پرسش و پاسخ:پرسش های نظری

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از پرسش های نظری)
پرش به: ناوبری، جستجو
پرسش های نظری

محتویات

کسی که دو فریضه را ترک کند، در روایات به چه چیزی تشبیه شده است؟

پاسخ: امر به معروف و نهی منکر از فروع دین اسلام و اجراء آن باعث برپا شدن واجبات و از بین رفتن منکرات و برقراری امنیت و آسایش در جامعه می‌شود. زیرا از نظر اسلام جامعه انسانی یک واحد به هم پیوسته است که اگر جلوی میکروب‌های موجود در یک عضو گرفته نشود ناراحتی به سایر اعضاء سرایت خواهد کرد. امر به معروف و نهی از منکر به منزله واکسیناسیون جامعه و جلوگیری از ابتلاء به بیماری‌های روحی و روانی است. بر این اساس امر به معروف و نهی از منکر برای همه جوامع ضرورت تام دارد.
مثال امر به معروف و نهی از منکر مثال جلوگیری از کار انسان نادانی است که سوار کشتی شده و قصد سوراخ کردن آن را دارد که اگر از این کار او جلو گیری نشود با سوراخ شدن کشتی، خود او و دیگر مسافران کشتی غرق خواهند شد. آیا اگر چنین فردی اعتراض کند که هیچ‌کس حق ندارد آزادی مرا سلب کند زیرا من تنها زیر صندلی مخصوص خود را که اختیار آن را دارم، سوراخ می‌کنم و تنها خودم غرق می‌شوم!!! کسی به اعتراض او توجه می‌کند؟ مسلماً کسی اعتراض او را نمی‌پذیرد زیرا همگان می‌دانند که سوراخ شدن یک نقطه از کشتی همان و غرق شدن همه کشتی با تمام سرنشینان هم همان؛ بنابراین اگر در جامعه‌ای امر به معروف و نهی از منکر ترک شود گناه و فساد یک نفر یا یک گروه به سایر افراد و سایر گروه‌ها نیز سرایت و جامعه‌ای را آلوده می‌کند.
امر به معروف و نهی از منکر دارای شرایط و مراتب خاص خود است که از جمله شرایط آن الف: آمر و ناهی باید موارد معروف و منکر را بشناسد تا بتواند امر و نهی کند.
ب: آمر و ناهی باید احتمال تأثیر بدهد و الا واجب نیست امر و نهی کند.
ج: آمر و ناهی باید قدرت امر و نهی داشته باشد و جان یا مال معتنابه او در خطر نباشد.
د: آمر و ناهی باید مراتب امر و نهی را رعایت کند یعنی اگر با یک نگاه کردن مقصود بر آورده می‌شود دیگر حرف نزد و اگر با صدای آرام مشکل حل می‌شود صدای خود را بلند نکند و...
در آخر اینکه: هر چیز دارای نشانه است و حیات معنوی نیز نشانه‌های خاص خود را دارد که از جمله آنها، حساس بودن به موافقت و مخالفت یکتای بی‌همتاست. اگر کسی از چنین احساسی محروم باشد، در حقیقت حیات معنوی خود را از دست داده است. امیرمؤمنان (ع) فرمودند: «کسی که کار بد را به قلب و زبانش انکار نکند، مرده‌ای میان زنده‌هاست». ۱
ترک امر و نهی، نوعی موافقت با گناه و مخالفت با خدای تعالی است
امام صادق (ع) فرمودند: «کسی که گناه را ببیند و با توانی که دارد از آن نهی نکند، دوست دارد معصیت خدا شود و کسی که دوست دارد معصیت خدا روی دهد، دشمنی خود را با خدا آشکار ساخته است». ۲
منبع:
۱. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۰۴.
۲. مستدرک، ج۱۲، ص۱۷۷.

در بعضی از کشورها، که گاهی کشورهای متمدّن و پیشرفته هم هستند، به اقلّیت مسلمان ظلم‌هایی می‌کنند؛ مثلاً به دانش آموزان دختر با حجاب، یا بانوان محجّبه، اجازه درس خواندن و کارکردن نمی‌دهند و تبعیض قائل می‌شوند در حالی که ما به این رفتار اعتراض می‌کنیم که چرا در این کشورها اکثریّت نامسلمان، اعتقادات و روش‌های خود را بر اقلّیت مسلمان تحمیل می‌کنند، چرا در کشور خودمان خیلی اوقات اکثریّت مسلمان، احکام اسلام (مثل حجاب، گوش ندادن به موسیقی، و بعضی حلال و حرام‌های اسلامی را) را به اقلیّت نامسلمان و یا مسلمانان غیرمتعهّد تحمیل می‌کنند؟

پاسخ: نکاتی که در ذیل می­آید ما را در رسیدن به جواب یاری می­کند:
۱. ما اگر به جوامع پیشرفته مادی انتقاد می­کنیم که چرا بانوان مسلمان را مجبور به کشف حجاب می­کنند؛ از این باب است که به ظاهر آنها پذیرفته­اند که انسان در پوشش خود محدودیتی ندارد و ایجاد محدودیت برای فرد را از این جهت نپذیرفته­اند و اینگونه امور را احترام به فرد تلقی می­کنند و دیگران را هم به این امر می­خوانند، سؤال و اشکال ما اینست که آیا وضع قوانینی به منظور محدود کردن اختیار نوع پوشش دختران مسلمان منافاتی با سایر قوانین این کشورها ندارد و آیا چنین عملی در درون خود تناقض را به همراه ندارد و پارادوکسیکال نمی­باشد؟
در حالی که این مسئله در جامعه اسلامی چنین نیست؛ زیرا جامعه اسلامی ادعای آزادی انسان در هر شرایطی را ندارد؛ احکام اسلام تابع مصالح و مفاسد است و جامعه اسلامی احکام الهی اسلام را به عنوان قانون پذیرفته است و اسلام رعایت حریم­های الهی را در سطح جامعه به عنوان رعایت قانون جامعه لازم می‌داند.
از دیدگاه ما حجاب مصونیت است نه محدودیت، در فضایی که حجاب رعایت می‌گردد، امکان بیشتری برای تعالی و رشد انسان فراهم می‌شود و ما حتی بی‌حجابی را برای جوامع پیشرفته همچون سم مهلکی تلقی می‌کنیم و معتقدیم که هر مقدار برهنگی بیشتر باشد، انسان از رسیدن به مقصدی که برای آن خلق شده است دورتر می‌شود. همین‌طور است ارتکاب سایر محرمات مثل نوشیدن شراب و...
۲. ممکن است گفته شود، از نظر علم پزشکی ثابت شده است که نوشیدن مشروب به اندازه کافی، نه تنها ضرری ندارد بلکه عمر انسان را هم زیادتر می‌کند. اما باید توجه کنید که:
اولا: در علم پزشکی ثابت نشده است که خوردن مشروب به اندازه کافی، مفید است و باعث ازدیاد عمر می‌گردد. آیا علم پزشکی می‌تواند این تضمین را بدهد که در آینده به برکت پیشرفت علم پزشکی، نخواهد گفت که مشروب مضر بوده و مثلاً به بافت‌هایی از بدن آسیب وارد می‌کند.
ثانیا: علم پزشکی این توان را ندارد که پیرامون تأثیرات روحی مشروب بر انسان بحث کند، ممکن است علم پزشکی اثبات نماید که از نظر فیزیکی مشروب در رشد بدن مؤثر است اما علومی همچون روانشناسی و روان پزشکی و ... اثبات نمایند که مشروب خوری تأثیرات مخرب روحی را در بر دارد (از اثرات مخرب شراب اینست که باعث مستی می‌گردد و در این حالت زوال عقل، این امکان وجود دارد که انسان به هر کار و جنایتی دست بزند۱، در مقایسه بین این دو، عاقل از منفعت بدنی بخاطر زیان‌های روحی دوری می‌جوید.
ثالثا: اسلام حکم به تحریم شراب کرده است به خاطر مفاسدی که در آن موجود بوده است، بعضی از این مفاسد تاکنون کشف شده و بعضی تاکنون کشف نشده است. ما دستورات اسلام را وحیانی می‌دانیم و یقین داریم که خداوند حکیم و دانا با علم به پلیدی شراب آن را بر مردم حرام کرده است. نتیجه اینکه با صرف یک دستاورد علمی (مثل فوائد بدنی شراب) نمی‌توان از این دستور الهی دست برداشت و گفت که بر آن، هیچ پلیدی ولو پلیدی روانی و روحی مترتب نیست.
۳. ممکن است گفته شود این دیدگاه اسلام است که فلان موضوع حرام است و مفاسدی را در پی دارد اما چرا اقلیت­های مذهبی نتوانند در جامعه طبق عقائد خود عمل کنند؟ در پاسخ باید بگوییم که: آنجا که حریم خصوصی اشخاص است و به سطح جامعه کشیده نشده، اسلام اجازه دخالت حکومت در حریم خصوصی را نمی­دهد؛ ولی آزادی­های فردی در سطح جامعه را بخاطر منافع اجتماعی محدود می­کند و اصل این مسئله یعنی محدودیت آزادی فرد در برابر منافع جامعه، امری پذیرفته شده در جوامع انسانی است هم ­چنان‌که هر حکومت پذیرفته شده توسط مردم در دنیا آزادی فردی را با که در تضاد با منافع جامعه است، محدود می­کنند و اختلافی که دیده می­شود مربوط به موارد این منافع است که ما معتقدیم بهتر از هر قانون انسانی، قوانین الهی می­توانند تعیین کننده منافع حقیقی انسان و جامعه انسانی باشند. از نظر اسلام نیز ارتکاب گناه در ملاء عام و تظاهر به شکستن قانون، خود گناه دیگری محسوب می­گردد که اثرات نامطلوبی بر سلامت فضای جامعه اسلامی خواهد گذاشت، و به همین دلیل بمنظور صیانت جامعه از فساد، اسلام بر هر مسلمان واجب نموده که امر به معروف و نهی از منکر کند. تصور کنید که در قایقی نشسته­اید و عده­ای هم در کنار شما هستند؛ ناگهان در وسط دریا، کسی می­خواهد در قایق کاری را انجام دهد که صدمه آن به دیگران خواهد رسید و منجر به در معرض خطر قرار گرفتن دیگران می­شود، در این حالت آیا شما خواهید گفت که او آزادی دارد که هر کاری را بکند و مزاحم او نباید شد. یقیناً شما به منظور جلوگیری از غرق شدن قایق و آسیب نرسیدن به سرنشینان آن، در جای خود نمی‌نشینید، مگر اینکه کاری از دست شما بر نیاید. آیا انتظار دارید که دیگران به کمک شما بیایند یا به کمک شخص خرابکار؟

به نظر می‌رسد حجاب جزء احکام خصوصی است، با توجه به اینکه احکام پوشش برای اهل کتاب نیامده و در زمان پیامبر و ائمه علیهم السلام کنیزان را اجبار نکرده‌اند و هیچ‌گاه برای موی سر، کسی مورد مجازات قرار نگرفته است چنانچه پوشش سر از احکام تحمیلی است، در چه زمانی و به دستور چه شخصی صورت گرفته است؟

پاسخ: ۱) حجاب تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی است و کسی نمی‌تواند دخالت کرده و تجسس نماید، ولی آنگاه که به یک امر اجتماعی تبدیل شد و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کرد و به تشخیص نوع مردم و مسئولین امر، موجب مفسده شود، حکومت و حاکم می‌تواند از باب نهی ازمنکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، حداقل حجاب را الزامی کند. حدود حجاب شرعی در کتب فقهی کاملاً معین شده است و البته حداکثر حجاب امری اختیاری است و کسی نمی‌تواند دیگری را به آن الزام نماید. حداقل حجاب یعنی اینکه بی‌حجابی نباید به گونه‌ای باشد که مفسده انگیز باشد. شما داستان غم بار اندلس سابق و اسپانیای امروز را شنیده‌اید و حرص و ولع مراکز استعماری را برای شیوع اخلاق جنسی غرب در بین مسلمین را ملاحظه می­کنید! آیا با این وصف فکر می­کنید اگر دخترکان زیباروی طناز به بازار جوانان پاک و اما پر از غریزه و هیجان و شهوت درآیند و متاع جمال خود را در چشم و خیال حساس آنان به حراج گذاشته و از آنان دل‌ربایی کنند، امری شخصی است؟ ما موافق دخالت حاکمیت به عنوان آمر به معروف و نگهبان سلامت اخلاق و معنویت دینی جامعه هستیم، البته به دور از افراط و تفریط.
امروزه در ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی بحمدالله زنان مسلمان خود سخت دلبسته حجاب ـ البته با مراتب مختلف آن ـ هستند و چنانچه در تاریخ دیده و خوانده‌اید، در مقابل کشف حجاب مقاومت­ها کرده‌اند و تنها تعداد اندکی هستند که از مرز حداقل حجاب عبور می‌کنند و این اندک را باید بسیار محاسبه کرد. در ضمن مطمئن باشید که به خاطر چند تار مو و بالاتر از آن کسی را مجازات نمی‌کنند، تنها در صورتی مجازات صورت می‌گیرد که منجر به فسادی آشکار و مفسده‌ای ناراحت‌کننده شده باشد.
۲) بعضی از موضوعات در طول تاریخ و با دخالت دو عنصر زمان و مکان احکامشان متفاوت می‌شود مثلاً حضرت امیر (ع) سالی بر قاطر و اسب هم زکات۱ بست و سال دیگر برداشت یا در زمان ائمه علیهم‌السلام خرید و فروش سلاح آزاد بود ولی الآن کسی نمی‌تواند تانک و نفربر و تیربار خرید و فروش کند؛ شاید حجاب هم در عهد ائمه (ع) و پیامبر (ص) وضعیت خاصی داشته است، اما امروزه عنوان دیگری پیدا کرده و احکام دیگری یافته است.
۳) بالاخره چنانچه تشخیص حاکم­اسلامی و ولی­فقیه بر این امر قرار بگیرد که اقتضاء مصلحت اسلام و مسلمین بر اجبار به انجام حکمی از احکام الهی است، می­تواند به طور موقت موجب اجبار نمودن اجرای آن حکم بشود.
۱. کافی ج۳ ص ۵۳۰ حدیث ۱

مسئله کتک زدن زنان در قرآن یا عدم مشورت با زنان و ناقص العقل بودن آنها که در نهج البلاغه آمده را چگونه بیان می‌نمایید؟

پاسخ: ۱. این چنین نیست که آزادی زن از طرف اسلام محدود شده باشد، آری برخی اختیارات زنان بعد از ازدواج و به صورت تابعی از قرارداد ازدواج محدود می‌شود که این اختصاص به زنان ندارد، مردان نیز با قرارداد ازدواج اختیاراتی را از دست می‌دهند و همچون زنان وظایفی را به عهده می‌گیرند و علاوه «برای زنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‌ای قرار داده شده "و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف۱"»
۲. مسئله تنبیه زنان، در صورتی که آنان برخی وظایف خود را که در آیه کریمه به آن اشاره شده انجام ندهند موضوع خاص زنان نیست بلکه یکی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر، تنبیه کسی است که یکی از وظایف لازم خود را ترک کند. شما می‌دانید امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مؤمن هست که مرحله اول آن ابراز ناراحتی از گناه، مرحله دوم آن دستور زبانی و مرحله سوم آن جلوگیری فیزیکی است. آنچه در این آیه آمده است اشاره به همین وظیفه عمومی مؤمنان است که دقت در آیه و ترتیب جملات آن نیز همین مطلب را روشن می‌کند «فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن۲» و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود) آنها را تنبیه کنید!»
در اینجا چون شرایط نوعاً برای مردان فراهم است که این مرحله از امر به معروف را نیز انجام دهند، به آن اشاره شده است و الا اگر چنانچه مردی نیز از وظیفه خود تخطی کرد _با وجود شرایط و امکان_ زن نیز می‌تواند و باید به وظیفه خود (امر به معروف) عمل نماید؛ و در غیر صورت امکان یا نبود شرایط، مراجع قانونی و قدرتمند برای اینکار در نظر گرفته شده است (دادگاه).
۳ - می‌دانید که ازدواج یک رابطه محبت آمیز است که بین زن و شوهر برای بقاء نسل و تکامل انسانی برقرار می‌شود که در عین حال چارچوب حقوقی نیز دارد خداوند در بعض آیات قرآن کریم به جنبة حقوقی و در بعض دیگر به جنبه احساسی آن -جهت غالب این رابطه- اشاره کرده است. زن مظهر محبت و محور عشقی ازدواج است تو گویی خداوند در آیه «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة انّ فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون»۳ و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میان‌تان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند!»
به این جنبه عاطفی اشاره کرده، منّتی بر مرد می‌گذارد که کلمات «لتسکنوا الیها» و «مودت» و «رحمت» به همین موضوع اشاره دارد...
و اگر فضای سخن فضای محبت و دوستی نبود می‌توانست جای سؤال باشد که چرا نعمت مردان را در این آیه به زنان گوشزد نکرده است چون همان‌طور که زنان محور محبت هستند مردان نیز امتیازاتی برای زنان دارند.
۱. سوره بقره، آیه ۲۲۸
۲. سوره نساء، آیه ۳۴
۳. سوره روم، آیه ۲۱

آیا این حرف صحیح است که اگر از افراد خلافکار نفرت داشته باشیم جزء آنان نمی‌شویم ولی اگر از آنان نفرت نداشته باشیم جزء آنان می‌شویم؟

پاسخ: لزوم نفرت داشتن از گناه و معصیت را تأیید می‌کنیم، چرا که از نظر اسلام یک مسلمان نباید نسبت به آنچه در اطراف خود می‌گذرد بی‌تفاوت باشد، بلکه باید کارهای نیک را تأیید و افراد نیکوکار را تشویق نموده و بالعکس از کارهای بد و افراد بدکار دوری نموده در صدد اصلاح آنها برآید؛ که اصلاح آنها از طریق امر به معروف و نهی از منکر امکان‌پذیر است که اولین مرحله آن داشتن نفرت قلبی از یک عمل زشت است و در مراحل بعدی با صحبت کردن و استدلال منطقی به گناهکار کمک نماید تا آن کار را کنار بگذارد.
باید توجه داشت اگر چه ما به عنوان یک مسلمان باید از دروغ‌گویی نفرت داشته باشیم، اما باید فرد دروغ‌گو را یک مریض بدانیم که باید معالجه کرد و نباید از مریض نفرت داشت بلکه باید از مرض و بیماری نفرت داشت و آن را از بین برد. همان طوری که پیامبر اسلام (ص) به حال افراد گمراه و کافر غصه می‌خورد و طبیبانه سعی در هدایت آنها داشت ما نیز به عنوان پیروان آن بزرگوار باید با مهربانی و دلسوزی سعی در هدایت و معالجه گمراهان داشته باشیم.

منظور امام حسین (ع) از عبارت (امر به معروف) که در بیان اهداف قیام خود به آن اشاره فرموده‌اند، چه بوده است؟ اگر مراد نماز و روزه است که سپاهیان یزید از قبل نماز و روزه را مراعات می‌کردند؟

پاسخ: مراد از "امر به معروف "که امام حسین (ع) در تبین اهداف قیام خود بدان اشاره فرموده‌اند، امر به تمام چیزهایی است که دستور خداوند و دین او است و پیامبر اکرم (ص) برای بیان و اجرای آنها مبعوث شده است. (عدل و توحید و فضایل اخلاقی و...) و اکنون سالهاست که توسط حکام بنی امیه زیر پا گذاشته شده است؛ و مراد از نهی از منکر نقطه مقابل آن است. منکراتی را که بنی امیه و یزیدیان مرتکب شده بودند، زیر پا نهادن علنی احکام اسلام و روی آوردن به فسق و فجور بود و اگر این رویه با سکوت دنیای اسلام رو برو می‌شد، چیزی نمی‌گذشت که تمام پایه‌های اسلام رو به نابودی می‌گذاشت و نسلهای بعد هم از اسلام و قرآن چیزی را دریافت نمی‌کردند. سیدالشهداء با بزرگترین منکر که همان شرک و فسق و فجور آن هم به نام حکومت دینی و خلیفه پیامبر (ص)، در افتاد و از آن نهی کرد و برای مبارزه با این منکر بزرگ خود و یارانش شربت شهادت نوشیده و اولاد و برادر را نیز به آستان دوست هدیه کرد سلام بر او و سلام بر کسانی که در جوار نورانیش در خاک و خون مدفون شدند.

کتک زدن -حتی کتک آرام- یک عمل غیرانسانی است، در بارهٔ این آیه: وَ اللاّتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً إِنَّ اللّهَ کانَ عَلِیًّا کَبیر

پاسخ: می‌دانید که یکی از دستورات اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر است که مراتبی دارد:
مرتبه اول ـ اظهار ناراحتی با اخم یا برگرداندن صورت و رو.
مرتبه دوم ـ امر و نهی زبانی.
مرتبه سوم ـ امر و نهی بوسیلة اعمال قدرت مثلاً ظرف شراب را از کسی که می‌خواهد شراب بنوشد، بگیرد یا دست او را بگیرد و یا او را بزند.
قابل توجه است که چنانچه امر به معروف و نهی از منکر با هر مرتبه ای انجام شود، بکاربردن مرحلة بالاتر جایز نیست، کما اینکه اگر با مرحلة پائین انجام نشد، (چنانچه انسان بتواند) موظف است برای رفع و دفع فعل منکر مرحلة بعد را انجام دهد. البته مناسب است در تمام مراحل همچون پدر و طبیبی مهربان عمل نماید.
بعد از این مقدمه عرض می‌شود که قرآن کریم بعد از آنکه در آیه ۱۹ سوره نساء به مردان دستور می‌دهد که با زنان خود خوشرفتار باشند(وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ‏) در این آیه بعنوان نهی از منکر می‌فرماید: زنانی را که آثار عدم اطاعت در آنها هویدا شد، موعظه کنید و در مرحله بعد اگر موعظه تأثیر نداشت در رختخواب پشت به آنان بخوابید و اگر باز هم تأثیر نگذاشت آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت کردند دیگر بر آنها هیچ راهی را برای سرزنش مجوئید که خدا والای بزرگ است.
در اینجا توضیح چند نکته لازم است:
منظور اطاعت در غذا پختن یا اینکه چرا لباس‌ها را نشستی یا این قبیل امور نیست بلکه منظور اطاعت در اموری است که وظیفه زن است یعنی امور واجب و وظایف زناشویی.
و منظور از ”زدن“ آن نیست که او را چنین و چنان بزنید بلکه تا اینکار با مرحله ضعیف انجام می‌شود از مرحلة قوی‌تر باید اجتناب کرد، پیامبر اکرم (ص) فرمود: زن لعبت است، هر کس او را گرفت مراقب باشد که ضایعش نسازد۱و هم چنین فرمود: آیا جای تعجب نیست که کسی همسرش را بزند و آنگاه با او دست به گردن شود۲.
ج ـ زن نیز چنین وظیفه‌ای نسبت به شوهر و دیگران دارد که اگر دید شوهر یا کس دیگر واجبی را ترک کرده یا منکری را انجام می‌دهد، با وجود توانائی باید امر به معروف و نهی از منکر نماید.
بنابراین معلوم شد که این آیه ناظر به دستور عمومی امر به معروف و نهی از منکر است و آنهم محدود و مشروط به شرائط خاص خودش نه پهن کردن بساط خشونت در خانه و علیه زنان.
۱. الکافی ج ۵، ص۵۱۰، باب إکرام الزوجه، ص ۵۰۹
۲. الکافیج ۵، ص ۵۰۹، باب إکرام الزوجه، ص ۵۰۹

دو فریضه دربارهٔ ترک عمدی و آگاهانه است یا در مورد جاهل و غافل و ناسی هم مصداق دارد؟

پاسخ: آیت الله جوادی آملی: «امر به معروف و نهی از منکر در جایی است که کسی عالماً عامداً با اینکه می‌داند فلان کار واجب است، ترک می‌کند. عالماً عامداً با اینکه می‌داند فلان کار حرام است، انجام می‌دهد. در چنین جایی، سخن از امر به معروف و نهی از منکر فرد و امّت اسلامی است که فرد یا جامعه باید فرمان صادر کند، به گونه‌ای که این معروف عمل بشود و آن منکر ترک بشود؛ بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر، یک مرحله ولایت متقابلی است که مؤمنان نسبت به یکدیگر دارند که ﴿الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ﴾ اینها ﴿بَعْضَهُمْ أَولِیاءُ بَعْضٍ﴾ هستند. این ولایت متقابل به صورت ﴿یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ﴾ جلوه می‌کند.»
این وظیفه مشترک میان مردم و دستگاه حکومت است. هم هیأت حاکم موظّف است، هم امّت و جامعه؛ منتها بخشی مربوط به جامعه است و بخشی مخصوص به دستگاه حکومت. آنکه مشترک است، گفتن زبانی و انزجار قلبی است؛ بنابراین، بر همگان لازم است که نسبت به منکر و کسی که مبتلا به منکر است، انزجار قلبی داشته باشند.
بر همگان لازم است، چه مسئولان حکومت چه افراد عادی وقتی کار زشتی را می‌بینند با چهره معترض و متنفّر نگاه بکنند، نگاه معترضانه و نگاه متنفّرانه داشته باشند. در صورتی که می‌دانند این شخص مبتلا به این گناه عالماً عامداً دارد پرده‌دری می‌کند، اگر برای آنها روشن نشد که این عالم عامد است، احتمال جهل، سهو، نسیان، غفلت، اضطرار، الجاء، اجبار و مانند آن می‌دهند دیگر جا برای امر به معروف نیست باید مقدمات آن امور را گذراند تا به امر به معروف رسید.
اگر جایی مشخص شد، کسی عالماً عامداً دارد پرده‌دری می‌کند، چه بر مسئولان نظام چه بر افراد عادی، واجب است که با نگاه اعتراض‌آمیز و چهره خشم‌آلود و صورت متنفرانه با او برخورد کنند. این نخستین مرحله است. پس از آن، انزجار قلبی.
انزجار قلبی، آغاز این امر به معروف و نهی از منکر است؛ برافروختگی چهره و نگاه معترضانه و نقّادانه، مرحله بعدی است و اعتراض زبانی، مرحله دیگر است و اگر این مراحل اثر نگذاشت، با دست و اعضا و جوارح باید جلوی آن منکر را بگیرد تا این فساد رخنه نکند؛ این مشترک است بین مسئولان نظام و امّت اسلامی

آیا ضرورت خودداری از «امر به معروف و نهی از منکر به هنگام به خطر افتادن جان و مال» برای امام حسین (ع) صدق نمی‌کرد؟ پس چرا حضرت به انجام دو فریضه اقدام کرد؟

پاسخ: امر به معروف و نهی از منکر یکی از ضروری‌ترین و مؤثرین احکام اسلام است که باید مورد توجه و عمل همگان قرار گیرد و تعریف و گستره و شیوه‌ی آن نیز محدود نیست. لذا برای آشنایی بیشتر و پاسخ سؤال مذکور، لازم است به نکات ذیل توجه شود:
الف - «امر به معروف و نهی از منکر» همان‌طور که از نامش پیداست، از سنخ، تعلیم، ارشاد، موعظه، تبلیغ و نصیحت نیست. بلکه از سنخ «امر و نهی» است که در فارسی می‌توانیم به «وادار نمودن» یا «بازداشتن» تعبیر کنیم. پس حتماً نوعی تحکم در آن مستتر است.
ب - به طور قطع ابتدا باید «معروف» را شناخت و سپس نسبت به آن «امر» کرد و هم چنین «منکر» را شناخت و سپس از آن «نهی» نمود. و همین امر نشان می‌دهد که مسلمان باید ابتدا خود را مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار دهد و سپس دیگران را. حکم شرع و عقل همین است و اگر چنین نکند، کاری غیر عقلایی کرده است - مانند یهودیانی که همگان را به تورات دعوت کرده و از خود غافل بودند:
«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (۴۴)
ترجمه: آیا مردم را به نیکوکاری فرمان می‌دهید و خویشتن را فراموش می‌کنید؟ در حالی که شما کتاب را می‌خوانید، آیا نمی اندیشید؟
بدیهی است که گستره‌ی «معروف»ها و «منکر»ها محدود نیست و در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی جریان دارد. و ممکن است هر یک در هر زمان یا مکانی نسبت به دیگری یا بقیه اولویت داشته یا از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار باشد.
ج - اگر چه «امر به معروف و نهی از منکر» یکی از احکام ضروری اسلام است، اما مانند سایر ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها اختصاصی به اسلام ندارد. همه‌ی ملت‌ها و اقوام با توجه به فرهنگ و دین‌شان برای خود «معروف»ها و «منکر»هایی دارند که گاه عمومی و همگانی و حق است و گاه خصوصی و یا حتی باطل است. لذا همگان نسبت به معروف‌های خود «امر» و نسبت به منکرهای خود «نهی» دارند. مگر امریکایی‌ها امر و نهی به معروف‌ها و منکرهای خودشان ندارند و آن را به زور تبلیغ، تحریم و جنگ اعمال نمی‌کنند؟!
خداوند می‌فرماید شما مسلمانان بهترین‌ها به دلیل امر به معروف و نهی از منکر هستید [چرا که حکم خدا را بیان و عمل می‌کنید] و کفار نیز به منکر «امر» و به معروف «نهی» می‌کنند:
«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ» (آل عمران، ۱۱۰)
ترجمه: شما بهترین امت هستید که برای مردم پدیدار شده، فرمان به کارهای پسندیده می‌دهید و از کارهای ناپسندیده جلوگیری می‌کنید و به خدا ایمان دارید، و اگر اهل کتاب (نیز) ایمان آورده بودند برایشان بهتر بود. [اما پاره‌ای‏] از آنها گرویدگانند و بیشترشان فرمان نابردگان هستند (فاسقند).
«الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقینَ هُمُ الْفاسِقُونَ» (التوبه، ۶۷) ترجمه: مردان منافق و زنان منافق، بعضی از بعضی دیگرند، به ناشایسته فرمان می‌دهند و از [کار] پسندیده نهی می‌کنند، و دستهای [انفاق‏] خود را می‌بندند، خدا را فراموش کرده‌اند پس [خدا هم‏] فراموششان کرد، آری، منافقین همان عصیان‌پیشگانند.
د - اسلام برای این مهم اهمیّت بسیاری قایل است، تا جایی که [ضرورت و اثر] همه‌ی نیکویی‌ها و حتی جهاد در راه خدا را در مقابل آن ناچیز می‌شمارد. چنان چه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرمایند: «تمام کارهای نیک و (حتی) جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، همچون آب دهان در برابر دریای پهناور است. (نهج البلاغه، کلمات قصار، ۳۷۴)».
دامنه و مصادیق معروف‌ها و منکرها در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی گسترده است و برخی نسبت به برخی دیگر در اولویت قرار دارند. و انسان حکیم نیز عاقلانه عمل می‌نماید.
به عنوان مثال: اگر کسی پوست موزی به زمین بیاندازد، عمل منکری انجام داده و باید او را از این کار نهی نمود و به رعایت بهداشت، سلامت و امنیت شهر و شهروندان امر نمود. اما اگر این فرد مست باشد و قمه‌ای نیز در دست داشته باشد چه؟ آیا آدم عاقل، جانش را به خاطر پوست موزی که مستی بر زمین انداخته به مخاطره می‌اندازد؟!
اما یک موقع است که دین مردم به خطر افتاده و آنها را به سوی هلاکت می‌برند و خودشان نیز در خواب غفلت هستند. به یزید امیرالمؤمنین می‌گویند و اطاعتش را اطاعت خدا و رسول می‌انگارند! اطاعت‌شان و تبعیت‌شان از یزید یک درد است، اما حاکم اسلامی و امیر مؤمنان شناختن یزید، درد بی‌درمان دیگری است و شرایط به گونه‌ای است که انسان والایی چون امام حسین (ع) باید جانش را فدا کند [نه این که فقط به مخاطره بیاندازد و احتمال خطر بدهد]، لذا به حکم شرع که عین عقل است عمل می‌نماید.
امیرالمؤمنین علی (ع) بدین مضمون می‌فرمایند که: «مالتان را سپر جان و جانتان را سپر دین‌تان کنید»، اگر قرار باشد که هر امر به معروف و نهی از منکری به خاطر ترس از به مخاطره افتادن مال و جان رها شود که بر عکس عمل شده است. یعنی دین سپری برای جان، و جان سپری برای مال شده است!
امام حسین (ع) فرمودند: هرگاه چون یزیدی حاکم امت اسلامی شود، فاتحه‌ی اسلام خوانده است. این جمله ژرف حاکی از آن است که نه تنها این امر به معروف و نهی از منکر بر امام حسین (ع) و آن هم در مقابل یزید واجب بود، بلکه هر گاه چون یزیدی حاکم شد، این قیام بر همگان لازم است.

با توجّه به آیة «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (آل‌عمران/۱۰۴)، خیر چیست و آیا در همة زمان‌ها یکسان است. معروف و منکر چه بوده و شرایط آمر و ناهی چیست؟

پاسخ: ابتداء ترجمة آیه: «باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.»
معنای خیر
خیر در لغت عبارت از چیزی است که همه به آن اظهار تمایل و رغبت کنند. مثل عدالت، عقل، اخلاق و آن چه نافع و مفید است۱و در اصطلاح هر نیکی را خیر و یا دعوت به دین را خیر می‌گویند.
مصادیق خیر
بیان مصداق‌های خیر در شرع باید توسط قرآن، و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ بیان شود. چنان که صاحب ابن عباد به امیرمؤمنان می‌گوید: به من گفتند علی از همه بالاتر است گفتم نه بلکه بالاها بواسطه علی ـ علیه السّلام ـ بالا است، پس خیر و خوبی‌ها را آنها باید بیان دارند.
اقسام خیر
خیر مطلق
خیر دو نوع است خیر مطلق و آن این است که در همة زمان‌ها و مکان‌ها مورد رغبت و علاقة مردم می‌باشد، مثل بهشت و یا همان عدالت، باقیات، صالحات و...
خیر نسبی
گاهی خیر نسبی است مثل مال که نسبت به بعضی خیر است و گاهی هم ممکن است از نظر دینی به ضرر فردی باشد،[۲] لذا قرآن گاهی از مال تعبیر به خیر می‌کند «ان ترک خیراً» وگاهی هم تعبیر به فتنه نموده «المال و البنون فتنه» و یا در آیة دیگر می‌فرماید «آنها گمان می‌کنند اموال و فرزندانی که بعنوان کمک به آنان می‌دهیم برای این است که درهای خیرات را با شتاب بر روی آنها بگشاییم»[۳]
در خیرهای نسبی هر عملی که باعث نفع دینی، و نزدیکی در پیشگاه خداوند شود خیر است و الاّ خیر به حساب نمی‌آید.
معروف
معروف در لغت به معنای شناخته شده (از مادة عرف) است و اکنون اسم شده است برای هر فعلی که در نزد عقل و شرع خوبی و حُسن آن شناخته شده باشد. [۴] ولی در اصطلاح هر امر واجبی که شارع دستور به انجام آن داده است معروف گفته می‌شود، البته شامل مستحبات هم می‌شود) [۵]
در نتیجه می‌توان گفت هرچیزی که شارع به صورت وجوبی، (و یا مستحبی) به آن دستور داده است معروف شمرده می‌شود (منتهی حکم مستحبی و وجوبی فرق دارند).
منکر
منکر در لغت [۶]به معنای ناشناس (از مادّه انکار) است و به کاری که عقل و شرع آن را انکار نموده باشند «منکر» گفته می‌شود. به این ترتیب کارهای نیک، از نظر دینی امور شناخته، و کارهای زشت و ناپسند از دیدگاه الهی و وحی امور ناشناس معرّفی شده‌اند، چه این‌که فطرت پاک انسانی با دسته اوّل آشنا و با گروه دوّم ناآشنا است. [۷]
شرایط آمران به معروف و ناهیان از منکر
کسانی می‌توانند این وظیفه مهم را انجام دهند که دارای شرائط ذیل باشند:
۱. با معروف و منکر آشنا باشد، یعنی بداند آن چه شخص مکلف بجا نمی‌آورد واجب است بجا آورد و آن چه بجا می‌آورد باید ترک کند. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که عالم و دانای به معروف و منکر باشد. بر ضعیفی که راه به جایی نمی‌برد واجب نیست. [۸]
۲. احتمال تأثیر بدهد، اگر بداند که اثر نمی‌کند امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
۳. بداند شخص معصیت کار بنا دارد، عمل حرام را و ترک واجب را تکرار کند در نتیجه اگر بداند برگشته است، لازم نیست.
۴. نداشتن پیامدهای ناروا. یعنی ضرر مالی یا جانی، و عرضی و آبروئی متوجه آمر نباشد، [۹] [۱۰] [۱۱] مگر برای حفظ عقائد و یا حفظ احکام ضروریة اسلام که اگر بر بذل جان و مال هم نیاز باشد، واجب باشد آن را بذل نماید. [۱۲]
حکم امر به معروف و نهی از منکر
امر نمودن به واجب و نهی از انجام حرام، واجب است ولی امر به مستحب و نهی از مکروهات مستحب می‌باشد. چنان که امام خمینی (رضوان الله) می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر با شرائط آن واجب است و ترک آن معصیت است و در مستحبات و مکروهات امر و نهی مستحب است. [۱۳] [۱۴]و این وجوب هم از آیات و روایات استفاده می‌شود، از جملة آیة مورد سئوال؛ چون می‌فرماید: «باید گروهی باشد...» باید امر است، و امر هم دلالت بر وجوب دارد.
کیفیت امر به معروف و نهی از منکر
از مجموع آیات مربوط به امر به معروف و نهی از منکر چنین استفاده می‌شود که این وظیفه مهم دو مرحله دارد: یکی «مرحله فردی» که هر کس موظف است به تنهائی ناظر اعمال دیگران باشد و دیگری «مرحلة دسته جمعی» که امتی موظفند برای پایان دادن به نابسامانی‌های اجتماع دست به دست هم بدهند و با یکدیگر تشریک مساعی کنند. قسمت اوّل وظیفه عموم مردم است؛ چون جنبة فردی دارد به طور طبیعی گستره ی آن محدود به توانائی فرد است. امّا قسمت دوّم چون جنبة دسته جمعی دارد و گستره ی قدرت آن وسیع است طبعاً از شئون حکومت اسلامی محسوب می‌شود.[۱۵]
و اگر مراد این است که آیا واجب عینی است (یعنی بر تک تک افراد جامعه واجب باشد مانند نماز و...) و یا واجب کفائی (که بر مجموع جامعه انجام وظیفة امر به معروف و نهی از منکر واجب باشد اگر گروهی این وظیفه را انجام دادند از دیگران ساقط است)؟ باید گفت واجب کفائی است. امام راحل (رضوان الله) در این رابطه می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی می‌باشد و در صورتی که بعضی از مکلّفین با آن قیام کند، از دیگران ساقط است و اگر اقامة معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع جمعی از مکلّفین باشد واجب است اجتماع کنند. [۱۶]
در مسئله دیگر می‌فرماید: «اگر بعضی امر و نهی کنند و مؤثر نشود و بعضی دیگر احتمال بدهند که امر آن‌ها یا نهی آن‌ها مؤثر است واجب است امر و نهی کنند» [۱۷]در نتیجه می‌توان گفت اگر انجام امر به معروف و نهی از منکر ممکن باشد، انفرادی است و اگر نیاز به گروهی باشد، گروهی،در هر حال وقتی فرد و یا گروهی، این وظیفه مهم را انجام دادند، تکلیف از دیگران ساقط می‌شود، و اگر امر به معروف انجام نگرفته، و یا کامل انجام نشده همه مسئول و مکلّف هستند.
رابطه امر به معروف و رستگاری
فلاح عبارت است از پیروزی و رستگاری که گاهی دنیوی است مانند امنیّت داشتن، عمر طولانی و باعزّت، مال و ثروت. و گاهی اخروی است [۱۸] که در این آیه یا مراد هر دو است و یا همان رستگاری اخروی می‌باشد. ارتباطش با امر به معروف و نهی از منکر آنگاه دانسته می‌شود که برای نمونه به یک روایت اشاره شود: «امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی است که بقیه فرائض با آن‌ها برپا می‌شوند، و به وسیله این دو، راه‌ها امن می‌گردد، و کسب و کار مردم حلال می‌شود، حقوق افراد تأمین می‌گردد و در سایة آن زمین‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و در پرتو آن، همه کارها روبه راه می‌گردد. [۱۹] در این روایت هم رستگاری دنیوی مطرح است که امنیّت و کسب حلال، و تأمین حقوق افراد، و روبراه بودن همه کار و... و در نتیجه رستگاری آخرتی را نیز در پی دارد، چرا که وقتی تمام فرائض انجام می‌گیرد و جامعه اصلاح شود، جای آن بهشت و از پاداش عظیم الهی برخوردار خواهد بود، که رستگاری الهی همین است، به عنوان مثال اگر در مدرسه‌ای معلّمین بخوبی وظائف تدریس و تعلیم را انجام دهند، و دانش‌آموزان هم بخوبی درس بخوانند نتیجه مساوی است با قبول شدن شاگردان. در جامعه هم چنین است. انجام امر به معروف به علاوة نهی از منکر، مساوی است با رستگاری آمرین به معروف (و آن جامعه) در دنیا و آخرت. آن چه تا به این‌جا گفته شد، مربوط به رستگاری جامعه و آمرین به معروف با هم بودند. و اگر بگوئیم ضمائر در «هم المفلحون» فقط به آمران به معروف و ناهیان از منکر برمی‌گردد، بخوبی رستگاری آن‌ها روشن است. چون بالاترین و مهم‌ترین وظیفه را در جامعه انجام داده‌اند.
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر
در روایات بسیاری عظمت و اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
۱. پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خداوند در زمین وجانشین پیامبر و کتاب اوست». [۲۰]
۲. مردی خدمت پیامبر آمد، در حالی که حضرت بر فراز منبر نشسته بود، پرسید از همه مردم بهتر کیست؟ حضرت فرمود: «آن کس که از همه بیشتر امر به معروف و نهی از منکر و آن کس که از همه پرهیزگارتر (و پروا پیشه‌تر) باشد و در راه خشنودی خدا از همه بیشتر گام بردارد». [۲۱]
۳. علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «تمام کارهای نیک و حتّی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون آب دهان است در برابر دریای پهناور». [۲۲]روشن است وظیفه‌ای که از یک چنین اهمیت و ارزش‌های والای برخوردار است، انجام دهندة آن رستگار دنیا و آخرت خواهد بُود؛ چرا که با انجام آن تمام واجبات برپا و تمام محرّمات ترک خواهد شد.
آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر
اگر امر به معروف و نهی از منکر انجام نشود چه اتفاقی می‌افتد؟
تا حدودی روشن شد که اگر این وظیفه مهم در جامعه ترک شود، امنیّت از جامعه برداشته می‌شود، و کسب و کارها حرام، و حقوق افراد زیر پا گذاشته، و دشمنان مسلّط خواهند شد، و همة کارها مختل خواهد گردید. در روایات زیادی آمده است که گرفتاری و بلاهای زیادی بر اثر ترک امر به معروف و... دامنگیر جامعه می‌شود که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
۱. پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، و گرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلّط می‌کند نه به پیران احترام می‌گذارد و نه به خردسالان رحم می‌کند، نیکان و صالحان شما دعا می‌کنند ولی مستجاب نمی‌شود، و از خداوند یاری می‌طلبد امّا خداوند به آنها کمک نمی‌کند و حتّی توبه می‌کنند و خدا از گناهان در نمی‌گذرد» [۲۳]و مگر آنکه آن وظیفه مهم را انجام دهند.
۲. در بعضی احادیث از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ چنین نقل شده است که حضرت فرمود: «یک گناهکار، در میان مردم همانند کسی است با جمعی سوار کشتی شود، و به هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد تَبَری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتراض کنند، در جواب بگوید من در سهم خود تصرّف می‌کنم! اگر دیگران او را از این عمل خطرناک بازندارند، طولی نمی‌کشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده یک باره همگی در دریا غرق می‌شوند» [۲۴]
این حدیث می‌رساند که سرنوشت همة مردم یک جامعه با هم پیوند دارند. ترک امر به معروف و نهی از منکر باعث هلاکت همة مردم یک جامعه خواهد شد.
۳. امام صادق ـ علیه السّلام ـ برخی از مسلمانان را، که این فریضه الهی را ترک کرده‌اند؛ مورد نکوهش قرار می‌دهد و بی‌گناهان چنین جامعه‌ای را نیز سزاوار مجازات می‌داند و می‌فرماید: «همانان مرا سزد که بی گناهان شما را نیز به جرم گناهکاران مجازات کنم و چگونه این حق را نداشته باشم در حالی که به شما خبر می‌رسد که مردی از شما مرتکب عمل زشتی شده است ولی شما او را نهی نکرده، عملش را زشت نمی‌شمارید، از او دوری نمی‌گزینید و او را نمی‌آزارید تا عمل زشتش را ترک کند» [۲۵]
فهرست آثار ترک دو فریضه
اگر بخواهیم به صورت فهرست‌وار ضررهای ترک امر به معروف و نهی از منکر را شماره کنیم از بیان گذشته این عناوین به دست می‌آید که: ۱. مسلّط شدن دشمنان بی‌رحم. ۲. از بین رفتن حقوق و امنیّت. ۳. مختل شدن کارها. ۴. قبول نشدن دعاها و توبه‌ها. ۵. بخطر افتادن جامعه و مجازات تر و خشک جامعه. ۶. گرفتار شدن به عذاب آخرت. [۲۶]۷. شریک مجرم بودن [۲۷]
و دین را از دست دادن. [۲۸]۸. ضرر بالاتر از آن چه ترک شده است متوجه جامعه و فردی که این وظیفه را ترک نموده شدن. [۲۹]
زمان و مکان امر به معروف و نهی از منکر
هرگاه شرائط امر و نهی موجود باشد، امر به معروف واجب است و اختصاص به زمان و مکان خاص ندارد، لذا در روایت می‌خوانیم:
«امیرمؤمنان در بازارها بدون همراه می‌گذشت، گمشدگان را راهنمایی می‌کرد، ناتوان را کمک می‌کرد و چون به فروشندگان و بقّال‌ها می‌رسید، قرآن را در برابرشان می‌گشود و این آیه را تلاوت می‌کرد: آن سرای آخرت است که آن را برای کسانی که قصد برتری‌جویی و فسادانگیزی در زمین ندارند، قرار دادیم و عاقبت از آن پرهیزکاران است». [۳۰]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ هنگام عبور از کوچه و خیابان نیز از انجام وظیفة امر به معروف و نهی از منکر، به شکل شایسته و بایسته‌اش، غفلت نمی‌کرد. غیاث بن ابراهیم می‌گوید: شیوة امام صادق ـ علیه السّلام ـ این بود که چون به گروهی که با یکدیگر مشغول دعوا بودند می‌رسید، از کنار آن نمی‌گذشت مگر آن‌که سه بار با صدای بلند آنان را به تقوا سفارش می‌کرد. [۳۱]
و امام هشتم ـ علیه السّلام ـ در طول سفر به خراسان، مسئله امر به معروف و نهی از منکر را در هر شهری که می‌رسید انجام می‌داد. [۳۲]
امر به معروف در لشکرگاه: امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در لشکرگاه هنگام کوچ سربازان آمادة نبرد، با سخنانی طولانی و بسیار زیبا و فصیح و عمیق آنان را به نماز، بسیار خواندن آن و مواظبت بر اوقات آن سفارش می‌کند و آثار مثبت آن را در شخصیت افراد و نیز آثار اخروی آن را بیان می‌کند. سپس به تشریح اهمیّت زکات می‌پردازد و افراد را به پرداخت به هنگام آن سفارش می‌کند و در پایان با بیان عظمت وظیفة امانتداری، آنان را به انجام فریضة الهی امر می‌کند. [۳۳]
نهی از منکر در زندان: وقتی حضرت یوسف در زندان مصر بود، دو نفر از هم بندان او نزدش می‌آیند و تعبیرخواب خود را از او می‌پرسند. او از موقعیّت پیش آمده استفاده کرده، بحثی عقیدتی را با آنان مطرح می‌کند، آنان را از شرک بازداشته به توحید می‌خواند و می‌گوید:
ای دو هم بند من، آیا خدایان متفرق بهترند یا خداوند یکتای قهّار. [۳۴]
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
هر چند این قسم در پرسش نیامده است ولی برای تکمیل بحث به طور اختصار بدان اشاره می‌شود:
۱. اظهار نفرت و خشم علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: رسول خدا ما را فرمان داد تا با صورت‌های درهم کشیده و عبوس با گناهکاران روبرو شویم. [۳۵]پایین‌ترین درجه این مرحله، نفرت و خشم قلبی داشتن از منکرات است.
۲. امر و نهی گفتاری.
۳. بازداری و واداری عملی که این هم به چند قسمت تقسیم می‌شود:
قسم اوّل: خشکاندن زمینه‌های گناه آن هم در چند مرحله:
۱. زمینه‌های اقتصادی گناه، چون فقر گاه انسان را به کفر می‌کشاند. [۳۶]
۲. امام صادق ـ علیه السّلام ـ اول شخصی به نام شقرانی کمک مالی کرد، آنگاه نهی از منکر نمود و فرمود: «ای شقرانی خوبی از همگان نیک است و از تو نیک‌تر و زشتی از همه ناپسند است و از تو ناپسندتر؛ چون با ما پیوند داری. این اشاره به گناه او بود؛ زیرا او به گناه بزرگ شراب خواری آلوده بود. [۳۷]
۲. زدودن زمینه‌های جنسی. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: مردی را نزد امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ آورد که استمنا کرده بود، امیرمؤمنان به دست‌های او آنقدر شلاق زد که سرخ شد. سپس از بیت‌المال هزینة ازدواج وی را فراهم کرد و او را همسر داد». [۳۸]
۳. از بین بردن زمینة فکری گناه.
قسم دوم برخورد مستقیم: این قسم بحث‌های طولانی دارد، که فقط به یک روایت اکتفا می‌شود. امیرمؤمنان وارد بازار خرمافروشان شد؛ زنی را مشاهده کرد که می‌گریست و با مردی خرمافروش بحث می‌کرد حضرت به زن فرمود چه شده است؟ زن گفت: ای امیرمؤمنان، من از این مرد خرما خریده‌ام ولی خرمای زیرین، خرمای پست و بی‌ارزش است و همانند خرمای رویین، که من دیده بودم، نیست. حضرت به مرد خرما فروش فرمود: پول این زن را پس بده. ولی او قبول نکرد، حضرت سه بار تکرار کرد ولی باز هم فروشنده نپذیرفت، آنگاه حضرت با شلاق خویش او را کتک زد تا پول زن را پس داد.» [۳۹]
(طبق نظر مراجع فعلی، نهی از منکر عملی با تعزیر، با مجتهد جامع الشرایط و دولت اسلامی است).
تفاوت واژة «یدعون» و «یأمرون»
← معنای دعوت
دعا از مادّه «دَعو» در لغت به معنای درخواست کردن، خواندن، و تحریک نمودن بر انجام کاری می‌باشد. [۴۰]
در آیة مبارکه چون متعلق یدعون، خیر قرار گرفته، مراد این است که از مردم محترمانه خواسته شود، که خیر و نیکی را انجام دهند، و درخواست شود بدون الزام و اجبار؛ چون در دعوت به خیر اجباری نیست.
معنای امر
و امّا امر به معنای وادار نمودن بر کاری است [۴۱]حال با عمل باشد و یا گفتار، در نتیجه معنای آیه این می‌شود که: گروهی مردم را وادار به انجام معروف (واجبات) کنند و از منکرات (و محرّمات) باز دارند، خلاصه در «یدعُون» صرف دعوت و درخواست است امّا «یأمرون» به معنای دستور دادن هم می‌آید وادار کردن و حتی اجبار بر انجام معروف است.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر
۱. تفسیر نمونه، آیت‌الله مکارم شیرازی و همکاران، ج ۳، ص ۳۴ـ۴۲.
۲. رسالة امام خمینی (ره)، مسأله ۲۷۸۶ الی ۲۸۳۸.
۳. امر به معروف و نهی از منکر، دو فریضة برتر در سیرة معصومین، سید محمود مدنی بجستانی، تمام کتاب.
پانویس:
۱. راغب اصفهانی، المفردات، ص۱۶۰.
۲. طبرسی، مجمع البیان، بیروت، انتشارات دارالمعرفه، چاپ دوّم، ۱۴۰۸ ه، ۱۹۸۸ م، ج۱-۲، ص۸۰۷.
۳. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۵۵.
۴. مفردات راغب، ص ۳۳۱.
۵. شهید ثانی، شرح لمعة، شرح از محمّد کلانتر، بیروت، انتشارات دارالعالم الاسلامی، ج۲، ص۴۱۴ ۶. مفردات راغب، ص۳۳۱.
۷. تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیّه، چاپ نوزدهم، ۱۳۷۰، ج۳، ص۵۰.
۸. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۰۰.
۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیّه، ج۷۵، ص۴۱۳.
۱۰. لمعة دمشقیّه، پیشین، ج۲، ص۴۱۵.
۱۱. ، رساله امام خمینی، ص۳۹۸، مسأله۲۷۹۱.
۱۲. رساله امام خمینی، ص۳۹۸، مسأله۲۷۹۲.
۱۳. رساله امام خمینی، ص۳۹۷، مسأله ۲۷۸۶.
۱۴. لمعة، ج۲، ص۴۱۴.
۱۵. تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۸.
۱۶. رساله امام خمینی، ص۳۹۷، مسأله ۲۷۸۷.
۱۷. رساله امام خمینی، ص۳۹۷، مسأله ۲۷۸۸.
۱۸. مفردات راغب، ص۳۸۵.
۱۹. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۵، ح۶.
۲۰. مجمع‌البیان، پیشین، ج۱، ص۸۰۷.
۲۱. مجمع البیان، پیشین، ج۱ـ۲، ص۸۰۷.
۲۲. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۷۴.
۲۳. مجمع البیان، پیشین، ج ۱ـ۲، ص ۸۰۷.
۲۴. تفسیر نمونه، ج۳، ص۵۰.
۲۵. طوسی، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ ه ش، ج۶، ص۱۸۱.
۲۶. تهذیب الاحکام، ج۶، ص۱۷۶.
۲۷. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۸.
۲۸. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۷.
۲۹. نهج‌البلاغه، (فیض)، ص۱۱۲۵.
۳۰. قصص/سوره۲۸، آیه۸۳.
۳۱. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۴.
۳۲. عاملی، جعفر مرتضی، زندگانی امام رضا ـ علیه السّلام ـ، کنگره جهانی امام رضا ـ علیه السّلام ـ، ص ۱۳۷.
۳۳. نهج‌البلاغه، ترجمة دشتی، خطبة ۱۹۰، ص ۳۷۲.
۳۴. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۹.
۳۵. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۳.
۳۶. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۲۹۳.
۳۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۷، ص۳۴۹-۲۵۰.
۳۸. وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۵۷۴.
۳۹. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۱۹.
۴۰. مفردات راغب، ص۱۶۹-۱۷۰.
۴۱. مفردات راغب، ص۲۴.
سایت ویکی پرسش

موانع امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ: امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: کسی که منکری را ببیند و در حالی که قدرت دارد با آن مبارزه نکند، او دوست دارد که خدا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خدا را دوست داشته باشد، در مقابل خدا به دشمنی و ستیز برخاسته است.
متأسفانه با وجود اهمیت و آثار و برکاتی که امر به معروف و نهی از منکر دارد، حتی در این زمان که به برکت جمهوری اسلامی این همه امکانات فرهنگی تبلیغی در دسترس است، باز آن گونه که باید به این واجب الهی توجه نمی‌شود.
در بررسی علل این بی مهری، به سه عامل اساسی برمی‌خوریم که به طور فشرده یادآور می‌شویم:
۱. ترس
عده زیادی به دلیل ترس از به خطر افتادن جان و مال و پست و مقام خود، شانه از زیر بار این مسۆلیت خالی می‌کنند و از ترس این که مبادا حقوق و مزایا و میز ریاست را از دست بدهند، در برابر بی عدالتی‌ها و فسادهایی که در اجتماع و یا در ادارات دیده می‌شود، اعتراضی نمی‌کنند و از امر به معروف و نهی از منکر دوری می‌نمایند.
این قبیل خصلت‌های ناپسند، ناشی از ضعف ایمان به خداست، چرا که انسان‌های مومن به جز خدا، از کسی نمی‌ترسند و اندوهگین نمی‌شوند. آنان بر اساس پیام‌های خداوند که فرمود: (به هر کس هر آنچه را بخواهد می‌بخشد (ذاریات (۵۱) آیه ۲۲) و (به هر کس بخواهد سودی رساند، کسی را یارای باز داشتن آن نیست)، (یونس (۱۰) آیه ۱۰۷) همه چیز را به دست خدا می‌دانند و معتقدند همان طور که امام علی (علیه السلام) فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر، نه مرگی را نزدیک می‌کند و نه رزق و روزی انسانی را کاهش می‌دهد.(نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، خطبه ۱۵۶)
۲. طمع
عده‌ای به دلیل طمع و زیاده خواهی، امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند. با این که حق و حقیقت و حق گو و حق جو را می‌شناسند، در عین حال در مقابل آن جبهه گیری می‌کنند و با باطل و ستم کار برای رسیدن به ثروتی بیشتر یا مقامی بالاتر، همراه می‌شوند.
دین داری با طمع ورزی، سازش ندارد. امام حسین (علیه السلام) در وصیت خود چنین نوشتند: (انگیزه قیام من، هوا و هوس و زیاده خواهی و تمایلات بشری نیست، من نمی‌خواهم فساد به پا کنم و یا ستمگر باشم; بلکه هدف من، اصلاح امت جدم است و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.) (تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۹۷)
۳. اندیشه‌ها و باورهای غلط
گاهی افراد برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت‌های اجتماعی، به توجیه گناه یا تطهیر گناه‌کار می‌پردازند. قرآن کریم درباره عده‌ای که از شرکت در جنگ احزاب خودداری کردند و بهانه آوردند که خانه‌های ما حفاظ ندارد و ناموسمان در امان نیست، می‌فرماید: (و گروهی از آنها از پیامبر رخصت طلبیدند، گفتند: خانه‌های ما را حفاظی نیست، خانه‌هایشان بی‌حفاظ نبود، می‌خواستند بگریزند. ) (احزاب۳۳) (آیه ۱۳)
امروزه افراد زیادی را می‌بینیم که با روش‌های نامربوط سعی دارند سکوت خود را در برابر منکرات توجیه کنند؛ مانند این که می‌گویند: هر کس را در گور خودش می‌گذارند، جوان است بگذار خوش باشد، صلاح مملکت خویش خسروان دانند، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو، سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند و نظایر آن.
سر باز زدن از این واجب الهی، جنگ با خداست. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: کسی که منکری را ببیند و با آن مبارزه نکند، در حالی که قدرت دارد، او دوست دارد که خدا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خدا را دوست داشته باشد، در مقابل خدا به دشمنی و ستیز برخاسته است. (مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۷)
و حالا این نوشتار را با دو سوال از محضر مبارک آیة الله مکارم شیرازی (دام ظله) که درباره امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است به پایان می‌بریم:
سوال: ۱ـ گاهی که در تاکسی یا اتوبوس سوار می‌شویم راننده نوار موسیقی زن روشن می‌کند اگر انسان بداند با تذکر وی ممکن است نوار را خاموش کند اما بعد از پیاده شدن وی دوباره روشن می‌کند وظیفه‌اش چیست؟
۲. بعضی راننده‌های اتوبوس عنوان می‌کنند که اگر نوار گوش نکنند خوابشان می‌برد در این حالت وظیفة انسان چیست؟
ج۱ـ باید تذکر دهد و به وظیفه نهی از منکر با زبان خوش توأم با ادب و منطق عمل کند.
ج۲ـ باید آنها را توجیه کرد که برای این منظور از نوارهای مشروع استفاده کنند.
سوال: در دوران نوجوانی که مصادف با دهه شصت بود من در بسیج محلات مشغول به خدمت بودم که در حین این انجام وظائف گاه با کسانی که از منظر ما مرتکب منکری بودند برخورد فیزیکی می‌کردیم و آنها را با جلب مورد ضرب وشتم قرار می‌دادیم. اکنون به ایشان دسترسی ندارم آیا اموری که در آن شرایط انجام می‌دادیم درست بوده و اگر نه چگونه رضایت آنها را حاصل کنم؟
جواب: بدون اجازه حاکم شرع اینگونه نهی از منکر کردن برای افراد عادی جائز نیست و اگر چنین کاری کرده اید و دسترسی دارید حلیّت بطلبید والّا برای آن اشخاص استغفار کنید و کار خیر انجام دهید.
منابع:سایت حوزه و پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی(دام ظله)
فرآوری: آمنه اسفندیاری

پیامدهای اجتماعی ترک امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ: امر به معروف و نهی از منکر با کارکرد اصلاح، نظارت و نقد و کنترل اجتماعی خود، آثار و برکات متعدد و غیرقابل انکاری در زمینه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی بشر داشته و موجبات رشد و تکامل آن را فراهم می‌نماید. این عنصر یکی از اساسی‌ترین عناصر فرهنگ اسلام است که در چارچوب آن، سلامت جامعه در ابعاد مختلف تأمین می‌گردد و عمل به آن، ضامن بقا و استمرار جامعه و نظام اسلامی خواهد بود. ودر مقابل ترک آن دارای پیامدهای اجتماعی وفرهنگی است.
پیامدهای ترک امر به معروف ونهی از منکر به زبان جامعه‌شناسی:
۱. فراهم شدن زمینه‌های بیشتر برای انجام منکرات
۲. عادی شدن منکرات
۳. بی کارکرد وبی ثمرشدن نظام ارزشی جامعه
۴. کم رنگ شدن ارزشهای دینی واخلاقی
۵. مساعد شدن جامعه برای بروز انحراف وفساد،
۶. افزایش حرص وولع مفسدان ومجرمان برای انجام منکرات
۷. کاهش شدت حساسیت جامعه نسبت به منکرات
باترک امر به معروف ونهی از منکر؛ اعتقادات مذهبی جامعه رو به سستی گذاشته ودر آن حد کاهش می‌یابد که عده زیادی از اعضاء جامعه دیگر دلیلی برای کنترل خود وپرهیز از گناه نمی بینند . بدین ترتیب جامعه در معرض خطر انهدام قرار می‌گیرد. به عبارتی دیگر ترک امر به معروف ویا تضعیف آن در جامعه خطری خانمان برانداز است ،در نتیجه ترک امربه معروف ونهی ازمنکر سیل انجام منکرات در جامعه آغاز می‌شود. واین به نوبه خود تمام بخش‌های جامعه را تهدید می‌کند. (رفیع پور فرامرز؛ توسعه وتضاد؛ نشر شرکت سهامی انتشار؛ چاپ چهارم، تهران، سال۱۳۸۰، ص۲۹۱ )
به عبارت دیگر ترک این فریضه موجب خواهد شد که حساسیت در برابر انجام منکرات نزد افراد جامعه پایین آمده وکم کم اعتبار شرعی وقانونی را نزد مردم از دست بدهند. وقتی راه‌های انجام وارتکاب منکرات در جامعه هموار شد، که پایبندی‌های مذهبی و تعهدات اخلاقی انسان‌ها کم رنگ‌تر شود، انواع انحرافات و منکرات و کارهای خلاف و نامشروع در جامعه روی دهد، انحرافات گسترش یافته و به هنجار تبدیل شوند و تمام شئون جامعه را فرا گیرند و در نتیجه ریشه‌های نظام اجتماعی را از بین ببرند. تحت این شرایط پایه‌های اخلاقی متزلزل و هر نوع کوشش و فعالیت توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی بی‌معنا و بی‌نتیجه می‌شود (رفیع پور فرامرز؛ توسعه وتضاد؛ نشر شرکت سهامی انتشار؛ چاپ چهارم، تهران، سال۱۳۸۰؛ ص۳۰۰) «ضرر عام، و فساد، آن تام است، زیرا اگر بساط امر به معروف و نهی از منکر پیچیده شود، آیات نبوّت از میان مردم برطرف، و احکام دین و ملت ضایع و تلف می‌گردد. و جهل و نادانی عالم را فرو می‌گیرد. و ضلالت و گمراهی ظاهر می‌شود. و آثار شریعت ربّ العالمین فراموش، و چراغ آیین سیّد المرسلین خاموش، فتنه و فساد شایع، و ولایت و اهل آنها نابود و ضایع می‌گردند. و این کار عظیم را سهل انگاشتن، امر مردم فاسد، و بازار علم و عمل کاسد گشته مردم به لهو و لعب مشغول، و به هوا و هوس گرفتار، می‌شوند. و یاد خدا و فکر روز جزا را فراموش، و از باده معاصی و ملاهی مست و مدهوش می‌گردند. (معراج‌السعادة ج ۲ ص۵۰۹).
در روایتی می‌خوانیم: «در این هنگام (ترک امر به معروف ونهی ازمنکر) مردم به فتنه‌ای مبتلی خواهند شد که شخص اندیشمند در آن حیران بماند» و هر که در اخبار و آثار تأمّل کند، و بر تواریخ و سرگذشتها و داستان‌های پیشینیان، و از بلاها و عقوبت‌هائی که بر آنها وارد شده آگاه باشد، و تجربه و مشاهده عصر خود و ابتلای مردمان به بلاهای آسمانی و زمینی را به آنها بیفزاید، خواهد دانست که هر عقوبت آسمانی و زمینی، از طاعون و وبا و قحط و گرانی و کم شدن آب‌ها و باران و تسلّط ستمکاران و اشرار و وقوع قتل و غارت‌ها و پدید آمدن زلزله‌ها و مانند این‌ها به سبب ترک امر به معروف و نهی از منکر در میان مردم است. (مجتبوی، سید جلال الدین(مترجم)، علم اخلاق اسلامی، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، ۱۳۷۷،ج ۳ ص۳۱۷)
پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکردر روایات:
در روایات پیامدهای سوئی برای ترک این وظیفه بزرگ الهی ذکر شده است که به مواردی از آن‌ها اشاره می‌شود.
۱ـ سلطه ستمگران و اشرار :حضرت امیر(ع) در وصیتش به فرزندانش و همه انسان‌ها بعد از ضربت خوردن آن حضرت فرمود: «لاتترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولّی علیکم شرارکم ثم تدعو خیارکم فلایستجاب لهم؛ امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدان شما بر شما مسلّط می‌گردند. آن گاه هرچه خدا را بخوانید، استجابت نمی‌کند.»
۲ـ مرده‌ای بین زندگان: حضرت مولی الموحدین در سخنی فرمود: تارک و رها کننده منکر با دست و زبان و قلب مرده‌ای بین زندگان است.
۳ـ مغبوض خدا واقع شدن: پیامبر اسلام(ص) فرمود: «ان اللّه عزّ و جلّ لیبغض المؤمن الضعیف الذی لادین له فقیل: و ما المؤمن الضعیف الذی لادین له قال الذی لاینهی عن المنکر؛ خدای سبحان مؤمن ناتوانی را که دین ندارد مبغوض می‌دارد از آن حضرت سؤال شد که مؤمن ضعیف بی دین کیست؟ آن حضرت در جواب فرمود: آن انسانی که نهی از منکر نمی‌کند.»
۴ـ نابودی برکت‌ها و از دست دادن یاری الهی: پیامبر اسلام(ص) فرمود: «لاتزال امتی بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البرّ و التقوی فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلّط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الارض و لافی السماء؛ امت من پیوسته بر خیر است مادامی که به معروف امر و از منکر نهی می‌کند و بر نیکی و تقوا همکاری دارد، هنگامی که این فریضه الهی را انجام ندهد برکت‌ها از آن‌ها باز ستانده و بعضی بر برخی دیگر سلطه پیدا می‌کند و برای آن یاری کننده‌ای در زمین و آسمان نخواهد بود».
با توجه به آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر؛ روشن می‌گردد که اگر جامعه بخواهد در برابر سلطه ستمگران و اشرار و گسترده شدن فساد و تباهی‌ها مصونیت پیدا کند باید این فریضه بزرگ الهی را به بهترین شکل و با تمام قوت و قدرت به انجام برساند.( محمد رضا مصطفی پور؛ نظارت عمومی ،امر به معروف و نهی از منکر از عوامل پیشرفت )
منابع:
۱.رفیع پور فرامرز؛ توسعه وتضاد؛ نشر شرکت سهامی انتشار؛ چاپ چهارم، تهران، سال۱۳۸۰
۲. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، ۱۳۷۷
۳.مجتبوی، سید جلال الدین(مترجم)، علم اخلاق اسلامی، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، ۱۳۷۷
۴. محمد رضا مصطفی پور؛ نظارت عمومی ،امر به معروف و نهی از منکر از عوامل پیشرفت ، پاسدار اسلام -آذر ۱۳۸۵، شماره ۳۰۰)
برگرفته از سایت پرسمان دانشجوییhttp://www.porseman.org/

آیا امر به معروف با آزادی ناسازگار نیست؟

مفهوم آزادی باید از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد: نخست، تعریف و روش شناسی تعریف آزادی و این که آزادی چیست و با چه روشی این تعریف بر تعاریف دیگر رجحان دارد.
دوم، توجه به متعلق آزادی است یعنی «آزادی از»، «آزادی در» و «آزادی برای». بدین معنا، باید تبیین کرد که آدمیان باید از چه چیزهایی و در چه محدوده و قلمرویی آزاد باشند و هدف این آزادی‌ها چیست؟
سوم ، ملاک و معیار آزادی است؛ آزادی با چه ملاک‌هایی شناخته می‌شود و فرد باید دارای چه خصوصیاتی باشد تا به او آزاده بودن اطلاق کند؟
چهارمین نکته‌ای که باید بدان توجه کرد، انواع آزادی و عدم خلط میان آن‌هاست.
آزادی فلسفی یعنی اختیار در مقابل جبر که مسئله ای پر چالش میان متکلمان اسلامی یعنی اشاعره، معتزله و شیعه و نیز فیلسوفان غربی از جمله اگزیستانسیالیست‌ها بوده است. آزادی فکری یعنی آزادی در تفکر و اندیشه، آزادی عقیده. آزادی فردی و آزادی اجتماعی مانند آزادی‌های سیاسی و حقوقی و در نهایت ، آزادی اخلاقی و عرفانی.
امر به معروف و نهی از منکر که یکی از واجبات دین اسلام است، شبهه‌های متعددی را در تنافی با آزادی به ذهن می‌آورد که در این اندک نوشته برآنیم تا با ترسیم ساختار آزادی در حوزه فردی و اجتماعی به تبیین کارکرد دستورات دینی بالاخص امر به معروف و نهی از منکر در این ساختار بپردازیم.
آزادی در نگاه اسلام
شهید مطهری می‌فرماید: «آزادی یکی از بزرگ‌ترین و عالی‌ترین ارزش‌های انسان است؛ به تعبیر دیگر ، جزء معنویات انسان است ـ معنویات انسان، یعنی چیزهایی که مافوق حدّ حیوانیت اوست ـ آزادی برای انسان، ارزشی مافوق ارزش‌های مادی دارد. انسان‌هایی که بویی از انسانیت برده‌اند، حاضرند با شکم گرسنه و تن برهنه و در سخت‌ترین شرایط، زندگی کنند ولی در اسارت یک انسان دیگر نباشند و آزاد زندگی کنند».
تاریخ اسلام و نمونه‌های فراوان سیره‌ی عملی پیشوایان دین در احتجاجات و رفتارهای اجتماعی ، مؤید این ارزش گذاری به حقیقت آزادی است. در آنجایی که سید الشهداء علیه السلام رو به لشگریان عمر سعد در حمله به خیام اهل البیت پیامبر می‌فرماید: اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. در روایتی نیز امیرالمومنین می‌فرماید: حضرت آدم، دو نوع فرزند سرور و بنده نزاد؛ چرا که خداوند، همه مردمان را آزاد آفریده است. پس خداوند همه را آزاد قرار داده و آزادی حقی است که خداوند به بندگان داده است. حال در فراز و نشیب زندگانی مادی انسان‌ها با وسوسه‌های شیطان، جلوه‌های دنیا، خواهش‌های نفسانی و آدم‌های بد سیرت رو برو می‌شوند که پیروی از هر یک از آنها انسان را اسیر آن ساخته و عبد او می‌شود. وقتی انسان عبد شیطان، دنیا و نفس خود و دیگران شد خداوند هم او را به ایشان وامی‌گذارد. چنین کسی است که حق بگوشش نمی‌رود و اگر دین مانع دستیابی به منافعش شود حاضر است امام را شهید کند. امام حسین علیه السلام در مورد لشگریان عمر سعد فرمود: الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم، یحوطونه مادرّت معایشهم.... مردم بنده دنیا شده‌اند و دین لق لقه زبانشان است، اگر معیشتشان به خطر افتد حاضرند دین را کنار بزنند.
به قول شهید مطهری در کتاب آزادی معنوی آزادی دو گونه است: یکی آزادی اجتماعی و دیگری آزادی معنوی. هرکس بتواند از بند هوا و هوس و وسوسه‌های شیطان رهایی یابد و به جلوه‌های دنیا رغبتی نکند از آزادی درونی و معنوی برخوردار است، که بنابراین چنین شخصی در تصمیم‌گیریهای زندگیش عاقلانه عمل کرده و حقوق دیگران تعرض نمی‌کند. در روایت امام صادق علیه السلام آزادی را نتیجه کنترل شهوات و امیال می‌داند. « جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ إِنَّ صَاحِبَ الدِّینِ فَکَّرَ فَعَلَتْهُ السَّکِینَةُ وَ اسْتَکَانَ فَتَوَاضَعَ ... وَ رَفَضَ الشَّهَوَاتِ فَصَارَ حُرّاً ... » (امالی صدوق، ص۵۲)
با توجه به این فرمایشات امام و هم چنین نگاه متعالی به انسان و جهان آفرینش به این حقیقت دست می‌یابیم که آزادی لازمه رشد و کمال انسانی است و هم چون اختیار و عقل از موهبت‌های بزرگ الهی به انسان قلمداد می‌شود. حال باید دانست آزادی ای که موجب تمردها و سرکشی‌ها از دستورات وحی و عقل می‌گردد آزادی نیست بلکه اسارت و بندگی غیر خدا است.
آزادی و محدودیت‌ها
همه اندیشمندان بر مقید کردن آزادی برای هر فرد و گروه و ملتی مشترک بودند اما اینکه آزادی با چه چیزی تخصیص بخورد اختلاف داشتند؟ در بیان محدودیت‌ها آزادی را با اخلاق و قوانین اجتماعی و دستورات دینی مقید کرده‌اند. برای یافتن ملاک و معیاری در محدود کردن آزادی باید ریشه این محدودیت را تشخیص دهیم.
شهید بهشتی در بیان ریشه محدودیتهای آزادی به دو مسئله اشاره می‌کند: «۱) اینکه آزادی یک فرد تا آنجا اعمال شود که به آزادی دیگران ضربه نزند؛ ۲) آزادی‌هایی که محیط را فاسد می‌کند و زمینه‌ها را برای رشد فساد در جامعه آماده می‌کند». (ص ۷۹ و ۸۰) به باور شهید بهشتی محدودیت نخست در اسلام و لیبرالیسم مشترک است، اما محدودیت دوم مختص یک جامعه اسلامی است و ریشه در تعالیم و آموزه‌های اسلامی دارد و سلیقه ای هم نیست. از این رو به انسان‌ها اجازه داده نمی‌شود که مطابق میل و هوا و هوس خود و هر جور دلشان بخواهد زیست کنند.
به بیان آیت الله مصباح یزدی: «امروز در دنیا ملاک و معیار آزادی را آزادی دیگران می‌دانند؛ یعنی فقط دولت و قانون حق دارند از آزادی کسانی که با آزادی دیگران مزاحمت دارد جلوگیری کنند. آن‌هایی که گرایش‌های ملّی دارند، صریحاً می‌گویند دین حق ندارد آزادی انسان را محدود کند.
امّا دین، عبارت است از مجموعه‌ی باورها و ارزش‌ها و رفتارها که انسان را به سوی خدا و کمال نهایی، سعادت ابدی سوق می‌دهد؛ به عبارت دیگر، دین عبارت است از آن چه خداوند از بندگانش خواسته و مقتضای اراده‌ی تشریعی الهی است. حال اگر بپذیریم که هر عملی در سعادت و شقاوت انسان تأثیرگذار است، پس باید احکام تمام اموری را که به سعادت و شقاوت انسان ارتباط دارد از دین بجوییم؛ بنابراین دین در عرصه ی اعتقادات و اعمال آدمیان امر و نهی دارد. نتیجه آن که پذیرفتن دین مستلزم محدود ساختن آزادی توسط دین است. همان گونه که در حوزه ی حقوق پذیرفتن قانون به معنای پذیرفتن محدود ساختن آزادی است. » (سخنرانی، ۱۳ فروردین ۱۳۷۹)
امر به معروف و تناسب آن با آزادی
انسان در زندگی این دنیا به سوی رشد و کمال خود که همان بندگی خداست حرکت می‌کند و این بندگی همه قید و بندهای اضافی را برمی‌چیند. قران کریم می‌فرماید:«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله»(آل عمران/۶۴) و همانطور که مولای آزادگان امیرالمومنین علیه السلام فرمود:«ولا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرّا؛ بنده دیگران مباش زیرا که خداوند تو را آزاد آفرید.»(نهج البلاغه) به عبارت دیگر انسان باید آزاد باشد از جباران، زورگویان، هوی و هوس خویش که از این آزادی به آزادی منفی یاد می‌شود اما تنها با آزادی منفی نمی‌توان به رشد دست یافت بلکه بعد از اینکه از قید و بندها آزاد شدیم باید حرکت کنیم و در مسیر هدفی متعالی گام برداریم. زیرا ما آفریده نشدیم که رها شده و به هر راه که شد برویم بلکه در اینجاست که از خالق خود راه و روش زندگی را دریافت می‌کنیم.
بشر در زندگی اجتماعی خود بدنبال بهتر تامین کردن نیازهای زندگی اش است و رشد او هم در همین بستر اجتماعی شکل می‌گیرد. پس اجتماع باید در جهت رسیدن به هدف رشد و تکامل انسان را مدد رسانده و ارزشهای عالی انسانی را گسترش دهد. یکی از شروط رسیدن به تکامل آزاد بودن انسان در مسیر پرپیچ و خم زندگی است. انسان باید آزاد باشد تا با تعقل و آگاهی فطرت خویش را بارور نموده و بندگی خدا را به عنوان بهترین راه زندگی در این دنیا بیابد و جامعه نیز باید در جهت دستیابی به این آگاهی و سپس پرورش استعدادهای عالی انسانی قدم بردارد.
با توجه به این پیش فرض‌ها آنچه که مانع رشد انسان در دستیابی به تکامل انسانی است، مانع دستیابی انسان به آزادی است. آزادی حق مسلم انسان و یکی از بزرگ‌ترین موهبت‌های الهی به انسان می‌باشد. آنها که بدنبال ترویج عقاید باطل و پیروی از هوی و هوس، ظن و گمان، عقاید دیگران و افکار شیطان می‌باشند آزادی انسان را نیز از او می‌گیرند.
آیا بنده تفکرات دیگران شدن آزادی است؟ آیا بنده هوی و هوس و زینت‌های دنیایی شدن آزادی است؟ چگونه می‌توان ادعا کرد کسی که مدام در فکر رسیدن به لذائذ زود گذر است و برای آن تلاش‌های فراوانی می‌کند شخصی آزاد است؟! او اسیر خواهش‌های نفسانی و زینتهایی است که شیطان برای او نمایان ساخته و نمی‌تواند جز از راه بندگی خالق جهان آفرینش از بندگی غیر آزاد شود.
خلاصه آنکه؛ در یک جامعه دینی که هدف آن پرورش استعدادهای عالی انسانی در جهت دستیابی به کمالات است عنصر امر به معروف و نهی از منکر هشدار دهنده و بیدار کننده افراد در جهت دستیابی حقیقی به آزادی است. آزادی‌ای که انسان را رشد می‌دهد و با خضوع و خشوع به خداوند متعال به قدرت‌های ربوبی می‌رساند.
وقتی در یک جامعه آزادی معنوی در افراد فراگیر شد آنگاه حرکت عقلانی و جدای از هوا و هوس افراد موجب محترم شمردن حقوق یکدیگر شده و آزادی اجتماعی محقق می‌شود. امر به معروف و نهی از منکر از سوی کسی است که نسبت به این اسارت و آن آزادی اطلاع دارد و به سوی کسی است که از آزادی حقیقی اطلاعی ندارد و نمی‌داند در چه وضعیتی قرار گرفته که می‌پندارد درست عمل می‌کند. به این حالت جهل مرکب گفته می‌شود. «قلْ هَلْ أنَبِّئکم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهمْ فیِ الحَیوةِ الدّنْیا وَ همْ یحْسَبونَ أَنهَّمْ یحسِنونَ صُنْعًا»(کهف/۱۰۳ و ۱۰۴) بنابراین دین اسلام این فریضه را در حیات اجتماعی بشری احیا کننده همه ارزش‌های والای انسانی می‌داند که اجرای صحیح آن تضمین کننده پیشرفت‌های مادی و معنوی جامعه است آیه ۱۱۶ سوره هود یکی از علل هلاکت اقوام پیشین را ترک امر به معروف و نهی از منکر می‌داند: «فلو لا کان من القرون من قبلکم أولوا بقیة ینهون عن الفساد فی الارض الّا قلیلاً ممّن أنجینامنهم؛ چرا در اقوام پیشین شما دانشمندان صاحب قدرتی نبودند تا از فساد باز دارند مگر اندکی از آنان که نجاتشان دادیم» .
در روایتی امام باقر علیه السلام می‌فرماید: ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء. (وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۴، ح۶) همانا امر به معروف و نهی از منکر راه انبیا و شیوه شایستگان است.
مصلحین عالم و کسانی که به فکر آزادی و رشد بشر هستند به امر و نهی رغبت می‌کنند چون خیر انسان را می‌جویند و این یکی از شرایط مهم امر به معروف و نهی از منکر است که آمر باید از سر خیر خواهی و دلسوزی به امر و نهی بپردازد.
در مورد آیه لا اکراه فی الدین تذکر این نکته ضروری است که این آیه بحث از آزادی تکوینی می‌کند. یعنی انسان مختار است با آگاهی و علم و تعقل هر دینی را که می‌خواهد بپذیرد و به هر روشی که مورد دستور آن دین است عمل کند اما این آیه اشاره به آزادی تشریعی ندارد زیرا اولا کسی که آیین و باوری را پذیرفت به همه چارچوب‌های دستوری آن باید پایبند باشد و ثانیا هر کس تابعیت کشوری را پذیرفت باید به قوانین آن کشور احترام بگذارد.

آیا امر به معروف و نهی از منکر دخالت استبدادی در امور دیگران نیست؟

پاسخ: اصل امر به معروف و نهی از منکر از احکام ضروری اسلام است و همه مسلمانان به آن اعتقاد دارند. در مرتبه اجرا نیز باید افرادی باصلاحیت عهده دار آن گردند. از جهت نظری و مبنایی نیز باید روشن شود که آیا حق دخالت در امور دیگران تا کجاست و امور شخصی و خصوصی و فردی و غیراجتماعی درکجاست و افراد تا کجا در امور شخصی و فردی خود آزاد هستند و مرز این امور شخصی تا کجا می‌باشد؟ و آیا اعمالی که افراد انجام می‌دهند و او در خلوت خصوصی خود (که محل نصیحت و پند و اندرز هست اما محل افشا و برخورد نیست ) به منافع و مصالح اجتماعی ضرر می‌زند یا نه؟ می‌دانیم که دامنه امور شخصی و امور اجتماعی جدا از یکدیگر نیست و غالب امور شخصی را که تصور می‌نماییم و می‌بینیم در اجتماع و منافع و مصالح اجتماعی نیز موثر است . این مطلب مهمی است که "آیزایا برلین" از اندیشمندان «لیبرالیسم» و آزادی نیز در کتاب «چهارمقاله درباره آزادی» خود به آن اذعان نموده است . مثلا" اگر کسی در خلوت خود سیگار کشید این سیگار کشیدن او به منافع و مصالح عمومی جامعه ضرر نمی‌زند؟ حداقل با به خطر انداختن سلامت خود و خود را در معرض بیماری قرار دادن مخارجی را بر بودجه عمومی جامعه تحمیل می‌نماید و همین طور امور دیگر. از طرف دیگر باید دید مبنای ما در باب حقوق اشخاص و آزادی‌های آنها چیست ؟ مسلما" نگرش اسلامی در این باب غیر از تفکر لیبرالی و اومانیسم است و ما باید در این مسائل با توجه به مبانی و ادبیات پذیرفته شده در اسلام و نظام حقوق دینی مسائل را ارزیابی کنیم.

آیا امام زمان (عج) در زمان غیبت امر به معروف و نهی از منکر می‌کند؟

پاسخ: ۱- غیبت در مقابل ظهور است نه حضور. امام زمان(عج) غایبند به این معنی که در میان مردم آشکار و شناختنی نیست نه این که حاضر نیستند. امام(ع) در دوران غیبت در میان مردم حاضرند و مردم از ثمرات وجودی ایشان بهره‌مند و منتفع هستند اما ایشان را نمی‌شناسند. به تعبیر روایات «مردم در زمان غیبت از امام بهره‌مند می‌شوند همانند بهره‌بردن از خورشید آن هنگامی که در پس ابرها نهان است»، (بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱).
۲- غیبت و عدم ظهور ایشان در عین فلسفه و حکمتی که در آن است، منشأ و سبب محروم شدن ما از بسیاری از آثار و نعمت‌هایی است که در صورت ظهور حضرت، از آن بهره‌مند می‌شدیم. یعنی مردم در دوران غیبت از آن دسته آثار حضرت که متوقف بر ظهور ایشان است، محرومند. مانند بهره‌مند شدن از حکومت عدالت‌گستر جهانی، و ایجاد مدینه فاضله‌ای که علم و فضیلت و کرامت‌های انسانی در آن به اوج شکوفایی می‌رسد.
۳- نتیجه دو مطلب فوق این است که: در دوران غیبت، انتفاع مردم از امام و ثمرات وجودی ایشان تا حدی است که با غیبت ایشان منافاتی نداشته باشد. خورشید پنهان در پشت ابرها، هر چند ظلمت شب را می‌درد و آثار وجودی زیادی می‌گذارد، اما به هر حال در پس ابرها نهان و برخی دیگر از آثار وجودی‌اش به عرصه ظهور نمی‌رسد. امام(ع) در عصر غیبت منشأ آثار زیادی هستند اما آثاری که در عین غایب بودن ممکن است صادر شود آثاری که منافات با غایب بودن ایشان و متوقف بر ظهور باشد، مترتب نمی‌گردد.
۴- امر به معروف و نهی از منکر دارای شرایط و مراتبی است که در یک تقسیم کلی به دو مرحله زبانی و عملی تقسیم می‌شود که هر یک به نوبه خود، دارای مراتبی است. امر به معروف و نهی از منکر امام زمان، به شکلی که منافات با غیبت داشته باشد، از آن دسته از آثار وجودی ایشان خواهد بود که در عصر غیبت از آن محرومیم. مانند مراتبی از امر به معروف و نهی از منکر عملی که اقدام برای سرکوب کردن طواغیت و برانداختن حکومت ظالمان و برپا داشتن عدالت را می‌طلبد.
نهضت امام حسین(ع) نمونه‌ای از مصادیق مرتبه عالی و عملی امر به معروف و نهی از منکر است.
اما امر به معروف و نهی از منکر به صورتی که با غیبت ایشان سازگار باشد مانند برخی از مراتب زبانی، امری ممکن است. مثلاً ممکن است امام زمان(عج) با زبان نرم و بیان دلنشین خود در چهره یک فرد عادی برخی را به معروف هدایت کنند و یا از منکر بازدارند. اما این امری ممکن است نه لازم، یعنی لازم نیست که هر انسانی در هر کجای عالم منکری انجام می‌دهد، امام زمان او را از منکر باز دارند و یا اگر معروف ترک می‌کند به آن امر کنند.

آیه «ولا تزر وازرة وزر آخری» که در چند سوره از قرآن آمده است، هیچ‌کس گناه دیگری را به گردن نمی‌گیرد، چطور می‌گویند آتشی که گرفت خشک و تر می‌سوزد رابطه امر به معروف و نهی از منکر با این آیه و امثال این آیه چیست؟ حتی در محیط خانواده، ممکن است یک فردی خطائی را مرتکب شود و به علت خطای همان یک نفر، تمام افراد خانواده تا آخر عمر باید چوب خطای او را بخورند هر چند بگوییم در عرف اینطور است ولی ممکن است این عرف لطمات زیادی به شرع بزند، رابطه‌اش را برایم تشریح کنید.

پاسخ: آیه یاد شده که در چندین سوره آمده است، در واقع جوابی است به افرادی که ملامت گناه خویش را به گردن دیگران می‌اندازند و می‌گویند کسی در آن جا نبود که مرا هدایت کند یا این که حکومت و جامعه فاسد مرا گمراه کرد و... این آیات گوشزد می‌کنند که چنین نیست. خداوند به هر کس قدرت کشف حقیقت و راه‌یابی را عنایت کرده است و فرصت را برای هدایت او فراهم آورده است ولی انسان گناه‌کار به جهت پیروی از هوای نفس خویش راهی را که آسان‌تر و نزدیک‌تر به طبیعت جاهلی خویش است انتخاب می‌کند، بنابراین هر کسی همان‌گونه که مسؤول گمراهی خویش است مسؤول اعمال خود نیز هست و خود باید آن را به دوش بکشد.
این مفهوم، با آیاتی که انسان را به امر به معروف و نهی منکر تشویق می‌کنند منافی نیست، زیرا در آیه «وازرة» انسان را مسؤول اعمال خویش پس از ارتکاب آن می‌داند ولی آیات امر به معروف و نهی از منکر وظیفه انسان را نسبت به دیگران و جامعه مشخص می‌کند.
وظیفه هر فردی در جامعه، دور نگه‌داشتن دیگران از منکرات است تا منکرات در جامعه گسترش نیابند، چرا که جرم در جامعه قابل سرایت است. یک خلاف از یک فرد، در همه جامعه اثر می‌گذارد، برای مثال، یک نفر سیگاری هوای همه محیط را آلوده می‌کند، یک دروغ نیز همه ارتباطات را به هم می‌ریزد. چنان که پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «گناه مخفیانه تنها به گناهکار ضربه می‌زند ولی اگر از گناه علنی نهی نشود، به همه مردم ضربه خواهد زد»(میزان‌الحکمه، ری‌شهری، ح ۱۲۴۴۴).
حال اگر مسلمانی این مسؤولیت را به خوبی انجام ندهد، چون علت و سبب گسترش منکرات در جامعه است، مستحق عقوبت خواهد بود. به همین جهت در آیات و روایاتی که از تارکان امر به معروف و نهی از منکر انتقاد شده، تأکید روی سکوت افراد، رضایت آنان به گسترش فحشاء و... است.
در حدیثی می‌خوانیم: «اگر گناه مخفیانه انجام شود، خطری برای همه مردم ندارد ولی اگر افراد خاصی گناه را آشکار انجام دهند و سایر مردم قدرت تغییر دادن داشته باشند ولی ساکت بمانند، خداوند همه مردم را با هم مورد قهر و عذاب خود قرار می‌دهد»(همان، ۱۲۴۴۷).
خلاصه اگر فردی مرتکب گناهی شد، خودش مسؤول گمراهی و عمل خویش است و در جرم آن دیگری شریک نیست ولی اگر دیگران او را به گناه ترغیب یا در مقابل گناه علنی او سکوت کنند، چون سبب و علت گناه او و سرایت آن به جامعه می‌شوند مستحق عقوبت خواهند بود.
برای آگاهی بیشتر ر.ک: ۱- تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه ۱۵ سوره اسراء.
۲- تفسیر نمونه، آیت‌الله مکارم شیرازی و دیگران، ذیل آیه ۱۶ سوره انعام.
۳- امر به معروف و نهی از منکر، محسن قرائتی.

بعضی‌ها هدف امام حسین را امر به معروف و نهی از منکر می‌دانند، آیا این مطلب درست است و حالا چه مسؤولیتی بر دوش ما است؟

پاسخ: نخست باید دانست امر به معروف و نهی از منکر به مفهوم جامع آن بسیاری از وظایف فردی و اجتماعی را شامل می‌شود و برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می‌کنیم.
قیام امام حسین (ع) برای اصلاح در میان امت اسلام بود. اگر پیروز می‌شد و حکومت را اسلامی می‌کرد خوب بود و اگر با شهادت خویش و یاران خود و اسارت خاندان خود چهره باطل و حاکمان غاصب را بیش از پیش رسوا می‌سازد حرکت ایشان سزاوار بود. پس قیام حضرت نه برای حکومت و نه برای شهادت بلکه برای اجرای عدالت در راستای عبودیت خدا و آزادی از غیر خدا در جامعه بود.
به عبارت دیگر آن چه برای امام حسین(ع) اصل اساسی بود امر به معروف و نهی از منکر بود اما در این باره نخست باید معروف و منکر را خوب باز شناسیم و اساسا معروف و منکری را که حضرت خود را ملزم و مکلف به امر به آن و نهی از آن می‌داند چیست؟ نوع معروف ترک شده و نوع منکر انجام شده تعیین کنندة امر و نهی واجب و یا مستحب است که انسان مکلف به انجام و ادای آن است . این که امام حسین(ع) انگیزة خویش را در قیام , انجام این تکلیف مهم و بزرگ معرفی و اعلان می‌کند دلیل بر اهمیت آن است . امام در وصیت نامه و سخنرانی خویش فرمودند: « ... أرید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب؛ می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و طبق سیره و روش جدم و پدرم علی بن ابی طالب رفتار کنم و نیز فرمودند: « اللَهُمَّ إنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنَافُسًا فِی سُلْطَانٍ، وَ لَا الْتِمَاسًا مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ؛ وَ لَکِنْ لِنَرَی الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَ نُظْهِرَ الإصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ؛ قیام ما به خاطر دنیا نبود بلکه هدف ما این بود که نشانه‌های دینت را به جای خود برگردانیم و سرزمین تو را اصلاح کنیم »(تحف العقول , ص ۲۴۲) فرمایش دیگری از حضرت وجود دارد که بیانگر حساسیت و اهمیت موضوع معروف‌ها و منکرها است . اجرای سیره و سنت پیامبر(ص) و علی(ع) معروفی ترک شده بود و امام برای امر به آن قیام کرد تا آن را احیا کند. سنت پیامبر(ص) و سیره علی(ع) یعنی روح تعالیم دینی و آموزه‌های تعالی بخش اسلام که انجام و اجرای آن ضامن عدالت، مساوات , برابری و تحکیم روابط برادرانه در جامعه اسلامی بود. به دلیل انحرافات زیادی که در عرصه‌های گوناگون دینی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی رخ داده بود، از اسلام جز نامی و از مسلمانی جز اسمی باقی نمانده بود. امویان که سردمداران و صحنه گردانان انحرافات اعتقادی , سیاسی و اجتماعی بودند بر اریکه قدرت تکیه زده و گستاخانه منکر وحی و رسالت بودند و این شعر یزید گواه آن است: لعبت هاشم بالملک لاخبر جاء و لا وحی نزل (مقصود این است که: بنی‌هاشم با ملک و پادشاهی بازی کرد و همه دعوی پیامبری برای سلطنت بود و الا نه خبری در کار است و نه وحی نازل شده است).
جهت توضیح گفتنی است که خداوند معیارها و برنامه‌هایی را جهت امور فردی و اجتماعی مردم بیان فرموده که از جمله آنها موضوع زمامداری و صلاحیت پیشوایان است و درصورت مخدوش شدن آن، تمامی جامعه آسیب خواهد دید.
قیام امام حسین(ع) در قدم اول برای اصلاح حکومت و دگرگون ساختن آن بود که بالاترین مرتبه امر به معروف است و نیز بازداشتن آنان از مفاسد که بالاترین مصداق نهی از منکر است.
البته منافات با علم غیب امام حسین(ع) به فرجام شهادت خود و یارانش ندارد چرا که امامان(ع) بنا بر وظیفه و تکلیف ظاهری خود عمل می‌کردند.
ناگفته نماند جهت احیای دین و دستیابی به هدف برتر با علم به شهادت و اسارت، حرکت و قیام سزاوار است و نمادی از آمیختگی «عقل و عشق» است که ویژه اولیای خداوند است و این حقیقت را امام حسین(ع) در پاسخ به برادرش محمد حنفیه قبل از بیرون آمدن از مکه بیان می‌فرماید: «... آتانی رسول الله(ص) و قال یا حسین اخرج فان الله تعالی شاء ان یراک قتیلا ... و قد شاء ان یراهن سبایا؛ در عالم رویا پیامبر(ص) آمد و فرمود: ای حسین حرکت کن همانا خداوند خواسته که تو را کشته شده ببیند... و خداوند خواسته که خاندان تو را اسیر ببیند» (سید بن طاووس، لهوف، ص ۶۵ - نجمی، محمد صادق، سخنان حسین بن علی(ع) از مدینه تا کربلا، ص ۶۴).

مراتب امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.

پاسخ: در بعضی از روایات آمده است که امر به معروف و نهی از منکر درجات و مراتب مختلفی دارد:
مرتبه اول: از دل آغاز می‌شود و هر کس ارتکاب منکری، یا ترک معروفی را دید، به مقتضای ایمانش باید در دل خود، از آن کار منکر و این ترک معروف منزجر باشد. نخستین آثار انزجار و ناراحتی قلبی در چهره انسان آشکار می‌شود؛ یعنی مؤمن با دیدن عمل منکر و ترک معروف، در دل ناراحت می‌شود و قیافه‌اش را در هم می‌کشد و رویش را ترش می‌کند. در روایات، از این کار به اخم و چهره در هم کشیدن تعبیر شده است و نیز در روایات آمده است: کسی که برای خدا با دیدن عمل منکر و ترک معروف چهره‌اش را در هم نکشد، جهنم چهره او را در هم خواهد کشید.
مرتبه دوم: به زبان مربوط می‌شود، یعنی در مرحله دوم، شخص مؤمن باید با زبان، ناراحتی خود را از عامل به منکر و تارک معروف، آشکار کند و او را امر به معروف و نهی از منکر نماید و یا نصیحت و موعظه کند و یا ارشاد و هدایت نماید و به هر حال، وی را به راه راست بکشاند.
مرتبه سوم: به عمل مربوط می‌شود. در مرحله سوم، شخص مؤمن، عملاً با قدرت و به طور فیزیکی، جلو منکرات را می‌گیرد. این مضمون، در روایات بسیاری آمده است و در باره اش بحث‌هایی و پرسش‌هایی مطرح می‌شود مانند این که آیا هر سه مرتبه قلبی، زبانی و عملی، بر همه مکلفان واجب است و یا بعضی مراتب آن، مانند مرتبه عملی و پیشگیری از منکرات، با قدرت، و حکومت مربوط می‌شود و اختصاص به قوه قهریه دولت دارد و دیگر مردم معمولی، نباید برای جلوگیری از منکرات، به قهر و خشونت متوسل شوند؟
شاید بتوان گفت که در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر، به صورت عملی، موجب اخلال در نظم اجتماعی شود، باید با اجازه حاکمان دولت اسلامی، انجام گیرد و در صورت مبسوط الید نبودن حاکم عدل، با اجازه فقیه جامع و شرایط و آگاه به مصالح جامعه، اجرا شود.
اخلاق در قرآن, ج۳،آیت الله مصباح یزدی

فرق امر به معروف و نهی از منکر با حفظ حدود الهی چیست؟

پاسخ: فرق بین امر به معروف و نهی از منکر با حفظ حدود الهی آن است که، در امر به معروف و نهی از منکر، کوشش می‌شود تا دیگران تکالیف الهی را انجام دهند؛ زیرا امر به معروف، یعنی دیگران را به کارهای واجب وادار نمودن و نهی از منکر، یعنی دیگران را از کارهای حرام بازداشتن.
امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد. اولین مرتبه نهی از منکر انزجار قلبی است و آخرین مرتبه‌اش، ضرب و جرح. مراتب عملی آن باید به اذن ولی مسلمین باشد.
اثر امربه‌معروف و نهی از منکر آن است که معصیت واقع نشود. اما اگر کسی تحت تأثیر قرار نگرفت و مرتکب گناه شد، نوبت به حفظ حدود الهی از لحاظ اجرای حدود و تعزیرات و قصاص می‌رسد که اصل اثبات و نیز اجرای آن بر عهده مسئولان قضایی نظام اسلامی است. به عبارت دیگر: امر به معروف و نهی از منکر برای پیشگیری از وقوع جرم و معصیت است، اما حدود و تعزیرات برای تنبیه و تأدیب معصیت کار است.
انسان هدایت یافته کسی است که همزمان با اصلاح خود از جهات گوناگون به اصلاح جامعه قیام کند، یعنی برای دفع و رفع گناه بکوشد و نگذارد خلاف شرع واقع شود، و اگر واقع شد، کوشش کند تا متخلف را از راه قانون الهی با حد و تعزیر، تنبیه کند.
انسان هدایت یافته کسی است که هم در وظایف فردی کوشا بوده و هم در ارشاد و هدایت دیگران سعی بلیغ داشته باشد و هم در حفظ حدود الهی دریغ نکند. انسانی که می‌کوشد وظایف اجتماعیش را همانند وظایف فردی انجام بدهد، در حقیقت می‌کوشد که خواسته درونی خود را، که همان دین خداست اجرا کند.
آیت الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج ۱۲ (فطرت در قرآن)

آیا امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در زندگی خصوصی افراد نیست؟

پاسخ: خیر، زیرا اسلام دخالت در زندگی خصوصی دیگران و تجسس در این امور را حرام می‌شمرد و قرآن مجید ناطق به آن است (سورة حجرات). ولی محدودة امر به معروف و نهی از منکر، ناهنجاری‌های آشکار اجتماعی است که در سرنوشت جامعه دخالت دارد و سرنوشت‌ها در آن جا به هم گره خورده است و تخلف و انحراف در هر یک از افراد، در کل جامعه اثر می‌گذارد.
بنابراین هیچ کس حق ندارد در این گونه مسائل به کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند بگوید به شما چه مربوط است؟! پاسخش این است که به همة ما مربوط است، زیرا سرنوشت ما به یکدیگر پیوسته است.
آیا در برابر هجوم بیماری‌های واگیردار، هنگامی که دولت مأموران خود را برای زدن واکسن بسیج می‌کند، کسی حق دارد بگوید به شما چه مربوط است؟ من بیمار می‌شوم و جان من به خطر می‌افتد، بگذارید بیفتد، چرا در زندگی شخصی من دخالت می‌کنید؟! همه به او جواب می‌دهند سلامت تو از سلامت دیگران جدا نیست و بیماری تو سبب بیماری دیگران می‌شود و به همین دلیل به ما مربوط است و به همه مربوط است، بنابراین باید قبول کرد انجام این دو وظیفه، از آثار زندگی گروهی انسان‌ها و از حقوق و واجبات اجتماعی محسوب می‌شود.
پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران

امر به معروف و نهی از منکر چه تأثیری در مبارزه با مفاسد اجتماعی دارد؟

پاسخ: تأثیر دو وظیفة الهی«امربه معروف» و «نهی از منکر» در تأمین عدالت اجتماعی و اجرای قوانین و مبارزه با منکرات و کم شدن جنایات و زندانیان و کمک به پیشرفت فرهنگ اجتماعی، غیر قابل انکار است و تجربه نشان داده است جامعه‌ای که این دو وظیفه را به طور صریح و آگاهانه انجام دهد بسیار پاک و امن و امان خواهد بود و آنها که این دو را به فراموشی بسپرند و دربرابر تخلّفات و نابسامانی‌ها و گناهان، بی‌تفاوت بمانند، گرفتار عواقب شومی می‌شوند و فساد حتّی به داخل خانه و کاشانه آنها کشیده می‌شود و در چنین اجتماعی هیچ کس در امنیّت نخواهد بود و درست همان گونه که در حدیث پیغمبر اکرم(ص) آمده، بلا و عذاب الهی دامان آنها را خواهد گرفت، و به گفتة امیر مؤمنان علی(ع) در این حال دعای نیکانشان نیز، برای حلّ مشکلات و دفع بلاها به اجابت نخواهد رسید.«فَیُوَلّی عَلَیْکُمْ شِرارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا یُسْتَجابُ لَکُمْ» ؛(نهج البلاغه، نامه ۴۷)
پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران

فلسفه امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ: امام باقر (ع) در یک بیان کوتاه و گویا، فلسفة امر به معروف و نهی از منکر را چنین بیان فرموده است: «اِنَّ الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَریضَة عَظیمَة بِها تُقامُ الْفَرائِضُ وَ تَأْمَنَ الْمَذاهِبُ وَ تُحَلُّ الْمَکاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظالِمُ وَ تَعْمُرُ الْاَرْضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الْاَعْداءِ وَ یَسْتَقیمُ الْاَمْرُ»؛ (وسائل الشیعه ۱/۳۹۵)
در این عبارت کوتاه به هفت فلسفه از فلسفه‌های این دو فریضة عظیم الهی اشاره شده است، می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر فریضة بزرگ الهی است که بقیّة فرایض به وسیلة آن بر پا می‌شود، به وسیلة این دو، راه‌ها امن و امان می‌گردد، کسب و کارها حلال می‌شود، حقوق مظلومان به آنها می‌رسد، زمین‌ها آباد می‌گردد، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و کارها رو به راه می‌گردد».
پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران

دیدگاه روایات اسلامی پیرامون دو وظیفة بزرگ امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ: در روایات اسلامی، تأکیدهای فوق‌العاده‌ای دربارة این دو وظیفة مهم دیده می‌شود و آن را ضامن اجرای تمام فرایض الهی و سبب امنیّت و آبادی و سبب گسترش عدالت می‌شمرد.
در حدیثی از پیغمبر اکرم(ص) می‌خوانیم: «مَنْ اَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهی عَنِ الْمُنْکَرِ فَهُوَ خَلیفَةُ اللهِ فی اَرْضِهِ، وَ خَلیفَةُ رَسُولِ اللهِ، وَ خَلیفَةُ کِتابِهِ؛ (مجمع البیان ۲/۴۸۴) کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند جانشین خداوند در زمین، و جانشین پیامبر(ص) و کتاب اوست». یعنی دقیقاً کار آنها را انجام می‌دهد.
۲ـ درحدیث دیگری از آن حضرت، تعبیر گویاتری دیده می‌شود که پیامبر (ص) بر منبر بود، مردی عرض کرد ای رسول خدا! مَنْ خَیْرِ النّاسِ؟ (چه کسی از همة مردم بهتر است؟!) فرمود: «آمَرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اَتْقاهُمْ لِلّهِ، وَ اَرْضاهُمْ؛ (مجمع البیان ۲/۴۸۴) کسی که از همه بیشتر امربه معروف و نهی از منکر کند و از همه با تقواتر و خشنودتر به رضای الهی باشد».
۳ـ در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) می‌خوانیم: «لَتَأْمُرُونَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ اَوْ لَیَعُمَنَّکُمْ عَذابُ اللهِ؛ (وسائل الشیعه ۱۱/۴۰۷) به یقین، همگی باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و گرنه به طور قطع عذاب الهی شما را فرا می‌گیرد».
۴ـ در حدیث معروفی، نیز از علی(ع) می‌خوانیم که فرمود : «وَ ما اَعْمالُ الْبِرِّ کُلِّها وَ الْجِهادُ فی سَبیل اللهِ عِندَ الْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهی عَنِ الْمُنْکَرِ اِلّا کَنَفْثَةٍ فی بَحْرٍ لُجّیٍ؛ (نهج البلاغه، کلمات قصار، ۳۷۴)؛ تمام اعمال نیک و حتّی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، همچون آب دهان است در برابر یک دریای پهناور».
پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران

امر به معروف و نهی از منکر در بقای اسلام چه نقشی دارد؟

پاسخ: امر به معروف و نهی از منکر یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است؛ به اصطلاح، علت مُبقیه است. اصلاً اگر این اصل نباشد، اسلامی نیست. رسیدگی کردن دائم به وضع مسلمین است. آیا یک کارخانه بدون بازرسی و رسیدگی دائمی مهندسین متخصص که ببینند چه وضعی دارد، قابل بقاست؟ آیا ممکن است یک سازمان همین‎طور به حال خود باشد، هیچ درباره‎اش فکر نکنیم و در عین حال به کار خود ادامه دهد؟ ابداً. جامعه هم‎چنین است. یک جامعة اسلامی این‎طور است بلکه صد درجه برتر و بالاتر. شما کدام انسان را پیدا می‎کنید که از پزشک بی‎نیاز باشد؟ یا انسان باید خودش پزشک بدن خود باشد ۰یا باید دیگران پزشک باشند و او را معالجه کنند.
حسین‎بن علی(ع) در راه امر به معروف و نهی از منکر یعنی در راه اساسی‎ترین اصلی که ضامن بقای اجتماع اسلامی است کشته شد؛ در راه آن اصلی که اگر نباشد، دنبالش متلاشی شدن است، دنبالش تفرّق است، دنبالش تفکّک و از میان رفتن و گندیدن پیکر اجتماع است. بله، این اصل این مقدار ارزش دارد. آیات قرآن در این زمینه بسیار زیاد است. قرآن کریم بعضی از جوامع گذشته را که یاد می‎کند و می‎گوید اینها متلاشی و هلاک شدند، تباه و منقرض شدند، می‎فرماید: به موجب اینکه در آنها نیروی اصلاح نبود، نیروی امر به معروف و نهی از منکر نبود، حس امر به معروف و نهی از منکر در میان این مردم زنده نبود.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۲۳۵ ـ ۲۳۶.

فرق امر به معروف و نهی از منکر با تبلیغ چیست؟

پاسخ: تبلیغ» که در قرآن آمده است و «امر به معروف و نهی از منکر» که آن هم در قرآن آمده است، دو مسألة جداگانه‎اند؛ البته با یکدیگر پیوستگی دارند، ولی دو مسألة هستند. تبلیغ، مرحلة شناساندن و خوب رساندن است، پس مرحلة شناخت است. ولی امر به معروف و نهی از منکر مربوط به مرحلة اجرا و عمل است. تبلیغ، خودش یک وظیفة عمومی برای همة مسلمین است، همچنانکه امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفة عمومی است. وظیفه‎ای که هر مسلمان از نظر تبلیغ دارد این است که باید این احساس در او پیدا بشود که به نوبة خودش حامل پیام اسلام است. اما وظیفه‎ای که هر مسلمان در مورد امر به معروف و نهی از منکر دارد این است که باید این احساس در او باشد که مجری و جزء قوّة مجریة این پیام است که باید آن را در جامعه به مرحلة عمل و تحقق برساند و به آن لباس عینیت بپوشاند. این است که امر به معروف و نهی از منکر یک مطلب است و تبلیغ مطلب دیگر.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۳۲۲ ـ ۳۲۳.

از دیدگاه قرآن طی چه مراحلی شرط موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر است؟

پاسخ: قرآن بعد از آنکه می‎گوید: «اَلتّائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائِحونَ الرّاکِعونَ السّاجِدونَ» می‎گوید: «اَلْامِرونَ بِالْمَعْروفِ وَ النّاهونَ عَنِ الْمُنْکَرِ» اینها هستند که در راه اشاعة خیر قدم بر می‎دارند، در راه مبارزه با شر و فساد قدم بر می‎دارند، و اینها هستند تنها کسانی که چنین صلاحیتی را دارند. «وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ» در اینجا به مؤمنین نوید و بشارت بده که اگر تائب، عابد، سائح، راکع و ساجد شدند و پس از آن آمر به معروف و ناهی از منکر شدند، آنگاه موفق خواهند شد. اما اگر همة آنها را داشتند ولی امر به معروف و نهی از منکر را نداشتند، به جایی نخواهند رسید. اگر امر به معروف و نهی از منکر را داشتند اما آمرین به معروف و ناهین از منکر، خودشان آلوده بودند و توبه فرمایان خود توبه کمتر کردند باز هم به جایی نخواهند رسید. چنانچه حضرت امیرالمؤمنین فرمود: «لَعَنَ اللهُ الْامِرینَ بِالْمَعْروفِ التّارِکینَ لَهُ، وَ النّاهینَ عَنِ الْمُنْکَرِ الْعامِلینَ بِهِ؛ خدا لعنت کند آن مردمی را که امر به معروف می‎کنند خودشان بر خلاف آن معروف عمل می‎کنند و آن مردمی را که نهی از منکر می‎کنند و خودشان همان منکراتی را که نهی می‎کنند مرتکب می‎شوند». یعنی آن آمرین به معروف و ناهون عن المنکری که «اَلتّائِبون» نیستند، «اَلْعابِدون» نیستند، «اَلْحامِدون» نیستند، «اَلسّائِحون» نیستند، «اَلرّاکِعون» نیستند، «اَلسّاجِدون» نیستند، هنوز این مراحل و منازل را طی نکرده می‎خواهند آمر به معروف و ناهی از منکر باشند خدا چنین مردمی را لعنت کند.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۲۳۴.

با توجه به اینکه در امر به معروف و نهی از منکر باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد آیا امام حسین (ع) در اقدام خود احتمال تأثیر می‌داد؟

پاسخ: بله، شرط احتمال تأثیر مراعات شده بود، بلکه حسین(ع) یقین به تأثیر داشت و می‌دانست که نهضت و قیام او اسلام را حفظ میکند و حرکت او ضامن بقای دین خواهد بود، می‌دانست که اگر بنی امیه او را که نبیره پیغمبر و مرکز تحقق آمال معنوی و اسلامی مردم و شریف‌ترین و گرامی‌ترین خلق و محبوب‌ترین افراد در قلوب جامعه است، بکشند دیگر قدرتشان در هم شکسته می‌شود و چنان سیل خشم و نفرت مردم به سویشان سرازیر می‌شود که حال هجوم به اسلام در آنها از میان میرود و باید موقعیت دفاعی به خود بگیرند تا بتوانند چند صباحی پایه‌های لرزان حکومت کثیف خود را از سقوط نگاه دارند.
می‌دانست که شهادت او و اسارت اهلبیت ماهیّت بنی امیّه و عداوت‌های آنها را با اسلام و شخص پیغمبر آشکار می‌سازد و عکس العمل قتل او، ریشه‌های اسلام را در دلها استوار کرده و حسّ تمرد و سرپیچی از حکومت امویین را در همه ایجاد می‌نماید و احساسات اسلامی و شعور دینی مردم را بیدار و زنده می‌کند.
می‌دانست که وقتی بنی امیه او را کشتند، مردم دستگاه خلافت و حکومت را در مسیر خلاف مصالح اسلام و مسلمین می‌دانند و آن را نمایندة افکار جامعه‌های مسلمان نمی‌شناسند و معلوم است حکومتی که دشمن دین و خاندان رسالت شناخته شد، هرچند مدت کوتاهی بر ظاهر مردم فرمانروائی کند، نخواهد توانست با سوء استفاده از مسند رهبری اسلامی، جامعه را گمراه و اندیشه‌ها را منحرف سازد.
فاجعة کربلا، دنیای اسلام را تکان داد و مثل آن بود که شخص پیغمبر شهید شده باشد و در تمام شهرها احساسات خشم آگین مردم نسبت به بنی امیه به جوش آمد و انقلابات ضدّ امویین، یکی پس از دیگری شروع شد تا آن حکومتی که به اسم اسلام، از شرک و کفر ترویج می‌کرد ساقط شد و آن خونهای پاکی که از اهلبیت ریخته شد، بهای نجات اسلام و شور و هیجان دینی مردم علیه بنی امیّه بود.
پس معلوم شد که امر به معروف و نهی از منکر حسین(ع) از نظر قواعد عمومی و فقهی نیز لازم و از واجبات بوده است و حسین(ع) در راه ادای این تکلیف از جان خود و عزیزترین و لایق ترین جوانان و برادران و یاران چشم پوشید و همه را فدای مقاصد بزرگ و عالی اسلامی کرد و با اینکه سیل مصیبات به سوی او هجوم آورد، ثابت و پایدار ایستادگی کرد و از دین و هدف خود دفاع نمود.
پرتوی از عظمت امام حسین(ع)، آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی

رابطه متقابل نهضت «امام حسین (ع)» و «مسئله امر به معروف و نهی از منکر» چگونه است؟

پاسخ: عنصر امر به معروف و نهی از منکر به نهضت حسینی ارزش داد، اما حسین هم به امر به معروف و نهی از منکر ارزش داد. امر به معروف و نهی از منکر، نهضت حسینی را بالا برد ولی حسین(ع) این اصل را به نحوی اجرا کرد که شأن این اصل بالا رفت؛ یک تاج افتخار به سر اصل امر به معروف و نهی از منکر نهاد. بسیاری می‎گویند امر به معروف و نهی از منکر می‎کنیم. حسین هم اول مثل دیگران فرمود: «اُریدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعروفِ وَ اَنْهی عَنِ المُنْکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرَةِ جَدی وَ اَبی». در مورد حسین بن علی بحق می‌شود گفت که به اصل امر به معروف و نهی از منکر ارزش و اعتبار داد؛ آبرو داد به این اصلی که آبروی مسلمین است. اینکه می‎گویم این اصل آبروی مسلمین است و به مسلمین ارزش می‎دهد، از خودم نمی‎گویم، عین تعبیر آیه قرآن است: «کُنتُمْ خَیرَ اُمَةٍ اُخْرِجَتْ اِلناسِ تَأمُرونَ بِالْمَعروفِ و تَنهونَ عَنِ الْمُنْکَرِ». (آل عمران/۱۱۰) ببینید قرآن چه تعبیرهائی دارد! به خدا انسان حیرت می‎کند از این تعبیرهای قرآن: «کُنتُم خَیرَ اُمَةٍ اُخْرِجَتْ لِلناسِ» شما چنین بوده‌اید («بوده‌اید» در قرآن در این گونه موارد یعنی «هستید»)، شما باارزش ترین ملت‌ها و امت‌هایی هستید که برای مردم به وجود آمده‌اند. ولی چه چیز به شما ارزش داده است و می‌دهد، که اگر آن را داشته باشید با ارزش‌ترین امتها هستید؟ «تَأمروُنَ بِالمَعروفِ وَ تَنْهونَ عَنِ المُنکَرِ» اگر امر به معروف و نهی از منکر در میان شما باشد، این اصل به شما امت مسلمان ارزش می‌دهد. شما به این دلیل با ارزش‌ترین امت‌ها هستید که این اصل را دارید (که در صدر اول هم چنین بوده است)؛ این اصل به شما ارزش داده است. پس آیا آن روزی که این اصل در میان ما نیست، یک ملت بی‌ارزش می‎شویم؟ بله همین طور است. ولی حسین به این اصل ارزش داد گاهی ما امر به معروف و نهی از منکر می‎کنیم، ولی نه تنها به این اصل ارزش نمی‌دهیم بلکه ارزشش را پایین می‎آوریم. الآن در ذهن عامه مردم. به چه می‎گویند امر به معروف و نهی از منکر؟ یک مسائل جزئی، نمی‎گویم مسائل نادرست (بعضی از آنها نادرست هم هست)، ولی اینها وقتی در کلش واقع شود زیباست. مثلا اگر امر به معروف و نهی از منکر کسی فقط این باشد که آقا! این انگشتر طلا را از دستت بیرون بیاور، این در جای خودش درست است، حرف درستی است اما نه اینکه انسان هیچ منکری را نبیند جز همین یکی، جز مسأله ریش، جز مسائل مربوط به مثلا کت و شلوار.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۱۵۵ الی ۱۵۷.

در علل قیام امام حسین (ع) تأثیر دعوت مردم کوفه بیشتر دخیل است یا مسئله امر به معروف و نهی از منکر؟

پاسخ: در میان این عامل ها کوچک‌ترین آنها از نظر تآثیر، عامل دعوت مردم کوفه است و الا اگر عامل اساسی این می‌بود، آن وقتی که به امام خبر رسید که زمینه کوفه دیگر منتفی شد، امام می‌بایست دست از آن حرف‌های دیگرش هم برمی داشت و می‌گفت بسیار خوب، حالا که این طور شد، پس ما بیعت می‌کنیم، دیگر دم از امر به معروف و نهی از منکر هم نمی‌زنیم. اتفاقا قضیه بر عکس است. داغ‌ترین خطبه‌های امام حسین، شورانگیزترین و پرهیجان‌ترین سخنان امام حسین، بعد از شکست کوفه است. اینجاست که نشان می‌دهد امام حسین تا چه اندازه روی عامل امر به معروف و نهی از منکر تکیه دارد و اوست که به این دولت و حکومت فاسد هجوم آورده است. از نظر این عامل، امام حسین مهاجم به حکومت فاسد وقت است، ثائر و انقلابی است.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۱۴۸ ـ ۱۴۹.

دیدگاه فرق اسلامی نسبت به مسئله امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه آن در نزد ایشان چگونه است؟

پاسخ: از نظر علمی یعنی از نظر بحث در کتاب‌ها، سنی‌ها در این مبحث بیش از ما شیعه‌ها بحث کرده‌اند. اگر کتاب‌های فقهی شیعه از «کتاب الصلوه» گرفته تا «کتاب الدیات» را در مقابل فقه اهل تسنن قرار دهیم می‌بینیم در تمام ابواب، فقه شیعه در مجموع دقیق‌تر، مشروح‌تر، مفصل‌تر، متین‌تر و مستدل‌تر است، و من می‌توانم این مطلب را ثابت کنم. ولی متأسفانه در کتب فقهی ما در میان همه ابواب، باب امر به معروف و نهی از منکر خیلی کوچک شده است. البته در میان سنی‌ها هم عملا کوچک شد. معتزله -که یکی از فرقه‌های متکلمین اهل تسنن هستند- امر به معروف و نهی از منکر را از اصول دین می‎دانند نه از فروغ دین. شیعه می‌گوید اصول دین پنج تا و فروغ دین ده تا یا هشت تاست و در میان اصول دهگانه، امر به معروف و نهی از منکر را ذکر می‌کند، ولی معتزله به پنج اصل در دین قائل هستند که یکی از آنها امر به معروف و نهی از منکر است. اما خود اینها تدریجا در کتاب‌های خود از این بحث پرهیز کرده و آن را کوچک کردند. مورخین اجتماعی می‌گویند علتش برخوردی بود که بحث در این موضوع با سیاست‌های وقت داشت. چون این بحث به اصطلاح به قبای خلفای وقت برمی‌خورد و آنها مزاحمت ایجاد می‌کردند، معتزله مجبور بودند آن را در کتاب‌های خود نیاورند و یا کم بیاورند، با اینکه اصلی از اصول دینشان شمرده می‌شد. انصافا در میان ما شیعیان نیز این مطلب خیلی کوچک شده است تا آنجا که چند قرن است که درباره امر به معروف و نهی از منکر در رساله‌های عملیه مطلبی نمی نویسند۱. تا آنجا که من دیده‌ام، در میان رساله‌های عملیه آخرین کتابی که این موضوع را مطرح کرده جامع عباسی شیخ بهایی است که تقریبا مربوط به سه و نیم قرن پیش است. دیگر بعد از آن، این موضوع حتی از رساله‌های عملیه هم به طور کلی حذف شده است، در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز و روزه است، نباید دفن شود. این که مسأله عبید و اماء نیست که بگوییم امروز برده ای در دنیا نیست که بخواهیم روی آن بحث کنیم و درست هم هست. زمانی که برده وجود داشته باشد، بحث درباره احکامی که در اسلام به نفع بردگان وجود دارد خوب است. وقتی برده ای نیست، دیگر بحث درباره آن به طور کلی غلط و بی‌فایده است. ولی امر به معروف و نهی از منکر موضوعی نیست که از بین برود؛ همیشه وجود دارد و باید در رأس مسائل قرار گیرد، همیشه باید مطرح شود تا آن را فراموش نکنیم۲.
۱. مرحوم امام خمینی (ره) این دو فریضه را هم در تحریر الوسیله و هم در رساله عملیه وارد کردند.
۲. مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۲۱۹ ـ ۲۲۰.

پیامبر اکرم (ص) در مورد عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر چه فرموده‌اند؟

پاسخ: حدیثی داریم که امام رضا علیه السلام از پیغمبر اکرم نقل می‌کند و آن این است: «اِذا تَواکَلَتِ النّاسُ الاَمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ؛ هر گاه مردم امر به معروف و نهی از منکر را به عهده همدیگر بگذارند (یعنی هر کس سکوت کند به انتظار اینکه دیگری امر به معروف و نهی از منکر کند و در نتیجه هیچ کس قیام نکند) «فَلیَأذنَوا بِوِقاعٍ مِنَ اللهِ؛ (فروع کافی، ۵/۵۹) پس برای عذاب الهی منتظر و آماده باشند». چه عذابی؟ سنگ از آسمان بیاید؟ نه، عذاب الهی در آیه قرآن چنین تفسیر شده است: «قُلْ هُوَ القادِرُ عَلی اَن یَبَعثَ عَلیکُم عَذاباً مِن فَوقِکُم اَو مِن تَحتِ ارجُلِکُم اَو یَلبِسَکُم شِیَعاً وَ یُذیقَ بَعضَکُم بَأسَ بَعضٍ؛ انعام/۶۵ (از عذاب خدا بترسید) بگو خدا قادر است که از بالای سر شما بر شما عذاب بفرستد یا از زیر پای شما عذاب را بجوشاند یا شما را دسته دسته کند، یا اینکه زیان خود شما را به خود شما برساند (یعنی خودتان را به جان یکدیگر بیندازد)».
اهل بیت در روایات خود چنین معنی می‌کنند: عذاب بالای سر یعنی شما از مافوق‎ها عذاب می‌بینید، عذاب از زیر پا یعنی از طبقه مادون عذاب می‌بینید. پیغمبر اکرم فرمود: وقتی مردم امر به معروف و نهی از منکر را رها کنند، منتظر و مطمئن باشند که پشت سر آن عذاب الهی می‌آید. حدیث دیگری از پیغمبر اکرم است که آن را، هم علمای شیعه در کتب معتبر خود مثل اصول کافی روایت کرده‌اند و هم علمای اهل تسنن. غزالی این حدیث را در احیاء العلوم نقل می‌کند و سند آن در کتب حدیث اهل تسنن هست: «لَتَأمُرُونَّ بِالمَعروفِ وَ لَتنَهُنَّ عَنِ المُنکَرِ اَو یُسَلِّطَنَّ اللهُ عَلَیکُم شِرارَکُم فَیَدعوا خِیارُکُم فَلا یُستَجابُ لَهُم؛ (فروع کافی، ۴/۵۶)باید امر به معروف و نهی از منکر را داشته باشید، این دو باید وجود داشته باشند وگرنه بَدان شما بر شما مسلط می‌شوند، بعد خوبان شما می‌خوانند و به آنها جوابی داده نمی‎شود».
اکثر این طور معنی می‎کنند که بعد از آنکه بَدان شما بر شما مسلط شدند، نیکان شما به درگاه الهی می‌نالند و خداوند دعای آنها را مستجاب نمی‌کند. یعنی قومی که امر به معروف و نهی از منکر را رها کنند، خاصیتشان این است که خداوند رحمت خود را از آنها می‌گیرد؛ هر قدر خدا را بخوانند دعای آنها به موجب این گناه مستجاب نمی شود. ولی غزالی معنی لطیفی برای این آیه کرده است -با اینکه مرد به اصطلاح درویشی است و در مسائل اجتماعی دیده نمی‌شود- می‌گوید معنی این جمله «فَیَدعُوا خِیارُکُمْ فَلا یُستَجابُ لَهُم» این نیست که خدا را می‌خوانند و خدا دعای آنها را مستجاب نمی‌کند. معنایش این است: وقتی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند آنقدر پست می‌شوند، آنقدر رعب‌شان، مهابت‌شان، عزت‌شان، کرامت‌شان از بین می‌رود که وقتی به درگاه همان ظلمه می‌روند، هر چه ندا می‌کنند به آنها اعتنا نمی‌شود. یعنی پیغمبر فرمود: اگر می‌خواهید عزت داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند، امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشید اولین خاصیت آن ضعف شماست، پستی و ذلت شماست، دشمن هم روی شما حساب نمی‎کند.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۲۱۵ ـ ۲۱۶.

امام حسین (ع) در چه مواقعی به اصل «امر به معروف و نهی از منکر» استناد کرد؟

پاسخ: ابا عبدالله در بین راه، در مواقع متعدد به این اصل تمسک می‌کند، و مخصوصاً در این مواقع اسمی از اصل دعوت و اصل بیعت نمی‎برد. عجیب این است که در بین راه هر چه قضایای وحشتناک‌تر و خبرهای مأیوس کننده‌تر از کوفه می‎رسید، خطبه‌ای که حسین می‌خواند از خطبه قبلی داغ‌تر بود. گویا بعد از رسیدن خبر شهادت مسلم، این خطبه معروف را می‎خواند: «اَیُّها النّاسُ! اِنَّ الدُّنیا قَد اَدبَرَت وَ اَذَنَت بِوَداعِ، وَ اِنَّ الاخِرَةَ قَدْ اَقْبَلَت وَ اَشرَفَتِ بِاطّلاع». اقتباس از کلمات پدر بزرگوارش است. سپس می‎فرماید: «اِلا تَروَنَ اَنَّ الحَقَّ لا یُعمَلُ بِهِ وَ اَنَّ الباطِلَ لا یُتَناهی عَنهُ؟ لِیَرغَبِ المؤمِنُ فی لِقاءِ اللهِ مُحِّقاً»؛(تحف العقول، ص ۲۴۵) آیا نمی‌بینید به حق عمل نمی‎شود؟ آیا نمی‌بینید قوانین الهی پایمال می‎شود؟ آیا نمی‎بینید این همه مفاسد پیدا شده و احدی نهی نمی‎کند و احدی هم باز نمی‎گردد؟ در چنین شرایطی، یک نفر مؤمن (نفرمود من که حسین بن علی هستم دستور خصوصی دارم، من چون امام هستم وظیفه‎ام این است) باید از جان خود بگذرد و لقاء پروردگار را در نظر بگیرد. در چنین شرایطی از جان باید گذشت. یعنی امر به معروف و نهی از منکر اینقدر ارزش دارد. در یکی از خطابه‌های بین راه، بعد از اینکه اوضاع را تشریح می‎کند می‎فرماید: «اِنّی لا اَریَ المُوتَ اِلّا سَعادَةً وَ الحَیوةَ مَعَ الظّالِمینَ اِلّا بَرَماً»؛(تحف العقول، ص ۲۴۵). ایها الناس! در چنین شرایطی، در چنین اوضاع و احوالی، من مردن را جز سعادت نمی بینم (بعضی نسخه‎ها «شهادة» نوشته اند و بعضی «سعادة»)، من مردن را شهادت در راه حق می‌بینم؛ یعنی اگر کسی در راه امر به معروف و نهی از منکر کشته شود، شهید شده است (معنای «من مردن را سعادت می‌بینم» نیز همین است). من زندگی کردن با ستمگران را مایه ملامت می‎بینم، روح من روحی نیست که با ستمگر سازش کند. از همه بالاتر و صریحتر آن وقتی است که دیگر اوضاع صد در صد مأیوس کننده است، آن وقتی است که به مرز عراق وارد شده و با لشکر حر بن یزید ریاحی مواجه گردیده است. هزار نفر مأمورند که او را تحت الحفظ به کوفه ببرند. در اینجا حسین بن علی(ع) خطابه معروفی را که مورخین معتبری امثال طبری نقل کرده‎اند، ایراد و در آن به سخن پیغمبر تمسک می‎کند، به اصل امر به معروف و نهی از منکر تمسک می‎کند: «اَیُّها الناسُ! مَنْ رَأی سُلطاناً جائِراً مُسْتَحِلّاً لِحَرامِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهدِ الله، مُستَأثِراً لِفَیءِ اللهِ، مُعتَدِیاً لِحُدودِ اللهِ، فَلَمْ یُغَیِّر عَلَیهِ بِقَولٍ وَلا فِعلٍ کانَ حَقِّاً عَلَی اللهِ اَن یُدخِلَهُ مَدخَلَهَ. اَلا وَ اِنَّ هؤُلاءِ القَومَ قد اَحَلّوا حَرامَ اللهِ وَ حَرَّموا حَلالَهُ و استَأثَروا فَیءَ اللهِ.»؛(تاریخ طبری، ۴/۳۰۴) یک صغرا و کبرای بسیار کامل می‌چیند. طبق قانون معروف، اول یک کبرای کلی را ذکر می‌کند: ایها الناس! پیغمبر فرمود: هر گاه کسی حکومت ظالم و جائری را ببیند که قانون خدا را عوض می‌کند، حلال را حرام و حرام را حلال می‌کند، بیت المال مسلمین را به میل شخصی مصرف می‌کند، حدود الهی را بر هم می‌زند، خون مردم مسلمان را محترم نمی شمارد، و در چنین شرایطی ساکت بنشیند، سزاوار است خدا (حقاً خدا چنین می‎کند، یعنی در علوم الهی ثابت است) چنین ساکتی را به جای چنان جائر و جابری ببرد. بعد صغرای مطلب را ذکر می‎کند: «اِنَّ هؤُلاءِ الْقَومَ... » اینها که امروز حکومت می‎کنند (آل امیه) همین طور هستند. آیا نمی‌بینید حرام‌ها را حلال کردند و حلال‌ها را حرام؟ آیا حدود الهی را بهم نزدند، قانون الهی را عوض نکرند؟ آیا بیت المال مسلمین را در اختیار شخصی خودشان قرار ندادند و مانند مال شخصی و برای شخص خودشان مصرف نمی‌کنند؟ بنابر این هر کس که در این شرایط ساکت بماند، مانند آنهاست. بعد تطبیق به شخص خود کرد: «وَ اَنَا اَحَقُّ مِن غَیرٍ» من از تمام افراد دیگر برای اینکه دستور جدم را عملی کنم، شایسته‎ترم.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۲۷۰ ـ ۲۷۱.

امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه همه مسلمانان است یا گروهی خاص؟

پاسخ: برای ماشینی که در مسیر یک طرفه بر خلاف همه رانندگی می‌کند، دو نوع برخورد لازم است: یکی آنکه تمام رانندگان با بوق و چراغ مخالفت خود را با کار او اعلام کنند، دوم آنکه پلیس، راننده را جریمه کند.
قرآن نیز هم تمام مسلمانان را به امر به معروف و نهی از منکر سفارش کرده و فرموده است: «کُنتم خَیرَ اُمّة اُخرِجَت للنّاس تَأمرون بِالمَعروف و تَنهَون عن المنکر»(سوره آل‌عمران، آیه ۱۱۰) شما بهترین امّتی هستید که جلوه کرده‌اید به شرط آنکه امر به معروف و نهی از منکر کنید.
و در جای دیگر می‌فرماید: از میان شما مسلمین گروهی ویژه باید مسئول امر به معروف و نهی از منکر شوند. «ولتکن منکم اُمّة یَدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و یَنهون عن المنکر»(سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۴.)

امر به معروف لفظی و عملی به چند طریق انجام می‌شود؟

پاسخ: هر یک از امر به معروف لفظی و امر به معروف عملی به دو طریق است: مستقیم و غیر مستقیم. گاهی که می‌خواهید امر به معروف و نهی از منکر کنید، مستقیم وارد می‌شوید، حرف را مستقیم می‌زنید یعنی اگر می‌خواهید کسی را وادار به کاری کنید می‌گویید: من از جنابعالی خواهش می‌کنم فلان کار را انجام دهید. ولی یک وقت هم به طور غیر مستقیم به او تفهیم می‌کنید، که البته مؤثرتر و مفیدتر است یعنی بدون آنکه او بفهمد که شما دارید با او حرف می‌زنید، از کسی که فلان کار را کرده است تعریف می‌کنید، کار او را توجیه و تشریح می‌کنید، می‌گویید: فلان‌کس در فلان مورد چنین عمل کرده، این طور رفتار کرده، و تا او بداند و بفهمد. این، بهتر در او اثر می‌گذارد کما اینکه عمل هم به طور غیرمستقیم مؤثرتر است.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ حماسه حسینی صفحه ۲۴۹

مرز امر به معروف و نهی از منکر کجاست؟

پاسخ: این اصل دایر مدار این است که موضوع امر به معروف و نهی از منکر چیست، یک وقت موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوع کوچکی است. مثلًا کسی که کوچه را کثیف می‌کند، پوست خربزه را می‌اندازد در کوچه، نباید بیندازد. شما اینجا باید نهی از منکر کنید، باید او را ارشاد و هدایت کنید، باید به او بگویید این کار را نکن، درست نیست. حالا اگر شما برای نهی از منکر کردن در چنین مسأله‌ای، به خاطر پوست خربزه در کوچه انداختن، بدانید او یک فحش ناموسی به شما می‌دهد، در این صورت این کار آنقدر ارزش ندارد که شما یک فحش ناموسی بشنوید.
یکوقت هم هست که موضوع امر به معروف و نهی از منکر، موضوعی است که اسلام برای آن اهمیتی بالاتر از جان و مال و حیثیت انسان قائل است. می‌بینید قرآن به خطر افتاده است، تمام دسیسه‌بازی‌ها برای این است که با قرآن مبارزه شود، وضعیت در سر حدّ به خطر افتادن قرآن و اصول قرآن نیست، در سر حدّ به خطر افتادن عدالت است. یا آنجا که مسأله‌ای نظیر وحدت اسلامی در خطر است، که اسلام در موضوع وحدت چه اندازه عنایت و حساسیت دارد و به وحدت مسلمین اهمیت می‌دهد، دست دشمن را می‌بینی، دسیسة دشمن را می‌بینی که دائماً میان مسلمین تفرقه‌اندازی می‌کند آیا در اینجا می‌گویی امر به معروف نکن، حرف نزن، نهی از منکر نکن، که اگر این را بگویم جانم در خطر است، آبرویم در خطر است، اجتماع نمی‌پسندد.
بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر در مسائل بزرگ مرز نمی‌شناسد. هیچ چیزی، هیچ امر محترمی نمی‌تواند با امر به معروف و نهی از منکر برابری کند، نمی‌تواند جلویش را بگیرد.
مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ حماسه حسینی صفحه ۲۶۷ و ۲۶۸

با توجه به این که فراگیر شدن ظلم و جور در جهان از نشانه‌های ظهور است پس‌چرا مردم را برای زمینه‌سازی ظهور دعوت به صلح و ترک ظلم و گناه می‌کنند؟

پاسخ: فراگیر شدن ظلم و جور در جهان از نشانه‌های معروف ظهور حضرت مهدی (ع) به شما می‌رود و این نشانه در روایات بسیار به چشم می‌خورد و در بعضی روایات به همین عنوان کلی مورد اشاره قرار گرفته، چنان که در روایات معروفی که با سندهای گوناگون نقل شده آمده: یملا اللّه به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً خداوند به وسیله ظهور مهدی (ع) زمین را پر از عدل و داد می‌سازد، پس از آن که از ظلم و ستم پر شده باشد»،(۱).
زیاد شدن این فسادها در میان مردم، در واقع نوعی از فراگیر شدن ظلم و جور روی زمین است. البته فساد و گناه کم و بیش در میان مردم بوده، مهم فراگیر شدن آن است به گونه‌ای که بدی‌ها بر خوبی‌ها، ضدارزشها بر ارزش‌ها غلبه می‌یابد. شهید مطهری، روایتی را از شیخ صدوق می‌آورد. این امر (قیام مهدی (ع)) تحقق نمی‌پذیرد مگر اینکه هر یک از شقی و سعید به نهایت کار خود برسد. پس سخن در این است که گروه سعداء و گروه اشقیا هر کدام به نهایت کار خود برسند. سخن در این نیست که سعیدی در کار نباشد و فقط اشقیاء به منتها درجه شقاوت برسند(۲).
و از طرفی ایده‌ی ظهور منجی بزرگ که با خروج خود عدل، قسط، گشایش و آسایش را در مقطع پایانی تاریخ حیات انسان به ارمغان خواهد آورد و به ستم، ظلم و تجاوز پایان خواهد بخشید، عقیده‌ای است که پیروان ادیان سه گانه ابراهیمی (یهودیت و مسیحیت و اسلام) و بخش چشم‌گیری از سایر ملل بدان ایمان دارند.
یهود مانند مسیحیان که به بازگشت عیسی (ع) معتقدند- به ظهور یک منجی می‌اندیشیدند زرتشتیان نیز در انتظار رجعت بهرام‌شاه‌اند. و هندوها نیز به خروج ویشنو دل بسته‌اند و بودایی‌ها منتظر باز آمدن بودا و. هستند،(۳).
در کنار این معتقدات ملت‌های مختلف تصریحات قابل توجهی از نوابغ مغرب زمین است، مبنی بر این که جهان در انتظار مصلح کبیری است که سر رشته‌ی امور را به دست خواهد گرفت و جامعه بشری را زیر یک پرچم و به دنبال یک هدف گرد هم خواهد آورد. از جمله: برتراندراسل می‌گوید: دنیا چشم به راه مصلحی است که همگان را در سایه‌ی یک پرچم و یک شعار متّحد سازد.
البرت انیشتاین می‌گوید: فرا رسیدن آن روزی که در جای جای جهان، صلح و صفا حکومت کند و همه‌ی اعضای جامعه بشری با یکدیگر دوست و برادر باشند دیری نخواهد پایید،(۴).
از آیات قرآن و احادیث اسلامی نیز استفاده می‌شود که مستضعفین جهان سرانجام در یک انقلاب همگانی که مهدی موعود (ع) رهبری آن را بر عهده دارد. بر مستکبرین پیروز می‌گردند. وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی اَلَّذِینَ اُسْتُضْعِفُوا فِی اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِینَ.،(۵).
و گسترش ظلم و فساد و فراگیر شدن آن بدین معنا نیست که صالحی و ظلم‌ستیزی وجود نخواهد داشت و هم چنین ملازم با این معنا نیست که بشر دیگر از ظلم و فساد بر نمی‌گردد. با توجه به توضیحات فوق و اینکه بشر از هر نحله‌ای که باشد دنبال منجی و رسیدن به عدل و آرامش و آسایش است. این نوید را می‌دهد که جهان بشری با توجه به ظلم و فساد و تبعیض که دامنگیرش شده در آینده خواستار حکومت ایده‌آل و موافق با فطرت الهی باشد. و اضافه بر آن رشد عقول و معارف بشر روز به بروز در ترقی می‌باشد و از طرفی مکاتب و اسم‌های مختلف امتحان خود را در ادارة جوامع پس داده‌اند. بنابراین سیر بشر به سوی گمشده‌ای است که بتواند با نفس مسیحای خود مرهمی بر زخم‌های آنان باشد و این یوسف گمشده همان مهدی (ع) است که بشر در انتظارش می‌باشد. که به آمدن او هم در کتب تشریع الهی و هم در کتب تکوین و صحیفه دل‌ها خبرها و امیدهایی است. و موقع آمدن نیز خبرش در آسمان به گوش جهانیان از شرق و غرب می‌رسد. و روایات می‌گوید تمام انسانها در برابر این نشانه الهی وعده داده شده سر تسلیم فرود می‌آورند زیرا که تفسیر این گفته خداوند است. «اگر بخواهیم از آسمان معجزه‌ای بر آنها فرو می‌فرستیم که در برابر آن تسلیم فرود آوردند»،(۶).
مردم از این صیحه آسمانی به ناله و فریاد درآمده و از خانه‌هایشان بیرون می‌آیند تا ببینند چه خبر است آن ندا مردم را به خودداری از ظلم و کفر و درگیری و خونریزی و به پیروی از امام مهدی (ع) دعوت می‌کند.
برای آگاهی بیشتر در این مورد ر. ک: بحارالانوار، ج ۵۲.
پی نوشت‏
(۱) (چشم به راه مهدی، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، نقل از «سنن ابی داود»، ج ۴، ۱۰۷ و کنزل العمال، ج ۱۴، ص ۲۶۴)
(۲) (قیام و انقلاب مهدی، شهید استاد مطهری، ص ۵۷ و ۵۸)
(۳) (در انتظار ققنوس، ص ۴۵)
(۴) (همان)
(۵) (سوره قصص، ۵)
(۶) (سوره شعرا ۴)
برگرفته از سایت نورپورتالhttp://noorportal.net/qbank/

رابطه امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح اجتماعی چگونه است؟

پاسخ: اصلاح طلبی به عنوان یک شان پیامبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است. البته هر امر به معروف و نهی از منکر لزوماً مصداق اصلاح اجتماعی نیست ولی هر اصلاح اجتماعی مصداق امر به معروف و نهی از منکر است.

تفاوت دعوت، موعظه، امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ با توجه و تدبر در آیات قرآن چیست؟

پاسخ: موعظه به معنای پند و اندرز و تذکر است و لزوما در آن ماده‌ی امر و نهی وجود ندارد! تبلیغ هم به معنای ابلاغ پیام و حجت است! که جدا از دو مورد قبل است
تفاوت اینها از نظر میزان اصرار و اهتمام به حصول نتیجه است که به ترتیب از کم به زیاد می‌توان آن را ترتیب داد:
تبلیغ - دعوت - موعظه - امر به معروف و نهی از منکر
۱. در مرحله تبلیغ، پیامبران مانند یک کسی که سخنگوی یک تشکیلاتی هست، فقط وظیفه داشتند پیام خدا رو برای عموم مردم و در جمع ابلاغ کنن.
۲. در مرحله‌ی دعوت، علاوه بر اینکه دستورات خدا رو در مرحله ی قبل اعلام کردند، مردم رو به پذیرش اون دعوت میکردن که باز هم امری عمومی بود. اما اصرار نمی‌کردند.
۳. در مرحله‌ی موعظه، پیامبران از سر دلسوزی و از سر لطف و مهربانی‌ای که به بندگان خدا داشتند، به طور نسبتا خصوصی و در محافل کوچک‌تر، اقدام به نصیحت و موعظه می‌کردند که شاید در دل‌ها اثر کنه.
۴. در مرحله‌ی امر به معروف و نهی از منکر، پیامبران مردم رو صراحتا به انجام کار الهی، امر می‌کردن و توقع هم بر این بود که دستورات اونها اجرا بشه. یا از انجام گناهی نهی می‌کردن و انتظار بود که واقعا ترک بشه. حتی قوانینی برای برخورد با شخصی که مرتکب منکر می‌شد وضع می‌کردند (البته در صورت تحقق حکومت دینی در عصر اون پیامبر) بنابراین تلاش برای تحقق نتیجه‌ی الهی بیشتر خودش رو نشون میده در این مرحله.
البته در بین این موارد، مفاهیم تبشیر و انذار رو هم می‌توان گنجاند که در این دسته بندی، به نظرم جایی بین موارد ۲ و ۳ پیدا می‌کند.

آیا می‌توان از ولی‌فقیه انتقاد کرد؟ این مسئله با ولایت و لزوم پیروی از او منافات ندارد؟

پاسخ: گفتار ولی فقیه به سه بخش تقسیم می‌شود:
۱. فتوا،
۲. توصیه ها و بیانات ارشادی،
۳. احکام حکومتی که یا مستقیماً خود صادر می‌کند و یا از مجاری قانونی (مانند مجلس شورای اسلامی) صادر می‌شود.
بخش اول، برای مقلدان او لازم‌الاجرا است و انتقاد در آن به معنای مناظره علمی و فقهی است که جایز و مطلوب می‌باشد؛ ولی نیازمند قدرت اجتهاد است.
بخش دوم، الزامی نمی‌آورد و نقش عمده آن آگاهی بخشی، روشنگری و هدایت است. انتقاد، بحث و تحقیق درباره این امور جایز است و حتی اگر شخصی، نظری مخالف با رهبری داشت، اطاعت از این گونه توصیه‌های رهبری -تا جایی که با قانونی مخالفت نکند- الزامی نیست. در این موارد او می‌تواند؛ بلکه بنا به اهمیت موضوع باید آرای خود را به رهبر برساند و وظیفه مشاوره را در این باب انجام دهد. البته آرای خود را در سطح جامعه، نباید به گونه‌ای تبلیغ کند که باعث بی‌حرمتی و تضعیف رهبر و حکومت اسلامی شود.
بخش سوم، اطاعت از دستورات و احکام ولایی یا قوانین مدون جمهوری اسلامی -که به یک اعتبار احکام ولی فقیه‌اند- برای همگان (حتی غیر مقلدان او) لازم و واجب است و تخلّف از آن به هیچ وجه جایز نیست (حتی اگر شخصی آن قانون را خلاف مصلحت بداند)؛ زیرا روشن است در هر قانون و کشوری، اگر رعایت قوانین و دستورات الزامی، تابع سلیقه‌های متنوع شود، آن کشور با هرج و مرج مواجه شده و قوانین آن ضمانت اجرایی نخواهد داشت.
البته در همین موارد هم -به ویژه قبل از صدور حکم- تحقیق و بحث علمی، می‌تواند به عنوان مشورت برای حکومت اسلامی ارائه شود. در نهایت مرجع تصمیم‌گیری، شخص ولی‌فقیه یا مجاری قانونی منصوب از ناحیه او است.
برای مطالعه بیشتر ر.ک:
۱. اصول کافی، ج ۱، ص ۴۰۳؛
۲. قرائتی، محسن، امر به معروف و نهی از منکر؛
۳. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ماده نصح؛
۴. نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر؛
۵. سروش، محمد، نصیحت ائمه مسلمین، فصلنامه حکومت اسلامی، شماره ۱.
براساس اعتقادات دینی ما، فقط پیامبران، حضرت زهرا و ائمه اطهار(ع) معصوم‌اند. ازاین‌رو هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که احتمال اشتباهی در رفتار و نظرات ولی‌فقیه نیست. احتمال خطا و اشتباه در مورد ولی فقیه وجود دارد و ممکن است دیگران به خطای او پی ببرند.
ازاین‌رو می‌توان از ولی‌فقیه انتقاد کرد. در نگرش دینی نه تنها انتقاد از ولی‌فقیه با شرایط آن جایز است؛ بلکه یکی از حقوق رهبر بر مردم، لزوم دلسوزی و خیرخواهی برای او است. این حق تحت عنوان «النصیحة لائمه المسلمین» و امر به معروف و نهی از منکر تبیین شده است. نصیحت به معنای خیرخواهی برای رهبران اسلامی است که یکی از ساز و کارهای تحقق آن اندرزدهی است. بنابراین نه تنها انتقاد از ولی‌فقیه جایز است؛ بلکه در جای خود واجب شرعی است و منافع و مصالح شخصی یا گروهی نباید مانع انجام دادن آن شود.
در پایان گفتنی است که انتقاد کننده، نباید انتظار داشته باشد که ولی فقیه یا دیگر مسؤولان، به هر انتقادی، جامه عمل بپوشند. چه بسا مسؤولان دلایل محکمی برای افعال خود دارند که انتقاد کننده از آنها بی‌خبر است و حتی گاهی ممکن است نظرات و انتقادهای گوناگون و متناقضی ارائه شود که امکان عمل به همه آنها برای مسؤولان ممکن نباشد. آنچه وظیفه حکومت اسلامی است و از مسؤولان انتظار می‌رود، گوش دادن به انتقادات و فراهم آوردن بستری است که مردم بتوانند دیدگاه‌های خود را از عملکرد مسؤولان و... از طریق مجاری و ساز و کارهای معین -بدون هیچ‌نگرانی و ترس به سمع و نظر آنان برسانند و آنان با انتقادهای مردم، برخوردی منطقی داشته باشند؛ یعنی، در صورت درست بودن بپذیرند و یا مردم را توجیه کنند.
برای آگاهی بیشتر ر.ک:
الف. مصباح یزدی، محمد تقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها (ولایت‌فقیه، خبرگان)، ج ۱، ص ۶۹؛
ب. واعظی، احمد، جامعه دینی، جامعه مدنی، ص ۱۲۶

یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است و این وضعیت در نهضت امام حسین علیه السلام موجود نبود؛ چه اینکه معلوم بود یزید و پیروانش نه از حکومت کنار می‌روند و نه از روش خود دست برمی دارند! پس امام حسین (ع) با چه منطق و حجت شرعی به این کار اقدام کرده و این امر را یک وظیفه واجب و مقدس می‌دانست؟

پاسخ : ما شرایط احکام و خصوصیات و فروع امر به معروف را باید از امام حسین(ع) استفاده کنیم و استوارترین دلیل بر جواز شرعی هر عمل، این است که امام حسین(ع) آن را انجام داده باشد. به عبارت دیگر گفتار و رفتار آن حضرت از ادلّه احکام شرعی است.
از طرفی احتمال تأثیر بر دو نوع است: گاهی شخصی را که اکنون آماده یا مشغول معصیتی است، می خواهیم نهی از منکر کنیم. اگر احتمال تأثیر ندهیم، نهی از منکر واجب نیست و گاهی نهی از منکر می کنیم و بالفعل احتمال تأثیر نمی دهیم؛ ولی می دانیم در آینده مؤثر واقع می شود. در این صورت نهی از منکر واجب است و با صورت احتمال تأثیر فعلی فرق ندارد.
مثل آنکه احتمال بدهیم اگر با فرقه های ضاله یا مؤسسات فساد مبارزه کنیم و معایب و مفاسد و مقاصد سوء آنها را به مردم بگوییم و اعلام خطر کنیم؛ پس از مدتی دستگاه شان برچیده شده و اثر آنها در فساد اجتماع کمتر خواهد شد و یا حداقل از گسترش بیشتر تبلیغات و فسادشان جلوگیری به عمل خواهد آمد و چنانچه کارگردانان آنها دست از خیانت برندارند، در اثر نهی از منکر، تبلیغات سوء آنها باعث گمراهی نخواهد شد. در این مورد امر به معروف و نهی از منکر با احتمال تأثیر آن در آینده، واجب است.
در دنیای معاصر هم بیشتر مللی که توانسته اند بندهای اسارت خویش را پاره کنند و به آزادی و استقلال برسند؛ همین راه را انتخاب کرده اند. آنان با فداکاری و تحمل ناملایمات و تهییج احساسات، دشمنان خود را در افکار عمومی محکوم و پایه های تسلط و نفوذ آنان را متزلزل و به تدریج ساقط می سازند و در این مبارزات آن افرادی که پرچم را به دست می گیرند؛ پیروز شده و خون های شان بهای آزادی جامعه و برافتادن نفوذ بیگانه است. آنان این پیکار را - اگر چه نتیجه اش در آینده ظاهر می شود - موفقیت آمیز و افتخار می شمارند؛ زیرا هدف شان ریاست و حکومت نیست؛ بلکه اصلاح و نجات جمعیت است.
مردان خدا نیز برای هدف های عالی انسانی و الهی خود، گاهی چنین مبارزاتی دارند؛ یعنی، با اینکه می دانند دشمنان خدا، خون شان را می ریزند و سرشان را بالای نیزه می کنند؛ ولی باز هم برای نجات اسلام و توحید، پیکار و جهاد می کنند تا عکس العمل قیام آنها به تدریج مردم را بیدار و مسیر تاریخ را عوض کند.
با وضعی که پیش آمده بود، خطرات شدیدی احکام قرآن و موجودیت اسلام را تهدید می کرد و آینده اسلام را تاریک و مبهم می نمود. حتّی معلوم بود که در آینده نزدیک، خورشید نورانی اسلام غروب و دوران شرک و جاهلیت بازگشت خواهد کرد! در این صورت امام حسین(ع) نمی توانست با در نظر گرفتن احتمال یا قطع به ضرر، دست روی دست بگذارد و در خانه بنشیند و ناظر این مصیبت ها برای عالم اسلام شود.
گذشته از اینکه شرط احتمال تأثیر هم موجود بود؛ بلکه امام حسین(ع) یقین به تأثیر داشت و می دانست که نهضت و قیام او، اسلام را حفظ کرده و حرکت او ضامن بقای دین خواهد بود. آن حضرت می دانست که اگر بنی امیه او را - که نوه پیغمبر و مرکز تحقّق آمال معنوی و اسلامی مردم، و شریف ترین و گرامی ترین خلق و محبوب ترین افراد در قلب جامعه است - بکشند؛ دیگر قدرت شان درهم شکسته می شود و چنان سیل خشم و نفرت مردم به سوی شان سرازیر می گردد که باید برای حفظ موقعیت خود، حالت دفاعی به خود گیرند تا بتوانند چند صباحی پایه های لرزان حکومت کثیف خود را از سقوط شدن نگاه دارند!
سیدالشهدا(ع) می دانست که شهادت او و اسارت اهل بیت، ماهیت بنی امیه و عداوت های آنها را با اسلام و شخص پیغمبر آشکار می سازد و عکس العمل قتل او، ریشه های اسلام را در دل ها استوار کرده و حس تمرّد و سرپیچی از اوامر امویان را در همه ایجاد می کند و احساسات اسلامی و شعور دینی مردم را بیدار و زنده می سازد.
اباعبدالله(ع) می دانست که وقتی بنی امیه او را شهید کنند؛ دستگاه خلافت رسوا خواهد شد و مردم به مسیر نادرست حکومت پی خواهند برد و معلوم است حکومتی که دشمن دین و خاندان رسالت شناخته شده باشد؛ هر چند مدت کوتاهی به ظاهر، بر مردم فرمانروایی کند، اما نخواهد توانست ادعای خلافت اسلامی را داشته باشد و به حکومت خود ادامه دهد.
فاجعه کربلا دنیای اسلام را تکان داد و مثل آن بود که شخص پیغمبر شهید شده باشد. در تمام شهرها احساسات خشم آگین مردم نسبت به بنی امیه به جوش آمد و حرکت های ضد امویان یکی پس از دیگری شروع شد؛ تا آنکه حکومتی که به اسم اسلام، ترویج شرک و کفر می کرد، ساقط شد و آن خون های پاک اهل بیت(ع)، بهای نجات اسلام و شور و هیجان دینی مردم علیه بنی امیه گردید.
پس معلوم شد که امر به معروف و نهی از منکر امام حسین(ع) از نظر قواعد عمومی و فقهی نیز لازم و از واجبات بوده است و آن حضرت در راه ادای این تکلیف، از جان خود و عزیزترین و لایق ترین جوانان، برادران و یارانش چشم پوشید و همه را فدای مقاصد بزرگ و عالی اسلامی کرد، و با اینکه سیل مصیبت ها به سوی او هجوم آورد، ثابت و پایدار ایستاد و از دین و هدف خود دفاع نمود.
مناسب است اینجا به سخن علامه شهید استاد مطهری اشاره شود؛ وی می نویسد:
«شرط دیگر امر به معروف و نهی از منکر «احتمال تأثیر» است؛ یعنی، این فریضه، مثل نماز و روزه «تعبدی محض» نیست. به ما گفته اند: شما در هر حال باید نماز بخوانید و نباید سؤال کرد که آیا این نماز خواندن اثر دارد یا ندارد؛ ولی امر به معروف و نهی از منکر را باید با تدبیر و اندیشه انجام داد؛ یعنی، شخصی روی نتیجه حساب کند و باید سودی که به دست می آید، بیش از سرمایه مصرفی باشد. این نظر در مقابل منطق خوارج است که می گفتند: حتی اگر کوچک ترین تأثیری هم محتمل نباشد، باز باید امر به معروف و نهی از منکر نمود. عده ای علت انقراض خوارج را همین امر دانسته اند. «تقیه» نیز که در شیعه مطرح است؛ یعنی، به کار بردن تاکتیک در امر به معروف و نهی از منکر. تقیه؛ یعنی، استفاده از سلاح دفاعی؛ یعنی، در مبارزه ضربه بزن؛ ولی کوشش کن آسیب نبینی».
معنای احتمال تأثیر این نیست که در خانه ات بنشینی و بگویی: من احتمال اثر می دهم یا نمی دهم؛ بلکه باید بروی و حداکثر تحقیق را انجام دهی تا ببینی که آیا به نتیجه می رسد یا نه. کسی که بی اطلاع است و به دنبال تحقیق هم نمی رود، نمی تواند چنین عذری بیاورد.

مقصود امام حسین (ع) از این جمله «من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم» چیست؟

پاسخ :این سخن، جایگاه اساسی و اصلی امر به معروف و نهی از منکر را نشان می دهد.

امام حسین(ع) با این عبارت، می خواهند نقش محوری امر به معروف و نهی از منکر را نشان دهند؛ به گونه ای که هدف نهایی قیام خویش را تحقق این امر می دانند. اگر توجهی به جایگاه اصیل امر به معروف و نهی از منکر شود، مقصود حضرت از این سخن روشن تر خواهد شد.

اصل «امر به معروف و نهی از منکر» در تمامی ادیان ابراهیمی مطرح و وظیفه تمامی پیامبران، رسولان، ائمه(ع) و مؤمنان می باشد. این مسأله یک وظیفه شرعی و فقهی صرف نیست؛ بلکه ملاک، معیار و در واقع علت فرستادن رسولان الهی است؛ زیرا عالم مادی، عالم اختلاط خوبی ها و بدی ها، حق و باطل، خوش آیندها و بدآیندها، ظلمت و نور، فضایل و رذایل است و این امور گاهی چنان درهم تنیده می شوند که شناخت آنها و سپس تأسی و عمل به آن، دشوار می گردد. ادیان الهی با شناساندن معروف و منکر و در واقع خوب و بد، حق و باطل، ظلمت و نور، فضایل و رذایل به انسان ها و به دنبال آن دستور به انجام معروف ها و بازداشتن از منکرها، هدایت الهی را به آدمی می آموزند و او را به صراط مستقیم رهنمون می شوند.

رسول خدا(ص) درباره اهمیت و جایگاه ویژه امر به معروف و نهی از منکر می فرماید: «کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خدا در روی زمین و جانشین کتاب خدا و جانشین رسول خداست».میزان الحکمه، ج ۳، ص ۸۰.

و حضرت علی(ع) فرموده اند: «قوام شریعت [دین ] امر به معروف و نهی از منکر است».غرر الحکم، ج ۲، ص ۴۰۰.

قرآن کریم ویژگی «امر به معروف و نهی از منکر» را در مؤمنان، بر اقامه نماز و دادن زکات و اطاعت از خدا و رسولش مقدم می دارد.نگا: توبه، آیه ۷.

امام باقر(ع) نیز در حدیثی می فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران است. برنامه افراد صالح و شایسته است. واجبی است که سایر واجبات در گرو آن اقامه می شوند. امنیت راه ها در سایه آن حاصل می شود. حلیت کسب ها به سبب آن است. در سایه امر به معروف و نهی از منکر است که دشمنان را به رعایت انصاف وادار می سازد، ... کارها در سایه امر به معروف و نهی از منکر به سامان می رسد».نگا: اصول کافی، ج ۵، ح ۱، ص ۵۵.

بنابراین، اصل امر به معروف و نهی از منکر مخصوص امام حسین(ع) نیست؛ بلکه وظیفه تمامی پیامبران، رسولان، امامان، صالحان و مؤمنان می باشد. اما از آنجا که معروف و منکر در زمان سیدالشهداء(ع) بشدت مختلط گردیده و از سوی دیگر منکر در تمامی ابعاد، رایج شده بود و معروف در تمام ساحت هایش متروک مانده بود و این وضعیت منجر به خاموشی دین اسلام و فراموشی سنت نبوی و علوی گشته بود؛ اباعبدالله(ع)، اعتراض به وضع موجود و احیای سیره رسول خدا(ص) و دین اسلام و دفاع از آن را تنها در سایه امر به معروف و نهی از منکر محقق می دانست. به همین دلیل آن حضرت هدف از قیام خویش را اصلاح جامعه به وسیله امر به معروف و نهی از منکر بیان می کرد: «انی لم اخرج اشرا و لابطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی(ص) ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر». بحارالانوار، ج ۴۴، باب ۳۷، ح ۲.

امر به معروف و نهی از منکر در حکومت دینی و از جانب حاکمان در امر حکومت تا چه اندازه قابل پذیرش است؟

پاسخ : در این باره باید دو نکته را از یکدیگر تفکیک کرده، جداگانه مورد بررسی قرار داد:

یک. حاکمان و کارگزاران حکومت دینی باید چه موضعی در برابر «امر به معروف و نهی از منکر» اتخاذ کنند؟

دو. افراد یاد شده در عمل، چه می کنند و واقعیت های موجود در حکومت های دینی چه وضعیتی را نشان می دهد؟

حاکمان دین بایستی امور زیر را رعایت کنند:

۱. بستری در جامعه فراهم کنند که افراد، بتوانند به خوبی بر رفتار آنان نظارت کرده، صحیح را از نادرست باز شناسند و به هنگام لزوم، بتوانند به راحتی، رهنمودهای لازم را به مسؤولان ارائه کنند.

۲. رهنمودها و امر به معروف و نهی از منکر مردم را بدون هیچ گونه پیش داوری و با تقوای لازم، مورد مطالعه و بررسی قرار دهند. آنان اگر پس از بررسی های لازم، سخن مردم را درست یافتند، با شهامت و شجاعت آن را بپذیرند و تسلیم آن گردند و اگر آن را بر خطا یافتند، با منطقی استوار و بیانی نرم پاسخ دهند، و یا کریمانه از آن درگذرند.

اما اینکه حاکمان در حکومت دینی، تا چه اندازه نسبت به امر به معروف و نهی ازمنکر پذیرش دارند، باید گفت: کلمه «حاکمان»، تعبیری کلی و تا حدودی ابهام آمیز است؛ یعنی، دقیقاً مشخص نیست چه کسانی و تا چه رده هایی مورد نظر است. افراد بسیار متفاوتند و نمی توان پاسخ قاطعی - که شامل همگان شود - ارائه داد. اما باید حاکمان، از شایسته ترین افراد جامعه و حدالامکان افرادی حقیقت پذیر و واقع نگر انتخاب شوند. هر اندازه در انتخاب این افراد، دقت نظر بیشتری به عمل آید؛ میزان پذیرش امر به معروف و نهی از منکر بیشتر خواهد بود.

اما اینکه حکومت دینی در طول تاریخ، چه تجربه ای را نشان داده است؛ باید گفت: نمونه های برجسته و عینی حکومت دینی، حکومت پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بوده است. رسول اکرم(ص) در دوران حکومت الهی خود، چنان مردمی رفتار می کرد و فضایی پدید آورده بود که با وجود عصمت آن حضرت؛ هر کسی می توانست به راحتی، در حوزه مسائل اجتماعی و رفتاری پیامبر(ص) اظهار نظر کند.

جانشین حقیقی آن حضرت، امیرالمؤمنین(ع) نیز همین گونه رفتار می کرد. برخوردهای امیرالمؤمنین(ع) نشانگر این واقعیت است که آن حضرت، خواستار تربیت جامعه به نحوی بودند که هرگز بین خود و مسؤولان جدایی احساس نکنند و به راحتی سخنان خود را با آنان مطرح نمایند.

یکی از سخنان ارزشمند آن حضرت - که به زیباترین شکلی از چنین رابطه ای پرده برمی دارد - این است:

«خوش ندارم گمان کنید که دوست دارم مرا بستایید و ثنا گویید ... پس با من آن گونه که با گردن کشان سخن گویند، سخن مگویید ... نمی خواهم مرا بزرگ انگارید ... پس از گفتن حق یا رای زدن در عدالت باز نایستید ...». «و قد کرهت ان یکون جال فی ظنّکم انی احب الاطراء و استماع الثّناء ... فلا تکلّمونی بما تُکلَّم به الجبابرة ... و لا التماس اعظامٍ لنفسی ... فلا تکفّوا عن مقالة بحقٍ او مشورةٍ بعدلٍ»؛ نهج البلاغه، خ ۲۱۶.

چنین برخوردی، به جامعه «شخصیت» می دهد و آنان را برای اظهار نظر و انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر، تا بالاترین سطوح اجتماعی، آماده می سازد. شبیه همین روش در سیره امام خمینی(ره) نیز مشاهده می شود. ایشان می فرماید:

«همه ملت موظفند که نظارت کنند بر امور، نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است بگوید پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن». ر.ک: امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ج ۷، صص ۳۱ - ۳۵.

نیز می فرماید:

«باید مسلمان این طور باشد که اگر هر که می خواهد باشد، خلیفه مسلمین و هر که باشد اگر دید پایش را کج گذاشت، شمشیرش را بکشد که پایش را راست بگذارد». همان، ص ۳۴.

آیه ۱۰۵ سوره مائده می‌گوید: «شما مراقب خود باشید، انحراف دیگران اثری در وضع شما نمی‌گذارد» این با دستور امر به معروف و نهی از منکر تضاد دارد؟

پاسخ : شـک نیست که مساله امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین ارکان اسلام است که به هیچ وجه نـمی توان شانه از زیر بار مسئولیت آن خالی کرد تنها در موردی این دو وظیفه ساقط می شود که امیدی به تاثیر آن نباشد و شرایط لازم در آن جمع نگردد وآیه مزبور ربطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد بلکه می فرماید شما مراقب خود باشید چه آنکه اگر راه یافته باشید کسانی که بیراهه می روند نمی توانند آسیبی به شما وارد کنند.
مـعـنـای دیـگری نیز می توان از آیه استفاده نمود و آن این است که «لایضرکم» را فعل نهی بدانیم بر این اسـاس معنای آیه این است : مراقب خود باشید نباید انحراف دیگران در شما تاثیر بگذارد به عبارت دیگر آیه می فرماید مراقب خود باشید تا گمراهان شما را منحرف نکنند.
تفسیر نمونه ج ۵ ص ۱۰۹، مکارم شیرازی - ناصر و دیگران

فرق امر به معروف و نهی از منکر با تبلیغ چیست؟

پاسخ : «تبلیغ» که در قرآن آمده است و «امر به معروف و نهی از منکر» که آن هم در قرآن آمده است، دو مسأله جداگانه‎اند؛ البته با یکدیگر پیوستگی دارند، ولی دو مسأله هستند. تبلیغ، مرحله شناساندن و خوب رساندن است، پس مرحله شناخت است. ولی امر به معروف و نهی از منکر مربوط به مرحله اجرا و عمل است. تبلیغ، خودش یک وظیفه عمومی برای همه مسلمین است، همچنانکه امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه عمومی است. وظیفه‎ای که هر مسلمان از نظر تبلیغ دارد این است که باید این احساس در او پیدا بشود که به نوبه خودش حامل پیام اسلام است. اما وظیفه‎ای که هر مسلمان در مورد امر به معروف و نهی از منکر دارد این است که باید این احساس در او باشد که مجری و جزء قوّه مجریه این پیام است که باید آن را در جامعه به مرحله عمل و تحقق برساند و به آن لباس عینیت بپوشاند. این است که امر به معروف و نهی از منکر یک مطلب است و تبلیغ مطلب دیگر.

مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۷ـ حماسه حسینی صفحه۳۲۲ ـ ۳۲۳.

امر به معروف و نهی از منکر چه تأثیری در مبارزه با مفاسد اجتماعی دارد؟

پاسخ : تأثیر دو وظیفه الهی«امربه معروف» و «نهی از منکر» در تأمین عدالت اجتماعی و اجرای قوانین و مبارزه با منکرات و کم شدن جنایات و زندانیان و کمک به پیشرفت فرهنگ اجتماعی، غیر قابل انکار است و تجربه نشان داده است جامعه ای که این دو وظیفه را به طور صریح و آگاهانه انجام دهد بسیار پاک و امن و امان خواهد بود و آنها که این دو را به فراموشی بسپرند و دربرابر تخلّفات و نابسامانیها و گناهان، بی تفاوت بمانند، گرفتار عواقب شومی می شوند و فساد حتّی به داخل خانه و کاشانه آنها کشیده می شود و در چنین اجتماعی هیچ کس در امنیّت نخواهد بود و درست همان گونه که در حدیث پیغمبر اکرم(ص) آمده، بلا و عذاب الهی دامان آنها را خواهد گرفت، و به گفته امیر مؤمنان علی(ع) در این حال دعای نیکانشان نیز، برای حلّ مشکلات و دفع بلاها به اجابت نخواهد رسید.«فَیُوَلّی عَلَیْکُمْ شِرارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا یُسْتَجابُ لَکُمْ» ؛(نهج البلاغه، نامه ۴۷)
پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران

آیا امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در زندگی خصوصی افراد نیست؟

پاسخ : خیر، زیرا اسلام دخالت در زندگی خصوصی دیگران و تجسس در این امور را حرام می شمرد و قرآن مجید ناطق به آن است (سوره حجرات). ولی محدوده امر به معروف و نهی از منکر، ناهنجاریهای آشکار اجتماعی است که در سرنوشت جامعه دخالت دارد و سرنوشتها در آن جا به هم گره خورده است و تخلف و انحراف در هر یک از افراد، در کل جامعه اثر می گذارد. بنابراین هیچ کس حق ندارد در این گونه مسائل به کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند بگوید به شما چه مربوط است؟! پاسخش این است که به همه ما مربوط است، زیرا سرنوشت ما به یکدیگر پیوسته است. آیا در برابر هجوم بیماریهای واگیردار، هنگامی که دولت مأموران خود را برای زدن واکسن بسیج می کند، کسی حق دارد بگوید به شما چه مربوط است؟ من بیمار می شوم و جان من به خطر می افتد، بگذارید بیفتد، چرا در زندگی شخصی من دخالت می کنید؟! همه به او جواب می دهند سلامت تو از سلامت دیگران جدا نیست و بیماری تو سبب بیماری دیگران می شود و به همین دلیل به ما مربوط است و به همه مربوط است، بنابراین باید قبول کرد انجام این دو وظیفه، از آثار زندگی گروهی انسانها و از حقوق و واجبات اجتماعی محسوب می شود.

پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران

تواصی به حق و صبر، چه تفاوتی با امر به معروف دارد؟

پاسخ : تواصی به حق و صبر غیر از امر به معروف است؛ چرا که امر به معروف در جایی است که معروفی ترک گردد؛ ولی سفارش یکدیگر به حق و صبر وظیفه ای ارشادی است که در جامعه همه افراد باید همواره یکدیگر را به مراعات حق و صبر سفارش کنند تا این دو عمود خیر برای جامعه همواره زنده باشد. در امر به معروف یک طرف «آمر» است و دیگری «مأمور»، ولی در «تواصی» همگان یکدیگر را به حق و صبر سفارش می کنند.

دربارهٔ تفسیر آیه (لایکلف الله نفسا الا وسعها) و ارتباط آن باامر به معروف و نهی از منکر توضیح دهید؟

پاسخ : وسع هرکس مقدار توانایی ای است که برای انجام کاری دارد. در واقع مفاد این آیه این است که خداوند انسان را افزون برتوان (اعم ازتوان جسمی مالی علمی اعتبار اجتماعی و...) مکلف نمی کند. درضمن وسع فقط جنبه فردی ندارد بلکه اعم از حیثیت فردی و اجتماعی است. بنابراین ممکن است شخصی بتنهایی توانایی انجام کاری را نداشته باشد ولی به همراه دیگران و با یک تشکل و جمع بتواند آن را انجام دهد دراین صورت باید در راستای انجام آن رسالت الهی به جمع لازم بپیوندد مانند جنگ وجهاد. درمورد امر به معروف و نهی از منکر نیز امروزه لازم است جوانان متدین کانونهای دینی قدرتمندی تشکیل دهند و بافراگیری هنجارهای دقیق اسلامی به این وظیفه مهم به طور گروهی عمل نمایند.

معنای لغوی و اصطلاحی کلمات معروف و منکر چیست؟

پاسخ : «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»;آل عمران (۳)، آیه ۱۱۰.؛ «شما بهترین امتى بودید که به سود انسان ها آفریده شده اند [؛ چه اینکه ] امر به معروف و نهى از منکر مى کنید».

«معروف» آن است که عقل و شرع آن را نیک و خوب بداند و «منکر» آن است که عقل و شرع آن را ناپسند و بد بداند. بنابراین آنچه که نیک است - اعم از امور فرهنگى، اعتقادى، اقتصادى، عبادى، اخلاقى، سیاسى، جسمى، روانى و... - معروف است و کلیه آنچه که ناپسند است، مشمول منکر مى گردد. پس امر به معروف، به معناى «فرمان دادن به کار خوب» و نهى از منکر، به معناى «باز داشتن از کار بد» است. بهترین راه براى به دست آوردن مصداق هاى معروف و منکر، مراجعه به شرع است. بعضى از معروف ها عبارت است از: تقوا، احسان و نیکى، توکل، حسن ظن به خدا، توبه، تلاوت قرآن، شکر خدا، مشورت، دعا، اخلاق نیک، بردبارى، ایستادگى در راه دین، خوف از خدا، انفاق، اندیشیدن و تفکر، عفو و بخشش، فرو بردن خشم، جهاد، نماز، روزه و... بخشى از منکرها نیز عبارت است از: کفر، نفاق، دوستى با کافران، ظلم و ستم، خیانت به بیت المال، کتمان حق، دین فروشى، بخل، کرنش در برابر دشمن، بد گمانى، دروغ، غیبت، تهمت، ایجاد اختلاف، ریاست طلبى، حسادت، قطع رحم و... .

فریضه امر به معروف و نهى از منکر، در همه ادیان مطرح بوده است و وجوب آن اختصاص به مسلمانان ندارد. این حکم در میان بنى اسرائیل به چشم مى خورد. خداوند در قرآن مى فرماید: «اهل کتاب همه یکسان نیستند؛ بلکه پاره اى از آنان به انجام این فریضه مى پردازند و از نیکان به شمار مى روند».آل عمران (۳)، آیه ۱۱۳ و ۱۱۴. لقمان اجراى این فریضه را به فرزندش سفارش مى کند.لقمان (۳۱)، آیه ۱۷. خداوند به حضرت موسى و هارون دستور مى دهد که با زبان نرم، فرعون را نصیحت کنند.طه (۲۰)، آیه ۴۳ و ۴۴. امر به معروف و نهى از منکر، از مهم ترین، بهترین و عالى ترین فریضه ها و واجبات اسلامى است؛ به طورى که برخى از فقیهان، آن را از ضروریات دین دانسته اند. در آیات و روایات گوناگونى به آن سفارش شده است و تعابیر زیبایى در آنها به چشم مى خورد. حضرت على علیه السلام مى فرماید: «تمام کارهاى نیک و (حتى) جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر، همچون آب دهان در برابر دریاى پهناورى است».«وَ ما اَعْمالُ الْبِرٌّ کُلُّها وَ الْجهادُ فى سَبیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىِ عَنِ الْمُنْکَرِ اِلاَّ کَنْفثة فِى بَحْرٍ لُجّى»; نهج البلاغه، کلمات قصار، ش ۳۷۴.

امام باقرعلیه السلام مى فرماید: «بد قومى هستند، قومى که بر امر به معروف و نهى از منکر عیب مى گیرند و آن را بى ارزش مى پندارند».«بِئْسَ الْقَوْمِ قَومٌ یَعیبُونَ الْاَمْرِ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْکرِ»;: وسائل الشیعه، ج ۱۱، ط جدید، ص ۳۹۲.

ذکر چند امر در این زمینه لازم است:

۱. این فریضه از تکالیف همگانى است و همه مسلمانان باید آن را پاس بدارند. این چنین نیست که در زمان اقتدار حاکمیت اسلامى، این فریضه تنها بر دوش نیروهاى انتظامى و قوه قضاییه و سایر نهادهاى دولتى قرار داشته باشد؛ بلکه تک تک آحاد مردم به انجام این فریضه موظف اند. امر به معروف و نهى از منکر، واجب کفایى است و چنانچه عده اى به اجراى آن بپردازند و به گسترش معروف و از بین بردن منکر اقدام ورزند، انجام دادن آن از دیگران ساقط مى شود.

۲. در اجراى فریضه امر به معروف و نهى از منکر، بین زن و مرد تفاوتى نیست و هر دو گروه، در این راستا وظیفه و مسؤولیت دارند.

۳. یکى از مراتب امر به معروف و نهى از منکر اقدام و برخورد عملى با شخص گنه کار است؛ ولى به فتواى مراجع تقلید، این امر بایدطبق برخى فتاوا بنابر احتیاط واجب است. با اجازه حاکم شرع و مسؤولان حکومت اسلامى انجام گیرد و بدون اجازه آنها جایز نیست.آیت الله مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۳۷۷؛ آیت الله صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۵۶؛ آیت الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۷۷۳؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۰۵۴.

۴. این فریضه داراى شرایطى است که بدون فراهم آمدن آنها، انجام دادن آن بر شخص واجب نیست؛ بلکه در برخى موارد نیز حرام است.

لطفاً در خصوص اثر «امر به معروف و نهی از منکر» در «تکامل جامعه» توضیح بفرمائید.

پاسخ : امر به معروف و نهی از منکر با کارکرد اصلاح ،نظارت و نقد و کنترل اجتماعی خود ، آثار و برکات متعدد و غیر قابل انکاری در زمینه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی بشر داشته و موجبات رشد و تکامل آن را فراهم می نماید .

این عنصر یکی از اساسی ترین عناصر فرهنگ اسلام است که در چارچوب آن، سلامت جامعه در ابعاد مختلف تأمین می گردد و عمل به آن، ضامن بقا و استمرار جامعه و نظام اسلامی خواهد بود. شیخ کلینى ـ رضوان الله علیه ـ در کتاب کافى در ضمن حدیثى از امام پنجم حضرت باقر العلوم ـ علیه السّلام ـ روایت نموده است که فرمود:

«انّ الأمر بالمعروف والنهى عن المنکر سبیل الأنبیاء ومنهاج الصلحاء فریضة عظیمة بها تقام الفرائض وتأمن المذاهب وتحلّ المکاسب وتردّ المظالم وتعمّر الأرض وینتصف من الأعداء ویستقیم الأمر» . (کافی، ج ۵، ص ۵۶ ) یعنى: «امر به معروف و نهى از منکر، راه پیغمبران و طریقه روشن صلحا و شایستگان است.

واجب بزرگى است که به سبب آن واجبات دیگر بپاى داشته مى شود و راهها امن، و کسبها حلال مى گردد و اموال و حقوقى که به ستم و غصب گرفته شده به صاحبانش ردّ مى شود و زمین، معمور و آباد مى گردد و از دشمنان انتقام گرفته مى شود و کارها راست و مستقیم مى گردد. »

در آیه «ولتکن امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون»(۱۰۴ آل عمران) دو مسأله مطرح شده است؛ دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر. قرآن می فرماید بعد از اینکه این جدایی ها در میان شما از میان رفت و احساسات قومی و قبیله ای و به هم پیوستگی های کاذب را فراموش کردید، حالااز مسلمانان می خواهد که از شما انسان های پراکنده باید امتی به وجود آید که دارای هدف و رهبری باشد که دعوت به سوی نیکی کند، وقتی قدرت دارد به معروف امر کند و از کارهای ناشایسته نهی کند و چنین جماعتی رستگار است و اینها هستند که می توانند پیشرفت کنند.

شهید دکتر بهشتی در در توضیح این موضوع می آورد: «دعوت به خیر یعنی چه؟ آیا دعوت به خیر به این صورت است که مثل آدم های خودستا دائماً قلم به دست بگیریم، منبر برویم، سخنرانی کنیم و بگوییم این ما هستیم که این امتیازات را داریم؟ یا منظور از دعوت به خیر این است که امام(ع) به شیعه می گوید که مردم را به خویشتن و راه خویشتن دعوت کنید با غیر زبانتان؟...دعوت به خیر در اسلام شاید ۱۰درصد هم به زبان نبود و شاید بیش از ۹۰ درصدش به عمل بود.» امر به معروف و نهی از منکر، ناظر به صیانت جامعه، و راهکاری برای سالم سازی محیط اجتماعی است و همان گونه که آیت اللَّه شهید بهشتی توضیح داده است حساب امر به معروف و نهی از منکر، حساب محیط سازی است، محیط سالم برای پرورش سالم و صحیح استعدادهای خیر نهفته در انسانها به وجود آوردن.

مسأله بهداشت محیط اجتماعی است (شهید بهشتی، بایدها و نبایدها، ص ۱۷۸.) و به تعبیر آیت اللَّه شهید مطهری: امر به معروف و نهی از منکر، ایجاد نوعی تعهد و مسؤولیت اجتماعی در افراد نسبت به سرنوشت اجتماع است( شهید مطهری، سلسله یادداشتها، ج ۱، ص ۲۴۷.)

خداوند متعال حکمت را در سه دستور امر به معروف، نهی از منکر و ایمان به خدا بیان می دارد و این سه ویژگی بایستی در بین مؤمنین رایج باشد. فراموشی این سه خصلت سبب کاهش فضیلت آن جامعه نزد خداوند متعال است. اقامه امر به معروف و نهی از منکر، دفاع از سلامت جامعه است. لذا از رسول خدا(ص) نقل است که اگر معصیت مخفیانه انجام گیرد، فقط به عاملش زیان وارد می کند ولی اگر آشکارا صورت گیرد و هیچکس برای رفع و تغییر آن برنخیزد ضررش متوجه کل جامعه خواهد بود و خشک و تر با هم خواهند سوخت. به همین دلیل آثار مثبت امر به معروف و نهی از منکر و این سنگر دفاعی در اجتماع، تأمین ثبات و توسعه ارزش ها در جامعه انسانی است و تضمین کننده استمرار هنجارها در جامعه و مانع بروز ناهنجاری است و ترک آن ایجاد فرصت برای تغییر نظام اجتماعی از سوی دشمنان است.

از منظر عقلی نیز چون انسانها دارای زندگی اجتماعی اند و در پیمودن مسیر حیات نمی توانند به شکل فردی نیازهای خود را تأمین کرده و از همکاری دیگران بی نیاز باشند، از این رو در جامعه، تحت تأثیر اندیشه ها، اخلاق و رفتار دیگران قرار دارند، وعقل حکم می کند که برای حفظ کیان جامعه از فساد و تباهی، باید با منکرات برخورد شود.

هیچ یک از افراد بشر، زندگی جداگانه از دیگران ندارند. انسان مدنی بالطبع است و همه از عقاید و رفتار یکدیگر، تأثیر می پذیرند. انحراف یک فرد، نه تنها خود او را ساقط می کند، بلکه بر محیط اجتماعی نیز اثر گذاشته و جامعه را به سوی تباهی می برد، لذا عقل فرمان می دهد که همه افراد، با نظارت فراگیر خویش، جامعه را حتی الامکان حفظ کنند. شرع نیز همین وظیفه را واجب کرده است. همان گونه که در بیماریهای جسمی واگیردار، باید با جلوگیری از سرایت بیماری، سلامت جامعه را حفظ کرده در مورد امراض روحی و اخلاقی نیز این مسؤولیت وجود دارد و هر گونه سهل انگاری در برخورد با آن، به سقوط جامعه وفراگیر شدن فساد در آن می انجامد. پایه و اساس این استدلال بر مسؤولیت انسان در قبال جامعه قرار گرفته است.

همچنین در بررسی آثار امر به معروف و نهی از منکر باید توجه داشت که این فریضه دارای مراتب مختلفی است که هر مرتبه از نقش مهمی در تکامل مادی و معنوی فرد و جامعه بر خوردار است . از نظر اسلام نیز امر به معروف و نهی از منکر مرتبه ای دارد که مستلزم اعمال زور است. اینجاست که همه فقها معتقدند که این مرتبه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه دولت اسلامی است زیرا اگر به عهده مردم باشد موجب هرج و مرج خواهد بود. به عنوان نمونه اقدامات نیروی انتظامی در زمینه سامان دادن به ترافیک ، به نظم درآوردن حرکت موتورها و به طور کلی رفت و آمد خودروهای شهری ، اجرای طرح امنیت اجتماعی و برخورد با افراد شرور و مزاحمان مردم و... مصداق آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر بود که مستلزم اعمال زور است و وظیفه دولت اسلامی می باشد. که با اصلاح جامعه نقش مهمی در تکامل آن دارد .

در هرصورت امر به معروف آثار و برکات بسیار زیادی در زمینه تکامل و رشد مادی و معنوی جامعه دارد و بررسی مبسوط آن نیازمند تحقیقی مستقل می باشد .و به جهت آگاهی بیشتر به چند روایت اشاره می کنیم: امر به معروف و نهى از منکر

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هر که امر به معروف و نهى از منکر کند ، او جانشین خدا و جانشین رسول او در زمین است .

- پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : خداوند عز و جل از مؤمن ضعیفى که دین ندارد نفرت دارد . عرض شد : مؤمنى که دین ندارد کیست ؟ فرمود : کسى که نهى از منکر نمى کند .

- امام على علیه السلام : پایندگى شریعت به امر به معروف و نهى از منکر و بر پاداشتن حدود (الهى) است .

- امام على علیه السلام : همه کارهاى خوب و جهاد در راه خدا ، در مقایسه با امر به معروف و نهى از منکر چیزى نیست ، مگر همچون آب دهانى که در دریایى ژرف انداخته شود .

- امام على علیه السلام : امر به معروف برترین کارهاى مردم است .

- امام على علیه السلام : بدانید که امـر بـه مـعروف و نهى از منکر ، اجل کسى را نزدیک نکرده اند و روزى کسى را نبریده اند .

- امام حسین علیه السلام : گفته مـى شد : بـر هیچ چشمى که مؤمنِ به خدا باشد روا نیست که ببیند خدا نافرمانى مى شود و خود را فرو بندد مگر آن وضع را تغییر دهد .

- امام باقر علیه السلام : امـر بـه معروف و نـهى از منکر راه پـیامبران است و شیوه نیکوکاران . فریضه بزرگى است که دیگر فرایض به واسطه آن برپا مى شود و راه ها امن مى گردد و درآمدها حلال مى شود و حقوق و اموالِ به زور گرفته شده به صاحبانش بر مى گردد و زمین آبادان مى شود و از دشمنان انتقام گرفته مى شود و کارها سامان مى پذیرد .

خطر رها کردن امر به معروف و نهى از منکر

- پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : یا امر به معروف و نهى از منکر مى کنید ، یا عذاب خدا همه شما را فرا مى گیرد .

- امام على علیه السلام ـ سـفـارش آن حضرت بــه حسنین علیهماالسلام پس از ضربت خوردن توسط ابن ملجم ـ : امر به معروف و نهى ازمنکر را رها مکنید ، که در این صورت اشرار شما زمام امورتان را به دست مى گیرند و آن گاه هر چه دعا کنید ، مستجاب نخواهد شد .

هر کس به کردار عدّه اى راضى باشد

- امام على علیه السلام : هر که به کردار عدّه اى راضى باشد ، مانند کسى است که همراه آنان ، آن کار را انجام داده باشد و هر کس به کردار باطلى دست یازد او را دو گناه باشد : گناه به جا آوردن آن و گناه راضى بودن به آن .

- امام جواد علیه السلام : هر کس کار زشتى را نیک شمارد ، در آن کار شریک باشد .

- امام جواد علیه السلام : کسى که شاهد کارى باشد و آن را ناخوش بدارد ، مانند کسى است که شاهد آن نبوده است و کسى که شاهد کارى نباشد امّا به آن راضى باشد ، مانند کسى است که شاهد آن بوده است .

شرایط کسى که امر به معروف مى کند

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : کسى که امر بــه معروف مى کند ، باید این کار را با شیوه خوبى انجام دهد .

- رسول خدا صلى الله علیه و آله ـ در پاسخ به این سخن که گفته شد : ما تنها به چیزهایى امر و نهى مى کنیم که خودمان به طور کامل آنها را رعایت کنیم ـ : نه ، بلکه به خوبیها فرمان دهید هر چند خودتان به همه آنها عمل نکنید و از زشتیها باز دارید ، گرچه خود از همه آنها خوددارى نورزید .

امام على علیه السلام : من شأن خود را بالاتر از آن مى دانم که آنچه را خودم ترک نمى کنم ، مردم را از آنها باز دارم ، یا به کارى فرمانشان دهم که خود جلوتر به آن عمل نکنم .

امام على علیه السلام : نفرین خدا بر کسانى که به خوبى فرمان مى دهند و خود آن را فرو مى گذارند و بر کسانى که از زشتى باز مى دارند و خود مرتکب آن مى شوند .

- امام على علیه السلام : نـهى از مـنکر کنید و خود از آن باز ایستید ؛ زیرا دستور دارید که ابتدا خود از کار زشت باز ایستید و سپس دیگران را نهى کنید .

- امام صادق علیه السلام : کسى (باید) امر به معروف و نهى از منکر کند که سه خصوصیت در او باشد : (اوّل) به آنچه فرمان مى دهد ، خود عمل کند و آنچه را نهى مى کند ، خود نیز ترک گوید . (دوم) در امر و نهى خود عدالت را رعایت کند و (سوم) در امر و نهیش ، طریق ملایمت و نرمى پیش گیرد .

کمترین مرتبه نهى از منکر

- پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هر یک از شما منکرى را دید ، باید با دست خود آن را تغییر دهد . اگر نتوانست ، با زبانش تغییر دهد (و اعتراض کند) و باز اگر نتوانست ، در قلبش آن را انکار کند و این ضعیف ترین مرحله ایمان است .

- پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هان ! مبادا هراس از مردم مانع از آن شود که فردى از شما حقّ را ببیند و نگوید . (که حقّ گویى) نه اجلى را نزدیک مى کند و نه رزق و روزیى را دور مى گرداند .

- امام على علیه السلام : کسى که در برابر منکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند ، او مرده اى است در میان زندگان .

- امام على علیه السلام : رسول خدا صلى الله علیه و آله به ما دستور داد که با افراد گنهکار، با چهره اى گرفته و درهم کشیده رو به رو شویم .

- امام صادق علیه السلام : براى عزّت مؤمن همین کافى است که هر گاه منکرى را ببیند ، خداوند عز و جل بداند که در دل آن را انکار مى کند .

(ترجمه میزان الحکمه ،کلمه امر به معروف) منابع :

۱ . مبانی عقلانی امر به معروف و نهی از منکر ، محمد سروش ، فصلنامه حکومت اسلامی ، ش ۲۴ .

۲ . معیارهای نقد اجتماعی در اسلام از دیدگاه شهید بهشتی ، علیرضا بهشتی ، روزنامه ایران، ۹/۴/۱۳۸۶ .

۳ . امر به معروف ونهی از منکر پشتوانه اتحاد ملی ، نشر شفق .

۴. جامعه ی علوی در نهج البلاغه ، عبدالحسین خسروپناه ، قم : مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه ی علمیه ، ۱۳۸۰ .

دوست دارم دیگران را امر به معروف و نهی از منکر کنم ولی به خاطر خجالت یا نمی‌دانم حیا نمی‌توانم، چه کنم؟ (با اینکه تمام شرایط امر به معروف را نیز می‌دانم و همیشه در راه اصلاح خود نیز هستم.

پاسخ : با تقدیر و تشکر از احساس پاک و عواطف دینى شما عزیزان به آگاهى مى رساند که مسأله امر به معروف و نهى از منکر از وظایف مهم دینى هر مسلمان است. البته برخى از مراتب امر به معروف از وظایف نظام اسلامى است و از همین رو رهبر معظم انقلاب مراتب دوم و سوم را که نوعا منجر به برخورد عملى مى شود به عهده نیروهاى انتظامى و قضایى نهاده اند. لیکن مرتبه اول آن - که جنبه ارشادى و راهنمایى دارد - به دوش همگان است. درعین حال در این رابطه باید چند نکته را درنظر داشت:

۱- جوانان عزیز باید با دقت احکام شرعى مربوط به امربه معروف و نهى از منکر، موارد معروف و منکر یا شرایط وجوب مراتب آن و کیفیت اجراى نیکوى آن را فراگیرید.

۲- آمر به معروف و ناهى از منکر خود را به زیور اخلاق والتزام عملى بیاراید و حتى الامکان از شیوه هاى رفتارى آموزنده و خلاق استفاده کند.

۳- بهتر است امر به معروف و نهى از منکر به طور متشکل و گروهى همراه با آموزش هاى لازم انجام گیرد.

۴- عدم تأثیر آنى و فورى نباید ما را از انجام وظایف خود بازدارد.

۵- حتى الامکان باید کوشید تا فرهنگ و پذیرش عمومى نسبت به امر به معروف و نهى از منکر را بالا برد. در هر صورت حیا و شرم در این گونه موارد پسندیده نیست و مجوز ترک وظیفه نمى شود.

برای تامین اعتماد به نفس به راهکارهای زیر عمل نمایید

اعتماد به نفس، توجه فرد به توانایى هاى خود و استفاده از آن ها است و شجاعت، عدم ترس در برخورد یا سختى ها و قوت نفس در مبارزه با مشکلات. انسان در ابتدا لازم است اعتماد به نفس به دست آورد؛ یعنى، توانایى خود را باور داشته باشد و در مرحله بعد با استفاده از توانایى ها با مشکلات برخورد کند. از این رو، شجاعت در مرتبه بعد از اعتماد به نفس قرار مى گیرد. اعتماد به نفس دو رکن دارد:

۱. شناخت استعدادها و توانایى ها ى خود

۲. باور کردن این توانایى ها

در مرحله اول باید فرد به خودشناسى پردازد و ابعاد وجود خویش را به خوبى ارزیابى کند. خداوند به هر کس استعدادى خاص داده است. سید بن طاووس بر این عقیده بود که هر انسان در زمینه اى نابغه است. هر فرد باید استعداد ویژه خود را بشناسد و آن را به کار بندد. پس از شناخت توانایى ها، طبعاً فرد آن ها را باور مى کند. مرحله بعدى براى کسب اعتماد به نفس، استفاده از این توانایى ها در حل مشکلات و پیشبرد امور است. در این جا قوت نفس لازم است. روان شناسان این امر را بُعد انگیزشى فرد مى نامند. امور زیر در تقویت انگیزه فرد مؤثر است:

الف) ورزش هاى پر تحرک

تحقیقات روان شناسى نشان مى دهد افراد پر تحرک که به طور پیوسته ورزش هاى بدنى مى کنند، در برخورد با مشکلات موفق ترند.

ب) به عهده گرفتن کارهاى سنگین و تلاش در جهت انجام آن سبب قوت نفس مى گردد.

ج) به دست آوردن تکیه گاهى که قدرتى مافوق همه نیروهاى مادى داشته باشد. چنین پناهگاهى خداوند متعال است که قدرت مطلق حاکم بر هستى است. توکل بر خداوند قدرتى به انسان مى دهد که در مقابل قوى ترین افرد مى ایستد و در سخت ترین شرایط، به حل مشکلات مى پردازد.

همان طور که آگاهى از خویشتن مى تواند انسان را از هرگونه خیالبافى و افکار منفى درباره خود رهایى دهد و سمت کمال واقعى و اصلاح کاستى ها رهنمون گردد، عدم اعتماد به نفس مى تواند مانع شکوفایى قابلیت ها و خلاقیّت ها و ایفاى مسئولیت ها شود.

اعتماد به نفس انسان را مستقل و دور از هرگونه وابستگى بار مى آورد و براى انجام دادن مسؤولیت هاى فردى و اجتماعى، با توجّه به تواناهاى، خویش به میدان عمل مى کشاند. اعتماد به نفس سبب مى شود فرد مسؤولیت هاى خویش را با اطمینان کامل انجام دهد و با افزایش قابلیت ها و توانایى هایش از هرگونه توقف و سکون بپرهیزد. در واقع اعتماد به نفس به معناى باور کردن قابلیت انسانى خویش، روبه رو شدن فعال با رویدادهاى زندگى و انجام دادن درست وظایف است. بنابراین، اعتماد به نفس از درون فرد سرچشمه مى گیرد نه از بیرون. افرادى که از اعتماد به نفس کافى برخوردارند، استقلال عمل دارند و مسؤولیت پذیر و پیشرفت گرایند؛ ناکامى هاى زندگى را مى پذیرند؛ بر ایجاد رابطه با دیگران توانایند و از هرگونه گوشه گیرى دورى مى جویند.

از طرف دیگر، آنان که ضعف اعتماد به نفس دارند از مشکلات زیر رنج مى برند:

۱. احساس خود کم بینى

در اکثر اعمال و نگرش هاشان احساس عدم اطمینان و درماندگى مى کنند؛ خود را در مواجهه با مشکلات ناتوان مى بینند و جملاتى چون نمى توانم این کار را انجام دهم، هرگز قادر به یادگیرى در سطوح عالى نیستم، توان نیل به مراتب عالى ندارم، همیشه ذهن این افراد را به خود مشغول مى کند.

۲. بروز احساسات و عواطف منفى

رفتارشان حاکى از نوعى خشونت، بى قیدى و بدخلقى است. به سبب عدم پذیرش محورى به نام «خود» همواره در انعکاس علایق خویش با تردید و تغییر رو به رویند و توان ابراز رفتار عاطفى مناسب ندارند.

۳. گریز از موقعیت هاى نگران زا

در برابر فشارهاى روانى، به ویژه ترس و خستگى و آنچه موجب آشفتگى اش شود، بسیار کم تحمّل اند؛ حتّى موردى مانند امتحان ممکن است برایشان بحران هایى اضطراب زا فراهم آورد و به عدم موفقیتشان انجامد.

۴. نومیدى

یأس از دستیابى به اهداف، رایج ترین ویژگى این افراد است.

۵. کمرویى

یکى از شایع ترین صفات این افراد کمرویى است و معمولاً در برقرارى ارتباطات اجتماعى در صحنه هاى مختلف با مشکل جدى روبه رو هستند.

اکنون در پرتو شناخت مختصرى که درباره اعتماد به نفس و ویژگى هاى افراد معتمد به نفس به دست آمد، اشاره به بعضى از راهکارهاى عملى جهت تقویت این پدیده سودمند مى نماید. امید است رعایت این موارد به کاهش مشکلتان بینجامد؛ زیرا همان طور که خودتان نیز نگاشته اید، مشکل شما در عدم اعتماد به نفس یا ضعف آن ریشه دارد. بى تردید با تقویت اعتماد به نفس و به دست آوردن درکى درست از خود و توانایى هاتان بر مشکلات چیره مى شوید و به تدریج احساس عدم کفایت تان به احساس سربلندى تبدیل مى شود.

۱. استعدادهای خود را هر چه بیش تر بشناسید.

شناخت استعدادها و قابلیت هاى خویش مى تواند در کسب اعتماد به نفس مفید واقع شود و انسان را از دام نومیدى رها سازد. بدین منظور، استعدادها و توانمندى هاى مختلف علمى، ورزشى، هنرى، کلامى و... خویش را یادداشت کنید و هر روز آن را براى خود بخوانید.

۲. بر توانایى ها و موفقیت هاى گذشته تان تکیه کنید.

باید بر توانایى هاى خویش تکیه کنید و ضمن مرور موفقیت هاى گذشته، آن ها را در کانون تمرکز و توجّه خود قرار دهید.

۳. گذشته ناموفق و شکست ها را فراموش کنید.

اگر تصورى نامطلوب از گذشته دارید، به دست فراموشى سپارید. تصور نامطلوب اجازه نمى دهد به تغییرات خویش پى برید و حقیقت کنونى تان را دریابید.

۴. خود را مثبت ارزیابى کنید.

درباره خویش مهربان باشید و شخصیت تان را با دید مثبت ارزیابى کنید. در شایستگى خویش تردید نکنید و خود را با صفات خوب تفسیر کرده، در انجام کارها توانا بدانید.

۵. ریسک کنید.

روى تجربیات جدید، با دید یادگیرى بیش تر فعالیت کنید و از شکست نهراسید. چنانچه این گونه عمل کنید، امکانات جدیدى براى شما فراهم مى آید و حس خویشتن پذیرى تان تقویت مى شود.

۶. از خواهش هاتان بکاهید.

عزّت و سربلندى انسان در گرو عدم درخواست هاى مکرّر از دیگران است. تا مى توانید به خود متکى باشید و به آنچه هستید و دارید، اکتفا کنید تا اعتماد به نفس بیش تر به دست آورید.

۷. خود را با دیگران مقایسه نکنید.

هرگز خود یا موفقیت هاتان را با دیگران مقایسه نکنید. همواره به رقابت با خویش بپردازید؛ زیرا هر کس از شرایط و امکانات خاص خود برخوردار است.

۸. ارتباط با خدا را حفظ و تقویت کنید.

مهم ترین روش کسب اعتماد به نفس، ارتباط با خداوند ونیایش با او است. وقتى بتوانید حضور در محضر خالق هستى و کمال مطلق را احساس و به او تکیه و اعتماد کنید و بزرگى اش را دریابید و به او بپیوندید، به بزرگى شخصیت خویش واقف خواهید شد. بنابراین، در نمازها حضور قلب بیش تر پیدا کنید و خود را با ذات اقدس الهى مرتبط بدانید.

۹. از هدف های کوچک و متوسط شروع کنید.

یکی از علل شکست های مکرر افراد که منجر به احساس خودکم بینی و از دست دادن اعتماد به نفس می شود، در نظر گرفتن هدف های بزرگ و دست نیافتنی است. چنانچه در مثال گفته اند: سنگ بزرگ نشانه نزدن است. برای این که به خودباوری و اعتماد به نفس برسیم، لازم است ابتدا از هدف کوچکتر شروع کنیم تا با دست یافتن به هدف و چشیدن طعم موفقیت، اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی در ما تقویت شود

مطالعه کتاب هاى زیر در زمینه هاى فوق سودمند است

۱- قدرت تفکر، ژوزف مورفى، ترجمه هوشیار رزم آرا

۲. قدرت اراده، محمد حسین سرورى

۳. غلبه بر ترس و خستگى، ادوارد اسپنسرث

تفاوت‌های امر و نهی با ارشاد چیست؟

پاسخ : تفاوت این دو بیشتر در قالب به کار گیری کلمات است. در امر و نهی از جمله انشایی استفاده می کنیم و این برای موقعیت های خاصی مناسب است که لازم است با یک تذکر جلوی گناهی و حرامی به صورت حذری گرفته شود و یا لازم است کسی فورا واجبی را انجام دهد و ما امر می کنیم تا انجام آن فوت نشود و مانند آن.

اما ارشاد یک موقعیت عام تبلیغی است که در هر قالب و هر موقعیتی امکان پذیر است و لازم نیست حتما در آن از جمله های انشایی استفاده کرد. انسان می تواند با جملات خبری با نقل داستان، یا خواندن آیه و روایت و مانند آن کسی یا کسانی را به خیر و نیکی دعوت کند و در او رشد ایجاد نماید.

توضیح بیشتر:

مراتب امر به معروف و نهى از منکر عبارت است از: ۱. انکار قلبى، ۲. انکار زبانى، ۳. اقدام عملى.

در مسأله امر به معروف و نهى از منکر شایسته است جهات متعددى در نظر گرفته شود: الف) احکام شرعى مربوط به امر به معروف و شرایط وجوب و مراتب آن. ب ) روحیات و ویژگى هاى روانى طرف مقابل. طبیعى است با هر کسى به زبان خاصى باید سخن گفته شود و چه بسا لازم است برخى را به طور غیر مستقیم و از طریق برخى وسایط ارشاد نمود. ج ) حتى الامکان از منطقى ترین و بهترین زبان استفاده شود. بهتر است ابتدا امتیازات و خوبیهاى افراد به آنان گوشزد شودو سپس تدریجا به بیان ایرادات وارد بر آنها پرداخته شود.

در این زمینه هم سعى شود اول یک مسئله مطرح شود و پس از اصلاح تشویق گردد و سپس به همین ترتیب یکى یکى به دیگر مسائل پرداخته شود. د ) حتى الامکان باید به افراد تفهیم نمود که آنچه به ایشان تذکر داده مى شود از سر خیرخواهى و مفید به حال خود آنها است. ه ) ضمن توجه به نکات فوق نباید انتظار داشت که بهیچوجه افراد از امر به معروف یا نهى از منکر بدشان نیاید.

بلکه وظیفه ما رعایت اصول صحیح اخلاقى و انسانى در تذکر به آنهاست ولى اینکه بپذیرند یا نه و خوششان آید یا بدشان آید خیلى دست ما نیست و نباید از آن خوفى به دل داشت. {Sحافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس # در بند این مباش که نشنید یا شنید S} و ) جدولى براى خود تنظیم کنید وشرح شیوه هاى کاربردى خود را با میزان تاثیر آن ثبت نمایید و همواره در پى بکارگیرى شیوه اى موثرتر باشید. ز ) اخلاص در نیت را حفظ نموده و از خداوند توفیق بخواهید.

پیامدهای اجتماعی ترک امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ : امر به معروف و نهی از منکر با کارکرد اصلاح ،نظارت و نقد و کنترل اجتماعی خود ، آثار و برکات متعدد و غیر قابل انکاری در زمینه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی بشر داشته و موجبات رشد و تکامل آن را فراهم می نماید .

این عنصر یکی از اساسی ترین عناصر فرهنگ اسلام است که در چارچوب آن، سلامت جامعه در ابعاد مختلف تأمین می گردد و عمل به آن، ضامن بقا و استمرار جامعه و نظام اسلامی خواهد بود.ودر مقابل ترک آن دارای پیامدهای اجتماعی وفرهنگی است.

= پیامدهای ترک امر به معروف ونهی از منکر به زبان جامعه شناسی:

۱. فراهم شدن زمینه های بیشتربرانجام منکرات

۲. عادی شدن منکرات

۳. بی کارکرد وبی ثمرشدن نظام ارزشی جامعه

۴. کم رنگ شدن ارزشهای دینی واخلاقی

۵. مساعد شدن جامعه برای بروز انحراف وفساد،

۶. افزایش حرص وولع مفسدان ومجرمان برای انجام منکرات

۷. کاهش شدت حساسیت جامعه نسبت به منکرات

باترک امر به معروف ونهی از منکر؛ اعتقادات مذهبی اعضاء جامعه رو به سستی گذاشته ودر آن حد کاهش می یابد که عده زیادی از اعضاء جامعه دیگر دلیلی برای کنترل خود وپرهیز از گناه نمی بینند . بدین ترتیب جامعه در معرض خطر انهدام روبرو می شود.به عبارتی دیگر ترک امر به معروف ویا تضعیف آن در جامعه خطری خانمان برانداز است ،در نتیجه ترک امربه معروف ونهی ازمنکر سیل انجام منکرات در جامعه آغاز می شود.واین به نوبه خود تمام بخشهای جامعه را تهدید می کند.(رفیع پور فرامرز؛توسعه وتضاد؛نشر شرکت سهامی انتشار؛چاپ چهارم،تهران ،سال۱۳۸۰ص۲۹۱ )

به عبارت دیگرترک این فریضه موجب خواهدشد که حساسیت انجام منکرات نزد افراد جامعه پایین آمده وکم کم اعتبار شرعی وقانونی را نزد مردم از دست بدهند.وقتی راههای انجام وارتکاب منکرات در جامعه هموار شد ،موجب خواهد شد که پایبندی های مذهبی وتعهدات اخلاقی انسانها کم رنگ تر شود,انواع انحرافات ومنکرات وکارهای خلاف ونامشروع در جامعه روی دهد،سپس این انحرافات گسترش یافته وبه هنجار تبدیل شوند وتمام شئون جامعه رافرا گیرند ودر نتیجه ریشه های نظام اجتماعی را از بین ببرند.

تحت این شرایط پایه های اخلاقی متزلزل وهرنوع کوشش وفعالیت توسعه اقتصادی اجتماعی وفرهنگی بی معنا وبی نتیجه می شود (رفیع پور فرامرز؛توسعه وتضاد؛نشر شرکت سهامی انتشار؛چاپ چهارم،تهران ،سال۱۳۸۰؛ص۳۰۰)

«ضرر[ترک امر به معروف ونهی از منکر] عام، و فساد، آن تام است، زیرا اگر بساط امر به معروف و نهى از منکر پیچیده شود، و اساس آن برچیده شود، آیات نبوّت از میان مردم بر طرف، و احکام دین و ملت ضایع و تلف مى گردد. و جهل و نادانى عالم را فرو مى گیرد. و ضلالت و گمراهى ظاهر مى شود. و آثار شریعت ربّ العالمین فراموش، و چراغ آیین سیّد المرسلین خاموش، فتنه و فساد شایع، و ولایت و اهل آنها نابود و ضایع مى گردند. و این کار عظیم را سهل انگاشتن، امر مردم فاسد، و بازار علم و عمل کاسته گشته مردم به لهو و لعب مشغول، و به هوا و هوس گرفتار، می شوند. و یاد خدا و فکر روز جزا را فراموش، و از باده معاصى و ملاهى مست و مدهوش می گردند. (معراج السعادة ج ۲ ص۵۰۹).

در روایتى می خوانیم: «در این هنگام (ترک امر به معروف ونهی ازمنکر) مردم به فتنه اى مبتلى خواهند شد که شخص بردبار در آن حیران بماند» و هر که در اخبار و آثار تأمّل کند، و بر تواریخ و سرگذشتها و داستانهاى پیشینیان، و از بلاها و عقوبتهائى که بر آنها وارد شده آگاه باشد، و تجربه و مشاهده عصر خود و ابتلاى مردمان به بلاهاى آسمانى و زمینى را به آنها بیفزاید، خواهد دانست که هر عقوبت آسمانى و زمینى، از طاعون و وبا و قحط و گرانى و کم شدن آب ها و باران و تسلّط ستمکاران و اشرار و وقوع قتل و غارتها و پدید آمدن زلزله ها و مانند این ها به سبب ترک امر به معروف و نهى از منکر در میان مردم است. (مجتبوى، سید جلال الدین(مترجم)، علم اخلاق اسلامى، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، ۱۳۷۷،ج ۳ ص۳۱۷)

= پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکردر روایات:

در روایات پیامدهای سوئی برای ترک این وظیفه بزرگ الهی ذکر شده است که به مواردی از آن ها اشاره می شود.

۱ـ سلطه ستمگران و اشرار :حضرت امیر(ع) در وصیتش به فرزندانش و همه انسان ها بعد از ضربت خوردن آن حضرت فرمود: «لاتترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولّی علیکم شرارکم ثم تدعون خیارکم فلایستجاب لکم؛ امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدان شما بر شما مسلّط می گردند. آن گاه هرچه خدا را بخوانید، استجابت نمی کند.»

۲ـ مرده ای بین زندگان:حضرت مولی الموحدین در سخنی فرمود: «تارک لانکار المنکر بلسانه و قلبه و یده فذلک میت الاحیاء؛ تارک و رها کننده منکر با دست و زبان و قلب مرده ای بین زندگان است.

۳ـ مغبوض خدا واقع شدن:پیامبر اسلام(ص) فرمود: «ان اللّه عزّ و جلّ لیبغض المؤمن الضعیف الذی لادین له فقیل: و ما المؤمن الضعیف الذی لادین له قال الذی لاینهی عن المنکر؛ خدای سبحان مؤمن ناتوانی را که دین ندارد مبغوض می دارد از آن حضرت سؤال شد که مؤمن ضعیف بی دین کیست؟ آن حضرت در جواب فرمود: آن انسانی که نهی از منکر نمی کند.»

۴ـ نابودی برکت ها و از دست دادن یاری الهی:پیامبر اسلام(ص) فرمود: «لاتزال امتی بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البرّ و التقوی فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلّط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الارض و لافی السماء؛ امت من پیوسته بر خیر است مادامی که به معروف امر و از منکر نهی می کند و بر نیکی و تقوا همکاری دارد، هنگامی که این فریضه الهی را انجام ندهد برکت ها از آن ها باز ستانده و بعضی بر برخی دیگر سلطه پیدا می کند و برای آن یاری کننده ای در زمین و آسمان نخواهد بود».

با توجه به آثاری که بر ترک امر به معروف و نهی از منکر متوجه انسان و جامعه می شود روشن می گردد که اگر جامعه بخواهد در برابر سلطه ستمگران و اشرار و گسترده شدن فساد و تباهی ها مصونیت پیدا کند باید این فریضه بزرگ الهی را به بهترین شکل و با تمام قوت و قدرت به انجام برساند.( محمد رضا مصطفی پور؛ نظارت عمومی ،امر به معروف و نهی از منکر از عوامل پیشرفت )


منابع:

۱.رفیع پور فرامرز؛توسعه وتضاد؛نشر شرکت سهامی انتشار؛چاپ چهارم،تهران ،سال۱۳۸۰

۲. نراقى، ملا احمد، معراج السعادة، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، ۱۳۷۷

۳.مجتبوى، سید جلال الدین(مترجم)، علم اخلاق اسلامى، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، ۱۳۷۷

۴. محمد رضا مصطفی پور؛ نظارت عمومی ،امر به معروف و نهی از منکر از عوامل پیشرفت ، پاسدار اسلام -آذر ۱۳۸۵، شماره ۳۰۰)

نظر اسلام در مورد امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ : «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»آل عمران (۳)، آیه ۱۱۰.؛ «شما بهترین امتى بودید که به سود انسان ها آفریده شده اند [؛ چه اینکه ] امر به معروف و نهى از منکر مى کنید». «معروف» آن است که عقل و شرع آن را نیک و خوب بداند و «منکر» آن است که عقل و شرع آن را ناپسند و بد بداند.

بنابراین آنچه که نیک است - اعم از امور فرهنگى، اعتقادى، اقتصادى، عبادى، اخلاقى، سیاسى، جسمى، روانى و... - معروف است و کلیه آنچه که ناپسند است، مشمول منکر مى گردد. پس امر به معروف، به معناى «فرمان دادن به کار خوب» و نهى از منکر، به معناى «باز داشتن از کار بد» است. بهترین راه براى به دست آوردن مصداق هاى معروف و منکر، مراجعه به شرع است. بعضى از معروف ها عبارت است از: تقوا، احسان و نیکى، توکل، حسن ظن به خدا، توبه، تلاوت قرآن، شکر خدا، مشورت، دعا، اخلاق نیک، بردبارى، ایستادگى در راه دین، خوف از خدا، انفاق، اندیشیدن و تفکر، عفو و بخشش، فرو بردن خشم، جهاد، نماز، روزه و... بخشى از منکرها نیز عبارت است از: کفر، نفاق، دوستى با کافران، ظلم و ستم، خیانت به بیت المال، کتمان حق، دین فروشى، بخل، کرنش در برابر دشمن، بد گمانى، دروغ، غیبت، تهمت، ایجاد اختلاف، ریاست طلبى، حسادت، قطع رحم و... . فریضه امر به معروف و نهى از منکر، در همه ادیان مطرح بوده است و وجوب آن اختصاص به مسلمانان ندارد. این حکم در میان بنى اسرائیل به چشم مى خورد. خداوند در قرآن مى فرماید: «اهل کتاب همه یکسان نیستند؛ بلکه پاره اى از آنان به انجام این فریضه مى پردازند و از نیکان به شمار مى روند».آل عمران (۳)، آیه ۱۱۳ و ۱۱۴. لقمان اجراى این فریضه را به فرزندش سفارش مى کند.لقمان (۳۱)، آیه ۱۷. خداوند به حضرت موسى و هارون دستور مى دهد که با زبان نرم، فرعون را نصیحت کنند.طه (۲۰)، آیه ۴۳ و ۴۴. امر به معروف و نهى از منکر، از مهم ترین، بهترین و عالى ترین فریضه ها و واجبات اسلامى است؛ به طورى که برخى از فقیهان، آن را از ضروریات دین دانسته اند. در آیات و روایات گوناگونى به آن سفارش شده است و تعابیر زیبایى در آنها به چشم مى خورد.

حضرت على علیه السلام مى فرماید: «تمام کارهاى نیک و (حتى) جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر، همچون آب دهان در برابر دریاى پهناورى است».«وَ ما اَعْمالُ الْبِرٌّ کُلُّها وَ الْجهادُ فى سَبیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىِ عَنِ الْمُنْکَرِ اِلاَّ کَنْفثة فِى بَحْرٍ لُجّى»: نهج البلاغه، کلمات قصار، ش ۳۷۴. امام باقرعلیه السلام مى فرماید: «بد قومى هستند، قومى که بر امر به معروف و نهى از منکر عیب مى گیرند و آن را بى ارزش مى پندارند».«بِئْسَ الْقَوْمِ قَومٌ یَعیبُونَ الْاَمْرِ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْکرِ»: وسائل الشیعه، ج ۱۱، ط جدید، ص ۳۹۲. ذکر چند امر در این زمینه لازم است: ۱. این فریضه از تکالیف همگانى است و همه مسلمانان باید آن را پاس بدارند.

این چنین نیست که در زمان اقتدار حاکمیت اسلامى، این فریضه تنها بر دوش نیروهاى انتظامى و قوه قضاییه و سایر نهادهاى دولتى قرار داشته باشد؛ بلکه تک تک آحاد مردم به انجام این فریضه موظف اند. امر به معروف و نهى از منکر، واجب کفایى است و چنانچه عده اى به اجراى آن بپردازند و به گسترش معروف و از بین بردن منکر اقدام ورزند، انجام دادن آن از دیگران ساقط مى شود. ۲. در اجراى فریضه امر به معروف و نهى از منکر، بین زن و مرد تفاوتى نیست و هر دو گروه، در این راستا وظیفه و مسؤولیت دارند. ۳. یکى از مراتب امر به معروف و نهى از منکر اقدام و برخورد عملى با شخص گنه کار است؛ ولى به فتواى مراجع تقلید، این امر بایدطبق برخى فتاوا بنابر احتیاط واجب است. با اجازه حاکم شرع و مسؤولان حکومت اسلامى انجام گیرد و بدون اجازه آنها جایز نیست.آیت الله مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۳۷۷؛ آیت الله صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۵۶؛ آیت الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۷۷۳؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۰۵۴. ۴. این فریضه داراى شرایطى است که بدون فراهم آمدن آنها، انجام دادن آن بر شخص واجب نیست؛ بلکه در برخى موارد نیز حرام است.

در اینکه اسلام دین خون و شمشیر نیست و البته اجباری در گرویدن به دین وجود نداره درست!؟ ولی در آیات و احادیث متعددی از امر به معروف و نهی از منکر، سخن رانده شده که مراحلی را دارند که آخرین مرحله نهی ازمنکر برخورد فیزیکی است، بسیار مشتاقم که بدانم آیا دلیل و استدلال دیگری هم برای آن سؤال من وجود دارد اگر بگویم که برای من منطقی و کافی نبود و قانع نشدم!؟

پاسخ : جواب اجمالی :متاسفانه وجه عدم اقناع جنابعالی برای ما مبهم است.اگر برخورد فیزیکی به نظر شما امری غیر قابل قبول است باید توجه کنید که اولا برخورد فیزیکی اخرین مرحله امربه معروف ونهی از منکر است ثانیا استفاده از برخورد عملی برای نهی از منکر به اهمیت منکر بستگی دارد ثالثا استفاده از آن منحصر به اجازه از حاکم شرع است که در حال حاضر تنها از طریق قانون جریان می یابد. توسل به زور و قوه قهریه و سلب آزادی ها در تمام نظام های حقوقی برای ضمانت اجرای قوانین لازم وضروری است و این امر هیچ استبعادی ندارد.

شاید داشتن تصور صحیح از احکام امر به معروف و نهی از منکر نقش موثری در درک و اقناع کامل در مورد این حکم مترقی ، انسان ساز و جامعه پرور دارد. از این رو شما را به مطالعه کاملی از احکام امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن در کتاب فقهی تحریر الوسیله امام خمینی ره دعوت می کنیم.بعد از آن اگر شبهه ای برای شما باقی بود تفصیلا بیان فرمایید تا بتوانیم به گونه ای شایسته جوابگوی شما باشیم.

از آن جا که ممکن است امر به معروف و نهی از منکر را نوع تعرض به آزادی های مادی و معنوی شخص تلقی کنید و این امر موجب حصول شبهه برای شما شده باشد توجه شما را به مطالبی برای حل این شبهه جلب می نماییم.

پاسخ تفصیلی:

مفهوم آزادی باید از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد : نخست ، تعریف و روش شناسی تعریف آزادی و این که آزادی چیست و با چه روشی این تعریف بر تعاریف دیگر رجحان دارد .

دوم ، توجه به متعلق آزادی است یعنی «آزادی از» ،«آزادی در» و «آزادی برای» . بدین معنا ، باید تبیین کرد که آدمیان باید از چه چیزهایی و در چه محدوده و قلمرویی آزاد باشند و هدف این آزادی ها چیست؟

سوم ، ملاک و معیار آزادی است؛ آزادی با چه ملاکهایی شناخته می شود و فرد باید دارای چه خصوصیاتی باشد تا به او آزاده بودن اطلاق کند؟

چهارمین نکته ای که باید بدان توجه کرد، انواع آزادی و عدم خلط میان آن هاست.

آزادی فلسفی یعنی اختیار در مقابل جبر که مسئله ای پر چالش میان متکلمان اسلامی یعنی اشاعره، معتزله و شیعه و نیز فیلسوفان غربی از جمله اگزیستانسیالیست ها بوده است. آزادی فکری یعنی آزادی در تفکر و اندیشه، آزادی عقیده. آزادی فردی و آزادی اجتماعی مانند آزادی های سیاسی و حقوقی . و در نهایت ، آزادی اخلاقی و عرفانی. امر به معروف و نهی از منکر که یکی از واجبات دین اسلام است، شبه های متعددی را در تنافی با آزادی به ذهن می آورد که در این اندک نوشته برآنیم تا با ترسیم ساختار آزادی در حوزه فردی و اجتماعی به تبیین کارکرد دستورات دینی بالاخص امر به معروف و نهی از منکر در این ساختار بپردازیم.

آزادی در نگاه اسلام

شهید مطهری می فرماید: «آزادی یکی از بزرگ ترین و عالی ترین ارزش های انسان است؛ به تعبیر دیگر ، جزء معنویات انسان است ـ معنویات انسان، یعنی چیزهایی که مافوق حدّ حیوانیت اوست ـ آزادی برای انسان، ارزشی مافوق ارزش های مادی است. انسان هایی که بویی از انسانیت برده اند، حاضرند با شکم گرسنه و تن برهنه و در سخت ترین شرایط، زندگی کنند ولی در اسارت یک انسان دیگر نباشند و آزاد زندگی کنند».

تاریخ اسلام و نمونه های فراوان سیره ی عملی پیشوایان دین در احتجاجات و رفتارهای اجتماعی ، مؤید این ارزش گذاری به حقیقت آزادی است. در آنجایی که سید الشهداء علیه السلام رو به لشگریان عمر سعد در حمله به خیام اهل البیت پیامبر می فرماید: اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. در روایتی نیز امیرالمومنین می فرماید: حضرت آدم، سرور و بنده نزاد؛ چرا که خداوند، همه مردمان را آزاد آفریده است. پس خداوند همه را آزاد قرار داده و آزادی حقی است که خداوند به بندگان داده است. حال در فراز و نشیب زندگانی مادی انسان ها با وسوسه های شیطان، جلوه های دنیا، خواهش های نفسانی و آدم های بد سیرت رو برو می شوند که پیروی از هر یک از آنها انسان را اسیر آن ساخته و عبد او می شود. وقتی انسان عبد شیطان، دنیا و نفس خود و دیگران شد خداوند هم او را به ایشان وامی گذارد. چنین کسی است که حق بگوشش نمی رود و اگر دین مانع دستیابی به منافعش شود حاضر است امام را شهید کند. امام حسین علیه السلام در مورد لشگریان عمر سعد فرمود: الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم، یحوطونه مادرّت معایشهم.... مردم بنده دنیا شده اند و دین لق لقه زبانشان است، اگر معیشتشان به خطر افتد حاضرند دین را کنار بزنند.

به قول شهید مطهری در کتاب آزادی معنوی آزادی دوگونه است: یکی آزادی اجتماعی و دیگری آزادی معنوی. هرکس بتواند از بند هوا و هوس و وسوسه های شیطان رهایی یابد و به جلوه های دنیا رغبتی نکند از آزادی درونی و معنوی برخوردار است، که بنابراین چنین شخصی در تصمیم گیریهای زندگیش عاقلانه عمل کرده و حقوق دیگران تعرض نمی کند. در روایت امام صادق علیه السلام آزادی را نتیجه کنترل شهوات و امیالات می داند. « جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ إِنَّ صَاحِبَ الدِّینِ فَکَّرَ فَعَلَتْهُ السَّکِینَةُ وَ اسْتَکَانَ فَتَوَاضَعَ ... وَ رَفَضَ الشَّهَوَاتِ فَصَارَ حُرّاً ... » (امالی صدوق، ص۵۲)

با توجه به این فرمایشات امام و هم چنین نگاه متعالی به انسان و جهان آفرینش به این حقیقت دست می یابیم که آزادی لازمه رشد و کمال انسانی است و هم چون اختیار و عقل از موهبت های بزرگ الهی به انسان قلمداد می شود. حال باید دانست آزادی ای که موجب تمردها و سرکشی ها از دستورات وحی و عقل می گردد آزادی نیست بلکه اسارت و بندگی برای غیر خدا است.

آزادی و محدودیت ها

در تعاریفی که از آزادی ارائه شد همه اندیشمندان بر مقید کردن آزادی برای هر فرد و گروه و ملتی مشترک بودند اما اینکه آزادی با چه چیزی تخصیص بخورد اختلاف داشتند؟ در بیان محدودیتها آزادی را با اخلاق و قوانین اجتماعی و دستورات دینی مقید کرده اند. برای یافتن ملاک و معیاری در محدود کردن آزادی باید ریشه این محدودیت را تشخیص دهیم.

شهید بهشتی در بیان ریشه محدودیتهای آزادی به دو مسئله اشاره می کند: «۱) اینکه آزادی یک فرد تا آنجا اعمال شود که به آزادی دیگران ضربه نزند؛ ۲) آزادی هایی که محیط را فاسد می کند و زمینه ها را برای رشد فساد در جامعه آماده می کند». (ص ۷۹ و ۸۰) به باور بهشتی محدودیت نخست در اسلام و لیبرالیسم مشترک است، اما محدودیت دوم مختص یک جامعه اسلامی است و ریشه در تعالیم و آموزه های اسلامی دارد و سلیقه ای هم نیست. از این رو به انسان ها اجازه داده نمی شود که مطابق میل و هوا و هوس خود و هر جور دلشان بخواهد زیست کنند.

به بیان آیت الله مصباح یزدی : «امروز در دنیا ملاک و معیار آزادى را آزادى دیگران مى دانند; یعنى فقط دولت و قانون حق دارند از آزادى کسانى که با آزادى دیگران مزاحمت دارد جلوگیرى کنند. آن هایى که گرایش هاى ملّى دارند، صریحاً مى گویند دین حق ندارد آزادى انسان را محدود کند

امّا دین، عبارت است از مجموعه ى باورها و ارزش ها و رفتارها که انسان را به سوى خدا و کمال نهایى، سعادت ابدى سوق مى دهد; به عبارت دیگر، دین عبارت است از آن چه خداوند از بندگانش خواسته و مقتضاى اراده ى تشریعى الهى است. حال اگر بپذیریم که هر عملى در سعادت و شقاوت انسان تأثیرگذار است، پس باید احکام تمام امورى را که به سعادت و شقاوت انسان ارتباط دارد از دین بجوییم; بنابراین دین در عرصه ى اعتقادات و اعمال آدمیان امر و نهى دارد. نتیجه آن که پذیرفتن دین مستلزم محدود ساختن آزادى توسط دین است. همان گونه که در حوزه ى حقوق پذیرفتن قانون به معناى پذیرفتن محدود ساختن آزادى است. » (سخنرانی، ۱۳ فروردین ۱۳۷۹) امر به معروف و تناسب آن با آزادی

انسان در زندگی این دنیا به سوی رشد و کمال خود که همان بندگی خداست حرکت می کند و این بندگی همه قید و بندهای اضافی را برمی چیند. قران کریم می فرماید:«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله »(آل عمران/۶۴) و همانطور که مولای آزادگان امیرالمومنین علیه السلام فرمود:«ولا تکن عبد غیرک فان الله جعلک حرّا؛ بنده دیگران مباش زیرا که خداوند تو را آزاد آفرید.» به عبارت دیگر انسان باید آزاد باشد از جباران، زورگویان، هوی و هوس خویش که از این آزادی به آزادی منفی یاد می شود اما تنها با آزادی منفی نمی توان به رشد دست یافت بلکه بعد از اینکه از قید و بندها آزاد شدیم باید حرکت کنیم و در مسیر هدفی متعالی گام برداریم.زیرا ما آفریده نشدیم که رها شده و به هر راه که شد برویم بلکه در اینجاست که از خالق خود راه و روش زندگی را دریافت می کنیم.

بشر در زندگی اجتماعی خود بدنبال بهتر تامین کردن نیازهای زندگی اش است و رشد او هم در همین بستر اجتماعی شکل می گیرد. پس اجتماع باید در جهت رسیدن به هدف رشد و تکامل انسان را مدد رسانده و ارزشهای عالی انسانی را گسترش دهد. یکی از شروط رسیدن به تکامل آزاد بودن انسان در مسیر پرپیچ و خم زندگی است. انسان باید آزاد باشد تا با تعقل و آگاهی فطرت خویش را بارور نموده و بندگی خدا را به عنوان بهترین راه زندگی در این دنیا بیابد و جامعه نیز باید در جهت دستیابی به این آگاهی و سپس پرورش استعدادهای عالی انسانی قدم بردارد.

با توجه به این پیش فرض ها آنچه که مانع رشد انسان در دستیابی به تکامل انسانی خویش است، همان مانع دستیابی انسان به آزادی که حق مسلم خود و یکی از بزرگترین موهبتهای الهی به انسان می باشد نیز هست. آنها که بدنبال ترویج عقاید باطل و انسان مدارانه خود که از پیروی از هوی و هوس، ظن و گمان، عقاید دیگران و شیطان ناشی شده نه تنها برای انسان بهره ای ندارند بلکه آزادی انسان را نیز از او می گیرند.

آیا بنده تفکرات دیگران شدن آزادی است؟ آیا بنده هوی و هوس و زینتهای دنیایی شدن آزادی است؟ چگونه می توان ادعا کرد کسی که مدام در فکر رسیدن به لذائذ زود گذر است و برای آن تلاشهای فراوانی می کند شخصی آزاد است؟! او اسیر خواهش های نفسانی و زینتهایی است که شیطان برای او نمایان ساخته و نمی تواند جز از راه بندگی آن نامحدود و خالق جهان آفرینش از بندگی غیر آزاد شود.

خلاصه آنکه ؛در یک جامعه دینی که هدف آن پرورش استعدادهای عالی انسانی در جهت دستیابی به کمالات است عنصر امر به معروف و نهی از منکر هشدار دهنده و بیدار کننده افراد در جهت دستیابی حقیقی به آزادی است. آزادی ای که انسان را رشد می دهد و با خضوع و خشوع به خداوند متعال به قدرتهای ربوبی می رساند.

وقتی در یک جامعه آزادی معنوی در افراد فراگیر شد آنگاه حرکت عقلانی و جدای از هوا و هوس افراد موجب محترم شمردن حقوق یکدیگر شده و آزادی اجتماعی محقق می شود. امر به معروف و نهی از منکر از سوی کسی است که نسبت به این اسارت و آن آزادی اطلاع دارد و به سوی کسی است که از آزادی حقیقی اطلاعی ندارد و نمی داند در چه وضعیتی قرار گرفته که می پندارد درست عمل می کند. به این حالت جهل مرکب گفته می شود. «قلْ هَلْ ننَبِّئکم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهمْ فىِ الحَیوةِ الدّنْیا وَ همْ یحْسَبونَ أَنهَّمْ یحسِنونَ صُنْعًا»(کهف/۱۰۳ و ۱۰۴) بنابراین دین اسلام این فریضه را در حیات اجتماعی بشری احیا کننده همه ارزشهای والای انسانی می داند که اجرای صحیح آن تضمین کننده پیشرفتهای مادی و معنوی جامعه است آیه ۱۱۶ سوره هود یکی از علل هلاکت اقوام پیشین را ترک امر به معروف و نهی از منکر می داند:«فلو لا کان من القرون من قبلکم أولوا بقیة ینهون عن الفساد فی الارض الّا قلیلاً ممّن أنجینامنهم؛ چرا در اقوام پیشین شما دانشمندان صاحب قدرتی نبودند تا از فساد باز دارند مگر اندکی از آنان که نجاتشان دادیم» .

در روایتی امام باقر علیه السلام می فرماید: ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء.(وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۴، ح۶) همانا امر به معروف و نهی از منکر راه انبیا و شیوه شایستگان است

مصلحین عالم و کسانی که به فکر آزادی و رشد بشر هستند به امر و نهی رغبت می کنند چون خیر انسان را می جویند و این یکی از شرایط مهم امر به معروف و نهی از منکر است که آمر باید از سر خیر خواهی و دلسوزی به امر و نهی بپردازد.

در مورد آیه لا اکراه فی الدین تذکر این نکته ضروری است که این آیه بحث از آزادی تکوینی می کند. یعنی انسان مختار است با آگاهی و علم و تعقل هر دینی را که می خواهد بپذیرد و به هر روشی که مورد دستور آن دین است عمل کند اما این آیه اشاره به آزادی تشریعی ندارد زیرا اولا کسی که آیین و باوری را پذیرفت به همه چارچوبهای دستوری آن باید پایبند باشد و ثانیا این همان به چاله افتادن در بندگی اغیار است.

شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ایمن بودن از خطر و ضرر است پس چگونه آن حضرت با همه خطر قیام کرد؟

پاسخ : پاسخ جامع و کامل به سئوال فوق، در پرتو بررسی عوامل حرکت و قیام امام حسین(ع) روشن می شود .

قیام امام حسین(ع) سه عامل دارد، هر چند میزان ، نقش و درجه اهمیت این عوامل یکسان و به یک اندازه نیست. این عوامل عبارتند از: ۱. بیعت خواستن یزید. یزید می خواست به هر قیمتی شده، حتی به قیمت جان امام، از امام(ع بیعت بگیرد و امام نیز به هیچ قیمتی حاضر به بیعت با او نبود. به همین جهت شبانه مدینه را ترک و به مکه رفت.

و در مسیر حرکت از مکه به عراق، بارها به اصحاب فرمود اینها با شما کاری ندارند و از من بیعت می خواهند و من هرگز تن به بیعت نخواهم داد.

اما این تنها عامل نیست. اگر این عامل هم نبود، باز امام حرکت و قیام می کردند. یعنی حتی اگر از امام بیعت هم نمی خواستند، باز امام قیام می کردند. ۲. دعوت مردم کوفه پس از امتناع امام از بیعت و ترک شبانه مدینه به سمت مکه و حدود دو ماه اقامت در مکه حرم امن الهی، مردم کوفه از این جریان مطلع می شوند و به خاطر زمینه مساعدی که در آنان هست، امام را به کوفه دعوت می کنند و اعلام یاری و حمایت و وفاداری می کنند. اما اگر این عامل هم نبود، باز امام حرکت و قیام می کردند. عامل اول پر اهمیت تر است. چون حتی اگر دعوت مردم کوفه هم نبود باز امام حاضر به بیعت با یزید نبودند و به تعبیر و فرموده خودشان حاضر نبودند تن به چنین ذلتی بدهند. «هیهات منا الذله». به همین جهت پیش از آنکه سخن از دعوت مردم کوفه باشد امام حرکت می کند.

مردم کوفه مدتها پس از حرکت امام و امتناع از بیعت با یزید، از جریان آگاه می شوند و آنگاه گرد هم آمده و امام را دعوت می کنند.

اما اگر این عامل هم نبود، عامل سومی بود، که امام را به قیام و حرکت وا می داشت. بنابراین در میان عوامل، عامل سوم نقش رکنی و اساسی را دارد. لکن اگر بخواهیم میان دو عامل فوق، مقایسه ای بکنیم، عامل اول از اهمیت و ارزش بالاتری برخوردار است. زیرا در شرایط سخت خفقان و خشونت شدیدی که معاویه، به ویژه در ده سال آخر حکومتش به مردم نشان داده بود، و در حالی که یزید روی کار آمده، یزیدی که از معاویه جوان تر، مغرورتر، و قهراً سفاک تر و بی سیاست تر است که حتی ملاحظات سیاسی را هم نمی کند، امام در حالی که هنوز مردمی اعلام یاری و نصرت و وفاداری نکرده اند، در اوج ظلمت و وحشت و خفقان یکه و تنها برمی خیزد و قاطعانه در برابر چنین قدرتی «نه» می گوید. ۳.امر به معروف و نهی از منکر عامل اساسی در نهضت و قیام امام حسین(ع)، عنصر امر به معروف و نهی از منکر است. امام حسین(ع) به طور مکرر و با صراحت کامل، این عنصر را به عنوان یک اصل مستقل و عامل اساسی قیام خود معرفی کرده است: «انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امّه جدی، انی ارید أن آمر بالمعروف و انهی عن المنکر.»، (مقتل خوارزمی، ج ۱، ص ۱۸۸، به نقل از حماسه حسینی، ج ۲، ص ۱۳۳) و یا می فرماید: «الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله محقّا» ؛ (تحف العقول، شیخ یوسف بحرانی، ص ۲۴۵) اهمیت و ارزش این عامل، از دو عامل دیگر بیشتر است. زیرا بر اساس عامل اول، حرکت و قیام امام یک حرکت تدافعی است یعنی در صورتی که حکومت یزید از امام بیعت نخواهد دیگر امام هم با او کاری ندارد. بر اساس عامل دوم نیز، نقش امام یک نقش انفعالی است یعنی در صورتی که مردم کوفه اعلام آمادگی و وفاداری و دعوت نمی کردند، امام نیز قیام نمی کرد. اما چون اعلام آمادگی کرده اند امام می بایست به آنان پاسخ مثبت بدهد. اما بر اساس عامل سوم، نقش امام انفعالی و تدافعی نیست بلکه نقشی فعال و هجومی است، امام حسین(ع) یک معترض و منتقد و انقلابی و قیام کننده است. عامل سوم، به تنهایی برای قیام و حرکت او کافی است. اگر دو عامل دیگر هم در کار نبود، این عامل امام را به قیام و حرکت وا می داشت. به همین جهت تأکید خود امام(ع) بر این عامل است. همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام و حرام خدا را حلال کرده اند، بیت المال مسلمین را تاراج و در غیر راه رضای خدا مصرف می کنند و از همه بدتر اینکه، به نام اسلام و جانشینی پیامبر صورت می گیرد. لذا امام حسین به سخن جد خویش، پیامبر(ص) تمسک می کند: « ایها الناس، من رأی سلطانا جائراً مستحلاً لحرام الله ناکثاً لعهدالله، مستأثراً لفیء الله، معتدیا لحدود الله، فلم یغیّر علیه بقول و لا فعل، کان حقّاً علی الله ان یدخله مدخله»؛ (تاریخ طبری، ج ۴، ص ۳۰۴، به نقل حماسه حسینی، ج ۲، ص ۱۳۴). و بر همین اساس امام حسین(ع) اساس اسلام را در معرض نابودی کامل می بیند و می فرماید: «و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید»؛ (مقتل مقرم، ص ۱۴۶ - به نقل از حماسه حسینی، ج ۲، ص ۸۵) با توجه به مقدمه فوق، پاسخ بخش نخست سؤال که آیا قیام امام(ع) با علم به کشته شدن، انتحار نیست؟ روشن می شود. زیرا: اولاً بر هر انسانی دفاع از جان خود، در برابر کسی که می خواهد او را بکشد، واجب است. هر چند بداند در نهایت کشته خواهد شد. به عنوان مثال کسی که دشمنی مسلح به قصد کشتن او وارد خانه اش شده، و می تواند سلاح برداشته و از خود دفاع کند، واجب است این کار را بکند هر چند بداند که نجات او از این معرکه محال است و قطعاً کشته خواهد شد. امام(ع) نیز در چنین شرایطی قرار داشت. به همین جهت به محمد حنفیه فرمود من هر کجا بروم آنها جز به قتل من راضی نخواهند شد حتی اگر در سوراخ حشره ای پنهان شوم، باز مرا بیرون خواهند کشید تا به مقصود خود برسند، (تاریخ طبری، ج ۴، ص ۲۸۹ و ۲۹۶؛ کامل ابن اثیر، ج ۳، ص ۲۷۶ و ۲۷۵) و نکته اینکه امام از مکه حرم امن الهی خارج شدند، همین است. خود امام می فرماید زیرا اینها حرمت حریم امن الهی را نگه نمی دارند و حرمت حرم با ریخته شدن خون من در اینجا، شکسته می شود، (اخبار مکه، محمد بن عبدالله ازرقی، ج ۲، ص ۱۳۲). در چنین شرایطی آیا امام بنشیند تا کشته شود، یا سلاح به دست گیرد و از خود دفاع کند؟ این حرکت، دفاع است نه خودکشی. بله، راه دیگری هست و آن بیعت کردن با یزید است اما عامل سوم یعنی امر به معروف و نهی از منکر مانع از این راه است. بنابراین، بخش دوم سؤال شما مطرح می شود که آیا زمینه مناسب برای امر به معروف و نهی از منکر، با علم به کشته شدن، وجود داشت؟ ابتدا به عنوان مقدمه باید یادآور شویم که امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین و اساسی ترین وظایف در اسلام است زیرا بقای اسلام در گرو آن است. لذا در آیات و روایات فراوان بر این امر تأکید شده است: «ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون». (آل عمران، ۱۰۴) «کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» ؛ (آل عمران . ۱۱۰) با توجه به اهمیت این اصل اسلامی: ۱. اگر مقصود از زمینه مناسب برای امر به معروف، محفوظ ماندن جان است، باید گفت: این امر بستگی به میزان اهمیت موضوعی دارد که مورد امر به معروف یا نهی از منکر قرار می گیرد. یعنی معروف و میزان اهمیت آن و نیز نوع منکر و میزان جرم آن، متفاوت است. گاهی موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوع فردی و کوچکی است. اینجا اگر امر به معروف و نهی از منکر موجب ضرر به جان یا آبرو می شود آنقدر ارزش و اهمیت ندارد که به خاطر آن ضرر جانی یا آبروئی به انسان وارد شود. اما گاهی موضوع امر به معروف و نهی از منکر، موضوعی است که اسلام برای آن اهمیتی بالاتر از جان و مال و آبروی انسان قائل است، اساس اسلام و قرآن به خطر افتاده، تعالیم اصیل اسلام کنار رفته و اموری که اسلام به مبارزه به آنها برخواسته، به عنوان اسلام ترویج و عمل می شود.

همچنان که امام حسین(ع) در سخنانشان به این مطلب اشاره کرده اند. «و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید» ، «الا ترون ان الحق لا یعمل به ...» در این صورت کشته شدن و قربانی شدن ارزش دارد در اینجا چیزی محترم تر از اساس اسلام نیست لذا جان و مال و آبرو باید فدا شود. لذا امام حسین(ع) می فرماید: «ان کان دین محمد لا یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی»و نیز می فرماید: «ان کان دین محمد لا یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی» و نیز می فرماید: در این شرایط «انی لا اری الموت الا سعاده و لا الحیاه مع الظالمین الا برما». ۲. اگر مقصود از زمینه مناسب، تأثیرگذاری و مؤثر واقع شدن امر به معروف و نهی از منکر است، می گوئیم: اثر بخشی امر به معروف و نهی از منکر، در مسأله فردی و شخصی، تنها به پذیرش و تأثیر پذیرفتن فرد مقابل است، اما در مسائل اجتماعی و اساسی مانند مورد قیام امام حسین که اساس اسلام و جامعه اسلامی در خطر است، ملاک تأثیرگذاری امر به معروف و اثربخشی آن در اجتماع، است نه فرد مقابل مثل یزید.

یعنی اگر این امر به معروف و نهی از منکر، موجب نجات اساس اسلام و جامعه اسلامی و کشف چهره نفاق و انحراف می شود. آن هم تا ابدیت تاریخ، در این صورت زمینه مناسب وجود دارد و امر به معروف واجب است چون تأثیرگذار و مؤثر است.

راه‌های امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ توضیح :می‌دانیم که امر به معروف و نهی از منکر واجب است ولی در حال حاضر با توجه به فتواهایی که در این زمینه هست این امر را منحصر در یک چیز کرده که اگر این قیدها را نداشته باشد امر و نهی لازم نیست و همین باعث شده که افراد با ایمان دیگر امر به معروف و نهی از منکر نکنند. خواستم بپرسم که:آیا امر به معروف و نهی از منکر همان است که در رساله آمده است و چیزهای دیگر را در بر نمی‌گیرد. آیا امر به معروف و نهی از منکر مراتب دارد و یا همان چیزهایی است که چند شرط خشک و خالی دارد و باید احتمالاً تأثیر داد و سپس امر به معروف و یا نهی از منکر کرد.

پاسخ : نخست باید دانست که بنا بر آنچه از آیات و روایات به دست می آید امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین واجبات است و از وظایف اولیه و همگانی تمامی افراد جامعه است. تا آنجا که امام حسین(ع) هدف قیام خود را بر این اساس معرفی کرد و فرمود: «الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا ینهی عنه... ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر؛ آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود... من می خواهم امر به معروف کنم و از منکر جلوگیری کنم».

و در آیات قرآن به طور شدید هشدار داده که جامعه ایی که امر به معروف و نهی از منکر در آن نباشد همگی گرفتار عذاب خواهند شد. از این رو حداقل گروهی را وظیفه مند ساخته است که در جامعه به این امر مهم اقدام کنند. آنجا که می فرماید:«ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون؛ و باید از میان شما، گروهی [مردم را] به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی بازدارند و آنان همان رستگارانند» (آل عمران، آیه ۱۰۴).

البته ناگفته نماند چنین کاری باید با ظرافت و رعایت جوانب وحساسیت ها انجام پذیرد که اثر معکوس به جا نگذارد بلکه «ناهنجاری» را به «هنجار» و «گریز» را به «رغبت» تبدیل کند.

از این رو شرایط و مراتبی که گفته می شود به جهت نهادینه کردن یک رفتار با حداقل آسیب هاست نه به منظور ایجاد روحیه بی تفاوتی و رفع مسؤولیت ها.

جهت توضیح بیشتر در این باره توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم.

مسأله امر به معروف و نهی از منکر, از وظایف مهم دینی هر مسلمان است . البته برخی از مراتب امربه معروف از وظایف نظام اسلامی است و از همین رو رهبر معظم انقلاب مراتب دوم و سوم را که نوعا منجر به برخورد عملی می شود به عهده نیروهای انتظامی و قضایی نهاده اند, لیکن مرتبه اول آن - که جنبه ارشادی و راهنمایی دارد - به دوش همگان است . درعین حال در این رابطه باید چند نکته را درنظر داشت :

۱- جوانان عزیز باید به دقت احکام شرعی مربوط به امربه معروف و نهی از منکر, موارد معروف و منکر یا شرایط وجوب مراتب آن و کیفیت اجرای نیکوی آن را دقیقا فراگیرند.

۲- آمر به معروف و ناهی از منکر, خود را به زیور اخلاق والتزام عملی بیاراید و حتی الامکان از شیوه های رفتاری آموزنده و خلاق استفاده کند.

۳- بهتراست امربه معروف و نهی از منکر, به طور متشکل و گروهی همراه با آموزش های لازم انجام گیرد.

۴- عدم تأثیر آنی و فوری , نباید ما را از انجام وظایف خود بازدارد.

۵- حتی الامکان باید کوشید تا فرهنگ و پذیرش عمومی نسبت به امر به معروف و نهی از منکر را بالا برد. انسان ها در برخورد با حق , چند گونه اند:

گونه اول- انسان های حق گرا. چنین افرادی در صورتی که اشتباه خود را دریابند, نه تنها ناراحت نمی شوند, بلکه بسیار خرسند و شادمان می شوند.

گونه دوم- انسان های بی تفاوت در مقابل حقیقت . چنین افرادی از اینکه کسی روی اشتباهاتشان انگشت بگذارد, استقبال نمی کنند.

گونه سوم - انسان های حق ستیز. این گونه افراد مسلما" در برابر حرف حق , واکنش منفی نشان می دهند. البته این گروه اندکند و غالب افراد جزو گروه اول و دوم هستند.

در اینجا یک نکته اساسی وجود دارد و آن نحوه امر به معروف و نهی از منکر است . مسلما" اگر آمر به معروف، با درک درستی از طرف مقابل و ویژگی های روحی , اخلاقی و تربیتی او, شیوه ای کارساز و جذاب در امر به معروف برگزیند, عکس العمل مثبت طرف مقابل , بسیار بالا خواهد بود. در امر و نهی شرایط ویژه ای حاکم است که باید رعایت گردد و چقدر به جا است که در این زمینه به تحریرالوسیله یا ترجمه آن از حضرت امام (ره ) مراجعه فرمایید ولی در عین حال به برخی از شرایط اشاره می کنیم :

۱- نسبت به حرمت موضوعی که در نظر دارید یقین داشته باشید.

۲- تذکر و یادآوری شما باید به تدریج و با مقدمات باشد.

۳- حتی الامکان از صراحت اجتناب نموده و با کنایه واشاره گوشزد کنید.

۴- گاهی مطلب را به صورت سؤال درآورده و در لباس شاگردی به تنبه ایشان بپردازید.

۵- خودتان در پیرامون موضوع مایه مطالعاتی داشته باشید که به مناسبت بتوانید از بازده شوم آن گناه سخن بگویید.

۶- از تندی و خشونت به شدت پرهیز کنید و با حفظ احترام در این رهگذر ملایمت را شعار خود سازید.

۷- اگر زمینه ی مساعدی می بینید پیشنهاد کنید موضوع را به صورت سؤال درآورده و در همین نامه ها از فتوای مرجع و عواقب سوء چنین حرامی بپرسید و پاسخ را به ایشان ارائه دهید.

۸- اگر اهل مطالعه هستند کتابی مربوط به حرمت آن موضوع و آثار شوم گناه را در دسترس ایشان قرار دهید.

۹- مطمئن باشید که یادآوری و تذکر بی تأثیر نخواهد بود. «فذکر فان الذکری تنفع المؤمنین», (ذاریات , آیه ۵۵). ازاین رو تا آنجا که احتمال تأثیر می دهید از وظیفه خود دست نکشید و مأیوس نباشید.

۱۰- و در نهایت اگر به فرض نتیجه نگرفتید, شما وظیفه خویش را به انجام رسانده اید که «و ما علی الرسول الا البلاغ المبین ; پیامبر وظیفه ای جز ابلاغ آشکار ندارد»، (نور, آیه ۵۴).

شرایط شرعی امر به معروف و نهی از منکر به طور خلاصه این است:

الف. کسی که امر یا نهی می کند خودش عالم به معروف و منکر باشد یعنی بداند چیزی که طرف مقابل ترک کرده شرعا واجب است انجام دهد مانند نماز و همین طور چیزی که فرضا انجام می دهد شرعا حرام است مانند قمار.

ب. شخص گناهکار اصرار بر گناه خود داشته باشد یا احتمال بدهد که قصد دارد کار خود را تکرار کند.

ج. احتمال تأثیر بدهد.

د. ضرر مهم جانی یا مالی برای امر کننده یا نهی کننده در کار نباشد.

مطالعه کنید: حکایت های امر به معروف و نهی از منکر «مؤسسه فرهنگی قدر ولایت».

در تفسیر المیزان آمده است که بنی اسرائیل ۷۰ پیامبر را در یکروز یا یک ساعت شهید کرده‌اند و ۱۱۳ نفر درهمان روزکه اقدام به امر به معروف داشته‌اند و این عمل مورد قبح آنان قرار گرفته که همه آن آمران به معروف را تا پایان روز به شهادت رسانده‌اند، چطور شهادت همه این پیامبران در یک روز و وجود پیامبران در یک دوره قابل جمع می‌باشد؟

پاسخ : پیامبران به چند دسته تقسیم شده اند که سر سلسله آنان پیامبر اولوالعزم می باشند و بقیه دارای سلسله مراتبی بوده اند. اینکه گفته می شود یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر مبعوث شده اند نشانه همین مسئله می باشد. زیرا این پیامبران بیشتر مبلغ منطقه، شهر، روستا، طایفه و قوم بوده اند. مثلا در زمان ابراهیم، لوط هم در میان قوم خود به تبلیغ مشغول بوده و بسیاری از پیامبران مشهور با هم در یک دوره بوده اند و در همین دوران پیامبران بسیاری نیز زندگی می کرده اند که وظیفه آنان تبلیغ شریعت پیامبر زمان خود و یا پیامبر قبلی بوده است. در واقع بسیاری از آن پیامبران مثل روحانیون امروزی بوده اند که هر کدام بنابر وظیفه خود در جایی مشغولند. یکی مرجع تقلید می باشد و دیگری امام جمعه و دیگری مسئول یک روستا و...

در آن زمان نیز افراد بسیاری به فراخور حال خود مشغول تبلیغ دین موسی بوده اند و همچنان در زمان عیسی، ابراهیم، نوح و... هم همینگونه بوده است. آنها نیز پیامبر خوانده می شدند در حالیکه نه فرشته بر آنها نازل می شده و نه وحی می آمده است. بلکه آنان یا توسط پیامبر مرسل زمان خود به تبلیغ فرستاده می شدند و یا درخواب به آنها الهام می شد و یا به طرق دیگر وظیفه ارشاد و تبلیغ به آنها سپرده می شد.

این مسئله هیچ تعارضی ندارد. زیرا آنان ـ پیامبران به مفهوم که ما درک می کنیم نبوده اند بلکه آنان ـ پیامبر به مفهوم مبلغ و ناشر احکام دین موسی و عیسی و... بوده اند. مثل اینکه در زمان پیامبر خاتم نیز چند صد نفر در اطراف و اکناف عالم مشغول نشد احکام اسلام بودند که چون با آمدن پیامبر خاتم، ختم نبوت شد به این افراد پیامبر گفته نمی شود ولی در ادیان گذشته به همین مبلغین مثل روحانیون امروز پیامبر خطاب می کردند و پیامبر، یعنی مبلغ و پیام رسان و این به آن معنا نیست که لاجرم به همه آنها وحی فرستاده شود.

با این توضیح معلوم می شود که در آن زمان نیز بنابر مقتضیات زمانی و مکانی و پراکندگی شهرها و روستا و تعداد جمعیت، مبلغانی مشغول نشر احکام دین موسی بوده اند و تعداد آنان در هر دوره با توجه به زمان و شرایط بسیار بوده است. مثل اینکه امروز هزاران روحانی به تبلیغ دین مشغولند.


منابع:

۱- تفسیر نمونه، مکارم شیرازی

۲- معارف قرآن، مصباح یزدی

۳- قصه های قرآن، ترجمه مصطفی زمانی

۴- تاریخ یعقوبی، ابن واضح یعقوبی به نقل از اداره پاسخگویی آستان قدس رضوی

حوزه امر به معروف و نهی از منکر تا چه حد است؟ اگر بخش اجبار آمیز دارد آیا با آزادی منافات ندارد؟

پاسخ : نخست توجه به چند نکته شایسته است:

۱. میان زندگی خصوصی و ناهنجاری اجتماعی تفاوت وجود دارد و امر به معروف نسبت به ناهنجاری است که در عرصه جامعه آشکار شود. اما اگر به طور پنهانی و در زندگی خصوصی باشد دیگران حق تجسس ندارد مگر به حکم دادگاه.

۲. امروزه به خوبی ثابت شده است که آلودگی ها و آسیب های اجتماعی دارای انواع گوناگون است و تنها به مسمومیت غذایی خلاصه نمی شود بلکه آلودگی صوتی و حتی آلودگی دیداری و... قابل توجه است. بنابراین کسی که با صدای بلند باندهای صوتی در خیابان ها حرکت می کند و یا با قیافه های ناهنجار دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد در واقع سلامت روانی جامعه را به خطر انداخته است و لازم است کنترل گردد که از این کنترل در آموزه های اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر تعبیر می شود.

جهت توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:

مسأله امر به معروف و نهی از منکر, از وظایف مهم دینی هر مسلمان است . البته برخی از مراتب امربه معروف از وظایف نظام اسلامی است و از همین رو رهبر معظم انقلاب مراتب دوم و سوم را که نوعا منجر به برخورد عملی می شود به عهده نیروهای انتظامی و قضایی نهاده اند, لیکن مرتبه اول آن - که جنبه ارشادی و راهنمایی دارد - به دوش همگان است . درعین حال در این رابطه باید چند نکته را درنظر داشت :

۱- جوانان عزیز باید به دقت احکام شرعی مربوط به امربه معروف و نهی از منکر, موارد معروف و منکر یا شرایط وجوب مراتب آن و کیفیت اجرای نیکوی آن را دقیقا فراگیرند.

۲- آمر به معروف و ناهی از منکر, خود را به زیور اخلاق والتزام عملی بیاراید و حتی الامکان از شیوه های رفتاری آموزنده و خلاق استفاده کند.

۳- بهتراست امربه معروف و نهی از منکر, به طور متشکل و گروهی همراه با آموزش های لازم انجام گیرد.

۴- عدم تأثیر آنی و فوری , نباید ما را از انجام وظایف خود بازدارد.

۵- حتی الامکان باید کوشید تا فرهنگ و پذیرش عمومی نسبت به امر به معروف و نهی از منکر را بالا برد. انسان ها در برخورد با حق , چند گونه اند:

گونه اول- انسان های حق گرا. چنین افرادی در صورتی که اشتباه خود را دریابند, نه تنها ناراحت نمی شوند, بلکه بسیار خرسند و شادمان می شوند.

گونه دوم- انسان های بی تفاوت در مقابل حقیقت . چنین افرادی از اینکه کسی روی اشتباهاتشان انگشت بگذارد, استقبال نمی کنند.

گونه سوم - انسان های حق ستیز. این گونه افراد مسلما" در برابر حرف حق , واکنش منفی نشان می دهند. البته این گروه اندکند و غالب افراد جزو گروه اول و دوم هستند.

در اینجا یک نکته اساسی وجود دارد و آن نحوه امر به معروف و نهی از منکر است . مسلما" اگر آمر به معروف، با درک درستی از طرف مقابل و ویژگی های روحی , اخلاقی و تربیتی او, شیوه ای کارساز و جذاب در امر به معروف برگزیند, عکس العمل مثبت طرف مقابل , بسیار بالا خواهد بود. در امر و نهی شرایط ویژه ای حاکم است که باید رعایت گردد و چقدر به جا است که در این زمینه به تحریرالوسیله یا ترجمه آن از حضرت امام (ره ) مراجعه فرمایید ولی در عین حال به برخی از شرایط اشاره می کنیم :

۱- نسبت به حرمت موضوعی که در نظر دارید یقین داشته باشید.

۲- تذکر و یادآوری شما باید به تدریج و با مقدمات باشد.

۳- حتی الامکان از صراحت اجتناب نموده و با کنایه واشاره گوشزد کنید.

۴- گاهی مطلب را به صورت سؤال درآورده و در لباس شاگردی به تنبه ایشان بپردازید.

۵- خودتان در پیرامون موضوع مایه مطالعاتی داشته باشید که به مناسبت بتوانید از بازده شوم آن گناه سخن بگویید.

۶- از تندی و خشونت به شدت پرهیز کنید و با حفظ احترام ملایمت را شعار خود سازید.

۷- اگر زمینه ی مساعدی می بینید پیشنهاد کنید موضوع را به صورت سؤال درآورده و در همین نامه ها از فتوای مرجع و عواقب سوء چنین حرامی بپرسید و پاسخ را به ایشان ارائه دهید.

۸- اگر اهل مطالعه هستند کتابی مربوط به حرمت آن موضوع و آثار شوم گناه را در دسترس ایشان قرار دهید.

۹- مطمئن باشید که یادآوری و تذکر بی تأثیر نخواهد بود. «فذکر فان الذکری تنفع المؤمنین», (ذاریات , آیه ۵۵). ازاین رو تا آنجا که احتمال تأثیر می دهید از وظیفه خود دست نکشید و مأیوس نباشید.

۱۰- و در نهایت اگر به فرض نتیجه نگرفتید, شما وظیفه خویش را به انجام رسانده اید که «و ما علی الرسول الا البلاغ المبین ; پیامبر وظیفه ای جز ابلاغ آشکار ندارد»، (نور, آیه ۵۴).

شرایط شرعی امر به معروف و نهی از منکر به طور خلاصه این است:

الف. کسی که امر یا نهی می کند خودش عالم به معروف و منکر باشد یعنی بداند چیزی که طرف مقابل ترک کرده شرعا واجب است انجام دهد مانند نماز و همین طور چیزی که فرضا انجام می دهد شرعا حرام است مانند قمار.

ب. شخص گناهکار اصرار بر گناه خود داشته باشد یا احتمال بدهد که قصد دارد کار خود را تکرار کند.

ج. احتمال تأثیر بدهد.

د. ضرر مهم جانی یا مالی برای امر کننده یا نهی کننده در کار نباشد.

برای آگاهی بیشتر مطالعه کنید:

- حکایت های امر به معروف و نهی از منکر «مؤسسه فرهنگی قدر ولایت»

- امر به معروف و نهی از منکر، آیت الله نوری همدانی، ترجمه محمدی اشتهاردی

پژوهشهای مورد نیاز در قلمرو شناخت معروف و منکر چیست؟

پاسخ:

۱. معروف و منکر شناسی از نگاه قرآن. ۲. معروف و منکر شناسی از نگاه عترت. ۳. معروف و منکر شناسی از نگاه جامعه اسلامی. ۴. معروف و منکر شناسی از نگاه دیگران (مذاهب‏‏، ادیان، مکاتب، کشورها).

پژوهشهای دو فریضه در چه بخشهایی قابل دسته‌بندی است؟

پاسخ: الف: پژوهشهای موضوعی. ب: پژوهشهای حکمی (فقهی).

پژوهشهای انجام شده در زمینه این دو فریضه شامل چه اموری است؟

پاسخ: ۱. آیه شناسی دو فریضه . ۲. حدیث شناسی دو فریضه. ۳. کتاب شناسی دو فریضه. ۴. مقاله شناسی دو فریضه. ۵. سایت شناسی دو فریضه. ۶. نرم افزارهای دو فریضه. ۷. نهادهای مرتبط با دو فریضه. ۸. شخصیتهای مرتبط با دو فریضه. ۹. نوار شناسی دو فریضه. ۱۰. پایان نامه های مربوط به دو فریضه. ۱۱. بایسته های پژوهشی دو فریضه.

چه کارهایی «معروف اجتماعی» شناخته می‌شود؟

پاسخ:

۱. مشاوره و ایجاد و تقویت نهاد مشاوره اجتماعی دینی. ۲. تعاون و ایجاد نهاد تعاون اجتماعی. ۳. جلسات تفسیر قرآن. ۴. جلسات نشر حدیث. ۵. اقامه عزای اباعبدالله و دیگر شعائر مذهبی. ۶. آموزش علم و ایمان و صنعت و هنر و اخلاق. ۷. اقامه نمازهای جماعت. ۸. برگزاری مجالس نیایش. ۹. قرض الحسنه و انفاق . ۱۰. تولید و پخش فیلمهای ارزشی. ۱۱. تسهیل ازدواج . ۱۲. پیشگیری از طلاق. ۱۳. ایجاد کار و اشتغال مشروع. ۱۴. ایجاد مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای. ۱۵. رسیدگی اقتصادی و فرهنگی به ایتام. ۱۶. آموزش بهداشت و درمان.

چه کارهایی «منکر اجتماعی» محسوب می‌شود؟

پاسخ:

۱. ترغیب به مصرف گرایی. ۲. نشر بدبینی به یکدیگر. ۳. تفرقه افکنی . ۴. انحصار در تولید. ۵. حمایت از منکر و منکرگرایان. ۶. تمسخر، تضعیف و تبلیغ علیه صالحان. ۷. انحصار در توزیع. ۸. تحقیر فرهنگ خودی و اعتماد به نفس عمومی . ۹. تبلیغ فرهنگ بیگانه . ۱۰. یأس آفرینی نسبت به اجرای احکام الهی. ۱۱. اسراف و تبذیر اموال عمومی. ۱۲. سرگرم کردن مردم از یاد خدا و وظایف اجتماعی.

معروف‌های مرتبط با مسجد چیست؟

پاسخ:

۱. ساختن مساجد. ۲. تجهیز مساجد. ۳. عطر افشانی مساجد. ۴. نظافت مساجد. ۵. حضور در مساجد . ۶. نظارت بر محتوای فکری مساجد (توسط حوزه و نهادهای مربوط). ۷. رعایت حقوق و وظایف در قلمرو مسجد. ۸. پاکسازی محیط مساجد از ناهنجاری‌ها. ۹. جلوگیری از تعطیلی مساجد و استفاده بهینه از آن.

معروف و منکر در رابطه با اندام‌های انسان چگونه دسته‌بندی می‌شود؟

پاسخ:

۱.معروف ومنکرهای چشم . ۲. معروف ومنکرهای گوش . ۳. معروف ومنکرهای زبان . ۴.‌ قلب و اندیشه ها و امیال معروف و منکر. ۵. معروف و منکرهای بدن و لباس.

کدامیک از دانش‌های امروز را می‌توان در خدمت امر به معروف و نهی از منکر به کار گرفت؟

پاسخ:

۱. روانشناسی. ۲. جامعه شناسی . ۳. اقتصاد. ۴. تاریخ . ۵.مدیریت . ۶.سیاست. ۷. آمار . ۸. ارتباطات . ۹. علوم کامپیوتری.

مهم‌ترین نهادهای نظارتی بر اجرای معروف و منکر در جمهوری اسلامی ایران کدام اند؟

پاسخ:

۱. شورای نگهبان در بُعد قانون گذاری. ۲. بازرسی کل کشور در بعد قضائی. ۳. دیوان محاسبات در بخش اقتصادی دولت. ۴. وزارت اطلاعات در بخش اجرائی. وظایف، کارکردها، آسیب ها، تجارب، مصوبات و مذاکرات این نهادها باید تدوین، تنظیم و در نهاد عالی امر به معروف و نهی از منکر نگهداری و مورد بهره برداری قرار گیرد.

مصادیق معروف‌های رایج چیست؟

پاسخ:

۱ . تفکر ۲. تلاوت ۳. نماز ۴. روزه ۵. اتحاد ۶. صرفه جوئی ۷. کار تولیدی ۸. خوشرویی ۹. دعا ۱۰. تدبر در قرآن ۱۱. قرائت حدیث ۱۲. نشر حدیث ۱۳. تفکر در حدیث ۱۴.تدریس حدیث ۱۵. احسان و ایثار ۱۶. حجاب و عفاف ۱۷. کسب روزی حلال ۱۸. غیرت دینی ۱۹ـ حسن معاشرت ۲۰. خدمت بدون منّت و...(برای اطلاعات بیشتر به «فرهنگ مصادیق معروف و منکر» که در سایت موجود است مراجعه فرمایید)

چه دسته‌بندی‌هایی دربارهٔ معروف‌ها و منکرات وجود دارد؟

پاسخ: ۱. فردی ۸. سیاسی ۲. اجتماعی ۹. نظامی ۳. علنی ۱۰. اخلاقی ۴. پنهانی ۱۱. بهداشتی، درمانی ۵. عبادی ۱۲. رسانه‌ای ۶. اقتصادی ۱۳. امنیتی ۷. اعتقادی ۱۴. آموزشی.

معروفهای متروک و فراموش شده چیست؟

برخی از معروف های فراموش شده از این قرارند:

۱-صله ارحام.

۲-قرض الحسنه.

۳-گذشت از خطاهای ناخواسته دیگران.

۴-عیادت بیماران.

۵-احوال پرسی از همسایه.

۶-حیا.

۷-قناعت و ساده زیستی.

۸-صبر و تحمل.

۹-توکل بر خدا به جای توکل بر افراد و وسایل.

۱۰-اصلاح ذات البین.

۱۱-کارهای یدی.

۱۲-میانجیگری و شفاعت در امور خیر.

۱۳-سلام کردن.

معروف و منکرهای ثابت و متغیر کدام است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

نمونه مصادیق منکرات رایج در کشورهای گوناگون چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا کارهای پلیس و نیروی انتظامی مصداق امر به معروف و نهی از منکر است؟ کدام فعالیت ها؟

پاسخ:

حفظ جان مردم، حفظ مال مردم، حفط ناموس مردم و حفظ آبروی مردم همه از مصادیق معروف و مقابله با متجاوزان به جان، مال، ناموس و حقوق جامعه اسلامی از مصادیق نهی از منکر است.

بزرگترین معروف‌ها چیست؟

پاسخ:

۱. ایمان به خدا. ۲. خدمت رسانی به مردم. ۳. حاکمیت ولی خدا. ۴. حفظ وحدت و برادری اسلامی.

بزرگترین منکرات چیست؟

پاسخ:

۱. شرک به خدا . ۲. حاکمیت طاغوت. ۳. ظلم و ستم به دیگران. ۴. تفرقه و هرج و مرج. ۵. فتنه‌گری.

آیا کار شهرداریها مصداق امر به معروف و نهی از منکر است؟ کدام کارها؟

پاسخ:

۱. اطفاء حریق ۲. نجات غریق ۳. رفع سدّ معبر

در نامگذاری اشخاص، اماکن، میادین و کالاها معیارهای معروف و منکر چیست؟

پاسخ:

۱. اسامی انبیاء ۲. انتخاب نامهای معصومین ۳. انتخاب نام صالحان ۴. انتخاب نام پدیده های طبیعت از مصادیق معروف ۵.انتخاب نامهای اهانت آمیز ۶. انتخاب نام کفار و مشرکان ۷.انتخاب نام منافقان و فاسقان و بزرگداشت آنان از مصادیق منکر است. روانی، زیبائی، سادگی و پیام دار بودن اسامی مهم و همکاری ثبت احوال و شهرداری در این زمینه بسیار کارسازمی باشد.

معروف‌های اخلاقی چیست؟

پاسخ:

عدالت، وفاداری، همبستگی، فروتنی، شجاعت، دفاع از مظلوم، کمال جویی، حق طلبی، احسان

معروف در حوزه آموزش چیست؟

پاسخ:

۱. تحصیل علوم لازم و مفید. ۲. نگارش متون درسی لازم و مفید. ۳. بررسی متون لازم و مفید. ۴. چاپ و نشر متون لازم و مفید. ۵. تدریس علوم، مهارت ها و اطلاعات و آگاهی های لازم و مفید. ۶. انتخاب استادان و معلمان معروف گرا و منکرستیز.

مصادیق معروفهای سیاسی چیست؟

پاسخ:

۱. استقلال ۲. آزادی ۳. اتحاد ۴. عدالت ۵. ولایت فقیه ۶. استبداد ستیزی ۷. شورا ۸. انتخاب و انتصاب صالحان ۹. حضور در صحنه‌های انقلاب اسلامی ۱۰. احیای شعائر اسلامی ۱۱. اعلام حمایت و تولی صالحان ۱۲. اعلام برائت از ظالمان

نمونه منکرات سیاسی کدام است؟

پاسخ:

۱. قبول ولایت کفار ۲. پذیرش ولایت منافقان ۳. انتخاب فاسقان ۴. اختلاف افکنی ۵. استبدادگرایی ۶. مرعوب سازی ملّت از کفار و بیگانگان ۷. وابستگی به بیگانگان ۸. انتصاب ناصالحان ۹. اعتماد به دشمن و منافقان ۱۰. ملی‌گرایی و امثال آن

معروف ومنکر در عرصه انتخابات چیست؟

پاسخ:

۱. در رابطه با کاندیدا. ۲. در رابطه با منتخبان . ۳. در رابطه با انتخاب کنندگان. ۴. در رابطه با تبلیغات. ۵. در رابطه با مجریان.

منکرات در حوزهٔ فرهنگی چیست؟

پاسخ:

۱. جهل و بی سوادی. ۲. غفلت. ۳. تحجر و جمود فکری. ۴. التقاط فکری . ۵. تک فکری. ۶. زود باوری. ۷. ترویج اخلاق انحرافی. ۸. ترویج فقه انحرافی. ۹. ترویج عقاید انحرافی. ۱۰. تجلیل از اشرار. ۱۱. تعریف و تمجید از کفار. ۱۲. تعریف و تمجید از منافقان. ۱۳. ندیدن حقیقت. ۱۴. کم دیدن حقیقت. ۱۵. زیاد دیدن حقیقت. ۱۶. وارونه دیدن حقیقت. ۱۷. دروغ پراکنی. ۱۸. اتهام به صالحان. ۱۹. ترویج نهادهای ملی در مقابل اسلام‌گرایی مانند ترویج هخامنشیان و غیره. ۲۰. منکرات فرهنگی در نمایشگاه‌های میراث فرهنگی در داخل و خارج از کشور.

راه شناخت دولتهای منکر گرا و معروف گرا در شرایط امروز جهان چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند

چه علومی در دنیای امروز در خدمت معروف‌ها یا منکرات قرار دارد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند

فلسفه‌های معروف و منکر در دنیای امروز کدام است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

چرا گاهی جامعه در شناخت منکر و معروف گرفتار خطا می‌شود؟

پاسخ:

-عدم شناخت مفهوم این دو فریضه. -نشناختن مصادیق دو فریضه. -عدم توجه به اصل اهم و و مهم در تزاحم احکام شرعی. -جمود بر عادات و عبادات و الفاظ و بی توجهی به اهداف. -پیروی از اکثریت به جای پیروی از حق (همرنگی با جماعت). -بی‌تفاوتی مسئولین و مؤمنین. -شبهه‌افکنی کفار و منافقان نسبت به نظام و اسلام.

معروف و منکر در بخش نیروهای مسلح چیست؟

پاسخ:

ـ در اهداف. ـ در وظایف. ـ در ساختار. ـ در قوانین. ـ در فعالیت ها.

معروف و منکر در روند قانون گذاری چیست؟

پاسخ:

۱. اقدام بدون علم. ۲. عدم حضور در قانون‌گذاری. ۳. رأی مخالف به قانون حق. ۴. رأی موافق به قانون باطل. ۵. رأی ممتنع به حق یا باطل روشن. ۶. عدم مشاوره لازم در مسائل.

معروف و منکر در زمینهٔ ورزش چیست؟

پاسخ:

۱. سیاستهای ورزشی. ۲. تبلیغات ورزشی. ۳. مسابقات ورزشی. ۴. فعالیت های ورزشی. ۵. برد و باختهای ورزشی. ۶. هزینه ها و درآمدهای ورزشی. ۷. ساختار کنونی نهادهای ورزشی و سلطه بیگانگان. ۸. اختلاط و نامحرم در صحنه های ورزشی. ۹. انتشار اخبار بداخلاقی‌های ورزشی در رسانه‌ها. ۱۰. تجلیل و بزرگداشت ورزشکاران بی‌دین و فاقد اخلاق اسلامی.

معیار تشخیص صدا و سیمای معروف گرا و منکرگرا چیست؟

پاسخ:

۱. اهداف. ۲. برنامه ها. ۳. مجریان. ۴. تولیدات. ۵. دستاوردها. ۶. هزینه ها. ۷. درآمدها. ۸. نظارت‌ها. ۹. همه موارد با هم.

فرقه‌ها و احزاب معروف و منکر کدام اند؟ و راه تشخیص آنان چیست؟

پاسخ: اهداف، سران، عملکرد، حامیان و مخالفان

نمونه‌های پیشگیری از جرم و منکر چیست؟

پاسخ: ـ نقش ازدواج در دینداری جوانان. ـ و بر عکس نقش نمایش بدن های لخت در فساد اخلاقی و خودکشی. -نقش ماهواره، فیلم‌های سینماها و صدا و سیما. -نقش بازی‌های رایانه‌ای و تلفن همراه. ـ نقش اصلاح جاده ها در پیشگیری از جرم. ـ نقش پخت خوب نان در پیشگیری از اسراف.

رابطه اصلاحات و امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ:

۱. اصلاح قوانین. ۲. اصلاح ساختارها. ۳. اصلاح نظام برنامه و بودجه. ۴. نقش اصلاح قوه قضائیه در اصلاح جامعه. ۵. نقش اصلاح قوه مجریه در اصلاح جامعه. ۶. نقش اصلاح فرهنگ در اصلاح جامعه.

راه‌های علمی و عملی پیشگیری از منکرات چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا با روان‌شناسی جرم و مجرمان می‌توان منکرات را کاهش داد؟

پاسخ: ـ کنترل تکبر و خودخواهی. ـ کنترل حرص وآزمندی. ـ کنترل حسادت و رقابت منفی. -تقویت جوّ مذهبی جامعه.

نقش رسانه‌ها در پیشگیری از جرم و گسترش آن چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

در سطح جهانی چه نهادهایی با چه ساختارها، قوانین و روش‌هایی برای دفاع از معروف و مبارزه با منکرات عقلی و اخلاقی وجود دارد و میزان موفقیّت و ناکامی آنان چقدر است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

اولویت‌ها در مبارزه با منکرات و گناهان چیست؟

پاسخ: ۱. مبارزه با منکرات و گناهانی که در ساختار دولتی انجام می شود. ۲. مبارزه با منکرات و گناهانی که با برنامه ریزی انجام می شود. ۳. مبارزه با منکرات و گناهانی که گروهی انجام می شود. ۴. مبارزه با منکرات و گناهانی که آشکارا انجام می شود. ۵. مبارزه با منکرات و گناهانی که ریشه و عامل بروز گناهان دیگر است مثل مشروبخواری و دروغگویی.

چه گناهانی برنامه ریزی شده و گروهی تلقی می شود؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

چه گناهانی دولتی و به ظاهر قانونی محسوب می شود؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

گناهان آشکار به چه گناهانی گفته می شود؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

چه گناهان و منکراتی ریشه دیگر منکرات محسوب می شود؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

اولویت ها در زمینه اقامه معروف کدام ‌است؟

پاسخ: ۱. اقامه معروفهای فرهنگی. ۲. اقامه معروفهای سیاسی. ۳. اقامه معروفهای اقتصادی. ۴. اقامه معروفهای فراگیر. ۵. ا قامه معروفهای منطقه ای. ۶. اقامه معروفهای گروهی. ۷. اقامه معروفهای فردی.

فرق جرم، جنایت، خطا، منکر و فساد چیست؟ و با هر یک چگونه باید برخورد کرد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

پیش نیازهای اصلی در اقامه معروف و زدودن منکر چیست؟

پاسخ: ۱. آگاهی از اینکه کاری منکر یا معروف است. ۲. آگاهی از اینکه این معروف، ترک شده یا این منکر خاص وجود دارد. ۳. شناخت عوامل پیدایش منکر و ترک معروف. ۴. اصلاح عوامل پیدایش منکر و ترک معروف.

چه نرم افزارهایی برای آموزش، پژوهش، اطلاع رسانی و اجرای بهتر این دو فریضه وجود دارد؟

پاسخ: امر و نهی آسمانی، گلبانگ بیداری، دانشنامه امر به معروف و نهی از منکر، گلشن معروف، دو فریضه بزرگ.

منکرات بزرگ عقیدتی چیست؟

پاسخ: ۱. شرک نظری. ۲. شرک عملی. ۳. الحاد. ۴. کفر. ۵. نفاق. ۶. تکذیب انبیا و اولیاء و کتب آسمانی. ۷. انکار جهان غیب.

منکرات فرهنگی در کشورهای اسلامی کدام است؟

پاسخ: ۱. غرب زدگی در عقاید و اندیشه ها. ۲. غرب زدگی در احکام و قوانین. ۳. غرب زدگی در استانداردها و معیارهای گزینش مدیران و مجریان. ۴. غرب زدگی در مواد آموزشی. ۵. غرب زدگی در متون آموزشی. ۶. غرب زدگی در روش تدریس. ۷. غرب زدگی در نظام اطلاع رسانی و خبری. ۸. غرب زدگی در نظام پژوهشی. ۹. غرب‌زدگی در لباس و آرایش. ۱۰. غرب‌زدگی در سبک زندگی. ۱۱. غرب‌زدگی در هنر و رسانه.

منکرات اقتصادی چیست؟

پاسخ: ۱. ربا ۲. رشوه ۳. دزدی ۴. کم فروشی ۵. گران فروشی ۶ـ احتکار ۷. انحصارات تولیدی و توزیعی ۸. اسراف و...

منکرات و معروفهای اخلاقی چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

دیدگاه رهبران فکری انقلاب اسلامی در زمینه ی دو فریضه چیست؟

پاسخ: ۱. امر به معروف در نگاه امام خمینی (قدس سره الشریف) ۲. امر به معروف در نگاه شهید مطهری. ۳. امر به معروف در نگاه مقام معظم رهبری. ۴. امر به معروف در نگاه آیت الله مصباح یزدی. ۵. امر به معروف در نگاه آیت الله جنتی.

بهترین جملات در تشویق به امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

خداوند در قرآن از چه اموری نهی کرده است؟

پاسخ: ۱. فحشاء. ۲. منکر. ۳. بغی. ۴. نجوا. ۵. سوء ظن. ۶. غیبت. ۷. تجسس. ۸. ولایت کفار. ۹. قطع رحم . ۱۰. کم‌فروشی. ۱۱. ربا.

خداوند در قرآن به چه اموری امر می کند؟

پاسخ: ۱. قسط. ۲. عدل. ۳. صله رحم. ۴. سجود. ۵. ازدواج . ۶. احسان. ۷. معروف. ۸. کمک به خویشاوندان. ۹. توحید و یکتا پرستی. ۱۰. انفاق . ۱۱. نماز. ۱۲. اطاعت از ولی امر. ۱۳. قرض الحسنه.

شیطان به چه اموری امر می کند؟

پاسخ: ۱. فحشاء ۲. ترک نماز ۳. دشمنی ۴. کینه‌توزی

تقویت انگیزه اقدام به واجبات و مستحبات از چه راههایی ممکن است؟

پاسخ: ۱. عهد. ۲. نذر. ۳. قسم. ۴. کار جمعی. ۵. یاد خدا (عالم محضر خداست). ۶.یاد پاداشهای الهی در دنیا و آخرت.

راههای تقویت انگیزه دیگران در اقدام به اقامه معروف و ترک منکر چیست؟

پاسخ: ۱. توصیه. ۲. تشویق مالی و معنوی. ۳. تنبیه مالی و بدنی. ۴. یادآوری پاداشها و کیفرهای الهی در دنیا و آخرت. ۵. تکریم. ۶. نقد و انتقاد.

کتابهای داستانی آموزنده درباره نهی از منکر کدام‌اند؟

پاسخ: ۱. پیکار با منکر در سیره ابرار دو جلد محمد عابدی/ نشر معروف. ۲. دفاع فرهنگی در سیره ابرار یک جلد محمد عابدی / نشر معروف. ۳. مرد و نامرد / مهدی آذر یزدی. ۴. حکایتهای امر به معروف ونهی از منکر. ۵. خواندنی ها از زندگی یک رئیس جمهور، محمد عابدی ـ نور السجّاد، قم. ۶. سربازان خدا / مرتضی عبدالوهابی. ۷. آیه های غیرت / مرتضی عبدالوهابی. ۸. کلید اسرار / مرتضی عبدالوهابی.

چه آثاری دربارة این دو فریضه منتشر شده است؟

پاسخ: ۱. تشویق و تنبیه کودکان، / علی اکبر پرهیزکار / پیام دبیر، قم/۱۳۸۵ش/). ۲. امر به معروف ونهی از منکر، آیة الله حسین نوری. ۳ . شبهه و شایعه دو منکر مطبوعاتی، محمد اسحاق مسعودی، نشر معروف. ۴. امر به معروف ونهی از منکر، استاد محسن قرائتی. ۵. جایگاه تشویق و تنبیه در اسلام، داود حسینی/ مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما / ج.۱. ۶. تشویق پاسدار معروف،/ محمد ابراهیم احمدی. ۷. تقّیه امر به معروف ونهی از منکر / سید احمد طیبی شبستری / سال ۱۳۵۰ش. تهران. ۸. مدینه فاضله در پرتو امر به معروف و نهی از منکر علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد جمکران قم. بهار ۱۳۸۶. ۹. پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر، محمّد اسحاق مسعودی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی ۱۳۷۴ش. ۱۰.امر به معروف و نهی از منکر در آستانه سزاری دسوّم. حسنعلی نوری ها، میثم تمّار، ۱۳۸۲ش. ۱۱. شیوه¬های صحیح امر به معروف و نهی از منکر / نبی صادقی/ مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی/ ۱۳۶۹. ۱۲. کتاب شناسی امر به معروف و نهی ازمنکر پژوهشکده باقرالعلوم. ۱۳. الامر به المعروف و النهی عن المنکر فی الاحادیث المشترکه/ مهدی رستم نجاد. ۱۴. بیت المال در سیره ابرار، محمد عابدی، نشر معروف. ۱۵. جامعه برتر در سیره و سخن امام علی (ع)، محمد عابدی. ۱۶. امر به معروف ونهی از منکر سید حسن اسلامی. ۱۷. الکنز الاکبر من الامر بالمعروف و نهی عن المنکر ابی بکر بن داود الحنبلی. ۱۸. حسبه یک نهاد حکومتی، سیف الله صرّامی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی. ۱۹. به سوی فردای بهتر، محمد عابدی، نور السجاد، قم. ۲۰. دو فریضه برتر در سیره معصومین:، سید محمود مدنی، نشر معروف. ۲۱. امر به معروف و نهی از منکر در آینه قرآن، محمد عابدی، نشر معروف. ۲۲. امر به معروف و نهی از منکر در آینه اجتهاد، محمد رحمانی، نشر معروف. ۲۳. امر به معروف و نهی از منکر در آینه فتوا، سید جعفر ربانی، نشر معروف. ۲۴. راه رشد، جواد محدثی، نشر معروف. ۲۵. امر به معروف و نهی از منکر در آینه شعر، مهدی خلیلیان / انتشارات زیّنی.

مصادیق معروف و منکر در مناظرات، از نظر روش و موضوع و محتوا چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

شاخص انتقادهای معروف و منکر کدام است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروف و منکر در زمینة استانداردهای تولید و عرضة کالا چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروف ومنکر در بخش بهداشت و درمان چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروف و منکر در ارزیابی فرهنگی و معیارهای ارزیابی چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروف و منکر در گزینشها و پذیرشها چیست؟

پاسخ: ۱. تبعیض ۲. عدم تحقیق ۳. پارتی بازی

معروف و منکر در تشویق و تنبیه و روشهای اعمال آنها چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروف و منکر در مورد سمینارها، نکوداشتها و بزرگداشت‌ها کدام اند؟

پاسخ: ۱. اسراف ۲. تجمل‌گرایی ۳. بی‌بندوباری ۴. ترجیح رضای مردم به رضای پروردگار ۵. مورد نیاز بودن موضوع مورد بررسی ۶. برنامه ریزی دقیق برای استفاده بهینه از سمینار و همایش ۷. دعوت از کارشناسان مرتبط و موثر

رابطه معرفتی افراد با معروف و منکر چیست؟

پاسخ: داشتن شناخت کامل از معروف ها و منکرات، عدم شناخت کامل از هر دو، شناخت یکی و نشناختن دیگری، شناخت ناقص از هر دو.

آیا معارف بشری به دو گروه منکر و معروف قابل تقسیم است و تحصیل کدام معارف ضروری تر است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

باورهای جوامع مختلف (غربی، شرقی یا مسلمان) در زمینه ی معروف و منکر به چند دسته تقسیم می شود؟

پاسخ: ۱. پذیرش مفهوم معروف و منکر ۲. نفی هر دو ۳. پذیرش مصادیق معروف و منکر ۴. نفی هر دو ۵. پذیرش بخشی از مصادیق و انکار بخشی دیگر

پژوهشهای تاریخی مورد نیاز درباره دو فریضه چیست؟

پاسخ: ۱. تاریخ دو فریضه در حوزۀ قانون گذاری. ۲. تاریخ دو فریضه درحوزه نهادهای اجرائی. ۳. تاریخ دو فریضه در اقدامات عالمان دین. ۴. تاریخ دو فریضه در کشورها و شهرهای مختلف. ۵. جمعیت های ناصحین امر به معروف در کشورهای اسلامی (ایران و جهان).

روند تشریع و اجرای دو فریضه در صدر اسلام چگونه بوده است؟

پاسخ: الف: عصر حضور. ۱. در عصر نبوی. ۲. در عصر خلفای سه گانه. ۳. در عصر علوی. ۴. در عصر امام حسن. ۵. در عصر امامت امام حسین. ۶. در عصر دیگر معصومین. ب: عصر غیبت. قیام های گروه های اسلامی برای اقامه دین از جمله: ۱. جمعیت صحت در تبریز. ۲. جمعیت فدائیان اسلام در کشور. ۳. حزب برادران در شیراز. ۴. مجموعه «دولت های ابرار».

تاریخچه امر به معروف و نهی از منکر در عصر انقلاب اسلامی چیست؟

پاسخ: ۱. در دولت بازرگان و بنی صدر. ۲. در دولت میر حسین موسوی. ۳. در دولت سازندگی. ۴. در دولت اصلاحات. ۵. در دولت عدالت. ۶. در دولت اعتدال.

چهره های شاخص معروف گرایی و منکرستیزی در کشورهای اسلامی چه کسانی هستند؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

منکرات در عرصه ی تبلیغات دینی و کار مبلغان چیست؟

پاسخ: ۱. طرح مسائل تفرقه افکن. ۲. بالیدن به ثروت و مقام و سواد خویش. ۳. تضعیف دولت اسلامی. ۴. تضعیف خودی. ۵. تضعیف روحانیت. ۶. حمایت مبلغان از نهادهای منکرزده، ورزشی، میراث فرهنگی، گردشگری. ۷. نقل احادیث ضعیف. ۸. تفسیر نادرست احادیث. ۹. طولانی کردن جلسات. ۱۰. استفاده از فرصتهای حساس برای امور غیر مهم. ۱۱. تأیید خرافات. ۱۲. شرط کردن حق التبلیغ. ۱۳. پاسخ دادن بدون تأمل و تفکر. ۱۴. بی نظمی در نماز و سخن رانی. ۱۵. غرور و تکبر در برخورد با مردم. ۱۶. سکوت نسبت به منکرات شرعی، مثل موسیقی، اسراف، بدحجابی و... ۱۷. بی خبری از فضای جامعه و ندیدن و نشنیدن مهم ترین اخبار دنیای اسلام. ۱۸. اتلاف عمر مردم به امور غیر مهم و غیر مفید. ۱۹. دادن قول و قرارهای غیر مقدور. ۲۰. تملق نسبت به اغنیاء و قدرتمندان. ۲۱. حضور تأیید آمیز در نمایشگاههای منکر آمیز. ۲۲. کشمکش با روحانی محل و رقبای محیط تبلیغی. ۲۳. زودباوری و ساده اندیشی نسبت به اخبار و گزارش ها. ۲۴. حضور در نمایشگاهای مختلط و توأم با منکرات. ۲۵. عدم کنترل و نظارت بر کار وابستگان و اطرافیان. ۲۶. طرح شبهات فکری بدون دادن پاسخ منطقی. ۲۷. ایجاد بدبینی و سوءظن نسبت به مردم، جامعه، نهادها و ...

باورها و نگرشهای منکر کدام است؟

پاسخ: ۱. عقاید باطل. ۲. عقاید انحرافی. ۳. باورهای ناقص و التقاطی. ۴. پلورالیسم. ۵. اومانیسم. ۶. سکولاریسم. ۷. لیبرالیسم. ۸. ناسیونالیسم و ملی‌گرایی و...

ساختارهای منکر اداری و مالی کدام است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروف و منکر در نظام برنامه و بودجه چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

رابطه تشکیل و تداوم جامعه اسلامی با این دوفریضه چیست؟

پاسخ: مراحل تشکیل جامعه اسلامی عبارت است از: ۱ . ایمان ۲ . هجرت ۳ . جهاد ۴ . امر به معروف ۵ . نهی ازمنکر ۶ . صله ارحام

مراحل نظام جهانی اسلامی چیست؟

پاسخ: ۱. مبارزه و نهضت. ۲. نظام اسلامی. ۳. دولت اسلامی. ۴. جامعه اسلامی. ۵. جهان اسلامی.

کدام امر و نهی های معمول و ساده در جامعه امروز جایگزین امر و نهی های مهم و اساسی شده است؟

پاسخ: ۱. امر و نهی از آلودگی صوتی و بوق زدن بی جا. ۲. امر و نهی از ریختن آشغال در خیابان. ۳. امر و نهی از چیدن گلهای پارک. ۴. امر و نهی در مورد سلام کودک. ۵. امر و نهی در خاموش کردن لامپ اضافی. ۶. امر و نهی زنان نسبت به حجاب و بی حجابی . ۷. امر و نهی کودکان درباره نظم و نظافت. ۸. امر و نهی فرزندان در بازی و کار و تحصیل. ۹. امر و نهی دانش آموزان، در رعایت پاکیزگی و احترام دیگران و انجام تکالیف مدرسه. ۱۰. امر و نهی عامه مردم توسط پلیس.

در جامعه ما چه سوء استفاده هایی از امر به معروف و نهی از منکر می شود؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

کتمان احکام چه نقشی در معروف ستیزی و منکر گرایی دارد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

در عصر ظهور این دو فریضه الهی چگونه اقامه خواهد شد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آثار و نتایج امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ: ۱. اقامه حق ۲. مرگ باطل ۳. اقامه نماز و احکام دین ۴. امنیت فکری و روحی در سطح جامعه و...

آثار و نتایج ترک این دو فریضه چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا اصل تفکیک قوا را می‌توان به عنوان راهی برای پیشگیری از منکر تلقی کرد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

خلأهای پژوهشی در زمینه دو فریضه در کدام حوزه است؟

پاسخ: ۱. حوزه عمل افراد. ۲. در حوزه نظارت اجتماعی و وظیفه افراد در برابر دیگران. ۳. در حوزه نظارت بر دولتمردان. ۴. نظارت دولت بر بخش ها و افراد زیر مجموعه خود.

رابطه تقوا و دو فریضه چیست؟

پاسخ: (تقوا= نظارت درونی، دو فریضه=نظارت بیرونی)

آیا پژوهش‌های دو فریضه گرفتار مفهوم گرایی شده و از توجه به مصادیق بازمانده است؟

پاسخ: مفاهیم ثابت است و مصادیق به طور مداوم تغییر می‌کند: به جای پاسخ‌گویی به مصادیق روز و امر و نهی در آن حیطه به ذکر اهمیت و مراحل و مراتب کل معروف و منکر پرداخته‌ایم.

آیا نظارت، فرادولتی است یا فراقوایی، یا فراحکومتی؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا امر و نهی و نظارت، نرم‌افزاری است یا سخت‌افزاری یا تلفیقی؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

اقسام نظارت در اسلام چیست و در کشور ما چه ساختاری دارد؟

پاسخ: ۱. مردم بر مردم. ۲. مردم بر حکومت. ۳. حکومت بر مردم. ۴. حکومت بر حکومت.

آیا دو فریضه را می‌توان مصداق مشارکت مدنی و سیاسی دانست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا تشکیل نهاد نظارت مردمی وظیفه مردم است یا حق مردم؟ وظیفه دولت است یا حق دولت؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

دو فریضه از چه زوایایی قابل بررسی است؟

پاسخ: ۱. زاویه فقهی. ۲. زاویه تاریخی. ۳. زاویه اخلاقی. ۴. زاویه تکلیف فردی. ۵. زاویه اجتماعی. ۶. زاویه سیاسی.

امر به معروف با کدام علوم اسلامی مرتبط است؟

پاسخ: ۱. علوم قرآنی. ۲. علوم حدیثی. ۳. تاریخ اسلام. ۴. فقه و حقوق. ۵. کلام. ۶. اخلاق. ۷. عرفان. ۸. ...

نهادهای نظارتی امروز کشور کدامند؟

پاسخ: ۱. سازمان بازرسی کل کشور. ۲. ستاد احیای دو فریضه. ۳. حراست‌ها و وزارت اطلاعات. ۴. دیوان محاسبات مجلس.

کلید واژه‌های پژوهش درباره دو فریضه چیست؟

پاسخ: ۱. امر ۲. نهی ۳. ارشاد ۴. نظارت ۵. نقد ۶. اعتراض ۷. دفاع فرهنگی ۸. مبارزه تبلیغاتی ۹. حسبه و محتسِب ۱۰. ...

چه نشریاتی در کشور در راستای پاسداری از دو فریضه وجود دارد؟

پاسخ: ۱. فصلنامه علمی تخصصی ناب (نظارت، ارزیابی، بازرسی) ۲. فصلنامه دانش ارزیابی. ۳. آئینه بازرسی (نشریه داخلی) ۴. دو هفته نامه گزارشی پژوهشی (همه از نشریات سازمان بازرسی کل کشور) ۵. آئینه رشد (از نشریات ستاد احیای دو فریضه (۵۰ شماره) ۶. راه رشد (از نشریات ستاد احیای دو فریضه ۷. پیام پیشگیری (از نشریات قوه قضائیه (۴۰ شماره) ۸. مطالعات پیشگیری از جرم پلیس پیشگیری ناجا (۲۵ شماره) ۹. فصلنامه دانش انتظامی.

دو راه اصلی کنترل اجتماعی حرکت‌ جامعه در مسیر قانون چیست؟

پاسخ: ۱. کنترل از طریق اعتقادی و ایجاد باور قلبی و آداب و رسوم اجتماعی. ۲. کنترل از طریق قانون و به کمک قوای انتظامی و قوه قهریه.

مهم‌ترین کارها در رابطه با اقامه دو فریضه چیست؟

پاسخ: ۱. نظارت و کنترل قوانین. ۲. نظارت بر مجریان و عزل و نصب‌ آنها. ۳. نظارت بر دستگاه قضایی. ۴. نظارت بر برنامه و بودجه. ۵. نظارت بر رسانه‌ها. ۶. نظارت والدین بر فرزندان. ۷. نظارت خویشاوندان بر یکدیگر.

نقش صله ارحام در اقامه معروف‌ها و پیشگیری از منکرات چیست؟ (نظارت عاطفی و نظارت قانونی با هم چه تفاوت‌هایی دارد).

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

افعال و اوصاف «معروف از دیدگاه عقل و شرع» چیست؟

پاسخ: ۱. ایمان به خدا . ۲. تفکر و تعقل. ۳. تقوا . ۴. عدالت. ۵. نیکوکاری. ۶. احسان. ۷. نوع دوستی. ۸. وظیفه شناسی. ۹. امانت‌داری. ۱۰. وجدان کار. ۱۱. آزادی. و...

افعال و اوصافی که در نگاه عقل و شرع منکر است، چیست؟

پاسخ: ۱. کفر. ۲. شرک. ۳. نفاق. ۴. ستمگری. ۵. بخل. ۶. خیانت‌ در امانت. ۷. استبداد و خودرأیی. ۸. اصرار در گناه . ۹. تن دادن به ظلم.

آیا مصادیق معروف و منکر دائمی هستند یا نسبی و موقت‌اند؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

مصادیق ثابت و متغیر معروف و منکر چیست؟ و راه تشخیص در هر کدام چگونه است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا درجه وجوب تکلیف دو فریضه برای همه برابر است؟ یا براساس علم و قدرت و امور دیگر شدت و ضعف دارد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا امر به معروف و نهی از منکر ویژه افعال معروف و منکر است یا اینکه انسان نسبت به عقاید معروف و منکر و اخلاق و صفات معروف و منکر و ساختارهای معروف و منکر هم وظیفه دارد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

مرجع تشخیص مصادیق دو فریضه چیست؟

پاسخ: ۱. عقل فردی. ۲. عقل جمعی. ۳. فتوای مجتهد. ۴. نظر مقلد. ۵. فتوای اکثر و اغلب عالمان. ۶. نظر اکثریت جامعه. ۷. مجلس شورای اسلامی. ۸. شورای نگهبان. ۹. رهبر جامعه اسلامی. ۱۰. عرف هر جامعه و هر صنف.

آیا معروف و منکر در همه ابعاد زندگی انسان نمود دارد؟

پاسخ: ۱. عبادات همیشه در شمار معروف محسوب می شود. ۲. معاملات به دو گروه معروف و منکر دسته بندی می شود. ۳. عادات به دو گروه معروف و منکر دسته بندی می شود. ۴. عقاید به دو گروه معروف و منکر شایسته تقسیم است. ۵. دانش¬ها به دو گروه معروف و منکر قابل تقسیم است. ۶. اخلاق به دو گروه معروف ومنکر دسته بندی می شود.

جدول منکر شناسی و معروف شناسی مقایسه ای را تاکنون چه کسانی تدوین کرده اند و چگونه باید تکمیل شود؟

پاسخ: ۱. شیخ کلینی، اصول کافی، جنود عقل و جهل، ۲. آیة الله حسین نوری، امر به معروف و نهی از منکر، ۳. آیة الله ابوطالب. تجلیل، ارزشها و ضد ارزشها. نمونه: ۱. اعتیاد ۲. اسراف ۳. اختلاف ۴. استبداد ۵. اضلال ۶. تکثیر شبکه های رادیویی و سینمایی. ۱. ترک اعتیاد ۲. ترک اسراف ۳. اتحاد ۴. مشاوره ۵. هدایت ۶.تعمیق شبکه های دینی.

چگونه می‌توان نظارت را دقیق‌تر، جامع‌تر و مستحکم‌تر کرد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا امر به مستحبات هم امر به معروف تلقی می‌شود؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا نهی از مکروهات هم نهی از منکر محسوب می‌گردد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروف‌های نوظهور چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

منکرات نوظهور کدام است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

راه شناخت معروف و منکر کدام است؟

پاسخ: ۱. حکم عقل سلیم. ۲. حکم شرع. ۳. حکم قانون مصوب ولی فقیه.

فرق امر و نهی ارشادی با امر و نهی مولوی چیست؟ و راه تشخیص آن کدام است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

مراحل رفتار مومن در برابر ترک واجب و یا انجام معروف چیست؟

پاسخ: ۱. ارشاد و آموزش. ۲. توصیه و دعوت و اندرز. ۳. رفع مشکل تارک واجب و عامل منکر. ۴. اقدام یدی.

مبانی نیاز به اصل امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

۱. انسان مدنی بالطبع است. ۲. سلوک و صفات و عقاید افراد در یکدیگر اثر دارد. ۳. از خیرخواهی و مهربانی انسان‌ها نسبت به هم ریشه می‌گیرد. ۴. اجرای این دو فریضه ابزار پیشگیری از پیدایش و تداوم حکومت‌های ظالم و استبدادی است. ۵. اهرم کنترل ظلم و ظالم است. ۶. نهاد فقهی، حقوقی دو فریضه ابزار کنترل قوای سه گانه است. ۷. ابزار نظارت مردم بر دولت‌ها و نقدپذیری آنهاست. ۸. راهکار تحقق مشارکت مدنی و مردم سالاری دینی است. ۹. دلیل شرعی حضور مردم در صحنه در برابر اعمال خلاف دولت‌مردان است.

نقش عقاید در جرم زدایی و جرم زایی چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا تمام درجات دو فریضه بر همه واجب است یا بر گروه خاص؟

پاسخ: ۱. همه درجات بر همه. ۲. برخی درجات بر همه. ۳. برخی مراتب بر گروه خاص و برخی بر همه. ۴. همه درجات بر برخی.

در صورتی که گروه خاصی وظیفه فریضه را در همه مراحل برعهده دارند، کیانند؟

پاسخ: ۱. رهبری. ۲. علماء. ۳. قوه قضائیه. ۴. قوه مجریه. ۵. مأموران منصوب برای هر بخش از این دو فریضه.

منکرات چند نوع است؟

پاسخ: ۱. منکرات اعتقادی. ۲. منکرات عبادی. ۳. منکرات اخلاقی. ۴. منکرات خانوادگی. ۵. منکرات اقتصادی. ۶. منکرات اجتماعی. ۷. منکرات سیاسی. ۸. منکرات نظامی. ۹. منکرات فرهنگی. ۱۰. منکرات اداری.

در چه صورت دو فریضه، واجب عینی و در چه صورت واجب کفائی است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروفات اداری چیست؟

پاسخ: ۱. دقت در حفظ بیت المال. ۲. حسن برخورد با مراجعان. ۳. رعایت نوبت مراجعان. ۴. تسریع در کار مراجعان. ۵. صرفه جویی در بیت المال. ۶. هماهنگی با مدیران عالی. ۷. همفکری با همکاران. ۸. احترام زیردستان. ۹. رعایت مقررات اداری. ۱۰. نظم و نظافت فضای اداری. ۱۱. راهنمایی مراجعان. ۱۲. اتقان در کیفیت کارها. ۱۳. نپذیرفتن هدیه مراجعان. ۱۴. گزارش دهی و استعلام از مقامات مسئول.

اقدام های عملی برای پیشگیری از ارتکاب منکر چیست؟

پاسخ: ۱. ازدواج دادن جوانان عزب. ۲. تأسیس و اداره مدارس مراکز علمی اسلامی. ۳. ایجاد اشتغال. ۴. دادن قرض الحسنه. ۵. نشر آثار علمی و هنری مکتوب و نرم افزارهای سودمند. ۶. محدود کردن دسترسی به پایگاه های ضد اسلامی و ضد اخلاقی اینترنت. ۷. پیشگیری از سفر به اماکن و مراکز فساد و گناه . ۸. تأسیس مراکز تفریحی سالم. ۹. بازداشت موقت. ۱۰. مبارزه جدی با تولید و توزیع ابزارهای گناه .

رابطه دو فریضه و دعوت به خیر چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

رابطه دو فریضه و تبلیغ چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

رابطه دو فریضه و پیشگیری از جرم چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

فعالیت های فرهنگی و پژوهشی لازم و مفید درباره امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ: ۱. تدریس کتب فقهی امر به معروف . ۲. مباحثه کتب امر به معروف . ۳. تلخیص کتب امر به معروف . ۴. برگزاری درس خارج فقه امر به معروف . ۵. تدریس کتب عقیدتی مربوط به آیات دو فریضه. ۶. تفسیر موضوعی دو فریضه. ۷. استخراج همه معروف‌ها از قرآن. ۸. استخراج همه منکرها از قرآن. ۹. استخراج همه معروف‌ها از کتب حدیثی. ۱۰. استخراج همه منکرها از کتب حدیثی. ۱۱. استخراج معروف و منکر در قوانین کشور. ۱۲. شناخت راه‌های پیشگیری از پیدایش منکر. ۱۳. تهیه چهل حدیث دو فریضه بزرگ به زبان‌های گوناگون. ۱۴. ترجمه آثار مرتبط با دو فریضه از زبان فارسی به زبانهای دیگر و بالعکس.

چه کتاب‌هایی به نام حسبه و احتساب در تاریخ اسلام وجود دارد؟

پاسخ: ۱. الاحتساب، حسن اطروش (۳۰۴ﻫ) زیدی. ۲. احکام السوق، یحیی بن عمر اندلسی (۲۸۹ﻫ). ۳. احکام السلطانیه، ماوردی (۴۵۰م). ۴. احکام السلطانیه، ابویعلی. ۵. مقاله‌های حسبه، امر به معروف و نهی از منکر از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۷، محمد باقر فولادکار و کتاب شناسی حسبه ص ۱۲۸ تا ص ۱۵۰، زهرا باقری بیدهندی (نشریه حکومت اسلامی). ۶. نهاد حسبه در منابع فقه شیعه، سیف الله صرّامی. ۷. اولین نهاد حسبه در سرزمین‌های اسلامی، احمد بادکوبه هزاوه. ۸. منصب محتسب در ایران، ابوالقاسم سرّی. ۹. اجازات حسبیه امام، ابوالفضل حافظیان. ۱۰. مقارنه آرای امامیه و اهل سنت در حسبه و امور حسبیه، حمید قنبری. ۱۱. نصیحت ائمه مسلمین، محمد سروش محلاتی. ۱۲. آیین شهرداری.

در منابع فرهنگ اسلامی از چند نوع نظارت در اسلام یاد شده است؟

پاسخ: ۱. نظارت خداوند متعال. ۲. نظارت رسول گرامی و امامان. ۳. نظارت فرشتگان الهی. ۴. نظارت فرد بر اعمال خویش. ۵. نظارت عمومی مؤمنین بر همدیگر. ۶. نظارت اعضا وجوارح. ۷. نظارت مکان وقوع عمل. ۸. نظارت زمان وقوع عمل. ۹. نظارت نهادهای رسمی. ۱۰. نظارت مخفی و نامرئی.

رابطه شهادت «گواهی» و اقامه معروف و امحاء منکر چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

رابطه جهاد و اقامه معروف‌ و نهی از منکر چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

چه کسانی از شاعران و نویسندگان کهن به مباحث این دو فریضه پرداخته‌اند؟ سعدی؟ حافظ؟ مولانا؟ سنائی و ... متون ادبی کهن

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

نقش اجرای حدود و تعزیرات در اقامة معروف و نهی از منکر چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

خودسازی اخلاقی واجب ‌تر است یا امر به معروف؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

انسان چگونه می تواند وجود رذایل اخلاقی در نفس خویش را تشخیص دهد؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا اقرار به صفات رذیله جایز است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا شهادت دادن به اینکه شخص دارای رذایل اخلاقی است، جایز است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا شهادت دادن بر این امور جایز نیست؟

۱. گواهی به داشتن اخلاق ذمیمه. ۲. گواهی به داشتن عقاید باطل و انحرافی. ۳. گواهی به انجام افعال حرام و مکروه. ۴. گواهی به انجام تخلفات اداری؟

رابطه تغافل و نهی از منکر چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

آیا تحقیق و تفحص درباره ارتکاب منکر و ترک معروف جایز است؟ و در چه شرایطی و چه اموری؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

وظیفه مشاوران اجتماعی، اخلاقی، مذهبی در رابطه با اقرار به ارتکاب منکر چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

رابطه مشاغل مختلف با ارتکاب منکرات چیست؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

مصادیق معروف‌های اعتقادی چیست؟

پاسخ: ۱. ایمان به خدا . ۲. ایمان به پیامبران . ۳. ایمان به امامان معصوم (ع) ۴. ایمان به عدالت الهی. ۵. ایمان به معاد. ۶. ایمان به ملائکه . ۷. ایمان به کتب آسمانی . ۸. ایمان به غیب.

معروف‌های عبادی کدام است؟

پاسخ: ۱. اقامه نماز. ۲. نماز جماعت. ۳. نماز اول وقت. ۴. اقامه نماز جمعه . ۵. تلاوت قرآن . ۶. تدبر در قرآن . ۷. ذکر خدا . ۸. دعا. ۹. حج . ۱۰. عمره. ۱۱. زیارت. ۱۲. قربانی . ۱۳. نذر. ۱۴. اعتکاف. ۱۵. روزه . ۱۶. خواندن نوافل. ۱۷. ...

بزرگترین موانع موفقیت در اجرای دو فریضه چیست؟

ژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

معروف‌های معاشرتی (اخلاقی) چیست؟

پاسخ: ۱. احسان به والدین . ۲. صله ارحام . ۳. عدل و انصاف. ۴. خوش خلقی. ۵. فروبردن خشم. ۶. راستی در گفتار. ۷. عفو و گذشت. ۸. احسان و انفاق .

معروف‌های خانوادگی کدام است؟

پاسخ: ۱. ازدواج . ۲. انتخاب نام خوب. ۳. تربیت فرزندان. ۴. تامین نفقه فرزند. ۵. احترام اعضای خانواده. ۶. تزویج فرزندان .

معروف‌های اقتصادی چیست؟

پاسخ: ۱. تولید لوازم زندگی مسلمین. ۲. کار و اشتغال. ۳. قناعت. ۴. تجارت و صادرات و واردات. ۵. استخراج معادن. ۶. کشاورزی. ۷. دامداری. ۸. باغداری. ۹. پرورش طیور. ۱۰. یادگیری حرفه و فن. ۱۱. تعمیر لوازم زندگی مسلمین. ۱۲. ...

معروف‌های اجتماعی چیست؟

پاسخ: ۱. وفا به عهد و پیمان. ۲. امر به معروف . ۳. نهی از منکر . ۴. یتیم نوازی. ۵. تعاون در کارهای خیر. ۶. تعاون در تقوا . ۷. کارگشائی و قضای حوائج مسلمین. ۸. مسابقه در کار خیر. ۹. دفاع از مظلوم. ۱۰. عیادت بیماران. ۱۱. امداد و کمک رسانی به نیازمندان. ۱۲. دفاع از جان و مال و آبروی دیگران.

معروف‌های سیاسی کدام است؟

پاسخ: ۱. حضور در صحنه‌های حمایت از معروف. ۲. حضور در صحنه‌های برائت از منکر. ۳. بیعت و اعلام محبت به رهبری حق. ۴. اعلام نفرت از دولت‌ها و نظام‌های باطل. ۵. دفاع زبانی از نظام حق. ۶. دفاع مالی از نظام حق. ۷. دفاع بدنی از نظام حق. ۸. کمک به استقلال مسلمین. ۹. کمک به آزادی. ۱۰. کمک به جمهوری اسلامی. ۱۱. صبوری در بلاهای اجتماعی. ۱۲. گزینش صالحان و تقویت آنان. ۱۳. هماهنگی با دیگر کشورهای اسلامی. ۱۴. تشکیل احزاب اسلامی.

معروف‌های نظامی چیست؟

پاسخ: ۱. جهاد در راه خدا. ۲. حفاظت از مرزهای بلاد اسلامی. ۳. یادگیری فنون نظامی. ۴. کسب آمادگی برای دفاع از نظام اسلامی. ۵. ...

معروف‌های فرهنگی چیست؟

پاسخ: ۱. نشر فرهنگ قرآن. ۲. تعلیم قرآن. ۳. تشویق علوم قرآنی. ۴. فیلم‌های اسلامی. ۵. چاپ و نشر آثار اسلامی. ۶. تاسیس مدارس دینی. ۷. تربیت اخلاقی نسل جوان. ۸. دفاع فرهنگی. ۹. تدوین متون آموزشی و کمک آموزشی دینی. ۱۰. راه‌اندازی سایت‌های اسلامی، وبلاگ، پرتال، خبرگزاری. ۱۱. برگزاری مجالس دعا و روضه‌خوانی و جشن ولادت و شهادت امامان. ۱۲. ...

در زمینه ی فقه مقایسه ای این دو فریضه در مکاتب و مذاهب اسلامی چه کارهای انجام شده است؟

پژوهشگران عزیز می‌توانند با تحقیق و بهره‌گیری از اساتید حوزه و دانشگاه به این پرسش‌ پاسخ داده و با ارسال آن به پژوهشکده امر به معروف، ما را جهت هرچه غنی‌تر کردن سایت و پرداختن به این فریضه مهم یاری نمایند.

شرایط عمومی آمران و ناهیان چیست؟

پاسخ: ۱. شناخت معروف و منکر. ۲. احتمال تأثیر (آیا فراهم آوردن شرایط تأثیر واجب است؟) ۳. ادامه گناه و اصرار بر ترک واجب. ۴. ضرر و زیان نداشتن دو فریضه برای آمر یا مسلمان دیگر.

وجوب امر به معروف و نهی از منکر نسبت به واجبات دیگر چگونه است و در چه جایگاهی قرار دارد؟

پاسخ استاد فلاح زاده: گاهی وقت‌ها یک واجبی آثار و برکات بسیار زیادی دارد که در واجبی مثل امر به معروف و نهی از منکر این‌گونه است؛ مخصوصاً آثار اجتماعی و حتی آثار سیاسی آن که در روایت داریم امر به معروف و نهی از منکر «اَشرَفُ الفَرائِض» (شریف‌ترین واجبات) است و «بِها تَقامُ الفَرائِض»، واجبات دیگر به سبب امر به معروف و نهی از منکر اقامه می‌شوند و «تَأمَنُ المَذاهِبَ»، امنیت راه‌ها وابسته به امر به معروف و نهی از منکر است. فرموده‌اند اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید اشرار بر شما مسلط می‌شوند و دعایتان هم مستجاب نمی‌شود؛ بنابراین به‌هرحال دارای اهمیت بسیار زیادی است و اگرچه تعبیر می‌شود به فروع دین، اما در عداد اصول عملی اسلام است.

با توجه به اینکه اگر امر به معروف ضرر جانی داشته باشد واجب نیست، پس حرکت امام حسین علیه السلام چگونه تفسیر می‌شود؟

پاسخ استاد فلاح زاده: ممکن است کسی به ذهنش بیاید که در امر به معروف و نهی از منکر، شرط این است که امرونهی مفسده نداشته باشد بعد در توضیحش گفته می‌شود که یعنی ضرر مالی، جانی و آبرویی نداشته باشد. اباعبدالله الحسین علیه‌السلام فرمودند «ارید ان آمر بالمعروف و عنها عن المنکر» نسبت به قیامشان فرمودند: قصد من این است امر به معروف و نهی از منکر کنم درحالی‌که جانشان را فدا کردند یعنی ضرر جانی داشت، آن‌هم جان اباعبدالله الحسین علیه‌السلام. در جواب باید عرض کنیم که نسبت به برخی از واجبات و محرمات که شارع مقدس اهمیت و عنایت ویژه‌ای برایش قائل است، حتی فدا کردن جان برای آن‌ها باز اهمیت دارد. اصطلاحاً می‌گویند تزاحم مهم با اهم. اینجا مهم باید فدای اهم بشود. مثل موردی که جان شخصی درخطر است و می‌خواهند او را بی‌گناه بکشند حالا من هم بروم جلو و یک سیلی بخورم، خب اینجا باید رفت جلو باید جلوی منکر را گرفت. یا مثلاً در دین بدعتی گذاشته می‌شود که این خیلی مسئله مهمی است خب اینجا باید بذل مال کرد بذل جان کرد. اباعبدالله حسین علیه‌السلام فرمودند: اگر این وضع ادامه پیدا کند و حکومت امثال یزید ادامه پیدا کند «فعلی الاسلامِ السلام» یعنی فاتحه اسلام را باید خواند. پس برای اصل اسلام باید جان‌ها فدا شود. در هشت سال دفاع مقدس چقدر جان‌ها فدا شد، چقدر مال‌ها نثار شد، برای حفظ اصل نظام اسلامی و این خیلی اهمیت دارد. در کل نسبت به مسائلی که شارع مقدس اهمیت بسیار زیادی قائل است گاهی این شرط برداشته می‌شود یعنی ضرر مالی، جانی و آبرویی برداشته می‌شود.

آیا مطالبه‌ حق توسط دانشجویان از مسئولین، امر به معروف است؟

پاسخ استاد فلاح زاده: تا حد تذکر لسانی بله امر به معروف و نهی از منکر محسوب می‌شود. اگر واقعاً حق مسلمی است و استنکاف می‌شود و حق عطا نمی‌شود و به واجب عمل نمی‌شود خب امر به معروف، در حد تذکر لسانی واجب است. اما اگر بخواهند یک اجتماعی یا تظاهراتی راه بیندازند این‌ها مجوز قانونی می‌خواهد بدون مجوز نمی‌شود. اینکه بگویند تجمع کنیم علیه مثلاً رئیس دانشگاه یا فلان استاد که حق خودمان را استیفاء کنیم، نه این‌گونه نیست، بلکه تذکر لسانی این است که خودتان به استاد بگویید یا مثلاً به رئیس دانشگاه بگویید و اگر گفتن اثر ندارد نامه بنویسید یا به دیگران بگویید که بگویند تا حق استیفا شود. اما هرج‌ومرج و استفاده از قوه قهریه و تجمعات غیرقانونی تحت عنوان اینکه ما حالا می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنیم جایز نیست. اگر انسان گناهی را از شخص یا از اشخاصی دید از جمله مواردی که ذکر شد فرق نمی‌کند مسئول باشد یا غیرمسئول، رانت‌خواری کرده، از بیت‌المال سوءاستفاده کرده، زمین‌خواری کرده و ما یقین داریم خلاف قانون و مقررات بوده یعنی باید بدانیم که گناه بوده است -اما یک‌وقت است یک محملی برایش درست می‌شود و ممکن است فرد مجوز قانونی داشته باشد که مثلاً زمین واگذارشده، خب اگر این احتمال را بدهیم تکلیف نداریم- اما اگر یقین پیدا کردیم به خلاف شرع و گناه بودن، وظیفه‌ی امر به معروف و نهی از منکر داریم. البته وظیفه‌ی امر به معروف و نهی از منکر به این معنا نیست که در جامعه هرج‌ومرج ایجاد کنیم، آبروی کسی را ببریم، فرموده‌اند در امر به معروف و نهی از منکر مجاز نیستید مرتکب گناه شوید. همچنان که آب نجس، شیء نجس را پاک نمی‌کند، گناه جلوی گناه را نمی‌گیرد و نمی‌شود شخص مرتکب گناه بشود و به خاطر امر به معروف و نهی از منکر آبروی کسی را ببرد، برای اینکه جلوی رانت‌خواری یا زمین‌خواری را بگیرد، آبروی عده‌ای را ببرد. بلکه باید از طریق قانونی و از طریق صحیحی که تأثیر داشته باشد امر به معروف و نهی از منکر کرد و وظیفه‌ عمومی هم به نظر حضرت آقا تا حد تذکر لسانی است یعنی گفتن و نوشتن و اطلاع به مسئولین بالاتر که جلوگیری کنند. فرق نمی‌کند شما اگر از مسئولی خطایی یا گناهی دیدید که حالا در قالب ترک واجب باشد یا ارتکاب حرام وظیفه‌ی عمومیتان نسبت به این گناه امر به معروف و نهی از منکر است. اما این را بدانید که شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر مختلف است. باید به‌گونه‌ای اقدام کنید که مؤثر باشد و مفسده هم نداشته باشد، یعنی هرج‌ومرج در جامعه ایجاد نشود، آبروی کسی نرود، ولی به هر طریقی که می‌توانید تذکر لسانی دهید. نوشتن نامه هم همین حکم تذکر لسانی را دارد، گفتن مستقیم لازم نیست. گاهی وقت‌ها باید به شخص دیگر بگوییم، به مسئول بالاتر اطلاع دهیم، به شیوه‌ای که وظیفه انجام شود و از منکر جلوگیری شود.

در روایات و قرآن آمده است که در زندگی شخصی افراد تجسس نکنید. با این حال آیا امر به معروف و نهی از منکر، تجسس در امور شخصی دیگران نیست؟

پاسخ استاد فلاح زاده: در جواب باید عرض کنیم به چه صورت؟ اگر یک شیوه‌ امر به معروف و نهی از منکر را می‌بینید که صحیح نیست، این شیوه، دستور دین نیست. همان احکامی که امر به معروف و نهی از منکر را واجب دانسته است، همان احکام هم تجسس در امور شخصی دیگران را حرام دانسته و نکته‌ی مهم‌تر در امر به معروف و نهی از منکر این است که اگر شما بروید تجسس کنید که آیا فردی حرام مرتکب می‌شود یا نه و سپس نهی از منکر کنید و یا تجسس کنید آیا او ترک واجب می‌کند یا نه و سپس امر به معروف کنید جایز نیست. اگر گناهی از او دیدیم که بنای تکرار دارد، واجب است نهی از منکر کنیم؛ تازه اگر دیدیم بنای تکرار ندارد، نهی از منکر معنا ندارد و جایز نیست. اما در صورتی که فرد گناهی را می‌خواهد مرتکب شود -نه اینکه شما بروید تحقیق کنید تا بدانید- اگر دانستید که می‌خواهد گناهی را مرتکب شود، بر شما واجب است نهی از منکر کنید.