فرهنگ مصادیق:پرداخت خمس منفعت کسب

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از پرداخت خمس منفعت کسب)
پرش به: ناوبری، جستجو
پرداخت خمس منفعت کسب

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ پرداخت بدهی به طلبکار
۲ پرداخت حق کارگر
۳ پرداخت حق همسر در شیر دادن کودک
۴ پرداخت خسارت وارده سهوی
۵ پرداخت خمس زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد
۶ پرداخت خمس غنائم
۷ پرداخت خمس غوص
۸ پرداخت خمس گنج
۹ پرداخت خمس مال مخلوط به حرام
۱۰ پرداخت خمس معدن
۱۱ تاخیر در پرداخت بدهی
۱۲ پرداخت خمس نقدین
۱۳ پرداخت خمس
۱۴ پرداخت دیه
۱۵ پرداخت دِین
۱۶ پرداخت غرامت
۱۷ پرداخت کفارات روزه
۱۸ پرداخت کفاره نقض قسم
۱۹ پرداخت کفاره
۲۰ پرداخت مهریه هنگام مطالبه
۲۱ پرداخت نفقه به جد و جده فقیر
۲۲ پرداخت نفقه به اولاد
۲۳ پرداخت نفقه همسر
۲۴ پرداخت ربا
۲۵ پرداخت رشوه
۲۶ امتناع از پرداخت حق الناس
۲۷ پرداخت کفاره نقض عهد
۲۸ پرداخت کفاره نقض نذر
۲۹ نپرداختن خمس
۳۰ کسب درآمد حلال
۳۱ تلاش برای کسب رضای الهی
۳۲ کسب استقلال اقتصادی
۳۳ کسب استقلال سیاسی
۳۴ کسب استقلال علمی فرهنگی

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نام نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر
کلمات کلیدی: خمس، منفعت کسب، یک پنجم، غنیمت، اهل بیت پیامبر(علیهم السلام)

خمس در لغت

«خَمس » و «خَمسه» عددی است که برای مؤنث و مذکر به کار می‌رود.[۱]
و «خُمس» واحدی از خمسه است؛ یعنی یک پنجم.[۲]

متعلقات خمس

در هفت چیز خمس واجب می‌شود:
۱. منفعت کسب.
۲. معدن.
۳. گنج
۴. مال حلال مخلوط به حرام.
۵. جواهری که به واسطه غواصی ـ یعنی فرو رفتن در دریا ـ به دست می آید.
۶. غنیمت جنگ.
۷. بنا بر مشهور زمینی که کافر ذمّی از مسلمان بخرد.[۳]
موضوع و مطالب این مقاله در رابطه با خمس منفعت کسب، است.

خمس منفعت کسب در اصطلاح

خمس منفعت کسب در اصطلاح شرعی عبارت است از یک پنجم از درآمد کسب و کار که باید طبق شرایط خاصی پرداخت شود.[۴]

وجوب خمس منفعت کسب

یکی از واجبات مهم مالی در اسلام «خمس» است که از فروع دین و جز عبادات شمرده می شود. از این رو بایدبه قصد قربت انجام گیرد. تمام مذاهب اسلامی(شیعه و سنی) در اصل وجوب خمس اتفاق نظر دارند. تنها اختلاف میان آنان، موارد و مصارف آن است.[۵]

تاریخچه خمس

بر اساس برخی از روایات دینی، تاریخچه خمس به عصر حضرت ابراهیم (علیه السلام) بر میگردد. در بعضی از منابع روایی، این عمل به عبدالمطّلب نیز نسبت داده شده که شاید در راستای عمل به سنّت حضرت ابراهیم (علیه السلام) بوده است. میگویند وی گنجی را پیدا کرد و خمس آن را خارج نمود. برخی از محققان این نظر را تقویت کرده‌اند که خُمس در همان اوایل بعثت، تشریع شده بود و دلیل آن را کلام حضرت علی (علیه السلام) به هنگام احتجاج با یاران سقیفه می‌دانند که میفرماید: «نشدّکم بالله افیکم احد کان یأخذ الخمس مع النّبی قبل ان یؤمن احد من قرابته غیری و غیر فاطمه قالوا: اللّهم لا؛ شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا در میان شما کسی جز من و فاطمه وجود دارد که پیش از اینکه از خویشاوندان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به او ایمان بیاورد همراه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از خمس استفاده کرده باشد، گفتند: به خدا سوگند، نه».[۶] مراد از خمس در این روایت، خمس اموال خدیجه است که به صورت خصوصی انجام گرفته است و حضرت علی و فاطمه (علیهما السلام) در آن تصرف کرده‌اند. امام خمینی (ره) می فرمایند: تمام مذاهب اسلامی، از سنّی و شیعه به اتفاق آرا معتقدند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) یک سهم از خمس را میگرفتند و خویشاوندان آن، سهم دیگر را. این حکم همچنان ثابت بود و تغییر نکرد تا ابوبکر خلیفه شد و سهم پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اقربای او را حذف کرد و خمس را از صاحبان اصلی منع نمود؛ چنانکه بخاری در صحیح خود در باب غزوه خیبر نقل میکند که: «فاطمه زهرا (سلام الله علیها) اموال باقی مانده از خمس خیبر را از ابوبکر مطالبه کرد و او از دادن آن خودداری کرد. فاطمه (سلام الله علیها) هم از وی اعراض نمود و تا آخر عمر با او تکلّم نکرد.» در فرازی دیگر از «صحیح بخاری» و نیز در «صحیح مسلم» و در تفسیر کشّاف آمده است که: «ابوبکر، خمس را از بنی هاشم منع کرد»، در حالیکه این ممانعت، مخالف با صریح قرآن میباشد. این مطلب نزد عامه و خاصه، معلوم و واضح است. در تاریخ شیعه و سنّی آمده است که عبدالرحمن بن ابی لیلی می گوید: از حضرت علی (علیه السلام) پرسیدم: روش ابابکر و عمر دربارهٔ سهم شما (بنی هاشم) از خمس چگونه بوده است؟ حضرت فرمود: اما در عهد خلافت ابوبکر، خمس مال نبود و آنچه بود ایشان می پرداخت. عمر نیز هر بار که خمسی به دستش می‌رسید سهم ما را می‌داد تا اینکه خمس شوش و جندی شاپور را آوردند. در آن هنگام من نیز حاضر بودم، او رو کرد به من و گفت: این سهم شما از خمس است، ولی اکنون بیت‌المال خالی شده و مسلمانها سخت در تنگنا قرار دارند. اگر موافقت کنید فعلاً از حق خود صرف نظر کرده تا آن را در بیت‌المال قرار دهم و چون مال زیادی فراهم شد معادل آن را به شما میپردازم. من گفتم: مانعی ندارد. در این هنگام ابن عباس از جایش بلند شد و گفت: تو را چه رسد که ما را از حقمان محروم سازی؟ من به او گفتم: ای اباالفضل! ما به ترحّم بر مسلمانها از دیگران سزاوارتریم... عبدالرحمان میگوید: امام علی (علیه السلام) همچنان به گفتارش ادامه داد تا اینکه فرمود: خداوند صدقه را بر پیغمبر و اهل بیت او حرام کرده است، از این‌رو سهمی از خمس را به آنان اختصاص داد. جالب آنکه عین همین سخن را امام شافعی از ابو حنیفه و او از عبدالله بن ابی لیلی بدین مضمون نقل کرده است که در عهد خلافت عمر، مال فراوانی از فارس و شوش آورده بودند، عمر گفت: ای بنی هاشم! حق خود را از غنایم به ما وام دهید تا بعداً به شما بر گردانیم. حضرت علی (علیه السلام) قبول کرد، ولی ابن عباس گفت: میترسم برای همیشه حقمان از دستمان خارج شود و چنان شد که او گفت. عمر از دنیا رفت و دِینش را ادا نکرد. دلایل قرآنی خمس اولین اعلام عمومی وجوب خمس، با نزول آیه ۴۱ سوره انفال انجام گرفت. این آیه به دلیل آنکه در بین آیات مربوط به جنگ بدر قرار دارد، چنین برداشت می شود که اعلام تشریع خمس، در این مقطع زمانی؛ یعنی رمضان سال دوم هجرت بوده است.[۷] گرچه مسیری که پیامبر معین فرموده بود دچار انحراف گردید و خلفا غنیمت را منحصر در غنائم جنگی نمودند و اهل بیت پیامبر تا زمان امام باقر (علیه السلام)و امام صادق (علیه السلام) از خمس منع گردیدند، لیکن هنگامی که فضای تبلیغ برای این دو امام عزیز باز شد، به مسئله خمس پرداختند. بعد از امام صادق (علیه السلام) تا زمان غیبت حضرت ولیعصر (علیه السلام) امامان معصوم درمناطق مختلف مثل بلخ، بخارا، ری، قم، نیشابور، شیراز، همدان، خراسان، قزوین، اهواز، عراق، یمن، موصل و بغداد برای گرفتن خمس نماینده داشتند. دلیل پیدا شدن فرقه واقفیه این بود که خمسِ مردم نزد یکی از نمایندگان امام کاظم علیه السلام جمع شده بود و هنگامی که امام به شهادت رسید آن نماینده اعلام کرد بعد از امام هفتم امامی نداریم تا بتواند اموالی را که از خمس نزد او مانده تصرف کند [۸]

خمس در قران کریم

در قرآن مجید تنها در یک مورد بحث خمس به میان آمده (و البتّه تنها مسأله خمس نیست که در قرآن در ضمن یک آیه بیان شده، بلکه بسیاری از احکام قرآن هستند که در قرآن تنها یک بار به آن اشاره شده است و شک نیست که همان یک بار کافی است.)
و آن آیه ۴۱ سوره انفال است:
«وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده‏ ايد و خدا بر هر چيزى تواناست»[۹]
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیهٔ فوق می نویسد:
«موضوع مهمّی که در این آیه باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد و در حقیقت قسمت عمده بحث در آن متمرکز می گردد، این است که لفظ« غنیمت» که در آیه آمده است تنها شامل غنائم جنگی می شود یا هر گونه در آمدی را در بر می گیرد؟!.
در صورت اول آیه تنها خمس غنائم جنگی را بیان می کند و برای خمس در سایر موضوعات باید از سنت و اخبار و روایات صحیح و معتبر استفاده کرد و هیچ مانعی ندارد که قرآن به قسمتی از حکم خمس و به تناسب مسائل جهاد اشاره کند و قسمت های دیگری در سنت بیان شود.
مثلاً در قرآن مجید نمازهای پنجگانه روزانه صریحا آمده است، و همچنین به نمازهای طواف که از نمازهای واجبه است اشاره شده، ولی از نماز آیات که مورد اتفاق تمام مسلمانان اعم از شیعه و سنّی است ذکری به میان نیامده است، و هیچکس را نمی یابیم که بگوید چون نماز آیات در قرآن ذکر نشده و تنها در سنت پیامبر آمده نباید به آن عمل کرد، و یا اینکه چون در قرآن به بعضی از غسل ها اشاره شده و سخن از دیگر غسل ها به میان نیامده است باید از آن صرف نظر کرد، این منطقی است که هیچ مسلمانی آن را نمی پذیرد.
بنا بر این هیچ اشکالی ندارد که قرآن تنها قسمتی از موارد خمس را بیان کرده باشد و بقیه را موکول به سنت نماید و نظیر این مسئله در فقه اسلام بسیار زیاد است.
ولی با این حال باید ببینیم که «غنیمت» در لغت و در نظر عرف چه معنی می دهد؟! آیا راستی منحصر به غنائم جنگی است و یا هر گونه در آمدی را شامل می شود؟
آنچه از کتب لغت استفاده می شود، این است که در ریشه معنی لغوی این کلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست می آید، نیفتاده است، بلکه هر در آمدی را شامل می شود، به عنوان شاهد به چند قسمت از کتب معروف و مشهور لغت که مورد استناد دانشمندان و ادبای عرب است اشاره می کنیم:
در کتاب «لسان العرب» جلد دوازدهم می خوانیم: «غنم یعنی دسترسی یافتن به چیزی بدون مشقت، و« غنم» و« غنیمت» و «مغنم» به معنی فی ء است (فی ء را نیز در لغت به معنی چیزهایی که بدون زحمت به انسان می رسد ذکر کرده اند ...)
و در حدیث وارد شده که گروگان در اختیار کسی است که آن را به گرو گرفته، غنیمت و منافعش برای اوست و غرامت و زیانش نیز متوجه اوست و نیز غنم به معنی زیادی و نمو و اضافه قیمت است، و فلان چیز را به غنیمت گرفت یعنی به او دست رسی پیدا کرد.[۱۰]
و در کتاب «تاج العروس» جلد نهم می خوانیم: و الغنم الفوز بالشی ء بلا مشقه؛ غنیمت آن است که انسان بدون زحمت به چیزی دست یابد.
بسیاری از مفسران که در زمینه این آیه به بحث پرداخته اند صریحا اعتراف کرده اند که غنیمت در اصل معنی وسیعی دارد و شامل غنائم جنگی و غیر آن و به طور کلی هر چیزی را که انسان بدون مشقت فراوانی به آن دست یابد می شود حتی آنها که آیه را به خاطر فتوای فقهای اهل تسنن مخصوص غنائم جنگی دانسته اند باز معترفند که در معنی اصلی آن این قید وجود ندارد بلکه به خاطر قیام دلیل دیگری این قید را به آن زده اند.» [۱۱]

خمس در روایات

روایات بسیاری در مورد اهمیت پرداخت خمس در منابع حدیثی آمده است که برخی از آنها را در اینجا می آوریم:
۱ـ «سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْخُمُسِ فَقَالَ فِی کُلِّ مَا أَفَادَ النَّاسُ مِنْ قَلِیلٍ أَوْ کَثِیرٍ؛ سماعه گوید: از حضرت ابوالحسن علیه السلام راجع به خمس پرسیدم، فرمود: در هر چیزی که مردم به دست آوردند، کم باشد یا زیاد خمس دارد.» [۱۲]
۲ـ امام باقر(علیه السلام)، فرمود: «لَا یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَشْتَرِیَ مِنَ الْخُمُسِ شَیْئاً حَتَّی یَصِلَ إِلَیْنَا حَقُّنَا؛ برای هیچ کس جایز نیست از مالی که خمس به آن تعلق گرفته، چیزی بخرد؛ مگر اینکه حق ما را به ما برساند.»[۱۳]
۳ـ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَمَّا حَرَّمَ عَلَیْنَا الصَّدَقَهَ أَنْزَلَ لَنَا الْخُمُسَ فَالصَّدَقَهُ عَلَیْنَا حَرَامٌ وَ الْخُمُسُ لَنَا فَرِیضَهٌ وَ الْکَرَامَهُ لَنَا حَلَالٌ؛ همانا خدایی جز الله نیست، وقتی صدقه (زکات) بر ما حرام شد، خمس را برای ما حلال کرد. پس صدقه(زکات) بر ما حرام و خمس برای ما واجب و کرامت برای ما سزاوار است.»[۱۴]
۴ـ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: «هر کسی که غنیمـتی و یا کسبی به دست آورد، خمس آن، برای فاطمه (سلام الله علیها) و فرزندان اوست که ولی و حجت بر مردم اند و این خمس فقط برای آنها مخصوص است که هر جا خواستند می توانند صرف کنند، به سبب اینکه صدقه (زکات) بر آنها حرام است. حتی خیاطی که لباس را وصله می زند اگر قیمت آن کار پنج دانگ باشد، یک دانگ حق ماست، مگر اینکه آن را ما برای شیعیان خودمان حلال کنیم.»[۱۵]

احکام شرعی خمس منفعت کسب

أ) سال خمسی

تاجر و کاسب و صنعت گر و مانند آن، که درآمد تدریجی دارند می توانند وقتی که شروع به کاسبی می کنند و سود می برند را اول سال مالی خود قرار دهند. و یک سال که بگذرد خمس آن چه را که از خرج سالشان زیاد آید بپردازند.[۱۶]
به طور مثال: اگر اولین درآمدی که به دست ما رسید دهم رمضان بود سال خمسی ما با دهم رمضان آغاز می شود و تا دهم رمضان سال آینده هر چه از درآمدمان خرج نیازهای متعارف شود یعنی نیازهایی که در شأن و جایگاه اجتماعی ماست، متعلق خمس نخواهد بود و وقتی دهم رمضان سال آینده فرا رسید هر چه از درآمد بین سال باقی مانده، متعلق خمس است چه به شکل پول نقد و چه به شکل اجناس.
ـ انسان برای محاسبه خمس می تواند سال شمسی یا قمری داشته باشد. [۱۷]
ـ برای کشاورز، روزی که محصول را جمع آوری می کند اول سال مالی محسوب است.[۱۸]

سوالات مربوط به سال خمسی

۱ـ سال مالی حقوق بگیران از چه زمان آغاز می شود؟
جواب:
روزی که اولین حقوق را دریافت کردند می توانند اول سال مالی خود قرار دهند. [۱۹]
۲ـ کسی که کاسب نیست و درآمد اتفاقی دارد، چه وقت را اول سال خود قرار دهد؟
جواب:
روزی که مال به دست او می رسد اول سال مالی اوست.[۲۰]
۳ـ آیا می توان سال خمسی را تغییر داد، چگونه؟
جواب:
در صورتی که به ضرر دریافت کنندگان خمس نباشد اشکال ندارد.[۲۱]
۴ـ آیا تعیین سال خمسی برای افراد مجرد هم لازم است؟
جواب:
در تعلق خمس فرقی بین افراد مجرد و متأهل نیست هر کس درآمد اضافه بر مؤنه داشته باشد باید خمس خود را بپردازد.[۲۲]

ب) منفعت کسب

هرگاه انسان از تجارت یا صنعت، یا کسب‌های دیگر مالی به دست آورد، اگرچه مثلاً نماز و روزه میّتی را بجا آورده و از اجرت و حق الزحمه آن مالی تهیه کند، چنانچه از مخارج سال خود او و عیالات‌اش زیاد بیاید، باید خمس ـ یعنی یک پنجم ـ آن را بدهد.[۲۳]
ـ هیچ گونه تفاوتی میان کسب ها و درآمدهای کسب نیست. [۲۴]
ـ هرگاه کسی مالی را که خمسش را نداده اند خریداری کند، معامله او نسبت به خمس باطل است، مگر آن که حاکم شرع اجازه دهد که در این صورت خمس پول معامله را باید به حاکم شرع داد و اگر به فروشنده داده باشد باید از او بگیرد و به حاکم شرع دهد. [۲۵]
ـ فردی که خمس نمی‌دهد یا خمس بعضی از اموالش را نپرداخته‌است، چنانچه مالش را به ملک شیعه دوازده امامی در آورد، مثل آنکه مالش را از طریق یکی از راه‌های صحیح شرعی - مانند فروختن یا هدیه دادن یا اداء دین یا... به وی منتقل نماید، آن مال به ملکیّت آن شیعه در می‌آید و برای او حلال است و نیازی هم به پرداخت خمس توسّط او نیست هرچند یقین داشته باشد که خمس به این اموال تعلّق گرفته است و مالک آن، خمس این اموال را نپرداخته است.[۲۶]

سؤال

آیا پولی که به خاطر خریدن خانه، ازدواج، و مانند آن پس انداز و نگهداری می شود، مشمول خمس است؟
جواب: اگر سال بر آن بگذرد خمس دارد و در موارد ضروری حاکم شرع می تواند ارفاقهایی لحاظ کند.[۲۷]
ـ چیزهایی که زکات به آنها تعلق می گیرد اگر بعد از دادن زکات آنها از مخارج سال زیاد بیاید، باید خمس آنها را بدهد.[۲۸]
ـ پولی را که انسان قرض می دهد، اگر سر سال، موعد وصول آن فرا رسیده باشد و وصول آن بدون عُسر، ممکن باشد به حکم موجودی اوست؛ در غیر این صورت هر زمان آن را وصول کرد، با تحقق دیگر شرایط باید خمس آن را بدهد و پولی را که انسان قرض می گیرد به اصل آن خمس تعلق نمی گیرد و لی منافع آن به حکم دیگر منافع است.[۲۹]
ـ اگر از مالی که خمس ندارد نظیر باغی که از باب خمس به او داده شده یا ملکی که برای او وقف شده منفعتی به دست آورد و از مخارج سالش زیاد بیاید باید خمس آن را بدهد.[۳۰]
ـ اگر مالی را که فقیر بابت خمس و زکات و صدقه مستحبّی گرفته از مخارج سالش زیاد بیاید، واجب نیست خمس آن را بدهد. ولی اگر از مالی که به او داده اند منفعتی ببرد مثلاً از درختی که بابت خمس به او داده اند میوه ای به دست آورد چنانچه درخت را برای منفعت بردن و کسب نگهداشته باشد، باید خمس مقداری را که از مخارج سالش زیاد می آید بدهد. [۳۱]

درآمدهایی که خمس ندارد

أ) ارث

در مورد تعلق خمس به ارث سه نظر وجود دارد:
۱ـ آیات عظام امام خمینی(ره)، اراکی، بهجت، خامنه‌ای، زنجانی، صافی، گلپایگانی، فاضل، مکارم، وحید خراسانی: ارث خمس ندارد، مگر این که وارث بداند هنگامی که در دست مورّث بوده، متعلق خمس شده و خمس آن را نداده یا این که بداند بر ذمه او بدهی خمس بوده و نپرداخته است. در این دو صورت پرداخت خمس بر وارث واجب است. [۳۲]
در توضیح المسائل مراجع نیز آمده است: «اگر مالی به ارث به او برسد و بداند کسی که این مال از او به ارث رسیده خمس آن را نداده باید خمس آن را بدهد و نیز اگر در خود آن مال خمس نباشد، ولی انسان بداند کسی که آن مال از او به ارث رسیده، خمس بدهکار است، باید خمس را از مال او بدهد.[۳۳]
متن فوق مورد قبول همه مراجع مذکور است. البته عبارت آیه الله بهجت نسبت به صورتی که مورّث بابت خمس بدهکار است، ساکت می‌باشد.
۲- آیات عظام خوئی و تبریزی: «ارث خمس ندارد مگر این که وارث بداند قبلاً به آن خمس تعلق گرفته و مورّث آن را نپرداخته که در این صورت به احتیاط واجب باید (ورثه کبیر) خمس آن را بپردازند ولی اگر وارث بداند که مورّث خمس بدهکار است، باید خمس را از مال او بپردازد.»[۳۴]
ناگفته نماند که آنچه در توضیح المسائل مراجع دربارهٔ نظر آیه الله تبریزی ذکر شده که در صورت یقین وارث به تعلق خمس به عین مال موروث اظهر عدم وجوب خمس است، نظر سابق ایشان بوده و نظر اخیر ایشان همان است که ملاحظه شد.
۳- حضرت آیت الله سیستانی (مدظله العالی): ارث مطلقاً خمس ندارد. [۳۵]

ب) هدیه

در باره این که آیا به هبه که همان هدیه و بخشش است، خمس تعلق می گیرد یا نه؟ اقوالی بین فقها وجود دارد که به صورت کلی می توان آن ها را در اقوال زیر خلاصه کرد:
۱ـ خمس ندارد. [۳۶]
۲ـ چنانچه از مخارج سالش زیاد بیاید یعنی تا سر سال خمسی زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد.[۳۷]
۳ـ چنانچه تا سر سال خمسی زیاد بیاید بنا بر احتیاط واجب باید خمس آن را بدهد .[۳۸]

پ ) جوایز

در باره این که آیا به جوایز، خمس تعلق می گیرد یا نه؟ اقوالی بین فقها وجود دارد که به صورت کلی می توان آن ها را در اقوال زیر خلاصه کرد:
۱ـ جایزه، خمس ندارد.[۳۹]
۲ـ بنابر احتیاط واجب، خمس آن را بدهند.[۴۰]
۳ـ مال کم ارزشی باشد که نوعاً تا آخر سال مصرف می شود، خمس ندارد و در غیر این صورت خمس دارد.[۴۱]
۴ـ می تواند نصف آن را تملک کند؛ به شرط آنکه نصف دیگر را به فقیر متدین صدقه بدهد و چنانچه تا سر سال خمسی از آن نصف زیاد آمد، باید خمس آن را بدهد.[۴۲]
۵ـ خمس دارد.[۴۳]

ت) عیدی

هدیه خمس ندارد، هر چند احوط این است که اگر از مخارج سال زیاد بیاید، خمس آن پرداخت شود. [۴۴]

ث) مهریه زنان

همه مراجع عظام (به غیر از آیت الله بهجت) قائلند، خمس بر مهریه، واجب نیست.
مرحوم آیه الله بهجت در باب خمس مهریه قائل است، چنان چه از مخارج سال زیاد بیاید، بنابر احتیاط واجب خمس دارد.[۴۵]

پ) مصرف خمس منفعت کسب

در آیه ۴۱ سوره انفال موارد مصرف خمس چنین بیان شده است: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ؛ و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است»[۴۶]
از امام رضا علیه السلام دربارهٔ این آیه سؤال شد که سهم خدا را به چه کسی بدهیم؟ فرمود: سهم خدا، به رسول خدا می رسد و هر چه برای رسول خداست برای امام است. [۴۷]
خمس به امام ( علیه السلام) و سادات اختصاص می یابد و آن را در عصر غیبت امام (علیه السلام) باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت نمود.
فتاوای مراجع عظام در باب مصرف خمس بدین شرح است:
۱ـ باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بپردازد و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد.[۴۸]
۲ـ باید خمس را به ولی امر مسلمانان یا وکیل او بدهد و اگر به فتوای مرجع تقلید خود نیز عمل کند، موجب برائت ذمه می شود.[۴۹]
۳ـ باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بدهد و نیز می تواند در جایی مصرف کند، که مرجع تقلیدش اجازه می دهد و سهم سادات را بنابر احتیاط واجب، باید به مرجع تقلید خود و یا با اجازه او به سادات بدهد. [۵۰]
۴ـ باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به مصرفی که او اجازه می دهد، برساند و چنانچه بخواهد به مجتهد دیگری بدهد، بنابر احتیاط واجب باید از مرجع تقلید خود اجازه بگیرد و سهم سادات را می توان به خود آنان داد.[۵۱]
۵ ـ باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به مصرفی که او اجازه می دهد، برسانند و احتیاط واجب آن است که او مرجع اعلم و آگاه بر جهات عامه باشد و سهم سادات را می توان به خود آنان داد. [۵۲]

آثار خمس

أ) آثار فردی خمس

نسل پاک

اگر اولاد از نسل پاک به دنیا آمده باشند زمینه رشد و تعالی بیشتری دارند و چنان چه از نسل ناپاک پای به عرصه وجود گذاشته باشند زمینه فساد و افساد در درون شان متجلی می گردد.
کسانی که از پرداخت خمس سرپیچی نمایند نه تنها مرتکب گناه شده اند و نافرمانی خدا را به جان خریده اند بلکه مالی را که مصرف می نمایند چون حرام است در نسل آن ها تأثیر گذار بوده و موجب آلایش مولدشان می گردد اما اگر خمس را پرداخت کنند چون از غذای حلال تغذیه نموده اند باعث طهارت مولدشان خواهد شد.
امام صادق(علیه السلام) در این زمینه مفرمود:
إِنَّ أَشَدَّ مَا فِیهِ النَّاسُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَنْ یَقُومَ صَاحِبُ الْخُمُسِ فَیَقُولَ یَا رَبِّ خُمُسِی وَ قَدْ طَیَّبْنَا ذَلِکَ لِشِیعَتِنَا لِتَطِیبَ وِلَادَتُهُمْ وَ لِتَزْکُوَ وِلَادَتُهُم؛ سخت ترین و شدیدترین حالی که در روز قیامت به مردم دست می دهد آن است که مستحقان برخیزند و بگویند: پروردگارا خمس ما «حق ما را از مدیونین بگیر» ما خمس را برای شیعیان پاک ساختیم تا موالید آنان پاک و فرزندان شان حلال و پاکیزه گردد.» [۵۳]
و در حدیث دیگری امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
«مَنْ وَجَدَ بَرْدَ حُبِّنَا فِی کَبِدِهِ فَلْیَحْمَدِ اللَّهَ عَلَی أَوَّلِ النِّعَمِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا أَوَّلُ النِّعَمِ قَالَ طِیبُ الْوِلَادَهِ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لِفَاطِمَهَ ع أَحِلِّی نَصِیبَکِ مِنَ الْفَیْ ءِ لآِبَاءِ شِیعَتِنَا لِیَطِیبُوا ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّا أَحْلَلْنَا أُمَّهَاتِ شِیعَتِنَا لآِبَائِهِمْ لِیَطِیبُوا؛ هر کس خنکی محبت و دوستی ما را در جگر خود احساس کند پس خدای را بر نخستین نعمت ها ستایش کند. [راوی حدیث] گفت: عرض کردم: فدایت شوم نخستین نعمت ها چیست؟ فرمودند: پاکی ولادت (حلال زادگی) سپس امام(علیه السلام) فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) به حضرت فاطمه (علیهاالسلام) گفت: نصیب خودت را از انفال بر پدران شیعیان ما ببخش تا آن ها پاک گردند.»[۵۴]

پاکی مال

یکی از علل تشریع خمس، تطهیر اموال است در همین زمینه از امام صادق (علیه السلام) سؤال شده:
و سئل ع عن رجل اکتسب مالا من حلال و حرام ثم أراد التوبه من ذلک و لم یتمیز له الحلال بعینه من الحرام فقال یخرج منه الخمس و قد طاب إن الله تعالی طهر الأموال بالخمس؛ مردی که از راه حلال و حرام مالی به دست آورد، و می خواهد توبه کند ولی حلال و حرام را به طور مشخص نمی شناسد چه کند [و چگونه خود را از حرمت خلاص نماید] فرمود خمس آن مال را بدهد مالش پاک می شود. خداوند اموال را به وسیله پرداخت خمس تطهیر فرموده است.» [۵۵]
همچنان که مشاهده می فرمایید امام صادق (علیه السلام) به طور صریح و روشن یکی از علل تشریع خمس را تطهیر اموال معرفی فرموده اند.

وسعت رزق و روزی

وسعت روزی و فراوانی ثروت فقط به وسیله تلاش و دانش و هنر به دست نمی آید بلکه علل و اسباب دیگری نیز وجود دارند که باعث توسعه روزی و تکثیر ثروت می گردند. در روایت ذیل امام رضا (علیه السلام) یکی از علل فراوانی روزی را پرداخت خمس معرفی فرموده اند:
«... فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِکُمْ، و تَمْحِیصُ ذُنُوبِکُمْ، و مَا تُمَهِّدُونَ لِأَنْفُسِکُمْ لِیَوْمِ فَاقَتِکُم ...؛ پرداخت خمس کلید روزی شما و مایه از بین رفتن گناهان شما می باشد و چیزی است که برای روز نیازتان (= قیامت) ذخیره می کنید » [۵۶]

تطهیر گناهان

امام رضا (علیه السلام) در مقام تبیین مطلب در فراز دوم حدیث قبلی فرموده اند:
«... فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ ...، و تَمْحِیصُ ذُنُوبِکُمْ ...؛ اخراج خمس [=پرداخت آن] باعث تطهیر گناهان شما می باشد.»[۵۷]

عنایات ویژه

کسانی که اهل خمس هستند، یعنی در هر درآمد خود، سهم خدا، رسول خدا، اهل بیت و سهم دیگران را در نظر دارند، قهراً خدا و اولیای او نیز به او عنایات ویژه دارند.
مگر در قرآن نمی خوانیم: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ؛ پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم»[۵۸]
مگر در قرآن نمی خوانیم: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ؛ اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ ايد» [۵۹]
مگر در قرآن نمی خوانیم: «وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا؛ و چون به شما درود گفته شد شما به [صورتى] بهتر از آن درود گوييد» [۶۰]
در حقیقت مشمول تمام آیاتی است که گفته شد. زیرا او هم خدا را یاد کرده، هم احسان کرده، هم اولیای خدا و محرومان را گرامی داشته و هم مکتب الهی را یاری نموده است و دریافت این همه عنایات در برابر ۲۰٪ مازاد درآمد سال، سود بزرگی است.
یک نمونه از عنایات ویژه «زنی به نام شطیطه یک درهم پول و یک کلاف نخ را از نیشابور برای امام کاظم علیه السلام فرستاد و از کمی مال خود عذرخواهی کرد و گفت: «انّ اللّه لا یستحیی من الحق؛ همانا خداوند از (بیان) حق شرم ندار»
امام درهم و کلاف را پذیرفت و فرمود: سلام مرا به این خانم برسانید و این چهل درهم و این پارچه ای که جزو کفن خودم هست به او بدهید، او چند روزی بیشتر زنده نیست ولی همین که از دنیا رفت من برای نماز بر جنازه او به نیشابور خواهم آمد.»[۶۱]
در این ماجرا امام چند درهم را از یک مسلمان مخلص می پذیرد و این همه او را مورد تفقد قرار می دهد ولی مبالغ سنگینی را از افراد نااهل نمی پذیرد.

ب) آثار اجتماعی

تقویت دین

می دانیم انجام هر کاری به پشتوان مالی نیازمند است و بدون آن کارها به سامان نمی رسد، و آگاهیم که دین مقدس اسلام آیین جهان شمول است و بر تمام گسترهٔ جهان هستی حکومت دارد، بنابراین جهت ترویج و پیشرفت دین الهی نیازمند پشتوانه مالی قوی و محکمی خواهد بود که بتواند اهداف آن آیین را به انجام رساند.
در آیات متعدد قرآن کریم انجام رسالت ابلاغ و ترویج دین مقدس اسلام بر دوش پیامبر عظیم الشأن محمد بن عبدالله (ص) گذارده شده و بر او تکلیف شده جانشینان پس از خود را نیز معرفی نماید، رسول الله هم به حکم وحی الهی ائمه طاهرین علیهم صلوات الله را یکایک معرفی فرموده است در ضمن برای آن که رسول الله (صلّی الله علیه وآله) و ائمه طاهرین به خوبی بتوانند رسالت الهی خودشان را عملی سازند خدای سبحان «خمس» را پشتوانه مالی آنان قرار داده است. پس اگر مسلمانی خمس مال خود را بپردازد، زمینه تبلیغ دین را فراهم را فراهم نموده.
امام رضا(علیه السلام) فرمود: «إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلی دِینِنا؛ خمس، پشتوانه مکتب و راه ما است.» [۶۲]

کمک به یاران اهل بیت(علیهم السلام)

امام رضا علیه السلام فرمود: خمس وسیله ای برای کمک ما بر بستگان و یاوران ماست. «ان الخمس عوننا علی عیالاتنا وعوننا علی موالینا؛ خمس کمک و مساعد ما بر عیالات ماست و همچنین نسبت به محبان ما کمک است.»
[۶۳]

نکاتی در پرداخت خمس

آداب پرداخت خمس شبیه آداب پرداخت زکات است، ولی چون خمس حقّ رسول خدا و امام است، و به تعبیر روایات پولی است که برای کمک به راه خدا، دین خدا و عزّت اولیای خدا قرار داده شده، باید در پرداخت آن کرامت بیشتری از خود نشان داد و به نکات ذیل توجّه نمود:
1- بدانیم که مال از آنِ خداوند است
«مال اللّه» و به ما روزی کرده است، «مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ؛ مالى كه خدا به شما داده است»[۶۴]
پس بخشی از آن را به راحتی برای خدا بدهیم.
آری، اگر کسی مال و ثروت را نتیجه تدبیر و قدرت و تخصّص خود بداند، تفکّر قارونی دارد. او بود که می گفت: سرمایه من محصول علم و تخصّص من است. «قال انّما اوتیتُه علی علم عندی؛ (قارون) گفت: این ثروت را بوسیله دانشی که نزد من است به دست آورده ام!»[۶۵]
۲ـ گمان نکنیم که خدا و رسول محتاج ما هستند
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«ما ارید بذلک الا ان تطهروا؛ من از گرفتن خمس شما هدفی جز پاک کردن شما و مالتان ندارم.» [۶۶]
و در حدیثی دیگر فرمود: «مَن زَعم ان الامام یحتاج الی ما فی ایدی الناس فهو کافر و انما الناس یحتاجون ان یقبل منهم الامام؛ هر کس گمان کند که امام محتاج اوست، کافر است. این مردمند که به قبول کردن امام نیازمندند.»[۶۷]

۳ـ با اشتیاق و رغبت بپردازیم.
قرآن از کسانی که مال خود را با اکراه می پردازند، به شدّت انتقاد کرده و می فرماید: «وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ؛ و جز با كراهت انفاق نمى كنند» [۶۸] ۴ـ گرفتار غرور نشویم.
قرآن از کسانی ستایش می کند که هم با میل و رغبت مال خود را می دهند و در عین حال نگران نپذیرفتن آن نیز هستند.«وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ؛ و كسانى كه آنچه را دادند [در راه خدا] مى‏ دهند در حالى كه دلهايشان ترسان است [و مى‏ دانند] كه به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت»[۶۹]
۵ـ بر گیرنده منّت نگذاریم.
زیرا که منّت، پاداش پرداخت را از بین می برد.[۷۰]
۶ـ در پرداخت عجله کنیم.
زیرا عجله در کار خیر یک ارزش است و چه خیری بهتر از حمایت مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و کمک به فقرا از ذریّه پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم).
۷ـ هنگام حساب سال، مال خود را با دقّت حساب کنیم.
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام)چنین نقل شده است: «وای بر کم فروشان که هنگام خمس دادن، از آل محمّد کم می گذارند.» [۷۱]

عوامل رشد پرداخت خمس

أ) تقویت اعتقاد و ایمان

ابتدا باید به سراغ ریشه های اعتقادی و فکری و فرهنگی آن رفت:
اگر کسی باور کند که مالی که در اختیار او است، امانت و هدیه خدایی است،
اگر باور کند که خدا جای انفاق را با جمله فهو یخلفه پر می کند،
اگر باور کند انفاق او همچون دانه ای است که تبدیل به خوشه های متعدد و صدها دانه می شود،
اگر این باورها را داشته باشیم، لحظه ای در پرداخت حق الهی درنگ نخواهیم نمود.

ب) تبلیغ خمس

از جمله عوامل رشد پرداخت خمس در جامعه، تبلیغ معارف و احکام آن می باشد.
حوزه های علمیه، صدا و سیما، مجلات فرهنگی و... وظیفه دارند که مردم را با معارف و احکام شرعی خمس آشنا کنند؛ چرا که در بسیاری از موارد، افرادی که خمس پرداخت نمی کنند، به علّت ندانستن معارف و حکم شرعی خمس است.
لازم است رسانه های دیداری و شنیداری بیشتر دربارهٔ این موضوع کار کنند. ضمن این که ما باید به کودکان و نوجوانان این موضوع را یاد بدهیم و باید مبحث به این مهمی در مقطع متوسطه و بعدتر در دانشگاه در کتب آموزشی گنجانده شود.

پ) تخفیف در مالیات

یکی از بهترین راه های ترویج پرداخت خمس، تخفیف در مالیات به مودیان خمس از طرف حکوت اسلامی است. به این معنا که حکومت به کسانی که خمس پرداخت می کند، تخفیف مالیاتی قرار دهد .
البته باید در باره مسائل جزئی این طرح دقت شود.

حکومت و خمس

اصول مذهب شیعه توحید، معاد، نبوت، امامت و عدل بوده و فروع دینی هم مواردی چون نماز، روزه، حجّ، تولّی، تبری و از جمله «خمس» می باشد. رویکرد ما نسبت به فروع دین، بیشتر رویکرد عبادی و احکامی است و حال آنکه جهات سیاسی، اجتماعی و حکومتی حتی در فروع دین و مذهب نیز بیشتر از جهات عبادی آن است. از نگاه امام خمینی (قُدّس سرّه) یکی از دلایل لزوم تشکیل حکومت در اسلام، ماهیت و کیفیت قوانین اسلام و احکام شرع است که می رساند برای تکوین یک دولت و ادارهٔ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، این گونه قوانین تشریع شده است.[۷۲]
خمس نیز که از درآمدهای هنگفت اسلامی بوده و یکی از اقلام بودجه را تشکیل می دهد، جزو همان مالیات های اسلامی است که برای تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضروری آن پیش بینی شده است. [۷۳]
لذا یکی از حربه های حکومت های جور و دشمنان امامت، تفسیر غلط مباحث خمس، مالیات و خراج و برنتافتن تفسیر نبوی و علوی و شیعی از خمس و مالیات است. مثلا در یک زمان «وقتی که می خواستند در مورد امام موسی بن‌ جعفر (سلام‌اللَّه‌علیهما) سعایت کنند، تا هارون ایشان را به زندان ببرد، آن شخصی که پیش هارون آمد و سعایت کرد، گفت: «خلیفتان فی الارض موسی بن‌جعفر بالمدینه یجبی له الخراج و انت بالعراق یجبی لک الخراج» پرسید: آیا برای دو خلیفه خراج جمع می شود؟ هارون گفت: برای چه کسی غیر از من؟ گفت: از خراسان و هرات و جاهای مختلف، مردم خمس مالشان را پیش موسی بن‌جعفر می برند.» [۷۴]
از این رو اهمیت خمس و مسائل مالی و عبادی اسلام در تکوین و تقویت حکومت اسلامی مشخص می شود و چون هدف بعثت انبیای الهی تنها مسئله گویی و بیان احکام نیست و مهم ترین وظیفه آنان، برقرار کردن یک نظام عادل اجتماعی است، احکام خراجات و مالیات نیز در همین حیطه جریان دارد و فقهای دینی نیز مجری قوانین حکومت از جمله خمس و صرف آن در مصالح مسلمین می باشند.

فرق خمس و زکات

۱ـ زکات مالیات بر مال است، خمس مالیات بر پس انداز.
۲ـ زکات برای جامعه است، خمس برای حکومت.
۳ـ زکات مصرف خاص دارد، خمس، زیر نظر حاکم اسلامی، مصرف عام تری دارد.
۴ـ زکات برای غیر سادات است، از خمس سادات فقیر می توانند به قدر کفاف بردارند.[۷۵]

کتاب شناسی

۱ ـ آیت الله سبحانی، خمس، چاپ دوم، مشعر، تهران، ۱۳۸۸ ه ش.
۲ ـ آیت الله صافی گلپایگانی، احکام خمس، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی صافی، قم، ۱۳۸۷ ه ش.
۳ ـ آیت الله مکارم شیرازی، خمس دستور مهم اسلامی، چاپ اول، موسسه امام علی بن ابیطالب ( علیهما السلام)، قم، ۱۳۸۸ ه ش.
۴ـ مهدی قانع، تاریخ خمس، چاپ اول، مسجد جمکران، قم، ۱۳۸۵ ه ش .
۵ـ محمد مهدی نجف، خمس فریضه ای الهی، چاپ اول، مشعر، تهران، ۱۳۸۶ ه ش.

مقاله شناسی

۱ ـ علیرضا فیض، اهمیت خمس و زکات، مجله آیین اسلام، ۱۱ دی ۱۳۲۶، شماره 188.
۲ ـ اسماعیل اسماعیلی، موارد وجوب خمس و زکات، مجله فقه، بهار ۱۳۷۴، شماره 3.
۳ ـ حبیب الله احمدی، نگاهی به دیدگاه مشهور در هزینه کردن خمس، مجله فقه، بهار و تابستان ۱۳۷۶، شماره ۱۱و12.
۴ ـ سید محمد مدرسی، تورم و مساله خمس، مجله روش شناسی علوم انسانی، بهار ۱۳۷۵، شماره 6.
۵ ـ صباح برزنجی، بررسی تطبیقی آیه خمس، مقالات و بررسیها، تابستان ۱۳۸۰، شماره 69.

فهرست منابع

ـ خلیل ابن احمد فراهیدی، کتاب العین ،چاپ دوم، دار الهجره، قم، ۱۳۶۷ ه ش.
ـ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق.
ـ آیت الله صافی گلپایگانی، احکام خمس، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی صافی، قم، ۱۳۸۷ش.
ـ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، چاپ دوم، جامعه مدرسین، قم،۱۴۱۳ ه ق.
ـ شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب الاحکام، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۰ق.
ـ شیخ مفید، مقنعه، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید - رحمه الله علیه - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۳ ق.
ـ شیخ کلینی، کافی، چاپ اول، دارالحدیث، قم، ۱۴۲۹ ه ق.
ـ امام خمینی، ولایت فقیه، تهران، عروج، چاپ هجدهم، ۱۳۸۸ش.
ـ علی بن جعفر عریضی، مسائل علی بن جعفر، چاپ اول، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ه ق.
ـ علامه مجلسی، بحار، چاپ دوم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ه ق.
ـ محسن قرائتی، خمس و زکات، چاپ اول، درس هایی از قران، تهران، ۱۳۸۴ ه ش.
ـ سیدجعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، قم، ۱۳۸۰ ه ش.

پا نویس

  1. ابن منظور، لسان العرب ج۶، ص۶۷.
  2. خلیل ابن احمد فراهیدی، کتاب العین ج۴، ص۲۰۵.
  3. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، مساله1768.
  4. یوسفیان، احکام اقتصادی، ج1، صفحه 19
  5. آیت الله خوئی،، مستند العروه الوثقی، کتاب الخمس،ص9.
  6. سیدجعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج 3، ص 228.
  7. سبزواری محمدباقر، نگرشی بر احکام، معارف اسلامی، ج11، ص.11.
  8. آیت الله نوری همدانی، خمس، ص746.
  9. سوره انفال؛ آیه 41
  10. آیت الله ناصر مکارم، تفسیرنمونه، ج7، ص177ـ178.
  11. همان، ج7، ص177.
  12. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه؛ ج 9؛ ص503.
  13. شیخ کلینی، کافی، ج1، ص545.
  14. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه،ج2، ص41.
  15. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب الاحکام، ج4، ص122.
  16. آیت الله صافی گلپایگانی، احکام خمس، ص51.
  17. همان، ص51، مساله144.
  18. همان، ص52، مساله145.
  19. همان، ص52، مساله148.
  20. همان، ص52، مساله149.
  21. همان، ص52، مساله151.
  22. همان، ص53، مساله152.
  23. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل،مساله 1769.
  24. آیت الله مکارم، مساله2، ص32.
  25. همان، مساله87، ص61.
  26. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، مساله 2374.
  27. همان، ص64 مساله96.
  28. آیت الله صافی گلپایگانی، توضیح المسائل، مساله1766.
  29. آیت الله بهجت، توضیح المسائل، مساله1379.
  30. آیت الله مظاهری، توضیح المسائل، مساله1758.
  31. آیت الله فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، مساله1759.
  32. توضیح المسائل دوازده مرجع، مساله1754 و 1755.
  33. توضیح المسائل دوازده مرجع، مسئله 1755.
  34. همان، مساله1755.
  35. همان، مساله 1755.
  36. آیت الله خامنه ای، اجویه الاستفتائات، ص 176، س 851 و امام خمینی( ره)، توضیح المسائل، ص 231، م 1753.
  37. ایت الله صافی گلپایگانی، توضیح المسائل، ص 342، م 1762.
  38. آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل، ص 278، م 1477.
  39. آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، سوال 851.
  40. آین الله فاضل، العروه الوثقی مع تعلیقات، ج 2، کتاب الخمس، السابع؛ آیت الله بهجت، توضیح المسائل، م 1377؛ آیت الله مکارم، استفتاءات، ج 2، س 534.
  41. آیت الله شیخ جوادتبریزی، استفتاءات، س 819.
  42. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، جوایز بانک، م 24؛ منهاج الصالحین، باب الخمس، السابع.
  43. آیت الله صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 631.
  44. آیت الله خامنه ای، استفتاءات، سوال 851.
  45. آیت الله بهجت، توضیح المسائل، مسئله1377.
  46. سوره انفال؛ آیه 41
  47. شیخ حر عاملی، وسائل، ج 9، ص 537.
  48. امام خمینی( ره)، توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834.
  49. آیت الله خامنه ای، اجوبه المسائل، س 1004 و 1002.
  50. توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834؛آیت الله نوری، توضیح المسائل، مساله 1830؛ آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1843.
  51. آیت الله تبریزی، توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834.
  52. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834.
  53. شیخ کلینی، کافی، ج1، ص547.
  54. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)؛ ج 4؛ ص143.
  55. شیخ مفید، مقنعه، ص283.
  56. شیخ کلینی، کافی، ج2، ص738.
  57. همان، ج2، ص738.
  58. بقره/152.
  59. سوره اسراء؛ آیه 7
  60. نساء/86.
  61. علامه مجلسی، بحار، ج 48، ص 74.
  62. همان، ج2، ص738.
  63. همان، ج2، ص738.
  64. نور/33.
  65. قصص/78.
  66. شیخ حر عاملی، وسائل، ج 9، ص 484 .
  67. شیخ کلینی، کافی، ج 1، ص 537.
  68. توبه/54.
  69. مومنون/60.
  70. محسن قرائتی، خمس و زکات . ج1، ص 83.
  71. علامه مجلسی، بحار، ج 93، ص 189.
  72. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۲۸ و ۲۹ .
  73. همان، ص۳۱.
  74. علی بن جعفر عریضی، مسائل علی بن جعفر، ص20.
  75. محسن قرائتی، خمس و زکات، ص40.