فرهنگ مصادیق:رشوه خواری

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از رشوه خواری)
پرش به: ناوبری، جستجو
رشوه خواری

مقدمه

رشوه چیزی است که برای باطل ساختن حق یا ثابت کردن باطل داده می‌شود.

مفهوم رشوه

«رشوه» عبارت است از «آنچه برای از بین بردن حقی و یا حق نمودن باطلی می‌دهند[۱] یا «آنچه که به کسی بدهند تا کاری برخلاف وظیفه خود انجام دهد، یا حق کسی را ضایع و باطل کند یا حکمی برخلاف حق و عدالت بدهد».[۲]
با توجه به تعریف فوق، می‌توان گفت که اساس رشوه را «قصد و نیت باطل» تشکیل می‌دهد. لذا دامنه رشوه وسعت می‌یابد و به هر چیزی که با هدف ابطال حق به دیگری داده شود، اطلاق می‌گردد. حتی کلامی که به منظور تطمیع و تحریک باشد و نیز تملق در تکریم دیگران، رشوه محسوب می‌شود. گفتنی است دو واژه «رشا»: رشوه دادن و «ارتشاء»: رشوه گرفتن از همین ریشه اخذ شده است.
«می‌خواهی کارت راه بیفتد؟» تقریباً همه این جمله را می‌شناسند. هر چند به صراحت نامی از آن برده نمی‌شود اما در همه جا ظهور و بروز دارد. افراد از بازگو کردن آن واهمه‌ای ندارند نامش با عبارتهای محترمانه و شیک که در ورای آن دنیایی از معنا نهفته است تکرار می‌گردد: «پول شیرینی، پول چای، زیرمیزی و...». (باید توجه داشت که رشوه ایی که مصطلح است در فقه معنایی اخص از معنای مذکور دارد)

تاثیر رشوه در روابط

حقیقت این است که قوانین رایج اما نانوشته‌ای در بین مردم وجود دارد که قبل از انجام هر کاری به دنبال پارتی هستند و اگر پیدا نشد. پول، دوای هر درد بی درمانی است. بازرگانی که برای ترخیص محموله وارداتی اش مشکل پیدا کرده، پیمانکاری که برای اخذ مجوز ساخت و ساز در راهروهای شهرداری سرگردان مانده و بیماری که برای عمل جراحی، یک ماه بعد از بیمارستان نوبت گرفته است، مشکلات فراوانی دارند اما راه حل آن یک چیز است: تقبل حق الزحمه.
یکی از بلاهایی که از دیرباز دامنگیر جوامع بشری بوده و هم اکنون نیز با شدت بیشتری به حیات شوم خود ادامه می‌دهد، معضل رشوه و رشوه خواری است. پدیده «رشوه» از بارزترین آسیب‌های اجتماعی و شایعترین بیماری‌های اداری در نظام مدیریتی کشورهاست که پیامدهای منفی و مظاهر نکبتبار آن در بسیاری از جوامع از جمله کشورهای اسلامی قابل مشاهده و پیگیری است.
به شهادت تاریخ ارتکاب این خیانت با تمامی مراحل و صورتهای گوناگونی که در بستر زمان به خود گرفته، فرد و جامعه را در سراشیبی سقوط قرار داده و از نیل به سعادت هر دو جهان بازداشته است. هر چند افراد، زشتی رشوه را در لابلای عبارت و عناوین فریبنده و در ورای نامهایی چون: هدیه، تعارف، حق و حساب، انعام، پورسانت، چشم روشنی و... پنهان می‌کنند. اما ناگفته پیداست که تغییر نام به هیچ وجه تغییری در ماهیت آن نمی‌دهد و به هر حال مبلغی که از این طریق عاید افراد می‌شود، حرام و نامشروع است.

عوامل گرایش به رشوه و رشوه خواری

ایمان ضعیف

مهمترین دلیل گرایش به این گناه کبیره، ضعف ایمان و عدم آراستگی به زیور تقوا و پرهیزگاری است. شخص باایمان به دلیل توکل بالایی که به رحمت الهی دارد، مطمئن است که خداوند مشکلات اقتصادی او را به نحو احسن برآورده می‌کند و دیگر نیازی به دست یازیدن به گناه رشوه ندارد. همچنین شخص باتقوا از نیروی قناعت ورزی برخوردار است و همین نیرو وی را از حرص و طمع و در نتیجه افتادن در دام رشوه رهایی می‌بخشد.

سودجویی و منفعت طلبی

انسان، دارای غریزه منفعت طلبی است و همواره در راستای منافع خود حرکت می‌کند. اموری مانند انجام سریع و خارج از نوبت کار، علاقه به زراندوزی و دستیابی به پول بیشتر در معاملات، فرار از مجازات یا فرار از پرداخت مالیات و... ریشه در غریزه منفعت طلبی افراد دارد و رشوه از ابزار دستیابی آنها به این گونه اهداف است.

مشکلات اقتصادی کارکنان

پایین بودن سطح حقوق کارکنان و عدم تامین مالی یکی از زمینه‌های رشوه در ادارات است.

موانع اداری

وجود قوانین دست و پاگیر در ادارات نیز از عمده دلایل گرایش کارمندان ادارات به رشوه خواری است.

جهل

گاه قبح رشوه برای شخص روشن نیست اما اغلب قبح آن معلوم است و به تدریج که افراد از طریق رشوه به آسانی مشکلات خود را مرتفع می‌سازند، قبح آن نیز فرو می‌ریزد و دیگر کسی نسبت به آن اعتراض نمی‌کند.

رشوه در تعلیمات اسلامی

رشوه در زمره گناهان کبیره‌ای است که اگر در جامعه‌ای نفوذ کند، مفاسد فراوانی از قبیل بی عدالتی، یاس و ناامیدی ضعفا و از بین رفتن اعتماد عمومی را به دنبال داشته و به تدریج شیرازه اجتماع را فرومی پاشد. به همین دلیل در آموزه‌های دینی، رشوه به شدت تقبیح شده و به رشوه خوار و رشوه دهنده وعده عذاب الهی داده شده است.
در قرآن کریم در این باره از تعبیر «اکل به باطل» استفاده شده است:
«ولاتاکلوا اموالکم بینکم بالباطل و تدلوا الی الحکام لتاکلوا فریقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون»؛ و اموال یکدیگر را میان خود به باطل مخورید و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه، آن را به حاکمان می‌کشانید در حالی که شما (حقیقت را) می‌دانید. [۳]
علامه طباطبایی در ذیل آیه فوق چنین می‌نویسد: «کلمه تدلو» مضارع از باب افعال «ادلا» است و «ادلا» به معنای آویزان کردن دلو در چاه است برای بیرون کشیدن آب و این کلمه را به عنوان کنایه در دادن رشوه به حکام تا بر طبق میل آدمی رای دهند، استعمال می‌کنند و این کنایه‌ای است لطیف که می‌فهماند مثل رشوه دهنده که می‌خواهد حکم حاکم را به سود خود جلب کند و با مادیات، عقل و وجدان او را بدزدد، مثل کسی است که با دلو خود، آب را از چاه بیرون می‌کشد.[۴]
همچنین در آیه ۴۲ سوره مائده، از تعبیر «سماعون للکذب اکالون للسحت» استفاده شده است. «سحت» به طور کلی به مال و کسب حرام اطلاق می‌شود و یکی از مصادیق آن رشوه است.
در روایات اسلامی نیز شاهد مقابله شدید و جدی معصومان علیهم السلام با موضوع رشوه خواری هستیم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «خداوند لعنت کند رشوه گیر و رشوه پرداز و کسی که واسطه میان آنهاست».[۵]
آن حضرت در حدیث دیگری می‌فرماید: «از رشوه بپرهیزید که آن کفر محض است و صاحب رشوه هرگز بوی بهشت را احساس نخواهد کرد».[۶]
امام علی علیه السلام از قول پیامبر صلی الله علیه و آله که حوادث آینده را برای ایشان بازگو می‌کنند، می‌فرماید: «ای علی! همانا این مردم بزودی با اموالشان دچار فتنه و آزمایش می‌شوند... حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس‌های غفلت زا حلال می‌کنند، شراب را به بهانه این که آب انگور است و رشوه را که «هدیه» است و ربا را که نوعی «معامله» است، حلال می‌شمارند».[۷]
رشوه از جمله مواردی است که هم در قرآن کریم و هم در احادیث و روایات و نیز در منابع فقهی گوناگون و نیز در مبانی عقلی از آن یاد شده است. در اینجا مواردی از آیات قرآن و احادیث در این رابطه را ذکر می‌کنیم:
۱. آیه ۱۸۸ سوره بقره می‌فرماید:
«ولا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل و تدلوا بها الی الحکام لتأکلو فریقا من اموال الناس بالاثمر و انتم تعلمون»؛ اموالتان را در بین خود به باطل نخورید و آنها را برای حکام و فرمانروایان نفرستید که بخشی از اموال مردم را به ناروا بخورید، در حالی که واقعیت امر بر شما پوشیده نیست.
حضرت علامه طباطبایی در تفسیر آیه نوشته‌اند: «ادلاء (مصدر تدلوا) در چاه کردن دلو برای کشیدن آب است و منظور از آن در آیه مبارکه رشوه دادن به حاکمان و نیز این کنایه لطیفی است که حکم مورد نظر رشوه دهنده را به منزله آب ته چاه قلمداد کرده که به وسیله دلو رشوه، کشیده می‌شود. فریق قسمت جداشده از چیزی است».
ایشان همچنین اضافه می‌کند: کلمه «تدلوا» از نظر ادبی دو احتمال دارد: یکی آن که عطف بر «تأکلوا» و مجزوم به نهی باشد. در این صورت، جمله اخیر مستقلاً از رشوه دادن نهی می‌کند. احتمال دیگر آن که در محل نصب بوده و عامل نصب (اَن)، مقدر باشد و «واو» پیش از آن هم برای عطف نبوده بلکه به معنای «مع» باشد.
تقدیر آن چنین می‌شود: «مُعُ اَنْ تُدْلوا؛ بنابراین، همه آیه روی هم رفته، یک کلام (جمله) است که برای یک منظور بیان شده و آن نهی از این است که رشوه دهنده و رشوه گیرنده با هم سازش کنند و اموال مردم را به ناحق بخورند و...».[۸]
۲. آیه ۴۲ از سوره مائده مقرر می‌دارد:
«سمّاعونَ لِلْکِذْبِ، اکالونِ للسْحتِ و...» مفسرین «اکالون للسحت» را به رشوه خواران تفسیر کرده‌اند.
حسن بصری گوید: بنی اسرائیل چنین بوده‌اند: هنگامی که دو نفر از آ نان به نزد حاکم می‌آمدند، یکی از آن دو در آستینش رشوه بود که آستین را می‌گشود، قاضی کلام او را شنیده و به نفع او حکم می‌کرد و خداوند با عزت و جلال، این آیه را فرو فرستاد: «سُماعونَ للکذِبِ، أکالونَ لِلسْحت».
۳. آیه ۶۳ از سوره مائده می‌فرماید:
«و اکْلِهّم السّحتَ لبئس ما کانوا یصْنعون» که منظور رشوه در حکم است.[۹]
توضیح دربارهٔ کلمه «سحت»:
«سحت» به ضم «س» بر وزن «جْفت» در اصل به معنای جداکردن پوست و نیز به معنی شدت گرسنگی است، پس به مال حرام و نامشروع مخصوصاً رشوه اطلاق شده است. مال مسحوت؛ یعنی برده شده و از بیخ کنده شده است، چون مال حرام و رشوه، برکت و صفا را از جامعه انسانی می‌برد، همان گونه که کندن پوست درختان، سبب از بین رفتن طراوت و پژمردگی آن می‌شود. چنان که این کلمه سه بار در قرآن در سوره مائده آیات ۴۲ و ۶۲ و ۶۳ استعمال شده است.

سنت (احادیث و روایات)

۱. حضرت امام صادق علیه السلام در این زمینه می‌فرماید: «رشوه در قضاوت کفر به خداوند متعال است زیرا هنگامی که قاضی رشوه می‌گیرد، مجبور است که رعایت حق و عدالت را نکند و جانب حقیقت و راستی را نگه ندارد و به نفع مجرم و ظالم رأی بدهد و این جز انتخاب باطل و کفر بر عدل و توحید معنای دیگری ندارد».
در مورد این حدیث ذکر یک نکته ضروری به نظر می‌رسد و آن این است که ذکر عنوان قضاوت و قاضی به خاطر مبتلا به بودن آن است و نه به این دلیل که فقط رشوه دادن به قاضی حرام و کفرآمیز است که متاسفانه در آراء اکثر فقهای ما تقدم به این امر توجه نشده است و آنان تنها با توجه به ظاهر فقط رشوه دادن به قاضی را مشمول عنوان حرام دانسته‌اند.
۲. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دربارهٔ رشوه دهنده، رشوه گیرنده و واسطه بین آنها که باعث این کار شود، می‌فرمایند: «خداوند متعال رشوه گیرنده، رشوه دهنده و شخص واسطه بین آنها را از رحمت خود دور می گرداند».
در حدیث بیشتر جنبه معنوی کیفر رشوه دهنده و رشوه گیرنده مورد بحث قرار گرفته است البته این حدیث یک نکته برجسته دارد و آن این است که دو را مشمول مجازات دانسته است که از حدیث می‌توان به وحدت ملاک رسید.
روایات بسیاری بر حرمت رشوه دلالت دارند. به موارد زیر توجه کنید:
۳. روایه سماعه از ابی عبدالله علیه السلام که «الرّشاء فی الحکم هو الکفر بالله»؛ یعنی رشوه در حکم و قضای کفر به خداوند است.[۱۰]
۴. روایت این فرقه که می‌گوید: از امام صادق علیه السلام راجع به معنی بخس پرسیدم، فرمود: همان رشوه است... فقال: الرشانی الحکم.
۵. روایت یوسف بن جابر است که می گوید: قال ابوجعفر علیه السلام لعن رسول الله... و رجلا احتاج الناس الیه لفقه فسألهم الرشوه؛ یعنی پیامبر اسلام سه طایفه را لعنت کرده است... و سومین آن که مردم به علم او نیاز داشته باشند و او از مردم رشوه بخواهد.
۶. در خصال صدوق از عمار بن مروان نقل شده است: والسحتّ انواعٌ کثیرهٌ و... و اما الرشاء فی الحکم یا عمّار فهو الکفر بالله العظیم.
۷. روایت دیگر روایت صیرفی از حفص اعور است که به امام می‌گوید: ما به کارمندان خلیفه برای حفظ اموال خود رشوه می‌دهیم... فنُرشوه حتی لا یظلمنا. فقال لابأس بما تصلح به مالک. فرمود: کاری که برای حفظ و اصلاح مال خود انجام دادی، اشکالی ندارد. ثم قال: اذا انت رشوته یأخذ منک اقلّ من الشرط قال نعم. قال فسدت رشوتک.
آنگاه امام پس از ساعتی سکوت گفت: هنگامی که رشوه می‌دهی کمتر از شرط و قراری که کرده‌ای از تو می‌گیرند، گفتم: آری. فرمود: رشوه ات فاسد شد؛ یعنی این رشوه حرام است.
همان گونه که ملاحظه می‌شود، رشوه حرام و بنابر حدیث نبوی، راشی (دهنده مال)، مرتشی (گیرنده مال) و حتی رایش (واسطه بین آن دو) در آتشند.
۸. قال رسول الله: الراشی و المرتشی کلاهما فی النار.
۹. قال رسول الله: الراشی والمرتشی والرایش، الذی یمشی بینهما.
اخبار و آیاتی این چنین نشان می‌دهد که رشوه در آیین مقدس اسلام، نیز حرام مؤکد است و نه تنها اجماع امت بر حرمت آن معتقدند بلکه لسان روایت، رشوه را شرک به خداوند بزرگ و کفر به آفریدگار معرفی می‌کند.

اقسام رشوه

===رشوه در حکم که همان رشوه به قاضی است:===[۱۱] رشوه بزرگترین آفت دستگاه قضا است و چنانچه قاضی به رشوه خواری روی آورد، هرج و مرج و بی عدالتی، یاس از قضات و هیئت حاکمه سراسر جامعه را فرامی گیرد. ظرافت و حساسیت امر قضاوت به گونه‌ای است که در روایات اسلامی «رشوه در قضاوت، کفر به خداوند معرفی شده است».[۱۲]
امام علی علیه السلام در بخشی از خطبه ۱۳۱ که بیانگر شرایط رهبر اسلامی است، می‌فرماید: «و رشوه خوار در قضاوت نمی‌تواند امام باشد زیرا برای داوری با رشوه گرفتن، حقوق مردم را پایمال و حق را به صاحب آن نمی‌رساند».
در نهج البلاغه در داستان هدیه آوردن «اشعث بن قیس» می‌خوانیم که وی برای غلبه برطرف دعوای خود در محکمه عدل علی علیه السلام شبانه ظرفی پر از حلوای لذیذ را به در خانه امیرمومنان علیه السلام آورد و عنوان هدیه بر آن نهاد. امام برآشفت و فرمود: «سوگواران بر عزایت اشک بریزند. آیا با این عنوان آمده‌ای که مرا فریب دهی و از آیین حق بازداری؟ به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهای آنهاست به من بدهند که پوست جوی را از دهان مورچه‌ای به ظلم بگیرم، هرگز نخواهم کرد. دنیای شما از برگ جویده‌ای در دهان ملخ برای من کم ارزشتر است. علی را با نعمت‌های فانی و لذتهای زودگذر چه کار؟».[۱۳]
در تعلیمات اسلامی راه‌هایی نیز برای پیشگیری از رشوه گرفتن قاضی بیان شده است. اسلام حتی برای این که قاضی گرفتار رشوه‌های مخفی و ناپیدا نشود به وی دستور می‌دهد که شخصا به بازار نرود تا مبادا تخفیف قیمت‌ها به طور ناخودآگاه در قضاوت قاضی تاثیر بگذارد.
امام علی علیه السلام در نامه به مالک اشتر یکی از راه‌های جلوگیری از رشوه خواری قاضی را چنین بیان می‌دارد: «پس از انتخاب قاضی هر چه بیشتر در قضاوت‌های او بیندیش و آنقدر به او ببخش که نیازهای او برطرف گردد و به مردم نیازمند نباشد و از نظر مقام و منزلت آن قدر او را گرامی دار که نزدیکان تو به نفوذ در او طمع نکنند تا از توطئه آنان در نزد تو در امان باشد».[۱۴]

رشوه در غیر حکم:

به این شکل که به حاکم یا مدیرکل یا استاندار مالی می‌دهند تا با حمایت او ظلم کند یا مرتکب خلافی گردد.[۱۵]
در واقع رشوه، پدیده‌ای اجتماعی و ناشی از واقعیت‌هایی است که در یک نگاه اقتصادی محصول ساختارهای غلط اداری است و از شیوع نوع خاصی از فساد در دستگاه‌های دولتی حکایت دارد. البته فساد مالی دولت‌ها و حکومت‌ها در زمره اندوهبارترین فرازهای مطالعات مربوط به تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی است و این امر دارای سابقه‌ای طولانی در تاریخ معاصر ایران است.
روایت شده پیامبر صلی الله علیه و آله به فردی ماموریت داد تا به نزد قبیله «ازد» رفته و صدقات و زکات‌های آنان را جمع آوری کند وی پس از جمع آوری آنها، از تحویل چند راس گوسفند خودداری کرد و گفت: این گوسفندان را به من به عنوان «هدیه» داده‌اند. حضرت فرمود: اگر راست می‌گویی چرا در منزل خود ننشستی تا این هدیه را برایت بیاورند؟[۱۶]

رشوه برای دفع ظلم و رسیدن به حق قانونی خود:

اگر راشی (رشوه دهنده) واقعا ذی حق باشد و احقاق حق، موقوف به پرداخت وجهی باشد به گونه‌ای که اگر نپردازد، استیفای حقش ممکن نبوده و در نتیجه ضرر بزرگی متوجه او خواهد شد، در این صورت به دلیل قاعده نفی ضرر، چنین بخششی از باذل، جائز و از گیرنده حرام است. مطابق روایتی از امام موسی بن جعفر علیه السلام رشوه دادن صرفاً برای رد ظلم ماموران دولتی جایز است.[۱۷]
ممکن است برخی تصور کنند که در شرایطی مثل انجام سریع کارها و دریافت خدمات بهتر یا ترس از انجام نشدن کار و یا مواجهه با گرفتاری‌ها، پرداخت رشوه مانعی ندارد، در حالی که مراجع عظام، توهم اضطرار در چنین شرایطی را مجوز انجام رشوه نمی‌دانند.

تفاوت هدیه و رشوه

تفاوت بین هدیه و رشوه در این است که شخص در اعطای هدیه به دیگری، جز اظهار دوستی و محبت غرض و مقصود دیگری نداشته باشد که چنین عطایی، هدیه محسوب شده و حلال و بلکه مستحب نیز می‌باشد. اما اگر در این عطا کردن، طمع و توقعی نهفته باشد، وارد در باب رشوه شده و حرام خواهد بود.
معاذ بن جبل از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می‌کند که فرمود: «اگر کسی به شما عطیه و ارمغانی داد، مادامی که عطیه به شمار رفت، یعنی در دادنش جز ثواب طمعی نداشت، گرفتن آن حلال است و اما اگر اسمش عطیه باشد ولیکن در واقع رشوه‌ای بود که آن را به طمع دین شما به شما داده‌اند، در آن صورت گرفتن آن حرام است اگرچه ممکن است این رشوه، فقر شما را از بین ببرد و یا شما را از ترس دشمن ایمنی دهد، با این همه با آن فقر و در آن ترس بسر ببرید و راضی نشوید که رشوه، دین شما را تباه سازد».[۱۸]

بررسی علل رشوه از منظر اقتصادی

در مباحث اقتصادی همواره پای پول در میان است عاملی موثر در شکل گیری فعالیت‌های اجتماعی؛ بی شک شاید بتوان گفت که از هر دری که پول و مسائل اقتصادی وارد می‌شود از در دیگر رشوه و رشوه خواری وارد می‌شود؛ ملازمت و همراهی این دو آنچنان است که تصور این مسئله که در جایی فعالیت اقتصادی صورت گیرد و خبری از رشوه نباشد غیرممکن است.
در شرائط کنونی جامعه ما و با توجه به معضلات اقتصادی و نابسامانی در گردشهای مالی جامعه مسئله رشوه نیز گسترش یافته در واقع افراد برای بدست آوردن موقعیت‌های مالی حاضر به پرداخت مبلغی به عنوان رشوه هستند.
دکتر بهروز هادی زنوزی، اقتصاددان و استاد دانشگاه در تهران در واقع دخالت دولت در اقتصاد را مسبب گسترش رشوه خواری و پدیده‌های مشابه در جامعه می‌داند. به عقیده وی عامل دیگر پیچیدگی قوانین و رویه‌های اداری و عدم شفافیت آنهاست. عامل سوم بی توجهی به شایسته سالاری در گزینش مناصب و مشاغل دولتی است و از میان رفتن منزلت اجتماعی مشاغل دولتی است. از میان رفتن منزلت اجتماعی مشاغل دولتی، کاهش مزد و حقوق واقعی کارکنان دولت، قوه قضاییه، نیروهای انتظامی و... باعث می‌شود که آنان هم آلوده به رشوه خواری بشوند.
اگر رشوه خواری گسترده شود و رشوه خواران جان سالم از قانون بدر ببرند و نظارتی بر آنان نباشد، خود این عامل موجب تشویق دیگران به رشوه خواری خواهد شد. گسترش چشمگیر رشوه خواری در سالهای اخیر ممکن است یک زنگ خطر باشد. چنان که هر تحقیق بین المللی که در مورد فساد اقتصادی و رشوه خواری انجام می‌شود، اغلب نام ایران را در خود دارد و شیوه‌های رایج فساد در ایران را به عنوان نمونه شرح و بسط می‌دهد.
بر اساس تحقیقی که از سوی بانک جهانی و سازمان ملل انجام شد، ایران جزو ۲۴ کشور اول فسادپذیر جهان است. در چنین وضعیتی مبارزه با رشوه خواری نیز پیچیده و مبتنی بر شناخت عوامل گسترش دهنده و راه‌های کاستن از آثار آن بر روابط پاک اجتماعی و اقتصادی است.
اصلاح قوانین اقتصادی و اداری و بازگشایی فضای رقابت برای همه به ویژه بخش خصوصی یکی از راه‌های مبارزه جدی با رشوه است. از مطالب فوق به این نتیجه رسیدیم که اقتصاد و رشوه رابطه متقابل دارند و یعنی هم رشوه بر اقتصاد اثر می‌گذارد و هم اقتصاد و شرایط مالی بر رشوه از این رو مبارزه با رشوه خواری مستلزم برنامه ریزی همزمان درهردوعرصه است.

ره آورد رشوه برای فرد و جامعه

موضوع رشوه و آثار زیانبار آن، از دو جنبه فردی و اجتماعی قابل بررسی است. در بعد فردی علاوه بر اینکه شخص خاطی، در هر دو جهان مورد لعن و غضب خداوند متعال قرار می‌گیرد در زندگی دنیوی نیز از آسیب‌های ناشی از این عمل ناپسند مصون نخواهد بود.
شخص رشوه خوار نمی‌تواند از اموالی که از طریق رشوه کسب کرده، در راه خدا انفاق کند چرا که تنها از متقین پذیرفته می‌شود.
برکت از مال رشوه خوار برداشته می‌شود. امام کاظم علیه السلام در این زمینه می‌فرماید: «مال حرام زیاد نمی‌شود و اگر بیفزاید، برای صاحبش مبارک نمی‌گردد و در هر راهی آن مال را صرف کند، اجری به او نمی‌رسد».[۱۹]
طبق حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «عبادات او قبول نمی‌شود و دعاهایش به اجابت نمی‌رسد».[۲۰]
و در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم: «اثر کسب‌های حرام در فرزندان به مرحله بروز و ظهور می‌رسد».[۲۱]
همچنین رشوه خوار از امنیت روانی و آرامش خاطر برخوردار نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هیچ گروهی گرفتار رشوه نشدند مگر آنکه گرفتار ترس و اضطراب و نگرانی شدند».[۲۲]
جنبه دیگر رشوه که به مراتب اهمیت فزونتری دارید، بعد اجتماعی آن است.
رشوه، پایه‌های عدالت اجتماعی را سست و متزلزل می‌سازد و از آنجا که پایداری و پویایی هر جامعه‌ای بر اساس عدل استوار است، به هر میزان که از عدالت کاسته شود، ظلم و جور جامعه را فرامی گیرد.
بدیهی است که اگر باب رشوه گشوده شود، قوانین که قاعدتاً باید حافظ منافع طبقات ضعیف باشد، به نفع طبقات قدرتمند بکار می‌افتد. طبعاً در چنین فضای ناعادلانه‌ای، ضعفا از هیئت حاکمه و نظام اجرایی و اداری کشور مایوس و دلسرد می‌شوند و همین امر به تدریج باعث سلب اعتماد عمومی در میان اقشار مختلف جامعه خواهد شد.
رشوه خواری عملی نیست که تنها به پرداخت پول، کالا و یا امتیازی منتهی شود بلکه به تدریج به نظامی پیچیده مبدل می‌شود که در آن شبکه‌های خاصی از روابط و همدستی‌ها عمل می‌کنند و ره آورد آن، کسب ثروت‌های یک شبه، نائل شدن به منصب‌های مختلف سیاسی، تجاری و... خواهد بود. بنابراین امکانات و دارایی‌های یک کشور در اختیار عده‌ای محدود قرار می‌گیرد که به راحتی قادر به عبور از قوانین و تضییع و پایمال ساختن حقوق دیگران خواهند بود.
کندشدن چرخ‌های سازندگی و توسعه: شیوع رشوه خواری در جامعه علاوه بر از بین بردن امنیت اقتصادی، حقوقی و اخلاقی مانع بزرگی است بر سر راه سازندگی و توسعه. چرا که وجود رشوه در یک نهاد اداری با کارآیی و بازدهی آن رابطه عکس دارد و اگر کارگزاران و متولیان امر به جای ابتکار، خلاقیت و ارائه برنامه‌های مفید به رشوه خواری روی آورند، موتور تولید و توسعه از حرکت بازایستاده و جامعه به سمت رکود اقتصادی کشیده می‌شود.

بررسی علل رشوه از منظر روانشناسی

رشوه نیز همانند سایر جرایم از سوی یک انسان و یا به تعبیر حقوقی از سوی یک شخص حقیقی صورت می‌گیرد؛ انسان این پیچیده‌ترین آفریده خلقت که به جرات می‌توان گفت که هنوز و پس از گذشت قرنها و شناسایی بسیاری از جنبه‌های ناپیدای او همچنان موجودی ناشناخته است؛ موضوع بحث ما نیز همین پچیده‌ترین آفریده خلقت است، موجودی با ظرافتهای بسیار گاهی آنچنان پاک که گویی قدیس و گاهی آنچنان پلید که گویی اهریمن است.
رشوه نیز که در دسته جرایم جای دارد نیازمند انجام اعمالی با خوی شیطانی است. در تحقق آن هم راشی و هم مرتشی هر دو گناهکار و دارای روح و روانی آلوده هستند؛ تحقق این عمل تنها از سوی افرادی با روانی ناسالم صورت می‌گیرد که در درون خود همواره در حال جنگ و ستیز هستند؛ نتیجه این نبرد چیزی جز افکاری آشفته و روحی خسته نیست؛ البته میان راشی و مرتشی از نظر وضعیت رفتاری و روان شناختی اختلافات و تشابهاتی وجود دارد. هر دو افرادی هستند که می‌خواهند از ساده‌ترین و سریع‌ترین راه به هدف خود برسند. از سوی دیگر هر دو دچار نقص فرایندهای شناختی هستند که سبب شده است که درک درستی از محیط و افراد پیرامون خود نداشته باشند و نسخه تمام کارها را در بی قانونی ببینند؛ با این اوصاف این افراد دارای تفاوتهایی نیز هستند من جمله این که افراد رشوه دهنده معمولاً از آن دسته افرادی هستند که دوست دارند از دیگران به هر قیمتی در راه منافع خود بهره برداری کنند در مقابل افراد رشوه گیر نیز معمولاً افرادی ضعیف النفس هستند که در ازای مبالغی ناچیز (البته در مقایسه با آن چیزی که می‌فروشند که همانا شرفشان است) تن به انجام هر کاری می‌دهند و معمولاً افرادی دنباله رو و فاقد قوه تصمیم گیری هستند و معمولاً در دوران کودکی و نوجوانی نیز هیچگاه نقشهای کلیدی یا رهبری را بر عهده نگرفته‌اند و این ضعف روانی در مراحل بعدی رشد نیز بر آنها تاثیر گذاشته است، اکثر اینها چنین وانمود می‌کنند که با این عمل زیرکی خود را نشان داده‌اند در حالی که برعکس نه تنها اینگونه نیست بلکه در واقع سرپوشی بر ناتوانی‌ها و حقارت‌های شخصیتی آنهاست.

راهکارهای مبارزه با رشوه خواری

هر چند شواهد نشان می‌دهد که هرگز نمی‌توان پدیده شوم رشوه را در هیچ کشوری به طور کامل ریشه کن کرد، اما این امکان وجود دارد که بتوان آن را با ساز و کارهای بازدارنده، تا حدودی مهار کرد.
در وهله اول، مهمترین وظیفه مبارزه با رشوه خواری بر عهده دولت‌ها و متولیان امر است که با تصویب قوانین مربوطه و اهتمام جدی در اجرای آن به کاهش مفاسد و زیانهای ناشی از این معضل اجتماعی کمک کنند. در این راستا نقش دولت‌ها در این رابطه بسیار تعیین کننده است.
اما از آنجا که رشوه در ادارات و نهادهای دولتی بیشتر بروز و ظهور دارد، مدیران مربوطه می‌توانند با ارائه راهکارهایی از قبیل: دقت در انتخاب کارمندان مومن و متعهد، تبلیغ فرهنگی و بالابردن سطح آگاهی کارکنان نسبت به عوارض رشوه خواری، استفاده از کادر بازرسی و ناظر در بخشهای مختلف، حذف تشریفات زائد اداری با هدف جلوگیری از سرگردانی مردم در راهروهای عریض و طویل ادارات، پرداخت به موقع حقوق و مزایای کارمندان و... رشوه خواری را به حداقل برسانند.
امام علی علیه السلام در این باره می‌فرماید: «همانا ملت‌های پیش از شما به هلاکت رسیدند بدان جهت که حق مردم را نپرداختند. پس دنیا را با رشوه دادن، بدست آوردند و مردم را به راه باطل بردند و آنان اطاعت کردند».[۲۳]

فهرست منابع

احسان زررخ، ماهیت رشوه در فقه و حقوق موضوعه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، بازیابی: ۲۱ دی ماه 1392.
رقیه یوسفی، بررسی انواع علل و عوامل رشوه خواری هدیه نامشروع، روزنامه کیهان، شماره ۱۹۷۰۷ به تاریخ ۱۲/۵/۸۹، صفحه ۶، در دسترس در مگ ایران، پایگاه اطلاعات نشریات کشور.

پانویس

  1. المنجد، باب را.
  2. فرهنگ عمید.
  3. (سوره بقره/آیه 188)
  4. المیزان، علامه طباطبایی، ج2، ص75.
  5. سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج3، ص360.
  6. همان، ص523.
  7. نهج البلاغه، خطبه156.
  8. نقل از تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبائی، ج3، ص71 به بعد.
  9. تفسیر المیزان، ج10، ص209.
  10. عدالت و رشوه، محمد حقی، ص48.
  11. رشوه از نظر اسلام، ص47.
  12. کافی، کلینی، ج7، ص409.
  13. نهج البلاغه، خطبه 224.
  14. نهج البلاغه، نامه53.
  15. رشوه از نظر اسلام، ص47.
  16. کنزالعمال، متقی هندی، ج4، ص364.
  17. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج12، کتاب التجاره.
  18. در المنثور، سیوطی، ج2، ص300.
  19. کافی، کلینی، ج5، ص125.
  20. سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص24.
  21. کافی، کلینی، ج1، ص363.
  22. نهج الفصاحه، ح2693.
  23. نهج البلاغه، نامه79.
منبع: دانشنامه ی اسلامی - تاریخ برداشت:04/07/94
بازگشت به پرداخت رشوه