فرهنگ مصادیق:پرداخت خمس غوص

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از پرداخت خمس غوص)
پرش به: ناوبری، جستجو
پرداخت خمس غوص

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ غواصی – ویکی فقه
۲ نصاب غوص
۳ نصاب خمس غوص
۴ جواهری که با غواصی به‌دست می‌آید- فتاوی مرحوم آیت الله بهجت
۵ خمس غوص و شرایط آن
۶ مال غرق شده در دریامعدن در دریاخمس عنبر
۷ احکام و مسائل خمس

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ پرداخت بدهی به طلبکار
۲ پرداخت حق کارگر
۳ پرداخت حق همسر در شیر دادن کودک
۴ پرداخت خسارت وارده سهوی
۵ پرداخت خمس زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد
۶ پرداخت خمس غنائم
۷ تاخیر در پرداخت بدهی
۸ پرداخت خمس گنج
۹ پرداخت خمس مال مخلوط به حرام
۱۰ پرداخت خمس معدن
۱۱ پرداخت خمس منفعت کسب
۱۲ پرداخت خمس نقدین
۱۳ پرداخت خمس
۱۴ پرداخت دیه
۱۵ پرداخت دِین
۱۶ پرداخت غرامت
۱۷ پرداخت کفارات روزه
۱۸ پرداخت کفاره نقض قسم
۱۹ پرداخت کفاره
۲۰ پرداخت مهریه هنگام مطالبه
۲۱ پرداخت نفقه به جد و جده فقیر
۲۲ پرداخت نفقه به اولاد
۲۳ پرداخت نفقه همسر
۲۴ پرداخت ربا
۲۵ پرداخت رشوه
۲۶ امتناع از پرداخت حق الناس
۲۷ پرداخت کفاره نقض عهد
۲۸ پرداخت کفاره نقض نذر
۲۹ نپرداختن خمس

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

گردآورنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم 94/12/10
کلمات کلیدی: خمس، غواصی، جواهر، عنبر ، دریا، رودخانه.

خمس غواصی - پژوهشکده امر به معروف قم

خمس غواصی در لغت

غَوْص در لغت به معنای داخل شدن و فرو رفتن زیر آب و بیرون آوردن چیزی از آن است.
غَائِص‏: کسی است که در چیزی پیچیده و غامض غور کند و آن را فرو ریزاند و چیزی مادّی یا علمی از آن بیرون آورد.
غَوَّاص‏: کسی که حالت فوق در او زیاد است.[۱]

خمس غواصی در اصطلاح

به جواهری که با غواصی به دست می‌آید در صورت رسیدن به حدّ نصاب خمس تعلّق می‌گیرد.[۲]

وجوب خمس غواصی

به عقیده ی فقهای شیعه، جواهری که بواسطه فرو رفتن در دریا بدست می‌آید اگر بواسطه غواصی یعنی فرو رفتن در دریا لؤلؤ و مرجان یا جواهر دیگری بیرون آورند، روئیدنی باشد، یا معدنی واجب است خمس آن را بدهند.[۳]

مصادیق جواهرات در دریا

أ) لؤلؤ

لؤلؤ که در فارسی آن را (مروارید) گویند دانه شفاف و قیمتی است که در درون صدف در اعماق دریاها پرورش می‌یابد و هر قدر درشت تر باشد گرانبهاتر است و در طب مورد استعمال گسترده‌ای دارد، اطبای پیشین داروهایی از آن برای تقویت قلب و اعصاب و بر طرف کردن انواع خفقان و حالت ترس و وحشت و تقویت کبد و رفع بد بوئی دهان و سنگ‌های کلیه و مثانه و یرقان تهیه می‌کردند، حتی در بیماریهای چشم نیز از آن استفاده می‌نمودند.[۴]

ب) مرجان

مرجان، بعضی آن را به معنی لؤلؤهای کوچک تفسیر کزرده‌اند ولی حقیقت چیز دیگر است، (مرجان) موجود زنده‌ای است شبیه شاخه کوچک درخت که در اعماق دریاها می‌روید و تا مدتها دانشمندان آن را نوعی گیاه می‌پنداشتند ولی بعدا روشن شد که نوعی حیوان است، هر چند به صخره‌های کف دریا می‌چسبد و گاه منطقه وسیعی را می‌پوشاند و تدریجا افزوده می‌شود و جزائری را تشکیل می‌دهد که به جزائر مرجانی معروف است.
بهترین نوع مرجان زینتی(مرجان سرخ رنگ) است و هر قدر سرخ تر باشد قیمتی تر است و تشبیهات شعرا در اشعارشان نیز بر همین اساس است و بدترین نوع مرجان(مرجان سفید) است که به طور فراوان یافت می‌شود و در میان این دو،(مرجان سیاه) قرار دارد. مرجان نیز علاوه بر جنبه زینت، استعمال طبی دارد. [۵]

غواصی در قرآن کریم

قرآن کریم در آیات متعددی به مساله غواصی و وجود جواهراتی در دریا اشاره کرده و مطالبی در باره آن بیان نموده ، که به چند نمونه آشاره می‌شود:

أ) جواز غوّاصی و استخراج اشیای قیمتی و زینتی، از دریا

قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:
«وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛ و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايه‏ اى كه آن را مى ‏پوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مى ‏بينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد»[۶]
صاحب مجمع البیان در تفسیر جمله ی[وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا؛ وسائل زینتی برای پوشش از آن استخراج نمائید] می‌نویسد: «و بوسیله غواصی گوهرهای گرانبهای دریا را استخراج کنید و وسیله آرایش خود و همسرانتان قرار دهید. اگر خداوند دریا را برای شما رام نمی‌کرد، شما هرگز قادر نبودید به دریا نزدیک شوید و در آن غواصی کنید».[۷]

ب) غواصی جنّیان برای حضرت سلیمان(علیه السلام)

قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ؛ و برخى از شياطين بودند كه براى او غواصى و كارهايى غير از آن میکردند و ما مراقب [حال] آنها بوديم»[۸]
و در آیه ی دیگر می‌فرماید: «وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ؛ و نیز شیطانها را برایش رام کردیم شیطانهایی که یا بناء بودند و یا غواص»[۹]
علّامه طباطبایی در تفسیر آیه ی فوق می‌گوید: «یعنی ما شیطانهای جنّی را برای سلیمان (علیه السلام) مسخّر کردیم، تا هر یک از آنها که کار بنایی را می‌دانسته، برایش بنایی کند و هر یک از آنها که غواصی را می‌دانسته برایش در دریاها غواصی کند و لؤلؤ و سایر منافع دریایی را برایش استخراج کند»[۱۰]

ت) خمس غواصی در قرآن کریم

قران کریم در آیه ۴۱ سوره انفال، به طور صریح در باره خمس جواهراتی که از طریق غوّاصی به دست می‌آید، سخن نگفته بلکه به طور کلّی مساله ی خمس را مطرح کرده و فرمود از غنائمی که به دست می‌آورید یک پنجم آن را به عنوان خمس به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) بپردازید:
«وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده‏ ايد و خدا بر هر چيزى تواناست»[۱۱]
صاحب تفسیر انوار العرفان در تفسیر آیه ی فوق می‌نویسد:
«مراد از غنائم طبق نظر علماء امامیه هر گونه سود و نفع است چه در صحنه جنگ و یا بطور غلبه از اموال کفار بدست مسلمانان در آید و یا از طریق کسب و داد و ستد و یا از معدن استخراج شود مانند نمک و سنگ قیمتی و نفت و آهن و یا از دریا بطریق غوّاصی مانند مروارید و یا مرجان و یا گنجی کشف گردد.»[۱۲]
منظور از ذی القربی در آیه خمس چیست؟
منظور از ذی القربی در این آیه همه خویشاوندان نیست و نه همه خویشاوندان پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله) بلکه امامان اهل بیت هستند دلیل بر این موضوع روایات متواتری است که از طرق اهل بیت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نقل شده است.
روایاتی که در این زمینه وجود دارد، بر دو دسته است. از بسیاری از روایات استفاده می‌شود مراد از «ذی القربی»، امام معصوم(علیه السلام) است. لیکن از پاره‌ای روایات نیز استفاده می‌شود مراد از «ذی القربی» بیش از یک نفر است و تعبیر «اقربا» در آن‌ها ذکر شده است.
الف) روایات دالّ بر این که مراد از «ذی القربی» امام معصوم(علیه السلام) است:
روایت اوّل: موثّقه عبدالله بن بکیر است.
«وَعَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَحَدِهِمَا(علیهما السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ[۱۳]). قَالَ: خُمُسُ اللَّهِ وَ خُمُسُ الرَّسُولِ لِلْإِمَامِ وَ خُمُسُ ذِی الْقُرْبَی لِقَرَابَهِ الرَّسُولِ الْإِمَامِ وَ الْیَتَامَی یَتَامَی آلِ الرَّسُولِ وَ الْمَسَاکِینُ مِنْهُمْ وَ أَبْنَاءُ السَّبِیلِ مِنْهُمْ فَلَا یُخْرَجُ مِنْهُمْ إِلَی غَیْرِهِمْ؛
از امام باقر یا امام صادق(علیهما السلام) در مورد آیه شریفه (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ[۱۴]) سؤال شد. حضرت در جواب فرمودند: خمس خداوند و پیامبر او(صلّی الله علیه و آله) به امام می‌رسد؛ و خمس ذی القربی برای نزدیکان پیامبر ـ امام ـ است؛ و منظور از «یتامی»، «مساکین» و «ابن سبیل»، یتیمان، مستمندان و در راه ماندگان از فرزندان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) است و از آن‌ها به دیگران تجاوز نمی‌شود.»[۱۵]
روایت دوّم: مرسله حمّاد بن عیسی است.
«علیُّ بنُ إبراهیمَ بْنِ هاشمٍ عَنْ أَبیهِ عَن حَمّادِ بْنِ عِیْسی، عَن بَعضِ أصْح ابِنَا عَن الْعَبْدِ الصَّالِح(علیه السلام): الْخُمُسُ مِنْ خَمْسَهِ أَشْیَاءَ ...وَیُقْسَمُ بَیْنَهُمُ الْخُمُسُ عَلَی سِتَّهِ أَسْهُمٍ سَهْمٌ لِلَّهِ وَ سَهْمٌ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) وَسَهْمٌ لِذِی الْقُرْبَی وَسَهْمٌ لِلْیَتَامَی وَسَهْمٌ لِلْمَسَاکِینِ وَسَهْمٌ لِأَبْنَاءِ السَّبِیلِ؛ فَسَهْمُ اللَّهِ وَسَهْمُ رَسُولِ اللَّهِ لِأُولِی الْأَمْرِ مِنْ بَعْدِ رَسُولِ اللَّهِ وِرَاثَهً وَلَهُ ثَلَاثَهُ أَسْهُمٍ: سَهْمَانِ وِرَاثَهً وَسَهْمٌ مَقْسُومٌ لَهُ مِنَ اللَّهِ...؛ امام کاظم(علیه السلام) می‌فرماید، خمس از پنج چیز است... و به ۶ سهم تقسیم می‌شود: سهمی برای خدا، سهمی برای رسول خدا(ص)، سهمی برای ذی القربی، سهمی برای یتیمان، سهمی برای مستمندان و سهمی برای در راه ماندگان. امّا سهم خدا و رسولش برای اولیای امر بعد از پیامبر(ص) است؛ پس برای امام سه سهم است کمه دو سهم از طریق ارث به او می‌رسد و یک سهم نیز که از طرف خداوند برای او معیّن شده است.[۱۶]
در این روایت تصریح شده است: سه سهم به امام معصوم(علیه السلام) می‌رسد، که دو سهم آن از برای خدا و رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) است و به امام(علیه السلام) می‌رسد؛ و از آن به «وراثهً» تعبیر شده است و یک سهم هم ابتداءً و اصالتاً از طرف خداوند متعال برای امام معصوم(علیه السلام) معیّن گشته است. نتیجه آن که، از این روایات ـ که قریب به اتّفاق فقها بر طبق آن‌ها فتوا هم داده‌اند ـ استفاده می‌شود: مراد از «ذی القربی»، امام معصوم(علیه السلام) است.
ب) روایات دالّ این که مراد از «ذی القربی» اقربای پیامبرند:
ابن جنید و ابن بابویه ـ شیخ صدوق ـ در تأیید نظریه خود مبنی بر این که مراد از «ذی القربی» فقط امام معصوم(علیه السلام) نیست و بلکه مراد، مطلق اقرباء رسول(صلّی الله علیه و آله) است، به روایاتی تمسّک کرده‌اند:
روایت اول:
«محمّد بنُ الحَسَنِ بإسْنادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ محمّد بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ قَالَ حَدَّثَنَا زَکَرِیَّا بْنُ مَالِکٍ الْجُعْفِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ[۱۷]) فَقَالَ امّا خُمُسُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلِلرَّسُولِ یَضَعُهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ امّا خُمُسُ الرَّسُولِ فَلِأَقَارِبِهِ وَ خُمُسُ ذَوِی الْقُرْبَی فَهُمْ أَقْرِبَاؤُهُ وَ الْیَتَامَی یَتَامَی أَهْلِ بَیْتِهِ فَجَعَلَ هَذِهِ الْأَرْبَعَهَ أَرْبَعَهَ أَسْهُمٍ فِیهِمْ وَ امّا الْمَسَاکِینُ وَ ابْنُ السَّبِیلِ فَقَدْ عَرَفْتَ أَنَّا لَا نَأْکُلُ الصَّدَقَهَ وَ لَا تَحِلُّ لَنَا فَهِیَ لِلْمَسَاکِینِ وَ أَبْنَاءِ السَّبِیلِ؛ از امام صادق(علیه السلام) راجع به آیه شریفه (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ[۱۸]) سؤال شد. حضرت فرمودند، امّا سهمی که برای خداوند متعال است به پیامبر اکرم(ص) می‌رسد که آن را در راه خداوند صرف کند؛ و سهم پیامبر اکرم(ص) نیز به نزدیکانش می‌رسد و ذوی القربی نیز که برای نزدیکان پیامبر(ص) است؛ و منظور از «یتامی» یتیمان اهل بیت است؛ پس این چهار سهم برای نزدیکان پیامبر(ص) صرف می‌شود. امّا مستمندان و در راه ماندگان، پس دانستی که ما از زکات استفاده نمی‌کنیم و زکات برای ما حلال نیست؛ پس، آن از برای مستمندان و در راه ماندگان است.»[۱۹]
در این روایت، زکریا بن مالک جعفی نقل می‌کند که امام صادق(علیه السلام) «ذی القربی» را به اقربا و خویشاوندان تفسیر نموده است؛ بنابراین، از این روایت استفاده می‌شود که مراد یک نفر نیست.
روایت دوم:
«عَن محمّد بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا(علیهما السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى[۲۰]) قَالَ هُمْ قَرَابَهُ رَسُولِ اللَّهِ(صلّی الله علیه و آله) فَسَأَلْتُهُ مِنْهُمُ الْیَتَامَی وَ الْمَسَاکِینُ وَ ابْنُ السَّبِیلِ؟ قَالَ: نَعَمْ؛ محمّد بن مسلم از امام باقر یا امام صادق(علیهما السلام) نقل می‌کند: از آن حضرت در مورد آیه شریفه (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى[۲۱]) سؤال کردم. در پاسخ فرمودند: آن‌ها نزدیکان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) هستند. از حضرت پرسیدم: آیا یتیمان، مستمندان و در راه ماندگان نیز از آن‌ها هستند؟ فرمودند: بله.»[۲۲]
در این روایت نیز «ذی القربی» به اقربا و نزدیکان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) تفسیر شده است.
باید توجّه داشت اگر مراد از «ذی القربی» نزدیکان و خویشاوندان پیامبر(صلّی الله علیه وآله) باشد، دیگر فرقی میان آن و «یتامی» و «مساکین» و «ابن السبیل» ـ که پیش تر گفته شد: مراد از این سه گروه منسوبین به پیامبر (صلّی الله علیه وآله) هستند ـ وجود ندارد. چرا که در مورد این سه گروه، اختلافی بین علمای امامیه وجود ندارد که مراد از آن‌ها اقربای پیامبرند. این مطلب، جمع بودن ذی القربی را مورد اشکال جدی قرار می‌دهد.
جمع بین روایات:
سؤالی که در اینجا وجود دارد، این است که چگونه می‌توان بین روایاتی که دلالت دارد بر این که مقصود از «ذی القربی» نزدیکان پیامبر است و روایاتی که فرموده: مراد از «ذی القربی»، امام معصوم(علیه السلام) است، جمع کرد؟
پاسخ: به نظر ما، جمع این دو دسته از روایات خیلی روشن است. به این صورت که واژه (ذِی الْقُرْبی) در زمان امیرالمؤمنین(علیه السلام) یا در مواردی که نسبت به امام معصوم(علیه السلام) در زمان هر یک از آنان در نظر گرفته می‌شود، مفرد می‌آید. امّا زمانی که جمع بسته می‌شود مقصود این است که این سهم از برای امام است؛ یعنی از برای امیرالمؤمنین(علیه السلام) و سپس جانشین ایشان و به همین ترتیب به ائمّه بعد(علیهم السلام) می‌رسد.
پس، اولاً: در روایاتی که جمع بسته می‌شود، اگر لفظ «هُم» به کار رفته است، مقصود از آن فقط ائمه(علیهم السلام) است و سایر اقربا را شامل نمی‌شود؛ علّت جمع بودن ضمیر نیز به اعتبار این است که ائمّه(علیهم السلام) متعدّد هستند.
ثانیا: در این روایات، قاعده مطلق ومقیّد جریان پیدا می‌کند. به این صورت که: در روایتی مانند روایت محمّد بن مسلم آمده است: «هُمْ قِرَابَةُ رَسوُلِ الله»؛ و در روایات دیگر آمده: «ذی القربی» یعنی امام(علیه السلام).
می‌توان گفت: «قرابه رسول الله (صلّی الله علیه و آله)» مطلق است و مقیّدش امام معصوم (علیه السلام) است؛ یعنی در ابتدا مانند این است که گفته شود: «علما»، سپس مقیّد شود به علمای معصوم که همان امامان معصوم (علیه السلام) هستند.
بنابراین، بعید نیست که قانون مطلق و مقیّد در این مورد جاری شود.
بنابراین، روشن شد که منظور از «ذی القربی» در آیه شریفه، امام معصوم(علیه السلام) است؛ و سهم خدا و رسول علاوه بر سهم خود امام(علیه السلام)، نیز به امام معصوم(علیه السلام) می‌رسد.[۲۳]

خمس غواصی در روایات

یکی از مواردی که در روایات اسلامی از مصادیق غنیمت شمرده شده استو خمس آن واجب شده، جواهراتی است که به وسیله غواصی به دست می اید. به چند نمونه از روایت اشاره می‌شود: ۱ـ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْعَنْبَرِ وَ غَوْصِ اللُّؤْلُؤِ فَقَالَ ع عَلَیْهِ الْخُمُس‏؛ حلبی در روایتی آورده است؛ از امام جعفر صادق (علیه السلام) درباره عنبر و غواصی مروارید سئوال نمودند، امام فرمود: «بر آن خُمس مترتّب است.[۲۴]
۲ـ امام موسی کاظم( علیه السلام) فرمود: «الْخُمُسُ مِنْ خَمْسَهِ أَشْیَاءَ مِنَ الْغَنَائِمِ وَ الْغَوْصِ وَ مِنَ الْکُنُوزِ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْمَلَّاحَهِ یُؤْخَذُ مِنْ کُلِّ هَذِهِ الصُّنُوفِ الْخُمُسُ فَیُجْعَلُ لِمَنْ جَعَلَهُ اللَّهُ تَعَالَی لَهُ وَ یُقْسَمُ الْأَرْبَعَهُ الْأَخْمَاسِ بَیْنَ مَنْ قَاتَلَ عَلَیْهِ وَ وَلِیَ ذَلِکَ وَ یُقْسَمُ بَیْنَهُمُ الْخُمُسُ عَلَی سِتَّهِ أَسْهُمٍ؛ خمس از پنج چیز باید داده شود: ۱- غنیمتها، ۲- غواصی (منافع دریا) ۳- گنجها ۴- معادن ۵- نمکزارها (که معدن مخصوصی است) از تمام این انواع دریافت می‌شود و به کسانی که خدای تعالی مقرر فرموده داده می‌شود و چهار پنجم آن (یعنی غنائم) میان جنگجویان متصدیان جنگ تقسیم می‌شود و خمس میان آنها (که خدا مقرر فرموده) به شش سهم تقسیم می‌شود.»[۲۵]
۳ـ سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ علیه السلام عَمَّا یُخْرَجُ مِنَ الْبَحْرِ مِنَ اللُّؤْلُؤِ وَ الْیَاقُوتِ وَ الزَّبَرْجَدِ وَ عَنْ مَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهِ هَلْ فِیهَا زَکَاةٌ؟ فَقَالَ: إِذَا بَلَغَ قِیمَتُهُ دِینَاراً فَفِیهِ الْخُمُسُ از امام کاظم (علیه السلام) درباره آنچه از دریا خارج می‌شود از مروارید و یاقوت و زبرجد و آنچه از معادن طلا و نقره خارج می‌شود سؤال کردم که آیا زکات دارد؟ فرمود: هنگامی که قیمتش به یک دینار برسد خمس دارد.[۲۶]

خمس غوّاصی از منظر اهل سنّت

به عقیده ی علمای اهل سنّت، خمس بر جواهرات پیدا شده از طریق غواصی واجب نیست. برخی از فقهای اهل تسنن قائلند که زکات بر آن واجب می‌شود.
علامه حلی در این زمینه می‌نویسد: «شافعی، ابو حنیفه، مالک و... می‌گویند در غوص، چیزی واجب نیست، چنانچه احمد در یکی از دو قولش آن را پذیرفته و در قول دیگرش می‌گوید: زکات غوص واجب است.»[۲۷]

احکام خمس غواصی

أ) شرایط وجوب خمس غواصی

۱ـ به قول مشهور، شرط وجوب خمس در جواهر آن است که با غواصی به دست آید. بنابر این، در صورتی که از روی آب و یا ساحل به دست آید، خمس ندارد.قول مقابل مشهور وجوب خمس در آن است.[۲۸]
۲ـ از دیگر شرایط وجوب خمس در جواهر به دست آمده از راه غواصی آن است که از مباحات اصلی باشد؛ بدین معنا که ملک کسی نباشد. بنابر این، به جواهری که مالک داشته و در دریا غرق شده است خمس تعلق نمی گیرد؛ بلکه در صورت اعراض و قطع امید مالکش از آن، مال یابنده آن خواهد بود.[۲۹]
۳ـ در تعلّق خمس به جواهر به دست آمده از غواصی، گذشت سال شرط نیست؛ بلکه به محض دستیابی به آن در صورت رسیدن به حدّ نصاب، خمس واجب می شود.[۳۰]
سوال: آیا در جواهر به دست آمده از شکم حیوانِ صید شده در دریا با غواصی، خمس واجب است یا نه؟
جواب: اگر صید، صیدی است که به طور معمول درون آن محل تکوّن آن جواهر است، مانند صدف، با وجود شرایط خمس در آن واجب خواهد بود؛ اما اگر چنین نباشد، مسئله اختلافی است.[۳۱]
امام خمینی(ره) در این رابطه می‌فرماید: «اگر انسان دردریا فرو رود و حیوانی را بیرون آورد و در شکم آن جواهری پیدا کند (که قیمتش هیجده نخود طلا یا بیشتر باشد) چنانچه آن حیوان مانند صدف باشد که نوعاً در شکمش جواهر است، باید خمس آن را بدهد و اگر اتّفاقاً جواهر بلعیده باشد احتیاط آن است که حکم گنج را در آن جاری کنند.»[۳۲]
آیت الله سیستانی در این رابطه می‌نویسد:
«اگر انسان در دریا فرو رود و حیوانی را بیرون آورد و در شکم آن جواهری پیدا کند، چنانچه آن حیوان مانند صدف باشد که نوعاً در شکمش جواهر است، اگر به حد نصاب برسد باید خمس آن را بدهد و اگر اتفاقاً جواهر بلعیده باشد، احتیاط لازم آن است که هرچند به حد نصاب نرسیده باشد، خمس آن را بدهد.»[۳۳]

ب) نصاب

ـ اگر بواسطه غوّاصی یعنی فرورفتن در دریا لؤلؤ و مرجان یا جواهر دیگری (که با فرورفتن در دریا بیرون می‌آید) بیرون آورند، روییدنی باشد، یا معدنی، چنانچه (بعد از کم کردن مخارجی که برای بیرون آوردن آنکرده‌اند)، قیمت آن به ۱۸ نخود طلا برسد، باید خمس آن را بدهند، چه در یک دفعه آن را از دریا بیرون آورده باشند یادر چند دفعه، آنچه بیرون آمده ازیک جنس باشد یا از چند جنس ولی اگر چند نفر آن را بیرون آورده باشند هر کدام آنان که قیمت سهمش به ۱۸ نخود طلا (یک دینار شرعی و به عبارت دیگرتقریبا ۳/۴ گرم طلا) برسد فقط او باید خمس بدهد.[۳۴]
ـ مراد از رسیدن به حدّ نصاب، پس از کسر هزینه های غواصی است. بنابر این، با کسر هزینه‌ها چنانچه به حدّ نصاب نرسد، خمس واجب نمی شود، هرچند پیش از آن به حدّ نصاب رسیده باشد.[۳۵]
ـ در رسیدن به حدّ نصاب، تفاوت نمی کند آنچه با غواصی به دست می آید یک جنس باشد یا دو جنس، مانند مروارید و مرجان. بنابر این، چنانچه مجموع اجناس به دست آمده به حدّ نصاب برسد، خمس آن واجب می شود. چنان که فرق نمی کند مقدار نصاب در یک بار غواصی به دست آمده باشد یا در چند بار، به شرط عدم فاصله طولانی بین آنها. در صورت وجود فاصله طولانی، مانند آنکه یکی امروز و دیگری روز بعد انجام گیرد، آیا میزان، رسیدن هر بار به حدّ نصاب است یا با رسیدن مجموع به حدّ نصاب خمس واجب می شود؟ مسئله محل اختلاف است.[۳۶]
ـ اگر جواهرات دریا، خود به خود بر روی آب ظاهر شوند و یا در ساحل دریا، یافت شوند و کسی که شغل او غواصی و استخراج جواهرات دریاست، آن را از آب بگیرد، این نوع جواهرات داخل در منافع کسب است؛ یعنی بعد از کسر مخارج سالیانه باید خمس باقیمانده آن را بدهد و در این گونه جواهرات رسیدن به حدّ نصاب شرط نیست.[۳۷]

ت)خمس ماهی

خمس ماهی و حیوانات دیگری که انسان بدون فرو رفتن در دریا می‌گیرد در صورتی واجب است که برای کسب بگیرد و به تنهایی یا با منفعتهای دیگر کسب او از مخارج سالش زیادتر باشد.[۳۸]

ث) غواص اجیر شده

بر غواصی که اجیر دیگری است خمس واجب نیست؛ بلکه بر اجیر کننده او واجب است.[۳۹]

ج)حکم رود خانه‌ها

اگر غواصان از رودخانه های بزرگ مانند دجله و نیل جهت بدست آوردن اشیاء گرانبها از آنها بهره برداری کنند، حکم دریا را پیدا می کند و بر غواصان فرض است که خمس آنچه بدست آورده‌اند را بپردازند.[۴۰]

ح) غواصی با وسایل پیشرفته

لازم نیست غواص خود شخصاً عمل غواصی (فرورفتن در اعماق دریا) را انجام دهد، پس اگر با دستگاه‌های پیشرفته اقدام به استخراج آنچه در عمق دریا نهفته است نماید، خمس نیز شامل آن می گردد.[۴۱]

خ) ملاک در وجوب خمس غواصی

در باب ملاک تعلق خمس به جواهری که به وسیله غواصی به دست آمده چند قول وجود دارد:
۱ـ جواهر به دست آمده از دریا با غواصی باشد:
حاج آقا رضا همدانی (رحمه الله علیه) به تبع صاحب شرائع فرموده است مراد از آنچه از دریا خارج می‌شود با هر وسیله‌ای نیست؛ بلکه چیزی است که از راه غواصی به دست آید. به عبارت دیگر هر یک از دو عنوان، دیگری را مقید کرده است. لذا اگر جواهری از راهی غیر از غواصی از دریا خارج شود، خمس ندارد. همچنین اگر جواهری با غواصی از غیر دریا خارج شد، خمس ندارد[۴۲]
۲ ـهر یک ـ دریا و غواصی ـ عنوان مستقلی می‌باشد:
آیت الله خویی رحمه الله علیه می‌فرمایند: «غوص» و «ما یخرج من البحر»، دو عنوان مستقل هستند. پس هر چه از دریا با هر وسیله‌ای خارج شود، خمس دارد، چنانچه هر چه به وسیله غواصی به دست آید، چه از دریا چه از غیر آن نیز خمس دارد.[۴۳]
۳ـ ملاک غوص است:
نظریه سوم این است که بگوییم: ملاک خمس غوص است و عنوان «ما یخرج من البحر» از باب غلبه است. یعنی چون غالباً آنچه با غواصی به دست می‌آید از دریا خارج می‌شود، گفته شده «ما یخرج من البحر» و الّا آنچه مهم است از راه غواصی به دست آمدن است، گر چه از غیر دریا هم خارج شده باشد.[۴۴]
۴ ـ ملاک دریا است:
نظریه چهارم عکس نظریه قبلی است. یعنی ملاک خارج شدن از دریا است اما چون غالباً آنچه از دریا خارج می‌شود، از طریق غواصی صورت می‌گیرد، عنوان «غوص» مطرح شده است. پس هر چیزی که از دریا خارج شود حال چه با غواصی یا با هر وسیله دیگری، خمس دارد.[۴۵]

د) اخراج با غیر غواصی

حضرت امام رحمه الله علیه پس از بیان مطالبی درباره اصل وجوب خمس در غوص، می‌نویسد:
«لو أخرج الجواهر من البحر ببعض الآلات من دون غوص یکون بحکمه علی الأحوط؛ یعنی، اگر با بعضی از وسائل، بدون فرو رفتن در آب، جواهر را از دریا بیرون آورد ، بنابر احتیاط در حکم غوص است.
امروزه با وسایلی صدف را کف دریا قرار می‌دهند و سپس آن را بدون غواصی خارج می‌کنند، جواهراتی که از این طریق به دست می‌آید، به نظر ایشان بنا بر احتیاط متعلق خمس است. دلیل اینکه فتوا ندادند بلکه احتیاط واجب کردند، این است که در بحث مربوط به ملاک متعلق خمس گفتیم، از عبارت ایشان برداشت می‌شود که ملاک را «غوص» دانسته‌اند، یعنی هر جواهری که با غواصی استخراج شود خمس دارد، حال از دریا یا از غیر آن. با توجه به این ملاک در این مسئله که با غیر از غواصی استخراج شده، فتوا دادن مشکل است، لذا خمس آن را بنا بر احتیاط واجب کردند، چنانچه طبق نظر فقهایی که در آن بحث قائل به تقیید عنوان «بحر» با «غوص» شدند، فتوای به وجوب خمس مشکل است. ولی به نظر آنها که ملاک را «ما یخرج من البحر» می‌دانستند، یا آنها که دو عنوان را مستقل می‌دانستند، این فرض خمس دارد، همچنین به نظر ما که دو عنوان را عنوان مشیر به وجه جامع دانستیم، می‌توان در این مسئله فتوا به وجوب خمس داد، زیرا هر جواهری که از آب خارج شود چه با غواصی چه با غیر آن و چه از دریا و چه از غیر آن، متعلق خمس است.
ایشان در ادامه فرض دیگری را مطرح می‌کند و آن اینکه جواهری نه از راه غواصی و نه با وسیله دیگری بلکه خود به خود از آب خارج شود، می‌فرمایند این فرض خود دو صورت دارد. عبارت چنین است: نعم لو خرجت بنفسها علی الساحل أو علی وجه الماء فأخذها من غیر غوص تدخل فی أرباح المکاسب لا الغوص إذا کان شغله ذلک، فیعتبر فیها إخراج مئونه السنه و لا یعتبر فیها النصاب. و أما لو عثر علیها من باب الاتفاق فتدخل فی مطلق الفائده و یجی ء حکمه؛ بله، اگر خودش بیرون آید و بر ساحل دریا قرار گیرد یا از روی آب بدون غواصی اخذ شود، در صورتی که شغل او این باشد، داخل در ارباح مکاسب می شود نه غوص؛ لذا کم کردن مخارج سالانه در آن معتبر می‌شود و رسیدن به حد نصاب نیز لازم نیست. امّا اگر [شغلش این نباشد، بلکه] اتفاقاً به آن برخورد و آن را بردارد، داخل در مطلق فایده می شود.
بنا بر این، ایشان میان آنجا که شغل شخص جمع آوری جواهرات بیرون افتاده از آب در ساحل دریاست و آنجا که اتفاقی از ساحل دریا جواهری پیدا کرد، فرق گذاشته و اولی را در عنوان ارباح مکاسب جای داده و دومی را در عنوان مطلق فایده و در نهایت چنین فرضی را تحت عنوان غوص ندانستند ولی به نظر ما که عبارت «غوص» و «ما یخرج من البحر» را عناوین مشیر به وجه جامعِ هر آنچه از آب خارج شود، دانستیم، این فرض نیز ـ و لو بنا بر احتیاط واجب ـ تحت عنوان غوص است، لذا نصاب در آن شرط است و پرداخت خمس آن در همان زمان واجب است.[۴۶]

ذ) عدم لزوم پرداخت عین

در خمس جواهر به دست آمده، پرداخت عین لازم نیست؛ بلکه دادن قیمت آن نیز کفایت می‌کند.[۴۷]
امام خمینی(ره) می‌فرماید:
«خمس در غوص و گنج و معدن بعد از کسر مخارجی که برای حفاری و ذوب طلا و نقره و ریخته گری آن تهیه آلات غواصی و مزد غواص ‍و امثال آن کرده می باشد بلکه اقوی این است که وقتی واجب می شود که باقیمانده بحد نصاب برسد.»[۴۸]

خمس عنبر

داود انطاکی می‌نویسد: عنبر مادّه روغنی غلیظی است که از چشمه‌هائی در قعر دریا خارج می‌شود و بر سطح آب دریا قرار می‌گیرد همینکه باد می‌وزد در اثر حرکت آب به ساحل می‌رسد انباشته می‌شود، مادّه‌ای معطّر و به رنگ زرد و بنفش است خالص آن مثل سقز جویده می‌شود بیشتر در دریای عمّان بدست می‌آید و نیز نام ماهی بزرگی است که از پوستش سپر می‌سازند به زعفران هم عنبر می‌گویند، عنبر مقوی قلب و مغز است.[۴۹]
در روایات اسلامی آمده است که برای کسی که از دریا عنبر پیدا می‌کند خمس واجب می‌شود.
حلبی نقل می‌کند: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْعَنْبَرِ و غَوْصِ اللُّؤْلُؤِ، فَقَالَ علیه السلام: «عَلَیْهِ الْخُمُسُ»؛ از امام صادق (علیه السلام راجع به عنبر و مرواریدی که از دریا استخراج می‌شود پرسیدم، فرمود: خمس دارد.[۵۰]
خمس در عنبر واجب است. به قول مشهور، رسیدن به حدّ نصاب شرط وجوب خمس در عنبر است؛ لیکن در مقدار نصاب آن اختلاف است. بنابر قول اکثر فقها، نصاب عنبر استخراج شده از دریا با غواصی یک دینار است؛ اما عنبر به دست آمده از روی آب یا ساحل، حکم معدن را دارد. برخی در صورت دوم، نصاب را معتبر ندانسته‌اند.
از برخی قدما نقل شده که نصاب عنبر مطلقا نصاب معدن (بیست دینار) است. برخی نصاب را مطلقا در وجوب خمس معتبر ندانسته‌اند. بنابر عدم اعتبار نصاب در عنبر، آیا وجوب خمس در عنبر از جهت الحاق آن به درآمد کسب است یا عنوانی مستقل می باشد؟ مسئله محل اختلاف است. بنابر قول نخست وجوب خمس پس از کسر مئونه سال خواهد بود، بر خلاف قول دوم.[۵۱]
امام خمینی می‌فرماید: «اگر از راه غواصی عنبر از دریا بیرون آورد حکم غوص را دارد و اگر آنرا از روی آب و یا از ساحل بگیرد و شغلش همین کار باشد حکم ارباح مکاسب را دارد و اگر تصادفا به آن برخورد کند داخل در مطلق فائده است .»[۵۲]

احکام غواصی

أ) حکم روزه غواصان

آیت الله خامنه‌ای در باره روزه غواصان می‌فرماید: «کسی که با پوشیدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصی) بدون این که بدنش خیس شود در آب فرو رود، اگر لباس به سر او چسبیده باشد، صحت روزه اش محل اشکال است و بنابر احتیاط واجب قضا ی آن لازم است.[۵۳]
نظر امام خمینی(رحمۀ الله علیه):
سوال: اگر در ظرفی که به سر چسبیده نیست سر را مانند غواصان بپوشاند ـ در ماه رمضان ـ و زیر آب رود، آیا موجب بطلان روزه می شود؟ جواب: روزه باطل نمی شود.[۵۴]

ب) حکم نماز غواصان

نماز غوّاصانبرادرانی که مشغول عملیات غواصی هستند، باید سعی کنند، هنگام عملیات اگر وقت نماز داخل شده، اوّل نماز را بجا آورند بعد مشغول کار شوند. اگر داخل شدن وقت نماز نزدیک است، در صورتی که تأخیر انداختن عملیات ضرری ندارد بهتر است صبر کنند تا وقت نماز داخل شود و بعد از خواندن نماز مشغول کار شوند.
اگر تا وقت نماز فاصله زیادی است، یا تأخیر انداختن عملیات امکان ندارد، در صورتی که بعد از عملیات وقت برای خواندن نماز دارند باید صبر کنند تا بعد از پایان عملیات نماز را بجا آورند.
اگر تأخیر عملیات امکان ندارد و در صورت مشغول شدن، باید تا پایان وقت نماز مشغول کار باشد و نمی تواند از دریا بیرون بیاید، در این صورت باید همان حال غواصی نماز را بجا آورد.
با توجه به این که در حال غواصی نمی تواند شرایط عادی را داشته باشد، نمازش اضطراریخواهد بود. ولی احکام نماز مضطر اختصاص به غواصان ندارد، بلکه برای افرادی که در کشتی نیز زندگی می کنند و حتی برای افرادی که در خشکی زندگی می کنند، پیش می آید.[۵۵]

ت) حکم روبه قبله بودن غواصان

اگر انسان در دریا یا زیردریایی یا در حال غواصی، از طریق قطب نما و قبله نما به قبله یقین پیدا کند باید به همان طرف نماز بخواند.
اگر دو نفر شاهد عادل شهادت دهند که قبله این طرف است، در صورتی که شهادت آنان هستند به امور حسی باشد- نه این که حدس بزنند، قبله کدام طرف است- به شهادت آنان قبله ثابت می شود.
اگر نتوانست به قبله یقین پیدا کند، همچنین دو شاهد عادل هم نبودند که شهادت بدهند و پس از جدیت کامل گمان پیدا کند که قبله در این طرف است باید به این گمان عمل کند.[۵۶]

ث) وجوب کفائی غواصی

به عقیده ی فقهای اسلام آموزش و یادگیری غواصی واجب کفائی استو وجوب آن به خاطر این است که در جهاد، جبهه اسلام به غواّص نیازمند.[۵۷]

کتابشناسی

۱ـ امام خمینی، تحریر الوسیله، مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی،ج۲، صفحه۲۱۶، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۸۵ ه ش.
۲ ـ حسین رجبی، پژوهشی در باره خمس و پاسخ به شبهات آن، مشعر، تهران، ۱۳۸۶ ه ش.
۳ ـ آیت الله صافی گلپایگانی، احکام خمس مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، قم ، ۱۳۸۹ ه ش.
۴ ـ مهدی عبداللهی، دریا در قرآن و حدیث، زمزم، قم، ۱۳۸۴ ه ش.
۵ ـفرهاد حسن زاده، آیات قرآنی در خصوص دریا، اداره عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، ۱۳۹۰ ه ش.

مقاله شناسی

۱ ـ مسعود رضانژاد فهادان، بحث جامع در خمس غوص، سایت www.fahadan.org.
۲ ـ رقیه شهابی، حقوق مالیه در اسلام، مجله نامه الهیات، زمستان ۱۳۸۷ ، شماره5
۳ ـ اسماعیل اسماعیلی، موارد وجوب خمس و زکات، مجله فقه ، بهار ۱۳۷۴ ، شماره 3.

پا نویس

  1. راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن ، ج‏۲، ص۷۲۹،
  2. علّامه حلّی، تذکره الفقهاء، ج۵، ص۴۱۹، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، قم، ۱۴۱۴ ق.
  3. آیت الله میرزا جواد تبریزی، توضیح المسائل، مسأله 1828
  4. مهدی عبداللهی، دریا در قرآن و حدیث، ص۲۶، زمزم، قم، ۱۳۸۴ ه ش .
  5. همان، ص27
  6. سوره نحل؛ آیه 14
  7. شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۱۳، ص۲۹۳، فراهانی، تهران، ۱۳۶۰ ه ش
  8. سوره انبیاء؛ آیه 82
  9. سوره ص؛ آیه 37
  10. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیرالمیزان، ج۱۷، ص312
  11. سوره انفال؛ آیه 41
  12. ابوالفضل داور پناه، أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۶، ص ۲۵، انتشارات صدر، تهران، ۱۳۸۵ ه ش.
  13. سوره انفال؛ آیه 41
  14. سوره انفال؛ آیه 41
  15. شیخ حر عاملی، سائل الشیعه، ج۹، ص۵۱۳، باب ۱ از ابواب قسمه الخمس، ح8.
  16. همان، ج۹، ص۵۱۲، باب ۱ از ابواب قسمه الخمس، ح7.
  17. سوره انفال؛ آیه 41
  18. سوره انفال؛ آیه 41
  19. همان، ج۹، ص۵۱۳، باب ۱ از ابواب قسمه الخمس، ح8.
  20. سوره انفال؛ آیه 41
  21. سوره انفال؛ آیه 41
  22. همان، ج۹، ص۵۰۹، باب از ابواب قسمه الخمس، ح1.
  23. محمد جواد فاضل لنکرانی، خمس، انفال، فیء در قرآن کریم، ص89
  24. شیخ کلینی، کافی، ج۱، ص۵۴۸، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.
  25. همان، ج۱،ص539.
  26. شیخ حرّ عاملی وسائل الشیعه، ، ج ۹، ص۴۹۹، ابواب ما یجب فیه الخمس، ب۷، ح۲، ط آل البیت.
  27. علامه حلی رحمه الله علیه ، تذکره الفقهاء ، ج‏۵، ص۴۱۹.
  28. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام ، ج۱۶، ص 41
  29. همان، ج۱۶، ص42.
  30. محقق حلی، غایه المرام، ج۱، ص ۲۹۱، دار الهادی، بیروت، ۱۴۲۰ ه ق.
  31. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام ، ج۱۶، ص 44.
  32. امام خمینی، توضیح المسائل، مساله1823.
  33. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، مساله1840.
  34. امام خمینی، توضیح المسائل، مساله1819.
  35. یوسف بحرانی، الحدائق الناضره، ج۱۲، ص ۳۴۵، جامعه مدرسن حوزه علمیه، قم، ۱۳۶۳ ه ش.
  36. سید محمد کاظم یزدی، العروه الوثقی، ج۴، ص ۲۵۲، موسسه اعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۳ ه ق.
  37. مهدی عبداللهی، دریا در قرآن و حدیث، ج۱، ص89.
  38. امام خمینی، توضیح المسائل، مساله1821.
  39. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام ، ج۴، ص 42.
  40. سید محمد تقی مدرسی، الفقه الاسلامی احکام خمس ،جلد ۱، صفحه 41.
  41. همان، جلد ۱، صفحه 41.
  42. آقا رضا همدانی رحمه الله علیه ، مصباح الفقیه، ج ۱۴ ، ص۸۶.).
  43. (آیت الله ری شهری، درس خارج فقه، کتاب الخمس، تاریخ۱۸/۰۹/۹۳، پایگاه اطلاع رسانی
  44. همان).
  45. همان).
  46. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص۳۵۵، احکام خمس، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۳۷۹ ه ش.
  47. سید محمد بن علی الموسوی عاملی، مدارک الاحکام، ج۵، ص۳۷۶، موسسه آل البیت(علیهم السلام)، مشهد، ۱۳۷۸ش.
  48. امام خمینی، تحریر الوسیله،ج۱، ص355.
  49. راغب اصفهانی، ترجمه مفردات، ج‏۱، ص676.
  50. شیخ کلینی، کافی، ج ۲ ، ص ۵۰۵ روایت ۲۸
  51. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام ، ج۱۶، ص44.
  52. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص356.
  53. آیت الله خامنه‌ای، احکام روزه، برگرفته از سایت
  54. امام خمینی(ره)، استفتائات، ج۱، احکام روزه، س21
  55. مهدی عبداللهی، دریا در قرآن و حدیث ، جلد ۱، صفحه 81.
  56. همان، جلد۱ ، صفحه 76.
  57. سؤال تلفنی (۰۲۵۳۷۷۴۶۶۶۶) از دفتر آیت الله خامنه‌ای(دامت برکاته).