فرهنگ مصادیق:قتلی با کارد سخن چینی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
قتلی با کارد سخن چینی

مقدمه

در ترمینولوژی حقوق، در تعریف قتل آمده است: لطمه به حیات دیگری وارد ساختن، خواه به واسطه عمل مادی و فیزیکی باشد، خواه بواسطه ترک فعل. که باتوجه به مراتب فوق می‌توان قتل را به سلب حیات از انسان زنده دیگری یا ایجاد وضعیتی در شخص که منجر به مرگ مغزی می‌شود، تعریف نمود.[۱]

سخن چینی

آنچه در تعریف قتل نقش اساسی دارد حیات و سلب حیات از فرد است بدین معنا که فردی با گرفتن حق حیات از دیگری او را به قتل می‌رساند. از این رو، بر اساس این تعریف حقوقی از قتل، قاتل، فردی است که حیات مادی فرد و یا به عبارت دیگر حیات جسمانی او را از وی گرفته باشد. اما آیا حیات صرفا در جسمانیت انسان خلاصه می‌شود؟ انسان گاه با ارتکاب عملی موجبات قتل چندین و چند نفر را فراهم می‌سازد که در این قتل‌ها شاید مقتول همچنان به حیات جسمانی خویش ادامه می‌دهد.

سخن چین قاتل سه نفر است

محمد بن ابی عمیر در یک حدیث مرفوع نقل می‌کند که امام صادق(علیه السلام) فرمود: سخن چین قاتل سه نفر است: قاتل خود و قاتل کسی که سخن چینی او را کرده و کسی که نزد او سخن چینی کرده است. [۲] در روایات فراوان پرهیز از سخنان بیهوده سفارش شده است از آن جمله سخن چینی و نمامی است چرا که سخن چینی جز دشمنی و عداوت ثمر دیگری ندارد.
آورده‌اند که مردی بنده‌ای را فروخت به خریدار گفت: این بنده هیچ عیبی ندارد جز سخن چینی. خریدار گفت: راضی شدم. پس آن را خرید و برد. چند روزی که از این گذشت روزی آن غلام به زن آقای خود گفت: من یافته‌ام که آقای من تو را دوست ندارد و می‌خواهد زنی دیگر بگیرد. زن گفت: چاره چیست؟ گفت: قدری از موی زیر زنخ ( چانه ) او را به من ده تا به آن افسونی خوانم و او را مسخر تو گردانم .
زن گفت: چگونه موی زیر زنخ او را به دست آورم؟ گفت چون بخوابد تیغی بردار و چند موی از آن بتراش و به من رسان. بعد از آن به نزد آقا رفت و گفت: زن تو با مرد بیگانه طرح دوستی افکنده و اراده کشتن تو دارد . چنانچه خواهی صدق من بر تو روشن شود خود را به خواب وانمای و ملاحظه کن. مرد به خانه رفته چنین کرد. زن را دید با تیغ بر بالین او آمد. یقین به صدق غلام کرده بی محابا از جا برخاست و زن را به قتل رسانید. در ساعت غلام خود را به خویشان زن رسانیده اشان را از قتل زن اخبار نمود ایشان آمده شوهر را کشتند و شمشیرها در میان قبیله زن و شوهر کشیده شد و جمعی کثیر به قتل رسیدند.[۳]
موسی(علیه السلام) گفت: "بارخدایا! او را به ما بشناسان تا از میان خویش بیرون افکنیم." باز وحی آمد که: "ای موسی! من،دشمن سخن چینی هستم.آن گاه، خود سخن چینی کنم و عیب کسی را به تو بگویم؟!" موسی(علیه السلام) گفت: " پس تکلیف چیست؟"وحی آمد: "همه باید توبه کنند." چون همه از سخن چینی توبه کردند،خداوند، باران فرستاد در داستانی که ذکر شد نمامی غلام موجب قتل نفس و دشمنی میان قبایل گردید اما سخن چنینی گاه بدون خون و خون ریزی نیز موجب قتل می‌گردد ولی نه از نوع حیاتی و دنیوی آن بلکه قتلی از رنگ کشتن انسانیت و عاقبت به خیری.
مرحوم نراقی در این زمینه می‌فرماید: سخن چین بدترین مردمان و خبیث‌ترین ایشان است زیرا صاحب این صفت منفک نمی‌شود از دروغ، غیبت، مکر، خیانت، کینه، حسد، نفاق، افساد میان بندگان خدا و خدعه. و همه اینها باعث هلاک ابدی و شقاوت سرمدی است.(همان) و بدترین انواع سخن چینی سعایت است یعنی نمّامی کردن نزد کسی که از او بیم ضرری و اذیّت و کشتن باشد مانند سلاطین و حکّام و رۆساء.[۴] و چه حیاتی مهمتر از حیات اخروی؟

شومی سخن چینی

در قوم بنی اسرائیل، قحطی افتاد. مردم چاره‌ای ندیدند جز آن که به خدا روی آورند و از او باران بخواهند. چند بار نماز خواندند و از خدا باران خواستند اما هیچ ابری در آسمان پدیدار نشد و حضرت موسی(علیه السلام) علت را از خداوند جویا شد. وحی آمد که: "ای موسی! در میان شما، سخن چینی است که دعای شما را باطل می‌کند و تا او در میان شماست، دعای تان را اجابت نخواهم کرد." موسی(علیه السلام) گفت: "بارخدایا! او را به ما بشناسان تا از میان خویش بیرون افکنیم." باز وحی آمد که: "ای موسی! من، دشمن سخن چینی هستم. آن گاه، خود سخن چینی کنم و عیب کسی را به تو بگویم؟!" موسی(علیه السلام) گفت: " پس تکلیف چیست؟" وحی آمد: "همه باید توبه کنند." چون همه از سخن چینی توبه کردند، خداوند، باران فرستاد.[۵]
محمد بن ابی عمیر در یک حدیث مرفوع نقل می‌کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود: سخن چین قاتل سه نفر است: قاتل خود و قاتل کسی که سخن چینی او را کرده و کسی که نزد او سخن چینی کرده است.
و منقولست که مردی به حضرت سجّاد علیه السّلام عرض کرد که فلانی در باره شما چنین و چنان گفت! فرمود: بخدا قسم حفظ نکردی حق برادر خود را، زیرا او تو را امین می‌دانست و (سخنانی در باره من پیش تو گفت لیکن) تو خیانت به او نمودی، و هم حرمت مرا نگاه نداشتی زیرا به من گفتی چیزی را که فائده و حاجتی بشنیدن آن نداشتم مگر نمیدانی کسانی که سخن‌چینی و نمامی می‌کنند سگهای جهنم خواهند بود، و بگو به آن شخص که مرگ، همه ما را در خواهد یافت و قبر، همگی را بخود خواهد گرفت و قیامت وعده‌گاه ما است و حاکم بین مردم خداوند است.[۶] خداوند نهی فرموده از سخن گفتن مگر در سه چیز، امر به صدقه دادن، و أمر به معروف کردن، و اصلاح بین مردم نمودن با این وجود چگونه است که برخی کمر به سعایت و سخن چینی بسته و زندگی خود و دیگری را با سخنان بیهوده خویش به چالش می‌کشند و آتشی به پا می‌کنند که دودش در نهایت به چشم خودشان نیز خواهد رفت!!!
میان دو کس جنگ چون آتش است‏
سخن چین بدبخت هیزم کش است‏
کنند این و آن خوش دگر باره دل‏
وی اندر میان کور بخت و خجل‏
میان دو تن آتش افروختن‏
نه عقلست خود را در او سوختن‏

پانویس

  1. (مسعودی،ص20).
  2. (الخصال/ترجمه جعفری/ج‏1/167) .
  3. ( معراج السعادة/نراقی/450).
  4. (نزهة النواظر/ترجمه معدن الجواهر/130).
  5. (کیمیای سعادت/جلد2).
  6. (إرشاد القلوب/ترجمه مسترحمی/ج‏2/83) .
منبع: سایت تبیان - تاریخ برداشت: 95/10/07