد با کافران داده شده است. نکته‌ای که در تفسیر این آیه وجود دارد مرجع ضمیر در «به» است. بنابر برخی تفاسیر، مرجع ضمیر در این آیه، «قرآن» است که از آیات سابق، قابل استفاده است. اما بنابر نظر برخی از علماء، مرجع ضمیر در این کلمه، قسمت اول آیه، یعنی «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ» است. بنابراین ترجمه آیه به این صورت خواهد بود: از کافران اطاعت مکن، و بوسیله عدم اطاعت از کفار، با آنان جهاد بزرگی بنما.
بنابراین عدم اطاعت از کفار، مصداق جهاد کبیر است. [۲۵]
این معنا در برخی تفاسیر آمده است:
صاحب تفسیر کنز الدقائق در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:
«وَ جاهِدْهُمْ بِهِ‏: بالقرآن. أو: بترک طاعتهم الّذی یدلّ علیه، فَلا تُطِعِ. و المعنی أنّهم. یجتهدون فی إبطال حقّک، فقابلهم بالاجتهاد فی مخالفتهم و إزاحه باطلهم». ‏ [۲۶]
مقصود از عبارت «وَ جاهِدْهُمْ بِهِ»، این است که با قرآن با کافران جهاد کن و یا اینکه مقصود این است که با عدم اطاعت از آنان با آنها جهاد کن. معنای دوم از عبارت «فَلا تُطِعِ»، قابل استفاده است. و معنای آن این است که آنها برای باطل کردن حق تو کوشش می‌کنند، بنابراین تو نیز با مخالفت با آنها و از بین بردن باطلشان، با آنان جهاد کن.
اطاعت از کفار در آیات متعدد مورد نکوهش قرار گرفته است که به جهت رعایت اختصار به ذکر دو مورد دیگر بسنده می‌کنیم:
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً» [۲۷]
ای پیامبر! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است‏.
«وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَ کَفی بِاللَّهِ وَکیلاً» [۲۸]
و از کافران و منافقان اطاعت مکن، و به آزارهای آنها اعتنا منما، و بر خدا توکّل کن، و همین بس که خدا حامی و مدافع (تو) است‏.

نهی از اطاعت کفار در روایات

در روایات صادره از اهل بیت (علیهم السلام)، به اطاعت از خداوند و اطاعت از آن کسی که خداوند متعال اطاعت او را واجب نموده، سفارش شده است. و در مقابل از اطاعت‌های نامشروع، همچون اطاعت کفار، اطاعت شیطان، اطاعت از هواهای نفسانی، اطاعت از حاکم ستمگر و ظالم و... نهی شده است. در خصوص تشبه به کفار، چند روایت را نقل می‌کنیم.
۱. عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: «إِنَّهُ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی فَتَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِی‏» [۲۹]
امام صادق(علیه السلام) فرمود: خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود: به مؤمنان بگو که لباس دشمنان مرا نپوشید و طعام دشمنان مرا نخورید و راه‌های دشمنان مرا نپیمایید و گرنه در زمره دشمنان من به شمار خواهید رفت.
توضیح روایت:
در این روایت، خداوند علاوه بر اطاعت کفار که از آنها به دشمنان تعبیر کرده است، تشبه به کفار را نیز نکوهش کرده است. نهی از اطاعت کفار را می‌توان از عبارت « وَ لَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی» استفاده کرد و ترجمه دقیق آن این است: دنباله رو دشمنان من نباشید. و به عبارتی دیگر: پا جاپای دشمنان من نگذارید. که تعبیری دیگر از عدم اطاعت دشمنان خداوند و یا همان کفار می‌باشد. و اما عبارات دیگر روایت، یعنی: «لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی» و «وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی» به جهت نفی تشبه مومنان به کافران است هرچند که از نفی تشبه نیز می‌توان عدم اطاعت را حداقل در موارد نفی شده، استفاده کرد. در پایان روایت، خداوند متعال، نتیجه این تبعیت از کفار و دشمنان خود را دشمنی مومنان با خداوند می‌داند و این به معنای خروج ایمان از دلهای مومنان است که پس از تغییری کامل، انسان به جرگه دشمنان خداوند تبارک و تعالی می‌پیوندد.
۲. عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: «لَا یَذْهَبْ بِکُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ». [۳۰]
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: مذاهب و راه‌های باطل شما را به گمراهی و ضلالت نیفکند بخدا قسم شیعه ما نیست مگر آن کس که خداوند متعال را اطاعت نماید.
توضیح حدیث:
امام باقر (علیه السلام) در این روایت، شیعیان واقعی را کسانی می‌داند که فقط از خداوند متعال اطاعت می‌کنند. با این بیان، تمامی اطاعت‌های نامشروع نفی می‌شوند که اطاعت از کفار از جمله آنهاست.

علل اطاعت از کفار

در دنیای امروزی با توجه به تنوع وسایل اطلاع رسانی و گسترش فعالیت‌ها در فضای مجازی و امکانات متنوعی که در خدمت کمپانی‌های بزرگ فیلم سازی و خبرگزاری‌های مختلف وجود دارد، جهان غرب در چشم فرد مسلمان، بسیار ایده آل و مطلوب نمایان می‌کند. جهانی که به ادعای سیاستمداران غربی در اثر جدایی دین از سیاست و از دوره رنسانس ایجاد شده است. آنها با این شعار، و با تبلیغات گسترده، سعی دارند به جوان مسلمان القاء کنند که بهشتی که در آرزوی آن هستید، هم اینک در غرب وجود دارد و دیگر اینکه، این زندگی سراسر راحتی و خوشی، در اثر دوری از خداوند و تعالیم دینی به وجود آمده است.
متاسفانه برخی مسلمانان با نگاهی از دور، این کشورها را بهشت گمشده خود تصور می‌کنند و به دنبال فراگرفتن آموزه‌ها، قوانین و تکنولوژی‌های آنان می‌روند. و خوب و بد آنان را با هم، خوب می‌پندارند. اولین آموزه‌هایی که این جهان سراسر فریب و نیرنگ بر آن استوار است، دوری از خداوند متعال، تکذیب آخرت و نگاه مادیگرانه به جهان هستی است.
بنابراین از جمله علل و عوامل اطاعت مسلمانان از کفار، فریفتگی و تصور غیر واقعی از دنیای آنان، دلبستگی به دنیا، نگاه مادیگرایانه به جهان هستی، خودباختگی برخی مسلمانان در برابر کفار، عدم شناخت صحیح از تعالیم و برنامه‌های سعادت بخش دین مبین اسلام و عدم اعتقاد به جهان آخرت می‌باشد.

روش‌های امروز کفار برای اطاعت پذیری مردم

در قالب مصوبات بین المللی

امروزه کفار با در دست گرفتن سازمان‌های بین المللی؛ همچون سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل و... با تصویب برخی قوانین، هزینه‌های هنگفتی را برای کشورهای مخالف خود ایجاد می‌کنند. مصوبات سازمان ملل و یا شورای امنیت، هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و در برخی موارد نظامی برای سایر کشورها ایجاد می‌نماید. آنها با این مصوبات سعی می‌کنند با تحت فشار قرار دادن کشورهای مخالف، آنها را مجبور به اطاعت از خود نمایند.

در قالب ایجاد نیاز و ضرورت زندگی اجتماعی

امروزه غرب و شرق با استفاده از تکنولوژی، مصرف گرایی و... سعی در مطیع کردن کشورهای مسلمان و مخالف خود دارد. استفاده از اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و پیام رسان، گوشی‌های هوشمند، وسایل پیشرفته زندگی و... منوط به کسب اجازه و رضایت آنان است. زمانی که انسان مسلمان خود را بی نیاز از دستآوردها و تکنولوژی کفار نداند، به جهت استفاده از این ابزار، سعی خواهد کرد تا رضایت آنان را جلب نماید و بدیهی است که بنابر آیه شریفه ۱۲۰ سوره مبارکه بقره، رضایت آنان منوط به اطاعت از آنان می‌باشد:
«وَ لَنْ تَرْضی عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ»
هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

در قالب فیلم و رسانه

کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی همچون هالیوود، کار هنری خود را در خدمت سیاست و تبلیغ فرهنگ غربی به کار گرفته‌اند. انسان مسلمان با دنبال کردن این فیلم‌ها و رسانه‌های کفار، با مرور زمان، فرهنگ خود را ناقص و غیر صحیح می‌پندارد و در مقابل، تصور غیر واقعی از دنیای غرب در ذهن او شکل خواهد گرفت. چنین شخصی خود را تهی می‌انگارد و سعادت و خوشبختی را در تبعیت از کفار تصور می‌کند.

در قالب تخریب زیرساخت‌های استقلال کشورهای اسلامی

کفار با بهانه‌های واهی و دروغین، تلاش می‌کنند زیرساخت‌های کشورهای اسلامی را از بین ببرند به جهت اینکه مسلمانان برای گذراندن زندگی خود، نیازمند آنان باشند تا بتوانند تامین نیازهای آنان را مشروط به اطاعت از خود کنند. گاهی به بهانه تسلیحات هسته‌ای به عراق حمله می‌کنند، گاهی به بهانه طالبان و تروریسم به افغانستان هجوم می‌آورند، گاهی به بهانه حقوق بشر در سوریه جنگ به راه می‌اندازند و ... .
در این جنگ‌ها، منابع طبیعی آن کشورها را به غارت می‌برند و به بهانه ایجاد امنیت، تا سالیان سال، آن کشورها را تصرف و ضمن تبلیغ فرهنگ غربی، هزینه‌های هنگفتی را متوجه آن کشورها می‌سازند.

در قالب تهدید و تطمیع

همیشه تهدید و تطمیع مسلمانان در برنامه کشورهای مدعی حقوق بشر، وجود دارد. آنان با استفاده از روش‌های چهارگانه‌ای که بیان کردیم، با تهدید و تطمیع، ضمن ایجاد فضای رعب و وحشت و ناامنی در بین ملت‌های مسلمان، آنان را به اطاعت از خود وا می‌دارند. با تهدید کشورها به جنگ، فضایی ناامن و غیر قابل اعتماد در آن کشورها ایجاد می‌کنند. کمترین نتیجه‌ای که از این روش عائد آنان می‌شود این است که ملت‌های مختلف به مرور زمان، از وضعیت ایجاد شده خسته می‌شوند و به حکومت‌های خود برای اطاعت از آنان، فشار خواهند آورد.

برخی پیامدهای اطاعت از کفار در زندگی امروزی

زمانی که فرد مسلمان در اثر عواملی چون خودباختگی دینی و عدم شناخت صحیح از تعالیم و برنامه‌های سعادت بخش دین مبین اسلام، زندگی در جهان کفر را مدینه فاضله بداند و در آرزوی داشتن زندگی پیشرفته و راحتی، همچون زندگی آنان باشد، دانسته و یا نادانسته، کفار را الگوی خود قرار می‌دهد و سعی خواهد کرد تا در زندگی خود، از آنان الگو برداری نماید. بنابراین نحوه زندگی خود را با مرور زمان تغییر می‌دهد. نحوه پوشش خود را، نحوه غذا خوردن خود را، نحوه تعامل با خانواده و اجتماع، و مهم تر از همه، اعتقاد و طریقه تفکر خود را درباره اصل زندگی و چگونگی آن و وظایف و تکالیفی که بر عهده دارد را از کفار، الگو برداری می‌کند.
در زندگی این مسلمان، نتایج و پیامدهای این الگوبرداری غیرصحیح و اطاعت نامشروع با مرور زمان، نمود پیدا می‌کند پیامدهایی همچون: عدم تقید به تعالیم دینی، بی بندوباری، اسراف، نسخه برداری از زندگی غربی، اعتقاد و اعتماد غیرعقلایی به قوانین و تعالیم غربی، دوری از خدا، خروج از ولایت رب، عقب ماندگی دنیوی، عدم کسب استقلال و تابع غرب بودن در زندگی و... .
غافل از اینکه بنابر تعالیم الهی قرآن کریم، سرنوشت اینگونه افراد، سرنوشتی شوم و ننگین خواهد بود. همانگونه که در آیات ۱۴۹-۱۵۰ سوره آل عمران؛ ۲۵۷ سوره بقره و ۳۹ سوره مبارکه نور، خداوند متعال مسلمانان را از اطاعت کفار برحذر می‌دارد.

راهکار مقابله با این منکر

به جهت گرفتار نشدن در این منکر، باید شناخت کامل و صحیحی از دین اسلام و تعالیم حیات بخش آن به دست آوریم یا خود مجتهدانه آن را بشناسیم و یا اینکه مقلدانه از اسلام شناس امین اطاعت کنیم و فهم صحیحی از برنامه‌های دنیوی و اخروی دین مبین اسلام حاصل نماییم. تا در تبلیغات دروغین و اغوا کننده کفار و مشرکان گرفتار نشویم و با اندک شبهه و پرسشی، سعادت دنیا و آخرت خود را ارزان نفروشیم و به اطاعت اغیاری که در روایات اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان دشمن خداوند معرفی شده‌اند، [۳۱] درنیاییم.

منابع مفید جهت مطالعه بیشتر

۱. نرم افزار جامع التفاسیر، [۳۲] ذیل آیات مربوطه در تفاسیر
۲. سید محسن خرازی، مقاله تشبه به کفار و پیروی از آنان، مجله فقه اهل بیت (علیهم السلام)، پاییز ۱۳۷۷، شماره 15
۳. حسین علی احمدی، مقاله قاعده فقهی نفی سلطه کافر بر مسلمان، مجله درسهایی از مکتب اسلام، شهریور۱۳۸۳، شماره 6

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. جامع التفاسیر، طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن
۳. جامع التفاسیر، طبرسی، مجمع البیان
۴. جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه
۵. جامع الاحادیث، مجلسی، بحار الأنوار
۶. جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، ترجمه قرآن
۷. زارع پور، مقاله اطاعت در قرآن(؟؟؟؟؟؟)
۸. تشبه به کفار در پوشش، زین العابدین نجفی، آرایش و آداب و رسوم از منظر فقه امامیه، مجله انسان پژوهی دینی، بهار و تابستان ۱۳۸۵، شماره ۷و8
۹. القاموس، حسن بن عبدالله عسکری، الفروق فی اللغه
۱۰. القاموس، ابن فارس، معجم مقاییس اللغه
۱۱. القاموس، ابن منظور، لسان العرب
۱۲. القاموس، احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی
۱۳. جامع الاحادیث، علی‌بن‌عیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه
۱۴. جامع الاحادیث، محمـدبن‌علـی‌بن‌بابـویـه قمـی (شیـخ صـدوق)، کمال الـدین وتمام النعـمه
۱۵. جامع الاحادیث، قطـب‌الـدیـن سعیدبن‌هبه‌الله راوندی، الخرائج
۱۶. جامع الاحادیث، ابوعلی فضل‌بن‌حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی
۱۷. جامع الاحادیث، ابوجعفر محمدبن‌حسن‌بن‌علی طوسی، الغیبه
۱۸. مصباح یزدی، خداشناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، تابستان86

پانویس

  1. «و الطَّاعَه اسم لما یکون مصدره الإِطَاعه، و هو الانقیاد» خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج‏2، ص209
  2. «الطاء و الواو و العین أصلٌ صحیح واحد یدلّ علی الإصحابِ و الانقیاد. یقال طاعَه یَطُوعه، إذا انقاد معه و مضی لأمره‏» ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج‏3، ص431
  3. اعلم انه اذا قطع الانسان بوجوب فعل او حرمته و کان قطعه مصیبا فان عمل علی وفق قطعه سمی عمله طاعه حقیقیه، کمن قطع بوجوب صلاه الجمعه فاتی بها و کانت واجبه فی الواقع. علی مشکینی، تحریر المعالم فی اصول الفقه، ص145
  4. الطاعه عباره عن الاتیان بمطلوب المولی. تقریرات محمد حسین نجفی کلباسی، وسیله الوصول الی حقائق الأصول، ج‏1، ص184
  5. «الطاعه موافقه الاراده المرغبه فی الفعل، و بالترغیب ینفصل من الاجابه، و إن کان موافقه الاراده حاصله» شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص 14
  6. إنّ حقّ الطاعه عباره عن تحمّل العبد مسئولیه أمام المولی، و لزوم مثوله بین یدیه فیما أمر به أو نهی عنه، فتختص بالطبع بموارد التکلیف. جعفر سبحانی، رسائل اصولیه، ص 81
  7. «الکُفْر: ضِدّ الإیمان، سمِّی لأنّه تَغْطِیَهُ الحقّ و کذلک کُفْران النِّعمه: جُحودها و سَترُها»ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج‏5، ص191
  8. شهید ثانی، روضه، ج 1، ص 27
  9. امام خمینی، تحریر، ج 1، ص 114
  10. البقره، 257
  11. البقره، 257
  12. نساء،64
  13. جامع الاحادیث، محمـدبن‌علـی‌بن‌بابـویـه قمـی (شیـخ صـدوق)، کمال الـدین وتمام النعـمه، ج2، ص484؛ قطـب‌الـدیـن سعیدبن‌هبه‌الله راوندی، الخرائج، ص1114؛ ابوعلی فضل‌بن‌حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ص452؛ ابوجعفر محمدبن‌حسن‌بن‌علی طوسی، الغیبه، ص291؛ علی‌بن‌عیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج2، ص531؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج2، ص90؛ و همان، ج75، ص380.
  14. مصباح یزدی، خداشناسی، ص70 -74
  15. النساء، 59
  16. العنکبوت، 8
  17. البقره، 168
  18. الأنعام، 153
  19. ص، 26
  20. آل‌عمران، 150- 149
  21. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏3، ص 124
  22. البقره، 257
  23. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏2، ص 284
  24. الفرقان، 52
  25. آیت الله سید ابوالحسن مهدوی به نقل از مقام معظم رهبری. http://www.rasanews.ir/detail/news/454940/75
  26. قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب،ج‏9، ص 409
  27. الأحزاب، 1
  28. الأحزاب، 48
  29. جامع الاحادیث، ابن بابویه، علل الشرایع، ص 348- جامع الاحادیث، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص385 - جامع الاحادیث، شیخ طبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ص325
  30. جامع الاحادیث، علامه مجلسی، بحار الانوار، ج‏67، ص 95
  31. جامع الاحادیث، ابن بابویه، علل الشرایع، ص 348- جامع الاحادیث، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص385 - جامع الاحادیث، شیخ طبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ص325
  32. نرم افزاری جامع از تفاسیر شیعه و اهل سنت می‌باشد و توسط مرکز تحقیقات علوم قرآنی نور تهیه و توزیع شده است.