بوستان:مثل ها و پندها جلد 6

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
مثل ها و پندها جلد 6
خدا ، آرامش دلها

اسباب بازی

الا بذکر الله تطمئن القلوب قلبی را که خدا در درون انسان آفریده ، ناآرام خواهد بود . تا وقتی که آشنا به یاد خدا شود . هر چیزی که به قلب بدهند سیر نمی شود و تسلی پیدا نمی کند . تنها به یاد خدا است که قلب ،آرامش پیدا می کند . گاهی بچه ها بهانه ی پدر می گیرند ، هر اسباب بازی که به آنها می دهید باز تسکین پیدا نمی کنند ، هر وعده که به آنها می دهید ،آرامش پیدا نمی کنند و گریه می کنند . همسایه می پرسد چرا گریه می کند ؟ می گویید : بهانه ی پدر گرفته است . قلب مومن هم نسبت به خدا چنین است بهانه ی خدا می گیرد و هرچه از دنیا را به این مومن می دهند ، آرام نمی گیرد . مثل بچه ها که گاهی لج می کنند و یک ساعت پا به زمین می زنند و گریه می کنند و هر چه به آنها می گویند بس کن ، بس نمی کنند . شما هم خسته می شوید . مومن هم گاهی لج می کند . یعنی به او عزت دنیا می دهی ، نگاهی به آن می کند و می اندازد بیرون ، مقام و قدرت و پول و باغ و ماشین می دهی ، همسر و بچه می دهی ، هر چه می دهی _ مثل بچه ای که از بازیچه ها سیر شده باشد_ با هیچ یک آرامش پیدا نمی کند . قلبی خدا به انسان داده ، که جز به خدا به هیچ چیز دیگری انس پیدا نمی کند و سرگرم نمی شود .

پیوند با خدا

چاه و استخر یک چاه را با یک استخر بزرگ مقایسه کنید . به چاه نگاه می کنید ، دو یا سه متر بیشتر آب ندارد . اما وقتی با تلمبه از آن یک سال هم آب کشیدی ، آبش تمام نمی شود . هزار استخر را می توان با آن پر کرد . مومن چون به خدا وصل است ، اگر چه به نظر حقیر و کوچک بیاید ، اما تمام شدنی نیست . کافر اگر چه به اندازه یک دریاچه به نظر وسیع آید ، اما چون به جایی وصل نیست ، اگر از آن برداری تمام می شود و خشک می گردد . چاه یا حوضی که به اقیانوس وصل است ، تمام نمی شود ، اما دریاچه ای که به اقیانوس وصل نیست ،تمام می شود . در حالی که به نظر می آید که یک حوضچه کوچک است و آن یک دریاچه وسیع ! مومن به خاطر این که به خدا وصل است ، عزت پیدا می کند . مشرک را خدا به او اجازه نداده که به او وصل شود . این آلوده و پلید است . تا پاک و موحد نشود ، نباید به ما وصل بشود .

حکومت مردمی

دیوار راست

هر انسانی احساس می کند، چون انسان است، حقوقی دارد. همین احساس را اگر برای دیگران هم قبول کند، مثل آجری است که بر روی یک آجر دیگر بگذارند و با شاغولی آنها را بالا بیاورند . که سنگینی آجرها بر روی هم ضامن استقامت آنها می شود . اما اگر ما این آجرها را کج روی هم بگذاریم و به طور مثال ، اگر ابعاد اولی 20 سانتی متر باشد ، وقتی دو متر دیوار رابالا آوردیم و 20 سانتی متر از مرکز ثقل خودش دورتر شده باشد ، دیگر در این جا چون فشار جاذبه و ثقل ، منطبق بر پایگاه ایستادگی نیست ، ریزش می کند . علت ریزش دیوار کج ، این است که فشار ثقل ، منطبق بر پایگاه و تکیه گاه نیست . در نظامی که متکی به انسانهای متعهد و مسئول نیست ، طبیعتا نحوه ی قرار گرفتن انسانها در کنار هم شاغول نیست . پس امیدی به بقاء آن هم نیست . طرف می خواهد زنده باشد ، اما ملاحظه حقوق دیگران را نمی کند . و در راستای دیگران نیست . همه در یک راستا و در یک امتداد نیستند ، وقتی از مجموعه آنها یک نظام به وجود می آید ، این نظام ، دیوار کج است و اگر آن را به حال خود بگذارند ، ریزش می کند ، حتما باید به کمک یک نیروی خارجی این دیوار را نگه بدارند . نظامهایی که بر انسانهای خدا دوست و خدا پرست و خدا شناس تکیه ندارند و در نهاد انسانها خدا دوستی فراموش شده ، مثل دیواری است که به سمت چپ یا راست ، گردش کرده. در این حالت ناچارند با کمک چیز دیگری ، این نظام را حفظ کنند . بعضی از نظامها با دولت سالاری و به کمک دیکتاتوری دولت ، می خواهند کار بکنند ، این تکیه گاه ندارد . چون طبیعتا از دیکتاتوری می خواهند استفاده کند و با نیروی جاسوسی ، نیروی نظامی قوی و نظم خشن ، می خواهند نظام را حفظ نمایند . پایه ی بعضی هم بر دولت سالاری نیست ، بلکه بر پایه سرمایه سالاری است . نه به عموم و مردم . اینها اگر چه دیکتاتوری رسمی و خشن علنی ندارند ، اما مردم را به وسیله تطمیع یا مشغول کردن به مسائل گوناگون ، حفظ می نمایند . اما در آنجا که انسانهای موحد بر اساس احترام به حقوق یکدیگر ، نظامی راتشکیل داده اند ، دیگر به تهدید و تطمیع نیاز ندارند و بدون استفاده از اینها ، نظامشان سر پا می ماند . این نظام تکیه بر مردم دارد . چرا ؟ چون مشکلات مردم به وسیله تعهد حل می شود و خود بخود می توانند حفظ بشوند و سر پا بمانند . علی علیه السلام تعبیر می کند که : « اصل ، مردم است » و به مالک اشتر می فرمایند : تو تکیه بر مردم و عامه داشته باشد . چون خرجشان کمتر و کمشکان بیشتر است ، خدمتشان کمتر ، بخصوص آنجا که به صورت دولت سالاری و سرمایه سالاری ظهور کند . کشف این قضیه که در انسان ، نیرویی است که اگر با آن کار بشود ، این انسانها می توانند جامعه ی بی نیاز از دیکتاتوری و تزویر بسازند . عینا مثل کشف قوه بخار است . وقتی این نیرو کشف شد ، ماشینها ساخته شد و مثل کشف قوه جاذبه و کشف قدرت انرژی خورشیدی و قدرت الکتریسیته است ، که از وقتی کشف شدند ، با اینها ما همه ی وسائل را ساخته ایم . این نیرو را ما وقتی در وجود خودمان شناختیم ، و پی بردیم که از طریق آشنایی با خدا می شود خیلی از مسائل را حل کرد ، مشکلات حل می شود .

کنترل و قدرت اجتماعی

ترمز و دوچرخه

یک روز بچه های من در خانه دوچرخه بازی می کردند ، بچه ی بزرگتر خورده بود به یک بچه ی دیگر . پرسیدم چرا چنین شد ؟ در جوابم گفت : که چرح من لنت ترمزش افتاده ترمز نمی گیرد . به بچه دیگر هم که با دوچرخه می رفته ، گفتم: خوب ، چرخ تو هم که ترمز ندارد .آن کودک گفت : این دو چرخه کوچک است ، چرخ کوچک که ترمز نمی خواهد ، چرخ بزرگ ترمز می خواهد . خوب ، شما هم دیدهاید که برای دوچرخه های بزرگ ترمز می گذارند ، نه برای دوچرخه های کوچک . خداوند متعال دارد از ما سند می گیرد . که بچه های ما هم اگر بخواهند بگویند نمی دانیم ، نمی توانند بگویند . بچه هفت ساله بخوبی می فهمد که دوچرخه وقتی بزرگ می شود ، قدرتش زیاد می شود ، پس باید ترمز داشته باشد . اگردوچرخه کوچک بی ترمز بازد ،اشکالی ندارد ، چون سرعتی ندارد که بخواهد کنترلش کند . هر چه قدرت چرخ بیشتر بشود ، باید ترمز او هم قوی تر باشد و شما وقتی قدرتی به چنگ می آورید ، باید ترمزی هم داشته باشید . چطور برای دوچرخه اگر درجه اش برود بالا ، ضرورت ترمزش را بچه هفت ساله هم می فهمد ، اما وقتی علم انسان و قدرت او بالا می رود ، ترمز نمی خواهد ؟ چرا کسی را به قدرتی مجهز می کنیم ، بی ترمز؟ در ماشینها هر جه قدرت بال می رود ،ترمز قوی تری برای آن می گذاریم . خداوند به انسان قدرتی داده که وارد کره ی ماه می شود و به سمت سیارات دیگر سیر می کند ، قدرت شکافتن کوه ها و خارج شدن از فضای جاذبه زمین ، قدرت این که شهری را خاکستر کند دارد ، ولی کو ترمزش ؟!..

رابطه ظلم و جهل

آجر و ساختمان

ریشه ی ظلم و ظالم نا آگاهی مظلوم است . مظلوم ناآگاه ، آلت دست ظالم و تحت تبلیغ ، تهدید و تزریقات سوء او قرار می گیرد . هر فردی را که آگاه کردی دیگر ظلم را تحمل نمی کند و حالت پرخاشگری دارد . مثل این که شما یک دانه آجر از یک ساختمان بیرون بکشید ، در این صورت فرو ریختن آن قطعی است .



پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله حائري شيرازي / © 1386

www.HaeriShirazi.ir © 2006.  All Rights Reserved
بازگشت به گلشن پیام