فرهنگ مصادیق:خشونت بی جا

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
خشونت بی جا

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ ماهیت و ابعاد خشونت در چشم انداز قرآن
۲ نقد قرآن
۳ خشونت در قرآن - تبیان
۴ اگر اسلام دین مهربانی است، چرا آیات خشونت با کافران در قرآن وجود دارد؟
۵ دلیل ابراز خشونت و تهدید در بعضی از آیات قرآن چیست ؟
۶ خشونت گرایی قرآن کریم
۷ بررسی معضل خشونت علیه زنان از دیدگاه قرآن

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

خشونت در قران

سوال

در بیش از ۵۰ آیه از قرآن تاکید می‌شود که از من بترسید :
و از من بترسید اگر اهل ایمانید [۱]
در قرآن لغت هلاک کردن ۷۳ بار در بیش از ۶۰ آیه به اشکال مختلف آن به کار رفته است نیز لغت عذاب به معنی مجازات و شکنجه به تعداد ۳۶۵ مرتبه در مجموع بیش از ۳۰۰ آیه در اشکال مختلف آن به کار رفته است کشتن انسان از مکرر‌ترین و مهمترین موضوعات اشاره شده در قرآن است .
هر جا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و از شهر هایشان برانید [۲]
ای مؤمنان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد دیگری نماند و آئین همه دین خدا گردد [۳]
شما مؤمنان چون با کافران روبرو شدید باید آنان را گردن زنید [۴]
شمار آیه‌های خشونت آمیز ، که در ارتباط با کشتن ، عذاب و شکنجه دادن ، قتل عام کردن است از ۷۰۰ ایه تجاوز می‌کند.
بیش از ۵۰ درصد از ۳۰۰۰ مجموع آیه‌های باقیمانده قرآن نیز به نوعی در ارتباط با آیه‌های خشونت آمیزاند صرفنظر از آیات بسیاری که همراه با ملایمت،نرمش و رفتار ملایم است و مردم را به آرامش و مدارا دعوت می‌کند و حتی در آیه‌ای خطاب به پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید که مردم به خاطر نرمی تو اطرافت جمع می‌شوند و اگر انسانی خشن و خشک بودی از اطرافت پراکنده می‌شدند، در آیاتی که به ادعای شما حاوی خشونت است. نوعی رفتار متناسب با شرایط موجود و مناسب با حالات دفاعی مطرح شده است.

پاسخ

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنْ الأَسْرَی إِنْ یَعْلَمْ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْرًا یُؤْتِکُمْ خَیْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ [۵].
«ای پیامبر، به اسیرانی که در دست شما هستند بگو اگر خداوند بداند که در دلهای خود نیت خیری دارید بهتر از آنچه که از شما گرفته شده، به شما خواهد داد و گناهانتان را می‌آمرزد که خداوند بسی آمرزنده و مهربان است».
وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ [۶]
«با کسانیکه به جنگ شما می‌آیند، در راه خدا پیکار کنید و تجاوز روا مدارید که خدا تجاوزگران را دوست نمی‌دارد».
این آیة شریفه، سه قید برای جنگ ذکر نموده نخست آنکه: مسلمانان در راه خدا بجنگند (نه برای دنیاطلبی و غنیمت‌یابی)! دوّم آنکه: مسلمانان با کسانی بجنگند که برای پیکار با ایشان آمده‌اند (نه کسانی که سر جنگ با آنها ندارند)! سوّم آنکه: مسلمانان به هیچکس تجاوز روا ندارند یعنی زنان و کودکان و پیران و کسانی را که اهل جنگ نیستند همه را محترم شمرند چنانکه طبری از ابن عبّاس (پسر عموی پیامبر) آورده که در تفسیر آیة مزبور گفت:
«لاتَقتُلُوا النِّساءَ وَلا الصِّبیانَ ولا الشَّیخَ الکَبیرَ ولا مَن أَلقی إِلَیکُمُ السَّلَمَ وَکَفَّ یدَهُ، فَإِن فَعَلتُم هذا فَقَدِ اعتَدَیتُم». [۷]
یعنی: «زنان و کودکان و پیرمردان و کسی که اظهار صلح به شما می‌کند و دست از جنگ باز می‌کشد، هیچکدام را نکشید که اگر چنین کردید بی‌تردید تجاوز نموده‌اید».
وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ [۸].
«اگر دشمنان به صلح تمایل نشان دادند تو نیز بدان متمایل شو و بر خدا توکّل کن که او شنوا و دانا است».
امام صادق (ع)نقل می‌کند که رسول خدا (ص) مسلمانان را از قتل زنان و کودکان در زمان جنگ و در سرزمین دشمن نهی نموده است ، مگر این که آنها نیز به جنگ دست ببرند : « حتی زنی که در جنگ مشارکت داشت تا آنجا که می‌توانی از کشتن وی چشم پوشی کن » .
امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می‌کند که فرمود : « و لا تسبوا اهل الشرک ، مشرکان را فحش و ناسزا نگویید » امام صادق (ع) از امام علی (ع) نقل می‌کند که رسول خدا (ص) مسلمانان را از ریختن سم در سرزمین مشرکان نهی می‌کرد. این روایت نشان می‌دهد که هر گونه کاربرد مواد شیمیایی در جنگ ممنوع است ، رسول خدا (ص) حتی آتش زدن درختان و محصولات کشاورزی را نیز ممنوع اعلام می‌کردند .
پیامبر (ص) وقتی که معاذ بن حبل و ابوموسی اشعری را به یمن اعزام می‌کرد به آنان فرمود : « تشاورا و تطاوعا و یسرا و بشرا و لا تنفرا ، با هم مشورت کنید ، همیاری نمایید ، کارها را آسان نشان دهید ( به مردم در مورد اسلام ) بشارت و مژده دهید و ایجاد نفرت نکنید » امام صادق فرمود : پیامبر اسلام (ص) هنگامی که می‌خواست سپاهی برای جنگ اعزام کند ، آنان را فرا می‌خواند و در برابرشان می‌نشست و می‌فرمود : « با نام خدا و برای خدا و در راه خدا سفر را آغاز کنید ، نیرنگ و حقه نزنید ، مثله نکنید ، سالخوردگان ، کودکان و زنان را نکشید ، درختی را نبرید مگر مجبور شوید » امام علی (ع) در سفارش به لشکریان خود در جنگ صفین پس از این که سفارش نمود ، آغازگر جنگ نباشید ، فرمود : « فراریان را نکشید ، ناتوان‌ها را ضربت نزنید ، مجروحان را به قتل نرسانید ، با اذیت و آزار زنان را به هیجان نیاورید ، اگر چه آنها به شما دشنام دهند و متعرض آبروی شما گردند » پیامبر اسلام (ص) فرمود : « از کشتن پیران و کودکان مشرکان دست نگه دارید » سُهَیل بن عَمرو در جنگهای بسیار با پیامبر روبرو شد و در فتنه‌های گوناگون دخالت داشت. در «بَدر» به اسارت مسلمین درآمد و با «فدیه» آزاد شد، در «حُدَیبِیه» بعنوان نمایندة مشرکین از سوی آنها نزد پیامبر آمد. در فتح مکّه از پای ننشست و مردم را به جنگ با رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- فراخواند و گزارش ابن اسحق، او و صَفوان وعِکرِمَه در محل «خَندَمَه» گروهی را برای پیکار با پیامبر گرد آورده بودند! [۹]
چنین کسی، با آن پیشینة تابناک! همینکه دید پیامبر اکرم با فتح و ظفر به مکّه وارد شد ناگزیر از رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- أمان خواست. پسرش عبدالله را بسوی پیامبر فرستاد و به او گفت که برای من از محمّد امان بگیر، زیرا که من از کشته‌شدن خاطر آسوده ندارم. و پیشینة خود را نزد محمّد و یارانش بیاد آوردم که هیچکس بدسابقه‌تر از من نبود! من در روز «حُدَیبِیه» با پیامبر برخوردی داشتم که کسی بدان گونه با وی روبرو نگشت. و صلح نامة حُدَیبِیه را (که آنرا نقض کردیم)! من امضاء کرده بودم. با این همه، در جنگ «بَدر» و «اُحُد» نیز حضور داشتم و در تمام حرکات قریش بر ضدّ پیامبر، شریک بودم» «عبدالله فرزند سُهَیل، به حضور رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- رسید و پرسید: ای پیامبر خدا آیا به پدرم زینهار می‌دهی؟ پیامبر پاسخ داد: آری، او در امانِ خدا است. از خانه‌اش بیرون آید! سپس رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- به اطرافیان خود گفت: هر کس که سُهَیل بن عَمرو را دید با تندی به وی نگاه نکند، سهیل باید از خانه‌اش بیرون آید![۱۰]
«وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنََانُ قَوْمٍ عَلَی أَلَّا تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی» دشمنی با گروهی شما را وادار نکند که درباره آنها عدالت نورزید، عدالت را رعایت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است [۱۱]
پیغمبر اسلام-ص- فرمودند:"سفارش به نیکی را درباره اسیران بپذیرید"[۱۲]
و مورّخان باتّفاق، نوشته‌اند که چون نمایندگان هوازن از پیامبر درخواست عفو نمودند، رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- به آنان سفارش کرد که شما پس از نماز جماعت درخواست خود را بازگو کنید تا من همة یارانم را به آزاد ساختن اسیرانشان برانگیزم و به نمایندگان مزبور فرمود در حضور نمازگزاران بگویند: ما از پیامبر می‌خواهیم که نزد مسلمانان میانجی شود و از مسلمانان می‌خواهیم که نزد پیامبر میانجیگری کنند تا همة اسیران ما آزاد گردند.
نمایندگان هوازن چنانکه پیامبر دستور داده بود، خواهش خود را پس از نماز نیم‌روز، تکرار نمودند و رسول خدا بلادرنگ اعلام داشت که اسیران من و اُسَرای فرزندان عبدالمطلب همگی آزادند! مهاجران نیز فریاد برآوردند: اسیران ما، جملگی از آن پیامبرند! انصار در پی ایشان ندا در دادند: همة اسیران ما از آن رسول خدا هستند! بدین گونه تمام أسراء از بند اسارت رهایی یافتند و برخی از یاران پیامبر که مقاومت نشان می‌دادند با وعدة نیک رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- اسیران خود را آزاد کردند این اقدام پیامبر، اولاً موجب شد که یارانش بدلخواه و با رضایت، أسرای جنگی را رها ساختند و کینه‌ای از آنان در دلشان باقی نماند. و ثانیاً سبب گردید که شش هزار تن از مرد و زنِ هوازن بت‌پرستی را ترک نمودند و با میل و رغبت، به آئین توحید روی آوردند رهبر منافقان مدینه، عبدالله بن أُبَی بود. پیامبر بزرگوار اسلام -صلی الله علیه وآله وسلم- این مرد را با همه کارشکنی‌هایش تحمّل می‌کرد. حتی پس از مردنش تصمیم گرفت بر جنازه او نماز گزارد ولی وحی إلهی وی را از اینکار بازداشت و به روایتی، وحی پس از نماز پیامبر بر عبدالله آمد و رسول خدا را از دعاکردن بر منافقان منع نمود.در زمان حیات عبدالله، بارها کسانی چون عمر بن خطّاب ودیگران از رسول اکرم اجازه خواستند تا وی را بکشند اما پیامبر رحمت، این کار را روا نشمرد، پسر عبدالله بن أُبَی به پیامبر گفت: اگر می‌خواهی پدرم را بکشی خود مرا مأمور کن پیامبر در پاسخ او فرمود:
«نه! بلکه با وی مدارا می‌کنیم و تا هنگامی که با ما بسر می‌برد به نیکی با او رفتار خواهیم کرد» اینها همگی نمونه‌های غیر قابل انکاری است که نشان رافت و رحمت در قران و اسلام و در شخصیت پیامبر اکرم (ص) دارد .

پاسخی دیگر

خداوند در برابر آزار و اذیت مشرکین چهاردستور به پیغمبر و مومنین داده است دستور اول : دستور به صبر « فاصبر علی ما یقولون» یعنی ای پیغمبر در برابر بدگوئی و زخم زبان آنان صبر پیشه کن [۱۳]
دستور دوم : دستور به بخشش و نادیده گرفتن اذیت و آزار فاعفوا و اصفحوا یعنی بدیهای آنان را ببخشید و اصلا نادیده بگیرید [۱۴]
دستور سوم : دستور به صبر در ریختن خون آنان کفوا ایدیکم یعنی از ریختن خون مشرکین دست بردارید [۱۵]
دستور چهارم : دستور به جهاد و ریختن خون آنان >>> اقتلوهم حیث ثقفتموهم یعنی بکشید آنها را هر جا که آنها را یافتید [۱۶] دستور چهارم به هنگامی صادر شد که مشرکین و کفار کار را به جائی رساندند که از هر نوع آزار و اذیتی در حق مسلمانان دریغ نکردند همچنانکه در خود آیات قران این مطلب دیده می‌شود مثلا در آیه ۳۹ سوره حج می‌گوید : اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا یعنی به انها که قتال می‌کنند اجازه داده شد چون به آنها ظلم شده بود .
اکثرکسانیکه اسلام را دین خشونت معرفی می‌کنند تمسک به آیات جهاد کرده‌اند که درصدرآن همین آیه ۱۹۱ سوره مبارکه بقره است .

بررسی آیه ۱۹۱ سوره بقره

با بررسی آیه ۱۹۰ و ۱۹۱ سوره بقره فهمیده می‌شود که : این دستور خداوند وقتی صادر شد که کفار مکّه بعضی از مسلمانان را کشتند و بعضی دیگر را از خانه هایشان بیرون کردند چرا که در این دو آیه می‌فرماید : و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم یعنی بکشید در راه خدا آنهائی که عده‌ای از شما را کشتند . و همچنین می‌فرماید : اخرجوهم حیث اخرجوکم یعنی آنها را از خانه هایشان بیرون کنید بجهت آنکه آنها شما را از خانه هایتان بیرون کردند .
در ادامه آیه ، خداوند متعال افعال مشرکین اعم از قتل و اخراج مسلمانان از خانه هایشان را نوعی فتنه معرفی کرده و می‌فرماید : والفتنة اشدّ من القتل یعنی فتنه ( کشتن مسلمانان و آزار و اذیت آنان ) بد تر است از قتل کفار و مشرکین یعنی اگر قتل این عده از مشرکین کار بدی باشد ، بدتر آنستکه این عده مشرکین بر مسلمانان سیطره پیدا کرده و آنان را به قتل برسانند و بقیه را نیز از خانه هایشان بیرون کنند .
از تمام کسانیکه به این آیات اشکال کرده و آن را نوعی خشونت معرفی می‌کنند سوال می‌کنیم که اگر عده‌ای نزدیکانتان را به قتل برسانند و شما را از خانه هایتان بیرون کنند آیا شما دست روی دست خواهید گذاشت تا اینکه حکم قتل شما را نیز صادر کنند یا اینکه در صدد دفاع بر خواهید آمد ؟؟ و اگر دفاع کنید خشونت به حساب می‌آید ؟؟
خلاصه : با بررسی آیات قرآن به این نتیجه می‌رسیم که دستور قتل کفار و مشرکین ، دستور ابتدائی نبوده بلکه این دستور در پی کشته شدن عده‌ای از مسلمانان بدست مشرکینی صادر شده که از هیچ نوع آزار و اذیتی در حق مسلمانان اباء نداشتند . بنا بر این آیه در صدد بیان دفاع مسلمانان از خود در برابر قتل و آزار و اذیت مشرکین است .

پا نویس

  1. آل عمران/ 175
  2. بقره/ 191
  3. انفال/ 39
  4. محمد/ 4
  5. أنفال: 70
  6. بقره: 190
  7. تفسیر طبری، ذیل آیة 190 از سورة بقره
  8. أنفال: 61
  9. سیرة ابن هشام، ج 2، ص 407
  10. المغازی ج 1 ص 111
  11. سوره مائده-آیه 8
  12. سیره ابن هشام ج 1 ص 645- تاریخ طبری ج 2 ص 460
  13. طه / 130
  14. بقره / 109
  15. نساء /77
  16. بقره / 191
منبع:سایت پایگاه پرسمان قرآن - تاریخ برداشت : 95/10/22