فرهنگ مصادیق:پرداخت دیه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از پرداخت دیه)
پرش به: ناوبری، جستجو
پرداخت دیه

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ پرداخت کنندگان دیه – پژوهه
۲ مبانی پرداخت دیه از بیت المال - مرکز فرهنگ و معارف قرآن
۳ موارد پرداخت دیه از صندوق بیت المال - تبیان
۴ نگاهی به مسئولیت عاقله در پرداخت دیه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ پرداخت بدهی به طلبکار
۲ پرداخت حق کارگر
۳ پرداخت حق همسر در شیر دادن کودک
۴ پرداخت خسارت وارده سهوی
۵ پرداخت خمس زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد
۶ پرداخت خمس غنائم
۷ پرداخت خمس غوص
۸ پرداخت خمس گنج
۹ پرداخت خمس مال مخلوط به حرام
۱۰ پرداخت خمس معدن
۱۱ پرداخت خمس منفعت کسب
۱۲ پرداخت خمس نقدین
۱۳ پرداخت خمس
۱۴ تاخیر در پرداخت بدهی
۱۵ پرداخت دِین
۱۶ پرداخت غرامت
۱۷ پرداخت کفارات روزه
۱۸ پرداخت کفاره نقض قسم
۱۹ پرداخت کفاره
۲۰ پرداخت مهریه هنگام مطالبه
۲۱ پرداخت نفقه به جد و جده فقیر
۲۲ پرداخت نفقه به اولاد
۲۳ پرداخت نفقه همسر
۲۴ پرداخت ربا
۲۵ پرداخت رشوه
۲۶ امتناع از پرداخت حق الناس
۲۷ پرداخت کفاره نقض عهد
۲۸ پرداخت کفاره نقض نذر

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

کیفیت پرداخت دیه – ویکی فقه

دیه در قتل شبه عمد و خطا با یکی از امور زیر تعیین می‌گردد: شتر، گاو، گوسفند، حُلّه، دینار و درهم است.

دیه قتل

دیه قتل، صد شتر یا دویست گاو یا هزار گوسفند یا دویست حلّه یا هزار دینار و یا ده هزار درهم است که در شبه عمد توسط جانی و در خطا توسط عاقله تعیین می دیه در قتل شبه عمد و خطا با یکی از امور زیر تعیین می گردد: شتر، گاو، گوسفند، حُلّه، دینار و درهم است.
شود نه اولیای مقتول.[۱][۲][۳]

دیه جراحتهای خطایی

در جراحتهای خطایی که در شرع مقدس دیه آن معیّن است، مانند یک سوم یا نصف دیه کامل، همان مقدارِ تعیین شده بر عهده عاقله می باشد. در مواردی که در شرع دیه تعیین نشده است، عاقله باید ارش بپردازد.[۴] [۵] [۶]

چگونگی پرداخت

عاقله دیه قتل را در سه سال؛ هر سال یک سوم پرداخت می کند؛ لیکن در دیه جراحت، برخی گفته اند: در صورتی که به اندازه یک سوم دیه کامل یا کمتر باشد، پایان سال اول پرداخت می گردد؛ اما اگر بیشتر از یک سوم باشد، یک سوم آن در پایان سال نخست و باقی مانده در پایان سال دوم پرداخت می شود و اگر بیشتر از دو سوم باشد، یک سوم آن، در پایان سال اول، یک سوم بعدی، پایان سال دوم و باقی مانده در پایان سال سوم پرداخت می شود.[۷]

در دیه جراحت

چنانچه دیه جراحت بیشتر از دیه کامل باشد، مانند بریدن دو دست و دو چشم، در صورتی که آسیب دیدگان دو نفر باشند، در پایان هر یک از سه سال، یک سوم دیه به هرکدام از آن دو پرداخت می گردد و اگر یکی باشد، در پایان هر سال، پرداخت بیش از یک سوم دیه کامل بر عاقله واجب نیست. بنابر این، در صورت ثبوت دو دیه کامل، مدت پرداخت شش سال به طول می انجامد؛ [۸]لیکن برخی، تعیین مدت برای پرداخت دیه را به دیه قتل اختصاص داده و در دیه جراحت قائل به پرداخت نقدی شده اند.[۹][۱۰]
آغاز مدت در دیه قتل از زمان مرگ و در جنایت بر اعضا از زمان وقوع جنایت و در صورت سرایت جنایت، از زمان بهبود زخم محاسبه می شود. [۱۱]

چگونگی توزیع دیه

در چگونگی توزیع دیه بر افراد عاقله دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، از جمله:

توانگر

توانگر نیم دینار و فرد متوسط یک چهارم دینار می پردازد.[۱۲][۱۳][۱۴]

امام علیه السّلام

امام علیه السّلام یا نایب او بر حسب وضعیت مالی افراد عاقله، به گونه ای که به هیچ کدام اجحاف نشود، دیه را بین آنان توزیع می کند. [۱۵] [۱۶][۱۷] [۱۸] [۱۹]

یکسان

به گفته برخی، در مقدار پرداخت دیه تفاوتی میان غنی و فقیر نیست؛ بلکه همه یکسان متحمل دیه می گردند. [۲۰][۲۱]

دیه بر مبنای طبقات ارث

آیا توزیع دیه بر مبنای طبقات ارث است؛ بدین معنا که با وجود طبقه نخست، بر طبقه دوم توزیع نمی شود، مگر در صورت نبود یا ناتوانی طبقه اول، یا اینکه در توزیع دیه تفاوتی بین نزدیک و دور نیست و از ابتدا دیه بین همه توزیع می گردد؟ مسئله محل اختلاف، و مشهور قول نخست است. [۲۲]
بنابر قول مشهور، دیه از ابتدا بر عاقله واجب می شود نه بر جانی؛ از این رو، عاقله نمی تواند پس از پرداخت دیه، آن را از جانی پس بگیرد. [۲۳] برخی قدما آن را ابتدا بر جانی واجب دانسته و گفته اند: عاقله می تواند به جانی رجوع کند و آنچه پرداخته، پس بگیرد، مگر آنکه جانی توان مالی نداشته باشد. در این صورت چیزی بر عهده جانی نخواهد بود. [۲۴] [۲۵]

منبع

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۲۹۶.

پا نویس

  1. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴.
  2. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۱۷.
  3. الروضة البهیة، ج۱۰، ص۱۸۸.
  4. مائة قاعدة فقهیة، ص۱۹۵.
  5. مائة قاعدة فقهیة، ص۲۴.
  6. مائة قاعدة فقهیة، ص۲۵.
  7. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴۲۷.
  8. المبسوط، ج۷، ص۱۷۶.
  9. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴۲۸.
  10. تفصیل الشریعة (الدیات)، ص۳۰۲-۳۰۳.
  11. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴۴۰-۴۴۱.
  12. المبسوط، ج۷، ص۱۷۴.
  13. المبسوط، ج۷، ص۱۷۸.
  14. المهذب، ج۲، ص۵۰۴.
  15. الخلاف، ج۵، ص۲۷۹.
  16. کتاب السرائر، ج۳، ص۳۳۲.
  17. تحریر الاحکام، ج۵، ص۶۴۳.
  18. مسالک الافهام، ج۱۵، ص۵۱۸.
  19. مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۱۵۶.
  20. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴۳۵-۴۳۷.
  21. تحریر الوسیلة، ج۲، ص۶۰۱.
  22. جواهرالکلام، ج۴۳، ص۴۳۷.
  23. جواهرالکلام، ج۴۳، ص۴۳۴.
  24. المقنعة، ص۷۳۷.
  25. المراسم العلویة، ص۲۴۱.
منبع: دانشنامه حوزوی ویکی فقه - تاریخ برداشت: 28/02/95