دانشنامه:شیوه نامه

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
معرفی‌ دانشنامه امر به‌ معروف و نهی از منکر

فصل نخست: شیوه‌نامه تدوین دانشنامه فریضتین

محتویات

مقدمه

از موضوعات فراموش شده در ساحت‌های علمی و عملی جوامع اسلامی موضوع امر بمعروف و نهی از منکر- فریضتین- است. مسلمانان پس از رحلت پیامبر گرامی و با تسامح مصلحت اندیشانه درمطالبه معروف اصلی- سپردن امانت به امانت‌دار- و مداهنه در برابر منکر بزرگ- پیروزی ارزش‌های طبقاتی و قومی بر ولایت الهی- ، سرگرم معروف‌ها و منکرهای فرعی- معلول‌ها- شدند و به تدریج زمینۀ نا کارآمدی این دو فریضه که در واقع اساسی‌ترین وظیفه حاکم دینی و ضامن اجرای قوانین و فرائض دیگر بود فراهم گردید.
با توجه به جایگاه هدایت گرانه‌ وتربیتی حاکمیت دینی، اقدام به فریضتین در مرتبه‌ نخست وظیفه‌ حاکم دینی است تا در تحقق معروف و پاسداشت آن مصرانه پای در میدان نهد و ریشه منکرات و ناشایستی‌ها را بخشکاند و متقابلا مردم را به امور پسندیده و شایسته دعوت و وادار سازد و از دست یازیدن به ناشایستی‌ها باز دارد. امیر المومنین (علیه السلام) می‌فرماید:‌« اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولَ بِالرِّسَالَه وَ أُولِی الْأَمْرِ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ » (کافی1: 113). حکومت باید معروف‌ها و منکرها را در حوزه‌های مختلف، متناسب با اهداف، اغراض، مصالح و مفاسد تعریف شده در آن حوزه، دسته‌بندی و به صورت شرح وظائف- بایدها و نبایدها- برای حوزه مربوط تدوین و با ارائۀ راه‌کارهای عملی و انضباطی، اجرای آنها را از ماموران حکومتی و مردم، متناسب با مقام و نقشی که دارند مطالبه نماید. البته مردم نیز متقابلاً وظیفه دارند همواره خواستار اجرای قوانین مصوب، تحقق نیکی‌ها و امتناع و منع از زشتی‌ها، توسط مردم و نهادهای حکومتی باشند و خود در تحقق فریضتین یار و یاور همدیگر باشند: ۞وَ المُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولیآءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ ۞ (توبه: 71)
ضرورت و ساختار فوق به تدریج تغییر وضعیت داد و این مطالبه گری متقابل تبدیل به راهکاری فردی برای رفع تکلیف و تزهد و تنزه گردید. و موضوعی که أسمَی الفرائض بود و باید حامی، ناظر، دستیار و ضامن اجرای قوانین دیگر می‌بود، در ردیف قانون‌های فردی و عادی تنزل یافت و با شکل‌گیری اندیشه‌ جدایی دین از سیاست، معروف و منکر [۱] در واجبات و محرمات فردی و عبادی- اخلاقي-منحصر گردید و امر بمعروف و نهی از منکر نیز از یک حق فراگیر و ضروری و متناسب با جایگاه فردی و اجتماعی یکایک مسلمانان و نقطه عزیمت تمامی وظایف و تکالیف فردی و اجتماعی تنزل یافت و در قالب یک هنجار ناصحانه اخلاقی یا بهانه ای برای عقده گشائی‌های تنگ نظرانه به قطعه ای از جدول قوانین تاریخ مصرف گذشته دینی تبدیل شد.
امروز با حیات مجدد دین و ضرورت احیای معارف حیات بخش اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله) ، لزوم بازنگری به فریضتین و باز گردانیدن ان به جایگاه اصلی با استناد به نصوص قطعی وحی و عقل و پیرایش آن از پیرایه‌ها و قالب‌های تحمیلی و غیر علمی، برترین و بایسته‌ترین وظیفه هر پژوهشگر دردمند و مسئول است. مجموعۀ این بازنگری‌ها در قالب دانشنامه‌ای جامع پیش‌بینی شده که با توکل به خدای متعال و دعای متولّیان معصوم و حقیقی فریضتین و عنایت ارواح مقدس احیاگران شهید این فریضه بزرگ میسر خواهد گردید.

الف. کلیات

تعریف

این طرح پژوهشی، نگاشته‌ای گسترده، با ساختار موضوعی و الفبایی و مطابق با شیوه‌نامۀ مصوب است؛ که با رعایت نصاب علمی و فنی لازم، (از سوی جمعی از صاحب‌نظران دارای صلاحیت تألیف) درصدد ارائه نظام‌مند و منقح اطلاعات بنیادی، راهبردی و کاربردی، در قلمرو امربه‌معروف و نهی از منکر است.

هدف

هدف اصلی این طرح پژوهشی گردآوری، نظام‌ بخشی، تحلیل نصوص و مستندات در منابع قرآنی، حدیثی، فقهی، اصولی، کلامی، فلسفی، تاریخی، عقلی و نقلی، پیرامون موضوع امربه‌معروف و نهی از منکر و دستیابی به دانشنامه‌ای جامع است؛ که با روش توسعه و تعمیق مطالعات و پژوهش‌های بنیادی، ترسیم نظام‌‌مند پژوهش‌های راهبردی، ارائه مبانی جهت تدوین اصول، ضوابط کاربردی- اجرایی و تدوین طرح‌ها و لوایح قانونی، در مسیر تحقق این دو اصل اساسی در جامعه اسلامی معاصر و حاکمیت احکام الهی، انجام می‌پذیرد.

اهداف فرعی

•توسعه مطالعات دینی درزمینه مباحث سیاسی و اجتماعی.
•ارائه یک منبع جامع و مستند در قلمرو امربه‌معروف و نهی از منکر.
•مروری بر سیر تاریخی این دو اصل دینی، در میان مذاهب اسلامی و گرایش‌های فقهی، سیاسی و اجتماعی.

سیاست کلی(در محتوا و قالب)

أ . امر به معروف و نهی از منکر به دلیل هویت اجتماعی که د ارد یکی از مهمترین عرصه ها برای تطبیق عملی و سنجش رابطه عقل و نقل در دو بعد نظری و جامعه سازی است و در این عرصه میتوان با نگاهی مجدد به مباحثی خاص از اصول فقه عامه و خاصه- منطق استنباط- فقه تمدنی را پایه گذاری نمود.
ب . در فهم معارف اسلام و کاربردی نمودن آن در زندگی روزمره و پاسخگویی به نیازهای گسترده بشر امروز و به ویژه با توجه به در هم تنیدگی معارف وحیانی، چاره ای جز نگاه نظام واره و مجموعی به معارف دینی نداریم . این نگاه باید مسیر زندگی و حیات را در سمت و سوی توحید ربوبی رهنمون باشد.
ج. نگاه شخصی و فردی به خطابات شرعی سیاستی بوده که از صدها سال پیش تا به امروز بر فضای مراکز علمی جوامع اسلامی سایه افکنده و حاصلی جز خزیدن وحی الهی و دین جهانی اسلام به انزوای خانه ها ، زاویه ها و تکیه ها نداشته است. امروز به عنوان سپاسگذاری از مجاهدات حضرت امام خمینی(قدس سره) و قدر شناسی از انقلاب اسلامی ایشان باید با نگاه اجتماعی، مدیریتی و تمدنی به خطابات شرعی- خطابات قانونیه- زمینه جهانی شدن اسلام عزیز فراهم گردد.
د. در قالب نیز سیاست این دانشنامه، پرداختن به جنبه‌های تخصصی در ذیل هر مدخل و تأکید نکردن بر جنبه‌های تبلیغی و ترویجی محض است؛ (اگرچه در عمل -به‌حسب ضرورت‌هایی- درصد کمی از مباحث ارشادی را در خود جای‌ داده‌است.) لذا، علاوه‌بر داشتن محتوایی فخیم، مستند، منسجم و نظام‌مند؛ حاوی تازه‌ترین دیدگاه‌ها و نظریه‌ها در حوزه موضوع تا زمان انتشار خواهد بود.
شایان ذکر است که حدود 70 درصد مطالب این دانشنامه گزارش و بازسازی و نظام بخشی تحقیقات انجام‌یافته است؛ و 30 درصد آن، به تحلیل و تبیین خلأها و ابهام‌های علمی پژوهشی در قلمرو موضوع و طرح نظریات جدید در جهت اصول سه گانه فوق می‌پردازد.

قلمرو

دامنه گزارش و پژوهش این دانشنامه، تمامی اطلاعات قرآنی، حدیثی، فقهی، تاریخی و... را دربر می‌گیرد و همچنین همه منابع و مآخذی را نیز که در تبیین موضوع امربه‌معروف و نهی از منکر می‌تواند پژوهشگران و مراجعه‌کنندگان را یاری رساند؛ در خود جای‌داده است.

مخاطب دانشنامه

• اهل دانش و پژوهش: این اثر، حاوی تمامی اطلاعاتی است که در منابع اصیل و بنیادی آماده است؛ لذا، می‌تواند یکی از منابع اصلی و مهم برای پژوهش در این حوزه و یا حوزه‌های مربوط به این موضوع باشد.
•قانون‌گذاران و مدیران اجرایی: ارائه شیوه و راهکارهای عملی -اجرایی (که از لوازم کار مدیران اجرایی و قانون‌گذاران است.) از مهم‌ترین امتیازات این دانشنامه به‌حساب می‌آید.
•همچنین عموم كساني كه علاقه‌مند اطلاعات -جامع و قابل‌اعتماد- درباره موضوع موردبحث مي‌باشند، از مخاطبان این پژوهش خواهند بود.

چشم‌انداز

پیش‌بینی می‌شود مجموع سرفصل‌ها و مدخل‌های این نگاشته، به حدود یک‌صد عنوان کلی و 1500 مدخل (زیر عنوان) برسد که برای 1000 مدخل از آن‌ها باید مقاله علمی پژوهشی نگاشته شود.
این مجموعه بین 8 تا 10 جلد 400 تا 500 صفحه‌ای خواهد بود که در سه قالب مجزا و مستقل عرضه خواهد شد:
•مجموعه مقالات تخصصی که به صورت موضوعی در قالب شش فصل و یک مقدمه تدوین می‌گردد و شش تا هشت مجلد را شامل می‌شود.
•دانشنامه فریضتین که در قالب اصطلاح‌نامه تفصیلی الفبایی (ترمینولوژی) حاوی حدود یک‌هزار مدخل با بهره‌گیری از منابع و مقالات مجموعه فوق در دو یا سه مجله عرضه می‌گردد.
•و در نهایت یک جلد فرهنگنامه الفبایی برای مخاطب عموم تدوین و منتشر می‌گردد.

قالب مقالات

اکثر مقالاتی که در پی پاسخ‌گویی به مسئله خاصی است، روش «مسئله پژوهی» داشته و در قالب‌های گزارشی، تحلیلی و یا تلفیقی ازاین دو قالب (گزارشی-تحلیلی) ارائه می‌گردد. البته، ناگفته نماند که برخی از مقالات این دانشنامه، به علّت معرفی متن یا اثری خاص، قالب «متن پژوهی» خواهد داشت.

نوع مقالات (ساختار عمومی مقالات)

مقالات این پژوهش (با تأکید بر اصل مستند نویسی و پرهیز از تکرار و موازی نویسی و همچنین به دلیل بهره‌گیری از مطالعات و تحقیقات دیگر پژوهشگران) در چهار نوع کلی ارائه می‌شود:

مقالات تألیفی

این قسم از مقالات که بر اساس موضوعات و سرفصل‌های مصوب شورای علمی، توسط دانشوران ارجمند تدوین می‌گردد؛ حاوی مطالب زیر است:
•شناسه‌ مدخل با اشاره به فصول و بخش‌های بدنه‌ مقاله.
•توضیح و تبیین وضع موجود، ارائه چشم‌اندازی مطلوب و راه دستیابی به آن.
•پرسش‌های اصلی و فرعی.
•سیر تاریخی دیدگاه‌ها، نحله‌ها و ... که به‌نوعی مربوط به مدخل می‌باشند؛ به همراه نقد و ارزیابی علمی آن‌ها.
•تبیین آفاق جدید و اشاره به موارد ابهام [۲].
•طرح پرسش‌های تازه، فهرست منابع.
•پیوست‌های لازم ا زقبیل: ارائه جدول‌، نمودار، تصویر، نقشه و یا مطالبی که (در عین ضرورت) در متن مقاله قابل‌طرح نبوده و در مدخل‌های دیگر نیز به آن پرداخته نشده یا نمی‌شود و همچنین قابل‌طرح در ذیل مدخل مستقل هم نیست

مقالات اقتباسی

این مقالات، از منابع و مأخذ مختلف به‌صورت کامل یا تلخیص شده، با ذکر منبع، نقل، ترجمه یا بازنویسی می‌شود.
در این مقالات، محقق باید پس از تائید حقوقی اقتباس، شیوه اقتباس [۳] را همراه با پیشنهاد موارد لازم برای تکمیل در طرح پژوهشی ارائه و پس از تصویب اجرا نماید.

مقالات تکمیلی

مورد سوم از انواع مقالات این دانشنامه است که توسط پژوهشگران، به‌صورت تکمله، ذیل مقالات اقتباسی افزوده می‌شود. این مقالات که توسط پژوهشگر مقاله‌ اقتباسی و یا فردی دیگر تدوین می‌گردد؛ باید دقیقاً در چارچوب مقالات اقتباسی بوده و با تعیین سرفصل‌ها و مباحث موردنیاز، به‌عنوان مکمل یا متمم مقاله‌های اقتباسی، به تصویب هیئت‌علمی برسد. این‌گونه مقالات در پیوست مقالات اقتباسی با عنوان «تکمله» می‌آید.

مقالات کتابشناسی

در این‌گونه مقالات، نام دقیق کتاب و دیدگاه‌های مختلف درباره آن، مؤلف و نحوه انتساب کتاب به او، نسخه‌های موجود و یا آخرین چاپ آن، محتوای دقیق کتاب، وابستگی کتاب و مؤلف به نحله‌ها و جریان‌های فکری- فقهی و ...، تحقیقات پیرامون کتاب و محققان، تأثیرپذیری کتاب از دیگر آثار و یا تأثیرگذاری بر آن‌ها و ... باید مشخصاً تبیین گردد.

حجم مقالات

حجم غالب مقالات این اثر، متناسب باکیفیت و کمیت طرح مدخل‌ها، در نصوص دینی و آثار دانشمندان خواهد بود؛ ضمن این‌که سخنان ضروری و ناگفته (به‌ویژه در ذیل مدخل‌های نوپدید) تعیین‌کننده حجم مقالاتی است که با نظر به اهمیت، گستره موضوع، سرفصل‌ها، ضرورت تحلیل و تبیین آن، (متناسب با عصر حاضر) تعیین می‌گردد؛ و شورای علمی در این رابطه داور نهایی خواهد بود. به‌عبارت‌دیگر، مقالات این پژوهش، با توجه به نوع و اهمیت سرفصل‌هایشان، عبارت‌اند از:
مقالات کوتاه: 250 تا 1500 کلمه مقالات متوسط: 1500 تا 3000 کلمه مقالات بلند: 3000 کلمه به بالاتر نکته: مقالات پایه، به‌صورت مقالات بلند و مقالات هم‌تراز، با حجم متناسب باهم تنظیم می‌گردد؛ مثلاً: اگر برای معنای لغوی یا اصطلاحی معروف 500 کلمه تنظیم‌شده است، نباید برای معنای لغوی یا اصطلاحی منکر 1500 کلمه تنظیم‌شده باشد.
ب. اصول تنظیم مقالات

محتوای مقالات

پژوهش، عبارت است از فرایند منظم گردآوری، تجزیه‌وتحلیل اطلاعات برای دستیابی به هدفی معین. در تدوین مقالات دانشنامه سعی می‌گردد با توجه به اهداف، استانداردها و انتظاراتی که از یک کتاب مرجع می‌رود، ماهیت تحقیقاتی مقالات محرز گردیده و از سطح استدلالی و علمی مطلوبی برخوردار باشد. برای دستیابی به این هدف، رعایت قواعد زیر در مقالات تنظیمی لازم است:

نظام‌مندی

ضمن بیان این نکته که نظام‌مندی، در دو محور طولی و عرضی، از مختصات اصلی مقاله‌ها‌ی علمی است، به تبیین معنای اقسام این قاعده می‌پردازیم:
•نظام‌مندی طولی: یعنی تسلسل مطالب به‌صورتی منسجم و تابع طرحی طیف پذیر؛ به‌گونه‌ای که هر مطلب با مطلب پس‌وپیش خود ارتباطی واضح و مقبول و منطقی داشته باشد.
•نظام‌مندی عرضی: یعنی با استفاده از پاراگراف‌بندی صحیح، مطالب مندرج در هر سرفصل، به‌گونه‌ای سامان یابد که هم تعداد جمله‌های هر پاراگراف و هم تسلسل پاراگراف‌ها در خدمت انتقال پیام اصلی و پیام‌های فرعی آن سرفصل باشد.

مستند نویسی

با استفاده از شیوه فقها و اصولیون- فقه جواهری- و با استناد به منابع پذیرفته‌شدۀ اجتهاد در مدرسه اهل‌بیت علیهم‌السلام و رعایت اصول و قواعد استنباط، هیچ مطلبی بدون استناد به منابع و مأخذ معتبر ذکر نمی‌شود. دقت و بلکه وسواس علمی در استخراج، نقل، برداشت و ترجمه‌ مطالب باید به حدّی باشد که محققان به آن اعتماد نمایند.
نکته دیگر اینکه، در نسبت دادن مطلبی، به یک فرد خاص توجّه به دو اصل، حائز اهمیت است؛ 1. اطمینان از ارتباط مطلب ذکرشده و شخص موردنظر.
2. ذکر مطلب و استناد به آن‌ فرد، باید درروند علمی پژوهشی مقاله مؤثر باشد. ضمناً استنادها نباید به‌منظور حساسیت‌برانگیزی و ایجاد تنش باشد.

اصالت منابع

منابع استفاده‌شده در مقالات پژوهشی باید، متقن، اصیل، علمی، دست‌اول (نخستین گوینده مطلب مورد نظر)، موثق، موردپذیرش عامه و خاصه (ترجیحاً) و در عرف دانشوران هر علم معتبر و مقبول باشد. به‌عبارت‌دیگر متن مقالات، باید مرجع، اصیل و دست‌اول به شمار بیاید، مگر در مواردی که متن درجه‌دو یا معاصر، دارای موضوعی تازه، ابتکاری و یا مشتمل بر تحلیل و دیدگاه ویژه‌ای باشد. نکته مهمّ در مورد اصالت منابع این است که نویسنده باید از منبع اصلی استفاده کند و از نقل واسطه بپرهیزد، الا در مواردی که مراجعه به منبع اصلی ممکن نباشد.

جامعیت

هر مقاله باید مشتمل بر مطالب کلیدی و اطلاعات اساسی در موضوع خود باشد؛ به‌گونه‌ای که خواننده را برای مراجعه به مطالب اساسی آن موضوع، از دیگر منابع اصلی و فرعی بی‌نیاز کند؛ و اگر موضوعی دارای جنبه‌های گوناگون باشد، نویسنده، ضمن اشاره به‌تمامی ابعاد موضوع، تنها از جنبه مربوط به موضوع کلی دانشنامه، آن مبحث را موردبررسی قرار می‌دهد.

کارآمدی و ابتکار

کارآمدی:
یکی از امتیازات مهم و موردنیاز همه دانشنامه‌ها، به‌روز بودن، تولید افق جدید، کشف ابعاد مبهم یا مجهول در موضوع و دستیابی به نظر جدیدی که راهگشای مشکلات جوامع بشری است؛ می‌باشد.
ابتکار:
ابتکار یک اثر پژوهشی، می‌تواند در مباحث محتوایی و کشف افق‌های جدیدی که تا قبل از آن مغفولٌ‌عنه بوده، یا در استناد به منابع و ادله جدید و معتبر و یا در شکل و ساختار آن باشد.

جهت‌گیری

برای اینکه از غلبه نگرش‌هایی چون: مرجئه، خوارج، تصوّف، فردی نگری و نگاه سکولاری و... به دین بکاهیم، باید بازنگری در شیوه‌ی نگرش و برداشت از متون دینی در موضوع فریضتین را (بالأخص در رابطه با برهه‌هایی از تاریخ اسلام و اندیشه‌های اسلامی) سرلوحه کار خود قرار دهیم؛ این مهم نیز، جز با نگاه جامع و مبتنی بر خاتمیت دین اسلام، ولایت و حاکمیت قانون الهی و رهبری انسان کامل، در مرحله تدوین مقالات، امکان‌پذیر نخواهد بود.

پایبندی به چارچوب و قلمرو موضوعی

چارچوب یا قلمرو مقاله، باید به‌گونه‌ای طراحی شود که تا حد امکان (حتی در صورت ارجاع به مطالب دیگر) ضمن رعایت جامعیت، از بروز تداخل و تکرار در مقالات هم‌افق و هم مضمون جلوگیری کند؛ به‌عبارت‌دیگر این چارچوب مجموعه دانشنامه را کتابی یک دست، بدون تکرار، و منسجم و جامع در برابر مراجعان قرار می‌دهد.

رعایت اصطلاحات تخصصی

به‌کارگیری اصطلاحات و واژگان کلیدی علمی- تخصصی، باید به‌گونه‌ای باشد که مقالات، در عین سادگی و روانی صبغه‌ی تخصصی خود را حفظ نمایند.

پایبندی به طرح پژوهشی

رعایت دقیق طرح پژوهشی، از آغاز تا انجام مقاله، در هر سرفصل (پرونده علمی مصوب هیئت‌علمی) ضروری است؛ و چنانچه نیاز به اصلاح یا تکمیل طرح پژوهشی باشد، باید طرح اصلاحی به هیئت‌علمی پیشنهاد و پس از تصویب اعمال گردد.

ساختار نگارش

حفظ ارتباط منطقی میان اجزاء مقاله، رعایت حجم یکسان یا نزدیک به هم برای موضوعات هم‌رتبه، زبانی یکدست با سبکی واحد و شیوه‌ای یکسان در نقل‌قول‌ها، استدلال‌ها و استنادات، هندسه کلی مقالات را شکل می‌دهد؛ که با توجه به گوناگونی مدخل‌ها و موضوعات و همچنین تعدد نویسندگان مقالات، دستیابی به ساختار درست نگارشی در مقالات، درگرو رعایت اصول زیر است.

اجزای مقاله

هر مقاله در دانشنامه شامل پنج جزء است:
1. مدخل یا عنوان:
-عنوان مقاله باید آیینه موضوع باشد تا مخاطبان به محض دیدن عنوان به موضوع مقاله انتقال یابند.
-در انتخاب واژه‌های مدخل یا عنوان باید از اصطلاحات رایج و مشهور، استفاده شود.
-عنوان باید دارای اعتبار علمی‌باشد و از عناوین مجهول و سست پرهیز شود.
-مدخل‌های دارای چند عنوان جزئی یا مباحث مختصر به‌هم‌پیوسته، ذیل یک عنوان کلی گویا می‌آید 2. شناسه (معرفی عنوان):
-عبارتی کوتاه، توصیفی و دربرگیرنده اطلاعات اساسی است که مقصود مدخل را (به‌اختصار) برای خواننده بیان می‌کند.
-این تعریف باید جامع‌ومانع باشد، محدوده بحث مقاله را تعیین کرده و تکلیف خواننده را با مقاله روشن کند.
-شناسه، مدخل موردبحث را از مدخل‌های دیگر متمایز نماید و درآمدی برای ورود به مقاله است؛ به‌عبارت‌دیگر، معرف مدخل، مفاهیم ارائه‌شده در مقاله را با طول مقاله مطابقت می‌دهد، زیرا این کار در ارزیابی مخاطبین از کل مدخل تأثیر به سزایی دارد.
3. بدنه:
-بخش اصلی و بنیادین هر مقاله که مشتمل بر چند پاراگراف یا چند ریز عنوان و یا چند فصل است؛ بدنه نام دارد.
-طول هر پاراگراف باید با پیام اصلی آن متناسب باشد.
-بهتر است هر پاراگراف، بیش از شش جمله مستقل نشود.
-جمله‌های هر پاراگراف فقط برای تبیین پیام اصلی و توضیح دامنه همان پیام تنظیم می‌گردد؛ لذا از شرح و بسط بیرون دامنه باید خودداری شود.
-ارتباط طولی میان بندها، مبتنی بر رابطه منطقی میان پیام‌های اصلی است.
-هر پاراگراف، به شکلی در بدنه قرار می‌گیرد که اگر جابجا شود، جا افتادن یک حلقه از آن زنجیره منطقی به‌خوبی قابل‌لمس باشد.
-برای آسان‌سازی فهم مطالب بهتر است از روش بخش‌بندی (عنوان گذاری) در متن بدنه استفاده گردد؛ یعنی بااینکه پاراگراف شاخه‌ای از مقاله را تشکیل می‌دهد، امّا تحت یک زیر عنوان آورده شود و یک بخش به شمار آید؛ البته، باید دقت داشت که نسبت حجمی متن هر بخش در برابر ارزش کلی مقاله، مشخص و منطقی باشد.
4. منابع:
منابع مقالات، به دو صورت ذکر می‌شوند:
-الف. به‌صورت مختصر (نام کتاب، جلد، صفحه) در ذیل همان صفحه‌ای که مطلب ماده است؛ یا درون‌متن (در پایان نقل مطلب.)
-ب. به‌صورت فهرست منابع مقاله که در پایان مقاله با ذکر مشخصات کامل کتابشناسی می‌آید.
5. امضای نویسنده:
ثبت‌نام و نام خانوادگی مؤلف یا مؤلفان، نیز مترجم یا مترجمان، در پایان مقاله را امضا می‌گویند؛ که اعتبار مقاله به آن بستگی دارد.

درست‌نویسی

نگارش اثری منطبق با نثر معیار (قواعد دستوری، علائم نگارشی، قواعد رسم‌الخط فارسی و فنون بلاغی) نيازمند آشنایی نویسنده با دستور زبان فارسی، لغت، نثر معیار و دقت در کاربرد این قواعد به هنگام تدوین مقالات است.

شیوا نویسی

-یکی از لوازم مقالات پژوهشی، نثر شیوا، رسا، ساده، بی‌تکلف و شفاف داشتن است؛ (به‌گونه‌ای که هم موردپذیرش محققان قرار گیرد و هم برای عموم اهل دانش مفید باشد.)
-برای رسایی و گویایی نوشته، لازم است از کاربرد واژه‌های مهجور و نامأنوس، چینش گنگ و پیچیدۀ جملات، زبان گفتاری و محاوره‌ای پرهیز شود.
-بهره‌گیری از تعابیر ادیبانه و شاعرانه- نثر ادبی- به کار بردن افعال و مصادر چندجزیی، جمله‌بندی‌های عربی در نثر فارسی، آرایه‌ها و صناعات لفظی و معنوی و افراط در استفاده از فنون بلاغی وبیانی، به روان بودن نثر علمی متن ضربه می‌زند؛ البته، ناگفته نماند که از عربی زدایی و سره‌نویسی نیز باید پرهیز کرد.

گزیده نویسی

-نثر مقاله علمی، باید از کمترین و مفید‌ترین واژگان تشکیل‌شده و از تعارفات، کلی‌گویی، تکرار، بیان مرادف‌های بی نقش، واژه‌های موزون، مبرّا باشد.
-واژه‌های هر جمله باید هدف‌دار باشند؛ طوری که با حذف آن‌ها، در معنای جمله خللی ایجاد شود.
-البته کوتاه نویسی نیز نباید به حد افراط رسیده در رساندن پیام نوشته و نکات اصلی آن قاصر و ناتوان باشد.

زبان نگارش

با توجّه به اینکه، زبان نگارشی دانشنامه، زبان گزارشی- سوم شخص- است؛ از استفاده کردن جملات خطابی، اول‌شخص، احساسی، ادبی و محاوره‌ای باید پرهیز کرد. مثال برای زبان گزارشی:
فقها برای فریضتین ده شرط ذکر کرد‌ه‌اند= صحیح.
در باب شرایط فریضتین از ده شرط می‌توان نام برد= غلط.

پاکیزه نویسی

صفحه‌بندی، نگارش بندها و جمله‌بندی‌ها، باید متناسب با محتوا و برخوردار از زیبایی‌های فنی و هنری باشد؛ این امر مهم نیز، فقط با رعایت نکات زیر، امکان‌پذیر است:
-الف. فاصله مناسب بین دو سطر.
-ب. رعایت حاشیه و فاصله اطراف نوشته.
-ج. رعایت علائم نگارشی و رسم‌الخطی.
-د رعایت نوع و اندازه خطوط تعیین‌شده.

اخلاق نوشتاری

نویسندگان مقالات دانشنامه باید، ضمن رعایت ویژگی‌های بند 10، به نکات اخلاقی زیر توجه نموده و از مبتلا شدن به آن‌ها پرهیز نمایند:
الف) بایدها:

عفاف قلم

نوشته باید از هرگونه بی‌حرمتی، درشت زبانی، تعریض، دشنام، عصبیت و تعابیر خلاف ادب پیراسته بوده؛ ونباید قلم به الفاظ رکیک و القاب زشت آلوده گردد.

امانت‌داری

در ارائه گزارش دیدگاه‌ها، معتقدات و رفتارها از نقل دقیق و درست منابع اصیل مذاهب، مکاتب و صاحبان آراء نباید غفلت شود و همچنین در نقد آن‌ها نیز از شیوۀ علمی بهره گرفته شود. گزارش دیدگاه دیگران و نقد آن‌ها باید صادقانه، منصفانه، محترمانه و غیر متعصبانه باشد.
اگرچه، نقل‌قول مستقیم مطمئن‌ترین راه برای رعایت امانت در نقل دیدگاه‌هاست ولی به دلیل گزیده نویسی و یکدستی قلم، چاره‌ای جز تلخیص و گزارش نیست، لذا باید کوشش شود که مفاد مطلب حفظ و گزارش از آن رسا و گویا باشد.
چنانچه نویسنده تخصص در ترجمه (دیدگاه‌هایی که به زبان دیگر نوشته‌شده است را) ندارد؛ حتماً باید از ترجمه‌ای معتبر، کمک بگیرد.

انصاف علمی

ازآنجاکه، بیان عقیده‌ها و سلیقه‌های شخصی و جانب‌‌دارانه در ساحت مقالات علمی راه ندارد؛ ضمن پرهیز از داوری‌های بی مأخذ و اظهارنظرهای متعصبانه، باید تلاش گردد تا گرایش‌های غیرمنصفانۀ منابع تعدیل و حتی خطای مغرضانه‌ آن‌ها (در صورت امکان) افشا، نقد و اصلاح شود.

رعایت ادب

از به کار بردن القاب و عناوین تشریفاتی (مگر در مواردی که عَلَم شده باشند) در مقالات علمی باید پرهیز گردد. البته نباید فراموش کرد که هنگام ذکر مطلبی درباره یکی از معصومین، باید نام اصلی ایشان، با پیشوند «حضرت» یا «امام» و پسوند احترامی سلام، صلوات یا تحیت مناسب آورده شود.

ب) نبایدها:

ضعف استناد

پرهیز از استناد دادن مطلب به منابع ضعیف و غیر معتبر (به‌جای استفاده از منابع اصیل و تخصصی) در امر پژوهش یکی از ضروریات است.

کلی‌گویی

باید تلاش کرد که در متن مقالات، از کلی‌گویی، تعمیم نتایج و احکام مصادیق محدود به مفاهیم عام و جامع (به‌گونه‌ای که داده‌های ادله اخص از مدعا باشد) پرهیز شود.

ضعف استدلال

باید، از دامن زدن به مغالطات و استدلال‌های ناقص و غیرمنطقی و ادبیات جدلی و گزنده، در متن پژوهشی پرهیز شود.

استدلال عامیانه

پرهیز کردن از استناد به نظریات شایع، مشهورات و مقبولات عامیانه و غیر مستند، نیز از دیگر قواعد نگارش در مقالات علمی است.

التقاط

باید توجه داشت که کاربرد واژگان و ادبیات بیگانه و تسلیم فضاسازی‌ فکری فرهنگی آنان شدن، زیبنده متن مرجع نیست.

غلبۀ احساسات

از افتادن در ورطه ثناگویی و یا مذمت، نسبت به شخصیت‌ها، دیدگاه‌ها و کاربرد واژه‌های تحسین‌آمیز یا تحقیرآمیز، به‌جای تبیین و یا نقد مستدل و منطقی نظریه‌ها باید دوری جست.

حاشیه پردازی

پریدن از شاخه‌ای به شاخه‌ دیگر و ورود به جوانب بحث به‌جای طرح مطالب مهم و کلیدی مدخل (حتی اگر مطالب حاشیه‌ای نیز از مباحث متن و علمی‌باشد) از جایگاه علمی دانشنامه می‌کاهد.

نگارش ارجاعات و مأخذ

الف. ارجاعات

•1. ارجاع مدخلی: ارجاع دادن یک مدخل به مدخل اصلی یا مدخل فرعی دیگر؛ تذکر زبانی← مراتب.
•2. ارجاع برون‌متنی: ارجاع دادن مطلبی در مقاله به مطلبی که (در دانشنامه) مدخل مستقلی دارد؛ مثلاً در مقاله شرایط آمده است: در فریضتین مراتب رعایت شود. (!مراتب) در اینجا عنوان مدخلی که ارجاع داده‌شده در داخل پرانتز قرارداده می‌شود.
•3. ارجاع درون‌متنی: ارجاع به سطور بالا با علامت Çو ارجاع به سطور پایین با علامت É •4. ارجاع به منابع:
-ارجاعات کوتاه به منابع، درجایی که ذکر نام و نظر نویسنده، ضروری است.
-در این نوع ارجاعات، باید نام مختصر کتاب، جلد و صفحه آن، داخل پرانتز آورده شود.
-همچنین اگر منبعِ سخنِ بعد تکرار منبع قبلی باشد، واژ‌ه «همان» در پرانتز می‌آید.
-مشخصات کتاب مرجع، باید مطابق با مشخصات همان منبع که در پایان مقاله درج‌شده است، باشد.
-در صورت تعدد منابع یک مطلب، ترتیب تاریخی منابع رعایت شده و میان منابع متعدد یک مطلب نشانۀ نقطه‌ویرگول (؛) قرار می‌گیرد.
-در موارد منابع مشابه، پس از نام کتاب، نام مشهور و مختصر نویسنده نیز می‌آید؛ مانند: (الامالی، صدوق: 45)
-درصورتی‌که صفحاتِ منبع متعدد و پیوسته باشد، شماره اولین و آخرین صفحه با فاصله خط تیره می‌آید؛ مانند ص 50-53 و اگر پیوسته نباشد، شمارۀ صفحات بافاصله ویرگول می‌آید؛ مانند ص 50، 74، 107.

ب. مأخذ

-مستندات مقاله با عنوان «منابع» (پس از بدنه‌ مقاله) به ترتیب الفبایی [بدون لحاظ الف و لام] می‌آید.
-این منابع لزوماً شامل مستنداتی است که در بدنه نیز نام آن‌ها آمده است.
-در چینش مشخصات منابع به ترتیب: نام کامل اثر، نام مؤلف، نام محقق، مترجم، مصحح، محل نشر، نام ناشر، تاریخ نشر، نوبت نشر می‌آید. در منابعی که محل نشر و یا تاریخ و ... ندارند به صورت اختصار [بی تا، بیجا، بیناو...] در ماخذ شناسی اشاره میشود.
-سپس نشریات ادواری به ترتیب الفبایی : اسم نشریه ، شماره جلد یا سال و شماره نشریه، شماره صفحه یا ستون، نام نویسنده، نام مترجم، محل نشر، تاریخ نشر.
-پس از آن مشخصات نرم افزارها و سایت های دیجیتالی می آید: نام لوح فشرده، موسسۀ تهیه کننده، تاریخ ارائه یا تکثیر، نام و مشخصات صاحب اثر.
-عنوان کامل سایت، آدرس اینترنتی سایت، تاریخ رؤیت، عنوان مطلب، نام نویسنده یا گوینده.
-پس از منابع فارسی و عربیمنابع لاتین نیز به ترتیبی که در موارد فوق الذکر بیان شد، می آیند.

ج. تشکیلات و گردش کار

ساختار و تشکیلات سازمانی دانشنامه

ساختار سازمانی دانشنامه، با ترکیبی از ساختارهایی مبتنی بر وظیفه و پروژه و همچنین با تأکید بر دو اصل «سرعت در عملیات» و «اتقان محتوا»؛ از دو بخش علمی و پشتیبانی تشکیل‌شده است:

شرح وظایف

شرح وظایف هر یک از بخش‌های تشکیلات همانند حلقه‌ای از یک زنجیره به‌هم‌پیوسته، به شرح زیر است:

مسئول طرح

-نظارت بر تمام مراحل کار از آغاز تا انجام. ایجاد هماهنگی میان بخش‌ها و نظارت بر انطباق کار بخش‌ها با اصول و مبانی مصوب.
-بررسی ضعف‌ها و نقدها و پیگیری مستمر برای تکامل کار.
-پیشنهاد انجام اصلاحات در شیوه‌نامه.
-دعوت از نیروهای فاضل و متخصص برای همکاری با هماهنگی گروه‌های پژوهشی.

هیئت –یا شورای- علمی: (این شورا که از مدیرانِ گروه‌ها تشکیل می‌شود)

-مسئول سیاست‌گذاری کلان و تصویب شیوه‌نامه‌ها و آئین‌نامه‌های پیشنهادی گروه‌ها.
-نظارت بر سیر پژوهش و محصول آن.
-ارزیابی و تائید نهایی مقالات.

گروه‌های پژوهشی

-مشارکت و نظارت بر تصویب و تعریف و تحدید مدخل.
-پیشنهاد دادن پژوهشگر برای همکاری.
-بررسی طرح پرونده علمی و توجیه پژوهشگران.
-ارزیابی پرونده علمی و بررسی طرح تألیف مقاله و ارائه مشاوره در ضمن کار.
-بررسی اولیه مقاله، ارائه اصلاحات کلی و گرفتن نظرات دو نفر از اعضای شورای علمی و یا دو نفر که سطح علمی آن‌ها در حدّ اعضای شواری علمی یا بالاتر باشد، (از خارج مجموعه) و نتیجه‌گیری برای پذیرش یا ردّ مقاله.
-ویرایش علمی که عبارت است از: (غنی‌سازی، تکمیل موضوع و حذف و تلخیص در صورت لزوم و بهینه‌سازی و تکمیل منابع).
-مقابله علمی و کنترل منابع.
-تشکیل جلسه هیئت تحریریه جهت ارزیابی مقاله.
-اعمال اصلاحات توسط ویرایشگر علمی.
-تائید نهایی مقاله و ارائه به مسئول طرح.

دبیرخانه و پشتیبانی

1.انجام فعالیت‌های دبیرخانه‌ای از قبیل: حروف نگاری، تکثیر و بایگانی نامه‌ها، مقالات، پرونده‌های علمی و...
2.پاسخ گویی به مراجعان، تهیه و تنظیم نامه‌های اداری مربوط به دانشنامه، حضور در جلسات کمیته علمی و گروه‌های پژوهشی.
3.تهیه گزارش از جلسات مربوط به دانشنامه، پیگیری مباحث مطروحه و مصوبات و ارائه نتایج به مسئول طرح.
4.پیگیری مصوبات کمیته علمی و گروه‌های پژوهشی و وظایف محوله از سوی مسئول طرح.
5.همکاری با گروه‌های پژوهشی در شناسایی و دعوت پژوهشگران به همکاری.
6.تنظیم قرارداد همکاری با پژوهشگران و پیگری تعهدات تا پایان کار.

سیر پژوهشی (گردش کار)

گردش کار دانشنامه در بخش‌های گوناگون از آغاز تا انجام به ترتیب ذیل است:

مرحله مقدماتی

گزینش، تصویب و تعریف مدخل‌ها و موضوعات. این مدخل‌ها با مطالعه غالب آثاری که در مورد موضوع از دیدگاه های مختلف نوشته شده به تحقیق کتابخانه ای و با نگرشی فراگیر به موضوع، تحلیل محتوا، بررسی جایگاه فریضتین در معارف اسلام و مکاتب حقوقی گزینش و تدوین گردیده است. ضمن اینکه ملاحظات صاحب نظران و اساتید در طول بیش از دو سال گردآوریو افزوده شده است-تحقیق میدانی-

تشکیل پرونده علمی

این بخش یکی از ارکان طرح دانشنامه است.
در این بخش پس از گزینش و تصویب مدخل با بهره‌گیری از محققان حوزوی و یا دانشگاهی باتجربه و کارآزموده، گردآوری مجموعه‌ منابع و اطلاعات مربوط به موضوع موردنظر انجام می‌گیرد. پرونده علمی باید نویسنده، مقاله را تا حد امکان از مراجعه به منابع کتابخانه‌ای و رایانه‌ای و ... بی‌نیاز ‌سازد.
محقق در این بخش، پس‌ازانتخاب و دریافت موضوع، اقدامات ذیل را برای تشکیل پرونده علمی انجام می‌دهد:
-آماده کردن طرح پرونده- ساختار طرح، تعریف موضوع، کلیدواژه‌ها، محورهای اساسی بحث، معرفی منابع اصلی موردنظر و ارائه به بخش تخصصی گروه جهت اظهارنظر و تصویب.
-بررسی منابع مربوط به موضوع و نسخه‌برداری مطالب کلیدی و قابل‌استفاده (بر اساس تاریخ وفات مؤلف)
-مراجعه به نرم‌افزارهای گوناگون جهت غنی‌سازی پرونده.
-تهیه گزارش از ساختار پرونده و ثبت فعالیت‌های انجام‌شده.
-مشورت با بخش تخصصی گروه در مورد روند کار، برای تشخیص خلأها و تکمیل آن‌ها.

تدوین مقاله

پس از تصویب مدخل‌ها و تشکیل پرونده علمی، پرونده برای نگارش مقاله در اختیار پژوهشگران قرار می‌گیرد تا پس از ارائه طرح کلی مقاله و تصویب آن در گروه‌های علمی- به‌تناسب موضوع- بر اساس شیوه‌نامه تدوین مقالات، مقاله را نوشته و سرانجام در جلسات متعدد نقد و بررسی و مقابله علمی و ... اشکالات احتمالی آن را برطرف کرده و به تصویب نهایی می‌رساند.
هرگاه مقاله دارای بخش‌های کاملاً مستقل و تخصصی باشد می‌توان برای تألیف از پژوهشگران متعدد بهره برد، بااین‌حال انسجام مجموعه مقاله تحت اشراف ویراستار یا مدیر گروه مربوط حفظ می‌شود.

مقابله علمی

مراحل مقاله علمی که برای مستند بودن مقالات انجام می‌شود، به شرح ذیل است:
-تطبیق مطالب مقالات با منابع آن و اصلاح، تبیین و تکمیل مطلب در صورت عدم استفاده از منبع و یا عدم ذکر منبع و یا اجمال مطلب؛ با مشورت مؤلف مقاله.
-بررسی، تکمیل و تطبیق ارجاعات برای کامل بودن منابع.
-یکسان‌سازی اسامی منابع و تطبیق چاپ‌های گوناگون با یک چاپ.
-کنترل منابع و کتابشناسی‌ها در پایان هر مقاله.

ویرایش

-جهت یکسان‌سازی شیوه نگارش و برای مراعات احوال و قواعد یکسان، مقاله پس از تدوین در اختیار گروه ویراستاری قرار می‌گیرد تا بر اساس شیوه‌نامه ویرایش دانشنامه، مقاله تکمیل و یک‌دست گردد.

بخش پشتیبانی (اجرایی)

کار این بخش:
-تنظیم قراردادها، محاسبه و پرداخت حق‌التحقیق و تهیه امکانات اداری موردنیاز گروه‌ها.
-اداره کتابخانه و رایانه به منظور تأمین منابع علمی مورد نیاز پژوهشگران.
-بخش زیراکس و تکثیر و اداره خدمات پژوهشی –حروف نگاری، تصحیح و مقابله مقالات و... .

خلاصه گردش کار

سیر آماده سازی مقالات

پس از دریافت مقاله از بخش تدوین مقالات فعالیت‌های ذیل توسط مدیر گروه و با همکاری پشتیبانی انجام می‌گیرد.
آ. حروف نگاری –چنانچه دستی نوشته شده باشد
ب. مقابله و تصحیح.
ج. ارسال برای مقابله علمی جهت ارزیابی و اظهار نظر.
د. جمع‌بندی و انتقال نتایج ارزیابی به محقق جهت اعمال نظرات یا پاسخ‌گویی.
هـ . مقابله علمی مجدد و ویرایش.
و. بازدید نهایی.
ز. حروف نگاری نهایی و صفحه بندی با نظارت مسئول طرح.
د.شیوه ویرایش مقالات
ازآنجاکه مقالات دانشنامه را نویسندگان گوناگونی می‌نگارند، ممکن است مقالات، از سبک واحد نگارشی و رعایت یکدست قواعد شیوه خط فارسی تبعیت ننمایند. درنتیجه دانشنامه، فاقد «وحدت رویه و نثر معيار» در شیوه نگارش و واژه‌ها می‌گردد.
لذا برای یکسان‌سازی شیوه نگارش و مراعات اصول و قواعد رسم‌الخط فارسی، ضوابط و آئین‌نامه‌ی ویرایش مقالات دانشنامه تنظیم گردید تا «گروه ویراستاری» دانشنامه، بر اساس آن به ویرایش مقالات بپردازد.
شایان‌ذکر است که به علت ابداع نشدن شیوه‌ای یکسان برای نگارش واژگان در زبان فارسی و اختلافی بودن مسئله‌ی نگارش و ویرایش، در بین نویسندگان، دانشنامه- جهت پرهیز از دامن زدن بیشتر به اختلافات مذکور- دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی را مبنای کار نگارش و ویرایش مقالات قرارداده؛ و همچنین سعی بر این داشته است که به‌جز موارد معدودی از این مبنا عدول نکند.
چکیده‌ای از این اصول و قواعد در ادامه بیان‌شده است.
1. حفظ استقلال خط
در متون فارسی، حفظ استقلال خط فارسی مهم‌ است؛ باید دقت نمود در رسم‌الخط از قوانین زبان فارسی پیروی شود. البته در آیات قرآن کریم و دیگر متون نقل‌شده از زبان عربی، شیوه خط عربی امروز، عیناً مراعات می‌گردد؛ امّا در ترجمه متون باید از اسلوب نگارشی زبان فارسی استفاده کرد.
2.تطابق مکتوب و ملفوظ
متن مکتوب باید با ملفوظ واژه‌ها تطابق و همخوانی داشته باشد. این تطابق نیز تابع رسم‌الخط است؛ یعنی تا جایی که خط فارسی به ما اجازه می‌دهد باید بین صورت مکتوب و ملفوظ واژه‌ها هماهنگی باشد.
3.پیراستگی متن
متن باید روان نوشته‌شده باشد؛ یعنی مخاطب برای فهم معنا نیازمند قرینه نباشد، ونیز از، کلمات و عبارت تکراری و بیهوده‌ که به روان بودن متن صدمه میزند پیراسته باشد و همچنین عبارات غیردقیقی مثل چیز، درواقع، ناگفته پیداست، پرواضح است و... نیز باید حذف شود.
4.مرزبندی برای حفظ شخصیت کلمات و درست‌خوانی
شیوه‌ی نگارش کلمات مرکب، باید چنان باشد که هویت کلماتِ محفوظ بماند. تا جایی که طبیعت زبان و خط فارسی اجازه می‌دهد، کلمات مستقل، جدای از هم نوشته می‌شوند؛ولی هرگز نباید ارتباط مفهومی، در واحدهای پیوسته‌ متن، از هم بگسلد؛ و یا عرف خط فارسی به‌کلی نادیده گرفته شود. فاصله‌گذارى میان کلمات، خواه بسیط و خواه مرکب، از ضروری‌ترین مباحث این بخش است؛ که اگر رعایت نشود طبعاً، سبب بدخوانى و ابهام معنایى مى‌شود.
در نوشته‌هاى فارسى دو نوع فاصله وجود دارد: یکى فاصله‌ی «برون کلمه»، یعنى فاصله‌گذارى میان کلمه‌هاى یک جمله یا عبارت، مانند «یکى از صاحب دلان سر به جیب مراقبت فروبرده بود» [این فاصله در ماشین‌تحریر و رایانه «فاصله یک‌حرفى» خوانده مى‌شود] و دیگرى فاصله‌ی «درون کلمه» که معمولاً میان اجزاى ترکیب و غالباً در حروف منفصل مى‌گذارند، مانند ورود، آزادمرد، خردورزى، پردرآمد [این فاصله در تداول رایانه نیم‌فاصله خوانده مى‌شود]. به جهت دشوار بودن رعایت نیم‌فاصله (به‌ویژه در دست‌نوشته‌ها) گاهی مى‌توان ابهام تلفّظى کلمات ترکیبی را، با حرکت‌گذارى برطرف کرد، مانند خِردوَرزی. البته نباید فراموش کرد که در پسوندها، پيشوندها و كلمات مركبي كه بايد جدا از هم نوشته شود، استفاده از نیم‌فاصله الزامی است.
5.نگارش كلمات مركب
الف- پسوند همیشه پیوسته نوشته می‌شود؛ مانند دانشمند، دانشور و... مگر در موارد زیر:
üحرف اول پسوند همزه باشد. چون: برق‌آسا
üحرف اول پسوند با حرف آخر کلمه قبل مشترک باشد. چون: نظام‌مند.
üپسوند «وار» پس از اسم عین آورده شود. چون: علی‌وار، طوطی‌وار.
üپسوند «گر» وقتی‌که کلمه ماقبل آن به «ه» ختم شود، نظیر کوزه‌گر، اشاره‌گر، اره‌گر، افشره گر ü«چه» جدا نوشته می‌شود مگر برای تصغیر. چون: باغچه، دفترچه.
ü«تر، ترین» بعد از کلمه جدا نوشته می‌شود مگر در: بهتر، بیشتر، کمتر، کهتر.
ü«های» جمع درصورتی‌که کلمه‌ی ماقبل آن مفرد نباشد، جدا نوشته می‌شود: باغ‌ها، کتاب‌ها، خیابان‌ها، فرمالیست‌‌ها، پزیتیویست‌ها.
ü«که» غیر از برخی موارد (مثل بلکه، آنکه، اینکه)؛ در بقیه‌ی مواقع، از کلمه‌ی ماقبلش جدا نوشته می‌شود؛ مانند بدان که چنان‌که درصورتی‌که.
ب: پيشوندها، غالباً جدا نوشته ‌می‌شود؛ مانند بی‌گناه، بی‌حساب، اين، آن، اِی‌(حرف ندا) و... مگر در موارد زیر:
ü«بی (حرف نفی)»، در کلمات بسیط‌گونه‌ای که معنای آن مرکب از معانی اجزای آن نباشد؛ مانند بیهوده، بیخود، بیراه، بیچاره، بیداد، بیمار، بیکار، بیزار.
ü«این و آن (ضمائر اشاره)» در مواردی مثل بدین، بدان، آنکه، اینکه، این‌ها، آن‌ها، اینجا، آنجا، وانگهی، آنچه، چنانچه.
ü«می» ‌ همیشه از فعل خود جدا نوشته می‌شود. چون: می‌گفت، می‌رود، می‌آید.
ü«هم» درپیشوند اشتراکاگر کلمه بعدی با «م» شروع شود، مانند هم‌مسلک؛ یا با الف آغاز شود و خواندن آن لازم باشد؛ مثل هم‌آرمان؛ و یا اینکه پیوسته‌نویسی کلمه را بدنما کند؛ مثل هم فرهنگ، هم سلیقه.
ج: واژه‌های مرکب زیر پیوسته‌ نوشته می‌شوند.
üمرکب، بسیط‌گونه باشد. چون: آبرو، آبشار، الفباء، یکشنبه، سیصد، یکتا.
üجزء دوم با «آ» شروع شود و تک هجائی باشد. چون: گلاب، خوشاب، دستاس.
üترکیب‌هایی که جزء دوم با «آ» شروع‌شده‌اند و تک‌هجایی نباشد. چون: دلاویز، دستاویز، دستاورد.
üدست‌کم یک جزء آن، کاربرد مستقل نداشته باشد، چون: غمخوار، رنگرز، کهربا.
üجدا نوشتن موجب اشتباه شدن این کلمه با کلمه‌ی دیگر یا ابهام در معنا گردد. چون: بهیار، بهروز، بهنام.
د: در ترکیب‌های زیر باید جدا نوشته شوند.
üترکیب‌های اضافی. چون: صرف‌نظر، حجت خدا.
üترکیب‌های وصفی. چون: شورای عالی، دست‌کم.
üحرف اول جزء دوم با الف آغاز شود. چون: دل‌انگیز، دل‌افسرده.
üترکیب مصدر و فعل مرکب. چون: نگاه‌داشتن، سخن گفتن.
üدر ترکیب‌های عربی، رسم‌الخط عربی رعایت می‌شود. چون: باری‌تعالی، إن‌شاءالله.
üجزء اول عدد باشد. چون: چهل تن، هزار نفر.
üکلمات مرکبی که پیوسته‌نویسی آن‌ها موجب نازیبایی یا دشواری در خواندن شود، جدا نوشته می‌شود. چون: زیست‌شناسی، خوش‌سخن.
6.نگارش مصوت‌ها و نشانه‌ها
مصوت‌های ــَـ ، ــِـ ، ــُـ معمولاً در خط منعکس نمى‌شود و به همین سبب، بسیارى از کلمات با املاى مشابه وجود دارند که تلفّظ و معنایشان متفاوت است:
برد: بَرَد، بُرْد، بَرْد، بُرَد در بیشتر موارد، از سیاق عبارت یا معناى جمله باید تلفّظ موردنظر را حدس زد، مانند:
برد (بُردِ) این تفنگ 1000 متر است.
این کارد خوب نمى‌برد (بُرَد).
در فصل ربیع که صولت برد (بَرْد) آرمیده بود و اوان دولت وَرْد رسیده (سعدى)
در بعضى موارد، به کار نگرفتن نشانه این مصوت‌ها در خط باعث ابهام یا اشتباه مى‌شود، به‌خصوص در مواردى مثل اَعلام و کلمات دخیل فرنگى و لغات مهجور که تلفّظ صحیح آن‌ها براى عامّة خوانندگان روشن نیست. در چنین مواردى صورت نوشتارى حتماً باید بسیار روشن‌ و خوانا و با حرکت‌گذارى باشد:
سارْتْرْ (sartre)، بــِکت (Beckett)، کنِت (Kenneth)، سیر/ سِیر؛ دیر/ دِیر؛ عَبید/ عُبـِید.
7.قواعد نگارش برخی واژه‌ها به ترتیب الفبا
الف: «أ (الف - همزه)» در واژه‌های فارسی و یا واژه‌های عربیِ داخل شده در زبان فارسی
üهمزه اگر در وسط کلمه واقع شود، به «ی» تبدیل می‌شود. چون: آیین، پاییز، می‌آییم.
üاین، آن (ضمایر اشاره) همزه از اولشان حذف نمی‌گردد؛ مانند بنابراین، از این‌ور.
üهمزه جمع مکسر عربی، حذف می‌شود و هنگام اضافه به «ی» تبدیل می‌شود. چون: شهدا/ شهدای انقلاب، علماء/ علمای اسلام، انبیاء/ انبیای بزرگ.
ب: همزه میانی در واژه‌های عربی.
üاگر حرف پیش از همزه مفتوح باشد، روی کرسی «ا» قرار می‌گیرد. چون: رأفت، مأنوس.
üاگر حرف پیش از آن مضمون باشد، روی کرسی «و» قرار می‌گیرد. چون: رؤیا، مؤذن، سؤال.
üاگر حرف قبلی مفتوح یا ساکن باشد و پس‌ازآن صدای «آ» بیاید، این‌گونه نوشته می‌‌شود: مأخذ، لآلی، قرآن، مرآت.
üدر بقیه موارد روی کرسی دندانه نوشته می‌شود: مسئله، هیئت.
ü*همزه در کلمه‌ی «است» حذف نمی‌شود: یکتا است، کافی است.
ج: الف کوتاه (مقصوره)
üدر اسامی عربی به‌صورت «ی» نوشته می‌شود؛ مانند موسی، یحیی، مصطفی.
üدر نام‌های فوق در صورت اضافه شدن تبدیل به «ا» و در کنار «یای نسبت» قرار می‌گیرد می‌گردد. چون: موسای کلیم، عیسای مسیح.
üدر دیگر کلمات عربی با الف کشیده می‌آید؛ مانند فتوا، تقوا.
ü‌ در ترکیبات عربی طبق رسم‌الخط عربی نوشته می‌شود؛ مانند اعلام‌الهدی، مسجدالاقصی.
üکلمات «الی» و «حتی» در فارسی نیز، به همین شکل نوشته می‌شود.
üدر میان کلمات عربی به شکل کشیده نوشته می‌شود؛ مانند اسماعیل، رحمان، الهیات.
د: ام، ای، ایم، اید، اند
üاین پسوندها اگر پس از کلمه‌ای قرار گیرند که به حرف صامت یا مصوت کوتاه «و» ختم شده باشند، همزه آن‌ها حذف می‌شود؛ مانند خشنودم، خشنودی، رهرویم، رهروی.
üپس از مصوت‌های بلند «آ» و «او» با صامت میانجی «ی» می‌آیند. چون: دانایم، دانایی، داناییم.
üپس از «های غیرملفوظ»، همزه در آن‌ها حذف نمی‌شود؛ مانند آماده‌ام، آماده‌ایم، آماده‌اید، آماده‌اند.
üپس از مصوت بلند «ای»، همزه حذف نمی‌شود؛ مانند ایرانی‌ام.
هـ: ط، ت، ة
ü«ط» در کلمات غیرعربی «ت» نوشته می‌شود؛ مانند اتاق، تپیدن، غلتیدن، تهران.
ü«ة» در کلمات فارسی اگر تلفظ شود «ت» نوشته می‌شود؛ مانند رحمت، زکات، قُضات، مراقبت.
و اگر تلفظ نشود در حکم «های غیرملفوظ» است؛ مانند علاقه‌مند، مصاحبه‌ها، کنایه‌ای.
üاگر عربی بودن ترکیب محفوظ باشد به تبعیت رسم‌الخط عربی نوشته می‌شود. چون: لیلۀ المبیت، دایرۀ المعارف.
و: م، ت، ش، مان، تان، شان (ضمایر ملکی):
üاین ضمایر اگر پس از کلمه‌ای قرار گیرند که به حرف صامت یا مصوت کوتاه ختم شود، به‌صورت زیر نوشته می‌شوند؛ مانند برادرم، کتابش، دوستمان، دشمنتان، رهروتان، پایم، عمویشان.
üولی اگر پس از «های غیرملفوظ» و مصوت‌های بلند «او» و «ای» قرار گیرد، به‌صورت زیر نوشته می‌شوند؛ مانند خانه‌ام، رادیوشان.
ز: ن (حرف نفی):
üدر فعلی که با «آ» ممدود شروع می‌شود همراه با «ی» میانجی بعد می‌آید می‌شود؛ مانند نیامد، نیاورد، نیازار.
üو در فعلی که با «ا» بدون مد آغاز می‌شود، همزه تبدیل به «ی» می‌شود. چون: نینداز، نیفتاد، نینجامد.
ح: «ه» غیرملفوظ:
üهنگام چسبیدن به علامت جمع «ان» و «ی» مصدری به «گ» تبدیل می‌شود؛ مانند آزادگان، آزادگی، فرزانگان، فرزانگی.
üهنگام اضافه شدن واژه روی های غیرملفوظ همزه کوچک قرارداده می‌شود چون: خانة کتاب.
üدرصورتی‌که «ی» نکره به آن اضافه شود، چنین نوشته می‌شود: خانه‌ای، برنامه‌ای.
ط: همان و همین:
همواره از کلمات بعد از خود، جدا نوشته می‌شود؛ مانند همین‌جا، همان‌گونه.
ک: یای نکره: مصدری و نسبی به صورت‌های زیر نوشته می‌شود: برادری، کتابی، رهروی، خانه‌ای، کشتی‌ای، رادیویی، دانشجویی.
ی: ملحقات بحث املا
üدر املاى کلمات و ترکیبات و عبارات عربى که عیناً وارد زبان فارسى شده است، در بعضى موارد، قواعد املاى عربى رعایت مى‌شود: موسى، بالقوّه، خلق السّاعه، حتّى، اِلی
ü«را»، به علت اینکه نشانة مفعول بی‌واسطه و اسم معرفه است، نباید بعد از اسم نکره بیاید.
üفقط در مواقع ضروری، می‌توان از حروف اضافه و ربط استفاده کرد.
üدر متون فارسی، جمع‌ها را باید با ادات جمع فارسی بیاوریم.
üضمیرها باید از جهت زمان، مکان، جمع و مفرد بودن با مرجع‌های خود مطابقت داشته باشند.
üدر رسم‌الخط فارسی، فعل را با کمترین فاصله نسبت به فاعل ذکر می‌کنند.
8.نشانه‌ها (علائم نگارشی مهم و موارد کاربرد آن‌ها)
الف: نقطه
در پایان همه جملات به‌جز پرسشی و تعجبی؛ مانند هوا سرد شد.
پس از حرفی که به‌صورت نشانه اختصاری به‌کاررفته باشد؛ مانند او در قرن نوزدهم، می‌زیست.
ب: ویرگول
üمیان دو جمله پایه و پیرو.
üبرای عطف کلمه‌ها، جمله‌ها، عبارت‌ها و سازه‌های هم‌پایه.
üدر آغاز و پایان جمله‌ها یا عبارت‌های معترضه که به‌صورت صفت، بدل، جمله تفسیری، توضیحی یا دعایی می‌آید (دقت داشته باشید که اگر جمله بدلی و معترضه، طولانی باشد، بهتر است از خط فاصله استفاده کنیم)
üبعد از گروه قیدی در آغاز جمله:
سرانجام، مذاکرات ایران با سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان پایان یافت
üبرای جلوگیری از اشتباه در خواندن جمله، یعنی درجایی که ممکن است خواننده، کلمه‌ها را با کسره اضافه بخواند یا دو کلمه، شبیه هم باشد
üبرای جدا کردن اعداد، نشانی و اطلاعات کتاب‌شناختی

  • نکته مهمی که باید به آن توجه شود، رعایت فاصله بین ویرگول و کلمه‌های قبل و بعد از خود است. این نشانه به کلمه قبل از خود می‌چسبد؛ اما یک‌فاصله با کلمه بعد از خود دارد.

ج: نقطه‌ویرگول (؛)
üهرگاه جمله‌ای ازنظر دستوری کامل باشد، اما رابطه فکری آن با جمله‌ی بعد، بیش از دوجمله‌ای باشد که میان آن‌ها نقطه قرار می‌گیرد، در این صورت، میان آن جمله و جمله بعد، نقطه‌ویرگول قرار خواهد گرفت: او کتابی نوشت؛ کتابی بسیار عمیق و سودمند.
üپیش از مثلاً، یعنی، به‌عبارت‌دیگر.
üمیان متن اصلی آیه و حدیث و ترجمه آن‌ها.
د: دونقطه (:)
üقبل از مقول‌قول: امام خمینی (ره) فرمود: ما باید مسلسل‌ها را تبدیل به قلم کنیم.
üهنگام برشمردن اجزای یک امر کلی: علوم اسلامی عبارت‌اند از: تفسیر، کلام، حدیث، رجال و …
üبرای معنا کردن واژه‌ها: نقی: پاکیزه، جُند: لشکر
هـ: سه‌نقطه (…)
üبرای نشان دادن حذف‌شدگی‌های عمدی و یا حادثه‌ای متن.
üبه‌جای واژه یا عبارت‌های حذف‌شده: ما باید از جنبه‌های دینی، فرهنگی، اقتصادی و … پیشرفت کنیم.
و: علامت سؤال (؟)
üدر پایان جمله‌های پرسشی مستقیم؛ مانند کتاب را خواندی؟

  • نکته: علامت سؤال در پایان جمله‌های پرسشی غیرمستقیم نمی‌آید؛ مثلاً او پرسید: آیا کتابخانه آیه الله مرعشی را در قم دیده‌ام. (درواقع گوینده با گفتن این جمله، می‌خواهد خبر بدهد نه اینکه سؤال بپرسد؛ لذا آوردن علامت سؤال نیاز نیست.)

üبعد از کلمه‌هایی که به‌جای جمله پرسشی می‌آید: کجا؟ چطور؟
üبرای بیان مفهوم تردید یا استهزا: در این صورت، نشانه پرسش داخل پرانتز می‌آید: جواد (؟) قهرمان کشور.
ز: علامت تعجب (!)
این علامت برای نشان دادن تأکید در حالت‌هایی مثل تعجب، تحذیر، دعا، نفرین، دشنام، افسوس، خطاب، امر و مانند آن به کار می‌رود؛ مانند این باغ چقدر زیباست! ، ای خدا! ، دریغ از عمر! ، آقای رئیس! ، مواظب باش! ، خوب نوشتی! ، خدا تو را نگه دارد!
ح: گیومه « »
üبرای نقل عین عبارت نویسنده یا گوینده (نقل‌قول مستقیم): علی گفت: «چه باغ زیبایی!»
üدر ابتدا و پایان واژه‌ها، اصطلاح‌ها و کلمه‌ها یا عبارت‌های تأکیدی: «بداء»، «پست‌مدرن»
üهنگام ذکر عنوان مقاله‌ها، اشعار، روزنامه، آثار هنری و فصل و بخش‌های یک کتاب.
-چند نکته:
یک: هرگاه عین عبارت نویسنده یا گوینده‌ای نقل‌شده باشد، آن را «نقل‌قول مستقیم» می‌گویند: او گفت: «کتاب‌ها را باید به مدرسه ببرم»
امّا به نقل‌قولی که عین عبارت گوینده است ولی اشخاص ضمایر (اول‌شخص، دوم‌شخص، سوم شخص) و شناسه‌های افعال سخن اصلی تغییر کرده باشد، «نقل‌قول غیرمستقیم» می‌گویند: او پرسید: آیا کتاب را به مدرسه برده‌ام.
دو: نقل مضمون مطالب نویسنده یا گوینده را «اقتباس» و دخل و تصرف در مطالب را «نقل با تصرف» می‌گویند. البته نباید فراموش کرد که در صورت اقتباس و یا دخل و تصرف در مطلبی، حتماً باید در داخل متن یا پاورقی با ذکر کتاب و شماره‌ جلد و صفحه به این موضوع اشاره شود.
سه: می‌توانیم مطالب، سخنان مشهور و ضرب‌المثل‌ها را در گیومه بگذاریم و منبع و سند آن را ذکر کنیم و همچنین برای مشخص کردن و برجسته کردن مطلبی از گیومه استفاده کنیم.
چهار: هرگاه مطلب نقل‌قول، طولانی و از حد یک پاراگراف بیشتر باشد بی‌آنکه گیومه را ببندیم، در آغاز تمام پاراگراف‌های بعدی گیومه باز می‌کنیم و در پایان نقل قول گیومه را می‌بندیم.
پنج: هرگاه نقل‌قولی در ضمن نقل‌قول دیگری بیاید، آن را در میان علامت نقل‌قول
زوج (““) می‌گذاریم. گفت: «نشنیده‌ای که پیامبر (ص) فرموده است: “ طلب العلم فریضه علی کل مسلم “»
وضعیت نشانه‌های سجاوندی در گیومه
üاگر جمله‌ای با گیومه آغاز شود، نخست با نقطه پایان می‌پذیرد و سپس گیومه بسته می‌شود؛ مانند علی گفت: «من فردا به مدرسه می‌روم.»
üاگر جمله‌ای با عبارت یا واژه‌ای پایان یابد که در گیومه قرار دارد نخست گیومه می‌آید و سپس نقطه؛ مانند این مفهوم را می‌توان هم به «از پیش» ترجمه کرد، هم به «ما تقدم» و هم به «پرتوم».
üویرگول، نقطه‌ویرگول و دونقطه را، معمولاً باید بیرون از گیومه نهاد.
üنشانه‌های تعجب و پرسش معمولاً در داخل گیومه قرار می‌گیرند و پس از بسته شدن گیومه، نقطه گذاشته نمی‌شود؛ مانند: «چه باغ قشنگی!» وقتی‌که او این جمله را گفت من هم به نشاط آمدم. او از من پرسید: «چه می‌خوانی؟» این سؤال او برای من جالب بود.
ط: پرانتز ( )
برای آوردن توضیحاتی از قبیل تاریخ‌ها، عبارت‌ها و جمله‌های تکمیل‌کننده یا توضیح‌دهنده، ذکر مثال‌ها، معنای واژه‌ها و اصطلاحات، معادل کلمه‌ها، ارجاع‌ها، ذکر منابع، نشانه‌های اختصاری، تلفظ کلمه‌ها و مانند این‌ها به کار می‌رود.
مثال‌ها:
üتاریخ: ابوالفتوح رازی (610 ـ 592 هـ ق) تفسیر خود را به پارسی نگاشت.
üعبارت‌ها یا جمله‌های تکمیل‌کننده یا توضیح‌دهنده: در فارسی امروز، صفت همیشه مفرد است (علامت جمع نمی‌گیرد) جز هنگامی‌که جانشین اسم شود.
üمعنای واژه‌ها و اصطلاح‌ها: وقتی از معالجه عضوی مأیوس می‌شدند به قطع و کی (سوختن) آن می‌پرداختند.
üمعادل کلمه‌ها: ناسیونالیسم (ملی‌گرایی)
üارجاع‌ها و ذکر منابع: انسان با دو بال ایمان و علم، قادر به پرواز است (مرتضی مطهری، انسان و ایمان، ص 7)
نکته:
•برای معنای واژه‌ها در پرانتز، از کلمه «یعنی» نباید استفاده کرد.
•هنگامی‌که معادل واژه را در پرانتز می‌آوریم، دیگر به کلمه «یا» نیاز نیست.
•نشانه‌های ویرگول، تعجب و سؤال، نقطه‌ویرگول، در صورت نیاز در پرانتز به کار می‌رود.
•در پایان مطلب داخل پرانتز نشانه‌های ویرگول، نقطه‌ویرگول نمی‌آید، اما نقطه بنا به‌ضرورت آورده می‌شود.
•نقطه در صورتی در پایان جمله پرانتزی آورده می‌شود که مطلب در همان داخل پرانتز تمام شود، اما درهرصورت، نگذاشتن نقطه بهتر است.
•از گیومه در جمله پرانتزی می‌توان استفاده کرد.
•در پرانتز نباید از پرانتز دیگری استفاده کرد (پرانتز در پرانتز) اگر درجایی هم مجبور شدیم، باید یکی از پرانتز دوّم را ریزتر کنیم. البته می‌توان به‌جای پرانتز دومی از خط کوتاه (نشانه جمله معترضه) استفاده کرد.
•هرگاه در متن فارسی، ناچار شویم در داخل پرانتز، عبارت یا جمله‌ای را با زبان و خط انگلیسی (یا یکی دیگر از خط‌هایی که از چپ نوشته می‌شود) بیاوریم؛ بهتر است آن جمله یا عبارت را در ادامه سطر فارسی نیاوریم. این کار دو روش دارد:
1. آن عبارت یا جمله انگلیسی را از سطر بعدی شروع کنیم.
2. اگر ناچار بودیم که مطلب را از باقی‌مانده همان سطر آغاز کنیم و بقیه مطلب را در سطر بعدی بنویسیم، باید به این صورت عمل کنیم:
اخیراً نویسنده: یک مدل به نام crack clourse modet Rigid Insert R.T.C.C برای تحلیل و ارزیابی پدیده مذکور ارائه داده است.
تفاوت میان پرانتز با دو ویرگول (“) و دو خط (ـ … ـ):
1.پرانتز نقش جداکننده جمله معترضه‌اي را دارد؛ که با متن اصلی تا حدی از نظر مفهومی پیوسته است؛ و اگر غیر از این باشد ، باید از دو ویرگول یا دو خط استفاده کرد.
2.نقش جداکننده دو ویرگول، کمتر از دو خط و نقش جداکننده دو خط، کمتر از پرانتز است.
نکته:
درصورتی‌که در داخل جمله‌ای پرانتز باشد، معمولاً باید بتوان:
1. جملة پرانتزی را حذف کرد، بدون این‌که به جمله ازنظر دستوری آسیب رسد.
2. پرانتز را برداشت و جمله پرانتزی را در داخل دو ویرگول یا دو خط نهاد؛ بدون این‌که در جمله از لحاظ دستوری، دست‌کاری دیگری لازم باشد یا ازنظر مفهومی، سکته‌ای ایجاد شود.
ی: پرانتز گل‌دار
از پرانتز گل‌دار برای برجسته‌سازی آیه‌های قران استفاده می‌شود.
ک: قلاب/ کروشه []
1.در نمایشنامه‌ها و فیلمنامه ها، برای بیان حالت بازیگر در جای‌جای اثر؛ مانند حامد ]باحالتی شاد[: گروه ما پیروز شد ]دستش را بالا می‌برد و هورا می‌کشد[
2.در هنگام اصلاح متن‌های کهن: ]پیامبر[ بیرون‌شد باهیبت الهی]برای[ جنگ با دشمنان باری‌تعالی.
3.در ترجمه، برای افزوده‌های مترجم به متن.
یا: تیره یا خطّ فاصله (ـ)
1.مکالمه: مثل تو گفتی؟
ـ آری.
2.برای پیوستن اجزای یک کلمه دوجزئی مرکب: عقیدتی ـ سیاسي
3.نشان دادن فاصله میان دو شهر: اصفهان ـ شیراز
4.به‌جای «تا» در: ص 7-5.
5.ابتدا و انتهای جمله‌های معترضه: پدرم ـ که عمرش دراز باد ـ به من بسیار محبت کرد.
یب: خط ممتد (ــــــ)
از این نشانه‌ برای برجسته کردن پاره‌ای واژه‌ها یا جمله‌ها (در زیر آنها) استفاده می‌شود.
یج: خط مایل / ممیز ( /)
برای نشان دادن کلمه‌های معادل: ویرایش صوری / فني
ید: خط موج دار ()
برایایرانیک کردن و یا ایتالیک کردن کلمه یا عبارت و یا نام کتابها در زیر جمله کشیده میشود.
یهـ: خط تاب‌دار / ابرو (~)
از این علامت در نمایه‌ها، فرهنگ‌ها و واژه‌نامه‌ها برای پرهیز از تکرار از ماده موردبحث، استفاده می‌شود:
ـ~هرمنوتیک
ـ ~ ایجابی
ـ ~ توهم‌زا
یو : نشانه تکرار/ ایضاً (⸗)
این نشانه به‌جای کلمه‌های مشابهی که عیناً در سطرهای متوالی تکرار می‌شود به کار می‌رود.
از این نشانه در نوشته‌های رسمی نباید استفاده کرد.
یز: پیکان (!)
1 ـ جای ارجاع که معادل ر. ک (رجوع کنید) می‌باشد.
2 ـ نشان دادن انتقال مطلب به صفحه بعد.
یح: ستاره (*)
1 ـ ارجاع به پانوشت (وقتی‌که در صفحه فقط یک پانوشت داشته باشیم؛ در غیر این صورت از عدد استفاده می‌شود).
2 ـ ایجاد فاصله میان اشعار و بندها.
یط: دایره‌ی توپُر، دایره‌ی توخالی، مربع توپُر، مربع توخالی.
از این نشانه‌ها معمولاً برای برجسته‌سازی ابتدای بندها یا برای تقطیع و ایجاد فاصله میان مطالب و شروع قسمت جدید استفاده می‌شود
فصل دو: سرفصلهای موضوعي دانشنامه

خلاصه موضوعات

مجموعه مطالب دانشنامه شامل شش بخش و يك مقدمه است:

مقدمه – اصطلاح شناسي-

در مقدمه واژه هاي امر، نهي، معروف و منكر بررسي و تعريف دقيق و جامع اين واژه ها به صورت مستند طرح مي‌گردد و نيز مروري بر واژه هاي معادل مترادف و يا مشابه شده، مشتركات و تفاوتها بررسي و شمارش مي‌گردد.و در نهايت به سابقه موضوع در منابع مكتوب – كتابشناسي- پرداخته شده است.

بخش نخست

محور بحث در این بخش عنوان ترکیبی امربه معروف و نهی از منکر است که عنوانی کلامی، فقهی، حقوقی و از اعتبارات شرعی است.
این بخش به ریشه‌یابی عنوان ترکیبی از حیث مبادی تصوری تصدیقی، مبانی حقوقی منابع فقهیو سیر تاریخی عنوان در شرایع، مکاتب، مذاهب و نگرشهای فقهی-حقوقی می‌پردازد.

بخش دوم

هدف از این بخش تحقیقات کلامی، فلسفی و وجود شناسی معروف و منکر است. در این بخش مبانی و منابع تشخیص معروف و منکر از دیدگاه‌های مختلف و جامعیت یا عدم جامعیت منابع و تعارض آنها به بحث وتحقیق و چالش کشیده می‌شود.

بخش سوم

در این بخش احکام متعارف فقهی فریضتین؛ احکامی چون وجوب عینی وکفایی، تعبدی و توصلی و تقسیم آن به مراتب سه‌گانه و شرایط هریک از مراتب از منظر فقهای خاصه و عامه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بخش چهارم

موضوع این بخش گردآوری، طرح، بررسی، ارزیابی و پیشنهاد کلیه عملیات هدفمندی است که تحت مقوله امر به معروف ونهی از منکر ومصادیق آن به منظور تحقق اهداف فریضتین نقشی مؤثر ایفا می‌نماید.
در این بخش راهکارها و شیوه‌های قابل طرح در اجرای فریضتین و تحقق عملی آن مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

بخش پنجم

محور این بخش، آسیب شناسی، نقد و بررسی علل و عوامل کم توجهی و یا عدم توجه به معروف و منکر و امربه معروف و نهی از منکر در جوامع اسلامی و بویژه جامعه اسلامی ایران است مجموعه موانع اجرای فریضتین به صورتی جامعوهمه جانبه در این بخش تحلیل و تبیین گردیده است.

بخش ششم

در این بخش برمبنای آنچه در فصل دوم آمده به دسته بندی و شمارش معروف و منکر در عصر حاضر و ملاک‌ها و شیوه‌های دسته بندی آنها به اصول ثابت و غیرثابت (اولویت گذاری) پرداخته، شیوه تدوین منشورهای اخلاقی، حقوقی موسسات اجرایی و... مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

تفصیل موضوعات دانشنامه

مقدمه: اصطلاح‌شناسی

1. تعریف لغوی و اصطلاحی امرونهی

الف. مفهوم و مدلول لغوی امرونهی

بررسی مدلول وضعی ماده امر و ماده نهی[۴] (موضوع له: - ا. م. ر- و - ن. ه. ي)
در این مدخل باید موارد زیر مورد بررسی قرارگرفته است:
1.ماده «ا. م. ر» در لغت به چه معناست؟ و برای چه معنا و مدلولی وضع‌شده است. آیا مدلول وضعی ماده امر و ماده نهی:
•دال بر ذات است یا حدت؟
•علو یا استعلا در مدلول امرونهی اخذشده است؟
•ماده امر بر الزام دلالت می‌کند؟
•در صورت دلالت بر حدث؛ کلمه امر متعدی است، یا لازم؟
2.اهمّ مسائل مربوط به حدث عبارت‌اند از:
•اسباب و عوامل مباشر حدث (علل مادی) : یعنی آمر چه وسیله‌ای را برای احداث به کار می‌برد تا از حیث لغوی و ظهور، لفظ امر بر آن صادق باشد. آیا کلمه امر تنها بر امر زبانی صادق است یا علاوه بر زبان، ابزارهای دیگری مانند شمشیر، قلم، اشاره و موضع‌گیری قلبی بدون ابراز و ظهور را هم دربر می‌گیرد.
•محل وقوع حدث: مخاطب امر کیست یا چیست؟ آیا تنها بر انسان یا ذی‌شعور می‌توان امر کرد یا مخاطب این حدث غیر انسان هم می‌تواند باشد؟ مثلاً آیا خطاب به غیر انسان و غیر ذی‌شعور مانند * فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا * امر محسوب می‌شود؟
•غرض مترتب بر حدث (علت غایی): آیا غرض فاعل به حدث نیز سرایت می‌کند یا اساساً حدث خالی از غرض است؛ یعنی در فعل و حدث بما هو حدث، غرضی نهفته نیست و غایتی ندارد، پس اینکه یک فعل با ظاهر واحد، تعزیر باشد یا نهی از منکر یا تربیت یا تشفی غیظ، به نیت فاعل بستگی دارد؛ مثلاً در جهاد یا خون‌ریزی ظالمانه، در هر دو یک فعل واحد (شمشیرزنی) یا مانند آن روی می‌دهد و این غرض فاعل است که به فعل معنا و غرض می‌بخشد و به آن عنوان تعزیر، نهی از منکر، تربیت یا عقده‌گشایی و زورگویی می‌دهد.
•مدلول امر و تقسیم آن به اوامر تکوینی و تشریعی. فرق بین خطابات ناظر به مرید مختار و خطابات ناظر به مخاطب غیر مختار چیست؟
•اعتبار قصد انشا در امر و تفاوت جملات خبری و انشائی چيست؟
•صیغه یا هیئت امر و معنای موضوع له آن و دلالت جملات خبری بر معنای انشائی.

ب. معنای اصطلاحی امرونهی

مسائل مطرح شده در اين مدخل:
1.آیا معناي ما وضع له با مستعمل فیه فرقی دارد؟
2.ملاک تشخیص معنای وضعی از اصطلاحی چیست؟
3.آیا در معنای اصطلاحی نیازمند قرینه هستیم اگر نیاز هست، آن قرینه چیست؟
4.نسبت بین معنای اصطلاحی و مستعمل فیه چیست؟
5.مدلول با مفهوم فرقی دارد یا نه؟ (گاهی مدلول را به معنایی که در خود لفظ است به کار می‌برند و آن را در برابر مفهوم به معنای چیزی که مخاطب از لفظ فهمیده است قرار می‌دهند. –مباحث هرمنوتیک-)
6.مفهوم اصطلاحی امرونهی، موارد استعمال معنی حقیقی و مجازی و علائم تمایز آن‌ها چیست؟
7.کاربرد لفظ امر در عرف‌های مختلف (بررسی مستعمل فیه در عرف‌های مختلف) : در عرف عام، و عرف خاص مانند عرف متکلمین، مورخین، دین اسلام و... حقیقت شرعیه یا متشرعه.
8.کاربرد لفظ امر در آیات و احادیث چیست؟ به عبارتی آیا لفظ امر در قران و حدیث در معنی خاصی استعمال شده است یا در همان معنی لغوی یا عرف عام استفاده‌شده است.
9.اسباب و ابزار امر اصطلاحی چیست؟
•آیا اسباب امر در قران و حدیث، همان اسباب امر لغوی یا عرفی است یا ابزار خاصی موردنظر بوده است؟
•آیا مستعمل فیه امربه‌معروف و نهی از منکر اصطلاحی، تنها به زبان منحصر می‌شود یا مراحل دیگر مانند اشاره، کتابت و ید هم جزو آن است؟
10.محل وقوع حدث (مخاطب امر) در استعمالات قران و حدیث چیست؟

ج. مفهوم و مدلول لغوی معروف و منکر

1.بررسی مدلول وضعی ماده معروف؛ (ع. ر. ف) :
•معروف اسم ذات است یا حدت (موصوف است یا وصف موصوف)
•بررسی مدلول وضعی هرکدام از: ماده (ع ر ف)، هیئت اسم مفعولی (معروف)، هیئت مصدری (عُرف) و هیئت فاعلی (عارفه) و...
2.بررسی مدلول وضعی ماده منکر (ن. ک. ر):
•منکر اسم ذات است یا صفت
•بررسی مدلول و معنای وضعی هیئت‌های مورداستفاده در این ماده: (مُنکَر)، (نَکَره)، (نُکر)، (نَکیر)، (انکار)

دبررسی مفهوم اصطلاحی ماده معروف و منکر و صیغه های مشتق شده از آن‌ها

•مفهوم اصطلاحی ماده و هیئت‌های مورداستفاده در این ماده: (ع. ر. ف)، هیئت اسم مفعولی (معروف)، هیئت مصدری (عُرف) و هیئت فاعلی (عارفه)
•آيا می‌توان گفت معروف و منکر اعم از موصوف یا وصف است و هر دو کارکرد را داراست. مثلاً صدقه خودش یک معروف است، اما واجب و حرام تنها وصف موصوف قرار می‌گیرد؟

تعریف اصطلاحی جمله ترکیبی «امر به‌ معروف و نهی از منکر» در قرآن، حدیث، فقه، حقوق، اخلاق، تفسیر، کلام، فلسفه و مقارنه و تطبیق بین تعاریف و اخذ قدر جامع

غالب کتب تفسیری، فقهی و کلامی در تعریف امربه‌معروف و نهی از منکر، به تعریف مفردات اکتفا کرده‌اند و جز تعدادی محدود به تعریف ترکیبی تصریح نکرده‌اند.
علاوه بر کم بودن تعاریف ترکیبی، معمولاً در آن‌ها بین امربه‌معروف و نهی از منکر، با تعریف دعوت و تبلیغ و ارشاد، خلط شده است؛ و نیز در غالب موارد به‌جای تعریف مصطلح مفهومی به ذکر مصادیق اکتفا شده است. در این تعاریف، فرق جهاد با امربه‌معروف و نهی از منکر و یا نسبت فریضتین با ولایت و مدیریت و ... ذکر نشده است. بنابراین تعاریف موجود جامع‌ومانع نیستند.
باید بررسی شود که:
آیا نیاز به تعریفی جامع ‌و مانع هست یا واقعیت امربه‌معروف و نهی از منکر، همین تعاریف عام است به‌گونه‌ای که حتی جهاد و دعوت و ارشاد را هم دربر می‌گیرد.
•آیا قیود موجود در این تعاریف، قیودی احترازی یا توضیحی است.
•آیا می‌توان از تعاریف انجام گرفته، اخذ جامع نمود و تعریفی واحد ارائه داد؟و آيا این‌قدر جامع، مطالبه گری یا همان توقع ایفای نقش و تکلیف است؟
•آیا می‌توان گفت امرونهی ماهیت متفاوتی ندارند و هر دو دال بر مطالبه می‌باشند، هم مطالبه وقوع (امربه‌معروف) است و هم مطالبه ترک (نهی از منکر).

امربه‌معروف و نهی از منکر و عناوین مشابه و مرادف

الف. عناوین و مفاهیم مشابه، مترادف یا معادل و مرتبط با

معروف (خیر، حق، حسن، عدل، ...)
منکر (قبیح، جور، جرم، خطا، فساد، باطل، شر، ...)
معنای ترکیبی امربه‌معروف و نهی از منکر (از قبیل تواصی به خیر، ارشاد، دعوت، نصح، وعظ، تعلیم و تربیت، جهاد و نیز نظارت اجتماعی یا همگانی، نقد، انتقاد، تغییر، رفع و دفع منکر، اکراه و اجبار و الجاء به امر خیر یا از امر شر)
نمونه:
طیبی شبستری: تضامن جمعی، نظارت ملی، مراقبت همگانی، حق اعتراض ملت علیه اوضاع فاسد، حق انتقاد از انحرافات و بی‌عدالتی‌ها، خشم و عصیان علیه مفاسد و عوامل فساد، حکومت مردم بر مردم، احترام به افکار عمومی، حق اشراف و سیطره ملت بر کلیه شئون اجتماعی و کلیه امور و مسائل مربوط به سعادت عموم (تقیه و امربه‌معروف و نهی از منکر ص 54)، تغییر اوضاع فاسد و ایجاد اوضاع صالح، اجرای اصلاحات و مبارزه با فساد: 146؛ شهید مطهری: پاسداری نیکی‌ها، ستیزه‌گر با بدی‌ها، حفظ امنیت و انسجام جامعه، اجرای عدالت و مهار ظالمان، حفظ ارزش‌ها و ازاله منکرات، تعمیم حی مسئولیت‌پذیری مسعودی: دو قانون نگهبان: ص؟
احمدی میانجی: ضمانت اجرای احکام دین در اسلام، رک: مقالات، مقاله خمس ص 87 کنترل کیفیت اجتماعی (متعادل‌سازی و بهینه اجتماعی سیال و مستمر): ص؟

ب. بررسی دلالت‌های مطابقی، تضمنی، التزامی و مقایسه و تبیین مشترکات و تمایزات عام و خاص مطلق و مقید در عناوین فوق

مثلاً:
•آیا می‌توان گفت انتقاد و نقد، نهی به همراه راه‌حل یا ریشه‌یابی مشکل است؛ اما در مفهوم اعتراض، قصد اصلاح یا همراه با معرفی راه اصلاحی نیست.
•آیا امربه‌معروف و نهی از منکر جبر و اکراه و الجاء به فعل خیر یا بازداشت از قبیح را هم شامل می‌شود؟

امربه‌معروف و نهی از منکر در منابع کهن و معاصر

بحثی در بررسی کیفیت و کمیت حضور موضوع فریضتین:

الف: در لا بلای منابع مکتوب کلامی، حقوقی، فقهی، تاریخی، ادبی و ...(جایگاه علمی فریضتین)

ب: در منابع مستقل یا دارای فصول مستقل کهن و معاصر (کتاب‌شناسی فریضتین)

به تفکیک ادیان و مذاهب و مکاتب و با تعیین رویکرد علمی و ادبی و روش‌های عقلی، اجتماعی، کلامی، حقوقی، اخلاقی و یا نقلی؛ حدیثی، فقهی، تاریخی و ... در این آثار.

ج: در دائرة‌المعارف‌ها و کتب مرجع عربی، فارسی، انگلیسی و

د: در نگاه مستشرقان و کم و کیف پرداختن به آن در آثار شرق‌شناسی.

بخش اول: تبارشناسی امربه‌معروف و نهی از منکر و سیر تاریخی آن (عنوان ترکیبی)

محور بحث در این بخش، عنوان ترکیبی امربه‌معروف و نهی از منکر است که عنوانی فقهی، حقوقی و از اعتبارات شرعی است.
این بخش به ریشه‌یابی عنوان ترکیبی از حیث مبادی تصوری و تصدیقی [۵] و مبانی حقوقی [۶] آن و نیز سیر تاریخی عنوان در شرایع و مکاتب و نگرش‌های فقهی و حقوقی می‌پردازد و غرض این است که مشخص شود امربه‌معروف و نهی از منکر:
1- آيا هویتی عقلی دارد یا نقلی است؟ آيا این دو هویت قابل‌جمع هستند یا اینکه بخش‌هایی از آن عقلی و بخش‌هایی نقلی یا مشترک است 2-مبادی تصوری و تصدیقی و مبانی حقوقی آن چیست؟
3-از فروعات کدام علم است؟
4-نسبت آن با دیگر موضوعات (مانند اقامه دین، جهاد، ارشاد و ...) چیست؟
5-فلسفه جعل و اعتبار امربه‌معروف و نهی از منکر و حکمت و غرض مترتب بر آن چیست؟
6-سابقه موضوع در شرایع آسمانی و مکاتب حقوقی بشری قبل از اسلام و بعدازآن چگونه است؟
7-سابقه موضوع در اندیشه و عملکرد مسلمانان و مذاهب و گرایش‌های منتسب به اسلام چه بوده است.

فصل اول: تبارشناسی امربه‌معروف و نهی از منکر

مبادی تصوری و تصدیقی و مبانی حقوقی فریضتین

از منظر حقوقی

•تبیین، تحلیل و مستندسازی این مسئله که انسان، خواهان نیکی و متنفر از بدی است.
•تبیین، تحلیل و مستندسازی این موضوع گه گرایش به نیکی و گریز از بدی حق انسان است و حق‌خواهی و حق‌طلبی فطری انسان است.
•تبیین و تحلیل این موضوع که همه انسان‌ها متوقع‌اند- و این توقع و مطالبه حق آنان است –که هر انسان خردمندی نخست بايد جایگاه و موقعیت خود را شناسایی کند و سپس خود را موظف به نقش‌آفرینی در آن مقام نماید.
•تبیین، تحلیل و مستندسازی این امر که ملاک اعتبار قوانین رعایت مصالح انسان است، پس عمل به قانون حق اوست –گرچه به‌ظاهر تکلیفی بر دوش او می‌باشد-پس او حق دارد که از خود و دیگران این حق را مطالبه نماید.
•مطالبه گری نسبت به کسی روی می‌دهد که به مسئولیت خود عالم است اما اقدام نمی‌کند؛ بنابراین آمر و ناهی، با مطالبه گری، سعی می‌کند که شخص مسئول و مکلف، به علم خود عمل کند.
•مرحله بیان برای حصول علم است و قبل از علم، عنوان مطالبه صدق نمی‌کند بنابراین مطالبه، بعد از بیان روی می‌دهد. (قبح عقاب بلا بیان)
•معنای احتجاج حق‌تعالی بر مردم در امثال این روایت إِنَ اللَّهَ احْتَجَّ عَلَى النَّاسِ بِمَا آتَاهُمْ وَ عَرَّفَهُم‏، همان توقع ایفای نقش مطالبه گری پس از تعلیم و معرفت است.
و نيز •علم، مهم‌ترین شرط یا علت در فعلیت حکم است.
•علم به تشخص (جایگاه و شخصیت)، تکلیف فرد و نقش او را مشخص می‌کند.
•علم بیشتر، مسئولیت بیشتری دارد.
•مطالبه از خود نیز مترتب بر علم است.
•همه افراد جامعه به‌صورت متقابل توقع دارند که هر یک از افراد هم به موقعیت خود عالم باشد و هم متناسب با موقعیت، نقش خود را ایفا نماید •توقع ادای نقش، امری فطری و لازمه تشخص فرد است. توقع ملازم است با ابراز توقع که مطالبه نام دارد.
•و در مطالبه دو مبنا قابل طرح است: الف) مطالبه ذاتاً موضوعیت دارد. ب) مطالبه ناظر به تحقق مطلوب است و ارزش ذاتی ندارد.
•بنابراین امربه‌معروف و نهی از منکر مطالبه ادای حق از سوی یکایک انسان‌ها نسبت به یکدیگر و شناخت وظیفه در هر مقام و عمل بر طبق وظیفه –هماهنگی جزم علمی و عزم عملی –مهم‌ترین جلوه انسان خردورز و تقواپیشه است.

از منظر اجتماعی

•برای تأسیس جامعه قانون ضروری است و برای احیای قانون و اجرای آن وجود حاکم و مطالبه گر قانون، ضروری است.
•این مطالبه گری همان امر به معروف و نهی از منکر است که در حدیث کار ویژه اولی الامر معرفی شده است. برای متخطیان از قبول قانون نیز جریمه و تنبیه لازم است- این تنبیه گاهی برای خطاهایی است که در درون ساختار جامعه رخ‌داده است: حدود و تعزیرات، و گاهی برای خطاهایی است که ساختار جامعه را هدف قرارداده است:
1-جهاد با اهل بغی 2- جهاد با بیگانگان.
بررسی مفهوم مبادی و مبانی فریضتین
مبانی کلامی فریضتین
مبانی قرآنی و حدیثی فریضتین
مبانی تفسیری فریضتین
مبانی فقهی فریضتین
مبانی سیاسی و جامعه شناسی فریضتین
مبانی تربیتی فریضتین
مبانی اخلاقی فریضتین بررسی تطبیقی مبانی میان رشته ای در موضوع فریضتین
برسی مبانی فریضتین از دیدگاه اسلام و مکاتب حقوقی و سیاسی

قلمرو وسعه شریعت ، نظریه ها و پیامدها

این عنوان تأثیرگذار و تعیین کننده در عبادی بودن فریضتین و یا عرفی و توصلی بودن، تأسیسی و یا امضایی بودن، مولوی و یا ارشادی بودن و نیز تأثیر گذار در گستره معروف و منکر که آیا تنها معروف و منکر شرعی متعلق امر و نهی قرار میگیرد و یا اعم از شرعی، عرفی و عقلائی.

ماهیت احکام شرعی ، خطابات شخصی یا قانونی

در این عنوان دو نگاه غالب وجود دارد: گروهی خطابات شارع را خطابات شخصی میدانند -مانند رابطه مولا و عبد- و گروهی دستورات دین را خطابات قانونی میشمارند و شارع را نه مولای عرفی بلکه قانون گذار تصویر میکنند . این بحث پیوند شریعت و قانون و جایگاه فریضتین را تبیین مینماید.

فریضتین حق یا تکلیف

آیا اسلام فریضتین- مطالبه گری- را به عنوان یک حق برای آمر و ناهی یا جامعه و حکومت جعل نموده است و آن را از باب تکلیف واجب نموده است. در تبیین معروف و منکر نیز آیا معروف و منکر تکالیف شرعی هستند و یا حقوق نیز میتواند از مصادیق معروف و منکر باشد.

فریضتین ضرورتی عقلی یا تکلیفی شرعی

بررسی جایگاه –وجوب- عقلی یا نقلی فریضتین و اینکه نصوص قرآنی و حدیثی فریضتین از اوامر ارشادی است یا مولوی. (خطابات شرعیه).
این بحث سه پیش‌نیاز دارد:
1. سیر تاریخی امرونهی در اندیشه و مکاتب اسلامی. معتزله چرا امربه‌معروف و نهی از منکر را جزو اصول دین قراردادند. آن‌ها می‌گفتند چون جزو اصول دین است پس عقلی است.
2. امربه‌معروف و نهي از منكر از اصول دين است يا از فروع، موضوعي کلامی است یا فقهی.
3. جایگاه امربه‌معروف در نظام معارف اسلامی از ضروریات عقلی است یا واجبات شرعی. حکم ارشادی است یا مولوی.
مباحث این مدخل شامل موارد زیر می‌شود:
•وجوب ادله امربه‌معروف و نهی از منكر در کتب کلامی و فقهی.
•مبانی عقلی امربه‌معروف و نهی از منکر:
1- معنای حکم عقل و حکم شرع چیست؟
2- چه زمینه‌هایی باعث شده است تا فریضتین را مستند به‌حکم عقل کنند،
3- ادله‌ای که برای وجوب عقلی اقامه‌شده است:
مدنی بودن انسان، ضرورت مقابله با معصیت و نافرمانی خداوند، تأثیر سلوک افراد بر یکدیگر -تربیتی، مقابله با ستم و ستمگران، ضرورت عقلی خیرخواهی و مهرورزی به انسان، لزوم نظارت مردم بر دولت و قدرت، راهکاری برای مشارکت مدنی و تجلی حضور مردم درصحنه، ضمانت اجرای قانون، دفاع از مصلحت جامعه و ...

فریضتین حکمی تأسیسی یا امضائی

حکم تأسیسی چیست؟ آیا تأسیسی بودن یک حکم به معنی تشریع آن در اسلام بدون سابقه قبلی است؟ و آیا امضا به معنی تائید شریعت ختمی نسبت به‌حکمی است که قبل از اسلام وجود داشته است، اعم از اینکه تأسیس آن از سوی شرایع سابق باشد یا در سیره عقلا محقق شده باشد؟
در تأسیسی بودن آیا لازم است عنوان مسئله جدید باشد، یا تأسیس جزء یا شرط جدید نیز برای صدق تأسیسی بودن کافی است؟ مانند نماز که رکنی عبادی در تمام شرایع است، اما نماز شریعت خاتم تأسیسی است زیرا اجزا و شرایط خاص به خود را دارد.
باید بررسی شود:
•آیا شریعت خاتم بر حکم امربه‌معروف و نهی از منکر جزء یا شرط جدیدی افزوده یا چیزی نیفزوده است.
•در صورت عقلی بودن اصل امربه‌معروف و نهی از منکر، آیا افزایش جزء یا شرط جدید، نیز عقلایی بوده (و در این صورت باوجود جزء یا شرط جدید حکم، تأسیسی محسوب نخواهد شد) یا آنکه تعبدی است (در این صورت حکم، تأسیسی خواهد بود).
در سیره عقلا باید دو فرض زیر بررسی شود:
•آیا سیره عقلا دستاورد تجربه و فهم عقلانی انسان است و هیچ‌گونه منشأ وحیانی ندارد و یا سیره‌های عقلا دارای ریشه الهی است که توسط پیامبران سابق ابلاغ‌شده یا از طریق الهام الهی، به‌دست‌آمده و به‌تدریج نهادینه‌شده است
•امضای اسلام اعم از این است که موضوع مورد امضا، سیره عقلایی یا مربوط به شرایع قبلی باشد.

هدف از امربه‌معروف و نهی از منکر، رفع است یا دفع –پیشگیری یا درمان-؟

آیا وظیفه آمر و ناهی پیشگیری از ترک معروف یا وقوع منکر است و یا تنبيه تارک معروف و عامل به منکر و مقابله با اصرار به آن؟ فرق امرونهی در مقام اول با ارشاد و تعلیم و در مقام دوم با تنبيه و تعزیر و حد چیست؟

فلسفه تشریع فریضتین، حکمت تشریع، اهداف اقامه و غرض مترتب بر آن

(چرایی امربه‌معروف و نهی از منکر)
•بررسی فلسفه و حکمت تشریع در آیات و احادیث، ملاکات حکم (منصوص و مستنبط).
•ضرورت ضمانت اجرای قانون و نظارت بر اجرای آن در مبانی و منابع حقوقی و فلسفه و حکمت آن.
بررسی اهداف مترتب بر اجرای فریضتین از منظر قرآن و حدیث
بررسی اهداف مترتب بر اجرای فریضتین از منظر حقوق
بررسی اهداف مترتب بر اجرای فریضتین از منظر تربیت فردی و اجتماعی
بررسی اهداف مترتب بر اجرای فریضتین از منظر اخلاق و سلوک معنوی

آثار، نتایج، مصالح و مفاسد اعتقادی، اخلاقی حقوقی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... دنیوی و اخروی مترتب بر اقدام و اجرا یا ترک فریضتین

آیا بیان این پاداش‌ها و کیفرها و یا مصالح و مفاسد برای تشویق و ترغیب و یا تنبیه و تحذیر است و یا بیان ملازمت بین آن آثار و فعل و ترک فریضتین است؟

جایگاه فریضتین در عرصه‌های علمی

چیستی و کار کرد فریضتین در حوزه سیاست
چیستی و کار کرد فریضتین در حوزه تربیت اجتماعی
چیستی و کار کرد فریضتین در حوزه تربیت فردی
چیستی و کار کرد فریضتین در حوزه اخلاق
چیستی و کار کرد فریضتین در حوزه حقوق
چیستی و کار کرد فریضتین در حوزه نظام سازی
در اين مدخل نكات زير و موارد مشابه آن بررسي می‌شود:
•آیا امربه‌معروف و نهی از منکر ضروری دین است؟
•آیا امربه‌معروف و نهی از منکر تکلیفی شرعی است؟ در این صورت، جزو ابواب فقهی خواهد بود و از علم کلام خارج می‌شود. آیا قول به وجوب عقلی فریضتین ان را بحثی کلامی و قول به وجوب شرعی آن را موضوعی فقهی می‌نماید؟
•آیا امربه‌معروف و نهي از منكر عنواني حقوقی است (مطالبه، ضمانت اجرا و نظارت بر اجرای قانون)
•امر ونهی، ترویج فضائل و مبارزه با رذائل است پس از ابواب علم اخلاق است.
•در علم کلام از آن بحث شده است. چون برخی امربه‌معروف و نهی از منکر را جزو اصول دین و مذهب محسوب کرده‌اند.
•امربه‌معروف و نهی از منکر هویتی حاکمیتی دارد. -البته هر حاکمیتی تعریف خاصی از معروف و منکر دارد. پس عنواني از دانش اجتماعی- سياسي است.
•امربه‌معروف و نهی از منکر نقش مهمی در جامعه سازی، تأمین، رعایت و تعهد نسبت به مسائل اجتماعی دارد پس از مباحث جامعه‌شناسی است. نسبت امربه‌معروف و نهی از منکر با تعهد اجتماعی، نسبت تعهد اجتماعی با احادیثی مانند کُلّکُم راعٌ و کُلّکُم مَسئولٌ عَن رَعیَتِه و مجموع این احادیث و مباحث با جامعه‌شناسی باید بررسی شود.

•جايگاه امربه‌معروف و نهی از منکر در علوم تربیتی چیست و در علوم تربيتي چه نقشي ايفا می‌کند
علوم تربيتي از دو بخش برخوردار است:
الف) بخش تعلیمی: چه مباحثی باید به متربی منتقل شود، ب) بخش تربیتی که خود شامل دو مبحث است:
1. شیوه عمل
2. نحوه ایجاد انگیزش و عزم برای عمل به معلومات و یافته‌ها

جایگاه فریضتین در عرصه‌های عملی

نسبت فریضتین با:

الف) اقامة دین

•تبلیغ رسانه •فرهنگ سازی (اقامه و تعظیم شعائر)
•تمدن سازی برخی از مفسران جمله « يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ » را تفصیلی بر اجمال « يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ » دانسته‌اند و برخی نیز جمله « وَأَمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنكَرِ » را ناظر به مجموعه فعالیت‌های فرهنگی و در عرض فعالیت‌های عبادی و اقتصادی « أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ » شمرده‌اند.

ب) جهاد

هر تلاش و کوششی در جهت عبادت و قرب الهی باشد و منطبق با خواست و اراده تشریعی خداوند باشد، جهاد درراه کمال محسوب می‌شود:
این تلاش یک امر واحد است اما اگر از دو زاویه فردی و اجتماعی ملاحظه شود، دو عنوان صدق می‌کند:
الف) از منظر تأثیرات فردی، عنوان جهاد صدق می‌کند. (جهاد با نفس، جهاد با کفار، ...)
ب) از منظر تأثیرات اجتماعی، عنوان امربه‌معروف و نهی از منکر بر آن صادق است.
از همین رو در فقه، گاهی باب امربه‌معروف و نهی از منکر را جزو ابواب جهاد شمرده‌اند و گاهی جهاد را در باب امربه‌معروف و نهی از منکر ذکر کرده‌اند.
جهاد فی سبیل الله:
•جهاد با نفس •جهاد با دشمن:
•جهاد با کفار (ابتدائی، دفاعی)
•جهاد با اهل بغی (بغی حاکم –حکومت‌های جائر، بغی غیر حاکم –گروه‌های معارض و فتنه گران-)
جهاد با کفار و اهل بغی، مطالبه‌ای در قالب قتال است همان‌گونه که جهاد با مشرکین دعوت ابلاغی، مراحلی که از ابلاغ تا مطالبه گری در شکل قتالی طی می‌شود، چنین است:
ابلاغ را ممکن است عده‌ای بپذیرند و عده‌ای نیز رد نمایند، در این حال، مطالبه گری نسبت به پذیرش حق آغاز می‌شود. اگر مطالبه گری با سرکشی آن‌ها مواجه شد، نوبت به مرحله قتال می‌رسد.
و اما نسبت جهاد ابتدایی و مطالبه گری اگر پس از ابلاغ و آگاهی مخاطب، عزم بر ایمان تحقق نیابد، دو حالت پیش می‌آید:
الف) باکسی که پیام حق را شنیده و فهمیده است اما بدان پاسخ مثبت نمی‌دهد. درعین‌حال، مزاحمتی هم برای اهل حق ندارد و مثلاً مسلمانان را آزار نمی‌دهد.
آیا در این صورت جهاد ابتدائی و امربه‌معروف و نهی از منکر نسبت به او واجب است؟
اگر مطالبه گری و تحقق راه حق در تمام ابعاد و در تمام ملل و مردم، یک تکلیف فراگیر است پس مطالبه ابتدایی نیز یک تکلیف اجتماعی است که البته زمام آن در دست سلطان عادل یا منصوب اوست.
ب) عدم قبول و مخالفت مسلحانه: در این حال، نهی از منکر در قالب قتال با او واجب می‌شود و ممکن است با وجوب دفاع هم همراه باشد.

ولایت امر (جامعه سازی)

•1. افتاء (نظام تشریع)
•2. اداره جامعه (نظام اجرایی)
•3. قضا و اجرای حدود (نظام قضایی)
نسبت فریضتین با ولایت و حاکمیت و شئون مختلف آن به‌ویژه در سه مقام: افتاء، مدیریت و قضاء چیست؟ مگر جز این است که امربه معروف و نهی از منکر اصالتاً از شئون ولی امر و اعطای مجوز به او برای تأسیس جامعه‌ای مبتنی بر مشروعیت الهی است؟

ه‍) آمر و ناهي در مقام مدعي، قاضي و مجري؛ شبهه تداخل قوا

در نظام‌های حقوقي متعارف به‌منظور مقابله از سوءاستفاده از قدرت برجدایی سه قوه تأکید می‌شود. سازمان‌های بازرسي نيز در حد نظارت و اعلام خلاف به مراجع ذی‌ربط است ولی در امربه‌معروف و نهي از منكر- براساس سیره متشرعه و عرف فقها- آمر و ناهي هم مدعي وقوع خلاف- يا در شرف وقوع- است و هم داور در قضيه و هم ضابط اجراي قانون است؛ بنابراین بايد چارچوب شفافي براي حدود ادعا و اينكه چه نوع معروف و منكر براي چه گروه‌هایی مورد مطالبه است و سپس چارچوبي براي حدود قضاوت و این‌که ترك اين معروف و يا انجام اين منكر محکوم‌به اين نوع مجازات می‌شود؛ و آمر و ناهي در اين حد حق قضاوت دارند و درنهایت چارچوبي براي اجراي حكم و كيفر تارك معروف يا عامل منكر تنظيم شود تا مبادا ضابطی در موردي خاص كيفري متفاوت با ضابط ديگر در همان مورد مقرر نمايد، یا خدایی ناکرده به سوءاستفاده از قدرت منجر شود.

فریضتین در آیات قرآن

آیات صریح، آیات حامل مفهوم، آیات صریح در مفاهیم معادل و مشابه (با توجه به سبب و شان نزول) و استخراج عناوین و موضوعات به‌صورت ساختار درختی از آن‌ها.
در این مدخل، امربه‌معروف و نهی از منکر در آیات قرآن کریم بررسی و حداکثر عناوینی که می‌توان از آیات فهمید استخراج و استنباط می‌شود و سپس تبویب و تنظیم گردد.
در گام بعدی عناوین مستنبطه از ظواهر آیات، در تفاسیر پی گیری خواهد شد. تفاسیر می‌توانند به این عناوین بیفزایند و آن را تکمیل کنند، همان‌طور که عناوین استخراجی از آیات به مباحث تفسیری کمک خواهد رساند و برخی نواقص را کامل خواهد نمود و درنهایت تأکید می‌گردد که آنچه آمده است در حد استعداد ما در فهم آیات است و نه همه مفاهیم نهفته در آیات.
13. فریضتین در تفاسیر عامه و خاصه:
بررسی سبب و شان نزول‌ها، موضوعات و احکام مستنبط از آیه، توضیحات کلامی، فقهی، اخلاقی، اجتماعی و ... توسط مفسران، موضوعات لغوی و ادبی مفسران، مباحث تاریخی، جری و تطبیق، تفسیر و تأویل و هر سخن و نکته‌ای که مفسران -به ترتیب تاریخ مؤلف- ذیل تفسیر آیات در موضوع فریضتین آورده‌اند.
محقق با کمک از ترتیب تاریخی، باید اولین کسی که نظریه، نکته، تقریر یا هر سخن جدیدی آورده است را مشخص کند. سپس کسانی که نظریه و مطلب جدید را تکرار کرده‌اند مشخص نماید. مثلاً اولین نفری که «مِن» را در «وَلتَکُن مِنکُم»، نشویه دانسته و اولین نفری که «مِن» را بعضیه معنی کرده است و همین‌طور ادله، ردود، وجواب‌های طرفین مشخص شود. این کار باعث می‌شود منابع دست‌اول نیز معلوم گردد.
محقق باید پاسخ شبهات یا نظریات غلط را در میان تفاسیر دیگر بیابد و درصورتی‌که به جوابی دست نیافت یا آن را کافی ندید، ضمن بیان آن، پاسخ متین و مستند خود را ارائه کند.
عناوین مستخرجه و مستنبطه در مدخل پیش (امربه‌معروف و نهی از منکر در نظام آیات) در اینجا پیگیری، اصلاح و تکمیل می‌شود.

فریضتین در احادیث معصومین علیهم‌السلام (عامه و خاصه)

انتخاب احادیث بر مبنای موضوع ویژه، عناوین معادل و مشابه، استخراج عناوین و موضوع‌بندی عناوین -ساختار درختی- •نقل حدیث از منابع دست‌اول و نشانی احادیث و سایر منابع به ترتیب تاریخ •در مورد نسخه‌های مشکل‌دار دست‌اول، حدیث از مجامع روایی فقهی و به اختلاف نسخه در پاورقی اشاره می‌شود.
•در تقطیع احادیث، اگر خلل معنایی ایجاد نمی‌شود، اشکال ندارد و در صورت ایجاد اشکال معنایی، مانعی از تکرار حدیث در ذیل دو یا چند عنوان استخراجی نیست.
•سند حدیث غیر از راوی آخر، در پاورقی می‌آید.
•منبع حدیث در ابتدا و قبل از نام راوی متصل به معصوم علیه‌السلام ذکر می‌شود: کلینی عن زراره (راوی اول) عن ابی جعفر علیه‌السلام یا ورام عن زراره/ قال زراره ...
•علاوه بر منابع دست‌اول، جهت سهولت دسترسی، نشانی حدیث در مجامع روایی مثل وسائل الشیعه و بحارالانوار و یا کنزالعمال قید شود.

فصل دوم: سیر تاریخی

بررسی سیره پیامبران الهی – به‌استثنای پیامبر خاتم (صلی‌الله علیه و آله)

الف: سیره علمی (قوانین تشریعی انبیاء درباره فریضتین)

جایگاه امربه‌معروف و نهی از منکر در نظام معارف انبیا و نظام تشریعی هر پیامبر؛ سیره علمی به این می‌پردازد که انبیا در مسیر اقامه فریضتین چه بیانات و تبیین‌هایی داشته‌اند، فارغ از اینکه مربوط به صحنه عملی خاصی باشد.
محقق باید مجموعه گفتارها و بیانات انبیا درباره امرونهی را در قالب یک نظام معرفتی-علمی جمع‌آوری کند.

ب: سیره عملی (مجموعه فعالیت‌های عملی انبیاء در راستای تحقق فریضتین)

سیره عملی، مجموعه اقدامات عملی است که در مسیر مطالبه برای اقامه تکالیف انجام داده‌اند. این بند عمدتاً مربوط به این است که به‌صورت موردی و در سر صحنه‌های مختلف، چه اقداماتی کرده‌اند و چه غرضی از آن توقع داشته‌اند.
در سیره عملی انبیا، باید حتی‌الامکان، الگوهای عملی و قواعد اقدام را استخراج شود – تنقیح مناط شود- تا عینی و کاربردی گردد و درصحنه‌های مشابه قابل تطبیق باشد.

امربه‌معروف و نهی از منکر و یا معادل آن در ادیان ابراهیمی–توحیدی (دین حنیف، صابئه، یهود، مسیحیت) و چارچوب و ابعاد موضوع در هر یک از آن‌ها

مدخل 1 (امربه‌معروف و نهی از منکر در سیره علمی و عملی انبیا) پیش‌نیاز این مدخل می‌باشد. مدخل 2، با تکیه‌بر نتایج مدخل 1، به بررسی فریضتین در متون مقدس، باورها و اعتقادات متدینین هر شریعت و پیامبر و پیروان آن‌ها در رابطه با امربه‌معروف و نهی از منکر می‌پردازد.
نگاه به امربه‌معروف و نهی از منکر افزون بر معنای جامع مطالبه گری، ضمانت اجرای قانون و نظارت بر اجرا را هم دربرمی گیرد. باید بررسی شود این تنقیح مناط، در شرایع توحیدی چه جایگاهی دارد و سایر شرایع به امربه‌معروف و نهی از منکر چگونه می‌نگرند.
توجه: برخی انبیا، شریعت و امت خاصی نداشته‌اند و تنها در مدخل 1 از آن‌ها بحث می‌شود.

امربه‌معروف و نهی از منکر و یا معادل آن در ادیان شرقی (زرتشتی، بودائی، هندو، مانوی، شینتو، کنفوسیوس و ...) و چارچوب و ابعاد موضوع در هر یک از آن‌ها

مطالبه گری اختصاص به شریعت اسلام یا شرایع توحیدی ندارد بلکه تمام باورهای دینی و نظام‌های اجتماعی به نحوی مطالبه گری یا همان امربه‌معروف و نهی از منکر را در خود داشته‌اند.
این مدخل شواهد عینی نظریه ما در تبارشناسی فلسفی را تأمین خواهد کرد؛ و شامل موارد زیر است:
•سابقه تاریخی دین مورد بحث.
•تعریف و خلاصه‌ای از مبانی و اصول اعتقادی و رفتاری ناظر به امربه‌معروف و نهی از منکر در آن دین.
•مروری بر گستره جغرافیایی معتقدان درگذشته و حال •سیره علمی بانی مکتب در کتب مقدس آن‌ها (مثلاً اوستا یا سایر کتب و کلماتی از زرتشت) که ناظر به مطالبه گری است •سیره علمی و عملی نخبگان، افراد تأثیرگذار و فرهنگ حاکم بر پیروان ان مکتب در باب مطالبه گری.

امر به‌ معروف و نهی از منکر یا معادل آن در مکاتب حقوقی، سیاسی، اجتماعی، شرقی و غربی، معاصر و کلاسیک

منظور از اين مدخل مکاتب غير وحياني (فلسفی، حقوقی، سیاسی، اجتماعی یا ...) است؛ که با عنوان دین از آن یاد نمی‌شود؛ و توانسته‌اند یک جریان تمدنی، جریان اجتماعی، سیاسی، حقوقی یا حکومتی ایجاد کنند یا در برهه‌ای از زمان و در یک منطقه جغرافیایی گفتمان غالب بوده‌اند. چه در دوره معاصر یا کلاسیک و چه شرق یا غرب.

در غرب

الف: نظام‌های حاکم در یونان و روم باستان (قبل از مسیحیت)
نگاه حکومت‌های آن زمان به ‌نظام‌های نظارت بر قانون و ضمانت اجرا چه بوده است و در برابر قانون ستیزان و قانون‌گریزان چه رفتاری داشته‌اند، آیا قوانین اجتماعی و سیاسی را از قوانین اخلاقی جدا می‌دانسته‌اند و نسبت به کدام یک مطالبه‌گری دانسته‌اند؟
نحوه نظارت بر قوانین اخلاقی و نحوه نظارت بر قوانین سیاسی اجتماعی چگونه بوده است؟
ب: نظام‌های حاکم در قرون‌وسطی (دوره سلطه کلیسا)
بعد از مسیحیت، کلیسا و نظام سیاسی از یکدیگر جدا بودند. هرچند مسیحیت دین رسمی هم شده بود.
نظارت اجتماعی در این نظام‌ها به چه شکل بوده است؟
حفظ قانون و ضمانت‌های اجرایی قوانین آن‌ها چگونه بوده است؟
نظارت‌های اجتماعی را چگونه اعمال می‌کرده‌اند؟
آیا قوانین اجتماعی و سیاسی را از قوانین اخلاقی جدا می‌دانسته‌اند؟ ضمانت اجرای قوانین اخلاقی آن‌ها چگونه بوده است؟
در اروپای قرون‌وسطی در عین سلطه ظاهری کلیسا معمولاً نظام قانونی رسمی با نظام مسیحی متفاوت بوده است. (جدایی دین از سیاست)
ج: نظام‌های حاکم در دوران رنسانس و بعدازآن (دوره توسعه مادی)
با توجه به نکاتی که ذیل الف وب اشاره‌شده و با تأکید بر اندیشه‌های اومانیسم، لیبرالیسم، کاپيتالیسم، مدرنیسم، کمونیسم.

در شرق

الف: نظام‌های حاکم در شرق غیر اسلامی.
آیا نظام دینی جدا از نظام سیاسی بوده است؟
مثلاً آیا حکام باستانی ایران، چین، هند و... نظام حقوقی و ... مستقل از نظام حقوقی زرتشتی یا... داشته‌اند؟
و در هر صورت چه ضمانت‌هایی برای اجرای مقررات توقیف نموده و به کار گرفته‌اند.
ب: نظام‌های حاکم در شرق اسلامی.
دوران خلفای ثلاث، امیرالمؤمنین و امام حسن علیهماالسلام، بنی‌عباس – و امارات‌های وابسته چون آل‌بویه، اخشیدیان، سامانیان، ایوبیان، سلجوقیان و ... – فاطمیان، امویان اندلس، صفویان، عثمانیان و...

فریضتین در حقوق بشر و قوانین و نهادهای بین‌المللی

مکتب‌های حقوقی خاص در تاریخ معاصر که تأثیرگذار بوده و در عرض یا زیرمجموعه سازمان ملل قرارداد. این مدخل یک مصداق خاص از مدخل 4 است که بر محور قراردادهای اجتماعی-لیبرالیزم-شکل گرفته است.

فریضتین در کشورهای اسلامی به ترتیب قرون

دربند ب – شرق از مدخل 4- فریضتین از منظر نظام سیاسی حاکم و قوانین موضوعه بررسی می‌شود و در این مدخل از منظر جامعه‌شناسی و فرهنگ عامه در جوامع شرقی موردبررسی قرار می‌گیرد.
مرزهای کنونی مدنظر نیست. بلکه مناطقی که تحت تأثیر مذاهب خاصی بوده‌اند. مثلاً مناطق جغرافیایی مالکی‌ها یا حنبلی‌ها به ترتیب تاریخ بررسی شود.
در مصر شافعی‌ها و در مراکش و لیبی مالکی، سوریه و لبنان و جزیره العرب بیشتر حنبلی‌ها غالب بوده‌اند.

فریضتین در سیره علمی و عملی پیامبر اسلام و ائمه معصومین (صلوات الله علیهم‌)

الف: پیامبر اکرم (صلی‌الله عليه و آله)

ب: حضرت زهرا (سلام‌الله عليها)

ج: ائمه اثنی عشر (صلوات الله علیهم‌السلام اجمعین)=

در رابطه با آیات واحادیث سه کار انجام می گیرد:
1-گردآوری براساس موضوعات مستنبطه از آیات و احادیث-محور در اینجا خود عناوین است-وهریک آیه یا حدیث و یا تعدادی هم مضمون و قریب المضمون در ذیل یک عنوان بر اساس نظم اسنادی (آیات، احادیث متواتر و مستفیض، سند صحیح، منبع معتبر، منابع خاصه، منابع عامه و...) ذکر می‌شود. این شیوه دوبار در مجموعه طرح دانشنامه می‌آید:
الف- به‌صورت یک جلد مستقل و جامع آیات و احادیث (با ترجمه یابی ترجمه) و به‌عنوان جلد اول مجموعه مقالات.
ب- هماهنگ با مدخل‌های مجموعه و در آغاز هر عنوان همراه با ترجمه می‌آید؛ و درواقع مقالات دانشنامه به نحوی در طول موضوعات آیات و احادیث آغاز مدخل خواهد بود.
2-در ذیل این مدخل ازمجموعه احادیث هریک از معصومان سیره قولی و عملی او مطابق با بخش‌های مجموعه مقالات دانشنامه استخراج و در قالب مقالات کاربردی تدوین می‌گردد. محور در اینجا شخصیت معصوم موردنظراست- 3-و در مدخل 2 از بخش چهار به آن قسمت از آیات و احادیث که بیانگر شیوه‌ها و روش‌های اقدام به فریضتین است پرداخته می‌شود. – محور در این مدخل تبیین شیوه‌های اقدام حجج الهی است- احادیث قولی و شبه قولی، در برابر احادیث فعلی است سیره علمی می‌تواند بر اساس موضوعات باشد که در این صورت قولی و فعلی باهم می‌آید. ضمن این‌که باید بررسی شود؛ آیا جداسازی سیره علمی از سیره فعلی نیاز است یا خیر؟
محسنات تجمیع یا تفکیک بین سیره علمی و عملی معصومین علیهم‌السلام بررسی و مطابق نظر شورای علمی اقدام شود.
کتب سنی مخصوصاً در باب سیره نبوی بررسی شود.
احادیثی که باکلیت مبانی مخالف باشد با اقدامات ذیل حل شود:
•تا جایی که ممکن است جمع دلالی صورت گیرد.
•بررسی سندی شود.
•شرایط زمان و مکان بررسی و منشأ صدور حدیث علت‌یابی شود.
•اگر با طی این مراحل مخالفت باقی بود، حدیث در آخر فصل بیاید و توضیح داده شود مثلاً در روایات منع از نهی صاحب سیف یا منع اصحاب از امرونهی، گاهی امام معصوم (ع) اصحاب را از درگیر شدن با جزییاتی که آن‌ها را از مسائل اصلی بازمی‌دارد یا به‌افراط و تفریط منجر می‌شود، نهی می‌کند. گاهی اشاره به این دارد که برخی منکرات ریشه در رفتار حاکمان یا ... دارد و باید به منشأ اصلی پرداخت.
گاهی شرایط زمانی نقش دارد؛ مثلاً مأمون از امربه‌معروف نهی می‌کند به خاطر این‌که کسانی سوءاستفاده می‌کردند یا از روی جهالت اقدام می‌کردند. مطالعه شرایط زمان و مکان نشان خواهد داد که هر حدیثی ناظر به چه شرایطی است.
ضمن اینکه احادیث ما حاشیه بر شرایط زمانه و فقه و روایات و اوضاع حکومتی اهل سنت بوده است. فقه نیز تابع احادیث ما است؛ بنابراین در مباحث حدیثی و فقهی باید بر شرایط اجتماعی و تاریخی زمان صدور حدیث و جریانات اجتماعی و حکومتی عصر صدور آگاهی یافت.
از مبانی آیت‌الله ملکوتی (ره): امام صادق علیه‌السلام از ابوحنیفه و مالک بن انس تقیه نمی‌کرد، تقیه حضرت در برابر نظر رسمی حکومت یا در برابر احادیث منقول از شخصیت‌های خاص بود که کسی جرئت نمی‌کرده در برابرشان نظر مخالفی طرح نماید.
بررسی علت صدور حدیث و علت سؤال خاص راوی مهم است. در این صورت مشخص خواهد شد روایات مخالف با ضوابط ازچه‌رو صادرشده است و چه معنایی دارد.

فریضتین در سیره صحابه و تابعان، اصحاب ائمه معصومین، نخبگان جوامع اسلامی –خواص اهل حق و خواص اهل باطل- شخصیت‌های ممتاز و مشهور، مصلحان دینی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... داعی به معروف و ناهی از منکر به‌حق یا باطل

محور این مدخل فهم سیره متشرعه در دوران حضور معصومان از امر به معرف و نهی از منکر، نقش فریضتین در ایجاد جامعه اسلامی در دوران حضور پیامبر خدا و امیرالمومنین علیهما السلام و نیز در دوران خلفا، امویان و عباسیان و نقش نخبگان و خواص در اجرای فریضتین و تحقق معروف ومنکر و... است.
این مدخل به دلیل گستردگی می‌تواند در سه بخش مجزا طرح گردد:
1.اصحاب پیامبر و یاران و معاصران ائمه معصومین- تا آغاز غیبت کبری- 2.از آغاز غیبت کبری تا ظهور جریان متأثر از غرب.
3.دوره سلطه فرهنگی غرب.
4.رویش‌های عصر امام خمینی.
مقصود از نخبه، خواص اهل حق یا باطل است؛ اصحاب ویژه ائمه، صاحبان نحله‌های فکری، بدعت‌گذاران، رؤسای باندهای سیاسی، فکری، اجتماعی و...جزو نخبگان محسوب می‌شوند.
سیره علمی و عملی آن‌ها باید بررسی شود:
گفتار آن‌ها در باب امربه‌معروف و نهی از منکر چه بوده است؟
آیا عملکردشان با گفتار تطابق داشته است؟
فعالیت‌های مهمی که باهدف یا ادعای امربه‌معروف و نهی از منکر انجام داده‌اند چه بوده و چه نتایجی به دنبال داشته است؟
جنگ امیرالمؤمنین با معاویه (الفتوح ابن اعثم: 3/ 158)، قیام سیدالشهدا، مسلم بن عقیل، زید شهید، حسین شهید فخ و ... باهدف امربه‌معروف و نهی از منکر بوده است.
در مقابل، افرادی چون معاویه، خوارج، ابومسلم خراسانی و ... همگی هدفشان را امربه‌معروف و نهی از منکر می‌دانند. حتی مرجئه نیز مدعی امربه‌معروف و نهی از منکر بوده‌اند. (رک: طبقات کبری: ج 7/ 264 سلم بن سالم بلخی مرجئی ... کان صارما فی الامر بالمعروف ...)
•ملاک‌های تمایز بین امربه‌معروف و نهی از منکر حق با باطل باید بررسی و الگوهای قابل‌استفاده در جریان حق و نیز الگوهای باطل و منافقانه شناسایی شود تا نسبت به شیوه‌های باطل و منافقانه، روشنگری صورت پذیرد.
•و نیز بررسی شود که توصیه و تذکر ائمه معصومین نسبت به حاکمان معاصر از چه باب بوده است.
آیا معارضه اهل‌بیت با حکومت، امربه‌معروف و نهی از منکری دلسوزانه و برای تصحیح رفتار جریان حاکم بوده است؟
مانند دوره آیت‌الله بروجردی یا اوایل نهضت امام خمینی که ایشان می‌فرمود ای شاه نمی‌خواهم روزی برسد که تو را بیرون کنند. در اینجا امربه‌معروف و نهی از منکر برای اصلاح است نه براندازی.
آیا می‌توان گفت: امربه‌معروف و نهی از منکر نخبگان -خواص اهل حق- غالباً در دو قالب انجام می‌گرفته است:
1. به‌قصد اصلاح؛ قیام در برابر نظام حاکم را به مصلحت نمی‌داند ولی برای اصلاح نسبی آنتا حد ممکن به مطالبه گری می‌پردازد.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام بعد از جریان بیعت باعثمان فرمودند: « لَأُسَلِّمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِینَ... رک: خطبه74 » ، یا مانند نامه اعتراضی امام حسین علیه‌السلام به معاویه در جریان شهادت حجر بن عدی و...
2. به‌قصد براندازی بوده است، مانند حضرت سیدالشهدا در برابر یزید.
بررسی سیره نخبگانی (حق يا باطل) چون:
ابوذر، عمار، مالک اشتر و...شیخ فضل‌الله نوری (ره)، نواب صفوی (ره)، امام خمینی (ره)، شهید مرتضی مطهری (ره)، سید جمال‌الدین اسدآبادی، سید قطب ...و نیز: طلحه و زبیر، عایشه،... و نیز محمد بن عبدالله بن تومرت –القائم بامرالله، خالد دریوش، سهل بن سلامه، بربهاری، ابن تیمیه و...
سخن ابوذر به عثمان: وَ اللهِ ما وَجدتُ لی عُذراً اِلّا الاَمرَ بالمَعرُوفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ (الشافی 297:4).
نهی ام سلمه از اقدام به تبرج و جنگ جمل و ترک صحبت با عایشه تا هنگام مرگ (المحاسن و المساوی بیهقی 1: 481).

فریضتین در اندیشه و سیره نهضت‌ها، جریان‌ها و نحله‌های فکری فرهنگی جهان اسلام

الف: از صدر اسلام تا آغاز غیبت کبری (329-429 –آغاز حکومت سلجوقیان-)

ب: غیبت کبری تا آغاز سلطه غربیان (از آغاز حکومت سلجوقیان تا پایان قرن 12 =انقراض صفویه- حمله ناپلئون به مصر-سلطه بریتانیا بر هند)

ج: آغاز سلطه غربیان تا تاریخ معاصر-ظهور انقلاب اسلامی در ایران- (دورة توسعه مراکز فرهنگی، آموزشی، تبشیری و استعماری در تمامی ممالک اسلامی تا آغاز رویارویی اسلام با غرب)

•بررسی سیره جریان‌هایی چون:
•حلف الفضول، تابعان، شیعه، خوارج، اباضیه، مرجئه، معتزله، زیدیه، اشاعره، ظاهریان، حنفیان، شافعیان، مالکیان، حنبلیان، ماتریدیه، اسماعیلیه، قرامطه، اصحاب حدیث، فرق اهل سنت، فرق شیعی، عیاران، فتیان، سربداران، اخوان‌الصفا، اخوان المسلمین، سلفی‌ها، علویان، صوفیه، فاطمیون و...

د:حیات مجدد اسلام و آموزه‌های وحیانی و از جمله امر به معروف و نهی از منکر در میان نخبگان کشورهای اسلامی با تأثیر پذیری از انقلاب اسلامی در ایران

مدخل 8 ناظر به اشخاص بود؛ اما در این مدخل به جریان‌ها یا اشخاص جریان ساز خواهیم پرداخت. لذا امثال خوارج در این مدخل بررسی می‌شود. حسن البناء در مدخل پیشین و جریان او یعنی اخوان المسلمین را در این مدخل بررسی می‌کنیم. افراد جریان ساز، به‌صورت شخصی در مدخل 8 و بخش جریانی آن‌ها در این مدخل بررسی می‌شود.
بایدباتفصیل زیرمجموعه ها ازموازی کاری ویافراموشی پرهیزگردد.
به‌عنوان نمونه: یکی از جریان‌های بزرگ مدعی امربه‌معروف و نهی از منکر حنابله‌اند که تاکنون هم در قالب جریان‌های سلفی و وهابی و ... به کارشان ادامه می‌دهند.

طرح‌های اجرایی و عملیاتی برای اقامه فریضتین در ادوار مختلف

الف: نهاد حسبه در تاریخ جوامع اسلامی و تاریخ معاصر

در صدر اسلام رسول خدا و امیرالمؤمنین و خلفا متصدی اجرای احکام و تغییر منکرات بودند؛ و رسول خدا با تعیین عامل سوق و عریف و نقیب، نظم اجتماعی اسلامی را حفظ می‌نمود- و به‌تدریج حسبه به وجود آمد- (ر ک: احمدی میانجی، مقالات خمس: 88)
در طول تاریخ نهادهای مردمی -جریان متطوعه- یا حکومتی مانند حسبه روش‌ها و طرح‌های مختلفی داشته‌اند که باید بررسی شود.
در کامل ابن اثیر ج 6 / 324 جریان متطوعه توسط خالد دریوش و سهل بن سلامه در برابر نهاد حسبه ایجاد شد.

ب: شهرداری و وظایف حسبه

معالم القربه فی احکام الحسبه به آیین شهرداری ترجمه‌شده است. البته جریان حسبه بیشتر به سازمان بازرسی کل با گستره‌ای وسیع‌تر شبیه است.

ج: مروری بر نهادهای ویژه در مکاتب حقوقی یا سیاسی و اجتماعی برای نظارت و ضمانت اجرای قانون

منذران صادق یا شهدای فریضتین در تاریخ اسلام

منظور از این مدخل معرفی – شرح‌حال، سیره و خط‌مشی- کسانی است که باانگیزه امر به معروف و نهی از منکر به تجدید حیات اسلام و اصلاحات اجتماعی تأثیرگذار در برهه‌ای از زمان توفیق یافته و در این راه از جان خود گذشته‌اند.
با مشخص شدن ملاک‌های تمایز بین جریان‌های مدعی و جریان‌های اصیل در امربه‌معروف و نهی از منکر در مدخل 8، در این مدخل به معرفی شهدای این مسیر می‌پردازد. شخصیت‌های نخبه‌ای که باید از زندگی آن‌ها اصول و قواعد یا طرح و برنامه مشخصی استخراج نمود و از الگوهای رفتاری آن‌ها استفاده نمود و یا از آن عبرت گرفت.!(کتاب‌هایی چون شهدا والفضیله در این مدخل می‌تواند راهگشا باشد)
عنوان این مدخل برگرفته ازجمله امام خمینی (رضوان‌الله علیه) است: «سلام بر آنان که تا حقیقت تفقه به‌پیش تاختند و برای ملت و قوم خود منذران صادقی شدند.»

بخش دوم: پژوهش‌های مفهومی معروف و منکر

هدف از اين بخش تحقیقات کلامی، فلسفی و وجود شناسی معروف و جایگاه منكر است. (مباحث لغوی معروف و منکر در مقدمه گذشت) در بخش 1 به تعریف ترکیبی امربه‌معروف و نهی از منکر پرداختیم. این بخش بیشتر ناظر به تعریف و شناخت معروف و منکر است؛ تا مشخص شود معروف و منکر چیست که باید بدان امر یا از آن نهی کرد.
تأسیس هرگونه حکومتی و انگیزه هر قیام یا تشکیل نظامی جدید، برای امرونهی است. به تعبیر دیگری، هر حکومتی آمر و ناهی است. حکومت بدون امرونهی و قانون‌گذاری معنا ندارد. تمایز بین دو جریان امربه‌معروف و نهی از منکر حق یا باطل، به تشخیص حقیقت و معنای معروف و منکر بسته است.
نکته 1:
جریان‌های باطل گاهی مدعی برخی معروف‌های حق می‌شوند و معروف مشتبه می‌شود. اصولاً هر جریان اجتماعی-به استثنای جریان‌های مبتنی بر وحی و ولایت الهی- ترکیبی از حق و باطل را به همراه دارد و فرق بین جریان‌ها در نسبت واقع‌نمایی –قرب و بعد از حق- است.
پس باید بررسی شود که: معروف و منکر چیست؟ اگر منکری لباس حق را بپوشد چه نمادی می‌یابد؟ و اگر معروفی لباس منکر را بپوشد چگونه ظاهر می‌شود؟
نکته 2:
شناخت معروف و استناد آن به بدیهیات و یا براهین قطعی یقین آور و یا حجت الهی برای امضای معروفیت معروف و منکر بودن منکر از اصول اساسی و اولیه مباحث است و بدون طی این گام مهم وظیفه امربه‌معروف و نهی از منکر جز هرج‌ومرج نتیجه‌ای نخواهد داشت و یکی از علل متروک شدن فریضتین در جوامع اسلامی، استناد معروف‌ها و منکرها به سلایق و باورهای غیر مبرهن بوده است.

مبانی تقسیم‌بندی افعال و اشیاء به معروف و منکر

آیا اشیا هم معروف و منکر دارند؛ آیا معروف و منکر وصف افعال ارادی است یا اشیا نیز موصوف به معروف و منکر می‌شوند؟
مبنای تقسیم‌بندی افعال و اشیا به معروف و منکر چیست؟

الف - حسن و قبح عقلی- ذاتی - و یا شرعی

حسن و قبح اشیا یا افعال ذاتی است یا اعتباری یا انتزاعی، حسن و قبح به معرفی عقل است یا به معرفی شرع،چه اعتباری باشد یا انتزاعی یا شرعی
آیا فعل یا شیء ذاتاً خوب یا بد می‌باشد یا براثر اعتبار است؟
حسن و قبح عقلی به مدرِک نظر دارد و بحث ذاتی بودن یا نبودن به نفس فعل یا شیء (مدرَک) برمی‌گردد فرق بین اعتبار و انتزاع چیست؟ و نیز فرق بین اعتبارات نفس الامری و اعتبارات ناشی از حکمت عملی (بایدونباید) و نسبت حسن و قبح با آن دو چیست؟
ضمناً محقق باید بحث کاشفیت یا حاکمیت عقل را مطرح کند. این بحث اجمالاً در وجوب و عقلی و شرعی هم اشاره می‌شود اما جای بررسی جامع در این مبحث است.

ب - منشأ انتزاع معروف و منکر،(حکمت نظری، حکمت عملی و نسبت و مقایسه بین حسن و قبیح و معروف و منکر و گستره اتصاف افعال ارادی –خلق و خالق- به حسن و قبح یا معروف و منکر)

آیا هر حسنی معروف و هر قبیحی منکر است؟ آیا هر حرامی منکر است و هر واجب شرعی معروف است؟ آیا مستحبات و مکروهات، معروف و منکر محسوب می‌شوند؟ ملاک اتصاف مباحات به حسن و قبیح و معروف و منکر چیست؟

ج – نسبت معروف و منکر با واجب و حرام

حکمت قرار گرفتن عنوان معروف و منکر به‌جای واجب و حرام در بحث امربه‌معروف و نهی از منکر چيست؟
آيا می‌توان گفت واجب و حرام یعنی حکم الهی -که خدا حکم كرده است - و نوعی تحریک به دنبال دارد. درحالی‌که صرف عقلی بودن معروف و منکر این معنی را نمی‌رساند؟

مبانی و منابع تشخیص معروف و منکر و حدود حجیت منابع و طرق تشخیص آن‌ها و نیز مرجحات مقام تعارض

در سه حوزه معروف و منکر اعتقادی، اخلاقی، فقهی (منابعی چون: وحی، قرآن، سنت، فطرت، عقل، سیره عقلا یا عرف، عقل جمعی، نظر اکثریت، نظر خواص، صنف خاص، قراردادهای اجتماعی، قوانین موضوعه، عرف بین‌الملل و ...) و بررسی میزان اعتبار هر یک از منابع و این‌که از چه مرجحاتی به هنگام تعارض منابع باید بهره گرفت.

الف: مبانی استدلال و استنباط

مبانی: اصول و پیش‌فرض‌ها و قواعد کلی که احکام در چارچوب آن تعریف و تفصیل می‌یابد؛ مبانی فلسفی و عقلی و مبانی نقلی.
بحث مبانی جدا از منابع ذکر می‌شود.
بحث حق و تکلیف و بحث عدل از مبانی است که باید بررسی شود.

ب: منابع تشخیص و کشف موضوع

شمارش منابع معروف و منکر اعتقادی، اخلاقی، فقهی.
حدود حجیت منابع معروف و منکر: مثلاً حجیت عقل در کجا و تا کجاست؟
طرق تشخیص منابع در سه حوزه معرفتی اعتقاد، اخلاق، فقه، مثلاً عقل تا چه حد در فقه دخیل است؟
آیا فطرت فقط در عقاید و اخلاق دخیل است و در فقه دخالتی ندارد؟ و اصولاً آیا فطرت چون عقل ناظر به کلیات است یا در جزئیات نیز نظر دارد؟
آیا عقل جمعی همان نظر اکثریت است؟ چه نسبتی با سیره عقلا دارد؟
برسی شود که سیره عقلا همان عرف است یا نه؟
نظر خواص با نظر صنف خاص چه تفاوتی دارد؟

ج: مرجحات مقام تعارض طرق

بررسی میزان اعتبار، ضمن شمارش ادله اعتبار به مقایسه بین اعتبار هرکدام از منابع با دیگری می‌پردازد. یکی از آثار این مقایسه آن است که در مقام تعارض می‌توان تشخیص داد که کدام منبع ترجیح دارد و دلیل آن چیست؟
آیا اعتبار منابع تشخیص در معروف و منکر اعتقادی بااخلاقی یا فقهی متفاوت است؟ برخی از منابع در هر سه حوزه معتبر است (مانند عقل معلم از وحی) و برخی از منابع منحصر در یک یا دو حوزه است (نقل).
در فرق فقه و اخلاق، آیا می‌توان گفت فعل اخلاقی ناظر به تشخیص عقل عملی، اما فقه ناظر به اعتبار شرعی است؟ ثواب و عقاب مترتب بر اعتبار شرعی و بر عقلی تنها مصالح و مفاسد عقلی مترتب است.

اصول و ضوابط و معیارهای تشخیص معروف و منکر در حیات فردی و اجتماعی (عناوین کلی، مفاهیم جزئی، مصادیق عینی و ...)

این مدخل، به مباحثی می‌پردازد که ناظر به جزییات است و مقدمه‌ای برای مدخل ششم خواهد بود.
انسان موجودی اجتماعی و مدنی است. ازاین‌رو موضوعی وجود ندارد که تنها در حیطه فردی بماند و تأثیر اجتماعی نداشته باشد، همان‌طور که ادامه طبیعت انسان نیاز به اجتماع دارد، هر رفتار او نیز با جامعه نسبتی می‌یابد. ازاین‌رو هر یک از موضوعات فردی و اجتماعی در همدیگر تأثیر متقابل دارند.
ضوابط تشخیص در سه سطح مطرح می‌شود:
یک: عناوین و مفاهیم کلی مانند شکر منعم، احسان و ... . این عناوین قابل برهان عقلی هستند. مثلاً برهان عقلی بر ضرورت مدیر و امام برای جامعه.
دو: مفاهیم جزئی: که راهکارهای عملیاتی کردن عناوین کلی محسوب می‌شود. این مفاهیم، واسطه عناوین کلی با مصادیق عینی است. عنوان مفهوم جزئی از این باب است که عنوانی کلی مانند احسان را در ذهن، تمثل و تعین می‌دهد؛ و آن را در قالب‌های خاصی مانند دست کشیدن بر سر یتیم، پول دادن به یتیم، تربیت و آماده‌سازی یتیم برای کار وزندگی آینده، ارائه می‌دهد که می‌توان به آن اندیشید و تحقق آن را در خارج تصور کرد.
سه: مصادیق عینی: تحقق خارجی مفاهیم جزئی: عمل خارجی دست کشیدن بر یتیم. مصداق خاص ولی‌فقیه در یک‌زمان خاص چند مثال برای توضیح بیشتر:
عنوان آزادی: محقق باید بررسی کند که آیا آزادی، عنوانی جزئی یا از عناوین و مفاهیم کلی است؟ و با چه تعریفی تحت عنوان معروف قرار می‌گیرد؟ و اگر معروف است مصادیق آن چیست؟
عنوان حضور اجتماعی زن: حضور اجتماعی زن یعنی چه؟ و آیا حضور اجتماعی زن به شیوه‌های کنونی یک معروف است؟ حضور اجتماعی می‌تواند مصادیق زیادی داشته باشد مثلاً حضور در راهپیمایی، اشتغال در کارهای زنانه، اشتغال در کارهای مردانه و ...، آیا کارکرد زن در بیرون از خانه که یکی از معیارهای توسعه است، یک معروف اسلامی است؟
در مقام تعارض چه باید کرد؟ به کار گماردن یک یتیم می‌تواند نیات مختلفی داشته باشد: مثلاً به نیت آموزش و تربیت باشد یا به نیت بیگاری کشیدن روی دهد. هر دو هم‌شکل هستند اما بر یکی معروف و بر دیگری منکر صدق می‌کند.

الف: ضوابط تشخیص معروف و منکر در سه مرحله: تشریع، ابلاغ و اجراء (ثبوت نفس الامری، اثبات علمی، اقدام عملی)

ثبوت نفس الامری: یک عنوان، چه خصوصیتی باید داشته باشد تا عندالله معروف یا منکر به شمار آید؟.
اثبات علمی: چرا به آن عنوان معروف یا منکر اطلاق شده است؟.
اقدام عملی: عمل خارجی به چه نحو باید انجام شود تا معروف و منکر بر آن صدق کند؟.

ب: معروف و منکر و نقش زمان و مکان در تشخیص یا تشخص آن‌ها

دیروز، امروز، فردا؛
دار الاسلام-متعهد به شریعت اسلام یا غیر متعهد-، دار الکفر، دار الهدنه.
منظور ما از دار الهدنه سرزمینی است که مسلمانان زیادی دارد و کافر و مسلمان در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند اما سازمان حکومتی در اختیار مسلمانان نیست؛ مانند فیلیپین یا برخی ایالات هند و ... و منظور از نظام‌های غیر متعهد جوامع اسلامی هستند که سازمان‌های حکومتی آنان لائیک است، مانند ترکیه و غالب کشورهای اسلامی که تعهدی بر اجرای قوانین اجتماعی اسلام ندارند.
بررسی شود:
آیا تمام عناوین و مصادیق معروف و منکر، درگذشته و امروز و آینده ثابت است؟ در مناطق و اماکن جغرافیایی چطور؟ در جوامع دینی و غیردینی چه؟ و اگر متفاوت است معیار و ملاک تشخیص چیست؟
گاهی یک موضوع در یک‌زمان و مکان معروف است و همان موضوع در همان زمان ولی در مکانی دیگر، منکر است؛ ملاک تشخیص این موارد چیست؟

ج: تشخیص معروف و منکر در گستره حیات فردی و حیات اجتماعی و با توجه به بازتاب‌های فردی و اجتماعی

د: معروف و منکر و نقش نیت و قصد مکلف در تشخیص و تشخص آن (بحث تخطئه، تصویب، تجری، قطع قطاع و...)

هـ. نقش تفاوت‌های فرهنگی، علمی، اقتصادی و ... در تعریف، تحدید و تشخیص معروف و منکر

مبانی و منابع استنباط معروف و منکر (تشخیص موضوع) در ابواب اصول فقه، -عامه و خاصه - و میزان کارایی آن‌ها در استنباط مصادیق معاصر و طرح منابع جایگزین در صورت لزوم و امکان

آیا مباحث مطروحه در اصول فقه موجود می‌تواند موضوعات معروف و منکر را به هنگام نیاز معرفی کند؟ ملازمات عقلی، مباحث الفاظ، استصحاب و ... چه مقدار در موضوع شناسی معاصر راهگشا هستند؟ چه منابع جایگزینی وجود دارد؟ حجیت این منابع از کجاست؟ و به‌طورکلی چه دلیلی بر انحصار شیوه‌های استنباط فروع فقهی و حقوقی و یا موضوعات حکم شرعی و حقوقی در ابواب مصطلح فقهی و حقوقی است؟ و یا در کجا چنین استقرائی صورت گرفته است؟

انواع خطاب و دلیل حکم و نقش آن در تشخیص معروف و منکر

الف: انواع خطاب یا طرق تشخیص معروف و منکر

حکم اولی، حکم واقعی، حکم ظاهری، حکم اجتهادی، حکم حکومتی، حکم ثانوی،حکم ارشادی، مولوی، امر به راجح عقلی، امر به مستحب، امر به واجب شرعی، امر به واجب عقلی

ب: آیا لسان تشریع جعل است یا ارشاد و یا...

آیا از خطابات شرعی جعل و اعتبار موضوع – معروف و منکر- استفاده می‌شود و یا ارشاد بما هو عند العقل و العقلاء؟

معروف و منکر و تحول و تبدل عناوین تغییر عناوین معروف و منکر با عناوین ثانوی، تغییر موضوعات، ویژگی‌ها و شرایط تبدل

الف. ثابت و متغیر در اسلام و معروف و منکرهای ثابت و متغیر.

باید بررسی شود:
•نسبت ادیان با ثبات و تغییر در احکام و موضوعات.
•ثابت و متغیر در اسلام • بررسی سنت‌های الهی و مفهوم تغییرناپذیری آن.
• نسبت احکام تشریعی با سنت‌های الهی • نسبت تغییر احکام با تغییر موضوعات فرق معروف و منکرهای ثابت و متغیر- ملاک ثبات و تغییر در مفاهیم عام.

ب: ملاک گزاری برای مصادیق ثابت و متغیر

چه مصادیقی متغیر است و چه مصادیقی ثابت؟ مثلاً اعتقاد به توحید ثابت ابدی است و هیچ تغییری در او راه ندارد؛ اما در مجموعه معارف اخلاقی، بخشی از آن ثابت است مانند حُسن عدل؛ اما برخی از مصادیق اخلاقی، در یک‌زمان حَسَن است و در زمان دیگر ممکن است حَسَن نباشد، مانند کمک مالی به متکدیان.
در بخش احکام: شکر منعم در قالب نماز مختص به شریعت اسلام است و در شرایع دیگر، قالب دیگری دارد. شکل و قالب شکر منعم در شرایع مختلف، می‌تواند متفاوت باشد.

ج: فرق تبدل و تحول

در تحول، خود شیء به‌تدریج تغییر چهره می‌دهد؛ اما در تبدل، شیء جای خود را به چیز دیگری می‌دهد.
آیا می‌توان گفت عناوین ثانوی هرچند موقت هستند اما نوعی تبدیل و جابجایی محسوب می‌شوند؟
و گاهی موضوعات عوض می‌شوند و درنتیجه حکم آن‌ها عوض می‌شود.

نقش قوانین موضوعه (قانون اساسی، عادی، آئین‌نامه‌ها، بخشنامه‌ها و ...) در تعریف و حدود شناسی معروف و منکر

مثلاً آیا آیین‌نامه‌های راهنمایی و رانندگی می‌تواند بستن کمربند را معروف کند تا حدی که اقدام نکردن به آن، نوعی ترک معروف باشد و تصرف در مال افراد -جریمه- را مجاز نماید؟
آیا آیین نامه‌های حکومتی، دولتی و حتی یک اداره عادی مانند بخشداری می‌تواند یک امر را معروف یا منکر نماید؟ آیا این خودش بخشی از حکم حکومتی می‌تواند باشد؟

تزاحم معروف و منکر

گاهی یک عمل، مصداق دو عنوان –معروف و منکر- قرار گیرد. مثلاً تصرف زمین‌ها و خانه‌ها برای توسعه شهری یا اجبار مردم به ترک املاک خود برای این کار.

الف: منشأ تزاحم چیست؟ (تزاحم در اثر اختلاف فتاوا، منابع، تقنین، یا تزاحم در مرحله اقدام و اجرا)

آیا ورود زنان در رشته‌هایی که در شان زن مسلمان ویا مورد نیاز او وجامعه او نیست معروف است یا منکر؟
ارتباط با برخی کشورها و دول معروف است یا منکر؟ تأکید بر اقتصاد آزاد به‌منظور توسعه معروف است یا منکر و ...؟
گاهی این تزاحمات، ناشی از اختلاف فتواست مثلاً یک مرجع ریش‌تراشی را جایز می‌داند و دیگری حرام و گاهی در مقام اجراست که تزاحم ایجادشده است، کوتاهی‌های تدریجی در تبیین فرهنگ اسلام و استکبار باعث شده تا امروز مبارزه بافرهنگ شرک موجب شورش اجتماعی شود.

ب: ملاک و مبانی اولویت‌بندی: در تزاحم معروف‌ با منکر، در تزاحم معروف‌ها‌ باهم، در تزاحم منکرها باهم

مثلاً: تزاحم نماز در ضیق وقت با تطهیر مسجد را با چه معیاری اولویت‌بندی می‌کنیم؟ و یا تزاحم توسعه اقتصادی –به معنای امروزی آن- با عدالت اجتماعی را با چه ملاکی اولویت‌بندی می‌کنیم؟ بر اساس آن کدامیک را مقدم می‌داریم؟
آیا می‌توان گفت: در همه‌جا معروف واجب بر معروف مستحب مقدم می‌شود؟ یا مکروهی که از ضروریات است بر مکروه اختلافی مقدم می‌شود؟ یا می‌توان به‌طور مطلق گفت: معروف اجتماعی بر معروف – یا حتی منکر- فردی مقدم است؟


بخش سوم: احکام فقهی فریضتین

فصل اول: احکام امر به‌ معروف و نهی از منکر

الف: حکم امرونهی (مطالبه گری)

جریان احکام خمسه در فریضتین

بررسی دیدگاه فقهای مذاهب و متکلمان در وجوب فریضتین، استحباب آن و یا سکوت در حکم آن.
هم‌چنین بررسی شود آیا کراهت و حرمت در این موضوع قابل‌ تصور است یا نه؟ با ذکر موارد و مصادیق

ادله وجوب؛ ادله عقلی و نقلی

نوع وجوب:

الف: وجوب تعبدی یا توصلی، وجوب نفسی یا غیری و ضروری یا غیرضروری در فریضتین

آیا در اقدام به فریضتین قصد تقرب شرط است یا منظور از آن تحقق موضوع است؟
آیا فریضتین واجب نفسی است و یا هدف از آن تحقق معروف و انتفاء منکراست؟
آیا فریضتین از احکام ضروری و انکارش موجب کفر می‌شود یا از واجبات غیر ضروریه است؟
آیا ترک فریضتین از کبائر است یا از کبائر نیست؟

ب: وجوب معلق یا منجز، مشروط یا مطلق در فریضتین

امر به‌ معروف و نهی از منکر جزو واجبات معلق است یا منجز.
اعتبار قصد انشاء در امربه‌معروف و نهی از منکر، ادله و مبانی آن.
قصد انشاء یا نقطه افتراق فریضتین با ارشاد، هدایت، تذکر و تنبه.

ج: وجوب فردی، اجتماعی، حکومتی فریضتین

برخی از احکام اسلامی، ناظر به یکایک مسلمانان –نماز، روزه، وفای به عهد، رعایت امانت، دفاع شخصی، صدقه، حرمت غیبت و تجسس و... – و برخی، افراد جامعه اسلامی را مورد خطاب قرارداده است – زکات، دفاع از کیان امت، جهاد با اهل بغی، تولی و تبری و ...- و بعضی از احکام وظیفه حاکمیت اسلامی است –قضاوت و دادرسی، اجرای حدود، اداره و رهبری و هدایت جامعه، تأمین امنیت در ابعاد مختلف و...- سخن این است که امربه‌معروف و نهی از منکر در کدامیک از این مجموعه‌ها قرار دارد؟ آیا وظیفه افراد بالغ، عاقل و قادر است و یا اعم از ابلغ و قادر است؟ (خطابات شرعیه و خطابات قانونیه) و نیز آیا مکلف به فریضتین فرد است ویا جامعه نیز مکلف است (بحث اصالة الفردی بودن دستورات شرعی و یا اصالة الاجتماعی بودن آن) به تعبیری دیگر آیا تکلیفی فردی برای یکایک مسلمانان است و یا جامعه اسلامی به‌عنوان یک مجموعه انسانی مخاطب این حکم است و یا همان‌گونه که از برخی آیات قرآن و نظر دانشمندان عامه و خاصه استفاده می‌شود اولاً و بالذات وظیفه حاکمیتی است؟

د: وجوب عینی یا کفایی

(تعیین مخاطبان و اقامه کنندگان در صورت کفایی بودن):
آیا مطالبه گری وظیفه و حقی همگانی است –و البته در صورت اقدام یک فرد و رفع موضوع، برای دیگران موضوع تکلیفی باقی نمی‌ماند- یا قشر و گروه خاصی دارای چنین حقی هستند؟ و یا برخی از مراتب آن عینی و برخی دیگر کفایی است؟ و اگر وجوب کفایی است، مخاطب وجوب کیست؟
یک. همه مردم.
امربه‌معروف و نهی از منکر نظارتی همگانی و بر همه مردم واجب است اما به نحو کفایی؛ یعنی با اقدام یک فرد یا یک گروه، تکلیف از بقیه ساقط است.
دو. حکومت اسلامی
•‌‌‌با توزیع وظایف نظارت متناسب با حوزه مأموریتی وزارتخانه‌ها.
•با تأسیس نهادهای خاص نظارتی.
تکلیف نظارت همگانی که بر عهده ولی امر حکومت اسلامی است، به دو نحو محقق می‌شود:
1- به‌تناسب هر نهاد، وظایف حکومتی، تقسیم‌شده و نظارت بر اجرا نیز در ساختار همان نهاد تعریف می‌شود.
2- حکومت اسلامی یک‌نهاد خاص حکومتی مانند سازمان بازرسی کل کشور ایجاد می‌کند که وظیفه نظارت را انجام دهد.
سه. گروهی از مسلمانان:
سازمان‌های مردمی، تشکیلاتی ویژه متشکل از مردم و حکومت و ...
نظارت همگانی بر عهده همه مردم یا حکومت تنها نیست بلکه گروه خاصی از مسلمانان این تکلیف را باید بر عهده گیرد یا تشکلی مرکب از مردم با حکومت وظیفه نظارت را انجام می‌دهد.
ج. قول به‌تفصیل (تفاوت وجوب عيني و كفايي با تفاوت مراتب امرونهی)
در مقام تشریع واجب عینی و حق همه مسلمانان است، اما در مقام امتثال برخی از مراتب، مثل مرتبه قلبی و لسانی، وظیفه و حق همگان است و برخی از مراتب آن منحصراً به عهده گروهی خاص از مسلمانان یا حکومت اسلامی است.

حکم تزاحم در اقدام به فریضتین با واجبات و محرمات یا الزامات و تحذیرات دیگر

الف)بررسی انواع تزاحم:
•تزاحم دو امر با یکدیگر و عدم امکان جمع در مقام امتثال.
•تزاحم دو نهی با یکدیگر که در مقام امتثال امکان ترک هر دو نیست.
•تعاقب امرونهی بر موضوع واحد؛ یکی به آن امر و دیگری نهی می‌کند.
•تزاحم امربه‌معروف با واجب یا مستحبی دیگر معارض است. مثلاً امر به نماز با تطهیر مسجد.
•تزاحم نهی از منکر با حرام دیگر. مثلاً تزاحم نهی از منکر با وهن مؤمن یا ایذاء او یا تصرف غیرمجاز در مال دیگری و...

بررسی ملاک یا ملاک‌های اولویت در موارد تزاحم

در مدخل 8 از بخش 2، از تزاحم خود معروف و منکر بحث شد و در اینجا بحث از تزاحم وظیفه امربه‌معروف و نهی از منکر با وظایف دیگر شرعی است.
مثلاً برخی مرتبه یدی را با ایذای مسلم متعارض دانسته‌اند و لذا منکر مرتبه یدی به معنای اقدام عملی و یا ضرب‌وجرح، حتی توسط حاکم و یا به اذن او، شده‌اند.

حدود جلوگیری از دسترسی مأمور و منهی به ابزار و وسایل ترک معروف و اقدام به منکر (جواز یا عدم جواز الجاء و سلب اختیار)

حوزه وجوب (جغرافیای اجرای حکم)

الف: در جوامع غیر اسلامی.

ب: نسبت به غیرمسلمان در جامعه اسلامی (که در ذمه اسلام هستند)

ج: در جوامع اسلامی که حاکمیت غیر اسلامی -لائیک- دارد.

د: وجوب امرونهی غیرمسلمان بر مسلمان و یا غیرمسلمان به‌عنوان عمل به تعهد اجتماعی در دارالاسلام و بررسی تکلیف کافر بر مسلم - با توجه به اشتراط علو یا استعلا در امرونهی- و...

موضوع امربه‌معروف و نهی از منکر (متعلق مطالبه)

1. حکم امربه‌معروف و نهی از منکر در حوزه‌های تكليفي:
•واجبات و محرمات •الزامات و تحذیرات عقلی •مستحبات و مکروهات •مباحات -منطقه الفراغ- •ما لایرضی الشارع بترکه •موارد اختلاف فتاوا.
آیا در هر یک از موارد فوق، حکم امرونهی، متناسب با موضوع امرونهی –متعلق امرونهی- است؟ آیا ممکن است در موارد مکروه، حکم به وجوب انکار نمود؟ دیدگاه فقها چیست؟
آیا می‌توان حکم فریضتین را تابع حکم متعلق آن قرارداد و گفت: امر به واجب، واجب و امر به مستحب، مستحب است و یا اساساً حکم فریضتین می‌تواند سنخیتی با حکم متعلق نداشته باشد؟

احکام آمر و ناهی (مطالبه کننده)

وجوب اطاعت از آمر و ناهی و حرمت مخالفت با او

الف) منشأ اطاعت از آمر و ناهی و حدود اطاعت از او:
•. حکم آمر و ناهی از عناوین اولیه است یا از عناوین ثانویه یا حکومتی یا ...؟
•. حدود ولایت آمر و ناهی چیست؟ - در محدوده احکام فرعی یا اعم از آن‌هاست؟
آیا ولایت آمر و ناهی مانند ولی امر مشروع در عرض احکام تشریعی است که بر احکام فرعیه ولایت دارد یا در طول آن است به‌نحوی‌که تنها در محدوده احکام فرعی بتواند حکم کند؟
آیا امرونهی آمر و ناهی می‌تواند مباحی را حرام یا واجب کند؟
ب) حکم مخالفت با امربه‌معروف و ناهی از منکر ج) عواقب ترک اطاعت از آمر و ناهی (تنبیه یا تعزیر مجرم یا ...)

حکم اعانه آمر و ناهی

الف: اعانه در اصل اقدام
•زمینه‌سازی برای تأثیربخشی اقدام آمربه‌معروف و ناهی از منکر
•تقویت او و دفاع از او در برابر مجرمان و یا ستمگران – تارکان معروف و عاملان به منکر-
•قبول دعوت او برای ایجاد تشکیلات سیاسی، اجتماعی جهت اقدام
این مدخل با نظر به مدخل شماره 4 و 5 از شرایط اقدام به فریضتین تدوین می‌گردد.
ب: اعانه در مصداق خاص
•با درخواست کمک از طرف آمربه‌معروف و ناهی از منکر
•کمک ابتدایی به آمربه‌معروف و ناهی از منکر (بدون درخواست از طرف آمر) و ...

ضمان یا عدم ضمان آمر و ناهی

صور مختلفی که ممکن است امربه‌معروف و ناهی از منکر ضامن باشد و همچنین مسائل مربوط به آن، بررسی شود؛ مانند موارد زیر:
آیا در اقدام به فریضتین ضمان جاری است یا نه؟
حدود ضمان آمر و ناهی تا کجاست؟
ضمان درصورتی‌که آمربه‌معروف از جانب حاکم وظیفه اقدام دارد یا ندارد (در موارد اشتراط حکم حاکم).
ضمان آمر و ناهی بر عهده کیست؟ بر عهده حکومت یا خودش یا ... .
حکم ضمان کسی که به کمک او برخاسته است، چیست؟

اخذ اجرت بر امربه‌معروف و نهی از منکر

احتساب و حسبه را از آن باب حسبه گفته‌اند که در ابتدا تبرعی و احتسابا علی الله کار می‌کردند و بر آن اجرتی نمی‌گرفتند و اما تدریجاً تبدیل به یک منصب دارای اجرت شد. استخدام شدن برای اقامه فریضتین چه حکمی دارد؟

احکام مأمور و منهی (مطالبه شونده)

1. مصداق یا مصادیق مأمور و منهی:
• مطلق خاطیان • شهروندان مشمول تکلیف (غیر از صبی، مجنون، مکرَه)
• اقشار خاص: کارگزاران حکومت، جاهلان به‌حکم یا موضوع، مجریان و ....
کسی که جاهل است نیاز به تعلیم دارد نه امرونهی. پس مطلق خاطیان به معنی مطلق جاهلان نیست و منظور کسی است که می‌داند و خطا می‌کند -اصرار.
آیا مطلق خاطیان، مطلق شهروندان جامعه اسلامی هستند، اعم از اینکه مسلمان باشد یا نه؟
عاصیان حکومتی یعنی مأموران حکومتی که از قوانین تخلف می‌کنند. (نوع قانون –شرعی یا حکومتی- مدنظر نیست، بلکه ناظر به متخلف است)
بحث جاهل به‌حکم یا موضوع به‌عنوان‌مثال و مصداق ماده است و بحث مفصل آن در مدخل مربوطه خواهد آمد.

فصل دوم: مراتب و مراحل اقدام

تعیین حدود و مراتب مطالبه گری، تابع چند عامل است:
1- موضوع مورد مطالبه: مانند واجب یا مستحب بودن موضوع، ضرورت عقلی یا شرعی داشتن موضوع 2- آستانه اقدام مکلف و مسئول: میزان اعتنا یا بی‌اعتنایی مأمور مشخص می‌کند که مطالبه گری امربه‌معروف و ناهی از منکر تا چه مرحله‌ای و چقدر پیش برود؛ آیا یک یا دوبار مطالبه زبانی باعث می‌شود که مکلف و مسئول به وظیفه و نقش خود عمل کند یا مثلاً به حدود یا تعزیرات نیاز است.
3- میزان علم مکلف و مسئول به نقش و تکلیف: علم بیشتر به تکلیف و نقش، مسئولیت بیشتری به دنبال دارد؛ بنابراین مطالبه گری نسبت به او وسعت و شدت بیشتری می یابد.

مراتب اقدام به امربه‌معروف و نهی از منکر: مرتبه قلبی، مرتبه زبانی، مرتبه اقدام عملی و مراحل هر یک از این مراتب

از جمله مباحثی که باید مشخص شود، تعریف و حدود هرکدام از این مراتب است، مثلاً مرتبه قلبی تا کجاست و مرتبه زبانی چه زمان شروع می‌شود، آیا تمام مراتب واجب است و آیا بین این مراتب ترتب وجود دارد؛ به‌نحوی‌که وجوب مرتبه بعد مترتب بر عدم تمکن و یا عدم تأثیر مرتبه قبل است و ...؟ همچنین مرز بین مرتبه قلبی با تولی و تبری، مرتبه لسانی با تذکر و تبلیغ و مرتبه یدی با اجرای حدود و تعزیر و مقاتله بررسی شود.

عوامل موثر در تعیین حدود و مراتب اقدام و یا شرایط مترتب بر هر یک از مراتب

الف) ملاک رتبه بندی:
•توانایی آمر و ناهی، •حدود علم و باور مأمور و منهی •تأثیر پذیری مأمور و منهی (آستانه اقدام مکلف)
•اهمیت موضوع –متعلق، موضوع معروف و منکر.
ب) شرایط مشترک در تمامی مراتب و شرایط خاص هر یک از مراتب فریضتین این مدخل باید با نظر به مباحث مربوط به شرایط فریضتین تدوین و تنظیم گردد.
ج) اختصاص برخی مراتب به معروف یا منکر خاص (رتبه بندی بر اساس متعلق حکم)
بررسی شود که آیا رتبه بندی از ابتدا روی موضوع امرونهی رفته است؛ یعنی برخی موضوعات خصوصیتی دارند که تنها باید قلبی باشد یا زبانی یا یدی؟

حکم توقف برخی از مراتب بر اضرار، تصرف غیر مجاز، وهن مسلم یا شریعت، ایذای مومن و ...

اعمال زور یا قوه قهریه در برخی از مراتب امربه‌معروف و نهی از منکر: تنبیه بدنی، ایجاد جراحت، قتل و ...

این مساله، پیش نیاز بحث ضمان آمر و ناهی است که بین فقها و متکلمین بحث زیادی بر سر آن روی داده است؛ بنابراین به‌عنوان مدخلی مستقل منظور شده است.

نیاز به اذن یا اجازه حاکم مشروع و یا غیر مشروع (عادل یا غیر عادل) در اقدام به برخی از مراتب امربه‌معروف و نهی از منکر.

بدین معنا که برخی از مراتب فریضتین نیاز به اذن حاکم دارد تا مبادا عمل به تکلیف امر ونهی موجب هرج و مرج شود

قاعده الایسر فالایسر در انتخاب مراتب و مراحل، ادله و مبانی کاربرد

آیا انتخاب برخی شیوه‌های ناصحانه در امرونهی، به استناد قاعده الایسر فالایسر، باعث خروج موضوع از عنوان امرونهی بر مبنای علو و استعلا نیست؟

فصل سوم: مقدمات و شرایط اقدام به فریضتین

در این فصل و پس از چهار مدخل مقدماتی، شرایط -به حسب ظاهر- بین چهار محور تقسیم گردیده است: شرایط مطالبه، شرایط مطالبه کننده، شرایط موضوع مورد مطالبه، شرایط مطالبه شونده.

شرایط وجوب و شرایط واجب

شرط وجوب شرطی است که با تحقق آن، حکم واجب می‌شود و شرط واجب شرطی است که در تحقق خارجی واجب نقش دارد –شرط وجود.
الف) شرایط وجوب فریضتین؛ (بحث در شرایطی چون اسلام، رجولیت، حریت و حضور امام معصوم و ...).
پرسش این است که شرایط وجوب فریضتین چیست و در حصول یا تحصیل آن، مکلف چه نقشی دارد؟
ب) شرایط واجب؛ تعداد شرایط از منظر فقه عامه و خاصه -گزارشی- برخی از شرایط و مقدمات، شرط وجود است که تحقق خارجی تکلیف بر آن متوقف است و باید برای تحصیل آن اقدام نمود.
مقدمات وجودی بر دو نوع است:
یک: مقدمه داخلی: که آن را جزء گویند.
دو: مقدمه خارجی: که آن را شرط گویند.
در این بند، به این امور پرداخته می‌شود:
•دسته بندی شرایط و اجزا و فرق آن‌ها.
•دسته بندی اشتراکات و افتراقات مقدمات و شرایط.
•مقدمات و شرایط شرعی و عقلی و فرق آن‌ها.
•ادله وجوب تحصیل شرایط و مقدمات یا عدم آن.
•کدام یک از مقدمات را باید به انتظار حصول نشست و کدام یک را باید تحصیل کرد.
•آیا در رعایت هر شرطی باید نسبت آن را با دیگر شرایط ملاحظه نمود یا هر شرط به‌صورت مطلق می‌باشد.

تقسیم بندی شرایط بر اساس مراتب امرونهی؛ ضرورت و موانع

امربه‌معروف و نهی از منکر دارای یک تعریف مشخص نیست تا شرایط به مطلق عنوان نسبت داده شود، بنابراین می‌توان گفت شرایطی که در متون حدیثی آمده هریک، خاص یکی از مراتب امرونهی است و نمی‌توان همه شرایط را به همه مراتب تعمیم داد، و در صورت چنین تقسیم بندی چه اشکالاتی ممکن است پیش‌آید.

اشتراط اذن حاکم در اقدام به فریضتین ، کیفیت و ابعاد آن

الف: گزارشی از دیدگاه فِرق اسلامی در اشتراط اذن حاکم ب: تبیین نظر فقهای خاصه در اشتراط اولاً: برخی از مراتب – قلبی و لسانی- مشروط به حضور و اذن امام -معصوم یا غیر معصوم- نیست.
ثانیاً: اشتراط مرتبه یدی نیز شرط وجوبی نیست بلکه شرط وجودی است، یعنی شرط اقدام است نه شرط وجوب.

ضرورت تأمین مقدمات اقدام به فریضتین (مقدمات واجب و مقدمات وجوب)

الف: حکم تاسیس نظام سیاسی یا جمعیت و حزب و یا قبول مقام حکومتی از سوی نظام‌های مشروع یاغیر مشروع به‌عنوان مقدمه در اقدام به امربه‌معروف و نهی از منکر و حدود سرمایه گذاری و تلاش در این امور.
ب: تأمین ابزارهای رسانه ای و فرهنگی یا سلاح برای اقدام به امرونهی کردن و ... و بررسی منابع مالی این هزینه ها.
ج: اقدام به فعالیتهای سیاسی اجتماعی اقتصادی بهداشتی قضایی اداری و ... به‌عنوان مقدمه برای اقدام به برخی از مراتب فریضتین.
در این مدخل موارد زیر بیان می‌شود:
1.منابع و ادله وجوب یا عدم وجوب این‌گونه اقدامات.
2.ضوابطی که رعایت آن در این اقدامات لازم است.
3.تعیین ملاک برای اقدامات واجب یامستحب و غیر آن‌ها (تشخیص وجوب یک اقدام یا استحباب آن یا ... بر اساس معیار و ملاک)

وظیفه مسلمانان در نبود شرایط اقدام به فریضتین

با توجه به وجوب عقلی و شرعی فریضتین آیا می‌توان در صورت عدم حصول یا تحصیل مقدمات و شرایط، حکم به سقوط تکلیف نمود و آیا هیچ تکلیفِ جایگزین -بدیل- برای فریضتین منظور نشده است، مسلمان علاقه مند به زندگی در جامعه سالم و ناتوان از قیام به فریضتین، چه وظیفه ای دارد و ...؟

شرایط امرونهی (نفس مطالبه)

الف: احتمال تأثیر داشتن یا مفید بودن امرونهی بررسی شود که آیا این شرط، مطلق است یا در تناسب با سه محور دیگر (موضوع مورد مطالبه، مطالبه کننده و مطالبه شونده) خواهد بود؛ و نیز منوط بودن آن بر تکرار تذکر – از سوی یک نفر یا افراد متعدد- و اصولا آیا این شرط همه مراتب است یا برخی از آنها؟

ب: عدم ترتب ضررو مشقت ومفسده:
بررسی حدود مشقت و ضرر و کلفت در انجام تکالیف شرعی و تزاحم مصالح و مفاسد و ملاکهای اولویت و نیز نسبت این شرط با مراتب.

شرایط آمر و ناهی (مطالبه کننده)

الف: علم به موضوع
علم اجتهادی یا تقلیدی، علم به موضوع، علم به مفهوم، علم به مصداق، علم به جهت موضوع (وجوب، حرمت، استحباب و ...).
ب: قدرت بر اقدام.
ج: عدالت و صلاح.

شرایط مربوط به متعلق حکم (موضوع مورد مطالبه)

الف: تناسب جهت متعلق با جهت حکم (تناسب حکم و موضوع): -وجوب امرونهی در واجبات و محرمات و الزامات عقلی و استحباب در مستحبات و ... .
در این بند به مکروه اشاره نشده است زیرا بین متکلمین و فقها اختلاف وجود دارد مبنی بر وحدت حکم قبیح مکروه و قبیح حرام و اینکه نهی از هر دو واجب است یا نهی از مکروه، مستحب می‌باشد.
ب: تنجز داشتن؛ فعلیت متعلق و... .
ج: ظهور و خفاء معروف و منکر و حدود جواز تجسس موضوع مورد مطالبه باید ظاهر باشد. باید دیده شود که معروفی ترک می‌شود تا انجامش را مطالبه کند یا منکری باید اشکار باشد تا ترک آن مطالبه شود.
آیا می‌توان گفت امر به معروف و نهی از منکر در جایی است که ترک معروف یا اقدام به منکر باعث ترویج نافرمانی و عصیان می‌شود و اگر چنین پیامدی مترتب نباشد وجوب نیز مرتفع می‌شود؟
آیا معروف و منکرهای پنهانی را می‌توان پی گیری نمود یا نه؟ آیا در همه موارد ممنوع است؟
آیا مردم در رابطه با موارد مشکوک حق تجسس دارند یا صرفا باید به اطلاع سازمانهای ذیربط برسانند؟ (می‌توان گفت مردم تنها مجازند آنچه را می بینند اطلاع دهند اما مامورین و نهادهای مربوطه موظفند که موارد مشکوک را بررسی و تفحص کنند.)
محدوده تجسس و جستجوی سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی تا کجاست؟ محدوده تجسس نهادهای ذیربط را چه چیزی مشخص می‌کند؟ آیا تنها میزان اهمیت موضوع و هدف از تجسس موثر است یا عوامل دیگری نیز دخیل است؟ نقش حاکم شرع، قاضی، وزیر یا مدیر اجرایی در تعیین محدوده چیست؟
د: بررسی نسبت امربه‌معروف و نهی از منکر با حریم خصوصی.
جواز تجسس، با مساله حریم خصوصی تماس دارد. اصل مساله این است که حریم خصوصی چه تعریفی در اسلام دارد و حدود آن کجاست و نسبت به چه کسانی و چه موضوعاتی است. (ر ک: بحث حرز در باب سرقت)
محقق باید نظر اسلام و حقوق سکولار را ارزیابی کند. ریشه‌یابی حریم خصوصی بحث مهمی است که از تفاوتهای بنیادین حقوق سکولار و حقوق اسلامی می‌باشد؛ زیرا در اسلام، به دلیل حضور قیومی حق تعالی، خصوصی ترین روابط و حالات فرد دارای احکام و وظایف خاصی است. بخلاف حقوق سکولار که بر مبنای قرارداد اجتماعی است و به امورات شخصی و فردی مادام که با فضای اجتماعی و قرادادهای آن مساسی نداشته باشد، کاری ندارد.

شرایط مربوط به مخاطب (مأمور و منهی: مطالبه شونده)

الف: تأثیر پذیری نسبت این شرط با مراتب چیست؟
ب: تجری و اصرار توجه شود که تجری و اصرار با موارد عدم علم خلط نشود ج: عالم به‌حکم بودن (وجوب و حرمت)؛ در مقابل جهل قصوری و تقصیری د: عالم به موضوع بودن؛ در مقابل عدم تشخیص موضوع، مصداق، خطای در تشخیص و ...
اگر در هرکدام از موارد بالا اشتباه رخ دهد، وجوب امربه‌معروف و نهی از منکر برداشته می‌شود اما وجوب تعلیم جاهل بجای ان می‌آید و حالت و هیئت امری برداشته می‌شود، اما وظیفه هدایت باقی می ماند. دخالت مطالبه گرانه نخواهد بود بلکه ابلاغ گرانه و اطلاع رسانی است.
هـ: تنجز تکلیف؛ در مقابل تقیه، احتیاط، احتمال عدم حصول شرایط، تزاحم با واجب دیگر، معذوریت (مانند اکراه و اجبار و سهو) و ...
مواردی که تکلیف بر مطالبه شونده منجز نشده است، مثلاً: اگر کسی در حال تقیه است و مجبور به ترک معروف یا انجام منکری است، امربه‌معروف و نهی از منکر ندارد.
مثال دیگر: وسواس قبیح است، اما اگر کسی که به قصد احتیاط، فعل وسواسی انجام می‌دهد امربه‌معروف و نهی از منکر دارد یا ندارد و تذکر به او از باب تعلیم جاهل است.
احتمال عدم حصول شرایط: به احتمال ضیق وقت یا فقدان آب، تیمم می گیرد.

بخش چهارم: ساز وکارها و روش‌های اجرائی اقامه فریضتین

منظور در این بخش گردآوری، طرح، بررسی، ارزیابی و پیشنهاد کلیه عملیات هدفمندی است که تحت مقوله امربه‌معروف و نهی از منکر و مصادیق آن به ‌منظور تحصیل اهداف فریضتین نقش مؤثر ایفا می‌نماید.
در مقدمه این بخش طرح این نکته ضروری است که اصولاً باید موضوع مأمور به و منهی عنه، از نگاه مطالبه گر و مطالبه شونده، شناخته شده باشد، یعنی معروف بودن و نیک و مطلوب بودن آن موضوع، مفروغ عنه باشد. درواقع پیش فرض مطالبه گر این است که موضوع مورد مطالبه، برای مطالبه شونده نیز مطلوب است و به دلیل فراموشی یا سستی در انجام وظیفه یا عدم مبالات به وظایف، آن را ترک نموده و یا در اثر سر کشی نمی خواهد متأدب به آداب نیک شود و به وظایف انسانی یا شهروندی خود متعهد باشد، در این صورت با روش‌های موثر و رعایت مراتب، امربه‌معروف می‌شود، اما کسی که هنوز به حُسن موضوع آگاهی ندارد و یا آن را نیک نمی‌داند و به قبح منکر معتقد نیست، مطالبه از او، مطالبه مجهول است. به‌عبارت‌دیگر، برای دعوت دیگران به یک موضوع، دو قدم ضروری است: 1- تشخیص مصلحت (مرحله جزم) 2- لزوم انجام مصلحت (مرحله عزم) و امربه‌معروف و نهی از منکر برای مرحله عزم است و با توجه مفروغ عنه بودن مرحله جزم انجام می گیرد و اگر مرحله جزم برای مطالبه شونده روشن نشده باشد، گام دوم نیز به نتیجه نمی رسد.

مروری بر فعالیتهای ایجابی و سلبی معاصر و کهن در جهت معروف شدن معروف و منکر شدن منکر و در جهت تحقق امربه‌معروف و نهی از منکر. (گزارشی)

این مدخل در پی ارائه یک گزارش تحلیلی در جهت ساختارهای اجتماعی و فرهنگی حاکم و سپری‌شده بر جوامع اسلامی از آغاز تا به امروز با محوریت مطالبه گری و امربه‌معروف و نهی از منکر و گرایش‌های ایجابی و سلبی در تاریخ 1400 ساله نسبت به موضوع است. این مدخل بررسی وضع موجود را دارد و مقدم بر مدخل شماره 3 است که در مقام پیشنهاد روش‌های جدید می‌باشد. در این مدخل وضع قانون گرایی یا بی تفاوتی به آن در جوامع اسلامی گزارش می‌شود.

بازشناسی و واکاوی انگیزه‌های اقدام به امربه‌معروف و نهی از منکر

بررسی انگیزه ها در اقدام به فریضتین می‌تواند در ارائه راهکارها موثر باشد:
1- نگاه به موضوع به‌عنوان یک وظیفه عقلی یا دینی برای ترویج نیکی ها و ستیزه با بدی ها بدون هیچ داعی دیگرِ فردی و پنهانی –شائبه قدرت طلبی یا خود نمایی- 2- نگاه به موضع به‌عنوان ابزاری برای دستیابی به برخی منافع و تمایلات شخصی:
•به قصد تغییر نظام و دستیابی به قدرت سیاسی •به قصد خودنمایی و وجاهت و اشتهار اجتماعی •علاقه به مخالف خوانی، حسادت، لجاجت، انتقام و ...
•رقابت‌های مقامی، قومی، جناحی، اجتماعی و ...
متاسفانه در اصول یا فقه بحثی اجتهادی پیرامون شیوه ها و ابزارهای اجرایی کردن احکام دین در زندگی فردی و اجتماعی صورت نگرفته است و در موضوع فریضتین با توجه به «مقاصد الشارع» نمی‌تواند بدون لحاظ شیوه ها و ابزارهای اجرایی به غایت مطلوب خود برسد. سوال لین است که در موضوع فریضتین چه راهکارهایی برای اجرا وجود دارد و روش استنباط آنها و اثبات کارآمدی آنها در این عصر چگونه است؟
و اگر وجود ندارد آیا ملاکهایی برای اجرا وطراحی شیوها در دستورات دینی آمده است و یا جزء منطقة الفراغ است و باید به راهکار های عقلائی و آزمون و خطای عقلی روی آورد.

شیوه های اجرائی احکام وگامهای فراگیر در تمامی آنها

حتی گام هایی چون:
•آگاهی از این که موضوعی معروف یا منکر است و ایمان به ضرورت تحقق معروف و انتفاء منکر.
•آگاهی از این که این معروف، ترک یا این منکر، وجود دارد.
•شناخت عوامل پیدایش منکر و ترک معروف و برنامه ریزی برای اصلاح آنها.
•و ...

باز آفرینی و الگوسازی از سیره معصومین –انبیا و ائمه علیهم السلام – جهت تصحیح روش‌های اجرایی، کاربردی فریضتین

در فصل دوم بخش یک جامع سیره معصومین در مورد فریضتین ماده است. در این مدخل بخش‌های روشی سیره که مستقیماً در ارائه روش‌های کاربردی نقش دارد گردآوری، بازآفرینی و تحلیل می‌شود. در آنجا فضای مقاله تاریخی است و در اینجا روشی و کاربردی است.
محور آن بخش، شخصیت معصومان است و در این مدخل، شیوه‌های رفتاری مجموعه مدنظر می‌باشد.
به‌عنوان نمونه: با تحلیل آیات سیره‌ای: فلعلک باخع نفسک و: انما انت مذکر لست علیهم بمسیطر و قم فانذر فاستقم کما امرت و: قاتل فی سبیل الله لا تکلف الا نفسک و ... پیامبر گرامی چه سیاستی را در ابلاغ و مطالبه گری پیش‌گرفته بوده است؟ ویا ائمه اطهار در مدت حضور250ساله در چه مواردی به امر به معروف و نهی از منکر پرداختند و شیوه امرونهی آنها به چه صورتی بوده و اولویت آنان در امر به کدام معروف ونهی از کدام منکر بوده است؟

شیوه‌ها و راهکارهای اقدام به دو فریضه

شیوه‌های ساختاری، برنامه ای، بلند مدت، کوتاه مدت، مستقیم یا غیرمستقیم و ...؛ و ملاک‌های ارزیابی در تصحیح شیوه ها و روشِ به روز رسانی آن‌ها.
در ملاک‌های ارزیابی به نکاتی چون: موافقت با موازین عقل و شرع، امکان پذیر بودن، سازگاری با اهداف دین و مصالح جامعه اسلامی و ... باید توجه شود.
این مدخل در ادامه مدخل 1 این بخش است و قصد دارد به تصویر مطلوب از روش‌ها و راهکارها بپردازد. این مدخل مهم‌ترین مدخل در این بخش است هر یک از بندهای این مدخل باید توسط متخصصان حقوق، رسانه، جامعه‌شناسی، تبلیغ و وعظ و تربیت اجتماعی و ... تدوین گردد.

الف: طراحی نظام اجتماعی ساختمند و مهندسی روابط انسانی در جهت تحقق معروف و اعراض از منکر

در این مدخل محقق، متخصص طراحی الگوهای اجتماعی باید الگوی یک جامعه نظام‌مند را طراحی نماید که با توجه به همه خصائص نیک و بد انسان- واقعیت انسانی- روابط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی و فکری و ... در جهت تحقق معروف و نفی منکر مهندسی شود و به این پرسش پاسخ دهد که: جامعه علاقه‌مند به معروف و متنفر از منکر و به تعبیر دیگر بهنجار و قانونمند و مسئول چه ساختاری دارد و چگونه باید مهندسی شود؟

ب: گام‌های فرهنگی، اعتقادی در تحقق معروف و رفع منکر

•ایجاد حس مسئولیت و تعهد جمعی •تکلیف مداری دینی و وظیفه گرایی •تأکید بر ابعاد اجتماعی دین •وجوب تطبیق تمامی زوایای زندگی بر ضوابط دینی •امیدواری (امید اصلاح و سعادت) در برابر نظریه بد ذاتی و گنهکار بودن ذاتی انسان •بصیرت و درد شناسی •تقویت فرهنگ قرآنی؛ دعوت به عبودیت الهی و خوف از معاد •اصلاح روش ها و شیوه ها و ... .
•فرهنگ سازی در بعد عقلانی امربه‌معروف و نهی از منکر به‌عنوان ضمانت اجرای قانون و حمایت از نیکی.
پرسش این است که:
ایجاد تحول یا اصلاح در بنیادهای فرهنگی، اعتقادی، اخلاقی در جهت شناخت معروف‌ها و علاقه و توجه به آن‌ها، معرفت بر منکرها و تنفر از آن‌ها و سپس قیام و اقدام به مطالبه گری آن‌ها -از خود و افراد جامعه- به چه اقداماتی نیازمند است؟ تقویت چه بخش‌هایی از این معارف هدف مزبور را تقویت و در ایجاد فضای آن مؤثر است؟

ج: فعالیت‌های سیاسی اجتماعی موثر در کاهش منکرات و اشاعه معروف

•تقویت وحدت ملی و دینی و جناح ها- امت اسلامی- •تقویت فرهنگ قرآنی •کاهش فقر و رسیدگی به محرومان •ایجاد کار و اشتغال تولیدی و خدماتی مشروع •تسهیل ازدواج و تقویت بنیان خانواده •مقابله با رقابت‌های مادی، تعصبات و چشم و هم‌چشمی‌ها، مقام پرستی، دنیا گرایی، رفاه طلبی، حزب و خط بازی، زد و بندهای سیاسی •ساده زیستی مسوولان، اصلاح و شرعی سازی نظام اداری کشور و ...
در ادامه بند ب- و شاید هماهنگ با آن- آنجا زیرساخت‌ها و مبانی فرهنگی و اعتقادی- نظری- منظور بود و اینجا ناظر به فعالیت‌های سیاسی و برنامه‌های اجرایی است که غالباً خود آن‌ها بخشی از موضوع مورد مطالبه هستند. در این مدخل باید بررسی شود: چه سیاست‌هایی در مدیریت‌های کلان جامعه باید اتخاذ شود تا معروف‌ها در جامعه رواج و منکرها کساد گردد و همگان مطالبه گران تحقق معروف و نفی منکر گردند؟

د: تقویت انگیزه‌ها در اقدام به فریضتین

ضرورت و میزان استناد به شرع، قانون،‌ حقوق شهروندی،‌اخلاق، وجدان و ... به‌عنوان ضمانت‌های اجرایی تحقق معروف و رفع منکر و احساس مسئولیت در برابر آن‌ها و یا اقدام به امربه‌معروف و نهی از منکر و بررسی میدانی و رتبه بندی تأثیربخشی هریک.
این بند یکی از زیرمجموعه‌های «معروف سازی نیکی‌ها و منکر نمایی زشتی‌ها» است (بند ب و ج) و برای تقویت انگیزه و عزم شهروندان جامعه اسلامی در اقدام به فریضتین است. به‌عنوان‌مثال: کاربرد ادبیات زیبا در جذب مخاطب مؤثر است، استناد مفاهیم اجتماعی- رفتاری به منابع ارزشی در ارزشی ساختن مفاهیم نقش دارد. اگر بگوییم: فلان اصل یک قانون الهی، بخشی از دستور و خواست دین است و ... موردقبول‌تر واقع می‌شود از اینکه گفته شود: مصوب فلان کمیسیون یا مجلس شورا و یا هیئت دولت است؛ و البته باید این نکته نیز برای مردم تبیین شود که در دین هم احکام ثابت وجود دارد و هم احکام متغیر و حکومتی و هر دو حکم الله است. در این مدخل به علت روحی- روانیِ این‌گونه ظرائف و پیامدهای عدم توجه به آن‌ها پرداخته می‌شود.

هـ. بررسی تدابیر فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی برای تحقق معروف و پرهیز از منکر

•تبلیغ، تحلیل، تبیینِ حکمت، فلسفه و آثار و تبعات و اهمیت و حد و مرز فریضتین «باید‌ها در مورد معروف‌ها و نبایدها در خصوص منکرات به‌صورت تعبدی تنها درباره کسانی که دارای ایمان قوی هستند می‌تواند مؤثر باشد. بلکه می‌توان گفت: علاوه بر افراد تعبد ناپذیر، اشخاص باایمان و استوار نیز انبوهی از چراها مطرح می‌کنند که باید پاسخ داده شود. این افراد خواهان تقویت ایمان خود با علم به فلسفه احکام می‌باشند. بی‌شک علم به احکام همراه با علم و بینش نسبت به فلسفه آن‌ها بر رشد و بالندگی تقوی در هر شخص مؤمن می‌افزاید». طرح هدفمند فلسفه احکام و پرهیز از غلتیدن در پیامدهای انحرافی آن در تقویت انگیزه‌ها بسیار مؤثر است.
•شناساندن مفاهیم و مصادیق معروف و منکر •پدید آوردن زمینه‌های پذیرش و ...
•توسعه فعالیتهای آموزشی، پژوهشی، فرهنگ سازی، اطلاع رسانی و ...
معارف دینی دارای مراتب است و هر مرتبه مخاطبان ویژه‌ای دارد. برخی از معارف جزء بدیهیات و یا مبتنی بر بدیهیات و تصور آن‌ها برای تصدیق کافی است و برخی نیازمند مقدمات متعدد نظری و استدلالی هستند که طرح آن‌ها برای کسانی که مقدمات را طی نکرده‌اند شبهه آفرین و منکر ساز و حداقل باعث ابهام و بی‌تفاوتی نسبت به معارف می‌شود. امروز همان‌گونه که برخی براهین و اصول هندسی و پزشکی و ... در لابه‌لای کتاب‌ها و ویژه جلسات تخصصی است باید نسبت به معارف دینی نیز چنین تدبیری اندیشیده شود و به‌عنوان‌مثال: طرح دقایق ولایت تکوینی اهل ‌بیت و حجت الله علی الحجج بودن حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله علیها در مجامع عمومی منجر به ایجاد شبهه و تردید در ولایت تشریعی اهل‌بیت می‌گردد. (رک: احادیث اذاعه سر اهل بیت و...، حدثوا الناس بما یعرفون و دعوا ما ینکرون). باید مراکز تبلیغی و مبلغان موظف به رعایت مقتضای جلسات آموزشی و تبلیغی باشند و شیوه دریافت مقتضای حال را بیاموزند و به‌ویژه صداوسیما باید در پخش برخی جلسات تخصصی معارفی دقت کند.

و. ابزارهای فرهنگی موجود و نقش ایجابی و سلبی آن در ایجاد فرهنگ امربه‌معروف و نهی از منکر

آموزش معارف و اخلاق و ایجاد علاقه و باور نسبت به فضائل و ارزش‌ها نیازمند رعایت ظرافت‌های روحی، روانی، تربیتی و صدها دقایق دیگر است. این بند توسط فردی که در شیوه‌های تربیتی قرآنی و حدیثی و نیز رسانه و تبلیغات تخصص و تجربه دارد باید تدوین شود و نقش یکایک ابزارهای فرهنگی، آموزشی، تبلیغی را در اشاعه معروف و نفی منکر تبیین و به آثار و پیامدهای کاربرد این ابزار در ایجاد فضای مطالبه گری به‌صورت مستدل بپردازد:
•تذکر لسانی: تصریح، کنایه، تذکر فردی و گروهی و ...
•منشورات مکتوب: کتاب، بروشور، جزوه، کتابهای درسی و کمک درسی و ...
•تذکرات مکتوب: نامه سر گشاده، نامه های خصوصی، نامه‌های الکترونیک، کارت تذکر، پوستر، تراک، پلاکارد و ...
•ابزار رسانه ای: زیر نویس تلوزیونی، سایت و وبلاگ، شبکه‌های اجتماعی و...
•ابزارهای هنری: شعر، طنز، موسیقی، فیلم، سریال و تأتر، نقاشی، کاریکاتور و...
•اطلاع رسانی صوتی: کاروانهاي شادي، بلندگوی مساجدو ...
•برنامه‌های تشویقی و تنبیهی: قطع ارتباط – هجرت، تجمع و تحصن، مسابقات فرهنگی و...

بررسی ساختارهای مناسب برای اجرای امربه‌معروف و نهی از منکر و شمارش امتیازها و آسیب‌های هر یک

این مدخل با ملاحظه مدخل 2از بخش 3 –وجوب عینی یا کفائی فریضتین- باید تدوین گردد. در آنجا از منظر فقهی طرح بحث میشود و در اینجا از منظر روش شناسی بحث پیش میرود.

الف. نهاد خاص (وزارت، شورا، سازمان و...)

در این بند به بررسی ساختارهایی پرداخته می‌شود که تاکنون پیشنهاد و یا موردبحث قرارگرفته و امتیازات و اشکالات یکایک آن‌ها موردبحث قرار می‌گیرد. مدافعان و مخالفان معرفی و تناسب آن ساختارها با جایگاه فرا سازمانی فریضتین ارزیابی می‌شود. این بند از بندهای اساسی و چالش‌برانگیز است. از آغاز انقلاب اسلامی و حتی توسط خود حضرت امام در مورد تأسیس نهادی- وزارت خانه‌ای بحث شده است. حضرت امام در سخنرانی‌های آغازین پیروزی از تأسیس وزارتخانه‌ای مستقل در مورد موضوع خبر دادند (10 / 12 / 57 در مدرسه فیضیه- صحیفه امام ج 6: 275) و نیز طی حکمی به شورای انقلاب مأموریت دادند تا اداره‌ای فراگیر به اسم امربه‌معروف و نهی از منکر در مرکز، با شعبه‌های فراگیر تأسیس یابد. (صحیفه امام ج 9: 214، ضمناً به پاورقی این حکم، در ص 213 مراجعه شود.)

ب. توزیع مسئولیت بین نهادهای اجرایی

(هر نهاد متصدی اجرای بخشی از معروف و منکر متناسب با وظیفه خود باشد).
این بند در شعاع بند الف و به‌ویژه بند الف از مدخل 3 می‌باشد. آنجا بحث نظری و الگودهی‌ و اینجا تحلیل عملکرد برخی ساختارهای موجود و آسیب‌شناسی آن‌ها و جایگزینی شیوه‌های راهگشا است. آنجا طراحی موردتوجه است و اینجا ارزیابی عملکرد طرح‌های موجود. در این بند در پی آن هستیم تا با اصلاح قوانین برخی نهادها و سازمان‌های مردمی و فرهنگی و یا جهت‌دهی برخی نهادهای دولتی و تصویب تک‌ماده‌ها در ایجاد فضای مطالبه گری و افشای معروف و نفی منکر گام‌هایی مفید برداریم. درواقع این بند ناظر به اصلاحات فوری و کوتاه‌مدت و در برابر بند الف این مدخل که برای میان‌مدت و بند هـ که چشم‌اندازی بلندمدت دارد می‌باشد.

ج. به‌صورت مردمی بدون دخالت نهادهای دولتی

بررسی وحل شبهه قدرت درقدرت ونیزحل تعارض بادیدگاه موردتایید-این که فریضتین وظیفه اصلی حاکمیت دینی بلکه مطلق حاکمیت است.

د. ترکیبی از فعالیتهای حاکمیتی و حرکت‌های مردمی

این بند ناظر به سازمانهای متمرکز یا غیر متمرکز ملی-مردمی است که می‌توانند اجرای فریضتین را بر عهده بگیرند. نگاه به این بند به شکل دیگر نیز ممکن است و آن تقسیم مطالبات است به این صورت که برخی از مراتب فریضتین وظیفه حاکمیت و برخی دیگر وظیفه مردم باشد.

هـ. بازنگری، بازسازی و توسعه فعالیت‌های اجرایی؛ تاسیس نهادها و جمعیت‌های ویژه، ‌تدوین قوانین،‌ تأمین هزینه و ...

بند هـ، با ملاحظه بند ب، به راهکارهای میان مدت و ساختاری و نیز اصلاح برخی شیوه‌ها و راه‌حل‌ها می‌پردازد.

و. فعالیت‌های اجرایی موردنیاز برای اقامه دو فریضه همانند: نظارت و کنترل قوانین، عزل و نصب ها،‌ برنامه و بودجه، رسانه ها؛ و ساماندهی، تقویت و تشویق نظارت‌های مردمی، خانوادگی و ... .

ز. بررسی و ارزیابی انواع نظارت‌های اجتماعی برای حرکت جامعه در مسیر قانون الهی، کنترل‌های حقوقی، قانونی،‌اعتقادی،‌ اخلاقی، فرهنگی، بررسی شیوه‌های نظارت در جهت تحقق معروف و مبارزه با منکر و ...

این بند ناظر به این نکته است که فریضتین نظارتی قانونمند و تعریف شده در ساختار جامعه قانونمند است. در این بند به انواع نظارت‌های مطرح‌شده در مکاتب حقوقی و شرایع دینی می‌پردازد و یکایک آن‌ها را معرفی، ریشه‌یابی، آسیب‌شناسی و نکات مثبت و منفی آن‌ها را در مقایسه با یکدیگر بررسی می‌کند به‌عنوان نمونه: دعوت به معاد و قیامت و حساب‌وکتاب آخرت از یک حیث- یک ابزار نظارتی است بل یرید الانسان لیفجر امامه یسأل ایان یوم القیامه. نحوه تعامل با این ابزار و آثار و تبعات توجه یا عدم توجه به آن و نسبت آن با ابزارهای دیگر و ... بررسی و مستند می‌گردد.
انواع نظارت‌ها در منابع اسلامی و نقش و جایگاه آموزشی و تربیتی آنها: نظارت خداوند، نظارت رسول خاتم و ائمه، نظارت مؤمنین بر یکدیگر، نظارت فرد بر اعمال خود، نظارت آشکار، نظارت مخفی و نامرئی، نظارت ملائکه، نظارت اعضا و جوارح، نظارت مکان وقوع عمل، نظارت زمان وقوع عمل.

7. نقش نهادهای اجتماعی، فرهنگی و اجرائی در موضوع فریضتین

این مدخل مدخلی بسیار کلیدی مفصل و راهگشا هست که باید توسط محققان متخصص مباحث جامعه‌شناسی و علوم تربیتی تدوین گردد.
الف. نقش نهاد خانواده در تحقق فریضتین و وظیفه خاص هر یک از پدر و مادر در فرهنگ سازی برای عمل به معروف و پرهیز از منکر.
ب. نقش ایجابی و سلبی نهادهای آموزشی و پرورشی به ویژه حوزه‌های علوم اسلامی، مساجد، بقاع متبرکه در آموزش معروف و منکر و تعهد رفتاری در برابر آن‌ها.
ج. نقش ایجابی و سلبی نهادهای حاکمیتی؛ قوای سه‌گانه، شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی، قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران در زمینه سازی و اجرای این دو فریضه.
د. نقش ایجابی و سلبی نهادهای فرهنگی، هنری، تشکل ها و انجمن‌های مردمی، شوراهای شهر و روستا، اتحادیه‌های اصناف، ‌بازاریان،‌ تجار،‌ موسسات پولی و سرمایه‌ای، هیئت مذهبی، پایگاه‌های مقاومت بسیج مساجد و ادارات در تحقق این دو فریضه.
ه‍ . نقس ایجابی و سلبی رسانه‌های جمعی (به ویژه صدا و سیما)، سینماها،‌ مجلات، نشریات و ... در ایجاد زمینه و فرهنگ سازی برای معروف و منکر و امربه‌معروف و نهی از منکر.
و. نقش نخبگان علمی، سیاسی، فرهنگی و دینی و به‌ویژه مدیران ارشد نظام، شخصیت‌های رسانه‌ای ملی و بین‌المللی در فرهنگ‌سازی و یا امربه‌معروف و نهی از منکر.
باور به این نکته که: اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی*درآورند غلامان درخت از بیخ و نیز: یا نساءالنبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن...
ز. وظیفه مشاوران اجتماعی، اخلاقی، مذهبی، پزشگی، حقوقی، قضایی در جهت دهی عمل به معروف و پرهیز از منکر.

نقش زمان و مکان و ضرورت رعایت موقعیت‌ها و شرایط سنی، جنسی، تیپ اجتماعی و ... در امربه‌معروف و نهی از منکر

در این مدخل شیوه‌های مطالبه گری متناسب بازمان و مکان و موقعیت‌های مطالبه و مطالبه کننده و مطالبه شونده موردبررسی و اشاره به این می‌شود که خود این رعایت تناسب و نقش زمان و مکان یکی از شروط مهم در اقامه امربه‌معروف و نهی از منکر است.
هم‌چنین توجه به شرایط سنی، طبقه اجتماعی سطح فرهنگی مخاطب از یک‌سو و مبانی معرفتی معروف‌ها و منکرها از سوی دیگر در کم و کیف مطالبه گری نقش اساسی دارد و کمترین پیامد عدم رعایت این نکات بی‌تفاوتی نسبت به معروف و منکر خواهد بود. (رک: بند هـ از مدخل 5)

شیوه‌های مبارزه با منکرات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ...

تا اینجا غالب مدخل‌ها ناظر به ساختار‌ها و سازوکارهای مؤثر در اقامه فریضتین و اشاعه معروف و نفی منکر بود. در این مدخل راهکارهای مقابله با منکرات شایع و ریشه‌دار در جامعه اسلامی و نیز راهکارهای ایجاد علقه و علاقه به معروف‌های مهم فراموش‌شده هم به‌صورت موردی و هم به‌صورت ارائه راهکارهای جامع و مشترک ارائه می‌شود. البته این مدخل ناظر به بخش 6 و شمارش مصادیق معروف و منکر نیز هست.

بخش پنجم: اقامه فريضتين، آسیب ها و موانع

بررسی و تحلیل جایگاه فریضتین، در جوامع اسلامی معاصر و در دوحوزه: مردمی و حاکمیتی پرسش محوری در این بخش این است که: آیا می‌توان گفت: در جوامع اسلامی معاصر و به ‌ویژه برخی از آن‌ها -مثل جمهوری اسلامی ایران- باید توجه به معروف‌ها و منکرها و تجلی و بروز امربه‌معروف و نهی از منکر بسیار چشمگیر تر باشد و چرا روح مطالبه حق و الزامات دینی در پوشش تسامح و سهل‌انگاری تضعیف شده است، و راه اصلاح کدام است؟ و چرا قوای مجریه در کشورهای اسلامی -و حتی جمهوری اسلامی- از پافشاری بر قانون-بویژه احکام دین- و ضابطه پذیری و پذیرش مسئولیت اجرای امربه‌معروف و نهی از منکر شانه خالی می‌کنند؟

ریشه‌یابی و بررسی علل و عوامل؛ (گزارشی)

الف: علل عدم توجه به معروف و گرایش به منکر
ب: علل مهجوریت امربه‌معروف و نهی از منکر
ج: علل عدم موفقیت آمران و ناهیان.
... گزارشی از وضع موجود و تبیین کم و کیف ظهور و بروز معروف‌ها و منکرها و رعایت حق و وظیفه مطالبه گری یا عدم رعایت آن در جامعه اسلامی ایران است؛ و اگر امکان باشد بررسی و مقارنه و مقایسه با چند کشور دیگر- اسلامی و غیر اسلامی- و اگر به همراه پاسخ این پرسش تحقیقی میدانی نیز صورت گرفته باشد گزارش عینی‌تر و قابل‌اعتمادتر خواهیم داشت.

نقش باورهای انحرافی در بی‌تفاوتی نسبت به الزامات دینی بویژه امربه‌معروف و نهی از منکر

الف: نگاه به دین اسلام به مثابه قانون اساسی زندگی و مدیریت جوامع بشری و یا دستور العملی تربیتی برای اصلاح اخلاق و شخصیت فردی؛ اسلامی ولایت مدار و در جهت تحقق ولایت الهی بر جوامع انسانی و یا اسلامی عبادت گزار و در جهت عروج فردی انسان زمینی به آسمان اتوپیایی!
ب: تبعید دین به آسمان و قیامت و سلب نقش دنیایی دین.
ج: فردی نگری به دین و فراموش نمودن نقش اجتماعی دین، (انحصار دین به رابطه ای معنوی بین انسان و خدا)
د: مقدم داشتن منافع فردی بر منافع اجتماعی –حق فرد و حق جامعه، (با تأثیر پذیری از لیبرالیسم غربی و دیکتاتوری)
ه‍ : ذهنی نگری به دین و بی توجهی به بعد واقع گرایی آن، (حصر دین در مفاهیم تصوری و تخیلی برای اقناع روح جستجوگر انسان)
و: حصر معارف دینی در فقه و اخلاق و عدم توجه به عقاید و نقش آن در پذیرش و تسلیم در برابر الزامات دینی.
ز: به فراموشی سپردن فلسفه احکام و نقش پاسخگویی به چراها در رسوخ تعبد و عمل به دستورات دینی.
ح: مرجئی‌گری، (حصر ایمان در قلب و عدم تلازم بین آن با اعضا و عمل جوارحی)
ط: باطنی‌گری، تفسیری تاویلی لز دین و طرح تقابل بین شریعت و حقیقت.
ی: معنویت سکولار، صوفی‌گری، عرفان‌های کاذب
ک: و ... .
ضمناً بعضی از موارد فوق با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند و شاید یک نقش داشته باشند ولی با نگاه متفاوت؛ مثل بند ه‍ و ط یا بند ب و ی و ...

نقش کج فهمی معارف دینی در بی‌تفاوتی نسبت به امربه‌معروف و نهی از منکر

الف) تولی و تبری
(تفسیر آن به محبت و عداوت و سپس حصر آن در محبت اهل بیت و عداوت با دشمنان معاصر آنان و سپس کافی دانستن محبت باطنی)-زمینه مذهبی مرجئی گری- تفسیر آن به حالتی عاطفی و احساسی که نسبتی با رفتار و عمل ظاهر و اجتماعی و سیاسی ندارد.
ب) شفاعت
گونه ای پارتی بازی و وساطت اهل بیت برای تکفیر معاصی بلکه تبدیل سیئات به حسنات ج) عدم اکراه در دین
خلط عالم تکوین و تشریع و گمان این که هیچ کس حق ندارد از دیگران توقع انجام وظیفه داشته باشد و نباید به اجبار کسی را وادار به انجام تکالیف انسانی کند حتی اگر متعهد به انجام آن شده باشد.
د) خلط بین اصول و فروع و بین متن و حاشیه
تولی به غرب و رکون به آن را فراموش کند و به برخی از مظاهر آن مثل بی حجابی می تازد.
ه‍) سرگرم شدن به ظواهر و صورت و فراموش نمودن سیرت و محتوا
عادت شدن عبادت‌ها، غلبه آداب و رسوم بر شعائر و تغییر اهداف و محتوای شعائر (خود شعائر موضوعیت یافته و نماد بودن آن برای حقایق فراموش می‌شود)

نقش شبهات در تضعیف جایگاه امربه‌معروف و نهی از منکر

آزادی فردی، تسامح دینی، عدم جواز تجسس، ستایش تغافل، رها نمودن جامعه، تقدم اصلاح خود بر اصلاح جامعه و دیگران، ضرورت تقیه و...
اصولاً تردیدآفرینی و ایجاد شک در پیرامون یک حقیقت، یقین و عزم نسبت به آن را سلب و پای تحرک برای اقدام به آن را سست می سازد.
روشن نبودن تعریف این اصطلاحات و یا سیال بودن تعاریف آن‌ها یا امثال آن‌ها بهانه‌ای می‌شود تا کسانی که از اجرای فریضتین نگرانند و یا از آن ضربه می‌خورند و موقعیت خود را درخطر می‌بینند، با تمسک به ابهام این موضوعات به اجرای فریضتین و یا شیوه‌های آن اعتراض نموده و با ایجاد تردید و شبهه پایه‌های آن را سست کنند. اجرای فریضتین برای تقویت پایه قانون است و اگر پایه خودش سست باشد نه‌تنها تأثیر نخواهد داشت بلکه عاملی برای سستی دیگر قوانین می‌شود.

نقش رذایل اخلاقی و نیز تأثیر انگیزه‌های ناخالص در ترک و متروک شدن دو فریضه

الف: از جانب مأمور و منهی: (کبر، عجب و خودستایی، غرور، ریا و شهرت طلبی، انتقادناپذیری و ...)
ب: از جانب آمر و ناهی: (توهین، تعییر، استهزاء، همز و لمز، لغو و هزل، حریم شکنی، کینه شخصی و ...)
ج: نقش عدم توجه به فضائل اخلاقی در فراموشی و یا عدم قبول امرونهی، تکریم انسان، تألیف قلوب، حسن خلق، حسن معاشرت، تشویق، خیر خواهی، استفاده از ابزار هنر، لطافت‌های رفتاری و ... .
... منظور از این مدخل تبیین رابطه منفی این رذایل و یا دیگر رذایل اخلاقی با اجرای فریضتین و نیز با معروف شدن منکر و منکر شدن معروف است. برخی از خصال منفی اخلاقی در افراد مانع انتقادپذیری و پذیرش امربه‌معروف و نهی از منکر می‌شود، همان‌گونه که رفتار نامناسب آمران و ناهیان مطالبه گری آن‌ها را به رفتاری ناپسند و منکر تبدیل می‌کند و طبعاً نمی‌توان با عملی منکر به هدفی معروف دست‌یافت.
ضمن این‌که برخی از رذایل اخلاقی در فضای اجتماعی نیز تأثیر منفی گذاشته است. در تمامی این موارد بررسی دو نکته لازم است:
بررسی نسبت فریضتین با این خصیصه‌ها و رذایل اخلاقی بررسی نقش این رذایل در تضعیف جایگاه فریضتین.
در حدیثی از حضرت صادق علیه السلام نقل‌شده است: ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ مَنِ احْتَقَرَهَا مِنَ الْمُلُوكِ وَ أَهْمَلَهَا تَفَاقَمَتْ‏ عَلَيْهِ‏: خَامِلٌ قَلِيلُ الْفَضْلِ شَذَّ عَنِ الْجَمَاعَه وَ دَاعِيَه إِلَى بِدْعَه جَعَلَ جُنَّتَهُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ- وَ أَهْلُ بَلَدٍ جَعَلُوا لِأَنْفُسِهِمْ رَئِيساً يَمْنَعُ السُّلْطَانَ مِنْ إِقَامَةِ الْحُكْمِ فِيهِمْ-(تحف العقول:319(حدیث نثر الدرر: شماره 41))

بررسی علل و عوامل گرایش به منکر و یا بی تفاوتی در برابر آن

ضعف ایمان، عادات و آداب و رسوم باطل،‌ الگوهای نادرست،‌ ضعف فرهنگ دینی، ضعف تربیت و مراقبت خانواده، تبلیغات و تهاجم فرهنگی دشمنان، خود باختگی در برابر بیگانگان، برخورد نادرست با خاطی و ... .

نقش رفتارهای نسنجیده خواص، نخبگان و مراجع تصمیم گیرنده در شیوع منکرات و ترک فریضتین

مانند مبارزه با معلول‌ها و ظواهر و رها نمودن – و گاه ترغیب- ریشه ها و عوامل منکر و اشاعه دهندگان منکر.
جایگزین سازی، یکی از مغالطه‌های بزرگ در تربیت و تبلیغ است. تمامی متغلبان و طاغوتیان از غریزه جانشین‌سازی و ارائه بدل به‌جای نمونه واقعی به اهداف خود رسیده و می‌رسند و با حق به مقابله برمی‌خیزند. بررسی نقش جابجایی‌ها در انحراف افکار عمومی و در تضعیف جایگاه فریضتین و راه مقابله با آن از مهم‌ترین افشاگری‌ها در آسیب‌شناسی مطالبه گری حق است.

مشکلات اجرایی در اجرای فریضتین؛ از قبیل کمبود منابع انسانی معتقد و باورمند، یا کمبود قوانین هدایتی و حمایتی و ...

... عدم اعتقاد نظام آموزشی رسمی وارداتی به تعهد در برابر دین اسلام- به دلیل ساختار غیربومی آن‌که انقلاب اسلامی نیز هنوز نتوانسته ساختاری جدید و مبتنی بر مبانی دین‌باوری ارائه دهد- باعث شده است تا نه مدیران اجرایی خود را در برابر دستورات و الزامات دینی متعهد بدانند و نه نمایندگان مجلس دغدغه‌ای برای تصویب قوانین تعریف‌شده در ساختار دینی و ارائه ساختاری نظام‌مند در این زمینه داشته باشند.

خلط مباحث در اجرای فریضتین

الف: جا بجايي اصل امربه‌معروف و نهي از منكر از وظيفه حاكميتي حكومت و انحصار آن به وظيفه اخلاقي و مردمي.
ب: خلط بین مقام تبلیغ و تعلیم و پند با الزام‌های قانونی- حکومتی.
ج: خلط بین فرهنگ‌سازی و پیشگیری ساختارمند با مقابله و مبارزه امنیتی و حساسیت آور و نیز عدم توجه دقیق به شرایط و ضوابط فقهی فریضتین.
... یکی از ضعف‌های بزرگ در مسیر اجرای فریضتین خلط بین موعظه و پند و اندرز با مطالبه گری است و نیز خلط بین جایگاه حکومت و استاد اخلاق و نیز الزامات قانونی و امتیازات اخلاقی است. از سوی دیگر جابجایی فرهنگ‌سازی با مبارزه امنیتی یا به تعبیر دیگر اقدام به جراحی به‌جایی پیشگیری در زمان مناسب، از آسیب‌هایی است که بر سر راه فریضتین قرار دارد.

نگرش‌های فکری و باورهای انحرافی مجریان و سیاست‌های اجرایی معارض با فریضتین؛ در نظام آموزشی، فرهنگی و نخبگانی کشور

نهادینه شدن معیارهای رسانه‌ای امانیستی و سکولار
تساهل دینی، تلورانس (رواداری و تحمل مخالف)
سودگرایی به‌جای تکلیف گرایی –حق و تکلیف-
تکثر گرایی و توسعه تردید و شک در شناخت حقیقت
نسبیت ارزش‌ها و غیر عقلائی بودن پافشاری بر حق
اصالت انسان –مردم سالاری به‌جای خدا سالاری-
آزادی بیان توجیهی برای آزادی زبان
و ... .
... این بند در ادامه بند 8 و ناظر به ضعف ساختار مدیریتی است. برخی گمان می‌کنند هر چه در دانشگاه‌ها و کتاب‌های نوشته‌شده توسط غربیان یا غرب‌زدگان- و با چشم‌انداز علوم انسانی غربی- نوشته‌شده باید موبه‌مو در کشور اسلامی اجرا شود! و البته جز آن نیز دانش و تخصصی ندارند!

خلاهای پژوهشی، آموزشی، رسانه‌ای و تبلیغی در زمینه فریضتین

سیاستهای معارض با فریضتین در اسناد بالا دستی مثل قانون اساسی، سند چشم انداز بیست ساله و ..

... موضوع افتخار به ایرانی بودن در سند 20 ساله در مقایسه با افتخاراتی که شهدا در وصیت‌نامه‌های خود و امام آن‌ها در مقدمه وصیت‌نامه آورده‌اند، تأکید بر تقویت فرهنگ بومی مناطق، ملی‌گرایی و منحصر نمودن انقلاب اسلامی به چهاردیواری ایران و تشیع و زنده کردن بسیاری از خرافات به‌عنوان آداب‌ورسوم ملی، فراموش نمودن اصل غیرقابل تغییر « وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً » در پذیرش تعهدات بین‌المللی بدون هیچ تحفظ و ...در اشاعه منکرات و رسوم معارض باعقل و منطق و شرع نه‌تنها کم تأثیر نیست بلکه از عوامل مهم در مسیر دوگانگی فرهنگ ملی و اسلامی گردیده و می‌گردد.

روشهای نا درست در مهار منکرات دولتی

الف: تقدم رابطه بر ضابطه (برخورد سیاسی با اصول دینی و اخلاقی- نشستن اخلاق المساومه به‌جای اخلاق الصراحه علوی-).
ب: تسامح و تساهل در اجرای قانون.
ج: امنیتی نمودن اعتراضات.
د: عدم رعایت ضوابط و شرایط شرعی در اطلاع رسانی و تبلیغات رسانه ای.
... ذهنیت نادرست جدا بودن واجب و حرام دینی از الزامات قانونی در ادارات و فرهنگ‌عامه- و حتی خاصه- نهادینه‌شده است. هم مسئولان بالادستی و هم کارمندان و ... خود را در برابر آئین‌نامه‌های مصوب ادارات ملزم می‌دانند اما در برابر دستورات دینی الزامی قانونی نمی‌بینند. احتمال اینکه واجبات شرعی تابع اجتهاد مجتهدان است و باعث اختلاف در اجرا می‌شود امروز پاسخ‌داده‌شده و در بسیاری از موارد نظر فقیه حاکم- ولی‌فقیه- فصل الخطاب قرارگرفته است و بنابراین هرچه در توضیح المسائل حضرت امام و مقام معظم رهبری و نیز هر آنچه در کتبی چون چهل حدیث حضرت امام مورد تأکید قرارگرفته معروف و مطالبه آن واجب است و...

بخش ششم: مصادیق معاصر معروف و منکر

مقدمه: شیوه فهرست‌گیری از معروف‌ها و منکرها و راه‌های گردآوری و شمارش عناوین در حوزه‌های مختلف: کتابخانه‌ای – میدانی و ضوابط ومعیارهای انتخاب.
گذشته از برخی الزامات عقلی و واجبات و محرمات ضروری و مشهور، بسیاری از الزامات و واجبات و محرمات برای مردم ناشناخته مانده است.
باید ملاک‌هایی ساده و قابل‌فهم و تطبیق، برای بازشناسی معروف و منکر تعریف و به جامعه‌ آموزش داده شود؛ مثلاً: هر چه رذایل اخلاقی در کتب اخلاقی آمده منکر است و یا مخالفت با نظر ولی‌فقیه حاکم، منکر است و ... و یا هر چه در مجلس اسلامی تصویب‌شده، معروف و یا توسط هیئت دولت تصویب می‌شود، معروف و لازم الاجرا است و هر عملی که به تائید و رضایت مندی استکبار و دشمنان اسلام منجر شود منکر است و هر عملی –هر چند کوچک- که استکبار و کفر جهانی را به خشم آورد عمل صالح و معروف است (إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ... سوره توبه: 120) ...
سپس بر اساس این ملاک‌ها و ملاک‌های مهم دیگر مجموعه‌ افق‌های رفتاری شناسایی، دسته‌بندی، اولویت‌بندی، رده‌بندی و معرفی می‌شود.
در این بخش مجموعه افق‌ها در چهار بخش عنوان‌بندی شده است:
1-باورهای اعتقادی صحیح و باطل 2-واجبات و محرمات شرعی 3-خصلت‌های روحی نیک و بد.
4-رفتارها و آداب اجتماعی نیک و بد.

تنظیم ساختار درختی- درختواره- بر پایه نظام سلسله مراتبی اعم و اخص و با تعیین ردیف: اصول، ضروریات شرعی، الزامات عقلی، مرغوبات، مباحات و تقسیم هر یک به افعال جوارحی و جوانحی - قلبی و قالبی

الف. باورهای درست و نادرست
بررسی و شمارش و تنظیم ساختار درختی عقاید برهانی- مستند به عقل و نقل- و باورهای غیربرهانی و خرافی.
ب. واجبات و محرمات -حلال و حرام-
بررسی و شمارش و تنظیم ساختار درختی از عناوین حرام‌ها و حلال‌ها، واجبات و محرمات در متون و ابواب فقهی.
ج. فضائل و رذائل
بررسی و شمارش و تنظیم ساختار درختی از صفات نیک و صفات بد، خصلتهای اخلاقی- جوانحی-.
د. هنجارها و ناهنجارها
بررسی و شمارش و تنظیم ساختار درختی از رفتارهای پسندیده و انسانی و رفتارهای ناپسند و غیرانسانی، باید و نبایدهای عرفی، عقلی، فطری، دینی.

مصادیق مصرح معروف و منکر در متون دینی و منابع فقهی، اخلاقی، کلامی و نیز مصادیق مصرح امربه‌معروف و نهی از منکر در این متون

اصول و ضوابط و سیر اجرایی تنظیم و تدوین طرح‌ها، لوایح، اساسنامه‌ها و آئین‌نامه‌های اجرایی

برگرفته از فهرست‌های فوق جهت نهادها و سازمان‌ها و مجموعه‌های حکومتی و ملی جمهوری اسلامی.

ارائه چند نمونه از منشورهای اجرایی- رفتاری (منشور اخلاقی) برای برخی از نهادهای جمهوری اسلامی

  1. . تعریف معروف و منکر مصوب هیئت علمی دانشنامه: معروف: هر گونه باور، گفتار، کردار و رفتار ارادی انسان عاقل مختار است که عقل نوعی به اتکای حجت شرعی و یا برهان عقلی، آن را پسندیده و ستوده شمارد و انتساب و گرایش به آن را دوست بدارد. و منکر: هر گونه باور، گفتار، کردار و رفتار ارادی انسان عاقل مختار است که عقل نوعی به اتکای حجت شرعی و برهان عقلی آن را ناپسند و ناستوده شمارد و انسان را از ارتکاب به آن باز دارد و مرتکب آن را سرزنش نماید.
  2. شیوه دیگر این است که در آغاز هر مدخل کلی پس از چینش منظم و منطقی آیات و احادیث و نصوص (در صورت وجود) و ترجمه شیوا و رسا-پرهیز از ترجمه تحت الفظی و گنگ- مقاله تالیفی ناظر به محتوای نصوص و با توجه به مفاهیم و نکات و تبیین و نقد آنها در چهار چوب ارائه شده فوق تدوین گردد. ممکن است در برخی از مدخلها همه این موارد قابل طرح باشد ضمن این که شاید برخی از مدخلها به جمع بندی نیز نیاز نداشته باشد.
  3. اقتباس عبارت است از: نقل کامل، یا تلخیص یک متن، با تعیین درصد مطالب حذفی و انتخابی، گزارش یا نگارش مجدد و توضیح کیفیت و کمیت گزارش.
  4. توضیحات ذیل مدخل‌ها به عنوان شناسه مدخل آمده است؛ ولی غالبا شامل فرضیاتی است که پیرامون مدخل‌ها مورد توجه بوده و طبعا برخی از آنها می‌تواند در حدّ فرضیه‌های غیرمقبول در ضمن نگارش مقالات مرور شود.
  5. اعلم أن لكل واحد من الصناعات و خصوصا النظرية، مبادي و موضوعات و مطالب، فالمبادي: هي المقدمات التي منها يبرهن في تلك الصناعة و لا يبرهن عليها في تلك الصناعة ... و الموضوعات: هي الأشياء التي إنما يبحث في الصناعة عن الأحوال المنسوبة إليها و العوارض الذاتية لها ... و المطالب: هي القضايا التي محمولاتها عوارض ذاتية لهذا الموضوع أو لأنواعه أو عوارضه ... فالمبادي منها البرهان و المسائل لها البرهان و الموضوعات عليها البرهان و الغرض فيما عليه البرهان، الأعراض الذاتية. الحاشية على إلهيات الشفاء (ملاصدرا): ج 1، ص 4
  6. مبانی حقوقی: اموری که قواعد حقوقی از آن ریشه می گیرد.